شرکت تولید کننده محصولات چوب پلاستیک در ایران
جهت اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه شود.
جهت اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه شود.
احتراما ماشین آلاتی که بطور تخصصی شرکت ما روی آنها کار می کند به شرح ذیل می باشد:
1) اکسترودر های دو ماردون جهت تولید کامپاندها ی پلیمری (گرانولهای تقویت شده و مهندسی) و مستر بچ (رنگدانه پلاستیکی)
2) خطوط تولید چوب پلاستیک
3) خطوط تولید انواع ظروف یکبار مصرف و لیوانهای EPS با تکنولوژی قالبگیری در یک مرحله از هلند
4) انواع خطوط تولید ورقهای پلیمری ساده (تک لایه و چند لایه)و موجدار ( طرح سفال -سینوسی-ذوذنقه ای و ...)
5) خطوط تولید ورقها و تخته های فومی از جنس: XPS,XPE ,EPE,…
6) خطوط تولید انواع لوله (تک لایه و چند لایه) ‘ گرمایش از کف PEX/AL/PEX و شلنگ و نوارهای آبیاری
7) خطوط تولید انواع پروفیل (درب و پنجره ‘ دیوار پوش ‘ قاب عکس و...)
8) ماشین آلات تولید بلوکهای پلاستوفوم و قالب ماندگار ICF
9) خطوط تولید انواع ساندویچ پانل (PU,EPS, Glass wool,…) و 3D پانل
10) خط تولید آلومینیوم کامپوزیت پانل (ACP line) برای نمای ساختمانها
11) انواع خطوط بازیافت ضایعات پلیمر (PET, PP/PE, EPS,……..)
برای اطلاعات بیشتر و خرید دستگاهها با شماره زیر تماس بگیرید
۰۹۱۲۸۲۵۹۸۱۹
طی دو دهه گذشته پیشرفت قابل توجهی در علوم و تکنولوژی چوب و صنایع چوب حاصل شده است. محققان و دست اندرکاران با سعی و کوشش فراوان و نیز تلفیق علوم بنیادی و کاربردی توانسته اند صنایع چوب را به نحو بسیار چشمگیری ارتقاء بخشیده و هماهنگ با دیگر صنایع به پیش برند. متاسفانه در این فرایند شکافت عمیقی بین کشورهای اصطلاحاً توسعه یافته و در حال توسعه بوجود آمده است و اختلاف قابل ملاحظه ای در زمینه دانش استفاده از تکنیک ها در سطح کاربردی بین آنها بوجود آمده.
برای از بین بردن این شکاف و یا کم کردن این اختلاف وظیفه خطیری بر دوش محققان و دانش پژوهان علوم تکنولوژی چوب قرار گرفته است و این گروه باید با فعالیتی خستگی ناپذیر به این امر مهم توجه کرده و تا آنجا که مقدور است رسالت خویش را در زمینه از بین برداشتن یا کاهش این کاستی های مقدس تلقی کنند.
یکی از موارد مهمی که به انتقال دانش استفاده از تکنیکهای و تبادل افکار علمی در علوم و تکنیک ها کمک می کند انتشار نتایج تحقیقاتی و مراجه علمی و فنی در زمینه های مختلف به رشته تحریر در آمده اند که ذکر یکایک آنها به درازا خواهد کشید. قابل ذکر است که فقط در رشته تولید تخته فیبر و ام . دی . اف چند کتاب به زبان انگلـیسی وجود دارد که از آن جمله می توان از کــــتاب wood Science & Technology نوشته پرفسور دکتر کلمن و کتاب Modern Particleboard & Dry Process Fiber نوشته پرفسور ملونی را نام برد. آخرین و جامع ترین مرجع در زمینه تکنولوژی تولید انواع تخته فیبر کتاب Fiberboard Manufacturing practices in the United States نوشته آ _ سوکسلند وج . ئی . وودسان است.
جزوه حاضر خواننده را با چگونگی ساخت و تولید تخته فیبر، بگونه اینکه امروزه متداول است، آشنا می سازد.
ابتدا تاریخچه و در پی آن بعضی از عوامل مهم تکنولوژیکی و شیمیایی و نیز ارزیابی ماده اولیه این صنعت مورد بحث قرار گرفته است. بخش عمده ای از این کتاب، تجهیزات و فرآیندهای تولید تخته فیبر عایق، تخته فیبر سخت ( با فرآیند تر و فرآیند خشک ) و تخته فیبر با دانسیته متوسط ( ام . د . اف ) را تشریح می کند. جزئیات فرآیندهای جدید عملیات تکمیلی تخته یا پرداخت آن نیز مورد بررسی قرار گرفته و به طور کلی فصلی به موضوع کاربرد آب و تیمار آن اختصاص داده شده است. کاربردهای گوناگون و استانداردهای تجارتی مختلف در فصل آخر مورد بحث قرار گرفته است.
مفاهیمی چند در مقدمه موجبات آشنایی به موضوع این کتاب را فراهم خواهد ساخت. این مفاهیم در اینجا بعنوان نقطه شروعی برای تشریح فصل های بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت. اصطلاح تخته فیبر به آن دسته از محصولات ورق مانندی اطلاق می گردد که خود بخشی از خانواده ای بزرگتر تحت نام تخته های ترکیبی را تشکیل میدهند. اختلاف اینگونه تخته های ترکیبی با چوب ماسیو بطور عمده در این است که آنها از ترکیب عناصر چوبی با ابعاد مختلف تشکیل یافته اند که بوسیله چسب با یکدیگر چسبیده اند.
ساخت این قبیل محصولات بطور کلی شامل دو مرحله مهم است : تولید عناصر یا خرده چوب ( فر آیند کاهشی ) و ترکیب مجدد این عناصر و به شکل ورق در آوردن آنها ( فر آیند تولید ورق ). هر کدام از این محصولات با توجه به اندازه و شکل قطعات چوبی که که در ساخت آنها مورد استفاده قرار می گیرد از محصولات دیگر متمایز می گردند. مثلاً، در تخته چند لا یا تخته لائی، « قطعات » بکار برده شده عبارتند از اوراقی که هر کدام از آنها با ابعاد معین و منظم می توانند بی آنکه تراکمی در آنها ایجاد گردد به سهولت و بطور اصولی و مرتب روی هم قرار گرفته و به هم چسبانده شوند.
تخته خرده چوب، اساسا از قطعات ریز ( خرده چوب ) تشکیل شده است که _ در مقایسه با لایه ها در ساختمان تخته چندلا_ نسبتا کوچک بوده، ولی چندین برابر از سلولهای چوبی یعنی کوچکترین جزء اساسی تشکیل دهنده ساختمان بیولوژیکی یک قطعه چوب بزرگتر است. ابعاد خرده چوب، اغلب نامنظم بوده و معمولا بطور تصادفی روی هم قرار می گیرند. تماس در خط چسب و بهبود کیفیت مکانیکی تخته خرده چوب بطور معنی داری به تراکم آن بستگی دارد. بر این قیاس، گروه تخته خرده چوب در طبقه بندی فوق، از لحاظ جرم ویژه نسبی اندکی به سمت راست حد بالائی دامنه تغییرات جرم ویژه نسبی چوب ماسیو نزدیک شده است. تخته پوشال و تخته رشته ای نیز جزء گروه تخته خرده چوب محسوب می شوند، ولی از خرده چوبهای نسبتا درشتر ساخته می شوند و معمولا در مواردی که مستلزم تحمل با بیشتری هستند مورد استفاده قرار می گیرند.
در ساخت تخته فیبر موادی مورد استفاده قرار می گیرند که شامل عناصر چوبی اند و ابعاد آنها با ابعاد سلولهای چوبی برابرند. از این رو، در صنعت تخته فیبر، بدون در نظر گرفتن مبدا آن _ اصطلاح « فیبر » به هر گونه عنصری اطلاق می گردد که دارای چنین شکل و اندازه ای باشد. بعبارت دقیقتر، در فرهنگ تشریحی چوب، اصطلاح فیبر به سلولهای خاصی، یعنی فیبر تراکئیدی گفته می شود که ممکن است فقط درصد کمی از حجم یک قطعه چوب ماسیو را تشکیل دهد. پنج نوع تخته فیبر مختلف وجود دارد که دو نوع از آنها با فرآیند خشک ساخته شده و عبارتند از : تخته خرده چوب و تخته چندلا سه نوع دیگر با فرآیند تر ساخته می شود، با وجود اینکه ، کاغذ از فیبر یا الیاف ساخته می شود، لکن، تخته فیبر نیست و در اینجا فقط به منظور نشان دادن ارتباط نزدیکی که با تکنولوژی ساخت تخته فیبر دارد، به آن اشاره شده است. مصرف آب در فرآیند تر، بسیار زیاد است ( مثلا حدود 100 تن آب برای تولید هر تن محصول )، ولی محصولات تولیدی با این فرآیند از بعضی لحاظ بر محصولات تولید شده با روش فرآیند خشک ارجحیت دارند. تخته فیبر عایق، فقط با فرآیند تر قابل تولید است.
در گذشته انواع تخته فیبر ها با فرآیند تر و بعنوان انشعابی از تکنولوژی کاغذ ساخته می شدند، ولی، فرآیند خشک ساخت تخته فیبر در سالهای اخیر توسعه یافته و در بعضی موارد بطور مستقیم از تکنولوژی تخته خرده چوب انشعاب یافته است.
تخته فیبر ها نیز بر حسب دانسیته خود طبقه بندی می شوند. تخته فیبر عایق ( با ضخامت 9.5 تا 19 میلیمتر و دانسیته 160 تا 496 کیلو گرم در متر مکعب ) نمونه سبکترین گروه از تخته ها به شمار میرود. تخته فیبرهای با دانسیته متوسط که به ام . دی. اف معروف هستند، هم با فرآیند تر و هم با فرآیند خشک و با دانسیته های مشابه تخته خرده چوب ( 640 تا 800 کیلو گرم در متر مکعب ) ساخته می شوند. آن دسته از تخته فیبرهای دارای دانسیته متوسط که با فرآیند تر تولید می گردند، ضخامتی بین 6 تا 13 میلیمتر داشته و معمولا بعنوان رو کوب مورد استفاده قرار می گیرند. تخته فیبرهای دارای دانسیته متوسط که با فرآیند خشک ساخته می شوند و ضخامت آنها 9.5 تا 25 میلیمتر می باشد، اغلب بعنوان مغزی، در صنعت مبلمان با تخته خرده چوب رقابت می کند. تخته فیبرهای دارای دانســیته بالا ( سنگین ) در حدود 880 تا 1120 کیلو گرم در متر مکعب است و تخته فیبرهای سخت نامیده میشوند. هر چند، بین تخته های فیبرهای سخت ساخته شده با فرآیند تر و تخته فیبرهای سخت ساخته شده با فرآیند خشک، اختلاف معنی داری وجود دارد، اما، این دو نوع تخته، در بازار با یکدیگر رقابت می کنند. ضخامت تخته فیبر سخت بین 2.5 تا 8 میلیمتر در تغییر است.
دست اندر کاران صنعت تخته فیبر از طبقه بندی فوق استفاده می کنند. این طبقه بندی در جمیع جهات با استاندارد ملی امریکا تحت عنوان " basic hardboard " که توسط اتحادیه صنف تولید کنندگان تخته فیبر سخت ایالات متحده تهیه شده است مطابقت نمی کند.
استاندارد فوق، هر نوع تخته فیبر را که دانسیته آن به 480 کیلو گرم در متر مکعب ( جرم ویژه نسبی 0.5 ) یا بیشتر برسد، تخته سخت می نامد. این استاندارد، تخته فیبر های دارای دانسیته متوسط را یک گروه جداگانه معرفی نمی کند، و بعلاوه تفاوتی بین محصولات تولید شده با فرآیند تر و خشک قائل نیست. با وجود این، بر طبق تعریفی که در استاندارد مقدماتی تخته فیبر سخت آمده است، تخته فیبرهای دارای دانسیته متوسط با فرآیند خشک، بر اساس استانداردی مه توسط اتحادیه ملی تخته خرده چوب تهیه شده است ، تولید و در بازار معامله می گردد. این ناهماهنگی و تناقض، بیشتر به تاریخچه توسعه این فرآیند و نیز این واقعیت ارتباط دارد که تخته فیبر سخت با فرآیند خشک در بازارهای صنعتی مستقیماً با تخته خرده چوب بیش از سایر تخته فیبرها رقابت دارد. تخته فیبر عایق در استاندارد اختیاری جداگانه ای چنین تعریف شده است: تخته عایق، به تخته فیبر سختی گفته می شود که دانسیته آن 160 تا 496 کیلو گرم در متر مکعب ( جرم ویژه نسبی 0.16 تا 0.50 ) باشد، ( در این زمینه به استاندارد 1983 ، ASTM مراجعه شود).
طبق تعریف اتحادیه تخته فیبر سخت امریکا « اصطلاح تخته فیبر سخت » در این پروژه مورد استفاده قرار خواهد گرفت. شکل زیر مراحل مختلف ساخت تخته فیبر سخت با فرآیندهای خشک و تر را بطور شماتیک نشان می دهد. چوب در هر دو فرآیند، ابتدا به الیاف ( خمیر )، تبدیل شده، و بعد با ترکیب مجدد، یکپارچه می گردد. هر دو مرحله، مستلزم صرف انرژی است. آب در فرآیند تر، بمقدار زیاد، نقش انتقال دهنده و وسیله توزیع الیاف را ایفا می کند. افزون بر این ، آب اتصالات طبیعی یعنی فعالیت ترکیبات چسب، مانند چوب و تشکیل پیوندهای هیدروژنی را سرعت می بخشد. این پدیده سبب کاهش میزان و یا به کلی حذف چسبهای رزینی و سایر عوامل اتصال دهنده می گردد. از سوی دیگر، تصفیه، بازیابی و مصرف آب در این فرآیند، یکی از مشکلات عمده و پیچیده بشمار می رود.
طرح مراحل مختلف ساخت تخته فیبر سخت با فرآیند تر و خشک نشان می دهد .
هوا در فرآیند خشک، نقش انتقال دهنده و وسیله توزیع مواد را بعهده داشته و با توجه به اینکه بدون وجود آب، شرایط لازم جهت تشکیل اتصالات طبیعی فراهم نمی گردد از این رو ، در این فرآیند، چگونگی کیفیت مکانیکی و سایر خصوصیات تخته های تولیدی به افزودن چسب بستگی کامل دارد.
تفاوتهای معنی دار و آشکاری بین محصولات تولیدی با پنج فرآیند ساخت تخته فیبر وجود دارد، هیچکدام از این فرآیندها ذاتا بهتر و یا بدتر از دیگری نیست، لکن، یک فرآیند ممکن است برای ساخت محصولی _ بخصوص با ماده اولیه ای معین _ بهترین فرآیند باشد. معمولا، محاسن و معیب نسبی این فرآیندها مقطعی بوده و با نوسانهای قیمت کالاهای مهم مانند انرژی، مواد شیمیائی و یا مقررات و محدودیتهای زیست محیطی تغییر می یابد. افزون بر این، سطح تکنولوژی در عصر حاضر ثابت نیست و پیوسته در حال تغییر است و این صنعت نیز مستثنی نبوده و ممکن است هر روز تغییرات و اصلاحاتی به وجود آید و فرآیندها و محصولات جدیدی تولید گردد.
تمام تخته هاي تركيبي که درقرن بيستم ابداع شده وارز نظر تجارتي ابداع شده واز نظر تجارتي به بالاترين درجه اهميت خود رسيده اند . ساخت كاغذ هاي ساخته شده از خمير چوب كمي بيش از صد سال قدمت دارد . تخته چند لاي صنعتي حدودا از اوائل قرن حاضر وتخته فيبر عايق در دوران جنگ جهاني اول ساخته شده اند . اولين ساخت تخته فيبر سخت در سال 1926 آغاز به كار كرده است . صنعت تخته خرده چوب براي اولين بار در كشور آلمان ودر زمان جنگ جهاني دوم توسعه پيداكرد ودر اوائل دهه 1950ميلادي در آمريكا معرفي گرديده است . تخته فيبر با دانسيته متوسط با فرآيند خشك وتخته پوشال- هردو براي اولين بار در ايالات متحده امريكا شناخته شده و كاربرد آنها در دهه 1970بسرعت توسعه يافته است .
تخته فيبر عايق نخستين بار به عنوان يكي از محصولات فرعي صنعت كاغذ توسعه پيدا كرد،كه علت آن كوشش هائي در جهت يافتن كاربرد مناسب براي حجم قابل توجهي از الياف خارج از اندازه بالاي الك(كه اصطلاحا وازدالك ناميده مي شد ) فرآيند مكانيكي تهيه خمير كاغذ بوده كه سر انجام در سال 1898منجر به وجود آمدن يك كار خانه تخته فيبر عايق در كشور انگلستان گرديد.
انگيزه ابداع تخته فيبر سخت از آنجا به وجود آمد كه لزوم استفاده از مقدار بسيار زيادي از ضايعات كارخانه جات چوب بري مانند پشت لا و خاك اره كاج هاي جنوب آمريكا كه در آن بدون استفاده مانده بود كاملا احساس مي شد .در اين هنگام يكي از كارخانه داران به نام آقاي ويليام .اچ.ميسون كه در كارخانه خود واقع در شهر لورل ايالات ميسي سي پي ،رزين وتر بانتين از چوب آلات اره شده استخراج مي كرد، با دستگاه خاصي، تبديل خرده چوب به فيبر را _ بدون از دست دادن ليگنين- مورد آزمايش قرار داد .خرده چوب براي مدت كوتاهي در اين دايجستر در معرض بخار آب با فشار زياد قرار مي گرفت و بعد فشار را كم مي كرد تا با فشار آتمسفر متعادل شود. در اين حالت بخار آب وارد سلول هاي چوبي شده و باعث نرم كردن ليگنين گرديده ودر نتيجه عمل جدا سازي الياف از يكديگر انجام مي پذيرد. با وجود اين كه خمير توليد شده با روش فوق براي كاغذ سازي مناسب نيست، با اين وجود هنگاميكه اين خمير با پرس گرم فشرده گردد ، ليگنين نقش خود را به عنوان يك عامل چسبنده ايفا كرده و بدين وسيله اوراقي سخت به وجود مي آيد . شركت فيبر ميسون كه هنوز تحت نام مازونيت كورپوريشن فعاليت دارد در سال1926 اولين كار خانه توليد تخته فيبر سخت مازونيت را در شهر لورل تاسيس كرد . اين كار خانه در حال حاضر بزرگترين كار خانه توليد كننده تخته فيبر سخت به شمار مي رود .اصطلاح مازونيت عملا با تخته فيبر سخت مترادف گرديده است در سال 1931مهندسي سوئدي بنام آراسپلاند در اثناي انجام يك رشته تحقيقات به اين نتيجه رسيد كه از خاصيت ترموپلاستيكي چوب براي جدا سازي الياف از يكديگر مي توان استفاده كرد . وي دستگاهي براي جدا سازي الياف بر اساس اين تحقيقات ،طراحي كرد كه قادر بود خرده چوب را تحت فشار بخار زياد آسيا كند آسپالاند نيز نتيجه مطالعات خود را در اين زمينه كه نقش مهمي در توسعه تخته فيبر سخت دارا بود ،گزارش كرده است اين دستگاه در شرایط مساعد ، الياف سالم ،نشكسته ،تميز و مرغوب توليد مي كند كه براي توليد تخته فيبر سخت با مصرف انرژي پائين مناسب است. اولين ديفيبر اتور كار خانه تخته فيبر سخت در سال 1934در كشور سوئد ساخته شد . در حال حاضر دستگاه ديفيبراتور آسپالاند در صنعت تخته فيبر سخت مقام اول در جهان پيدا كرده است. در هر دو روش (آسپالاند وميسون ) اوراقي توليد مي شود كه اصطلاحا «يك رويه صاف» ناميده مي شوند . اين پديده ،يكي از معايب فرايند تر محسوب مي شود ، زيرا در اين فرآيند حتما بايد يك توري سيمي از يك طرف كيك فيبر تر و يا ورق مرطوب خمير داخل پرس گردد تا فرار آب و بخار در هنگام پرس به سهولت انجام پذيرد در نتيجه ،سطح تحتاني اوراق تخته فيـــبر توليد شده ناصاف مي گردد هر دو شركت عمده توليد كننده تخته فيبر سخت يعني شركت جيپسون آمريكا در اوائل دهه 1930با داشتن كارخانه اي در شهر گرين ويل و شركت مازونيت تقاضاي ثبت امتياز فرآيند ساخت فيبر هاي S2S (يا تخته فيبر هائي كه هر دو سطح آنها صاف است ) را كردند كه در آن هر تخته فيبر در پرس بين دو صفحه فلزي قرار مي گيرد، امتياز ساخت تخته فيبر هاي S2S در سال 1938 به شركت ميسون واگذار گرديد در حالي كه شركت جيپسون كه از قبل اين نوع تخته را توليد مي كرد از آن پس با موافقت واستفاده از امتياز شركت مازونيت به كار توليد تخته فيبر سخت S2S ادامه داد و بدين ترتيب ،شركت جيپسون آمريكا به عنوان اولين شركت توليد كننده تخته فيبر سخت S2S در آمد و تا سال 1915 يعني تا زمانيكه امتياز محصول اصلي مازونيت به پايان رسيد هيچ كار خانه جديدي در آمريكا تاسيس نگرديد . عدم واگذاري امتياز يك محصول اصلي از طرف سوئديها سبب توسعه صنعت تخته فيبر در سوئد گرديد . كه بر اساس ديفيبر اتور آسپلاند ساخته ميشد. اين نوع دستگاه در چند كارخانه اوليه اي كه بعد از سال 1945در منطقه شمال غرب اقيانوس آرام تاسيس گرديد. نيز مورد استفاده قرار گرفت.
اولين كار خانه سازنده تخته فيبر كه بر اساس فرآيند خشك طراحي شده بود در سال 1952در شهر آنا كورتز در ايالات واشنگتن ايالات متحده آمريكا تاسيس گرديد . هدف از تاسيس اين كارخانه به واقع پياده كردن وبه حد توليد انبوه رساندن فرآيند نيمه خشك بود كه توسط سازمان تحقيقاتي تخته چند لا به انجام رسيد. در اين كار خانه از هوا به عنوان انتقال دهنده و توزيع كننده خمير استفاده به عمل مي آيد .ولي ذرات خمير به اندازه كافي خشك نيستند و بدون وجود تور سيمي براي فــــرار بخار و آب نمي توانند پرس شوند، بنابراين تخته فيبر هاي توليد شده با روش نيمه خشك از نوع تخته هاي S1S هستند . دومين كار خانه مشابه كار خانه فوق الذكر در سال1952 در شهر كوزبي ايالت اورگان شروع بكار كرد . ذرات خمير در اين كار خانه قبل از پرس به اندازه كافي خشك شده وبدون وجود تورسيمي در يك سو،وارد پرس شده ودر نتيجه تخته هاي S2S توليد مي گردد.
هر چند در فرآيند تر تنها تفاوت بين تخته فيبر سخت و تخته فيبر با دانسيته متوسط تراكم آنهاست ،ولي در فرآيند هاي خشك ،تخته فيبر با دانسيته متوسط بي نظير بوده وبا تخته فيبر سخت با فر آيند خشك كاملا اختلاف دارد . عامل ويژه و مهم در فرآيند تخته فيبر با دانسيته متوسط وجود يك دستگاه نرم كننده (در واقع نرم كننده از نوع بوئر 411)است كه باعث توليد نوعي با دانسيته حجمي بسيار پائين ميشود . تخته فيبر با دانسيته متوسط با فر آيند خشك معمولا صخيم تر از تخته فيبر سخت با فرآيند خشك است . اولين كار خانه اين تخته فيبر در سال 1965 در شهر دپوزيت ايالت نيويورك ساخته شده است ومحصول آن با نام تجارتي تخته بارا بورد به بازار عرضه مي شود .
به طور كلي ،مي توان محصولات تخته فيبر عايق را به سه گروه به شرح زير طبقه بندي كرد :
1- محصولات بيروني . اين نوع محصولات عبارتند از :
_ تخته پوششي : اين نوع تخته ها به علت عايق بودن ، جلوگيري از سر وصدا ، داشتن نقش مهار بند و ارزان بودن ،در قسمت هاي بيروني ساختمان مورد استفاده قرار مي گيرند.
_ تخته لمبه كوبي بام : اين نوع تخته فيبر عايق معمولا از سه لايه تشكيل شده اند و براي لمبه كوبي بام ،عايق كاري و تزیين سقف مورد استفاده قرار مي گيرند . اوراق متشكله اين نوع تخته عايق ها با چسب هاي مقاوم در مقابل رطوبت با يك ديگر چسبانده مي شوند .
_ تخته عايق بام : اين نوع تخته عايق ها بيشتر براي لمبه كوبي بام هاي مسطح مورد استفاده قرار مي گيرند .
2- محصولات دروني : محصولات اين گروه عبارتند از :
- تخته ساختماني : اين نوع تخته ها براي مصارف عمومي داخل ساختمان ها مورد استفاده قرار مي گيرند.
- تخته آجري سقف : تخته فيبر عايقي است كه روي آن بر جسته كاري و تزئين انجام گرفته و داخل ساختمان و تزئينات سقفهاي غير آكوستيك مورد استفاده قرار مي گيرد . در ضمن از لحاظ داشتن خاصيت آكوستيك مورد توجه است .
- تخته صدا گير: يك نوع تخته مخصوص است و براي جلوگيري از سروصدا در ساختمان مورد استفاده قرار مي گيرد .
محصولات صنعتي: اين نوع محصولات شامل تخته هاي مخصوص ساخت خانه هاي قابل حمل ، نوار هاي انبساط اتصال ، تخته هاي مورد مصرف در صنايع اتومبيل سازي و مبل سازي مي باشد .
- تخته ديوار كوب داخلي : معمولا پيش پرداخت مي شود .
- روكوب خارجي : با درز يا روكوب پانل ،معمولا از پيش كاملا پرداخت شده و بي عيب مي باشد.
- تخته هاي صنعتي : شا مل محصولات زيادي مانند تخته هاي ا تومبيل سازي ، ساختماني ، و تخته هاي مخصوص صنعت مبل سازي و غيره مي باشد .
هر چند كه اولين كار خانه تخته فيبر با دانسيته متوسط و فر آيند خشك با هدف توليد روكوب هاي خارجي طراحي شده بود، لكن پس از مدت كوتاهي تغييراتي در آن به وجود آمد و به ساختن مغزي (در پانل هاي مبل سازي ) پرداخت و در حال حاضر بيشتر توليدات آن به همين منظور فروخته مي شود تخته فيبر با دانسيته متوسط و فرآيند خشك به علت ارزان بودن ، يكنواختي در تمام قسمت ها و يكپارچگي لبه ها كه مستقيما پرداخت آنرا ساده تر مي سازد ، با موفقيت تمام با تخته خرده چوب رقابت مي كنند .
فرآيند هاي توليد خمير كه در صنعت تخته فيبر مورد استفاده قرار مي گيرد مكانيكي هستند در اين فر آيند براي حل كردن عناصر چسبنده ميان سلولها ،هيچ گونه مواد شيميائي مورد استفاده قرار نمي گيرد ، با وجود اين ،در هنگام پخت خمير و سا ير مراحل ساخت ، يك رشته واكنش هاي شيميائي مهم به وقوع پيوندد كه بعضي از آنها در اين بخش مورد بحث و بررسي قرار مي گيرند تيمار هاي شيميائي از قبيل تيمارهاي مقاوم كردن تخته فيبر در مقابل آتش سوزي و يا كنترل آلودگي آب در بخش اي بعدي مورد بحث قرار خواهند گرفت.
ساختمان سلولي چوب فقط با ذره بين قوي و يا با ميكروسكوپ قابل رویت است بعد بزرگتر اين سلول ها در جهت طولي درخت قرار دارد و چندين برابر ابعادي است كه در برش عرضي ديده ميشود . در جهت شعاعي و محيطي بطور رديفي قرار دارند سلولهائي كه در كه در اوائل سال يا در فصل رويش تشكيل شده ا ند (چوب بهاره) درشت تر بوده و نسبت به سلولهايي كه ديرتر به وجود آمده اند (چوب تابستاني) داراي ديواره هاي نازك تر هستند. چوب بهاره و چوب تابستانه مربوط به يك فصل رويش، در مجموع ،يك دائره ساليانه را تشكيل مي دهد. كليه سلول هاي چوبي داراي ديواره هائي : غشاء سلولي هستند كه هر يك به تنهائي از چند لايه تشكيل شده اند : غشاء اوليه كه معمولا با حرف P مشخص ميشود و غشاء ثانويه كه خود شامل سه لايه است كه اصطلاحا به آنهاS1.S2,S3. گفته مي شود اجزاء اصلي تشكيل دهنده ها ساختمان اين لايه ها عبارتند از رشته هاي بسيار ريز و غير قابل رويت با ميكروسكوپ معمولي (فيبر يلها ) كه به وسيله يك ناحيه بي شكل (آمورف ) احاطه شده اند. و درست حالت الياف شيشه معمولي را دارند كه در آن، رشته هاي كريستالي بوسيله يك ناحيه بي شكل از رزين پلي استر احاطه شده اند . تفكيك و تشخيص اين سه لايه ( S1.S2,S3) از يكديگراز روي نظم و طرز قرار گرفتن فيبر يلها در غشاء اوليه ، به صورت نا منظم ودر هم قرار گرفته اند . تعدادي لايه نازك بنام غشاء مياني در لايه S1 غشاء ثانويه قرار دارد كه در آنها فيبر يلها بطور موازي و با زاويه هاي مختلف نسبت به محور سلول (70تا50) درجه قرار گرفته اند. فيبر يلها در لايه دروني غشاء ثانويه يا S3به حالت هليكس مسطح و با زاويه اي بين 90 تا60 در جه نسبت به محور سلول قرار دارند.
چوب از مواد عمده اي مانند سلولز ، همي سلولز ، ليگنين و به نسبت بسيار كمي مواد استخراجي تشكيل شده است . زنجيره هاي مولكولي سلولز در غشاء سلولي، اساس ساختمان ميكرو فيبر يلها را تشكيل مي دهد. همي سلولز و ليگنين ماده تشكيل دهنده زمينه غشاء ثانيه سلول هستند و ليگنين ماده اصلي غشاء سلولي بوده و مانند ملاتي سلول هاي چوبي را به يكديگر مي چسباند مواد استخراجي چوب عبارتند از تركيبات شيميائي با وزن مولكولي پائين كه به ميزان اندك در چوب ، بويژه در درون چوب كه قسمت مرده تنه درخت را تشكيل مي دهد يافت مي شود نقش عمده و اصلي مواد استخراجي پيدايش رنگ چوب و مقاوم كردن آن در مقابل حمله قارچها و حشرات مي باشد . اين تركيبات در حلالهاي آلي طبيعي يا در آب قابل حل بوده و در بخار آب قابل تبخير هستند. مولكول سلولز عبارتند از مجموعه اي از زنجير هاي مولكولي كه از روي تعداد درجه پلي مريزاسيون(دي پي) ناميده مي شوند كه در چوب هاي مختلف و با توجه به گونه چوب بين 10000تا 3000 است. مقاومت الياف چوب و غيره حلال بودن سلولز در آب يا الكل و اسيد هاي رقيق هر دو از زنجير مانند بودن مولكولها و طول آن منشاء مي گيرد. در غشاء سلولي با هم به صورت گروهي در آمده و رشته هاي زنجير مولكولي سلولز را تشكيل مي دهند كه اين رشته ها در بعضي قسمت ها با يكديگر موازي بوده و ناحيه كريستاليني را به وجود مي آورند كه خود در مقاومت فيزيكي و مكانيكي چوب ماسيو نقش بسزائي ايفا مي كنند.
همي سلولز ها مانند سلولز در زمره پلي ساكاريدها هستند لكن وزن مولكولي كمتري از سلولز دارند . بنابراين، قابليت حل شدن آنها بيشتر است و نقش كمتري در مقاومت ديواره ها داشته و به اين قسمت اصطلاحا ناحيه آمورف يا بي شكل مي گويند. همي سلولز شكلهاي متفاوتي دارد كه بر اساس منومرهاي تشكيل دهنده شان طبقه بندي مي شوند. ليگنين عبارتست از پليمري سه بعدي با پيوندي عرضي كه از حلقه هاي فنيل پروپان تشكيل شده است. و به همين دليل طبيعتا معطر است ليگنين قسمتي از زمينه يا متن ناحيه بي شكل يل آمورف مي باشد كه فيبر يلهاي سلولز را در داخل غشاء سلولي احاطه مي كند . ليگنين در غشاء بين سلولي بسيار متراكم بوده و لايه ملات بين سلولها را تشكيل مي دهد تركيبات شيميائي ليگنين بسيار پيچيده اند و به همين دليل تا كنون يك فرمول ساختماني واحد براي آن ارائه نشده است .
واكنش هاي شيميائي در فرآيند ساخت تخته فيبر اغلب در مرحله پخت خمير كه ضمن آن پيوند هاي بين الياف شكسته مي شود. ونيز در مرحله پرس گرم كه ضمن آن اوراق فيبر سخت شده و بين الياف پيوند يا ا تصال ايجاد مي گردد ،ظاهر مي شوند.
هيدروليز، نوعي واكنش شيميائي است كه ضمن آن آب نسبت به يك ماده ديگر واكنش نشان داده ، آنرا شكافته ويك يا چند ماده جديد كاملا مستقل از ماده اصلي توليد مي كند. تجزيه ساكروز يا قند نيشكر كه باعث به وجود آمدن گلوكز و فروكتوز مي شود و يا تبديل نشاسته به گلوكز كه با حضور يك كاتاليزور مناسب انجام مي شود. از جمله مثال هاي اين نوع واكنش مي باشند گلوكز اساس تشكيل دهنده سلولز است . هيدروليز سبب كاهش طول زنجير ويا اندازه مولكول ها مي شود كه اين عمل خود قابليت انحلال پذيري را زياد مي كند. هيدروليز اسيدي ( هيدروليز به كمك اسيد به عنوان كاتاليزور ) يكي از واكنشهاي مهم در فر آيند ساخت تخته فيبر به شمار مي رود . اين واكنش در فر آيند ساخت خمير ، باعث تجزيه و از دست رفتن قسمتي از همي سلولز مي شود اسيد استيك و اسيد فورميك كه همزمان ازكربو هيدراتهاي چوب توليد مي شود . ميزان اسيد لازم را براي واكنش هيدروليز تامين مي كنند . هيدروليز همي سلولز سبب كاهش ميزان محصول خمير توليدي شده و نيز قند هاي تجزيه پذير را به آب موجود در سيستم مي افزايد .
كندانس شدن نوعي واكنش شيميائي است .كه طي آن دو يا چند مولكول ضمن حذف آب باهم تركيب مي شوند . بنابراين تراكم درست عكس هيدروليز عمل مي كند يك واكنش تراكم مهم در فرآيند تخته فيبر ، سخت شدن يا عمل كردن رزينهاي فنولي است كه به عنوان ماده چسبنده به خمير افزوده مي شود اين واكنش در حرارتهاي بالا به وقوع مي پيوندد و سبب ايجاد يك شبكه سه بعدي بزرگ شده وپيوند دائمي بين فيبر ها را موجب مي شود هنگام پرس گرم ، ممكن است واكنشهاي مشابهي از اين قبيل ميان تر كيبات غشاء سلولي نيز به وقوع به پيوندد كه نتيجه آن پيوند يا اتصال _ بدون افزودن چسب _ بين فيبرها باشد.
پروليز به تجزيه شيميائي ماده چوبي به كمك حرارت اطلاق مي شود شدت تاثير و نسبت پيدايش اين واكنش به درجه حرارت ، مقدار هواي موجود و مدت زمان جريان عمل پيروليز بستگي كامل دارد. بديهي ترين نتيجه عمل پيروليز چوب ،كاهش وزن آن است كاهش وزن چوب و عناصر متشكله آن در درجه حرارتي كه در فرايند ساخت تخته فيبر مطرح است و معمولا از300 درجه سانتيگراد (572 درجه فارنهايت ) تجاوز نمي كند ، بطور نسبي قابل توجه نيست همي سلولز عملا تحت تاثير قرار نگرفته و ليگنين در حرارت زير 300درجه فارنهايت به تدريج شروع به تجزيه شدن مي كند.
سعي در جهت بهبود كيفيت پيوندها و يا اتصال هاي چسب بين مواد چوبي ، از امور اساسي صنايع وابسته به چوب است. در اغلب محصولات ، پيوند چسب يك مرحله حساس و بحراني بوده و مهمترين عامل تعيين كننده به شمار مي رود .
كليه پيوند هاي بين اجسام به نيروهاي جاذبه اي بستگي دارند كه با فاصله اي بسيار كوتاه روي سطح مولكول ها وجود دارد . اگر بتوان سطوح كاملا عاري از آلودگي را به نحوي با يكديگر اتصال داد كه فاصله بين آنها به اندازه اين نيروها تقليل يابد، در اين صورت پيوند بدون استفاده از چسب امكان پذير مي شود. اين گونه پيوند ها در ساخت كاغذ و تخته فيبر عايق چوبي حائز اهميت بسيار مي باشد. با وجود اين، بيشتر پيوند ها به چسب نياز دارند تا در حالت مايع بتوانند با هر دو سطح تماس حاصل كرده و فعل و انفعال داخلي انجام دهند و همزمان با متبلور شدن، نيروي چسباننده لازم را براي اتصال دو جسم به وجود آورند . اين نوع اتصال چسب در ساخت تخته فيبر سخت با فرآيند خشك به وجود مي آيد بطور كلي عقيده بر اين است كه پيوند هيدروژني در هر دو حالت يعني پيوند بين دوجسم جامد و يا بين يك جسم جامد و چسب ، عامل اصلي به وجود آمدن اين ارتباط به شمار مي رود كه در اثر نيروهاي جاذبه اي كه بين اتم هيدروژن با بار مثبت و هر گونه اتم منفي مثلا اكسيژن ، به وجود ميآيد . تماس بسيار نزديك ميان الياف در پيوند بدون چسب بين الياف ، نظير پيوندي كه در ساخت كاغذ و تخته فيبر عايق به وجود مي آيد، با نيروي كششي سطحي آب حاصل مي شود كه پس از بخار شدن آب باعث كشيدن الياف به طرف يك ديگر مي گردد .
اتصال با چسب مستلزم تغيير شكل چسب از حالت مايع به حالت جامد پس از اينكه مايع با سطوح جسم فعل و انفعال لازم را انجام داده و حلقه هاي پيوند هيدروژني تشكيل گرديد _ مي باشد . اين تحول با تغيير شكل مي تواند با خشك شدن ( جدا ساختن حلال )، با سرد شدن و يا با واكنش شيميائي پديد آيد . كيفيت خط چسب به ميزان قابل توجهي به اين موضوع بستگي دارد كه آيا تغيير شكل ايجاد شده قابل بر گشت است يا خير .، اگر تغيير شكل قابل بر گشت باشد ، در اين صورت نيروي چسپندگي چسب در اثر آب يا حرارت اضافي از بين خواهد رفت . در حاليكه اگر تغيير قابل بر گشت باشد ، خط چسب ممكن است داراي مقاومت قابل توجهي در برابر آب و حرارت بوده و يا كاملا ضد آب وضد جوش باشد . تحولات ناشي از خشك شدن و سرد شدن معمولا قابل بر گشت هستند . تغيير شكل هاي ناشي از واكنشهاي شيميائي غير قابل بر گشت مي باشند . چسب هاي رزيني مانند اوره فرم آلدئيد وفنل – فرم آلدئيد با واكنش هاي شيميائي وبا به وجود آمدن يك تغيير در PH و يا به كمك حرارت ويا هردو ،سخت مي شوند . رزينهاي فنل- فرم آلديئد در ساخت تخته فيبر سخت واوره _ فرم آلدئيد در ساخت تخته فيبر سخت بادانسيته متوسط مورد استفاده قرار مي گيرند . واكنشهاي شيميائي _ در هر دو حالت _ در حين پرس گرم به وقوع مي پيوندند . رزينهاي فنل _ فرم آلدئيد خطوط چسبي تشكيل مي دهند كه در مقابل آب جوش كاملا مقاوم مي باشند ، لكن ، به عنوان چسبي براي مصارف خارجي مورد استفاده قرار نمي گيرند . كيفيت يك خط چسب از نظر مقاوم بودن آن در برابر عوامل جوي ، الزاما مقاوم بودن تخته ها ي فشاري ساخته شده از آن در برابر عوامل جوي تضمين نمي كند . هم كشيدگي عناصر چوبي هنگامي كه در معرض رطوبت قرار مي گيرد مي تواند سبب بروز فشار هاي واكشيدگي موضعي روي چوب وخط چسب گردد . تركهاي ريز جزئي ناشي از اين نوع فشار ها علاوه بر متلاشي كردن خط چسب مي توان بعد از نصب ودر معرض عوامل جوي قرار گرفتن موجب كاهش دائمي مقاومت تخته هاي فشاري (شامل تخته فيبر ) گردد .
حتي بدون استفاده از چسبهاي رزيني ،مي توان بين فيبر ها اتصالاتي ايجاد كرد .اساس اين گونه پيوند ها نقل و انتقالات فيزيكي و شيميائي هستند كه معمولا در مرحله پرس گرم ميان عناصر مختلف تشكيل دهنده چوب يا فر آورده هاي مربوطه پديد مي آيند . طبق نظريه رانكل و ويلك ،پنتوز ها كه در اثر هيدروليز از همي سلولز ها بدست مي آيند به فور فورال تبديل شده و در مرحله پرس گرم با مواد فنوليكي حاصل از ليگنين تركيب شده و محصولاتي تراكمي شبيه رزينها فنل- فرم آلديئد بوجود مي آورند . نظريه ديگر ليگنين را به عنوان يك چسب ترموپلاستيك مي داند كه در درجه حرارت حدود 130درجه سانتي گراد نرم مي گردد . الياف كه سطوح آنها با ليگنين آغشته مي باشند.، تحت فشار ها و به كمك فعل و انفعالاتي مكانيكي مولكولهاي ليگنين نرم شده با هم آميخته مي گردند . اين عمل احتمالا با تشكيل پيوند هاي كووالانسي همراه است . و نيز در مورد همي سلولز نيز به اثبات رسيده است كه قادر به تشكيل چنين پيوندي مي باشد.
براساس نتايج تحقيقات آزمايشگاهي چنين به نظر مي رسد كه تخته فيبر را تقريبا مي توان با هر نوع ماده اوليه ليگنوسلولزي ساخت . با وجود اين ، چوب به دليل فراواني نسبي ،امكان دستيابي به آن در تمام فصول سال و سهولت نگهداري آن به صورت سر پا هنوز يكي از مواد اوليه مهم براي ساخت تخته فيبر به شمار مي رود .
چنين به نظر مي رسد كه مقاومت كششي فيبر اهميت قابل ملاحظه اي در بهبود مقاومت كاغذ و تخته فيبر دارد . اين تاثير به واقع بسيار محدود است. هر چند ، مقاومت كششي هر فيبر به تنهائي بسيار زياد است ، لكن ، فقط بخشي جزئي از آن در تركيب ساختماني يك ورق كاغذ يا تخته فيبر مورد استفاده قرار مي گيرد . اين يك واقعيت است ،زيرا ، كل سطح اتصال بين الياف توانائي كافي انتقال فشار هاي قيچي شدن براي فشار دادن فيبر به حد لازم ندارد ، وعلت آن يا محدود بودن اندازه سطح كل قيچي شدن ويا كيفيت اتصال است .
مورفولوژي الياف كه عبارتست از شكل و ساختمان آن و يا تا آنجا كه به اين بحث مربوط مي شود روابط بين الياف نسبت به خواص مكانيكي آن در بهبود كيفيت يا خواص ورق از اهميت بيشتري برخوردار است . براي مثال ، طول الياف از لحاظ مقاومت كاغذ در مقابل پاره شدن تاثير بسيار زيادي دارد . اين پديده چنين توجيه شده است كه وجود الياف طويلتر سبب تشكيل پيوند هاي بيشتري در ورق شده و باعث مي شود كه نيروي كششي در الياف به مقاومت به پاره شدن برسد. طول الياف روي تشكيل ورق نيز تاثير مي گذارد . ورق هايي كه به الياف طويلتر ساخته مي شوند دارابي ساختماني بازتر و حجيم تر از ورق هايي هستند كه با الياف كوتاهتر ساخته مي شوند طول الياف مي تونند يكي از عوامل كنترل كننده جهت قرار گرفتن الياف در تخته فيبر نيز به شمار آيد.
بطور كلي ، با چوب پهن برگان ،تخته فيبر هاي سخت، (با فر آيند تر ) و با چوب سوزني برگان ،تخته فيبر عايق بهتري توليد مي شوند. مزيت پهن برگان براي صنعت تخته فيبر سخت ، وجود الياف كوتاه تر در آنهاست كه سبب بروز گره هاي كمتري مي شود (لكه هاي با دانسيته بالا كه در اثر عدم توزيع يكنواخت الياف در فرآيند تر حين شكل گيري كيك بوجود مي آيد ). از سوي ديگر ، خمير آماده شده براي ساخت تخته فيبر ، اگر داراي الياف بسيار كوتاه و نرم باشد ، موجب موج دار شدن تخته مي شود زيرا ، اين گونه مواد در مرحله آبگيري مقاومت كرده و ديرتر آب خود را از دست مي دهند. الياف طويلتر و نرم تر چوب سوزني برگان در فرآيند ساخت تخته فيبر عايق ، باعث مي شوند تا اعمال آبگيري به نحوه مطلوب تري انجام شده و خمير با دوام تر بدست آيد . از اين رو هنگام استفاده چوب از اين قبيل گونه ها مشكل موج دار شدن تخته وجود نخواهد داشت .
پخت خمير در دستگاه ريفانر و يا در دستگاه رشته كن يا جدا كننده الياف مستلزم استفاده از ماده خام چوبي است كه بتواند با مقدار يكنواخت و نيز شكل واحد مقاوم خود سهولت جا بجائي و ثبات كيفيت محصول را تضمين مي كند اين شرايط همگي در صورت استفاده از خرده چوب قابل دستيابي مي باشد.
توليدات يك كارخانه توليد تخته فيبر ، بر حسب تن اندازه گيري مي شود. اين وزن ، با تقريب بسيار نزديك ، برابر با وزن خشك الياف موجود در تخته هاي توليد شده مي باشد . بنابراين ، مي توان گفت كه هدف از اندازه ماده اوليه ، همان وزن تقريبي ( نزديك به وزن واقعي) الياف خشك موجود در ماده اوليه است . با وجود اين ، در حال حاضر هيچ گونه روش ساده اي كه بتوان مستقيما وزن خشك الياف موجود در وزن خرده چوب تر و يا خرده چوب هاي گرد را تعيين كرد وجود ندارد.
- كورد استاندارد : عبارتست از توده اي از چوب گرد (يا چوب گرد نصف شده ) كه به طور منظم روي هم چيده شده و داراي حجمي معادل 128 فوت مكعب باشد و يا عبارتست از يك دسته از گرده كاتين هائي به طول 4 فوت كه بطور منظم در فضائي به طول 8 فوت ارتفاع 4 فوت روي هم چيده شده باشند.
- كورد طويل : يك دسته از چوب گرد (يا نصف شده) كه بطور منظم روي هم چيده شده ، با طول5 فوت كه فضائي حدود 160 فوت مكعب را اشغال كند. بنابراين ، يك كورد طويل مساوي يك و يك چهارمه برابر يك كورد استاندارد است .
- كويونيت : به عنوان واحد براي اندازه گيري حجم بكار مي رود كه معادل 100 فوت مكعب چوب ماسيو مي باشد . هر كورد استاندارد شامل 60 تا80 فوت مكعب چوب ماسيو است كه به گونه ، ضخامت پوست ، اندازه و چگونگي آماده سازي چوب بستگي دارد.
- واحد (يونيت) : عبارتست از واحد اندازه گيري توده هاي چوب ( خرده چوب خمير سازي، چوب هيزمي ،پوست وخاك اره ) به حجم 200 فوت مكعب (فشرده نشده ) اين واحد تقريبا با يك كورد استاندارد چوب گرد ،شامل يك و يك پنجم يونيت خرده چوب مي باشد.
1- در كار خانه اي كه توليد آن بر اساس فر آيند تر مي باشد ، وجود پوست در ماده اوليه سبب كندي سرعت آبگيري ، يعني سرعت آبي كه در ماشین شكل گيري از كيك خارج مي شود و پارامتري عمده در ميزان توليد به شمار مي رود ،مي گردد.
پوست در فرايند تر ،سبب بالا بردن BOD به ميزان 10 تا 15درصد مي شود . پوست بلوط از جمله موادي است كه در افزايش BOD بيشترين سهم را داراست
2- حضور پوست در ماده اوليه ، پ- هاش خمير را در دستگاه پالايش به ميزان قابل توجهي كاهش مي دهد با توجه به اينكه PH خرده چوبي كه بخار آب ديده است ،معمولا كمتر از 4 است ، لذا باعث افزايش خردگي دستگاه شده ودر اين حالت ، مواد شيميائي بيشتري لازم است تا بتوان پ- هاش را قبل از اضافه كردن مواد افزودني به حد مطلوب رساند .
3- پوست به كيفيت سطح روئي تخته فيبر لطمه مي زند ، زيرا ممكن است تعداد زيادي از اجزاء آن به صورت قطعات شناور در آمده وپس از مرحله پرس – به ويژه در فرآيند تر- خشك S2S - قطعات چوب پنبه اي آن از سطح روئي تخته بيرون بزند.
4- پوست معمولا با شن وگل ولاي و ساير مواد زائد همراه است . اين گونه مواد باعث افزايش فرسودگي صفحه هاي دستگاه پالايش مي گردند و يا در تسمه نقاله فرو رفته و در لولا هاي انتقال در فرآيند خشك گرد و خاك ايجاد مي كند
اين نوع دستگاه پوست كني شامل تيغه هاي گرداني است .در حالي كه گرده بينه حول محور خود مي چرخد ، از دم لبه تيغه هاي اين دستگاه عبور كرده و تيغه ها باعث رنده كردن پوست مي شوند.
اين نوع دستگاه ها اغلب در كار خانه هاي كاغذ سازي مورد استفاده قرار مي گيرند وكاربردي در كارخانه هاي تخته فيبر سازي ندارند.
اين نوع دستگاه ها معمولا بيش از ساير انواع پوست كن ها در صنعت تخته فيبر مورد استفاده قرار مي گيرند . طرز كار اين دستگاه ها بدين نحو است كه ، ضمن اينكه گرده بينه به داخل حلقه دستگاه تغذيه مي شود ، تيغه هاي پوست كن بدور گرده بينه مي چرخند ؛ و ابزار برنده كه با سيلندر هاي بادي و يا فنر نگه داشته مي شوند به گرده بينه فشار وارد مي سازند وپس از خراش دادن كامبيوم پوست را يك جا از گرده بينه جدا مي سازند.
دستگاه خرد كن ياچيپر معمولا چوب هاي ماسيو را به قطعات كوچك تبديل مي كند . خرده چوبي با اين ابعاد معمولا اليافي بلند و سالم توليد مي كند و بخارآب يا محلول شيميائي به سهولت در آن نفوذ مي كند و بعلاوه حمل و نقل آن به سادگي انجام پذير است . هنگام توليد خرده چوب تنها درسر آن (A) بوسيله تيغه هاي خردكن قطع ميشود . بنابراين ، طول آن مستقيما قابل كنترل بوده و سطوح B,A در اثر شكست برشي بريده مي شود . بنابراين ، پهنا و ضخامت آن فقط بطور غير مستقيم قابل كنترل مي باشد.
بخش معيني از خرده چوب هاي توليدي در دستگاه خرد كن ، به دليل محدوديت ابعاد ، به عنوان ماده اوليه براي فرآيند خمير كاغذ قابل قبول نيست . اين بخش شامل خرده چوب هائي است كه به وسيله الك كردن از خرده چوب هاي قابل قبول جدا مي شود . اين بخش به سه گروه تقسيم مي گردد : بزرگتر از اندازه ها مورد قبول ها و نرمه ها قسمت اول شامل خرده چوب هائي است كه بزرگتر از اندازه هاي مورد نظر هستند و شامل تراشه ها ( قطعاتي كه پهنا و ضخامت آنها تقريبا برابرند و طول آنها با الياف موازي به حداقل 4برابر ضخامت آنهاست) وكورد ها (خرده چوب هائي كه طول آنها مناسب ، ولي پهناي آنها بزرگتر از اندازه است) مي باشد . اين خرده چوب ها را مي توان براي بار دوم به دستگاه خرد كن بر گردانند و سپس به سوي الك هدايت كرد.
هدف توليد خمير تبديل خرده چوب به الياف است و اين عمل در صنعت توليد تخته فيبر در اثر اعمال نيروهاي مكانيكي و يا نرم كردن ليگنين لايه بين سلولي _ بوسيله حرارت دادن _ انجام مي گيرد . توليد خمير معمولا در دو مرحله اتفاق مي افتد . خرد شدن خرده چوب و جدا سازي اصلي الياف در مرحله اوليه انجام گرفته و تنظيم ظريف خصوصيات خمير و نيز كاهش دامنه تغييرات خواص آن در مرحله ثانويه عملي خواهد شد . مصرف انرژي مرحله توليد خمير خيلي زياد بوده و بيش از نيمي از انرژي مصرفي در توليد تخته فيبر را تشكيل مي دهد . آماده سازي حرارتي قبل يا در طي جدا سازي الياف خرده چوب باعث حل شدن بخشي از همي سلولز هاي چوب مي گردد . هر چه درجه حرارت زمان آماده سازي حرارتي زياد تر باشد عمليات نرم تر شدن اتصال بين الياف موثر تر بوده و توان بالقوه تشكيل اتصال طبيعي در مرحله فشردن اين الياف و تبديل آنها به ورقه تخته فيبر بيشتر مي گردد ، ولي در اين حالت بيشتر قند هاي محلول درآب فرآيند افزايش مي يابد . به طوريكه با بالا رفتن هزينه انرژي تصفيه آب به تغييرات در عمليات فرآيند و بوجود آوردن حالت تعادل بين تكنولوژي توليد وكيفيت محصول نياز مي باشد . فرآيند انفجاري مازونيت ، فرآيند جدا سازي الياف در ديسك ريفانر فشار معمولي و فرآيند جدا سازي الياف در ديسك ريفان تحت فشار.
يكي از موارد مهم فرآيند تر توليد تخته فيبر ، جدا سازي آب فرآيند از خميري است كه بشكل ورقه در آمده است . بيشترين مقدار اين آب تحت تاثير نيروي ثقل و از طريق سوراخهاي توري كه ورق تر الياف برآن شكل مي گيرد از الياف جدا مي گردد . مقدار آب بيشتري نيز تحت تاثير فشار اعمال شده در پرس تر اعمال مي گردد . آب باقي مانده پس از مراحل فوق _كه به آساني قابل جدا سازي نخواهد بود _ بايد به كمك حرارت حاصل از متراكم شدن بخار آب در پرس گرم خارج گردد . خميري كه آب خود را خيلي سريع از دست مي دهد ، خمير آزاد يا سريع نام دارد . از طرف ديگر خميري كه آب خود را به كندي از دست مي دهد خمير كند و يا آبدوست ناميده خواهد شد . در صورتيكه در يك خط توليد از خمير سريع استفاده گردد سرعت خط توليد افزايش يافته و توليد بالا مي رود . از طرف ديگر با استفاده از خمير كند ، در هم رفته و شكل گيري و اتصال بهتر بين الياف امكان پذير مي شود . دو پديده سريع و كند درجه رواني خمير را نشان مي دهد و اين خاصيت در رابطه با خصوصيات فيزيكي معيني از الياف خمير بوده و تاثيري بر خواص نهائي و قابليت توليد ندارد .
در فرآيند مازونيت توليد خمير ، از بخار آب براي نرم كردن اتصال بين الياف و بوجود آوردن نيروي شكستن نهائي اين اتصال استفاده مي شود . ولي الياف در فر آيند هاي ديگر توليد خمير مكانيكي ،در اثر نيروي مالشي ابزارمالش يا برش جدا مي گردند.
ترتيب عمليات در تفنگ مازونيت بشرح زير هستند :
- تفنگ از طريق شير تغذيه بار گيري مي گردد.
- شير تغذيه كاملا بسته خواهد شد .
- بخار فشار كم ( 350 پوند بر اينچ مربع – درجه حرارت كمي زياد تر از 430 درجه فارنهايت ) فورا به د داخل محفظه تزريق مي گردد. اين بخار قادر است (خرده چوب ها را تا 375 درجه فارنهايت گرم كند ).
- خرده ها چوب ها در اين درجه حرارت بمدت 30 تا 40 ثانيه حرارت دهي مي شوند .
- بخار فشار زياد به داخل محفظه تزريق شده و فشار داخل آن در طي مدت 2 تا 3 ثانيه تا 10000 پ پوند بر اينچ مربع افزايش داده مي شود در جه حرارت تا حدود 549 در جه فارنهايت بالا مي رود .
- خرده چوب ها به مدت حدود 5 ثانيه در اين فشار نگه داشته مي شوند .
- شير تخته هيدروليكي باز مي شود .
- خرده چوب ها در اثر اختلاف فشار منفجر شده و از طريق مجراي تخليه پائين خارج مي گردند . در
ا اين حالت خرده چوب ها باز شده و به توده اي از دسته هاي الياف تبديل مي شوند .
- در سيكلون بخار از الياف جدا مي گردد.
رنگ خمير مازونيت بدليل تخريب حرارتي تيره است . شكل فيزيكي الياف خمير مازونيت كاج جك كه بوسيله كوران (1970 ) مورد بررسي قرا گرفته است نشان مي دهد كه اين خمير از60 درصد دسته الياف و40 درصد الياف جدا گانه و اجزاء الياف تشكيل شده است. الياف نسبتا سخت و با شكستگي كم مي باشند. سطح الياف خيلي صاف بوده و بوسيله شبكه پيوسته و ديواره اوليه محصور شده اند. الياف پوشيده از ليگين بوده و در بعضي نواحي بوسيله لايه هاي ضخيمي از تركيب هاي لايه بين سلولي پوشيده شده اند. مشاهدات فوق تائيد كننده اين است كه جدا سازي در لايه ثانويه غني از سلولز از ليگنين و يا در ديواره اوليه اتفاق افتاده و جدا سازي در لايه ثانويه غني از سلولز نمي باشد. محققين اوليه فرآيند مازونيت از پديده«فعال شدن» ليگنين بعنوان شرايط مناسب جهت تشكيل اتصال مجدد ليگنين در پرس گرم نام مي برند. الياف مازونيت فيبر يله شده نبوده و جارو مانند و ريش ريش شده لازم براي تشكيل اتصال هيدروژني را ندارند. بعلاوه الياف مازونيت حتي پس از پالا يش نيز چنين ظاهري به خود نخواهد گرفت. بنابراين اين الياف براي كاغذ سازي مناسب نخواهد بود. اين الياف به دليل فيبر يله نشدن ، خمير خيلي سريع بوجود آورده كه به سهولت آب خود را از دست مي دهد. خاصيت اخير از خواص مهم در توليد تخته فيبر سخت به روش تر است. PHخمير مازونيت به دليل وجود اسيد استيك و اسيد فرميك كم بوده و بين 3تا4 متغير است در ايالات متحده آمريكا بيشترين مقدار خمير تخته فيبر با فرآيند مازونيت توليد مي شود ولي بدون شك خط توليد جديدي به دليل بازده كم و مصرف انرژي زياد نصب نشده و ديسك ريفانرها جاي آنها را ميگيرد ˙
ويژگي قابل توجه فرآيند ديسك ريفانر عمل مكانيكي مالش، بريدن، فشردن و سائيدن خرده چوب هائي است كه از طريق يك مسير باريك در بين دو صفحه شياردار فشرده مي گردند.
دو اصل ديناميكي متفاوت در طراحي ديسک ريفانر مورد توجه است كه عبارتند از : ديسك منفرد وديسك دوبل . در هر دو طرح دو ديسك وجود دارد ولي در ماشين ديسكت منفرد يك ديسك چرخان بوده و ديگري ثابت است . در ماشين ديسك دوبل هر دو ديسك با سرعت يكسان ، ولي در جهت مخالف گردش مي كنند . اجزائ برش قطعات فلزي با سطح شيار دار بوده كه به وسيله پيچ روي صفحه ريفانر متصل مي شوند . هر يك از قطعات يك ششم تا يك سوم سطح صفحه ريفانر را مي پوشانند . اين قطعات از آلياژهائي درست مي شوند كه در مقابل خوردگي و سائيدگي مقاوم بوده و اشكال مختلف شيار روي آن طراحي مي گردد . شكل شيار براي كاربردهاي مختلف متغير است از ريفانرهاي ديسك منفرد وديسك دوبل براي مرحله اول توليد خمير تخته فيبر از خرده چوب استفاده مي گردد . در حاليكه اختلاف مشخص و بارزي در عمل ديناميكي دو نوع ماشين فوق بر خرده چوب وجود دارد ، ولي مي توان اختلاف واضح و دائمي بين خمير توليد شده در دو ريفانر دو ديسك منفرد ودوبل مشاهده كرد انتخاب ريفانر بايد بر اساس تجربه در عمليات تجارتي ويا آزمايش در مقياس كامل انجام گيرد .
اختلاف بين دو نوع ماشين فوق به شرح زير تشريح شده است :
اگر يك توپ در تماس با دو صفحه يك ريفانر ديسك منفرد با ديسك چرخان به حركت در آيد روي صفحه ثابت شروع به غلتيدن كرده و در مسيري مار پيچي از وسط به اطراف انتقال مي يابد . اين توپ تحت تاثير دو نيروي گريز از مركز قرار مي گيرد : غلتيدن سريع تمايل به منفجر كردن آن داشته و حركت مارپيچي خارج كردن آنرا از ماشين تسريع مي كند. از طرف ديگر اگر توپي بطور مشابه در بين دو صفحه ريفانر ديسك دو بل قرار گيرد ، تحت تاثير نيروي يكسان ولي از دو جهت واقع شده بسرعت چرخيده ، ولي تا زماني كه در تماس با دو صفحه باشد حركت به طرف خارج نداشته و تنها در اثر نيروي ثقل و يا تغذيه مواد مي تواند به خارج انتقال يابد . در اين شرايط نيروي گريز از مركز تمايل به منفجر كردن توپ خواهد داشت .
ريفانر هاي ديسكي را به صورت ريفانر هاي اوليه يا ثانويه نيز طبقه بندي مي كنند . در اين حالت بيشترين مقدار خرد شدن خرده چوب در ريفانر اوليه اتفاق افتاده و به مصرف انرژي زيادي نياز دارد . ولي مصرف انرژي در ريفانر ثانويه فقط در حدود يك دهم كل انرژي مصرفي يا حتي كمتر از آن است . بنابراين ريفانر هاي اوليه جزئ ماشين هاي با نيروي محركه زياد بوده ، در حاليكه ريفانر هاي ثانويه از عامل محركه ضعيف تري برخوردار بوده و كوچكترند. بطوريكه در مواردي آنها را ((ماشين PmpThrough )) مي نامند . آخرين وجه تمايز بين ريفانر ها وجود ريفانر هاي فشار معولي و تحت فشار مي باشد . در ريفانر هاي تحت فشار محفظه ويا بعبارت بهتر منطقه جدا سازي الياف تحت فشار بالائي از بخار آب مي باشد . در حاليكه ريفانر هاي فشار معمولي از چنين توانائي برخوردار نبوده و فقط زمانيكه با خمير محلول كار مي كنند حداكثر تا فشار 100 پوند بر اينچ بوجود مي آورند.
اغلب ريفانرهاي ديسكي فشار معمولي از امتياز تاثير مفيد آماده سازي حرارتي خرده چوب بر خواص خمير بهره مي گيرند . عمليات حرارتي معمولا در برج پخت هاي نوع منقطع يا پيوسته انجام مي گيرند Textor عمليات آماده سازي زير را عنوان مي كند:
الف: بدون آماده سازي _ خرده چوب هاي تر
ب: بخار زني يا آغشته كردن در آب _ فشار و درجه حرارت زياد .
در صورت عدم استفاده از آماده سازي اوليه ،خمير توليد شده مشابهت زيادي با خمير آسياب شده دارد . در اين حالت منطقه شكستگي در لايه بين سلولي نبوده و با اين روش خمير نسبتا كند همراه بخش قابل ملاحظه اي الياف شكسته و دسته هاي الياف توليد مي گردد . اين نوع خمير معمولا در فرايند خشك كه به اتصال بين ليگنين وابستگي ندارد و نقش درجه رواني آن محدود است مورد استفاده قرار گرفته و در حالتي كه كيفيت سطح از اهميت تعيين كننده برخوردار نيست در فرايند تر مورد استفاده قرار مي گيرد. مصرف انرژي در اين روش زياد بوده ، ولي از امتياز بازده حداكثر و نياز اكسيژن بيو شيميائي ( BOD ) حداقل در آب فرايند برخوردار است . روش دوم آماده سازي اوليه بهبود كمي در خمير به وجود مي آورد . الياف به مقدار بيشتر قابل باز شدن مي باشند ، الياف شكسته كمتر است و شكل گيري بهتر خواهد بود و در نتيجه عوامل فوق ورقه تر با استحكام بيشتري به وجود مي آيند . روش سوم آماده سازي اوليه شامل بخار زني يا آغشته كردن در آب در فشار و درجه حرارت زياد تغييرات مهمي در ساختمان چوب به وجود مي آورد . تحت تاثير شدت آماده سازي _ در اثر شكسته شدن هيدروليزي همي سلولز ها و ليگنين _ بازده كاهش يافته و بار ( B.O.D) آب فرايند افزايش مي يابد . رنگ خرده چوب به قهوه اي تغيير مي يابد . مصرف انرژي فرايند جدا سازي الياف كاهش يافته و خمير قوي و قابل باز شدن توليد مي گردد . در اثر اين پديده كيفيت تخته فيبر S2S,S1Sروش تر بهبود مي يابد.
يك برج پخت سيكل سريع و خود كار بوئر براي آنكه خرده چوب تحت تاثير بخار با فشار زياد قرار گيرد اين برج پخت يك محفظه تحت فشار از مواد مقاوم به خوردگي به قطر حدود3 فوت و ارتفاع حدود 20 فوت مي باشد . اين محفظه قادر به نگهداري حدود 120 فوت به مكعب خرده چوب بوده و براي فشار تا 300 پوند بر اينچ مربع طراحي شده است . ورود و خروج خرده چوب بوسيله شيرهاي هيدروليكي بزرگ كنترل شده و ترتيب عمليات به شرح زيرند :
_در حاليكه شير پايين بسته وشير بالا باز است برج با خرده چوب تر پر می گردد
_ شير بالا و پايين بسته شده و شير تزريق بخار و تخليه هوا باز مي گردد ( بدين ترتيب برج از بخار پر شده و هوا جدا مي گردد ).
_ پس از طي زمان لازم براي تحت فشار بخار آب قرار دادن ، با باز كردن شير تخليه هوا فشار كاهش مي يابد .
_ زمانيكه فشار داخل برج تا حدود 25 تا 50 پوند بر اينچ مربع كاهش مي يابد ، شير تخليه پايين باز شده و خرده چوب ها به سيلوي مخصوص تخليه مي گردند .
_ بخار آب از خرده چوب ها جدا شده و به هواي اطراف انتقال مي يابد .
_ خرده چوب هاي پخته شده به ريفانر هاي اوليه انتقال مي يابند .
براي يكنواخت كردن كيفيت خمير ضروري است كه ريفانر در بار حداكثر كار كند. براي تغذيه يكنواخت وحد اكثر ، از تغذيه كننده يك يا دو پيچي و يا از تغذيه كننده هم محور براي تغذيه اجباري خرده چوب هاي آماده سازي شده به ريفانر با سرعت ثابت و قابل كنترل استفاده مي گردد ، در چنين سيستم هاي تغذيه براي جلوگيري از كمبود خرده چوب جهت تغذيه بايد مقدار بيش از نياز خرده چوب در معرض سيستم تغذيه قرار گرفته و مقدار اضافي به سيلوي ذخيره بر گشت داده شود .
متغير هاي ريفانر
هدف از عمليات ريفانر ، توليد خمير مناسب براي ساختن تخته مشخصي مي باشد . ولي كيفيت مورد نظر خمير را نمي توان بصورت خيلي ساده بيان كرد . اين كيفيت شامل درجه رواني ، پرا كنش طول الياف ، حجيمي و ديگر اجزا كيفيت خمير هستند كه در توليد محصول نهائي ضروري مي باشند .
هيچ يك از اين اجزا تعيين كننده كيفيت با متغير هاي ريفانر بطور كامل كنترل نشده و تحت تاثير عوامل مر بوط به كيفيت ماده اوليه نظير گونه و شرايط پخت قرار داشته و حتي اين عوامل محدود كننده نيز مي باشند . در عمليات توليد تجارتي براي يك ماده اوليه معين و عمليات آماده سازي اوليه معين از درجه رواني خمير در ماشين فور مينگ بعنوان مهمترين شاخص جهت كنترل ريفانر استفاده مي گردد . اين در جه رواني در بين فرايند هاي مختلف و كار خانه هاي مختلف تغييرات زيادي را نشان مي دهد . بعنوان مثال اگر خمير از درجه رواني لازم برخوردار نباشد براي توليد خمير آزاد تر (زود تر آب از دست ميدهد ) بايد فاصله بين صفحات ريفانر را افزايش داد . بدين ترتيب درجه رواني خمير زياد گرديده و سرعت توليد افزايش مي يابد . از طرف ديگر انرژي مخصوص توليد خمير كاهش مي يابد .
متوسط انرژي مخصوص مورد نياز توليد انواع خمير در زير خلاصه گرديده است .
محصول مقدار انرژي مخصوص
تخته فيبر روش خشك 10_11اسب بخار _ روز بر تن
اين واحد شامل اين تجهيزات اصلي است : تغذيه كننده خرده چوب ،پيش گرم كن ،ريفانر ديسكي ، تخليه خمير .
با توجه به اين كه تمام سيستم تحت فشار زياد قرار دارد و توليد به طور پيوسته انجام مي گيرد دو انتهاي تغذيه و تخليه ماشين در مقابل فشار بخار آب داخل سيستم آب بندي بوده و در حاليكه خرده چوب ها بطور پيوسته به داخل پيش گرم كن تغذيه مي گردند ، خمير توليد شده بطور پيوسته از طريق شير تخليه خارج مي شود .
الف : خرده چوب هاي تر از شوت خرده چوب و از طريق يك ارتعاش دهنده به تغذيه كننده پيچي انتقال مي يابد . اين تغذيه كننده يك تغذيه كننده پيچي مخروطي بوده كه در حين تغذيه فشار خيلي زيادي بر خورده چوب ها اعمال كرده و آنها را فشرده مي كند . در جه فشردگي متغير بوده ولي به اندازه كافي زياد است كه توده خورده چوب فشرده در حال حركت از خروج بخار از پيش گرم كن جلوگيري مي كنند . وجود زائده هایي در لوله انتقال از چرخش خود به خودي توده خرده چوب ها جلوگيري مي كند . آب خارج شده از خرده چوب از طريق سوراخ هاي تخليه خارج مي گردد .
ب: توده خورده چوب هاي فشرده شده به محض ورود به پيش گرم كن در بخار داخل آن از هم گسيخته مي گردند . پيش گرم كن سيلندري عمودي به قطر داخلي حدود دو فوت و ارتفاع بيش از 10 مي باشد ابعاد آنها با توجه به ظرفيت مورد نياز و زمان حرارت دادند تغيير مي كند . در يك سرعت معين خارج شدن خرده چوب از انتهاي سيلندر زمان حرارت دادن بوسيله سطح خورده چوب هاي داخل پيش گرم تنظيم مي گردد . تنظيم سطح خورده چوب داخل سيلندر بوسيله اشعه _ گاما انجام گرفته كه در خارج از آن نسب شده و در هر زمان سطح خورده چوب ها را مشخص كرده و سرعت پيچ تغذيه را تنظيم مي كنند . هر چه سطح خورده چوب هاي داخل سيلندر بالاتر باشد زمان پيش گرم كردن طولاني تر خواهد بود .
ج: يك انتقال دهنده پيچي نصب شده در پايين پيش گرم كن خورده چوب هاي نرم شده را به وسط ريفانر از دو ديسك آسياب كننده (يكي ثابت و ديگري چرخان ) تشكيل شده و ديسك ها بر روي شافت دستگاه قرار دارند . شش قطعه شيار دار روي هر يك از ديسك ها قرار گرفته كه براي جدا سازي الياف خرده چوب مورد استفاده قرار مي گيرند . خرده چوب ها در حاليكه آسياب مي گردند از بين دو ديسك عبور كرده و به طرف محيط ديسكت ها انتقال مي يابند . براي تنظيم فاصله بين دو ديسك در مقدار 008/0 تا 016/0 اينچ از پيستون ها ي هيدروليكي واقع در دو طرف دستگاه استفاده مي گردد .
د: خمير از طريق شير ، تخليه مخصوصي به سيكلون انتقال يافته و در اين سيكلون خمير از بخار مي گردد . در طرح ديگري از لوله دميدن استفاده شده كه خمير از يك سوراخ و با حداقل هدر رفتن آب عبور مي كند . كل زمان توقف خورده چوب در اين سيستم (شامل پيش گرم كن ) براي خمير تخته فيبر در حدود يك دقيقه مي باشد .
رنگ خمير اين ريفانر روشن و فقط كمي تيره تر از رنگ اوليه مي باشد . اين خمير در زير ميكروسكوپ شبيه خمير سولفيت بوده و از الياف جداگانه با ديواره هاي سالم با قابليت آبگيري خوب تشكيل شده است . اين خمير حجيم بوده و الياف آنرا همچون مازونيت نمي توان فيبر يله كرد . بنابراين خمير در ساخت كاغذ قابل استفاده نيست . ولي اگر در طي توليد به كمك آماده سازي شيميائي بخشي يا تمام ليگنين آن جدا گردد ، قادر به وجود آوردن خصوصيات مشابه با خمير نيمه شيميائي بوده و براي ساخت كاغذ استفاده مي گردد ريفانر هاي اسپلاند براي توليد تخته فيبر سخت روش تر يا خشك يا تخته فيبر با وزن مخصوص متوسط مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
اين سيستم ريفانر تحت فشار خيلي مشابه ريفانر اسپلاند مي باشد.
اين ريفانر به يك پيش گرم كن افقي مجهز بوده ، مواد در آن به كمك يك انتقال دهنده پيچي جابجا مي گردند .
خصوصيات خمير ريفانر اسپارت _والدرون مشابه خمير ريفانر اسپلاند بوده و اين ريفانري براي خط توليد تخته فيبر با وزن مخصوص متوسط مورد استفاده قرار مي گيرد.
ريفانر مدل 418 بوئر نظير ريفانر مدل 420 يك ريفانر ديسك دوبل (دو ديسك مي چرخد ) بوده و قسمت ورودي به كمك شير چرخان (روتاري) آب بند مي شود در اين سيستم از پيش گرم كن افقي استفاده شده وزمان حرارت دهي با توجه به سرعت چرخش پيچ انتقال دهنده داخل آن تعيين مي گردد
ريفانر تحت فشار مدل 418 يكي از اجزائ مهم توسعه فرايند خشك توليد تخته فيبر و تخته فيبر با دانسيته متوسط در دهه 1960 بوده است. در اين نوع ريفانر خمير حجيم با قابليت فشرده شدن زياد توليد شده كه در اثر چسب زني و فشردن به تخته با دانسيته مناسب تبديل خواهد شد . اين نوع الياف براي ساختن تخته فيبر خوب با روش تر خيلي حجيم هستند.
در اغلب ريفانر هاي فشار معمولي تر براي تغذيه خرده چوب معمولا در قسمت ورودي براي كاهش در صد خشكي تا 12الي 14درصد (وزن خشك ) آب به خرده چوب ها اضافه مي گردد . بعلاوه براي به وجود آوردن قابليت پمپاژ در خمير معمولا تا در صد خشكي 1-2در صد بعد از ريفانر به الياف آب افزوده مي شود (پمپ هاي غلظت بالا قادرند خمير با درصد خشكي 10الي12 در صد را پمپاژ كند ) .
اصطلاح جدا ساز ي الياف با در صد خشكي زياد معمولا به روش جدا سازي الياف بدون افزودن آب گفته مي شود . در اين حالت با استفاده از نيروي مكش خلائ خمير توليد شده از محفظه ريفانر تخليه مي گردد . بدين تر تيب خمير نرم تر و آزاد تري توليد خواهد شد با استفاده از اين روش _ بدليل اينكه خمير حجيم تري توليد شده وآب به سهولت در سيكل اول پرس خارج مي گردد . سرعت ماشين بالاتر امكان پذير خواهد بود . البته بايد متذكر شويم كه در صد خشكي ماشين فورمينگ در همان مقدار 1تا2 درصد خواهد بود و در نتيجه استفاده از اين نوع خميردور پرس كوتاهتر بوده و الياف بهتري خواهم داشت . دانسيته كم ورق تخته فيبر از عيوبي نظير ورق شكننده تر و ورقي كه به آساني مي سوزد در فرايند توليد تخته S2S برخوردار است. در اين حالت براي به وجود آوردن خمير آزاد تر و بالابردن سرعت ماشين مي توان از جدا سازي الياف با در صد خشكي بالا به عنوان بخشي از فرايند توليد خمير استفاده كرد . با افزايش در صد خشكي در يك ريفانر ديسك منفرد و زياد كردن فاصله بين صفحات ، توده هاي از خمير بين صفحات ريفانر تشكيل شده كه با مصرف انرژي كمتر به توليد خمير رضايت بخش مي انجامد ،زيرا در اين حالت جدا سازي الياف چوب در اثر تماس چوب با چوب اتفاق مي افتد . ولي اگر در صد خشكي خيلي زياد باشد ، در اثر به وجود آمدن بخار ، توده خرده چوب گسيخته شده و به خارج شدن خرده چوب و تراشه هاي چوب از ريفانر مي انجامد و در نتيجه كيفيت خمير از بين مي رود . بنابر اين در اين مورد به توجه زيادي نياز مي باشد . ريفانر هاي تحت فشار از انواع ريفانر با در صد خشكي زياد مي باشند . جدا ساز ي الياف براي فرايند خشك توليد تخته فيبر نيز با در صد خشكي زياد می باشد.
از شست و شو دهنده و پرس هاي آبگيري خمير فقط در فرايند تر استفاده مي گردد . هدف از استفاده از اين تجهيزات جدا سازي مواد جامد حل شده نظير همي سلولز ها از خمير مي باشد . زيرا اگر اين مواد در خمير باقي بمانند باعث چسبيدن تخته فيبر به صفحات پرس شده و از كيفيت سطحي آن مي كاهند.
يكي از مباني مهم و بنيادي در توليد تخته فيبر با كيفيت بالا، يكنواخت عملكرد كليه واحد هاي يك خط توليد است . نيل به اين مقصود (يكنواخت كردن عملكردها ) فقط با اندازه گيري مكرر يا دائمي خصوصيات مواد قابل دسترس در طي توليد و تنظيم متناسب تجهيزات توليد با هدف از بين بردن تاثير نايكنواختي امكان پذير خواهد بود . البته اين تنظيم به دانستن رابطه بين عوامل مربوط به تجهيزات توليد و خصوصيات مواد در طي توليد نيز دارد . غير يك نواختي در عمليات توليد خمير مي تواند در اثر تغييرات در تركيب ماده اوليه ، سايیدگي قطعات ديسك ريفانر ، تغييرات در عملكرد تجهيزات و تعدادي از عوامل شناخته شده و يا ناشناخته بوجود آيد . ساده ترين شكل كنترل فرايند شامل اندازه گيري خصوصيات فرآيند (سطح مايع در مخازن ذخيره ) و تنظيم دستي جزئی مربوطه در عمليات فرايند (تنظيم شير ورودي مايع ) در زمان غير يك نواختي مي باشد . البته اين عمليات مي تواند به صورت خود كار نيز باشد . كنترل كامپيوتري فرايند توليد خمير اجزا ساختماني سيستم كنترل كامپيوتري لوپ يا حلقه هاي كنترل مي باشند . هر يك از اين لوپ ها شامل يك مبدل براي اندازه گيري كميت مورد كنترل و انتقال نتايج اندازه گيري به كامپيوتر مي باشد . سيستم شامل يك جزئی فعال كننده فرايند نيز بوده كه قادر است كميت كنترل شده را ثابت كرده و يا با توجه به هدايت و دستورات كامپيوتر در سطوح مختلف تنظيم كند.
_سرعت انتقال دهنده پيچي ،كنترل كننده مقدار خرده چوب ورودي به پيش گرم كن است تنظيم سرعت براي ثابت نگهداشتن سطح خرده چوب در پيش گرم كن انجام گرفته و اندازه گيري سطح خورده چوب بوسيله اشعه _ گاما صورت مي گيرد.
سطح خرده چوب در پيش گرم كن انجام گرفته و اندازه گيري سطح خورده چوب بوسيله اشعه _ گاما صورت مي گيرد.
_ فشار داخل پيش گرم كن با تنظيم جريان بخار تازه ورودي به پيش گرم كن مقدار آن بين دو حد ثابت مي ماند.
_ درجه حرارت داخل محفظه پيش گرم كن فقط اندازه گيري مي شود .
_ جريان بخار تازه فقط اندازه گيري مي گردد.
_ سرعت تخليه پيش گرم كن كه كنترل كننده توليد ريفانر است.
_ توان موتور ريفانر كه كنترل كننده مقدار جدا سازي الياف بوده و با تغيير فاصله بين ديسك ها تنظيم مي گردد.
_ جريان آب رقيق كننده به انتقال دهنده پيچي تغذيه ريفانر .
_ جريان آب رقيق كننده به منطقه جدا سازي الياف .
_ فشار داخل پيش گرم كن .
_ فشار داخل محفظه ريفانر كه براي ثابت نگهداشتن جريان مناسب خمير از ريفانر لازم است .
جريان بخار به ريفانر كه براي اطمينان از جريان مناسب خمير از شير تخليه كنترل مي گردد.
بدلايل متعدد انواع مواد شيميائي به مواد ساخت تخته فيبر افزوده مي گردد. دلايل عمده عبارتنداز :
كنترل ph
- بهبود مقاومت در مقابل جذب آب ( آهار زني )
- بهبود و افزايش و يا بوجود آوردن اتصال بين الياف،
- كنترل فرايند ( كف زدائي، آزادكردن تخته از صفحه هاي فلزي )
- حفاظت الياف در مقابل پوسيدگي و حمله حشرات،
- حفاظت در مقابل آتش،
- رنگ آميزي
چهار دليل اول در بين اغلب فرآيندهاي توليد تخته فيبر يكسان است. مواد شيميائي معمولا در مقادير نسبتا كم به تخته فيبر افزوده مي شود، كه دليل آن صرفه جويي در هزينه نبوده بلكه وجود آنها اگرچه به بهبود كيفيت مورد نظر كمك مي كند ، ولي اثر تعيين كنند هاي بر خواص كيفي ديگر دارد. بعنوان مثال مواد شيميائي كه به بهبود مقاومت در مقابل جذب آب محصول كمك مي كند اغلب به توسعه اتصال بين الياف صدمه مي زنند. تمامي فرآيندهاي توليد تخته فيبر به عمل آوري شيميائي يكساني نياز ندارند ، بلكه نياز مواد شيميائي به نياز تكنولوژيكي محصول در مصرف و تكنولوژي اوليه فرآيند بستگي دارد.
آهار زني به فرآيندي اطلاق مي شود كه در اثر آن مواد شيميائي مناسب به محلول الياف ( كاغذ سازي يا تخته فيبر سازي ) افزوده شده و اين مواد با هدف كنترل نفوذ مايعات بداخل كاغذ يا تخته خشك شده بر روي الياف رسوب داده مي شوند. نفوذ مايعات در كاغذ سازي از اهميت زيادي برخوردار است ، زيرا بر جذب جوهر در مراحل چاپ يا نوشتن تاثير مي گذارد. آهارزني تخته فيبر براي كاهش جذب آب محصول نهائي و كنترل واكشيدگي در ضخامت واكشيدگي خطي تخريب سطح و افت مقاومت در اثر واكشيده شدن الياف چوب در حقيقت از تكنولوژي آهارزني كاغذ نشات گرفته است. هدف اصلي آهارزني كاغذ و تخته فيبر پوشاندن سطح الياف با ماده اي است كه به كاهش انرژي سطحي و در نتيجه هيدروفوبيك كردن الياف كمك مي كند.
درتمام فرآيندهاي تر، توليد تخته فيبر كاربرد ماده آهارزني در دو مرحله انجام مي گيرد. در مرحله اول بمنظور اطمينان از مخلوط كردن كامل ماده آهارزني با الياف ، از آب بعنوان وسيله انتقال استفاده مي گردد. در مرحله دوم ماده آهار زني بطور عمدي از محلول آبكي برروي الياف رسوب كرده و با اتصال شيميائي بر سطح الياف قرار مي گيرد.
بدين طريق با قرار گرفتن ماده آهار زني بر سطح الياف خاصيت عدم تمايل به آب درالياف بوجود مي آيد. در فرايندهاي خشك ، ماده آهارزني مستقيما و همراه با رزين به خرده چوب يا الياف افزوده مي گردد.
در فرآيند تر، توليد تخته فيبر _ مانند ساخت كاغذ_ رسوب دادن ماده آهارزني با تنظيمPH انجام مي گيرد. ماده آهارزني به محلول با PH تنظيم شده براي مخلوط كردن كامل آهار افزوده شده و سپس با افزودن رسوب دهنده PH كاهش يافته و به فلاك شدن آهار مي انجامد. ماده رسوب دهنده مكانيسم قرار گرفتن آهار بر سطح الياف را نيز بوجود مي آورد.
متداول ترين آهار كاغذ كه تا حدودي در تخته فيبرعايق نيز بكار مي رود. آهار رزين مي باشد. رزين ماده اي طبيعي ، جامد و رزيني بوده كه از درختان كاج بدست مي آيد اين ماده را مي توان از درختان زنده بدست آورده و آنرا تقطير كرد (رزين صمغ ) و يا مي توان آنرا از كنده درختان كاج استخراج و تصفيه كرد(رزين چوب) و يا از طريق تقطير جزء به جزء تال اول3 بدست آورد. تال اول محصول جانبي فرآيند توليد خمير سولفات از كاج ها است (رزين تال اول). آهار رزين بوسيله صابوني كردن رزين مذاب بكمك افزودن هيدروكسيد سديم و يا كربنات سديم بدست مي آيد. اين آهار امولسيون شده و يا بطور مستقيم به محلول كاغذ سازي افزوده مي گردد. محلول رقيق امولسيون شده داراي PH بين 9 تا11 است.
پرافين هيدرو كربورهاي با وزن ملكولي نسبتا زياد (300 تا700 ) بوده كه بعنوان باقيمانده پالايش يا بعنوان بخشي از تقطير از نفت خام بدست مي آيد. نقطه ذوب آن بين 120تا200 درجه فارنهايت مي باشد. پارافين هادرآب محلول نبوده و از نظر شيميائي خنثي هستند. براي آماده سازي ابتدا پارافين را ذوب كرده و بعد در محيط آبي بحالت امولسيون در مي آورند.
آهار پرافين در صنايع كاغذ معمولا بصورت مخلوط با رزين (بين 20تا40درصد وزن خشك رزين) مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تركيب نه تنها مقاومت در مقابل نفوذ آب را بهبود بخشيده، بلكه خواص ديگري نظير چاپ پذيري، باز شدن لايه ها ، دوام تا ماندن و غيره را بهبود مي بخشد. از آهار پارافين در صنايع تخته فيبر فقط براي بهبود در مقاومت به نفوذ آب استفاده مي گردد.
آهار قير بصورت امولسيون مورد استفاده قرارگرفته و بوسيله آلوم رسوب داده مي شود. درجه حرارت محلول خمير و ماشين شكل گيري نبايد بيش از 135 درجه فارنهايت باشد. مكا نيسم قرار گرفتن ذرات آهار قير بر روي الياف متا ثر از تر كيبي از در گير شدن ذرات در فلاك هاي آلوم و نيروهاي الكترواستيك بين سطح الياف و آهار مي باشد. پس از افزودن آلوم لازم است زمان كافي براي بوجود آمدن پديده فوق در نظر گرفته شود كه بدين منظور محلول خمير مدتي را در مخازن حد وسط توقف خواهد داشت. براي رسوب بهترPH درجعبه تغذيه بايد بين5/4تا 5 تنظيم گردد.
آهار قير مقاومت اتصال را كاهش نمي دهد. در واقع اين آهار نه تنها مقاومت را كاهش نداده ، بلكه در اثر شكل گيري خوب و بهبودي در آبگيري درمقايسه با ديگر آهارها مقاومت كششي خمشي تخته فيبر عايق را افزايش مي دهد.
استفاده از قير _ بدليل داشتن رنگ تيره_ درصنعت تخته فيبرsidingو انواع ديگر استفاده مي شود.
ليگنين مهمترين اتصال دهنده در ساخت تخته فيبر مي باشد. اگر ليگنين در فرايند توليد خمير ظاهر شده و در پرس گرم فعال گردد، به استفاده از چسب بيشتر در توليد تخته فيبر نياز نخواهد بود. بطوريكه مازونيت هنوز هم بدون استفاده از چسب در حال ساخت تخته فيبر با روش تر است ولي در اغلب فرآيندهاي ديگر با افزودن چسب سعي در بهبود اتصال ليگنين يا بوجود آوردن اتصال مصنوعي در غياب اتصال ليگنين دارند.
بدليل اينكه در فرآينده خشك توليد تخته فيبر امكان بكارگيري توان بالقوه تشكيل اتصال بوسيله ليگنين وجود ندارد، در اين توليد تخته فيبر سخت روش خشك و ام. دي. اف منحصرا متكي به استفاده از چسب مي باشيم.
در توليد تخته فيبر S2S با روش تر نيز نمي توان از رزينهاي گرما سخت (ترموست) نظير رزين هاي فنليك، استفاده كرد. زيرا در اين حالت قبل از پرس گرم كيك الياف تحت تاثير سيكل شديد خشك كردن قرار مي گيرد.
دراين شرايط رزين هاي فنليك در اثر حرارت سخت شده و پس از فشرده شدن در پرس قادر به تشكيل اتصال نمي باشند. دراين موارد مي توان از رزين هاي ترموپلاستيك نظير روغن كاج و قيرهاي منشاء طبيعي استفاده كرد. از روغن هاي خشك كردن مانند روغن برزك ، روغن tunq و روغن تال به تنهايي يا بصورت مخلوط با رزينهاي ترموپلاستيك آنها نيز مي توان استفاده كرد.
در صنعت تخته فيبر كوشش در جهت استفاده از ساير چسبها نظير نشاسته ، كازئين، چسب هاي حيواني لاتكس ها ، تانن ها و غيره نيز شده است .از بين چسب هاي فوق امروزه فقط نشاسته از اهميت صنعتي برخوردار است كه بعنوان چسب ثانويه به خمير تخته فيبر عايق افزوده مي شود.
چسب هاي رزيني و روغن هاي خشك كردن نه تنها الياف را به يكديگر متصل كرده ، بلكه داراي اثر آهار زني نيز است. تاثير آهار زني نه تنها بدليل بوجود آمدن تغييرات سطحي الياف بوده، بلكه در مورد رزين هاي فنلي از واكشيده شدن محصول نهائي نيز جلوگيري مي كند. معمولا الياف تحت تاثير رزين هائي كه بداخل آنها نفوذ مي كند قرار مي گيرند. اين رزينها الياف را آغشته مي كنند و اتصال قوي بين آنها بوجود مي آورند. بدين تر تيب از بين بردن كامل و اكشيدگي با مصرف بيش از نياز رزين امكان پذير است. مقدار متعارف مصرف رزين فنليك معادل1 تا2 درصد در تخته فيبر سخت روش تر و5تا6 درصد در تخته فيبر سخت روش خشك مي باشد. درروش تر هيچگونه بهبودي درمقاومت ها و جذب آب در مقدار مصرف بيش از 3 درصد مشاهده نگرديده است (Marietta American). مصرف رزين اوره_ فرم آلدئيد در توليد تخته ام. دي. اف روش خشك بيشتراز مقدار رزين فنليك بوده و به حدود 8 تا11 درصد مي رسد.
چوب و محصولات چوبي نظير تخته فيبر از مواد آتش گير(قابل احتراق) هستند. اگر اين مواد در معرض درجه حرارت زياد قرار گيرند گازهاي قابل احتراق تشكيل داده كه نه تنها باعث تخريب در اثر آتش شده، بلكه توليد دود كرده كه از ديد انسان كاسته، فرار را مشكل كرده و به دستگاه تنفسي آسيب مي رسانند. اگر در مورد محصولاتي نظير ستون ها ، تيرها و كف ساختمان دوام در مقابل آتش (مقاومت در مقابل نفوذ آتش) از اهميت زيادي برخوردار است در مورد موادي نظير تخته چند لا، تخته خرده چوب و تخته فيبر پخش شعله ، قابليت سوختي و بوجود آمدن دود از اهميت زيادي بر خوردار است.
در استاندارد شماره84 آئين نامه ASTM(1980ASTM) روش هاي استاندارد آزمايش اين خصوصيات ارائه شده است. نتايج بصورت مقادير نسبي در مقايسه با تخته سيماني از_ بست و چوب بلوط قرمز ارائه مي گردد. در اين مقياس قابليت آتش گيري تخته سيماني از _ بست معادل صفر و قابليت آتش گيري چوب بلوط قرمز 100 مي باشد. بعنوان مثال در ماده اي با ضريب پخش شعله200 ، شعله در شرايط استاندارد با سرعت دو برابر چوب بلوط انتشار مي يابد.
مواد مختلف با توجه به ضريب پخش شعله بطريق زير گروه بندي شده اند (1972FSUSDA):
طبقه A :0 _25
طبقه B :26_75
طبقه C : 76_200
طبقه D :201_500
طبقه E :500
از مواد طبقه A براي مسير هاي خروجي ساختمان هاي بدون سيستم آب پاش استفاده شده و اغلب در ساخت وسايل بزرگ و مصرف در ساختمان هاي عمومي بكار مي روند. از طبقه Bبراي دبستان ها ، هتل ها و غيره استفاده مي شود.
تخته فيبر نظير ديگر مواد چوبي اگر در شرايط مناسب حمله عوامل مخرب قرار گيرد سريعا تخريب مي گردد. در چنين شرايط عمل آوري اين تخته فيبر با مواد ضد حشره و قارچ ضروري است. مخصوصا اگر اين محصولات به نقاط گرم و مرطوب استوائي حمل گردند اين نوع عمل آوري اجتناب نا پذير است.
پنتا كلرو فنات سديم(G MitroI) كه يك نمك سديم محلول در آب پنتا كلروفنل است از متداول ترين نمك ها مي باشد. كه در تخته فيبر براي حفاظت در مقابل موريانه، پوسيدگي... مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مواد به اندازه كافي براي باقيماندن 5/0 درصد در محلول (مبنائ وزن خشك الياف) براي حفاظت در مقابل پوسيدگي به محلول خمير افزوده مي شود. در صورت نياز به حفاظت در مقابل موريانه نياز به با قيماندن تا75/0 درصد است ولي افزودن اين ماده از قابليت آهار زني مي كاهد.
ريفانر هاي اوليه بر پايه ظرفيت شان انتخاب مي شوند . مقدار انرژي مخصوص كه براي محصولات مختلف در قسمت قبلي ارائه گرديده مي تواند در انتخاب ريفانر به عنوان راهنما بكار رود . اغلب اين انرژي در مرحله اوليه توليد خمير مورد استفاده قرار مي گيرد ، بطوريكه در ريفانر هاي ثانويه فقط يك تا دو اسب بخار _ روز بر تن انرژي مصرف مي گردد.
ريفانر هاي تحت فشار از انواع آسياب هاي ديسكي بوده كه در آنها خرده چوب در محيط بخار اشباع تحت فشار به الياف تبديل مي گردد. شكل زير كه بر پايه تحقيقات اسپلاند ترسيم شده است نشان مي دهد كه اگر درجه حرارت ريفانر به بيش از 300F افزايش يابد افت خيلي زيادي در انرژي مورد نياز جداسازي الياف خرده چوبهاي سوزني برگ و پهن برگ اتفاق مي افتد . اين كاهش مصرف انرژي در اثر نرم شدن حرارتي بوده كه جدا سازي مكانيكي آسان الياف در لايه بين سلولي را امكان پذير مي سازد . حالت اخير اساس تكنولوژي در فرايند جدا سازي الياف تحت فشار است.
رابطه بین مصرف انرژی و درجه حرارت و جداسازی الیاف
در شكل زيرطرح خلاصه اي از جريان مواد در يك كار خانه توليد تخته فيبر روش تر ارائه شده است. اين نمودار از ريفانر اوليه شروع شده و به ماشين فوردرينير ختم مي گردد. بعلاوه درآن نقاط افزودن مواد شيميائي، تغييرPH و درصد خشكي خمير ارائه گرديده است. اين نمودار در مورد خط توليد تخته فيبر عايق،S1S ،S2S روش تر نيز صادق است. پس از شكستن اوليه خرده چوب، خمير تا حد قابل پمپاژ رقيق شده و اسيديته آن كاهش داده مي شود. براي افزايش PH خمير تا مقداري بين4تا5 و حتي بيشتر از قليائي(سود سوز آور) استفاده مي گردد. زيرا در PH زياد از شدت خوردگي كاسته شده و شستن و جدا كردن قند هاي محلول آسان تر مي شود.از طرف ديگر افزودن سود سوزآور از هيدروفوبيتي مي كاهد. اغلب آب افزوده شده در قسمت شست و شو دهنده ها خارج شده و همراه خود مواد با قابليت تخريب بيو لوژيكي را دارد. اين آب دوباره مورد استفاده قرار گرفته ، ولي در صورت نياز به انتقال به سيستم فاضلاب بايد مواد با قابليت تخريب بيولوژيك از آن جدا گردند.
در مخزن بعدي درصد خشكي خمير تا حدود5/3 كاهش مي يابد. براي رقيق كردن از آب تازه تا آب سفيد ماشين ( اين آب از آبگيري از خمير در ماشين فورد رينير بدست مي آيد) استفاده مي گردد. با استفاده مجدد از آب سفيد ماشين از بار تصفيه پساب كاسته شده و مواد شيميائي افزودني كه در كيك الياف نمانده و همراه آب سفيد خارج شده اند باز يابي مي گردند.
آهار، مواد اتصال دهنده و ديگر مواد شيميائي افزودني در اين نقطه به خمير افزوده شده و بطور كامل با خمير مخلوط ميگردد. در مخزن بعدي با افزودن آلوم،PH خمير تا حدود 5/4 كاهش مي يابد بدين ترتيب مواد شيميائي افزودني بر سطح الياف رسوب مي كنند. پالايش ثانويه در مرحله بعدي انجام گرفته و پس از آن خميرتا درصد خشكي مورد نياز ماشين (2درصد ) رقيق مي گردد. بعلاوه تنظيم نهائي PH نيز مي تواند قبل از انتقال خمير بر روي ماشين و با افزودن اسيد سولفوريك در مخزن نهائي انجام پذيرد. در فرآيندهاي خشك كن(رزين فنليك) و يا بعد از آن(رزين اوره) به الياف افزوده مي شود اگر چه درجه حرارت خشك كن خيلي زياد است ، ولي به دليل خيلي كوتاه بودن زمان ، رزين هاي فنليك تحمل آنرا دارند. در اين حالت با استفاده از ماشين چسب پاش زمان كوتاه نظير ماشين مورد استفاده در صنعت تخته خرده چوب چسب بر روي الياف پاشيده مي شود (Maioney 1977)
در اين نقطه نسبت مقدار رزين يا مواد افزودني ديگر به الياف خشك بطور خودكار كنترل شده.
اگر چه در توليد تخته فيبر عايق پارا فين بحالت مذاب در قسمت پخت يا ريفانر ها استفاده مي گردد ، ولي اغلب به صورت محلول در آب مورد استفاده خواهد گرفت . پارافين مذاب بيش از محلول در آب مقاومت ها كاهش مي دهد . در بعضي از كار خانه ها از آهار رزين يا مخلوط آهار و پارافين استفاده مي گردد . آهار رزين به مقدار كمتر از پارافين مقامت ها را كاهش داده ، ولي با توجه به اين كه نقطه ذوب آن زياد است نياز به درجه حرارت زياد تري در خشك كن دارد . براي تاثير بهتر آهار بايد ذوب گردد . درجه حرارت زيادتر خشك كن به افزايش كارائي و بهبود آهار زني انجاميده ، بطوريكه با افزايش در جه حرارت مي توان از مقدار مصرف آهار كاست . ولي در شرايطي كه هزينه تامين انرژي زياد است ، استفاده از در جه حرارت كمتر خشك كن و مصرف زياد تر پارافين ترجيح داده مي شود . بعلاوه اگر تخته ها بطور كامل خشك نگردند نيز آهار پارافين تاثير خود را دارد .نشاسته به مقاومت هاي تخته فيبر عايق مي افزايد و بدين منظور مي توان از هر نوع نشاسته استفاده كرد . براي مصرف ابتدا نشاسته را در آب حل كرده و محلول به دست آمده را قبل از ماشين فور مينگ به خمير مي افزايند . مقدار مصرف نشاسته بين 1تا2 درصد بوده كه اگر مقدار مصرف آن افزايش يابد تخته فيبر عايق بطور شديدتري در معرض حمله حشرات و پوسيدگي قرار مي گيرد .
رزين فنليك و پارافين ميباشد . مقدار متداول مصرف رزين بين 5/0 تا يك در صد بوده ، ولي در مواردي به دو در صد نيز مي رسد . مقدار رزين مصرف شده تاثير مهمي بر سيكل پرس دارد . اگر سيكل پرس در حداقل خود باشد رزين به طور كامل سخت نشده و سخت شدن مي تواند در اثر تيمار حرارتي بعدي پايان پذيرد . ولي اين نوع تخته ها داراي بر گشت ضخامتي شديد ( مخصوصا در كناره هاي تخته كه به در جه حرارت وسط تخته نمي رسد ) مي باشند . براي آن مي توان از مصرف رزين بيشتر بهره گيري كرد . بنابراين بايد حد تعادلي بين مصرف رزين وزمان پرس ويا بين هزينه رزين و ظرفيت توليد را مورد نظر قرار داد . اگر هزينه رزين بالا باشد در توليد تخته اس یک اس مي توان براي حد اقل رساندن بر گشت ضخامت وكم كردن مصرف رزين از سيكل پرس استفاده كرد .كاربرد انتخابي رزين نيز مي تواند از پديده بر گشت ضخامت بكاهد .در يك سيستم ثبت شده كه بوسيله شركت آبي تي بي مورد استفاده قرار مي گيرد رزين بيشتري بصورت نوار به لبه هاي تخته در ماشين فورمينگ تزريق مي گردد . بطوريكه در اين نوار ها تمركز رزين به حدود 5 درصد خواهد رسيد . بدين تر تيب در اين روش عملكرد رزين افزايش يافته استفاده از سيكل حداقل پرس ميسر مي گردد . افزودن رزين به سطح كيك تر نيز به بهبودي در پايداري ابعاد تخته ها آزمايشي انجاميده است . ولي در اين حالت سطح مصرف رزين موثر زياد است . استفاده از محلول پارافين براي بهبودي در مقاومت به جذب آب تخته اس یک اس نيزمورد نظر قرار گرفته و مقدار مصرف خيلي كم و محدود به 1/0 و تا5/0 در صد وزن كاملا خشك الياف مي گردد پاشيدن محلول رقيق پارافين بر سطح كيك در ماشين فور مينگ نيز مورد توجه قرار گرفته است . پاشيدن پارافين محلول با شكستن حباب هاي سطح كيك به صورت عامل كف زدائي عمل كرده و اين ماده بعد در اثر مكش به داخل كيك مكيده مي شود . در موارد ديگر پارافين مذاب به محلول گرم خمير (180) فارنهایت و يا به خورده چوب ها افزوده مي گردد . البته اين حالت مصرف مي تواند به تشكيل ذرات پارافين انجاميده و اين ذرات تشكيل نقاطي بر سطح تخته مي دهند كه عمليات پرداخت نهائي را دشوار مي كنند .
در تخته هاي S2S روش تر نمي توان از رزين فنلينك استفاده كرد . زيرا در اين تخته ها رزين فنليك در مر حله خشك كن قبل از پرس گرم سخت مي شود . در اين نوع تخته ها اتصال بين الياف بر قابليت چسبندگي ليگنين در پرس گرم متكي بوده كه مي تواند با افزودن روغن هاي خشك كردن يا رزين هاي ترموپلاستيك بهبود يابد. انتخاب نوع چسبنده وشدت مصرف تحت تاثيراستفاده نهائي محصول قرار دارد.
اين نوع تخته ها قابليت كاربرد ها در داخل ساختمان را دارند پوششهاي ديوار مازونيت با فرآيند S1S توليد شده و از رزين فنليك استفاده مي شود. توليد كنندگان ديگر تخته S2S روش تر براي كاربرد داخل ساختمان از روغن هاي خشك كردن نظير روغن برزك ، روغن تانگ و روغن سويا استفاده مي كنند كه روغن برزك از متداول ترين است . اين روغن ها با استفاده از سود سوز آور بحالت اموليسون در آمده و به مقدار 5/0 تا 5/1 درصد به محلول خمير افزوده مي شود . در اين حالت هر چه دانسيته تخته پايين تر باشد مقدار مصرف براي تخته 65 تا 70 پوند بر فوت مكعب معادل 75/0 در صد ، و مقدار مصرف براي تخته هاي 50 تا 55 پوند بر فوت مكعب 1/5 تا 2 در صد مي باشد . در پوشش هاي آبكي از مقدار روغن بيشتري استفاده مي گردد . اين پوشش لايه نازكي از خمير كاملا پالايش شده بوده كه با استفاده از جعبه تغذيه ثانويه بر روي كيك معمولي قرار مي دهند . مقدار مصرف روغن تا 6 در صد افزايش يافته ، ولي فقط در حدود5/1 درصد در آن باقي مي ماند . بقيه روغن مصرف شده بوسيله سيستم خلا خارج شده و بداخل آب سفيد انتقال مي يابد . در سيكل بسته آب سفيد روغن خارج شده تا سطح معيني در آب سفيد افزايش يافته و به گردش مجدد در مي آيد . در اين حالت فقط مقداري كه بايد در تخته نهائي بماند به سيستم افزوده مي شود.
چسب استاندارد تخته فيبر سخت روش خشك رزين فنل _ فرم آلد ئيد مي باشد . مقدار مصرف رزين بيش از روش تر بوده و با توجه به كاربرد نهائي محصول متغير است . از پارافين معمولا بعنوان ماده آهار زني استفاده مي گردد. در يكي از واحد هاي توليدي براي ساخت تخته فيبر پوشش ديوار روش تر از 6 درصد رزين فنل _ فرم آلدهيد و5/0 در صد پارافين استفاده مي گردد. در موارد ديگر رزين مايع از طريق شافت تو خالي ريفانر به خورده چوب ها افزوده شده و در حالي كه خورده چوب در بين صفحات ريفانر به الياف تبديل مي شوند رزين در تماس با آنها قرار مي گيرد . يكي از مسائل افزودن رزين در دهه 1960بمقدار زياد بر پايه رزين هاي in_situقرار داشته است . اين رزين ها تركيبي از رزين ملامين _اوره _فرم آلدئيد با وزن مولكولي پايين ، چسبندگي و غلظت پايين مي باشند : پس از آن رزين اوره _فرم آلدئيد استاندارد و با چسبندگي پايين نيز مورد استفاده قرار گرفت . اين رزين ها با استفاده از چسب پاش هاي زمان كوتاه نظير چسب پاش پيوسته گرنيكو بر روي الياف پاشيده مي شوند ، زمان توقف الياف در اين دستگاه بين 1 تا2 دقيقه و رزين در جهت شعاعي و از طريق لوله هائي بداخل توده الياف تزريق مي شود . مقدار مصرف رزين ( مبناء جامد ) بين 8 تا10 در صد وزن كاملا خشك مي باشد . معمولا PH الياف خشك كنترل نشده ، ولي PH تركيب بدليل تاثير آن بر سرعت سخت شدن رزين در فر موله كردن آن مورد نظر قرار مي گيرد . تحقيقات انجام شده در آزمايشگاه فراورده هاي جنگلي سازمان جنگل ايالات متحده امريكا نشان مي دهد كه تغيير PH تاثير قابل ملاحظه اي بر خواص مكانيكي و فيزيكي محصول نهائي دارد . چنين عملياتي نيز مي تواند بر بعضي از خواص مضر چوب بلوط در مكانيسم اتصال تاثير بگذارد.
الياف در فرآيند تر در محلولي آبكي قرار داشته و در صد خشكي تخته نسبت وزن كاملا خشك الياف به وزن آب ) ، تغييرات زيادي خواهد داشت . آب اغلب همراه الياف در ماشين فور مينگ خارج شده و الياف بصورت توده خيسي به پرس انتقال مي يابد و در صد خشكي به تنهائي نشان دهنده آب مصرفي و آبي كه به گردش مجدد در مي آيند نخواهد بود .موازنه آب كه نشان دهنده خشكي ، مقدار آب و الياف خمير در يك واحد بظرفيت 100در روز تن است ، ارائه شده است . براي مثال در يك خط توليد تخته فيبر با روش تر براي توليد 100 تن تخته فيبر در 24 ساعت به جريان مداوم الياف كاملا خشك و بمقدار069/0 تن در دقيقه نياز مي باشد. اگر در رطوبت الياف را 100در صد فرض كنيم ، اين مقدار الياف حدود 18گالن آب در هر دقيقه به سيستم وارد مي كند . با افزودن آب به خمير و يا آب گيري از خمير در صد خشكي تغيير كرده ، ولي مقدار ا لياف كامل خشك در مراحل توليد در مقدار 069/ 0 تن در دقيقه ثابت مي ماند . براي كم كردن در صد خشكي از مقدار اوليه 50 در صد به 12 درصد نياز به افزودن فقط 116گالن در دقيقه است . ولي براي كم كردن در صد بيشتر خشكي و رساندن آن به يك در صد ، لازم است مقدار قابل ملاحظه اي آب كه به 1671 گالن در دقيقه بالغ مي گردد به محلول خمير افزوده شود . اين آب در مرحله شست و شو از خمير جدا شده واغلب آن مجددا با پساب شستشو دهنده جايگزين مي گردد . در صد خشكي خمير پس از مرحله شستشو مجددا كاهش داده شده و با حدود دو در صد به ماشين تشكيل ورق انتقال مي يابد . در ماشين فور مينگ با آبگيري از محلول خمير ورقه تر الياف بوجود آورده ميشود ، آنگاه آب بيشتري از پرس خارج شده و در نهايت آب باقي مانده با فشردن و تبخير در پرس گرم خارج مي گردد . در يك واحد توليد تخته فيبر با روش تر مي توان مصرف آب و مسائل دفع پساب را با استفاده از آب فرآيند را كاهش داد . در اين مورد دو دور آب قابل رويت است . در دور اوليه پساب شستشو كه حاوي قند هاي چوب است به گردش در مي آيد و در دور دوم كه دور آب سفيد ماشين فورمينگ مي باشد مواد شيميائي جدا شده كه در آب سفيد تجمع مي كند همراه آب به گردش در آمده و از هدر رفتن اين مواد اجتناب مي گردد اگر چه آب خيلي كمي در قسمت پرس و يا خشك كن فرآيند تر از الياف جدا مي گردد ، ولي اين دو مرحله محدوديت هاي مهمي را در فرآيند تر بوجود مي آورند . بعنوان مثال در تخته فيبرS1S فقط يك سطح صاف بوده و در مورد تخته عايق وS2S انرژي زيادي در قسمت خشك كن نياز خواهد بود.
در ماشين هاي فورمينگ فرايند تر از آب بعنوان وسيله انتقال و پخش الياف خمير استفاده مي گردد . براي تشكيل ورق ، محلول آبكي خمير روي توري به جريان افتاده و آب از طريق توري خارج شده و الياف بصورت توده تر روي توري ته نشين مي گردند.
يكنوا ختي در ورقه تخته فيبر نها ئي تا حدود زيادي تحت تاثير درصد خشكي خمير در زمان شكل گيري ورقه تر است . زيرا ، حركت آزاد الياف در درصد خشكي بالا در خمير مشكل بوده و به درهم رفتن الياف كلوخته شدن مي انجامد .
در هم رفتن مكا نيكي وكلوخه شدن الياف به ته نشين شدن غير يك نواخت و تغييرات جرم ويژه نسبي در تخته فيبر نهائي منجر مي شود . الياف در مقدار معيني از خشكي كه پايين تر از درصد خشكي بحراني است آزادانه حركت خواهند كرد ، ولي الياف ، پس از خارج شدن آب به ته نشين شدن انفرادي وجدا گانه و بدون بافته شدن (در هم رفتن) مورد نياز براي بوجود آوردن مقاومت حداكثر در تخته فيبر تمايل خواهند داشت . در درصد خشكي خمير كه مقاومت خمشي حد اكثر بوجود آورده مي شود ، كلوخه شدن الياف اتفاق نيفتاده ، ولي ته نشين شدن جمعي الياف در اثر موانع فيزيكي _در لحظه ته نشين شدن _انجام شده كه در اثر آن يك مجموعه الياف سه بعدي تشكيل مي گردد . نوع ماده اوليه ، طول الياف ، شرايط پخت و عوامل ديگري نيز بر در صد خشكي مناسب محلول خمير تاثير مي گذارند . از نظر اقتصاد توليد سرعت آبگيري از محلول خمير از اهميت بالائي بر خوردار است . عامل تعيين كننده خصوصيات آبكشي خمير درجه رواني آن است . عامل مهم ديگر درجه حرارت محلول خمير (به بيان دقيق تر در جه حرارت آب) مي باشد ، زيرا با افزايش اندك در جه حرارت آب غلظت آن بمقدار قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد كه البته عامل محدود كننده تاثير معكوس درجه حرارت زياد بر مواد شيميائي است . در صنايع تخته فيبر سه نوع مختلف ماشين فور مينگ تر مورد استفاده بوده كه عبارتند از :
_ ماشين منقطع تشكيل ورق ،
_ ماشين سيلندر مداوم،
_ ماشين فورد رينير، كه از بين آنها ماشين فورد رينير در اغلب كار خانه ها مورد استفاده قرار گرفته واز اهميت زيادي بر خوردار است .
براي توليد اقتصادي تخته فيبر در مقياس كوچك فرايند تشكيل ورق منقطع بوسيله رالف چاپمن در كورو واليس اور گن ساخته شده است تجهيزات فور مينگ از قالبي به ابعاد 4_8فوت تعيين شده است . قسمت بالائي با استفاده از روش هاي هواي فشرده روي يك توري بي انتها فشرده شده و اين توري از بين صفحات پرس سرد نيز عبور مي كند . نيروي مكش در قسمت پائيني و اين توري از بين صفحات پرس سرد نيز عبور مي كند . نيروي مكش در قسمت پائيني وجود داشته و اين نيرو با مكش آب ورق ضخيمي از الياف را بوجود مي آورد . مزيت مهم اين سيستم ، شكل گيري سادگي ، سرمايه گذاري كم و سهولت كنترل و عمليات است كه البته ظرفيت محدود و تغييرات زياد در فرايند شكل گيري ، قابليت قبول گسترده آنرا محدود كرده است .
ماشين هاي استوانه اي از نوع ماشين هاي شكل گيري پيوسته بوده و شباهت زيادي به ماشين هاي شست وشو دهنده هاي تحت خلاء خمير كاغذ و فيبر دارند . در مقايسه با ماشين هاي فور مينگ فورد رينير از سادگي بيشتري بر خوردار بوده و نسبتا ارزان و مستحكم مي باشند
ماشين فورد رينير ساخت ورق تر تخته فيبر در حقيقت همان ماشين فور مينگ كاغذ سازي است كه با تغييراتي در اين وضعيت نيز مورد استفاده قرار گرفته است . در اين ماشين ، ورق تر تخته فيبر بطور پيوسته روي توري اي كه بطور افقي در حركت است تشكيل مي گردد . مكانيسم آب گيري از خمير تخته فيبر تركيبي از نيروي ثقل و نيروي مكش خلاء و نيز فشار هيدروليكي در قسمت پرس مي باشد در اين نوع ماشين قادر به استفاده از خمير تخته فيبر با در جه رواني متفاوت بوده و مي توان از اين نوع ماشين براي ساخت تخته فيبر سخت و نيز تخته عايق استفاده كرد.
هر وسيله اي كه مقدار آب ورق تر تخته فيبر را پس از شكل گيري (در مرحله شكل گيري آب از طريق نيروي ثقل و خلاء خارج شده و به يك مقدار محدود شده مي رسد. ) بمقدار بيشتري كاهش مي يابد پرس تر ناميده مي شود .معمولا پس از مرحله شكل گيري در ماشين فورد رينير در حدود 20 تا30 در صد وزن ورق تر را الياف خشك تشكيل داده و اين در صد در مورد ماشين سيلندري كمي بيشتر است . اغلب پرس هاي تر از نوع پرس هاي غلطي پيوسته مي باشند . اين پرس ها به صورت جدا گانه در ماشين شكل گيري سيلندري نصب شده و در مورد ماشين شكل گيري فورد رينير بصورت بخشي از ماشين شكل گيري در آمده اند .
به اندازه فرآيند چاپمن كليه ماشين هاي شكل گيري ، در تخته فيبر ورق تر پيوسته توليد كرده كه بايد با توجه به ابعاد پرس و يا مضربي از ابعاد تخته فيبر ،زماني اندازه بري گردد. اندازه بري ورق تر با استفاده از ديسك هاي فولادي چرخشي انجام گرفته و عمل برش زمانيكه ورق تر بر روي انتقال دهنده غلتكي در حال حركت است انجام گيرد كناره هاي طولي ورق تر نيز به طور همزمان با استفاده از ديسك هاي فولادي و يا جت هاي آب انجام مي گيرد . نگهدارنده ديسك ها با سرعت ورق تر در جهت ورق تر نيز حركت كرده و بطور همزمان اره ها در جهت عرض حركت مي كنند. زما نيكه عمليات برش به اتمام مي رسد ، اره بالا رفته و نيز نگهدارنده و اره به وضعيت اوليه بر مي گردند .كناره ها بريده شده و ورقه هاي تر معيوب به يك پالير انتقال يافته و پس از آن به توليد فرآيند عودت داده مي شوند.
اگر چه در ماشين آلات و تجهيزات فر آيند توليد و آماده سازي مواد تا نقطه خارج شدن ورق از پرس تر اختلاف قابل توجهي بين فرآيند هاي ساخت تخته فيبر سخت و تخته فيبر عايق وجود دارد ، ولي تكنولوژي ساخت در تمام خطوط توليد فرآيند تر يكنواخت است . ولي از اين نقطه به بعد عمليات توليد روي ورق تر خصوصيات منحصر بفرد هر خط توليد ظاهر مي گردد . عنصر تمايز كننده در خط توليد تخته فيبر سخت S1S پرس گرم در خط توليد تخته فيبر عايق خشك كن و در خط توليد S2S مجموعه خشك كن و پرس گرم مي باشد .
الف) بوجود آوردن شرايط توسعه انواع مختلف اتصال بين الياف ب) كاهش رطوبت ورق تخته فيبر تا زمانيكه رطوبت با شرايط محيط متعادل گردد.
ج) فشردن ورق (تخته فيبر سخت ) براي بوجود آوردن خصوصيات فيزيكي ومكانيكي تا حد مورد نياز كاربرد هاي مختلف .
خط پرس : بدليل اينكه پرس كردن مكانيسم منقطعي دارد ،لازم است تغيیراتي در طراحي خط پرس بعمل آيد تا بتوان توليد پيوسته پرس با عمليات منقطع پرس را مي توان به سادگي با بارگيري ورقه تر به داخل وسيله بار گيري پرس و تخليه آن به پرس گرم انجام داد . در اين حالت هر وسيله بار گيري قادر است تا تعدادي معادل تعداد دهانه هاي پرس گرم از ورقه هاي تر نگهداري كند. تعداد ديگري از كار خانه هاي توليد تخته فيبر از مكانيسم اتصال مستقيم پرس تر به پرس گرم برخوردارند كه در زير به شرح آن پرداخته خواهد شد .
مشخصه اصلي اين خط توليد پرس 24 دهانه به ابعاد صفحات4× 6 فوت بوده كه به سيستم بستن همزمان مجهز است . در این سيستم توده هاي اتصال دهنده ورقه تر بطور عمودي به پايين هدايت شده و پس از عبور از زير پرس به ابتداي خط شكل گيري بر گشت مي كنند . در اين خط توليد ورقه تر تخته فيبر بطور جدا گانه روي توري قرار گرفته و اين توري خارج شدن آب و بخار را از تخته فيبر فشرده شده در طي پرس گرم ميسر مي سازد . بدين ترتيب يك سطح تخته فيبر داراي اثرات توري مي باشد . در اين خط توليد به كمك يك جت متحرك آب كه بر روي يك تير در عرض انتقال دهنده ورقه تر بعد از پرس تر قرار دارد عمليات برش طولي و تنظيم پهناي ورقه تر تخته فيبر انجام مي گيرد و كناره ها با برش ديسكي اندازه بري مي گردند . پس از اين مرحله ورقه تر تخته فيبر آماده قرار گرفتن روي توریهائي هستند كه بر گشتي از زير ندارند .
مقدار آب موجود در ورقه تر ورودي به پرس گرم بين 65 تا 75 درصد بعبارت ديگر نسبت آب به الياف خشك در حدود دو به يك است . سيكل پرس و يا بعبارت ديگر رابطه عملي بين درجه حرارت صفحه گرم پرس ، فشار و زمان بطريقي تنظيم گردد تا در حا ليكه خواص فيزيكي و مكا نيكي مناسب در تخته بوجود مي آيد هزينه توليد به حد اقل ممكن برسد . از لحاظ نظري تغييرات زيادي در سيكل پرس وجود داشته و تغيير دادن سيكل پرس مي تواند بعنوان وسيله اي قوي براي تنظيم و تغيير خواص پرس ابداع شده است . ولي در عمل سيكل پرسي كه در توليد تخته فيبر سخت S.1.S بكار مي رود در جه حرارت صفحه گرم پرس در يك مقدار مشخصي ثابت نگهداشته شده و روابط متقابل فشار _ زمان سيكل پرس به سه مرحله مجزا تقسيم بندي مي گردد:
مرحله يك : مرحله فشردن يا برگشت فشار زياد
مرحله دو: مرحله خشك كردن يا توقف فشار گرم
مرحله سه: مرحله فشرده شدن يا بوجود آمدن ساختمان
مرحله يك براي جدا سازي سريع حد اكثر ممكن آب از ورقه تر و بدون انتقال حرارت غير لازم به آب طراحي مي گردد. سطح فشار زياد كه معمولا بين 800 تا1000 پوند بر اينچ مربع متغير است تا حدي كه به وسيله سيستم هيدروليك ميسر است سريعا افزايش مي يابد البته بايد متذكر شويم كه بعضي از تخته هاي با وزن مخصوص كمتر را مي توان در فشار 4000 پوند بر اينچ مربع فشرده كرد . همچنين لازم به ذكر است كه استفاده از فشار بيش از 1000 پوند بر اينچ مربع امكان مناسب قابل ملاحظه اي را بوجود نمي آورد. استفاده از چنين فشاري ، موجب مي شود تا آب به طرف پايين حركت كرده از كناره ها و سوراخ هاي توري خارج شود بعلاوه خروج آب بوسيله افزايش سريع درجه حرارت و كاهش غلظت آن تسريع مي گردد. اختلاف زياد درجه حرارت بين ورقه تر و صفحه گرم پرس و گر ماي ويژه زياد ورقه تر به انتقال مقدار زيادي گرما از صفحه پرس به ورقه تر انجاميده كه در اثر آن مقدار زيادي بخار آب در داخل صفحه پرس متراكم مي گردد . اين مرحله فشار زيادي را بر ديگ بخار وارد مي كند . در اين مرحله مقدار بخار نياز يك پرس 20طبقه مي تواند تا مقداري بين 000/20 تا 000/30 پوند در ساعت و براي يك زمان خيلي كوتاه مرحله اول بسته شدن پرس افزايش يابد براي خنثي كردن فشار زياد بر ديگ بخار از انباشتگرهاي بخار استفاده خواهد شد معمولا مرحله يك پس از خارج شدن كليه آب آزاد قابل فشرده شدن و رسيدن درجه حرارت آب باقي مانده داخل ورقه تر به 100در جه سانتيگراد پايان مي يابد. در اين نقطه فشار بخار سريعا به مقداري كمتر از فشار بخار اشباع درجه حرارت صفحه گرم كاهش داده مي شود. مدت زمان مرحله يك در حدود 95 دقيقه بوده واز اين زمان 40تا45 ثانيه براي بوجود آوردن فشار اوليه صرف مي شود. در مرحله يك در حدود 50 درصد آب به ورقه تر خارج شده و نسبت آب به الياف خشك به حدود يك مي رسد. مرحله دو خشك كردن است. در اين مرحله اغلب آب باقي مانده به شكل بخار خارج مي گردد. فشار كاري بين 80 تا100 پوند بر اينچ مربع يا بعبارت ديگر در حدود يك دهم فشار زياد اوليه خواهد بود البته بايد دقت شود كه فشار اين مرحله خيلي كم نباشد ، زيرا پايين بودن فشار بوجود آوردن تغييرات ( گراديا نت) فشار شديد و صدمه زدن به ساختمان تخته فيبر مي انجامد. مرحله دو پس از پايان خروج ظاهري بخار آب و قبل از رسيدن رطوبت تخته فيبر به كمتر از 8 در صد پايان مي پذيرد. زمان مورد نياز اين مرحله در حدود3 تا4 دقيقه خواهد بود. در مرحله سه ، فشار براي دستيابي به فشرده شدن تا ضخامت مورد نظر و بوجود آوردن اتصال بين الياف مجددا افزايش مي يا بد. از سطح فشار بين 400 تا500 پوند بر اينچ مربع استفاده شده و براي بوجود آوردن اتصال بين الياف از حالت پلاستيكي بوجود آمده در اثر درجه حرارت و آب داخل الياف بهره جوئي ميگردد. تغيير حالت بوجود آمده در اثر نيروي فشار اعمال شده در اين شرايط تقريبا دائمي مي باشد. اگر مرحله سه خيلي دير شده و رطوبت به كمتر از8 درصد برسد، فشردگي ورقه تخته فيبر كم و بيش كش دار بوده و در اثر برداشتن فشار به مقداري بيش از حالت قبلي بر گشت مي كند. و از طرف ديگر اگر مرحله سه خيلي زود شروع شود ، رطوبت زياد باعث لكه دار شدن سطوح تخته فيبر مي شود. مرحله سه در زماني صورت مي گيرد كه رطوبت تخته فيبر5/0 تا يك در صد كاهش يافته و باز شدن پرس به پايان ميرسد زمان مرحله سه 4تا 3 دقيقه خواهد بود اگر سيكل پرس درصد رطوبت زياد تري پايان پذيرد به اتصال ناقص بين الياف ، باز شدن تخته فيبر از وسط و چسبيدن تخته فيبر به صفحات بالا و پايين پرس مي انجامد . در صورتيكه رطوبت نهائي تخته فيبر در حدود بيش از سه درصد باشد باعث كم شدن سختي تخته شده و اين پديده باعث جابجائي و تخريب دائمي آن در مراحل بعدي و حمل و نقل خواهد شد . جابجائي زياد باعث كج شدن برش كناره ها مي گردد. در پرس كردن تخته فيبر سبك (با دانسيته كمتر از 55پوند بر فوت مكعب ) مي توان مرحله سه را بدون صدمه زدن به تخته فيبر حذف كرد و در اين حالت مرحله دو به سادگي تا اطمينان از خشك شدن كامل ادامه مي يابد . ولي در دانسيته 60 پوند بر فوت مكعب و زياد براي رسيدن به ضخامت نهائي ، استفاده از مرحله سه يا فشرده كردن اجتناب ناپذير است . براي تخته فيبر با ضخامت يك هشتم اينچ ،كل زمان سيكل پرس كه در بالا تشريح شد. در حدود 6 تا8 دقيقه خواهد بود . اگر از سيكل پرس 6 دقيقه استفاده گردد با فرض 5/1 دقيقه براي بار گيري و تخليه در هر ساعت قادر به انجام هشت سيكل خواهيم بود . در عمل درجه حرارت صفحه پرس ثابت نگهداشته خواهد شد . ولي با تغيير درجه حرارت مي توان زمان پرس كردن را تغيير داد اهميت درجه حرارت صفحه گرم پرس بر زمان پرس كردن و قابليت توليد يك پرس را به وضوح نشان مي دهد . البته بايد در نظر داشت كه چندين عامل محدود كننده براي افزايش درجه
حرارت پرس در توليد تخته فيبر سخت وجود دارند كه عبارتند از :
_ بوجود آمدن خيلي سريع بخار و در نتيجه خطر باز شدن تخته فيبر (مخصوصا در تخته هاي با دانسيته خيلي زياد ).
_
_ پرس كردن تخته فيبر اغلب بدون شابلون انجام گرفته و ضخامت نهائي تخته تحت تاثير مقاومت آن در مقابل سيكل پرس تعيين خواهد شد.
ضخامت نهائي تخته فيبر تحت تاثير پديده بر گشت ضخامت قرار دارد كه در اثر بر داشتن فشار بوجود آمده است پديده بر گشت ضخامت در كناره هاي تخته فيبر بيشتر از وسط آن مي باشد زيرا در اين نقاط در جه حرارت در اثر فرار آب و بخار كمتر است . در بعضي از كارخانجات با استفاده از تزريق رزين به وسط كنار تخته فيبر از مقدار بر گشت ضخامت كم كرده و سيكل پرس را كاهش مي دهند
ورقه تر فيبر در اثر فشار و عمل متقابل فشرده مي شود . عمل متقابل به در جه حرارت ، و رطوبت و ديگر خصوصيات آن نيز بستگي دارد . اين عوامل نيز متقابلا تحت تاثير فاصله تا صفحه گرم پرس قرار دارند. بدين ترتيب لايه هاي مختلف در ضخامت يك ورقه تر تخته فيبر به مقدار متفاوتي فشرده شده و به تغييرات در دانسيته تخته فيبر نهائي در ضخامت آن مي انجامد. بعضي از خواص تخته فيبر نظير سختي سطحي ، مقاومت خمشي و چسبندگي داخلي ( مقاومت كششي عمود بر سطح آن ) به چنين تغييراتي در ضخامت تخته فيبر حساس مي باشند . در توليد تخته خورده چوب و ام -دي – اف ضخيم اين تغييرات در دانسيته را مي توان تا حدودي با انجام تغييراتي در دور پرس كاهش داد ، ولي تخته فيبر سخت S.1.S تغييرات در دانسيته شكل نا متقارن چنين پراكنش ضخامت بدليل جريان يك طرفه آب و وجود نقش توري مي باشد.
خشك كن در خط توليد تخته عايق و تخته فيبر چه از لحاظ شرايط فضاي لازم وچه از نظر هزينه _يكي از مهمترين عوامل به شمار مي رود نقش خشك كن در هر دو خط توليد ، عبارتست از كاهش مقدار آب موجود در ورقه تر ( در نتيجه تبخير ) از 65 تا 75 درصد به حالت كاملا خشك مي باشد . معمولا براي هرتن تخته فيبر 2 تن آب بصورت آب از تخته خارج مي گردد فايده تكنولوژيكي اين عمل پر هزينه عبارتست از تشكيل اتصالات هيدروژني در حالت تخته عايق و امكان توليد تخته فيبر دانسيته بالا _ بدون استفاده از تور سيمی _ در حالت تخته فيبر مي باشد خشك كن هاي تخته فيبر معمولا ماشين هاي پيوسته اي هستند . بنابراين ظرفيت آنها از روي سرعت خط توليد و زمان خشك شدن تعيين مي گردد چنين خشك كن هائي كه در بعضي از كار خانه هاي قديمي وجود داشتند ، مستقيما در محل خروجي پرس تر نصب مي گر ديدند . از اين رو ،اين قبيل ماشين ها به فضاي كف قابل توجهي نياز داشتند براي مثال ، سرعت خطي به طول 35 پا در دقيقه و سيكل خشك شدن 2 ساعته حدود 4200 فوت طول داشت. به اين دليل به منظوره كاهش طول خشك كن هاي جديد به صورت چند طبقه ( معمولا 8 طبقه ) ساخته مي شو ند چنين خشك كن ها ئي حدود 525 فوت طول خشك كردن دارند.
عامل اصلي خشك كردن عبارتست از هواي گرم با دمائي بالاتر از نقطه جوشش آب هوا را معمولا مي توان با بخار ، نفت و يا گاز گرم كرد ، ولي خشك كن تخته فيبر ، غالبا با گاز گرم مي شود مشعل هاي گاز سوز يا نفتي در بالاي خشك كن و در داخل محفظه يا كوره هاي احتراق قرار مي گيرند و هواي خشك كن از طريق آن به گردش در مي آيد . در خشك كن هائي كه به وسيله بخار گرم مي شوند ، لوله هاي مار پيچ (كويلها ) محتوي بخار گرم در داخل خشك كن و بينابين طبقات قرار داشته و با نيروي تشعشعي و يا جابجائي حرارت را به تخته انتقال مي دهند خشك كن هاي گازي يا نفت سوز معمولا با درجه حرارت بالاتري عمل كرده و دستگاه هاي مر بوطه آنها نسبت به خشك كن هاي بخاري ارزان تر است ولي در اينگونه خشك كن ها هزينه نگهداري بيشتر است و به علت بالاتر بودن درجه حرارت ، خطر آتش سوزي آنها نيز بيشتر مي گردد .
تغذيه و انتقال ورقه هاي تر
ورقه هاي تر ضمن خشك شدن توسط نقاله اي زنجيره اي شكل از غلتكها قابل تنظيم بوده و با سرعت خط توليد به نحوي هماهنگ مي گردد كه هيچگونه فاصله غير ضروري بين تخته ها بوجود نمي آيد به طور كلي ، پديده خشك كردن در سه مرحله متمايز انجام مي گيرد :
در مرحله اول آب سطح تر ورق در اثر حرارت بخار مي شود و بعد آب قسمت هاي داخلي ورق تر به كمك خاصيت كا پيلاري جايگزين آن مي گردد . در اين مرحله ، عمل خشك كردن با سرعت زياد و ثابت انجام مي گيرد . مرحله اول زماني خاتمه مي يابد كه سطح تخته به خشك شدن شروع مي كند ، زيرا در اين حالت آب از درون ورق با همان سرعت اوليه به سطح آن انتقال نمي يابد . در مرحله دوم درجه حرارت ورق بالا مي رود ، ولي سرعت خشك كن كاهش پيدا مي كند . در مرحله سوم ، آب قسمت هاي داخلي ورق به صورت مايع به سطح انتقال نمي يابد ، بلكه ، فقط به كمك عمل نفوذ و پخش به صورت بخار آب به سطح ورق مي رسد . اين مرحله در واقع كند ترين شكل خشك شدن به شمار مي رود.
تخته فيبر S2Sكه با روش تر ساخته مي شود در اوائل دهه 1930 بطور همزمان توسط ميسون وگيپ سام آمريكائي ابداع گرديد. ميسون سعي كرد تا سطح ناصاف تخته فيبر S2S (سطح صاف توري) را با پرس كردن مجدد در پرس كه شامل دو صفحه فلزي صاف بود بهبود بخشد ، ولي گيپ سام آمريكائي در حقيقت كوشيد تا از تخته عايق ، تخته فيبر بسازد . امتياز ساخت تخت عنوان ميسون پانت در سال 1938به ميسون داده شده است . در اولين تقاضا براي ثبت امتياز تخته فيبر S2Sُ به شرح زير تعريف شده است :
(( فر آيند ساخت یك نوع محصول تخته فيبر سخت ، داراي مقاومت بهتري و خشكي زياد ، متشكل از يك ورق سبك متخلخل الياف ليگنو سلولزي حاوي الياف طبيعي ، شامل مراحل خشك كردن و وارد كردن فشار به آن تحت حرارتي حدود 400 تا500 درجه فارنهايت به مدت كافي براي سخت و متراكم شدن ودادن مقاومت به خشكي و تري با فعال نمودن خاصيت چسبندگي و اتصالات مواد بينا بيني آن ))
در اين تقاضا شرایط بحراني ديگري در جهت موفقيت در ساخت تخته فيبر سخت S2S با فر آيند تر نيز توصيه شده است كه عبارتند از :خشك كردن ورق تر تا حد خشك شدن كامل و بعد پرس كردن آن در حرارتي بيش از 400 در جه فارنهايت براي فراهم كردن امكان انجام سيكلهاي كوتاه پرس بدون اينكه خطر محبوس شدن بخار آب در بعضي از قسمت هاي درون تخته رطوبت پائين (صفر درصد ) لازم است
يكي از خصوصيات هم فرايند تخته فيبر سخت S2S كوتاه بودن زياد زمان پرس است . به اين دليل ، در اين فر آيند امكان انجام 30نوبت پرس در هر ساعت وجود دارد . در حالتي كه ابعاد دهانه پرس 4×16فوت مي باشد و مستلزم 600 ورق تر در هر ساعت يا ده ورق در دقيقه است ، سرعت موثر خط پرس بايد حدود 160فوت در دقيقه باشد . البته با توجه به اينكه بين ورق هاي تر بايد فاصله اي وجود داشته و نيز بدليل سهولت امكان در تند وكند كردن آنها ،حد اكثر سرعت آنها مي تواند به 300 فوت در دقيقه برسد. تخته هاي S2S كه از خشك كن خارج مي گردند. ازلحاظ استحكام نسبتا سفت و محكم بوده ، ولي داراي دانسيته پائيني هستند، بنا بر اين ، جابجائي آنها بايد با احتياط انجام گيرد ، زيرا هر گونه خراش يا شكستگي كه درآنها بوجود مي آيد از كيفيت آنها به ميزان قابل توجهي مي كاهد.
قبل از ورود تخته به داخل پرس گرم، ورق هايS2S كناره بري شده از داخل يك پيش خشك كن كوتاه عبور مي كند كه درآنجا مقدار رطو بت از1تا5 درصد به صفر درصد كا هش مي يابد و درجه حرارت ورق تا نزديك300 درجه فارنهايت بالا برده مي شود تازمان پرس گرم به حداقل ممكن برسد.
دستگاه پيش خشك كن از نوع خشك كن پيكت است كه در آن ورق هاي تر روي لبه چيده شده و از درون عبور داده مي شود. رطوبت كم ورق ها اين مزيت را دارد كه مي توان آنها را بلافاصله و بدون نياز به مراحل هوا دادن، در پرس گرم با حداكثر فشار قرار داد. البته با طراحي سيكل پرس مناسب كه مسير خروج بخار درآن پيش بيني شده باشد، مي توان تخته S2S را بدون نياز به پيش خشك كردن ورق هاي تر تهيه كرد. روشن است كه در صورت زمان پرس افزايش خواهد يافت.
استحكام ورق هايS2S به اندازه اي است كه بدون نياز به نگهدارنده مي توان آنها را جابجا كرد كه اين امر خود باعث سهولت عمليات بار گيري مي شود. ورق ها به نحوي در داخل دستگاه بار گيري پرس (لودرپرس) قرار مي گيرند كه فقط در قسمت لبه ها نگهداري مي شوند. وقتي كه د ها نه پرس باز شد، ورق ها با دستگاه مخصوصي بنام چارچينگ رام همزمان به كمك يك سري چنگك در داخل پرس رانده ميشوند. اين چنگكها به انتهاي تخته ها گير كرده و آنها را به حركت درآورده و به داخل پرس ميرانند. بعد، آنها را متوقف ساخته و رها مي كند. به نحوي كه همه ورق ها در محل مشخصي بر روي صفحه پرس قرار داده مي شوند. قرار گرفتن دقيق گوشه ورق ها در محل كاملا مشخصي از گوشه صفحه پرس براي تنظيم حداكثر كنترل حدرواداري يا توالرانس ضخامت بسيار با اهميت مي باشد. به محض اينكه ورق ها وارد دهانه پرس شدند، تخته هاي پرس شده را جلو رانده و اين عمل مرتبا ادامه مي يابد تا ورق ها به غلتكهاي شيب داري مي رسند و توسط آنها به داخل جعبه تخليه منتقل مي گردند. از اين تخته ها گازهائي متصاعد مي شود، بنابراين كاملا روي تخته قرار نمي گيرند، بلكه توسط لايه اي از گاز حفاظت مي شوند و عملا اصطكاك بين تخته و صفحه پرس عملا به حداقل رسيده و در اثر كوچكترين برخورد باعث لغزش يا سر خوردن تخته ها مي گردد.
اگر پرس كاملا مسطح و تراز نباشد ، احتمالا نيروي ثقل باعث جا به جائي تخته ها خواهد شد. بنا بر اين ، براي قرار دادن تخته ها در موقعيت مناسب _ قبل و بعد از پرس و هنگام بسته شدن دهانه پرس و بلا فاصله قبل از تخليه _ از وسائل و دستگاههاي مخصوصي استفاده مي گردد.
سيكلهاي پرس در كارخانه هاي مختلف با توجه به گونه چوب مصرفي ، ضخامت تخته ، دانسيته تخته و درجه حرارت پرس كاملا متغير است. تخته هاي ضخيم دانسيته بالا و تخته هاي ساخته شده از الياف چوب سوزني برگان مستلزم سيكلهاي پرس طولاني ترند. هنگامي كه سيستمهاي آب سفيد بسته مي شوند، مقدار مواد جامد محلول در آب بيشتري در تخته باقي مانده و در زير پرس به گاز تبديل شده و متصاعد گشته و باعث آلودگي هوا مي گردد.
اينگونه مواد جامد محلول(همي سلولزها) موجب بالا بردن خطر چسبندگي تخته به صفحه فوقاني پرس نيز مي گردند. البته تخته به سختي به صفحه فوقاني مي چسبند و با فشار هوا به سادگي مي توان آنها را جدا كرد ، ولي امروزه اين مشكل را با افزودن مواد شيميائي رها سازنده قبل از پرس برطرف مي كنند. معمولا مواد بخار شونده يا فراري كه از پرس خارج مي شوند به وسيله هوا كشها به خارج هدايت مي شوند. با وجود اين، هر گاه درجه حرارت به شدت پائين آمده و به 300 درجه فارنهايت برسد، مقدار قابل توجهي از اين قبيل گازها در هوا كشها و منافذ خروجي متراكم شده و خطر آتش سوزي را افزايش مي دهند.، بنابراين به طور دوره اي و مرتب اينگونه گازها را بايد سوزاند.
كه معمولا در مواقعي كه در ورق تر از پيش خشك نشود مورد استفاده قرار می گیرد.
تخته تست شده و به عبارت ديگر تحت فشار كم خشك شده و بعدا حين مرحله دوم فشار زياد متراكم گشته و يا بخار آب توسط عمل هوا دادن پرس براي يك يا چند بار به خارج رانده خواهد شد.
هنگاميكه تخته هاي اس دو اس از پرس خارج شدند تقريبا، در آستانه سوختن قرار ميگيرند، بنابراين اگر بلا فاصله خنك نشوند ممكن است، خود به خود آتش بگيرند.
معمولا تخته ها به محض خارج شدن از پرس و قبل از اينكه وسيله آسانسور هاي تخليه به نقاله يك رديفه منتقل شوند بايد با عبور دادن هوا سرد شوند. در اين مرحله بايد سعي شود تا تخته ها در حال حركت باقي بمانند، زيرا ، در غير اين صورت ممكن است تراكم سطحي دود سبب منعكس كردن تصوير عناصر نگهدارنده ها بر روي تخته گردد. اينگونه تراكم دودها ممكن است بر روي صفحات استيل سرد كننده در صورتيكه زير 300 درجه فارنهايت سرد شوند نيز ايجاد گردند.
تخته هاي S2S اغلب براي مصارفي مورد استفاده قرار مي گيرند كه مستلزم دارا بودن ابعاد و حدرو اداري (تولرانس ) دقيقي باشند . تغييرات تخته هاي S2S پرداخت شده ممكن است در اثر مشكلات مكانيكي پرس و وسائل مربوطه به آن ، مانند تغييرات ضخامت صفحات كول و غيره بوجود آيد . همچنين ممكن است در اثر عدم يك نواختي پرداخت سطح تخته و يا در نتيجه عدم يكنواختي ورق تر پديد آيد كه معمولا در اثر پيچيدگي غلتكهاي ماشين فور مينگ و يا پرس سرد بوجود مي آيد ضخامت اينگونه ورق ها ممكن است در قسمت وسط يك شانزدهم اينچ بيش از طرفين باشد . بنابر اين ، اره هاي اندازه بر ورق ، يك ورق ضخيم از وسط و دو ورق گره اي شكل از دو طرف آن تهيه خواهد كرد . اينگونه ورق ها با پرس شدن به سهولت داراي ضخامت يكنواختي نخواهند شد ، بخصوص، هنگاميكه براي ساخت تخته فيبر هاي با دانسيته پايين مورد استفاده قرار مي گيرند . و بلاخره در بعضي موارد ، تغييرات ضخامت در تخته هاي پرداخت شده بعد از باز شدن پرس پديد مي آيند . تخته هاي پرس شده هميشه كاملا به همان ابعاد مورد نظر باقي نمانده ، بلكه به محض رها شدن فشار ، ابعادشان تغيير مي كند . به طور كلي ، هر چه در جه حرارت بيشتر باشد ، پديده بر گشت ضخامت ورق ها كمتر مي شود . در درجه حرارت هاي بالا پرس ، الياف حالت پلاستيكي پيدا كرده و نوعي سستي در نيروهاي فشاري بوجود مي آورد . تغيير در جه حرارت در قسمت هاي مختلف يك صفحه پرس و يا بين صفحه هاي يك پرس مي تواند سبب بروز تغييراتي در قسمت هاي مختلف يك تخته و يا بين تخته ها گردد. پديده ديگري كه در اثر قابليت ارتجاعي در تخته فيبر سختS.2.S بوجود مي آيد ، بر آمدگي يا بيرون زدگي خرده چوب يا چيپ پوپ نام دارد كه عبارتست از تغيير ضخامت موضعي كه از خاصيت ارتجاعي تراشه هاي بسيار فشرده چوب كه الياف آن از يك ديگر جدا نشده است ناشي مي شود . در اينگونه عناصر ظاهرا خاصيت پلاستيكي كمتر از مواردي است كه الياف آنها كاملا از يك ديگر جدا شده است و يا بعبارت ديگر اتصالات لازم در اين نقاط به خوبي بين الياف تشكيل نمي گردد. هر قدر كه محل قرار گرفتن اين ذرات به سطح تخته نزديك تر باشد ، بد شكلي آنها جدي تر خواهد شد . پوشش دادن با مواد روغني تا اندازه اي مي تواند اين عيب را بر طرف كند . در تخته هاي S1S اينگونه معايب معلوم نيست ، زيرا وجود آب ظاهرا در بالا بر دن خاصيت ارتجاعي چوب تحت فشار نقش موثري د ارد .
توليد تخته فيبر با دو روش خشك و تر طبقه بندي شده و وجه تمايز تكنولوژي آن در روش شكل گيري ( لايه ريزي ) مي باشد تخته فيبر هاي با روش با روش خشك به آن دسته از فيبرها گفته مي شود كه بدون در نظر گرفتن رطوبت الياف در مرحله شكل گيري يا مراحل ديگر توليد ، از هوا به عنوان عامل پخش الياف استفاده مي گردد. روش معروف به نيمه خشك به روشي اطلاق مي شود كه در آن رطوبت ورقه تر براي پرس كردن S2S خيلي زياد بوده و اين تنها اختلاف آن با روش هاي ديگر است . در اين روش ، رطوبت خيلي زياد مي تواند به دليل استفاده از خورده چوب ها تر يا پخته شده و بدون خشك كردن بدون پالايش ( در طي عمليات توليد خمير افزايش يافته كمي در درجه حرارت اتفاق مي افتد ) و يا بدليل افزودن مقداري آب به سطح تخته قبل از پرس كردن و براي كيفيت سطحي باشد براي پرس كردن در هر حالت نياز به توري بوده و توري تاثيراتي مشابه تخته هاي S1S روش تر بر يك سطح تخته بوجود مي آورد. ولي با توجه به اينكه از جريان هوا براي انتقال و شكل دادن ورقه تر الياف استفاده مي گردد مشابه روش خشك است . امتياز اصلي فر آيند خشك توليد تخته فيبر نياز آن به مقدار بسيار كم آب براي توليد است . اين مسئله در حال حاضر بدليل وضع و اعمال قوانين قاطع در جلوگيري از آلودگي آبها از اهميت فوق العاده اي بر خور دار است . امتياز ديگر فرآيند خشك امكان توليد تخته فيبر با جرم ويژه نسبي متوسط ( ام . دي . اف ) در ضخامت هاي بالاي 5/12 ميليمتر است. ( ضخامت 5/ 12 ميليمتر حد بالاي ضخامت در روش تر است ) . بدين ترتيب با توليد ام. دي اف ضخيم، اين محصول قادر به رقابت با تخته خرده چوب خواهد است . تكنولوژي ساخت ام . دی . اف در واقع تلفيقي از دو
تكنولوژي ساخت تخته فيبر و تخته خرده چوب است و با بكار گيري اين روش محدوديت هاي اوليه از بين مي رود. با توجه به اينكه تخته فيبر روش تر همواره در ضخامت هاي كم توليد مي شود ، بنابر اين هر گونه مقايسه اي بين فرآيند هاي توليد تر يا خشك تخته فيبر بايد در مورد تخته هاي نازك نيز انجام گيرد . روش خشك توليد تخته فيبر بايد در مورد تخته هاي نازك نيز انجام گيرد . روش خشك توليد تخته فيبر با داشتن دو امتياز عمده كه در بالا ذكر گرديد. داراي امتياز ها و محدوديت هاي تكنولوژيك هستند :
_ حذف اتصال هيدروژني ،
_ حذف يا كاهش اتصال ليگنين ،
_ نياز به افزودن رزين ،
_مشكلات در جا بجائي و ذخيره الياف ضخيم ،
_ خطر آتش سوزي ،
_ دو سطح صاف ((S2S،
_ بازده بالاتر ،
_ امكان ساخت تخته های چند لايه ،
_ از بين بردن حساسيت در مقابل حساسيت چوب ،
_ امكان كنترل خود كار ضخامت و دانسيته ،
_ عدم وجود اختلاف در خواص تخته در جهت هاي مختلف ،
_ چسبندگي داخل زياد ،
لازم به ذكر است كه هيچ يك از امتياز ها و محدوديت هاي فوق به تنهائي قادر به ايفاي نقش تعيين كننده در انتقال از يك روش به روش ديگر نمي باشد .
در اين فرايند توليد عمليات به سه بخش مهم تقسيم بندي مي گردند كه عبارتند از : پالايشگر آتمسفر يك ، خشك كن لوله اي با هواي گرم و تشك ريزي مكشي . اگر چه اين تنه روش عملي يا ممكن توليد نمي باشد ، ولي يك روش متداول است.
براي پرس كردن تخته فيبر سخت بدون توري لازم است. رطوبت لايه الياف ورودي به پرس كمتر از مقداري باشد كه به وسيله وزن مشخص تخته وديگر عوامل متغير مشخص ميگردد. در صورت وجود رطوبت زياد ، بخار بوجود آمده در طي پرس كردن در داخل تخته محبوس شده و به باز شدن وسط تخته هاي خروجي از پرس مي انجامد. از طرف ديگر برنامه خشك كردن نبايد آنقدر شديد شده باشد كه به متراكم شدن رزين منجر گردد، (رزين در فرآيند خشك هموار قبل از خشك كردن به الياف افزوده مي شود )زيرا درصورت بروز چنين پديده اي تاثير عملي رزين از بين خواهد رفت. بنابراين عمليات خشك كردن قبل از سخت شدن رزين پايان يافته و براي خارج كردن مقدار كافي آب، درجه حرارت خشك كردن تا حد امكان زياد باشد. زمان توقف الياف در خشك كن معمولا به چند ثانيه محدود مي گردد. رطوبت الياف ورودي به خشك كن معمولا در حدود 50 درصد و رطوبت الياف خشك شده ورودي به ماشين تشك ريزي بين 6 تا12 درصد مي باشد. متداول ترين خشك كن مورد استفاده از نوع مواد معلق يا لوله اي بوده كه در آن الياف بصورت معلق در هواي گرم يا گاز هاي معلق در هواي گرم يا گازهاي حاصل از احتراق خشك شده و جا به جا مي گردد. نسبت هوا به الياف در حدود 50 فوت مكعب براي هر پوند و سرعت هوا يا گازها در ا بتداي خشك كن بين 500 تا650 درجه فارنهايت و در ا نتهاي خشك كن (خروجي) بين 150تا190 درجه فارنهايت متغير خواهد بود.
خشك كردن الياف در درجه حرارت زياد عملا دو مشكل اساسي در پي دارند كه عبارتند از: خطر آتش سوزي و انفجار، خروج الياف خشك، اجزائ الياف، ذرات جامد حاصل از احتراق و ذرات متراكم شده مواد فرار كه از الياف جدا شده ا ند .بنابراين، براي رفع مشكل اول نسب ابزار دقيق شناسائي و كنترل آتش و جرقه ضروري است. مشكل خروج الياف سالم و ذرات الياف را مي توان با نصب سيكلون ها، فيلتر ها و جدا كنندها به سادگي از بين برد.
اختلاف اساسي بين فورمينگ به كمك آب و هوا و يا بين فرآيند تر و خشك از دانسيته خيلي كم هوا نشات مي گيرد. بعضي از مشكلات مشخصي كه در فرآيند خشك وجود دارد بدليل دو عامل زير مي باشد
_ الياف در سرعت هاي زياد هوا به حالت معلق با قيمانده و با كم شدن سرعت ريزش كرده و يا طبقه بندي مي شوند.
_ جرياني از هوا و الياف معلق درآن روي يك سطح افقي جريان عرضي نخواهد داشت.
ويژگي مهم ديگر الياف خشك، تمايل به جمع شدن و به شكل كلوخه درآمدن آن است كه اين پديده به محض بالا رفتن افزايش غلظت از يك مقدار معين، اتفاق مي افتد. پديده اخير مشابه پولك پولك شدن در فرآيند تر است در منابع فني و اختراع هاي ثبت شده، راه حل زيادي براي مساله پخش يك نواخت و دانسيته يكسان الياف وجود دارد. در اغلب اين تجهيزات، فور مينگ الياف ثقلي(تحت تاثير نيروي ثقل) است و صاف كردن الياف از جريان الياف_ هوا انجام مي گيرد. بعلاوه تجهيزاتي نيز با بكار گيري تركيبي از دو روش فوق طراحي شده اند.
الياف از طريق يك ورودي پاندولي شكل وارد مي شود. ورودي پاندولي الياف را بطور يكنواخت در عرض جعبه و در بالاي يك غلتك چرخشي با سرعت زياد پخش مي كند. غلتك چرخشي نيز الياف را به هم زده و منظره اي شبيه طوفان برف را در داخل محفظه فور مينگ بوجود مي آورد. بعد به آرامي روي نوار متحرك ريزش كرده و بشكل لايه اي با دانسيته 2 پوند بر فوت مكعب و به ضخامت4 تا12 اينچ در مي آيند. ضخامت لايه به ضخامت نهائي تخته بستگي دارد. ضخامت لايه الياف بوسيله يك غلتك صاف كننده تا مقدار معيني كاهش يافته و ضخامت نهائي از اين طريق كنترل مي گردد. در اين حالت اگر نوسان هاي در ميزان حجم و دانسيته الياف وجود نداشته باشد با روش حجمي به ضخامت يا دانسيته يكنواخت دست خواهيم داشت. بنا براين كنترل دقيق عملياتي كه دانسيته تاثير مي گذارد، نظير سرعت جريان هوا، شرايط توليد الياف، رطوبت و غيره نقش تعيين كننده اي دارد.
دانسيته لايه الياف در روش خشك خيلي پايين بوده ، بطوريكه ضخامت آن براي ساخت تخته فيبر به ضخامت يك چهارم اينچ به حدود 8 اينچ بالغ مي گردد . براي كم كردن دهانه و نيز زمان بستن پرس گرم و بهبود در امكان جا به جائي و كيفيت سطح تخته نهائي، معمولا لايه الياف در پرس ها نواري پيوسته پيش پرس مي شوند. فشار خطي در اين نوع پيش پرس ها معادل1000 پوند بر اينچ است كه بوسيله غلتك ها وارد مي گردد. دانسيته لايه الياف بدين طريق به 2تا 3 برابر افزايش مي يابد. در مواردي نيز يك لايه الياف ريز به سطح لايه الياف پيش پرس شده افزوده مي گردد. لايه فشرده الياف پس از اين مرحله به طرف پرس حركت كرده و پس از اندازه بري با ديسك هائي براي پرس كردن روي صفحه هاي فلزي انتقال مي يابد. تخته فيبر با روش خشك در پرس هاي چند طبقه شبيه تخته فيبر با روش ترS2Sپرس مي گردند.
پرس ها از توانائي بسته شدن سريع و همزمان برخوردارند و درجه حرارت صفحه پرس تا حدود 400 درجه فارنهايت بوده و دور پرس كوتاه است. اگر رطوبت لايه الياف ورودي به پرس كم باشد (5 درصد) از سيكل پرس دو يا سه مرحله اي استفاده خواهد شد. البته دور پرس دو مرحله اي براي الياف پهن برگان قابليت كاربرد بهتري دارد، ولي استفاده از دور پرس سه مرحله اي، به دليل تاثير مخرب، افت كامل فشار بعد از مرحله اول بر كيفيت سطحي تخته فيبر بطور كلي داراي مشكلاتي است. خشك شدن سريع لايه هاي سطحي در مرحله بسته شدن پرس به افزايش مقاومت فشاري آن انجاميده و به پراكنش دانسيته مي انجاميد. بعلاوه پاشيدن مقداري آب به سطح فوقاني تخته و قبل از پرس كردن مي تواند بر شدت فشرده شدن آن موثر باشد.
اساسي ترين خاصيت تخته فيبر كه اغلب بعنوان شاخص كنترل مورد نظر قرار مي گيرد دانسيته آن است. دانسيته بر اغلب خواص فيزيكي و مكانيكي تخته فيبر سخت نظير، مقاومت خمشي، ضريب ارتجاعي، سختي، واكشيدگي ضخامتي و غيره اثر مي گذارد. دانسيته بر هزينه توليد نيز موثر است، زيرا با زياد شدن دانسيته، مصرف چوب، مواد افزودني، آب فرآيند و انرژي افزايش مي يابد. براي كنترل دانسيته به اندازه گيري دقيق دانسيته يا به عبارت ديگر وزن لايه الياف نياز است. با توجه به اينكه اغلب آب همراه در داخل پرس تبخير شده وكليه جرم لايه الياف در تخته نهائي وجود نخواهد داشت و بدليل اينكه وسايل اندازه گيري جرم قادر به متمايز كردن آب و الياف نمي باشند لازم است اندازه گيري جرم با توجه به مقدار آب(مقدار آن متغير است) تنظيم گردد.
اصطلاح ام. دي. اف ( MDF ) به تخته فيبر هاي دانسيته متوسط و به ضخامت هاي بين سه هشتم تا یک اينچ اطلاق شده كه بعنوان لايه مياني در توليد محصولات چوبي بكار مي رود. بدليل كاربرد خاصي كه اين محصول براي خود يافته است فرآيند توليد آن با ديگر محصولات فيبري متفاوت است. تركيب مشخص و دانسيته يكنواخت، پروفيل مناسب دانسيته و مقدار رزين به كيفيت عالي پرداخت لبه و سطح انجاميده كه آنرا براي مصرف در توليد مبلمان مناسب كرده است. توليد اين محصول به خمير حجيمي (2 پوند بر فوت مكعب يا كمتر) نياز دارند. در اين حالت الياف قادرند پس از تبديل به تخته فيبر با دانسيته بين 45تا50 پوند بر فوت مكعب اتصال خوبي بوجود آورند. اين نوع خمير منحصرا با استفاده از پالايشگرهاي تحت فشار قابل توليد است. در استفاده از خمير حجيم با مسائل و مشكلاتي در جا به جائي و نگهداري مواجه شده و دهانه پرس به مراتب زيادتر از تخته خرده چوب خواهد بود. رابطه بين حد اقل دهانه پرس، دانسيته الياف و ضخامت تخته به دانسيته 47 پوند بر فوت مكعب است. البته اگر در توليد ام. دي. اف از سيستم پرس بدون صفحات فلزي نگهدارنده استفاده گردد _ در اين حالت _ كيك الياف فشرده شده بوسيله سيني هاي بار گيري به داخل پرس تغذيه مي گردد.
خشك كردن الياف براي توليد ام. دي. اف معمولا به كمك خشك كن هاي لوله اي انجام ميگردد. و در آنها الياف در معرض جرياني از هواي گرم خشك مي شوند. رزين معمولا روي الياف خشك پاشيده مي شود و براي رزين پاشي از چسب پاشهاي زمان كوتاه استفاده مي گردد. اين نوع چسب پاش ها براي صنعت تخته خرده چوب توسعه يافته و از مزاياي زيادي در چسب پاشي برخوردارند. در اين نوع چسب پاش ها بجاي آنكه رزين بصورت ذرات خيلي ريز روي الياف يا خرده چوب پاشيده شود سعي مي كند به كمك عمل مالشي حاصل از بهم زدن الياف رزين را از يك خمير به خمير ديگر انتقال دهند. در اين چسب پاشها بجاي نازل از شافت و پاروهائي كه جهت انتقال رزين بكار ميروند و يا از روش تزريق چسب استفاده مي گردد. اين نوع چسب پاش براي استفاده در توليد تخته فيبر سخت MDF به همزن هاي مخصوصي مجهز مي باشد همانطوريكه از نام اين چسب پاش مشخص مي گردد زمان توقف مواد در آن خيلي كوتاه بوده و به چند ثانيه محدود مي شود. ضعف اين چسب پاش در زمان استفاده از الياف عدم پراكنش يكنواخت رزين و بوجود آمدن نقطه هاي واضح روي تخته نهائي است. براي رفع اين نقص روش تزريق رزين اوره _ فرم الدئيد در مسير خط پخش الياف خروجي از پالايشگر مورد نظر قرار گرفته است. البته اين روش در فرآيند توليد تخته فيبر سخت با استفاده از رزين فنل _ فرم الدئيد متداول است. تجربه عملي افراد نشان داده است كه اين روش مزيت هاي ديگر نيز دارد كه عبارتند از: عدم وجود تك ، سيستم پنو ماتيك تميز تر ، رطوبت بيشتر الياف در زمان خروج از خشك كن (14 درصد در مقايسه با 4تا5در صد ) و عدم وجود بوي فرم الدئيد نقطه ضعف اين روش مصرف بالاتر رزين (تا حدود 10درصد ) است. فور مينگ كيك ام . دي . اف مشابه كيك تخته فيبر سخت نازك با روش خشك است . استفاده از ماشين فور مينگ تحت خلاء بدليل ضخامت خيلي زياد كيك بطور استاندارد در آمده است . در اين صنعت از انواع ماشين فور مينگ بهره گيري مي شود . در ماشين پيشرفته فور مينگ ام. دي. اف بنام راندو _ وود كيك بطور همزمان تشكيل مي شود. در اين نوع ماشين فور مينگ الياف با استفاده از سيستم انتقال پنو ماتيك به ماشين انتقال يافته و بدون اعمال فشار بر آنها ، الياف از هوا جدا مي گردند. بعد الياف با استفاده از دو غلطك زائده دار باز شده و روي نوار متحرك مي ريزند . اين نوار الياف را به يك انتقال دهنده مورب زائده دار انتقال مي دهد . در انتهاي اين انتقال دهنده جريان الياف با استفاده از يك غلطك ، يك نواخت شده و بعد به داخل مجراي قسمت فور مينگ (شكل گيري ) مي ريزند . قسمت فور مينگ به شكل يك برون اندازنده افقي است . سرعت هواي فور مينگ بطريقي تنظيم مي گردد كه الياف در بين و سطح ماشين شكل گرفته و هوا پس از شكل گيري از قسمت زيرين تخليه مي گردد . بدين تر تيب فور مينگ كيك الياف بطور همزمان انجام گرفته و الياف ريزتر روي دو سطح تخته قرار مي گيرند .
طراحي دور پرس در توليد تخته هاي نازك تحت تاثير عواملي نظير فشردگي كلي كيك الياف و خارج شدن قابل ملاحظه آب وگاز قرار دارد . در اين نوع تخته ها بوجود آوردن پروفيل مشخصي از دانسيته در درجه دوم اهميت قرار دارد . از طرف ،پروفيل دانسيته در تخته هاي ضخيم تر ام. دي. اف در درجه اول اهميت قرار دارد و سيكل پرس بطريقي طراحي مي گردد تا بهترين پراكنش دانسيته با توجه به كار برد مشخص _ بوجود آيد . براي به وجود آوردن تغيير در پروفيل دانسيته تخته هاي ضخيم تخته خرده چوب و ام. د. اف با ثابت نگهداشتن متوسط جرم ويژه نسبي از شابلون استفاده مي گردد . در اين حالت اگر فشار به اندازه كافي براي بستن كامل پرس به اندازه كافي زياد باشد، مقدار متوسط جرم ويژه نسبي تحت تاثير فشار پرس نيست. در چنين شرايطي كنترل تغيير دانسيته به كمك تنظيم زمان بستن پرس انجام مي گردد.
دليل مقاومت خيلي زياد در جهت طولي درخت چوب طبيعي كنار يك ديگر قرار گرفتن الياف چوب در اين جهت مي باشد . از طرف ديگر مقاومت در جهت عمود بر الياف خيلي كم ، هم كشيدگي و وا كشيدگي خيلي زياد است . در توليد تخته چند لا تخته خرده چوب و تخته فيبر براي رفع عدم يكنواختي در مقاومت و ديگر خواص چوب از قرار دادن اتفاقي لايه ها يا خرده هاي چوب استفاده مي گردد در اثر اين پديده بعضي از خواص مقاومتي كاهش مي يابد . بنابر اين با هدف به وجود آوردن مشابهت بين ورق هاي فشرده چوبي با چوب سعي در جهت دادن الياف يا ذرات چوب در تخته خرده چوب و تخته فيبر شده است . بطوري كه جهت دادن مكانيكي خرده چوب هاي بلند براي كار برد در مقياس تجارتي انجام گرفته است . الماندورف (1965) اسئودگراس و ( 1973 ) از طرف ديگر ذرات خيلي كوچك الياف يا دسته هاي الياف مورد مصرف در توليد تخته فيبر به روش خشك در ميدان هاي الكتريكي بهتر جهت يابي مي گردند . زيرا در يك ميدان يكنواخت الكتريكي بار بوجود آمده در الياف بطور يكنواخت پخش شده و الياف بصورت داي پول هاي الكتريكي عمل مي كنند در اثر نيروي عمل كننده بر اين داي پول گشتاور معيني بوجود آمده كه قادر است الياف را در جهت ميدان الكتريكي بچرخاند. اين گشتاور در جهت زاويه 45درجه مقدار حد اكثر را خواهد داشت . جدا سازي بار بوجود آمده در زاويه هاي بزرگتر در جهت محور داري پول نبوده و در زاويه هاي كوچكتر بازوي گشتاور از بين مي رود . الكتريسيته با جريان متناوب و با فركانس كم كه بر گشت جدا سازي بار امكان پذير باشد. نيز قادر به جهت دادن الياف است . اطلاعات نشان مي دهد كه در مورد استفاده از الكتريسيته با جريان متناوب و فركانس كمتر از 100دور در ثانيه بيشترين تاثير جهت دهندگي را دارد . عوامل ديگري نيز چون اندازه ذرات خرده چوب يا الياف ، مقدار رطوبت و قدرت ميزان الكتريكي مهم هستند . لوگان و تالبوت (1974) به تشريح يك ماشين فور مينگ مناسب جهت دادن الياف اقدام كرده اند . در اين ماشين الياف رزين دار در رطوبت 9 تا15 در صد از طريق يك رشته سيم هاي در حال ارتعاش به طرف پايين حركت كرده و بداخل يك ميدان 60 دور در ثانيه و به قدرت 1500 تا 3750 ولت در اينچ انتقال می یابند . مخلوط الياف و هوا در اين ميدان با سرعت 50تا 100 فوت در دقيقه بطرف پائين جعبه شكل گيري از هوا جدا شده و روي توري قرار مي گيرند . خواص تخته فيبر با روش خشك كه با اين روش توليد شده است . كاربرد صنعتي اين روش از مزاياي كاهش و اكشيدگي خطي براي تخته فيبر هاي مورد استفاده در ركوب برخوردار بوده و قادر است كاربرد تخته فيبر را در مصارف ساختماني افزايش دهد .
تيمار حرارتي و باز پختن ، بعد از پرس گرم ، دو عمل اختياري هستند و از آنها فقط در توليد تخته فيبر نازك با دانسيته كم و زياد استفاده مي شود . تخته ايزوله ، تخته فيبر با دانسيته متوسط و تخته خرده چوب به باز پختن يا تيمار حرارتي نياز ندارند . در تيمار حرارتي تخته فيبر بعد از پرس در معرض گر ماي خشك قرار داده مي شود . براي باز پختن نخست به تخته ، روغنهاي خشك كننده مي ا فزايند و بعد از آن را حرارت مي دهند . نقش عمده تيمار حرارتي تثبيت ابعاد و در نتيجه بهبود خواص مكانيكي تخته مي باشد . مرطوب كردن عبارتست از افزودن آب به تخته براي افزايش رطوبت تخته تا حد رطوبت تعادلي كه تخته تحت شرايط سرويس پيدا خواهد كرد . درصورت انجام تيمار حرارتي يا باز پختن ، مرطوب كردن تخته بعد از دو فرآيند انجام مي گيرد . بطور كلي تيمار حرارتي و باز پختن روي تخته هاي توليد شده با فر آيند تر موثر تر واقع مي گردند . تخته هاي تيمار شده با حرارت و بويژه نوع باز پخته از تخته فيبر معمولي بمراتب گران ترند .
تغيير ابعاد فر آورده هاي چوبي در اثر جذب و دفع آب توسط جدار سلولها جذب مي كند . وقتي چوب با كاهش فضاي خالي فشرده مي گردد ، همان مقدار آب را در همان شرايط جذب خواهد كرد ( البته خاصيت جذب و دفع رطوبت جدار سلولي در جريان توليد تغيير مي كند ، و در نتيجه واكشيدگي حجمي نسبي بيشتر مي شود . معمولا فراورده هاي فشرده در جهت فشردگي واكشيده مي شوند كه در تخته فيبر امتداد ضخامت آنست . واكشيدگي در صفحه ورق تخته بعلت اتصال عرضي الياف ، بسيار كم است . علاوه بر افزايش واكشيدگي _ بدليل كاهش فضاي خالي _ فشردگي تخته سبب نوع ديگري از وا كشيدگي مي گردد كه به آن بر گشت ضخامت مي گويند . بعلت نيروهاي ناشي از واكشيدگي ، قسمتي از اتصال بين الياف مي شكند كه به نوبه خود خالق فضاي خالي است . بخشي از اين فضاي خالي يا تمام آن كه در جريان واكشيدگي بوجود آمده است بطور دائم باقي خواهد ماند و با خشك كردن مجدد تخته از بين نخواهد رفت بنابر اين بر ميزان واكشيدگي ورق فشردهاي مانند تخته چوب وتخته فيبر سخت افزوده ميشود و اغلب با كاهش فشار دائمي مقاومت همراه است تيمار حرارتي بدو اين وضعيت تخته را بهبود مي بخشد : از خاصيت جذب آب جدار سلول مي كاهد واتصال بين الياف را محكمتر مي سازد كه اين خود مانعي در مقابل واكشيدگي خواهد بود . تثبيت ابعاد با تيمار حرارتي چند نكته را روشن ساخته است . نظريه اتصال عرضي بين گروههاي هيد رو گسيل زنجير هاي مجاور هم سلولز رد گرديد . اكنون تصور مي شود كه تخريب حرارتي اوليه چوب پليمر فور فرال توليد مي كند ( از تجزيه قند ها نتيجه مي شود ) كه خاصيت جذب و دفع (آب ) آن بمراتب از همي سلولز كمتر است . تيمار حرارتي موجب توزيع مجدد پارافين شده كه در نتيجه تمام الياف با آن آغشته مي گردند و خاصيت جذب آب را از دست مي دهند . نظريه هاي ديگر به اتصال عرضي بين مولكول ها سلولز توسط گروههاي استيل معتقدند كه هم سبب كاهش واكشيدگي كلي مي شود و هم نوعي دائمي واكشيدگي را تقليل مي دهد . تاثير باز پختن در تغيير ابعاد چندان زياد نيست چون روغن كمي و آن هم در سطح تخته مصرف مي شود. كاهش جذب آب و افزايش مقاومت هاي استاندارد از تيمار حرارتي بعد از افزايش روغن باز پختن حاصل مي گردد .
بهبود خواص مكانيكي در جريان تيمار حرارتي ممكن است ادامه عمل چسبندگي تصور شود كه از پرس گرم شروع شده است . تخته در آخر دوره پرس مقاومت كافي براي حفظ ضخامت بعد از آزاد سازي فشار را دارد . شكل گيري تخته در جريان تیمار حرارتي بعد از پرس، ممكن است با وجود كاهش مقاومت الياف در اثر حرارت( بعلت تخريب جدار سلول ) ، ادامه يابد . بنابر اين مقاومت تخته تا ضعيف شدن الياف در اتصال سيستم افزايش خواهد داد. اين خصوصيات ارتباط بين دماي تيمار و زمان حرارت و مقاومت تخته را توصيف مي كند. باز پختن بجز سفتي خمشي ، مقاومت خمشي وخواصي كه به كيفيت سطح حساس هستند و بويژه در مواردي كه هر دو تخته پوشش دارد و استاندارد S 2 S هم آنرا توصیه مي كند ، در اكثر مقاومت ها تاثير چنداني ندارد . اما باز پختن سختي سطح را بسيار افزايش مي دهد كه اين امر در تخته هاي مرغوب و پا نلهاي پيش ساخته خيلي مهم هستند . اهميت باز پختن و تيمار حرارتي در استاندارد تجارتي تخته فيبر سخت معمولي منعكس است و اين استاندارد ( 1982usdc ، ( nbs تخته را به پنج دسته تقسيم مي كند . دو دسته تخته فيبر باز پخته هستند كه معرف آنه فقط كيفيت آنها است بدون آنكه از تيمار با روغن ، كيفيت مصرفي و شرايط تيمار حرارتي ذكري به ميان آيد.
درصد زيادي از تخته فيبر هاي سخت تيمار حرارتي مي گردند ، ولي باز پختن به تخته هائي محدود مي گردد. كه براي خواص ويژه توليد مي شوند بعضي از كارخانه ها تمام تخته هاي توليد شده را با حرارت تيمار مي كنند ، اما كار خانه هاي كوچك اغلب امكان تيمار حرارت را ندارند . شر كت هاي آ بي . تي . بي ويواس ژپيسم 80 درصد تخته هاي S2S را كه براي ديوار كوب مصرف مي گردند باز پخته مي كنند . باز پختن خاصيت رنگ پذيري ، مقاومت در برابر سائيدگي ، حساسيت به خط پذيري وكيفيت سطح تخته را بهبود مي بخشد . باز پختن مقاومت سطح تخته را به آب بيشتر مي سازد كه در مصرف آن براي ديوار کوب محوطه حمام مسئله مهمي است اغلب هر دو سطح تخته هاي S2S را باز پخته مي كنند . در صد كمي از تخته هايS1S باز پخته مي گردند تخته هاي روكوب معمولا باز پخته نمي گردند و تخته هاي پرداخت نشده در صنايع مبل سازي مصرف مي شوند، معمولا باز پخته نخواهند شد .
باز پختن در روغن نو آوري است كه توسط مي سونات ابداع شد و هدف از آن تزريق روغن در تخته بود تا خواص تخته بهتر شود . اين عمل شامل خيساندن تخته گرم در روغن ، با مدت زمان متفاوت و حد اكثر تا نيم ساعت بود . روغن باز پختن از نوع بزرگ است ولي از روغن سويا ، تونك و تال نيز استفاده مي شود رزين هاي مصنوعي را هم گاهي با روغن مخلوط مي كنند . مقدار روغن جذب شده توسط تخته تقريبا 6 درصد وزن است . كه در مورد تخته اي به ابعاد 3/0 × 240×120 سانتيمتر دانسيته 3/0g/cm3حدود 520گرم مي باشد.
امروزه روغن را توسط غلتكهاي معمولي يا غلتكهاي دقيق به يك يا هر دو سطح تخته مي زنند . غلتك معمولي شامل دو استوانه است كه پوشش يكي از آنها لاستيكي مي باشد روغن در شكاف بين دو استوانه ريخته مي شود و مقدار ريزش آن روي تخته توسط فاصله بين دو استوانه كنترل مي گردد. غلتك تماس ، روغن را به سطح تخته مي رساند و آنرا نيز به جلو مي راند روغن استعمال شده _ خواه از طريق خيساندن و خواه با غلتك _ بلا فاصله در اتو حرارتي اكسيده مي گردد. از اين نوع اتو براي باز پختن و نيز براي تيمار حرارتي تخته ، استفاده مي شود.
مصارف ديگر روغن باز پختن شامل روغن هاي خشك كننده پرداخت نيز هست اين روغن از طريق اكسيده شدن خشك مي شود و لايه اي روغن در تخته هاي روكش شده نيز استفاده مي شود پشت روكش را روغن مي مالند و بعد آنرا روي كيك تر تخته قبل از پرس قرار مي دهند روغن ساختمان كاغذ روكش را مهار و آنرا به كيك مي چسبانند .
تيمار حرارتي تخته فيبر ، با روغن يا بدون روغن به دامنه اي از دما تا 149درجه سانتيگراد نياز دارد . كنترل دقيق دما و زمان اعمال آن به دو دليل مهم است : تخته فيبر سخت ، خصوصا نوع سبك آن به آساني در دماي 149درجه سانتيگراد آتش مي گيرد و تيمار حرارتي سبب واكنش حرارت زائي مي شود . در تخته هاي باز پخته اين واكنش بويژه در تخته هاي باز پخته دماي تخته را بيش از دماي اتو كرده و در نتيجه خطر آتش سوزي را زياد مي كند
. تخته هاي گرمي كه از پرس بيرون مي يابند قبل از ورود به داخل اتو توسط هوا قدري خنك مي گردند تا ميزان دماي آنها به سطح ايمني تقليل يابد . دماي تخته در اتو به تدريج تا 149 درجه بالا مي رود و دماي واكنش با چرخش سريع هوا ( m/min300-230)گرفته مي شود.
اتو حرارتي ممكن است از نوع پيوسته ،تونلي يا دسته اي باشد . در نوع پيوسته تخته ها با سرعت يكنواختي حركت مي كنند. تخته را براي اين عمل مي توان آويخت ، و روي زنجير يا غلتك انتقال قرار داد . در نوع تونلي ،تخته روي واگن قرار مي گيرد و بين تخته ها فاصله گذار وجود دارد. در يك انتهاي اتو تونل واگني تازه وارد مي شود و از انتهاي ديگر آن يك واگن خارج مي گردد واگن ها در تونل روي ريل حركت مي كنند و نيروي حركت آنها از دست يا از زنجير و يا از عامل هيدروليكي تامين مي شود. در نوع دسته اي _ هر بار _ يك دسته از تعداد معيني تخته روي واگن بار گيري مي شود و در آخر كار همه تخته ها همزمان از اتو خارج مي گردند . زمان تيمار 3 ساعت است . اتو تيمار حرارتي را مي توان بلافاصله بعد از پرس قرار داد و طول آنرا طوري طراحي كرد كه جواب گوي توليدات پرس بطور پيوسته باشد از طريق ايجاد انبار مي توان عمليات تيمار حرارتي را از خروجي هاي پرس مستقل ساخت در جريان تيمار حرارتي از تخته هاي روغن خورده گازهائي متصاعد مي گردند. كه هوا را آلوده مي سازند. در بعضي از كشورها نصب دستگاه سوزاندن گاز روي اتو تيمار حرارتي اجباري است و اين خود دليل ديگري است . براي محدود كردن باز پختن تخته كه خواص آنرا بهبود مي بخشد . اتو بايد به سيستم اطفاي حريق مجهز باشد تا در صورت وقوع آتش سوزي بتوان حريق را بسرعت كنترل كرد . آب پاش هاي سيستم اطفاي حريق طوري قرار مي گيرند. كه آب را در فضاي بين تخته ها مي باشند.
تخته فيبر سخت تازه پرس شده صرف نظر از تيمار حرارتي باز پختن ، رطوبتي حدود صفر دارد. اين تخته پس از مصرف با هواي محيط خود تعادل حاصل مي كند و تحت شرايط متعارف رطوبت آن به 3 الي10در صد مي رسد. اين افزايش رطوبت موجب انبساط خطي خواهد شد كه ممكن است سبب كمانش پانل ديوار كوب يا رو كوب گردد و اگر جذب رطوبت منقطع و يا نا يكنواخت باشد به كماني شدن ، تاب برداشتن و ساير تغيير شكل هاي پانل منجر خواهد شد قرار دادن تخته در فضاي كليما تيزه و رساندن رطوبت آن به ميانگين دامنه تغييرات رطوبت در شرايط مصرف دشواري تغيير شكل تخته را به حد اقل مي رساند و اين عمل خود يك استاندارد است متداول ترين نوع سيستم مرطوب كننده پيوسته يا تونلي است و اغلب به دنبال اتو نسب مي شود. تخته ها در نوع تونلي پس از خروج از اتو همچنان روي واگن مي مانند و واگن از سيستم مرطوب كننده عبور مي كند . سيستم مرطوب كننده مانند كوره چوب خشك كني است كه بر عكس كار مي كند . هواي داراي رطوبت نسبي زياد بين تخته ها عبور داده مي شود ، بخشي از بخار آب آن توسط تخته جذب مي گردد وگرماي نهاني تخته _ در اثر جذب آب _ با هوا گرفته خواهد شد هوا پس از عبور از تخته ها از روي لوله هاي گرم بخار حرارت هوا را بيش از حد نياز بالا مي برد ولي آبپاشي بين نقطه مورد نظر هوا را تا حد اشباع خنك مي سازد كل سيستم در اين جريان توسط كنترل كننده دماي خشك و تر كنترل مي گردد . رطوبت با بخار كم فشار وارد تخته مي شود كه گرماي نهاني توليد مي كند . گرماي نهاني از گرماي مورد نياز داخل محفظه بيشتر است وگرماي اضافي فرمان دماي خشك را از حد تنظيمي بالاتر خواهد بود. كه به باطل شدن دماي خشك معروف است . براي جلوگيري از اين تاثير نامطلوب آب پاشي استفاده مي شود . آب هوا را از طريق تبخير خنك مي كند و دماي خشك را پائين مي آورد در اين جريان آب پاشي تنظيم دماي تر را بر هم خواهد زد . و در نتيجه رطوبت از حد تنظيمي بيشتر مي گردد. براي كاهش رطوبت تهويه باز مي شود و رطوبت اضافي را تخليه مي كند و دماي تر پائين خواهد آمد .همزمان با تخليه هواي مرطوب تازه وارد سيستم مرطوب كننده مي گردد . و دماي خشك را به حد پائين تر از دماي تنظيم مي رساند اين تغيير توسط ابزار دقيق منعكس مي شود و به گرم كننده ها فرمان مي رسد كه روشن شوند تا دماي هوا در گردش زياد شود و دماي خشك به مقدار مطلوب برسد . با جذب رطوبت توسط دماي تر كاهش پيدا مي كند و ابزار دقيق مربوطه ورود رطوبت را مجاز مي سازد . بخار دوباره وارد مي گردد و اين جريان تكرار مي شود . كليما تيزه كردن هواي سيستم مرطوب كننده به لحاظ خطر زنگ زدگي داراي محدوديت است. بنابراين دما و رطوبت نسبي نبايد چندان زياد باشند ( 60درجه سانتيگراد _ 70تا80 درصد) . دما و رطوبت نسبي از دست رفتن رطوبت را زياد تر خواهد كرد . براي جلوگيري از اين عمل ، سيستم مرطوب كننده بايد به خوبي عايق گردد .دوره هاي مرطوب كردن بر حسب ضخامت تخته از 6 تا9 ساعت متغير است . روش هاي ديگري هم براي مرطوب كردن از جمله آبپاشي پشت تخته و بعد دسته بندي تخته ها بطور پشت به پشت و سپس عمل مكش براي كشيدن آب به داخل تخته ها و يا پخش آب در سطح توسط غلتك و سپس رد كردن تخته از بين غلتك هاي گرم براي توزيع رطوبت در تخته متداول است .
تخته فيبر هاي سخت و تخته فيبر عايق (ايزوله ) به ابعادي (طول و عرض ) كه باز دهي توليد ، محدوديت هاي ابزار كار و ابعاد نهائي محصول تعيين مي كنند ،توليد مي گردند. اين تخته ها تقريبا هميشه بزرگتر از اندازه نهائي توليد مي شوند و بعد اندازه بري مي گردند . برش هاي ثانوي با لايه اي كردن و ماشين كردن هاي بعدي را براي شكل دادن به محصول ، ساخت مي گويند . در كارخانه هاي توليد كننده ممكن است عمليات ساخت به اندازه بري (240×120سانتيمتر ) محدود شود. و ساير كار ساخت در محل يا كار خانه ديگري انجام شود . در موارد ديگر كليه مراحل ساخت در يك كار خانه انجام مي گيرد. ساخت معمولا با پرداخت همراه است و طي آن سطح تخته براي يافتن ظاهري بهتر تيمار مي شود . پرداخت تخته فيبر سخت سبب توسعه تكنولوژي پيشرفته اي شده است كه سبب افزايش قيمت محصول مي گردد كيفيت بعضي از اين فرآورده هاي پرداخت شده بر اساس پرداخت آنها تعيين مي شود . فرآيند ساخت و پرداخت اغلب بطور پيوسته و به دنبال هم صورت مي گيرد . و در مورد تخته عايق مثلا ، رنگ آستري بين پرس تر و خشك كن زده مي شود .
اين قسمت ساخت پيوسته است كه براي توليد تخته با ضخامت و يا لايه اي رنگ شده و يا آستر شده با قير طراحي گرديده است . اين خطوط انعطاف پذيري خوبي دارد ، چون رنگ كردن و َلايه اي كردن را مي توان در آن بطور جداگانه و يا بطور همزمان انجام داد . تخته ها بعد از عبور از رنگ و يا لايه سازي ، مستقيما مي توانند به لبه بري يا آستر شدن ( با قير ) بروند . تخته هاي رنگ شده پس از لبه بري يا قبل از آن ممكن است براي توليد سفال انتخاب شوند. در انتهاي قسمت برش يك انبار پيش بيني شده است كه ظرفيت آن معادل تخته هاي است كه در يك ساعت توليد شده است . اين انبار لازم است ، زيرا خشك كن را نمي توان خاموش كرد، مگر اينكه خالي باشد و براي هر گونه تعميري به انباري موقت نياز خواهد بود .
لبه بري دو طرفه نخستين مرحله ساخت به حساب مي آيد ، در حالي كه اين مرحله با ماشين قالب سازي حالت پيوستگي دارد . لبه بري دو طرفه تخته را به اندازه استاندارد 2/4×2/1 متر در مي آورد و اين عمل در جريان حركت توليد انجام مي شود . اره هائي كه براي اين برش به كار ميروند ممكن است بازوئي باشند . در اين صورت برش هاي روي پا نل بسهولت انجام مي شود . دستگاه براي اندازه هاي مختلف نيز قابل تنظيم است.
خط لايه اي كردن شامل ادواتي چون آبپاش براي رساندن رطوبت تا 1-2 درصد چسب زن، جمع كننده كه ساندويچ مورد نظر را تشكيل مي دهد ،دسته كننده ساندويچ ها (روي هم تا ارتفاع 127 سانتيمتر )، پرس هيدروليكي و دستگاه انتقال تخته ها به نقاله اصلي مي باشد. خط آستري مرحله بعدي در مسير نقاله اصلي است و شامل تميز كننده ، آبپاش آستر دهنده، اتو وگازي ( 8/1متري ) كه تخته را ظرف سي ثانيه در دماي 260 درجه سانتي گراد خشك مي كند (سرعت حركت تخته 36 متر در دقيقه )، نقاله نعل اسبي ، آبپاش و خنك كننده ( با هوا ) به طول 24 متر است. از آبپاش براي تعادل رطوبت سطح تخته و جلوگيري از پيچ و تاب آن استفاده مي گيرد. نوار نقاله اصلي تمام تخته ها را بعد به كف رند مي بردپس از آن تخته ها آمده برش دوم و لبه بري هستند. بعداز اين مرحله آستر قير داده مي شود و يا تخته ها از خط فرعي مي گذرند كه داراي علامت زن ميخ ، آبپاش، غلتك چاپ و ماشين دسته بنديست. خط آستر قير شامل پنچ غلتك است، اولين غلتك، قير گرم را به هر دو سطح تخته مي مالد و غلتك بعدي قير را بصورت آستري ، يك نواخت توزيع مي كند . قير توسط سه غلطك ديگر نورد مي شود، دماي اين غلتكها 230 تا 260 درجه سانتيگراد است. و سوخت آنها گاز پروپان است .سپس تخته ها به خنك كننده ( آبي و هوا ) بطول 12متر حمل مي شود و از آنجا به غلتك چاپ (براي چاپ علامت تجاري) و ماشين دسته بندي حمل مي گردند. دسته هاي تخته يا با تسمه و يا با لفاف مخصوص بسته بندي مي شوند و بعد به انبار منتقل مي گردند.
نقش سطوح چوب يا هر طرح ديگري را مي توان با غلتك گرم به سطح تخته هاي عايق منتقل ساخت . براي اين كار تخته نخست تر و بعد زير غلتك نقش دار با دماي 260درجه سانتيگراد قرار مي گيرد . آب سطح در تماس با غلتك داغ مي جوشد و پروفيل طرح غلتك روي سطح نرم تخته پرس مي شود . ارتفاع پروفيل زياد نيست و لبه هاي آن براي جلو گيري از ترك و مساله رنگ آميزي نبايد تيز باشد . از همين تكنيك براي صاف كردن سطح (مثل اتو كردن )استفاده مي شود . سطح غلتك ها در اين حالت كاملا صاف است . وقتي گوشه هاي راست روي تخته عايق تزئيني بريده مي شود آنرا با رنگ تر مي كنند و بعد با پروفيل مربوطه پرس مي كنند. نقش دادن يا صاف كردن سطح معمولا با رنگ كردن همراه است . رنگ سفيد و محلول در آب است.
در صورتي كه رواداري ضخامت مهم باشد ، تخته سخت سمباده مي شود .اين عمل پرداخت مشخصي دارد و مصارفي مثل پانل در گاراژ اتومبيل دارد. كه بايد در شيار تعبيه شده در چوب دو طرف جفت و جور بوده و روان حركت كند . پانال هاي S1S فرايند تر معمولا به سمباده نياز ندارند خط چاپ ( نقش ) تحمل رواداري بيش از 25/0 تا4/0 ميل را در ضخامت ندارند و در اين حالت سمباده كردن ضرورت پيدا مي كند . سمباده زدن تخته هاي فرآيند خشك نه تنها تغيير ضخامت را حذف مي كند ، بلكه رنگ پذيري را هم بهتر خواهد كرد. اين امكان وجود دارد كه سمباده زدن را پس از مرطوب كردن و قبل از برش زني انجام دهند . براي سمباده از دستگاه يك غلطكي نوار عريض استفاده مي شود و دانه بندي سمباده از 24تا36 متغيير است براي سمباده نرمتر دانه بندي ريزتر به كار مي برند ، ولي سوار كردن نوار آن كمي دشوار است . يك نوار با سمباده (با دانه بندي ( 36- 24 ) 40 تا50 هزار پانل را سمباده مي كند . در بعضي كار خانه ها از سمباده خيلي نرم (دانه بندي 400_ 320) براي بالا بردن كيفيت سطح استفاده مي شود . در گذشته براي مصارف در صنايع اتومبيل سازي تخته فيبر سخت را با رنده هائي كه تيغه آنها كاربيت بودند ،رنده مي كردند .
قطع زني دو طرفه براي اندازه بري تخته فيبر همانند دستگاهی براي تخته فيبر عايق است. با اين تفاوت كه برش اول معمولا عرض استانداردي (2/1تا 5/1)توليد مي كند براي دقت بيشتر در سيستم تغذيه ماشين هاي بعضي از كار خانه ها ابزار اضافي به قطع زن مي افزايند . در نخستين مرحله قطع زني لبه تخته بريده مي شود و انتقال تخته در اين قسمت با غلتك و زنجير صورت مي گيرد.
اره برش زن دو طرفه با تيغه و محور هاي پر سرعت ، ماشين پر سر وصدائي است و شدت صداي آن به 110تا115 ديسبيل مي رسد ، در حاليكه مقدار نهائي بنابر استاندارد هاي ايمني شغل و عمل ، خطر ( OSHA ) براي حفاظت گوش 89 ديسيبل است ضمنا ياد آوري مي شود كه گوش انسان 10ديسيبل افزايش سر و صدا را دو برابر حس مي كند .برش با تيغه هاي ثابت داراي چند امتياز مهم است : عملا بي صدا است ،ابزار آن نسبتا ارزانند و عمر آنها ( فاصله دو تيز كردن متوالي ) تقريبا 10برابر روش معمولي است ( 40تا50 ) هزار تخته در مقايسه با ( 4تا5 هزار ) . سيستم جلو برنده (تغذيه ) تخته بايد محكم عمل كند چون واكنش نيروي برش در جهت حركت تخته خيلي بيشتر از برش تيغه اره است. در حال حاضر از برش با تيغه ثابت فقط در برش نقش دادن به پانل استفاده مي شود . براي برش زني نيز مي توان از اين تكنيك كمك گرفت . تيغه ثابت را براي برش نقش مي توان روي ماشين برش و يا روي ماشيني جدا سوار كرد.
پانچ كردن تخته فيبر براي مشبك كردن پانل صورت مي گيرد . دو نوع تخته مشبك شده به ضخامت 3 ميل و با قطر سوراخ 7/4 ميل به ضخامت 4/6 ميل و با قطر سوراخ 7 ميل توليد مي شود. اندازه قطر سوراخ به اندازه قلاب و ساير ادوات آويختن بستگي دارد. در بعضي از ماشين ها در هر ضربه سه رديف سوراخ پانچ مي شود. و در حالي كه پرس در وضعيت باز قرار دارد ، تخته به جلو حركت مي كند ، ورق مشبك روي تخته قرار مي گيرد و بعد پانچ عمل مي کند و دكمه هاي بريده شده را در گودي ورق كف مي گذارد . ميله هاي پانچ در انتها گونيا بوده و بطور جفت و جور در سوراخ ورق مشبك و ورق كف جاي مي گيرند . ميله هاي پانچ در موقع باز شدن تمايل دارند تا تخته را به سمت بالا بكشند و نتيجه آن تغيير شكل نا مطلوبي است كه امكان دارد در سطح تخته اتفاق افتد. براي جلوگيري از اين تغيير شكل بايد پانچ در سوراخ مشبك كاملا جفت باشد به همين دليل سطح خوب تخته را در موقع پانچ در سمت پايين قرار مي دهند .تخته هاي سنگين مي توانند ماشين را در باز شدن متوقف سازند. اين نوع عمليات ساخت در كار خانه كلا با بازرسي و درجه بندي همراه است و تخته ها بعد براي پرداخت دسته بندي و توزيع آماده خواهند بود.
براي آراستن ظاهر تخته فيبر سخت ، سطح بسياري از آنها را با پرس به صورت مشبك در مي آورند . در نتيجه نماي آنها نقوشي از سطوح چوب بريده شده ، چوب با هوا ديدگي ، آجر و غيره پيدا مي كنند . نقش دار كردن سطح تخته فيبر سخت ضخامت آنرا نشان مي دهد و تصور ورقي منعطف و نازك را از آن حذف مي كند . نقش دار كردن تخته با پرس ويژه اي صورت مي گيرد.
تخته با روي منقوش اغلب براي نقش داركردن تخته فيبر سخت فقط به يك سطح آن پروفيل مي دهند. اين تكنيك عمق پروفيل را مقداري از ضخامت تخته محدود مي سازد. پروفيل نر و ماده دار يا توليد با قالب اين محدوديت را ندارد .
نقش نر و ماده فقط مشكل محدوديتهاي هندسي نقش دادن روي تخته حل مي كند، ولي توليد كنندگان در عمل از آن استقبال نمي كنند .
تخته فيبر سخت براي مصارف _ در هر دو حالت ساده و روكش شده _ ماده بسيار خوبي است. خواص آنرا برحسب مصرف مي توان بهبود بخشيد سطح آن صاف و سخت است .و با دقت كافي در رواداري ابعاد ، قابل توليد مي باشد. نوع منقوش آن با طرح الياف با كيفيت خوب توليد مي شود و بازار خوبي هم پيدا كرده است نوع روكوب آن نيز به علت دوام وكيفيت پرداخت موفقيت تجارتي چشم گيري كسب كرده است. اين وسعت بازار نتيجه همكاري نزديك بين توليد كنندگان تخته فيبر سخت، لوازم پرداخت و مواد پرداختي است تخته فيبر سخت اغلب در كار خانه پرداخت مي گردد و بعد راهي بازار مي شود فقط مقدار كمي از آن بدون پرداخت به بازار عرضه مي گردد. نسبت توليد تخته هاي پرداخت شده به تخته هاي بدون پرداخت 9به 1 است
هر چند كه تخته فيبر سخت براي هر نوع پرداختي كه ذيلا نام برده مي شود مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. ، ولي كلا آنرا براي مصارف ويژه اي توليد مي كنند. پانل هاي ديوار كوب _ تخته ساده يا نقش دار. ديوار كوب روكش يا نقش دار با طرح سطوح چوب ، سنگ و يا آجر .
تخته تزئيني :
تخته هاي پرداخت شده بطور ساده يا رنگي با طرح غير چوب و شيار اين دسته از تخته ها روكش شده هاي با پلي ونيل را هم شامل مي گردند . طرح موزائيكي و دم چلچله اي براي ديوار حمام منازل مصرف زيادي دارند رنگ روشن و سطح براق لازم مي دارد تا كيفيت تخته بالا بوده و عمليات پرداخت خوب و تميز انجام شده باشد . تخته هاي S1S چندان مناسب نيستند ، چون پشت تخته نقش توري را در بر دارد و در پرداخت تر برجسته خواهد شد تخته ها S2Sبراي اين عمليات مناسب هستند . ضخامت 2/3ميليمتر براي اين دونوع تخته كافي است چون به صورت تخته هاي تزئيني رو كار مصرف مي گردند.
روكوب ،روكوب تخته فيبر سخت به صورت نوار يا پانل از تخته ساده يا نقش دار. روكوب نقش دار نمائي چون چوب ماسيو دارد تخته هاي روكوب به ضخامت 11 ميليمتر و نسبتا سبك توليد مي گردند. و از هر دو نوعS2S براي اين منظور استفاده مي شود پرداخت تخته هاي منقوش ويژگي خاصي دارد. آستر بايد توري زده شود كه داخل شيار هاي نقش را خوب بگيرد. براي اين كار به غلتك مناسب نياز است . نقاط برجسته نقش را مي توان با غلتك صاف آستر داد بطور كلي سطوح نقش كمتر عيب پذير و در نتيجه ناكامل بودن جزئي پرداخت رواداري بهتر خواهند داشت.
|
وزن در هر متر مربع |
نوع | ||
|
(mm) 11 |
4/6 |
2/3 | |
|
- -
- -
3/7 3/7 |
6/4 5/4
6/4 5/4
- - |
66/3 – 4/3 66/3
66/3 – 4/3 66/3
- - |
پانل S1S S2S تخته تزئینی S1S S2S روکوب S1S S2S |
وزن تخته فیبر های سخت در ضخامت های مختلف
مواد اساسي پرداخت
كليه پرداخت ها سه جزء اساسي دارند :
رزين يا چسباننده : جزئي كه خاصيت ايجاد نيروي چسبندگي براي تشكيل لايه نازك و اتصال آنرا به سطح تخته دارد. اين جزء يا فرايند زيادي از خواص را هم كنترل مي كند. از جمله مقاومت به آب ، به سائيدگي ، به هوا ديدگي ، به مواد شيميائي ، به مقاومت فيزيكي رزين هاي متداول در پرداخت تخته فيبر سخت عبارتند از آكريليك ، آلكيد و پلي استر.
حلالها : تركيب يا جزئي كه ماده آستري رادر حالت مايع نگه مي دارد و غلظت آنرا كنترل مي كند در زمره حلال ها دائمي نبوده و پس از مصرف تبخير مي شوند و آستري بصورت جامد در مي آيد . حلالها بر اساس قدرت حل كردن رزين ، سرعت تبخير ، سميت ، آتشگيري و قيمت انتخاب مي گردند. به علاوه سرعت تبخير حلال كاربرد آنرا بر مبناي ايجاد بو در فضا محدود مي سازد. حلالهاي كه در پرداخت تخته فيبر سخت بكار مي روند . معمولا از انواع ارگانيك هستند ، مانند تولول ، گزيلن كه سرعت تبخير زيادي دارند. به حرارت دادن نياز دارند واستات بوتيل، دوبوتوگرناتزل و دواتو گزتيل استات كه سرعت تبخير كمتري دارند و در مصرف به حرارت دادن آنها نيازي نيست. آب بعنوان حلال در صنعت پرداخت امتياز مهمي دارد، چون ارزان است و خطر آلوده كردن هوا را نيز ندارد . در اين زمينه به پيشرفتهاي مهمي درآينده نياز خواهد بود. البته اين نكته قابل ذكر است كه پرداخت محلول در آب نسبت به آب مقاوم نخواهد بود. براي سرعت پرداخت به انرژي حرارتي نيز نياز است تا حلال تبخير شود و گرماي لازم براي فعل و انفعال شيميائي در جامد شدن پرداخت تامين گردد.
براي تيمار سطح ، با لايه نازك پلي ونيل يا كاغذ رزينه روش كار بكلي فرق دارد. در اين روش با يك لايه نازك به ضخامت 2 تا6 ميلي متر ، معمولا روي تخته با نوعي چسب محلول در آب روكش مي شود.
|
موارد عمده کاربرد |
مقاومت نسبی به آب |
قیمت نسبی |
رزین |
|
تخته سفالی روکوب تخته سفالی روکوب پانل های دیوار کوب |
بالا متوسط پائین |
بالا متوسط پائین |
آکریلیک پلی استر آلکید |
فهرست رزین های مورد مصرف در پرداخت تخته فیبر سخت و قیمت نسبی ، مقاومت نسبی به آب و موارد عمده کاربرد آنها
|
خاصیت |
مواد رنگی ( رنگ دانه ) |
|
زرد ، نارنجی ، آبی قرمز ، بنفش زرد ، نارنجی ، آبی ، بنفش ، قرمز ، قهوه ای ، آبی ، سبز زرد ، نارنجی ، قرمز
سفید ، قرمز ، زرد ، قهوه ای ، سبز قهوه ای ، سبز زرد ، نارنجی ، سبز آبی سیاه متعدد
تغییر شفافیت غلظت یا سایر خواص
چرک تاب ضد زنگ زدگی ضد کپک ضد زنگ زدگی
|
ارگانیک ها دیازو کوئین آکریدون فتالوسیانین تتراکلروایزودولینن غیر ارگانیک ها اکسیدها کروماتها کادمییوم فروسیانید کارین متالیک ها غیر رنگی فیلرها کربنات کلسیم رس میکا تالک سیلیس بی شکل رنگ دانه هائی که به دلیل عملشان مصرف میگردند اکسیدهای مس دار براده های روی اکسید روی سرب قرمز |
خطوط پرداخت تخته فيبر سخت بطور كلي در ذيل تشريح مي شود :
خط پرداخت تخته هاي ديوار كوب و تزئيني. خط توليد مي تواند براي پرداخت تخته هاي نقش دار ديوار كوب يا تزئيني مورد استفاده قرار مي گيرد. اين انعطاف با نصب ماشين رنگ زني مناسب حاصل خواهد شد.
تخته توسط مكش وارد خط مي گردد. بعد برس سطح تخته را تميز و آنرا براي آستر زدن دو مرحله آماده مي سازد.
آستري را يك يا دو غلتك پخش كننده مي زنند و بعد خشك كن ( با هواي گرم ) آنرا خشك مي كند. بعد از غلتك پخش كننده غلتك ديگري قرار دارد كه داراي سطح بسيار صافي است و در خلاف جهت حركت تخته مي چرخد. اين غلتك مواد آستري را به داخل منافذ سطح مي فشارد و مقدار اضافي آنرا بر مي دارد و سطح تخته را صاف و آماده آستري بعدي مي كند. هواي گرم فشرده در خشك كن به سطح تخته مي خورد و حلال آستر را تبخير مي كند . اين خشك كن ها گاز سوزند و ممكن است حلال تبخير شده را براي بازيابي به مشعل مربوط كنند. سطح آستري خشك شده و بعد با سمباده نرمي ( 320تا400 ) سمباده مي شود. بعد شيار هاي روي تخته ديوار كوب با اسپري رنگ مي گردند. ( كمي تيره تر ).
بعد از مرحله فوق نوبت آستر زمينه است كه روي آن نقش مورد نظر داده خواهد شد. آستر زمينه توسط غلتكهاي دقيق روي تخته هاي شياردار زده مي شود، و اين عمل در سطح روئي تخته صورت مي گيرد آستر زمينه شيارهاي اسپري شده را نمي گيرد. براي آستر زمينه روي تخته هاي تزئيني از رنگ پاش استفاده مي شود. كه لايه نازك و صافي روي آن بوجود مي آورد. تخته ها از اين پس آماده نقش نهائي هستند. نقش چوب يا طرحهاي ديگر توسط يك يا چند چاپ كن افست به سطح تخته منتقل مي گردد. طرز كار چاپ كن ها مانند غلتكهاي دقيق است. يك غلتك به سيلندر نقش دار رنگ مي رساند. تيغه اي رنگ سطح سيلندر را در نقاط بدون شيار بر مي دارد و رنگ قسمت شياري سيلندر به دستگاه چاپ كن افست يا غلتكي منتقل مي گردد و از آنجا به سطح تخته مي رسد. طرح الياف چوب بر اساس عكس نقش سطح چوب است كه به چند طرح مختلف مجزا تقسيم مي شود و هر كدام بدنبال هم توسط چند چاپ كن اعمال مي گردد. معمولا در اين خط از سه يا چهار چاپ كن استفاده مي شود. چاپ كن طرح تكراري را روي تخته منتقل مي سازد تكرار96 اينچي براي ورق 96 اينچ ايده ال است به عبارت ديگر پيرامون سيلندر بايد 96 اينچ باشد ( قطر آن6/30 اينچ ) . براي ديوار كوب معمولا از60 تكراري (19 اينچ قطر) استفاده مي شود در صورت كوچك بودن غلتك طرح روي ديوار كوب نصب شده مصنوعي به نظر ميرسد.
سيلندر طرحهاي مختلف را با حكاكي درست مي كنند . نخست طرح را نسخه برداري كرده و بعد آنرا روي كالكي به اندازه سطح پيراموني سيلندر مي برند. روي كالك يك ورق ژلاتيني حساس به نور قرار مي دهند كه به توري طرح سلولها مجهز است. اساس كار در اين تكنيك تعداد زياد سلول كوچك با سطح مساوي عمق متفاوت است. هر چه عمق سلول بيشتر باشد اثر آن تاريك تر خواهد بود. پس از قراردادن مجموعه كالك و ورق ژلاتيني در معرض نور، ورق ژلاتيني را جدا كرده روي سيلندر مسي سوار مي كنند. ورق ژلاتيني عمل كرده در آب غير محلول خواهد شد (در نقاط نور ديده). سپس سيلندر را با آب گرم مي شويند، نقاط تاريك بيشتر و نقاط روشن كمتر شسته مي شود . بعد از اين مرحله، سيلندر با اسيد شسته مي شود. اسيد نخست بر نقاطي كه ژلاتين نازكي دارند. اثر مي گذارد. بنابراين ، خوردگي اسيد در محل سلولهاي عميق بيشتر خواهد بود. نقاط ناكامل را با ابزار دستي درست مي كنند. بعد از كامل كردن اين مرحله روي سيلندر آبگرم داده مي شود.
ترتيب اثر هر يك از چاپ كن ها بطور كامل ، بسيار مهم است. معمولا چاپ كن ها طوري نزديك هم قرار دارند كه يك تخته 8×4 فوت در دو چاپ كن متوالي قرار مي گيرد. سرعت حركت يكنواخت تخته در دو چاپ كن متوالي نيز مهم است. در اينجا لازم است كه ضخامت تخته ها با ميكرومتر اندازه گيري شود تا نا يكنواختي آن سبب تغيير سرعت حركت تخته نگردد. در نما دادن به تخته هاي نقش دار بايد طرح نما و طرح نقش با هم جور باشند ، بنابراين لازم است كشش نقاله طوري تنظيم شود كه طرحهاي هماهنگ گردند.
طرح آجري مانند شيكا گو كه سه رنگ سفيد ، سياه و قهوه اي دارد. براي اين طرح سه چاپ كن نياز است ، يكي براي سفيد ، يكي براي سياه و يكي براي قهوه اي. قبل از رنگ كردن طرح ، تمامي سطح تخته با رنگ بند كشي ( سيماني) آستر مي شود. تخته رنگ شده بعلت حرارت تخته زود خشك مي شود. ممكن است از خشك كن گاز سوز نيز براي اين امر استفاده شود. تخته ها پس از اين مرحله براي آستري رو آماده خواهند بود. آستري مذكور به تخته هاي نقش دار و تزئيني زده مي شود . حلال اين آستري با جريان هوا يا خشك كن تبخير مي گردد. دماي سطح تخته را خشك كننده به260 درجه سانتیگراد مي رساند، بعد تخته ها را خنك مي كنند بطوري كه دماي سطح تخته به 45 تا 46 درجه سانتيگراد مي سد و ز چسبيدن تخته در دسته بندي جلو گيري مي شود. تخته هاي پرداخت شده در درجه بندي و دسته بندي و انبار مي گردند.
سرعت حركت تخته در اين نوع خط پرداخت براي تخته هاي 6 ميلي متر (پانلهاي ديوار كوب) بين 45 تا 60 متر در دقيقه و براي تخته هاي سفال 36 متر در دقيقه است. نياز آستري رو براي تخته هاي رو كوب كم است و بنابراين سرعت حركت آنها در خط پرداخت مي تواند بيشتر با شد. تخته هاي سفالي در معرض رطوبت بيشتري قرار خواهند گرفت و در نتيجه آستري رو بايد براي اين دسته از تخته ها ضخيم تر منظور گردد. و همين امر سبب كاهش سرعت حركت تخته در خط پرداخت به شمار مي رود ، زيرا اگر دماي خشك كن را براي سرعت خشك كردن زياد كنند ، آستر رو شكننده مي شود. در زير چند مثال در زمينه ضخامت آستري پرداخت آمده است :
پانل ديوار كوب 6 ميلي متر
آستري اول خشك 3/0 ميلي متر
آستري زمينه خشك 8/0 ميلي متر
آستري رو خشك6/0 ميلي متر
جمع خشك7/1 ميلي متر
تخته سفالي
آستري اول خشك 3/0 ميلي متر
آستري زمينه خشك1/1 ميلي متر
آستري رو خشك 1-8/0 ميلي متر
جمع خشك 4/2- 2/2 ميلي متر
خط پرداخت تخته سخت براي روكوب بيرون. تمام آستري تخته روكوب بيرون از نوع روالاتكس آكريليك گرما گير و ضخامت آن بر حسب دوام پيش بيني شده رو كوب از2تا 4/2 ميلي متر متغير است. هفتاد درصد تخته سخت رو كوب فقط آستري اوليه مي گردند و به اين ترتيب انتخاب آستري آنها انعطاف بيشتري دارد و پس از نصب نيز مورد نيز مورد استفاده قرار مي گيرند. سي درصد بقيه پيش پرداخت دارند. تنها آستر كردن اوليه ، مساله حمل و نقل را منتقي مي سازد و دوام تخته را براي مدت پيش بيني شده تضمين مي كند. سمباده زدن پشت تخته هاي فاق و زبانه شده نقش دار براي كاهش تغيير ضخامت مهم است. تخته رو كوب نقشدار با غلطك آستري مي خورد ، اما تخته هائي كه نقش مختصري دارند و نيز نوع ساده آنها به طريق آبشاري آستر مي گردند. حلال در اتو تبخير مي شود و رزين در دماي ( سطحي ) 150 درجه سانتيگراد عمل مي كند. پس از اين مرحله تخته خنك مي شود (حدود يك دقيقه). سپس درجه بندي و دسته بندي مي گردد.
نوع چسب لاتكس توسط غلتك در سطح پخش مي شود و بعد در خشك كن اوليه چسب كمي خشك مي گردد و پس از آن روكش را در پرس گرم به تخته مي چسبانند . مقدار اضافي روكش با سمباده يا برش حذف مي گردد.
بعضي از تخته هاي پرداخت شده و بسياري از تخته هاي نقش دار را يكي يكي يا دوتا دوتا در كاغذ بسته بندي قرار مي دهند. اينكار توسط ماشين خودكار انجام مي شود. به اين ترتيب تخته تا زمان نصب داراي پوشش خواهد بود.
استفاده از غلظت كم الياف در توليد تخته فيبر با فرآيند تر، به آب زيادي نياز دارد. مي توان گفت كه در توليد هر يك تن تخته صد تن آب مصرف مي گردد كه قسمت اعظم اين آب با مقادير مختلف مواد شیميائي دور ريخته مي شود.
محدود شدن مقدار مواد شيميائي در فاضل آب توليد توسط قانون سبب شده است كه در استفاده مجدد از فاضل آب تلاش شود و از طرفي در جهت كاهش مواد شيميائي فاضل آب اقداماتي به عمل آيد. استفاده مجدد از فاضل آب مشكلات توليد را بدنبال دارد و مي تواند موجب افت كيفيت تخته گردد. پالايش فاضل آب عمليات توليد را پر هزينه خواهدكرد و به سرمايه گذاري زيادي نياز دارد.
ناخالصي يا آلودگي فاضل آب كارخانه تخته فيبر را مي توان فهرست وار بشرح زير بيان كرد:
1-ذرات جامد شناور( الياف ، قطعات سلولي ).
2-مواد كلوئيدي آلي كه از چوب حاصل مي شود.
3-مواد جامد حل شده( مواد آلي قابل حل كه از چوب حاصل مي گردد).
4-مواد قابل حل و غير قابل حل كه در جريان توليد افزوده مي شوند ، مانند پارافين ، رزينهاي مصنوعي اسيدهاي قارچ كش، زاج سفيد وغيره بعلاوه فاضل آب با دماي زياد و pH كم ازسيستم خارج مي گردد.
در اينجا بحث به مواد طبقه بندي شده(جامد محلول شناور ) محدود خواهد بود، زيرا اين مواد اكثريت نا خالصي فاضل آب را تشكيل مي دهند.
مواد جامد شناور وقتي وارد آب رودخانه يا دريا و درياچه مي گردند به موجودات زنده ، از جمله ماهي ، صدف ها و غيره ( از طريق بستن منافذ تنفسي و ايجاد جراحاتي درآنها ) صدمه مي زنند.
فاضل آب حاوي الياف مي تواند بستر رودخانه ها و درياچه ها را بپوشاند و سبب مرگ تخم ماهيها و ساير آبزيان شود و منابع مواد غذائي آنها را از بين برد. اين مواد الياف در نهايت مي پوسند و به سطح درياچه مي آيند و مانع رسيدن اكسيژن به آب شده و براي آبزيان حالتي غير عادي ايجاد خواهند كرد. تاثير اين مواد جامد شناور آزاد شده به ظرفيت رودخانه و مقدار جريان آن بستگي زيادي دارد.
حذف مواد جامد شناور از فاضل آب در كار خانه هاي كاغذ سازي و خمير تحت عنوان سالم سازي يا تيمار عمل مي شود. مقدار مواد جامد شناور را در فاضل آب كار خانه از طريق نمونه برداري تعيين مي كنند. نمونه آب را از صافي مي گذرانند و مواد باقي مانده را در دماي 103تا105 درجه سانتيگراد خشك مي كنند و سپس وزن كرده و درصد آنرا نسبت به وزن نمونه آب محاسبه مي كنند. (ميلي گرم در ليتر) كيلو گرم در 1000 كيلو گرم يا بر حسب حجم). متوسط مقدار مواد جامد شناور در فاضل آب چند كارخانه تخته فيبر در جدول داده شده است.
مواد جامد حل شده _ ازهيدروليز همي سلولز و گروههاي استيل حاصل مي گردند و با تشكيل اسيد استيك همراه اند و هيدروليز را تشديد مي كنند. اين واكنشها در جريان پخت چيپس و يا خمير سازي اتفاق مي افتند. بنابراين شرايط پخت در ميزان مواد جامد حل شده در فاضل آب مهم مي باشد. مواد جامد محلول نسبتا سريع تجزيه شده و اكسيژن را كاهش مي دهد و زيست ماهي را در آن آب دچار اشكال مي سازد. براي حيات ماهي مقدار اكسيژن آب بايد حدودPPm5 باشد، ماهي در آب سرد به اكسيژن بيشتر در آب گرم به اكسيژن كمتر نياز دارد. اگر فاضل آب كار خانه خمير مقدار اكسيژن آب رودخانه يا درياچه را از اين حد كمتر كند، مسلما بحال ماهيهاي آن رودخانه يا درياچه مضر خواهد بود، ولي ميزان اثر سوء فاضل آب در رودخانه يا درياچه به ميزان آب ، مقدار جريان و ظرفيت اين قبيل آبها بستگي دارد. حذف مواد جامد محلول در فاضل آب به تيمار ثانويه معروف است و معمولا پر هزينه تر از تيمار اوليه است. مواد جامد محلول بطور غير مستقيم توسط نيازشان به نياز بيولوژيكي اكسيژن (BOD) اندازه گيري مي گردد.BOD يك شاخص تجزيه بيولوژيكي موادآلي در نمونه آب است كه از طريقه اكسيژن لازم براي ميكروارگانيسم جهت اكسيده كردن مواد آلي نمونه آب تحت شرايط استاندارد آزمايشگاهي (براي مدت 5 روز (BOD ) اندازه گيري مي شود. ( BOD ) نياز اكسيژن مصرف شده در واحد وزن نمونه آب تعريف شده است. (كيلو گرم در1000 كيلو گرم ، ميلي گرم در ليتر) بي. او. دي نوعي آزمايش استاندارد تغيير يافته است كه دوره آن هفت روز و در كشور سوئد متداول است.
حدود كيفيت فاضل آب بر حسب حداكثر متوسط در سي و حداكثر در مدت پنچ روز و مواد جامد شناور در جدول آمده است. در اين جدول PH قابل قبول نيز ذكر شده است. فاضل آبي كه PH بين 4 و5 داشته باشد به خنثي سازي احتياج دارد. اما يك تيمار بيولوژيكي درست سيستم PH را بين8/6 تا8 محدود مي كند كه به خنثي سازي نياز ندارد.
مشكل آلودگي ناشي از فاضلاب كار خانه تخته فيبر با آنچه كه از هرز آب ساير كارخانه هاي صنعتي بر مي آيد كاملا متفاوت است، زيرا مواد شيميائي فاضل آب كارخانه فيبر به اندازهاي نيست كه در تماس با انسان به او صدمه اي برساند. از طرف ديگر، كنترل آلودگي هرز آب كارخانه تخته فيبر دشوار نيست. در عين حال دشواري هرز آب صنعت تخته فيبر قابل ملاحظه است و تغيير سيستم و تكنولوژي توليد تخته فيبر ضروري است.
مقدار محتویات فاضل آب کارخانه تخته فیبر با فرآیند تر
|
معیار 2 |
معیار 1 |
نوع تخـتــــــــه |
|
400 360
96/0 6/3
4/2 10 3600 1600
300 270
84/0 2/3
8/2 12 3300 1300
- -
84/0 2/3
8/2 12 3300 1300
- -
- -
- - -
|
200 180
48/0 8/1
4/2 10 3600 1600
100 91
28/0 1/1
8/2 12 3300 1300
250 230
28/0 1/1
8/2 12 3300 1300
250 230
5/1 7/5
9/5 6 /24 2600 600 |
تخته ایزوله تن در روز تن در روز ( متریک ) جریان فاضل آب میلیون گالن در روز کیلولیتر در روز فاضل آب بر حسب واحد تولید کیلو گالن در روز کیلو لیتر در تن ( متریک ) ورودی میلی گرم در لیتر ورودی میلی گرم در لیترTSS تخته فیبری سختS1S تن در روز تن در روز ( متریک ) جریان فاضل آب میلیون گالن در روز کیلو لیتر در روز فاضل آب بر حسب واحد تولید کیلو گالن در تن کیلو لیتر در تن ورودی در لیتر ورودی در لیترTSS S2S تخته فیبر سخت تن در روز تن در روز ( متریک ) جریان فاضل آب میلیون گالن در روز کیلو لیتر در روز فاضل آب بر حسب واحد تولید کیلو گالن در تن کیلو لیتر در تن ورودی میلی گرم در لیتر ورودی میلی گرم در لیتر تخته فیبر سخت تن در روز تن در روز ( متریک ) جریان فاضل آب میلیون گالن در روز کیلو لیتر در روز فاضل آب بر حسب واحد تولید کیلو گالن در تن کیلو لیتر در تن ( متریک ) ورودی میلی گرم در لیترBOD ورودی میلی گرم در لیترTSS
|
مشكل پس آب را به چند طريق مي توان تقليل داد :
- حذف مواد جامد شناور.
- استفاده مجدد از فاضل آب(بستن سيستم آب فرآيند).
- عبور دادن از صافي .
- رسوب دادن.
- حذف مواد حل شده.
- استفاده مجدد از آب خروجي.
- تقليل مواد محلول چوب با كم كردن شدت پخت.
- تيمار بيولوژيكي هرز آب(اكسيده كردن مواد جامد حل شده به كمك باكتري يا به طريق بيو
شیمیایی ) .
- تبخير ( تغليظ و جامد كردن مواد حل شده و به صورت قابل سوخت درآوردن آنها ).
- پخش هرز آب در زمين هاي كشاورزي.
اغلب كارخانه هاي تخته فيبر يك يا دو روش فوق را براي تيمار پساب بكار مي گيرند.
اين دو روش با هر دو نوع مهم آلوده كننده ها سرو كار دارد و با شدت متفاوت در اغلب كار خانه هاي تخته فيبر بكار گرفته مي شود.
دو سيستم مهم جريان آب را مي توان در نظر گرفت. يكي سيستم شست و شو است كه در آن قسمت عمده مواد جامد حل شده از خمير حذف مي گردد . ديگري سيستم سفيد آب ماشين است كه مواد جامد حل شده در آن نسبتا كم است و مجددا به سيستم توليد بر گردانده مي شود. در سيستم شست و شو مواد جامد حل شده ( عمد تا قندها ) با تبخير احيا شده و براي خوراك دام به فروش مي رسد. مواد به دست آمده در سيستم دوم و قسمتي از سفيد آب ماشين به بخش تيمار پساب فرستاده مي شود.
مواد جامد شناور را مي توان با صافي يا توري و رسوب دادن برداشت.
از توري عبور دادن پساب بعنوان مرحله اول لازم است و طي آن مواد درشت برداشته مي شوند، چرا كه ممكن است اين مواد درشت به پمپ هاي سيستم صدمه برساند. اين توري مي تواند از رشته هاي فلزي ساخته شود و معمولا بطور خودكار تميز مي شود.
مواد شناور ريز در حوضچه يا مخزن مربوطه تحت اثر وزن خودشان رسوب مي كنند. بازدهي رسوب دادن به سطح حوضچه يا مخزن بستگي دارد. ته نشيني مواد شناور در فرآيند رسوب دادن به زمان استقرار و دبي سرزير بستگي دارد.
پساب صاف شده را مي توان با شيوه هاي آبياري در سطح زمين كشاورزي پخش كرد و احتياج به بازيابي بيشتري ندارد. مجاز بودن اين عمل به مهيا بودن زمين، نفوذ پذيري خاك و عوامل ديگر بستگي دارد. چنانچه نفوذ پذيري خاك خوب نباشد ، ممكن است اين آب جريان پيدا كند و به رودخانه يا درياچه برسد و بدين ترتيب آب آنها را آلوده سازد. اگر مواد آلي پساب كارخانه زياد باشد به علت تخمير ايجاد بو خواهد كرد. مواد جامد حل شده را ممكن است با بازيابي بيولوژيكي بطور قابل ملاحظه اي كاهش داد. در اين روش ميكروارگانسيم ها از مواد براي تغذيه استفاده خواهند كرد. عمل مذكور شامل دو واكنش است ، تبديل مواد آلي به انرژي و تركيب مواد آلي بصورت پروتو پلاسم ، ( رشد و توليد مجدد ) مرحله اول واكنش حالت مطلوب از دور ريزي مواد آلي است ، مرحله دوم براي حفظ موجوديت ميكرو ارگانسيم ها لازم است ، ولي مشكل ديگري ايجاد مي كند.
اين دو واكنش ممكن است با يا بدون اكسيژن انجام گردند. در صورت حضور اكسيژن تخمير هوازي صورت مي گيرد و بو ندارد . بنابراين بازيابي بيولوژيكي آب صنعتي به اين طريق ، هميشه هوازي است. اكسيژن لازم در جريان بازيابي هوازي از هوا گرفته مي شود.
خواص تخته و بازار آن
موفقيت محصولات صنعتي در بازار همواره به خصوصيات تكنيكي و تطبيق خواص آن با كاربردشان بستگي دارد. براي تطابق خواص محصول با آنچه كه رضايت بازار را جلب ميكند ، كارخانه بايد خواص محصول را اندازه گيري كند تا در صورت لزوم اقدام به بهبود خواص كند. در اين كار به معلومات كاملي در مورد رابطه بين ماده خام ، متغير هاي توليد و خواص محصول لازم است. از طرفي بايد به چگونگي كاربرد نيز وقوف داشت تا در ويژگي محصولات منظور گردد.
هدف در اين نو شته محدود است، لذا بحث ما در اينجا شامل مروري بر تعدادي از استانداردهاي خواص تخته فيبر سخت تجاري و تخته فيبري با دانسيته متوسط و شرح مختصري از خاصيت وسيكوالاستيسيته و عايق بودن تخته ( از لحاظ حرارت) خواهد بود. سپس انواع بازار تخته فيبر معرفي مي گردد.
ابعاد و كيفيت لازم تخته فيبر سخت در سه استاندارد محصول تشريح شده است.
تخته ساده ANSI/AHA A 135.4-1982
ANSI/AHA A135.5-1982
ANSI/AHAA135.6-1982
(USDC NBS1982 a,b1983)
اين استاندارد ها ، تخته با دانسيته متوسط و بالا را از هم تفكيك نمي كند ولي تخته فيبر سخت را به صورت تخته فيبر فشرده با دانسيته 496 كيلو گرم در متر مكعب يا بيشتر ( جرم ويژه نسبي›5/0 ) تعريف مي كنند . استاندارد نخستين تخته فيبر سخت ساده را بر اساس ضخامت ، جذب آب ، واكشيدگي ضخامت ، مدول گسيختگي و مقاومت كششي موازي و عمود بر سطح طبقه بندي مي كند . ورق هاي تخته فيبر سخت با يك (S1S) يا دو (S2S) سطح صاف توليد مي گردند .
خواص تخته فيبر فرايند خشك ( تخته مندي )
تخته فيبرمندي كاربرد تكنولوژي تخته خرده چوب در توليد تخته فيبر سخت است. دانسيته اين نوع تخته معمولا از تخته هاي فرايند تر يا خشك كمتر است . در نتيجه اكثر خواص مكانيكي آن چندان زياد نيست . خاصيت چسبندگي داخل آن استثنائي و قابل توجه است . اين مقادير از تخته هاي تجاري مندي توليد شده در ايالات متحده از77_ 1976 بدست آمده است . مقادير انبساط خطي آن از تخته فيبر سخت معمولي و تخته خرده چوب بيشتر است . فرآيند توليد تخته فيبر مندي نسبتا جديد است وكيفيت محصول آن در شرف بهبود است . اين كيفيت بهتر ممكن است از دانسيته بيشتر به كمك دماي بيشتر كيك تخته ، انتخاب بهتر شكل هندسي خرده ها و توجيه بيشتر خرده ها و الياف نتيجه مي شود.
خواص مهم تخته فيبر ضخيم با دانسيته متوسط (MDF) در جدول داده شده است كه از استاندارد اين تخته براي مصارف داخلي استخراج گرديده است . اين استاندارد را اتحاديه تخته فيبر سخت و اتحاديه ملي تخته خرده چوب تهيه كرده اند (1980NSDC NBS).
در طراحي سازه هاي چوبي فرض بر اين است كه چوب ماده اي الاستيك است . و تغيير مكان آن تحت تنش بطور كامل بر گشت مي كند . براي اكثر مقاصد عملي در سطح تنش هاي كم اين فرض درست است اما چوب را نمي توان يك ماده كاملا الاستيك دانست. چوب و بويژه فر آورده هاي مركب آن از عناصري با رفتار پلاستيك تشكيل شده اند . به اينگونه مواد ويسكو الاستيك مي گويند . استاندارد ها به خصوصيات ويسكو الاستيك توجهي ندارند ، در حالي كه در نظر گرفتن اين رفتار در كاربرد هاي ساختماني تخته فيبر سخت موثر است . در مواد الاستيك تغيير مكان وابسته به زمان تحت بار ثابت وجود ندارد و پساز حذف بار ماده به حالت اول خود بر مي گردد. مواد ويسكو الاستيك تحت بار ثابت با زمان بيش از مقدار اوليه تغيير مكان حاصل مي كنند (خزش ) . بعد از حذف قسمت هاي الاستيك تغيير مكان (مقدار اوليه ) بر گشت مي كند و قسمت خزش به تدريج بر گشت مي كند و تغيير مكان دائم در نمونه باقي مي گذارد . (جريان پلاستيك ).
خواص لازم و روش هاي آزمون تخته فيبر عايق در ا ستا ندارد 73- 75ps (وزارت بازرگاني ايالات متحده ) ، سازمان ملي استاندارد (1973)تخته عايق سلولزي آمده است و اين استاندارد تخته فيبر عايق را به صورت تخته فيبري با جرم ويژه نسبي 156تا496 كيلوگرم در متر مكعب (جرم ويژه نسبي 16/0 تا 5/0)تعريف مي كند و آنرا به دوازده نوع بر حسب مصرف طبقه بندي مي كند جدول فهرستي از خواص اين تخته ها و روش هاي آزمون ASTM براي ارزيابي آنها را نشان مي دهد.
|
موارد مصرف |
اسم |
کلاس |
نوع |
|
در دیوار برای جلوگیری از سرو صدا در دیوار برای جلوگیری از سرو صدا در سقف و دیوار
پوشش قاب دیوار- با ضخامتی که بار جانبی را تحمل کند پوشش قاب دیوار زیرکوب دیوار و پوشش بام در بام زیر پوشش لت اسفالتی یا چوبی در بام زیر پوشش لت اسفالتی یا چوبی
تزئین در دیوار و سقف صداگیر و تزئینی در دیوار و سقف لبه بام ( مسطح و شیب دار ) در دیوار و سقف بصورت پوشش تزئینی |
صداگیر ساختمانی تخته اکوستیک پوشش با جرم ویژه نسبی معمولی
با جرم ویژه نسبی متوسط میخ پایه زیر پوشش بام تخته ایزوله بام پانل سقف غیر اکوستیک آکوستیک لبه عایق بام تخته فیبر عایق دیوار |
1
2 3
1 2 |
|
طبقات و موارد مصرف تخته ایزوله USDC NBS 19731
در گذشته نه چندان دور تخته فيبر سخت با پانل هائي به ابعاد 4/2×2/1(متر) بدون پرداخت فروخته مي شد . بعد از جنگ جهاني دوم واردات پانلهاي نازك تخته لائي از گونه هاي سبك از آسياي جنوب شرقي ، بازار پانلهاي پرداخت شده را در ايالات متحده رونق داد . تناسب تخته فيبر سخت با نماي نقش چوب بازار اين محصول را توسعه داد. خطوط پرداخت به كار خانه هاي موجود افزوده شد و تخته هاي پرداخت شده و آماده نسب توليد گرديد . اين بازار در سال1974 با مصرف 650 ميليون فوت مربع در سال به اوج خود رسيد و از آن پس نزول كرد. نود درصد پانلهاي ديوار كوب در ساختمان هاي مسكوني موجود مصرف مي گردد . بيست درصد مصارف داخلي پانلها متعلق به تخته فيبر سخت بقيه از آن تخته چند لا مي باشد .
براي مصارف ، رو كوب را به چند طبقه به شرح زير مي توان تقسيم كرد :
1- رو كوب گونيا ئي ( لبه روي هم قرار مي گيرد ) كه بطور افقي نصب مي گردد و لبه تخته بالائي روي
لبه تخته پائینی را می پوشاند.
2-پانل هاي لبه مربعي : براي مصارف حالت عمودي ورقه كامل
3-رو كوب با لبه درز شونده : براي مصارف حالت عمودي _ لبه طولي ورق درز مي شود.
مصارف صنعتي تخته فيبر سخت
بيش از25 درصد توليدات تخته فيبر سخت به بازار مصارف صنعتي آن عرضه مي گردد و اين تخته در صنعت مصارف متعددي دارد . بعضی از مصارف صنعتي اين تخته را به شرح زير مي توان خلاصه كرد :
- تزئينات : كابينت آشپز خانه ، جا لباسي ، ميز ، ميز غذا خوري ،تخته خواب بچه ، سبد ،گنجه كشوئي ، سيني ،كف صندلي ، نرده گهواره بچه ،گرد گير ،پشت آينه ، پشت قفسه و جعبه .
- حمل و نقل : جعبه دسته بندي حمل و نقل داخلي ،كانتينر ، لمبه ، تريلي ،كاميون ، اتومبيل ، واگن
قطار و قایق
- خدمات بازرگاني : سه پايه نقاشي ، مدل ، غرفه هاي نمايشگاه ، كانتينر محصول ، تابلو .
- آموزش و تفريحي : ابزار بازي ، پازل ، سورتمه ، اسباب بازي ، تخته سياه ، جعبه ابزار ، جامدان ، ميز
و سایر اسباب بازی کودکان .
- اسباب و ماشين آلات : پشت راديو و تلويزيون ، ساختمان سازي ، محافظ ، قالب نقاله ، دريچه تهويه
پشت کابینت ، بشکه و پالت .
- پانلهاي در گاراژ : در خروجي ، پانلهاي تجارتي و در هاي چند پانله .
- لوازم دفتري : فايل ،كف صندلي و زير صندلي ( چرخدار ) تخته كليپس پشت قاب عكس .
- موبيل هوم وخانه هاي پيش ساخته : طاقچه بندي ، سقف ،قفسه ،زير كف وراه پله .
- اتومبيل : دسته صندلي ، داشپورت ، پهلوي صندلي ، پانل جلو ، پانل ابزار (پر فور شده و قالب
خودرو ) .
كاربرد تخته فيبر با دانسيته متوسط ( ام. دي . اف )
مصرف عمده ام. دي. اف بصورت مغزي در صنايع مبلمان است . پانل متداول در صنايع مبلمان شامل يك مغزي از چوب ماسيو درز شده ، لايه مياني و روكش مي باشد . يكي از ويژگي هاي مهم ام.دی. اف. آنست كه لبه هاي نرم ماسيو آن به سهولت ماشين و پرداخت مي گردد. چنانچه از آن براي مغزي استفاده مي شود ، جهت لبه هاي پرو فيل به چوب ماسيو نيازي نيست.
صنعت تخته فيبر عايق در يك مرحله تحول قرار دارد . تخته فيبر عايق صدا و حرارت همچنان اهميت خود را حفظ كرده است و هزينه توليد آنها به قوت خود باقي است. ( انرژي و باز يابي آب ) اين عوامل و اين واقعيت كه ارزش افزوده ساخت و پرداخت تخته فيبر عايق از تخته فيبر سخت كمتر است ، سبب شده كه الياف چوب جاي خود را به الياف پلاستيكي و مواد معدني در اين صنعت بدهد . از طرفي به جوانب ديگر نيز بايد توجه كرد ، مثلا لازمه ساختماني ، تخته فئوم پلاستيكي خواصي نازكتر از تخته با الياف چوب دارد . صورت فر آورده هاي تخته فيبر عايق كه توسط يك شركت با سابقه و تجربه توليد مي گردد. شامل اقلام زير است :
_ تخته صداگير
_ تخته ساختماني
_ پوشش فيبر عايق
_ پركننده درز بتون
_پوشش زيرلت
_ پوشش زير روكوب آلومينیوم
_ توفال گچكاري
_ موزائيك آكوستيك
_ موزائيك سقف .
_ پانل سقف كاذب .
محصولات تولید چوب پلاستیک فعلی که در اختیار داریم ( همش فروشیه)
|
ردیف |
کد محصول |
نام محصول |
نوع و کاربرد |
ابعاد |
|
توضیحات | ||
|
طول |
عرض (cm ) |
ضخامت (mm) | ||||||
|
1 |
B-1 |
ورق |
|
نا محدود |
160 |
1-4 |
|
دارای تنوع روکش و رنگ |
|
2 |
SCH-1 |
ورقWPC |
|
نا محدود |
60 |
7 |
|
دارای تنوع روکش و رنگ |
|
3 |
SCH-2 |
ورق WPC |
|
نا محدود |
60 |
15 |
|
دارای تنوع روکش و رنگ |
|
4 |
SCH-3 |
ورق WPC |
|
نا محدود |
50 |
30 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
5 |
SB-2 |
ورق ترکیبی |
|
نا محدود |
160 |
15 |
|
|
|
6 |
SB-3 |
ورق ترکیبی |
|
نا محدود |
160 |
28 |
|
|
|
7 |
SCH-3 |
پارتیشن |
|
نا محدود |
50 |
60 |
|
دارای تنوع روکش و رنگ |
|
8 |
SK-1 |
دیوار پوش طرح دار |
|
8/2 |
20 |
8 |
|
|
|
9 |
SK-2 |
دیوار پوش مثلثی |
|
8/2 |
2/19 |
8 |
|
|
|
10 |
SKI-1 |
دیوار پوش ساده |
|
نا محدود |
5/9 |
8 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
11 |
SY-1 |
دیوار پوش ضخیم |
|
نا محدود |
14 |
25 |
|
|
|
12 |
SE-1 |
دیوار پوش |
|
|
|
|
|
|
|
13 |
SY-2 |
کف پوش حمام |
|
نا محدود |
5/13 |
25 |
|
|
|
14 |
SK-3 |
کف پوش |
|
نا محدود |
5/17 |
8 |
|
|
|
15 |
SD-1 |
کف پوش |
|
نامحدود |
5/30 |
32 |
|
|
|
17 |
SK-4 |
قرنیز |
|
8/2 |
7 |
- |
|
|
|
18 |
SE-2 |
قرنیز |
|
|
|
|
|
|
|
19 |
SD-2 |
چهار چوب در |
|
نا محدود |
13 |
52 |
|
|
|
20 |
SD-3 |
تیرک پالت سنگین |
|
نا محدود |
9 |
40 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
21 |
SD-4 |
رو پالتی سبک |
|
نا محدود |
8 |
35 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
22 |
SD-5 |
زیر پالتی |
|
نا محدود |
11 |
20 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
23 |
SD-6 |
تیرک پالت سنگین |
|
نا محدود |
10 |
50 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
24 |
SD-7 |
رو پالتی سنگین |
|
نا محدود |
14 |
35 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
25 |
SD-8 |
کفی تریلی |
|
نا محدود |
28 |
40 |
|
دارای تنوع رنگ |
|
26 |
SP-1 |
رویه کابینت (تاپس) |
|
4.10 |
60 |
25 |
|
دارای تنوع روکش |
|
27 |
SM-1 |
رویه کابینت (تاپس) |
|
4.10 |
65 |
25 |
|
دارای تنوع روکش |
|
28 |
SD-9 |
ستون |
|
نامحدود |
6 |
4 |
|
|
|
29 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
30 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
آدرس :تهران، خیابان آزادی، خیابان وزارت کار، پ 3، طبقه 3
تلفن: 66431221 موبایل: ۰۹۱۳۲۴۷۹۴۵۳ فکس: 66902846
تهیه و تنظیم توسط صالح نظری کارشناس ارشد چوب پلاستیک
1- معرفی
امروزه استفاده از کامپوزيتهاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان و صنعت خودرو مورد توجه بسياري از کشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه قرار گرفته است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت بر ميگردند و از قيمت بسيار پايينتري برخوردار هستند.
اين محصول جزو خانواده كامپوزيت ها (چند سازه ها) ميباشد و با نامهاي
wood polymer composite(WPC)، wood fiber plastic composite (WFC) ،
poly wood ،pall wood poly board, و wood flex ، wood stock ، wood plastic ، چوبکا، چوب مصنوعی، چوب پلاستیک و غيره شناخته ميشود.
2- مزایای تولید این ماده :
به طور کلی خلاصه مزایای نسبی تولید این ماده عبارتند از :
- کاهش نگرانی های زیست محیطی و کاهش مصرف پلاستیکی و پلیمرهای معمولی آلاینده محیط زیست از طریق تولید ماده ای با دارا بودن خاصیت تخریب بیولوژیکی در طبیعت و عدم آلودگی زیست محیطی
_ عدم سایش ماشین آلات ، قابلیت شکل دهی و قالب گیری بالا، خواص و مقاومتهای ویژه بالا
_ سهم عالی از منابع داخلی
_ سود مناسب ناشی از فروش در بازار جهانی
_ بزرگی و تنوع بازار هدف
_ برگشت مناسب سرمایه
_ ارزش افزوده عالی
_ ارزش افزوده خوب صادراتی
_رشد عالی بازار داخلی و جهان
- ضد آب
- مقاوم در برابر حرارت
- آنتی باکتریال
- ضد خش
- مقاوم در برابر عوامل محیطی ، رطوبت و قارچها
- دارا بودن قابلیت بازیافت
- مقاوم در برابر حشرات
- عاری از هر گونه گاز فرمالدئید یا ترکیبات آلی ناپایدار بر خلاف MDF و سایر محصولات مشابه
- دوام، سختی و انبساط خطی مناسب
- سبک و قابلیت حمل آسان
- مقاوم در برابر فرسودگی و خوردگی
- پایداری ابعادی ( حداقل تغییر شکل زیر فشار بار)
- عمر مفید طولانی و هزینه نگهداری پایین حتی در شرایط آب و هوایی نا مساعد.
- ابزار خوری مناسب و قابلیت کار آسان با ابزار نجاری و چوب و استهلاک پایین این ابزار.
3_ تحلیل صنعت:
با توجه به نگرانی های زیست محیطی و لزوم جایگزینی موادی که دارای تخریب بیولوژیکی در محیط زیست هستند و خواص ویژه و مقاومتهای بهینه تری دارند به جای پلیمرها و پلاستیکها از کامپوزیتها می توان استفاده کرد.
صنعت دنیا ثه دنبال استفاده و ایجاد فن آوری تولید مواد و قطعات کامپوزیتی { الیاف طبیعی ( چوب )+ پلیمر } هست وبا توجه به قوانین زیست محیطی اتحادیه اروپا مبنی بر جایگزینی 90% قطعات بدنه و تزئینات داخلی هواپیماها ، خودروها ، مبلمان ، لوازم اداری و خانگی با این کامپوزیتها تا سال 2014 میلادی و رشد 50 درصدی بازار جهانی محصولات و پروفیلهای ساختمانی و لوازم اداری و خانگی و 35 درصدی بقیه قطعات حاصل از این کامپوزیتها، سود آوری و آینده این صنعت را تضمین می نماید . پشتوانه کاری برای تولیداتی با کیفیت بالا و قابل رقابت در عرصه داخلی و بین المللی تیم کاری مجرب و متخصص مرتبط با این صنعت همچنین سرمایه گذاری اصولی همراه با تولید محصولات منحصر به فرد می باشد.
4_ روش تولید
در این طرح ابتدا چوب وضایعات کشاورزی ( خصوصا سر شاخه های نخل ) آسیاب شده و سپس به الیاف تبدیل می شوند و الیاف بعد از آماده سازی در یک دستگاه خشک کن ( آون صنعتی ) خشک شده و سپس در واحد کامپاندینگ توسط اکسترودر دو ماردونه مخصوصی در دمای180 درجه سانتی گراد با سرعت60rpm ، دبی 110 تا 1500 کیلو گرم بر ساعت و با نسبتهای مختلف چوب به پلیمر و افزودنیها به منظور اصلاح خواص عملیات اختلاط صورت می پذیرد. محصول تولیدی در این روش ماده ای جامد – بی شکل و با قا بلیت قالبگیری بالا می باشد که به دو صورت زیر قابل ارائه به بازار مصرف می باشد :
- به صورت ماده خام و گرانوله جهت ماده اولیه صنایع پلیمر و پلاستیک
- به صورت قطعات و پروفیلهای قا لبگیری شده و ورق های خام و روکش شده
بررسیهای مالی و بازاریابی
1- بررسی های مالی
1- 1 – بیانیه درآمد
بطور کلی در تولید کامپوزیتهای الیا ف طبیعی و پلیمر سه هدف کلی دنبال می شود.
الف- دستیابی به ماده ای دارای خواص زیست محیطی و تخریب بیولوژیکی در محیط زیست و قابل جایگزینی نسبت به پلیمرها ، پلاستیکها و چوب، صفحات چوبی و تولیدات مشابه.
ب- دستیابی به خواص ویژه ، مقاومت ها و قابلیت شکل دهی بهینه تر نسبت به پلیمرها ، MDF و تولیدات مشابه
ج- دستیابی به تولیداتی با قیمت ارزانتر و صرفه اقتصادی بالاتر نسبت به پلیمرها ، MDF و دیگر تولیدات مشابه از طریق اختلاط یک ماده ارزان قیمت مانند چوب و ضایعات چوبی با یک ماده نسبتا گران قیمت مانند پلیمر
یکی از مهمترین اهداف و دغدغه های صاحبان و سرمایه گذاران صنایع، دست یافتن به تولیداتی ارزان قیمت تر و قابل رقابت با تولیدات مشابه همراه با سود مناسب و صرفه اقتصادی می باشد .
ضمنا یکی از مهمترین استراتژیهای مدیریت و بازار، عرضه محصولاتی با قیمت پایینتر از فایبر گلاس و پلاستیکها می باشد که درعین حال برگشت سرمایه و سود مناسب را در بازار تضمین نماید .
1- 2 – هزینه ها و منابع مالی
هزینه اجرای طرح مقدار 33421 میلیون ریال می باشد .
در صورت تامین کل هزینه اجرای طرح برگشت سرمایه با احتساب یک سال دوره ساخت و رسیدن 2 سال و 3 ماه منظور گردیده است
1 –3 – قیمت گذاری و استراتژی حضور در بازار
بطور کلی در قیمت گذاری محصول تولیدی دو استراتژی توسط شرکت دنبال می شود :
الف – حصول و پرداخت سود مناسب به سهامداران و صاحبان شرکت که در حدود 20 % قیمت تمام شده منظور گردیده است .
ب – قیمت فروش هر کیلو ماده خام یا گرانوله کامپوزیتی و هر متر مربع ورق کامپوزیت برای فروش در بازار به مقدار قابل توجهی زیر قیمت پلیمرها ، پلاستیکها ، ورقهای MDF ، فایبر گلاس و دیگر تولیدات مشابه باشد .
بنابراین با در نظر گرفتن اصول فوق و احتساب هزینه تمام شده برای تولید و نرخ برگشت سرمایه قیمت فروش به گونه ای که در جدول زیر آمده است حساب می گردد
جدول شماره 1 – وضعیت تولید
|
شرح |
مقدار |
واحد |
|
ظرفیت تولید |
5000 |
تن |
|
کل سرمایه گذاری |
33421 |
میلیون ریال |
|
هزينه هر تن توليد |
1/5 |
میلیون ریال |
|
فروش هر تن توليد |
10 |
میلیون ریال |
|
نقطه سر به سر |
54 |
درصد |
|
نرخ بازده كل سرمايهگذاري |
7/53 |
درصد |
|
دوره برگشت سرمايه |
3/2 |
سال |
|
افراد مورد نياز |
20 |
نفر |
|
|
|
|
1 – 4 – تحلیل قیمت – بازار و ریسک امکان پذیر
با توجه به قیمت های ذکر شده در جدول شماره 4 و مقایسه آنها با تولیدات مشابه مانند پلیمر خالص ( پلاستیک) مشاهده می شود که در واقع قیمت فروش هر کیلو گرم گرانوله کامپوزیتی پس از تبدیل به محصول 10000 ریال میباشد که در مقایسه با هر کیلو گرم پلیمر خالص که قیمت فروش آزاد آن 15000 ریا ل به ازاء هر کیلوگرم قبل از تبدیل به محصول می باشد بسیار رقابت پذیر میباشد همچنین هر متر مربع ورق یا شیت تولیدی کامپوزیت در مقایسه با MDF که قیمت آن در کارخانه 110000 ریال به ازاء هر متر مربع می باشد در واقع هر متر مربع ورق کامپوزیت 20 % زیر قیمت MDF در بازار می باشد . ضمنا در تحلیل امکان پذیری با توجه به معیار امکان پذیری TELOS و معیار راهبری یا استراتژیک PMD که در آن میانگین موزون برای امکان پذیری منظور می شود .
همانطور که در جدول زیر آمده است :
جدول شماره 3 – معیار TELOS و PMD
|
عنوان پروژه |
عوامل امکان پذیری |
نمره امکان پذیری |
عوامل استراتژیک |
نمره استراتژیک | ||||||
|
T |
E |
L |
O |
S |
P |
D |
M | |||
|
تولیدکامپوزیتهای الیاف طبیعی+پلیمر |
10 |
6 |
8 |
9 |
9 |
42 |
8 |
8 |
6 |
22 |
*ارزش گذاری از 10-1 می باشد.
*(T):امکان پذیری فنی _ (E): امکان پذیری اقتصادی _ (L):امکان پذیری قانونی _ (O):امکان پذیری عملیاتی _ (S):امکان پذیری زمانی(S)
*(P):معیار بهره وری _ ( D):معیار شاخص بودن یا مزیت نسبی _ (M):معیار مدیریت با توجه به نمرات امکان پذیری و استراتژیک بدست آمده
در جدول فوق نمرات میانگین موزون زیر بدست می آید:
3/7= میانگین موزون استراتژیک 4/8= میانگین موزون امکان پذیری
85/7= میانگین کلی
ارزش گذاری:
- نمرات کمتر از 2 : پتانسیل پایین - نمرات بین 2 تا 5 : پتانسیل متوسط
- نمرات بین 5 تا 8 : پتانسیل بالا - نمرات بیشتر از 8 : پتانسیل عالی
با توجه به نمرات امکان پذیری و استراتژیک و با توجه به قیمت پایینتر محصول در مقایسه با MDF و پلیمر خالص و دیگر محصولات مشابه بنابراین امکان رسیدن به بازار مناسب و سود خوب همچنین برگشت سرمایه با ریسک کم و قدرت مانور بالا در بازار وجود دارد.
1- 5- مزاياي محصول:
الف) از لحاظ اقتصادي قيمت پلاستيك ها به طور متوسط هر کیلو بالاي هزار تومان ميباشد ولي قيمت چوب پلاستيك در حدود 800 تومان ميباشد. نسبت به MDF در 70 درصد موارد جايگزيني با چوب - پلاستيك داراي مزيت اقتصادي است (سرمايهگذاري MDF به ازاي هر متر مكعب 250 تا 300 دلار و چوب پلاستيك 100 تا 120 دلار ميباشد.)
در طول مصرف نيز به نگهداري و تعمير كمتري احتياج دارد.
ب) از لحاظ كيفي و مكانيكي اين ماده به خاطر خصوصيت ذاتي خود (كامپوزيت بودن) مجموع خواص آن بهتر از دو جزء تشكيل دهنده چه پلاستيك و چه چوب است.
مقاومت مكانيكي چوب - پلاستيك 2 تا 3 برابر MDF ميباشد و نسبت به پلاستيكها هم بيشتر است. همچنين نسبت به پلاستيك خواص انعطافپذيري چوب - پلاستيك بهتر ميباشد.
ج) نسبت به MDF و چوب از قابلیت ترموفرمینگ برخوردار است و قابلیت تبدیل مجدد به محصول اولیه با همان کیفیت را داراست.
1-6- بازار، مشتریان، رقبا
الف- خریداران محصول
- صنایع خودرو سازی : در حال حاضر شرکتهای ایران خودرو و سایپا فعالیت شدیدی را برای استفاده از این محصولات آغاز کرده اند.
- صنایع هواپیما سازی : شرکت هواپیمایی فجر در صدد استفاده از این کامپوزیتها می باشد .
- صنایع ساختمانی : جهت ساختمانهای پیش ساخته، در و پنجره و بعضی قطعات مورد استفاده در ساختمان ها همچون دستگیره های در، کلید و پریز برق و ..... با توجه به رشد ساختمان سازی در ایران و کمبود مصالح ساختمانی
- صنایع ساخت وسایل و لوازم ورزشی
- صنایع و شرکت های سازنده لوله و اتصالات پلیمری
- صنایع کابینت سازی و دکوراسیون و فراورده های صفحه ای : جایگزین مناسب و ارزان قیمتی برایMDF محسوب می شود .
- صنایع مبلمان و لوازم اداری با جایگزین مناسب و ارزان قیمت تر نسبت به شیت های پلاستیکی، چوبی و غیره
- صنایع تولید محصولات پلاستیکی
- راه آهن ، واگن سازی، پل سازی و غیره
ب- ترکیب بازاریابی :
با توجه به رشد بالای مصرف کامپوزیتها در دنیا و قابلیت بالا برای جایگزینی این محصول به جای محصولات چوبی خام(با توجه به کمبود چوب و از بین رفتن جنگلها) و محصولات پلیمری خالص (با توجه به آلودگی بالای محیط زیست و قیمت گران نفت و مواد پتروشیمی) همچنین عرضه کم و نیاز بازار امکان فروش خوب آن در صورت تولید انبوه، بالا میباشد. اما نیاز به استفاده از روشهای متداول فروش مانند آگهی تبلیغاتی، کارت ویزیت، تبلیغات رسانه ای و شرکت در نمایشگاه ها به منظور ایجاد فرهنگ استفاده از این محصولات را دارد .
ج- روشهای عرضه محصول :
عرضه محصولات تولیدی به روشهای ذیل امکان پذیر است :
- فروش مستقیم ماده بی شکل و گرانوله خارج شده از اکسترودر به عنوان ماده اولیه به صنایع پلاستیک و پلیمری
- مذاکره مستقیم با شرکت های خودرو سازی به عنوان یکی از بازارهای هدف و تولید قطعه های مورد نیاز و سفارش آنها
- پخش ورق ها و شیت های تولیدی از طریق نمایندگی های صنف ورق کاران استان و کشور
- تولید مشترک قطعه با شرکت های قطعه ساز
- مذاکره با شرکتها و صنایع مختلف و تولید قطعات سفارشی برای آنها
- فروش مستقیم پانلها و پروفیلهای تولیدی به شرکت های ساختمانی سراسر کشور
- فروش مستقیم ورق ها و شیتهای تولیدی به شرکت ها و صنایع تولید کننده لوازم خانگی، مبلمان ،لوازم منزل و اداری
- بازار یابی در خارج از کشور جهت صادرات با توجه به قیمت بالای محصولات پتروشیمی و قابلیت بالای محصول در رقابت با تولیدکنندگان خارجی
- استفاده از نمایشگاههای چوب،صنایع شیمیایی- سلولزی دبی جهت صادرات با توجه به در دسترس بودن
د- تحلیل رقبا
صنعت کامپوزیتهای الیاف طبیعی – پلیمر یک صنعت جدید می باشد و با توجه به فعالیت بسیار محدود سایر شرکتها در زمینه کامپوزیتهای الیاف طبیعی-پلیمر در سطح کشور و خاورمیانه میتوان امیدوار به نو آوری جدیدی در بخش مصالح ساختمانی،خودرو سازی،ساخت وسایل ورزشی،کشتی سازی،هواپیما سازی،مبلمان وسایل اداری و منزل و غیره با در نظر گرفتن مسائل مربوط به بازیافت و مسائل زیست محیطی بود و از آنجایی که سلامت محیط زیست از اهمیت ویژه در تولید مواد و محصولات جدید برخوردار است. لذا امروزه فلسفه برنامه ریزی برای بازیافت در بیشتر مواد و تولیدات مورد توجه قرار گرفته است و با توجه به این امر، الیاف طبیعی می توانند به عنوان یک جایگزین زیست محیطی مناسب در مواد پلیمری مهندسی و برای تقویت آن مورد استفاده قرار گیرند. از چند سال قبل که علم و فن آوری جدیدی در جهان به نام کامپوزیتهای الیاف طبیعی-پلیمر آغاز گردید چندین کشور بزرگ جهان مانند ایتالیا ،امریکا، کانادا، آلمان، ژاپن، کره جنوبی و .... پژوهش و تحقیقات درابن مورد را شروع کرده اند و هم اکنون نیز در ایتالیا، امریکا ،کانادا، آلمان تولید صنعتی آغاز گردیده و بالاخص در صنایع خودرو سازی و هوا و فضا ابن کشورها به سرعت مورد استفاده قرار گرفته و روند پیشرفت و تکامل آن سریع است.اما در کشورهای خاورمیانه علارغم احساس نیاز به این نوع محصولات هنوز به جز تحقیقات پایه ای کار دیگری صورت نگرفته است. در حال حاضر کامپوزیتهای الیاف و پلیمر در ایران به صورت محدود آزمایشگاهی در پژوهشگاه پلیمر ایران و صنایع دفاع تولید می شود و برخی شرکتهای خودرو سازی یک سری تحقیقات پایه ای و پژوهشی را انجام داده اند و تعدادی شرکت تولید محدود را شروع کرده اند.
شرکتهای دیگر که در این زمینه فعالیت میکنند ذکر می گردد:
- شرکت دز در خوزستان که فقط پانل های ساختمانی تولید می کند
- شرکت الوارپلاست در پارک علم و فن آوری اصفهان که این شرکت نیز فقط در حد نمونه سازی و پژوهشی پیشرفت داشته است.
- شرکت چوب سازان در استان کرمان که به دلیل عدم تحقیق و پژوهش ،همچنین نداشتن متخصص در این زمینه و فن آوری لازم ،علارغم سرمایه گذاری بالا تا کنون موفق به تولید مناسب نشده اند و تقریبا تعطیل می باشد.
- شرکت کامپوزیت پارسه طبرستان مازندران که تولید ورق را اخیرا آغاز کرده است.
- شرکت کامپوزیت آق قلا در گرگان که پروفیلهای ساختمانی و گرانول تولید میکند.
- شرکت الوار پلاست که اخیرا تولید ورق را آغاز کرده است
- شرکت کیش وود که در حال راه اندازی خط تولید کامپوزیت می باشد
هزینه یابی تولید
الف – سرمايه گذاري ثابت :
الف – 1 ) زميـن :
|
متـراژ ( متر مربع ) |
هزينه واحد ( هزارريال ) |
هزينه كل ( ميليون ريال ) |
|
3000 |
400 |
1200 |
الف – 2 ) محوطه سازي :
|
رديف |
شــرح |
مقدار |
هزينه واحد ( هزارريال) |
هزينه كل (ميليون ريال ) |
|
1 2 3 |
تسطيح و خاكبرداري ديواربابلوكسيمانيوآسترسيماني خيابان كشي و آسفالت |
3000مترمربع 400مترمربع 500متر |
10 75 60 |
30 30 30 |
|
جـــمـــع |
120 | |||
الف – 3 ) ساختمانها:
|
رديف |
شــرح |
زيربنا(m2) |
هزينه واحد ( هزارريال) |
هزينه كل (ميليون ريال ) |
|
1 2 3 4 5 6 |
انبار مواد اوليه (سوله) انبار محصول (سوله) سالن توليد(سوله) اداري ،نمازخانه و سرويس نگهباني و سرايداري اتاق برق |
150 100 800 70 50 10 |
1500 1500 2500 1500 1000 500 |
225 150 2000 100 50 5 |
|
جــــــمـــع |
2530 | |||
الف – 4 ) ماشينآلات:
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شــرح |
تعداد |
هزينه واحد |
هزينه كل |
|
1
2 3 4 5 6 |
خط كامل تولید کامپوزیتها شامل آسياب، خشک کن، الک، اکسترودر، گرانولساز و شیت ساز
ترازو دستگاه سنباده لوازم آزمایشگاهی و تست مواد قالبها سایر تجهیزات |
1 سري
1 1 1 1 1 |
24000
1000 |
24000
1000 |
|
جـــمـــع |
25000 | |||
الف – 5 ) تاسيسات:
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شــرح |
هزينه كل |
|
1 2 3 4 5 6 7 |
حق انشعاب برق3فاز 100 كيلووات و پست برق كابل كشي و برق رساني و نصب ترانس و تابلو انشعاب آب و لوله كشي سيستم سرمايش و گرمايش ( كولر آبي و بخاري ) سيستم اطفاي حريق ( ده كپسول ده كيلويي ) تانكر ذخيره سوخت 5000 ليتري با ورق سياه و پايه فلزي كوتاه فن و سيستم تهويه كارگاهي |
200 50 50 20 3 2 10 |
|
جـــمـــع |
335 | |
الف – 6 ) وسايل نقليه :
|
رديف |
شــرح |
تعداد |
هزينه واحد |
هزينه كل |
|
1 |
وانت نيـــسان |
2 |
100 |
200 |
|
جــــــمـــع |
200 | |||
الف – 7 ) تجهيزات اداري:
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شـــرح |
هزينه كل |
|
1 2 3 |
تلفـن ميز و صندلي اداري لباس كار و وسايل رفاهي كاركنان |
2 20 8 |
|
جــــــمـــــع |
30 | |
الف – 8 ) هزينههاي قبل از بهرهبرداري :
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شـــرح |
هزينه كل |
|
1 2 3 4 |
هزينه تهيه طرح، مشاوره، اخذ مجوزها و ثبت تسهيلات آمــوزش دستمزد نگهبان در دوره سازندگي ( يكسال ) راه اندازي آزمايشي( معادل ده روز مواد اوليه، سوخت و انرژي ودستمزد ) |
10 3 12 300 |
|
جــــــمـــــع |
325 | |
|
شـــرح |
هزينه ( ميليون ريال ) |
|
زمـين محوطه سازي ساختمان ها ماشين آلات وسايل نقليه تاسيسات تجهيزات اداري هزينه هاي قبل از بهرهبرداري |
1200 120 2530 25000 200 335 30 325 |
|
جــــمــــع |
28420 |
|
پيش بيني نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق ) |
1421 |
جمـــــع كل |
29841 |
ب- هزينه هاي جاري :
ب – 1 ) مواد اوليه و نهاده هاي توليد :
|
رديف |
شـرح |
مصرف سالانه (تن) |
هزينه واحد (هزارريال) |
هزينه كل(ميليونريال) |
|
1 2 3 4 5 |
پلیمر خام پلاستیک ضایعاتی مواد افزودنی و رنگ الیاف چوبی و ضایعات کشاورزی مواد بسته بندي( نايلون و كارتن ) |
1200 500 50 5000 10 |
15000 1000 10000 200 300 |
18000 500 500 1000 3 |
|
جــــمــــع |
20003 | |||
ب – 2 ) حقوق و دستمزد :
پرسنل توليدي :
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شــرح |
تعداد - نفر |
حقوق ماهانه هر نفر |
حقوق كل سالانه |
|
1 2 3 4 5 |
مدير فنـي کارشناس تولید وتحقیق تكنيسين ماشين آلات كارگر ماهرومسئول كنترل كيفيت كارگر ساده توليد و بسته بندي كارگرجمعآوريوجداسازي |
1 1 2 4 2 2 |
5 4 2 5/1 5/1 5/1 |
60 48 48 72 36 36 |
|
مزايا و پاداش و حق بيمه كارفرما معادل 70% جمع حقوق |
210 | |||
|
جـــمــــع كل |
12 |
- |
510 | |
پرسنل غير توليدي:
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شــرح |
تعداد - نفر |
حقوق ماهانه |
حقوق كل سالانه |
|
1 2 3 4 5 6 7 |
مدير واحد كارگر خدماتي حسابدار كارمند اداري مسئول فروش راننده نگهبان و سرايدار |
1 1 1 1 1 2 1 |
5 100 3 2 5/1 2 100 |
60 12 36 24 18 48 12
|
|
مزايا و پاداش و حق بيمه كارفرما معادل 70% جمع حقوق |
147 | |||
|
جـــمــــع كل |
8 |
- |
357 | |
جمع كل حقوق و مزاياي پرسنل 867 = 357 +
ب – 3 )هزينه نگهداري و تعميرات :
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شـــرح |
ارزش دارايي |
نرخ |
هزينه كل |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازي تاسيسات ماشينآلات وسايل نقليه تجهيزات اداري |
2650 303 11000 200 30 |
2% 4% 4% 10% 10% |
53 12 440 20 3 |
|
جــــــمـــــــع |
528 | |||
ب- 4 ) هزينه استهلاك :
ارقام به ميليون ريال
|
رديف |
شـــرح |
ارزش دارايي |
نرخ |
هزينه كل |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازي تاسيسات ماشينآلات وسايل نقليه تجهيزات اداري |
2650 303 11000 200 30 |
10% 10% 10% 20% 20% |
265 30 1100 40 6
|
|
جــــــمـــــــع |
1441 | |||
ب- 5 ) سوخت و انرژي :
|
شـــرح |
واحد |
مصرف سالانه |
هزينه واحد (ريال) |
هزينه كل(ميليون ريال) |
|
برق بنزيـن آب گازوييل |
كيلووات ساعت ليتر متر مكعب ليتر |
400000 8000 5000 3000 |
300 1000 300 200 |
120 8 5/1 6/0 |
|
جــــــمـــــــع |
1/130 | |||
سایر:
( ارقام به ميليون ريال )
|
شــرح |
هزينة متغير |
هزينة ثابت |
هزينة كــل | ||
|
مبلغ |
درصد |
مبلغ |
درصد | ||
|
بيمه كارخانه |
600 |
100 |
|
|
600 |
|
توزيع و فروش |
1000 |
100 |
0 |
- |
1000 |
|
پيش بيني نشده(1%) |
16 |
100 |
0 |
- |
16 |
|
جمـــع |
1616 |
- |
0 |
- |
1616 |
جمع هزینه های سالیانه: 5/25733 میلیون ریال
|
شـــرح |
هزينه ( ميليون ريال ) |
|
مواد اوليه و نهاده هاي توليد حقوق و دستمزد نگهداري و تعميرات استهلاک سوخت و انرژي
|
20003 867 528 1441 .1/130
|
|
جــــمــــع |
1/22969 |
|
پيش بيني نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق ) |
4/1148 |
سایر |
1616 |
جمـــــع كل |
5/25733 |
سرمايه در گردش
|
شـــرح |
هزينه ( ميليون ريال ) |
|
مواد اوليه ( دوماهه ) تنخواه گردان ( یک ماهه بجز مواد اوليه ) |
3333 247 |
جمـــــع كل |
3580 |
|
شـــرح |
هزينه ( ميليون ريال ) |
|
سرمايه ثابت سرمايه در گردش |
29841 3580 |
جمـــــع كل |
33421 |
1/5میلیون ریال هزینه تولید هر تن محصول
به طور تقریبی از هر تن گرانول تولیدی 125 متر مربع ورق کامپوزیتی با ضخامت 8 میلیمتر میتوان بدست آورد
ج – فروش:
قيمت فروش بر مبناي 20 % زیر متوسط قيمت كالاي مشابه (مانند MDF ) در بازار در نظر گرفته ميشود.
1- گرانول :
2- شیت کامپوزیت: فروش80 هزار ریال هر متر مربع
3- پروفیل و قطعه سازی
درآمد سالانه:
فروش ناخالص = ظرفيت طرح * فروش
سود ناخالص:
هزينه هاي توليد سالانه - فروش ساليانه
ميليون ريال 5/27680= 5/22319-50000=سود ناويژه
محاسبه نقطه سر به سر توليد:
100 * (هزينه متغير هر واحد – فروش هر واحد )/ هزينه ثابت
54%=
سود ويژه:
|
سود ناويژه |
5/27680 |
|
كسر مي شودهزينه هاي عملياتي: حقوق و دستمزد پرسنل غير توليدي توزیع و فروش |
357 1000 |
|
سود عملياتي |
5/26323 |
|
كسر ميشودهزينه هاي غير عملياتي: استهلاك بیمه هزينه هاي قبل از بهره برداري پیش بینی نشده |
1441 600 325 16 |
|
سود ويژه قبل از كسر ماليات |
5/23941 |
17956 میلیون ریال سود دهی پس از کسر مالیات (25 %)
سود ويژه قبل از كسر ماليات / سرمايه گذاري ثابت طرح=دوره برگشت سرمايه
طی یک سال و سه ماه از تولید، کل سرمایه برگشت خواهد کرد
توجیه اقتصادی طرح
با توجه به درآمد حاصل از فروش محصول میتوان پیش بینی کرد که طرح از توجیه اقتصادی بالایی برخوردار است.
فروش ویژه محصولات چوب پلاستیک در سایزها و اندازه های مختلف با کیفیت عالی
تلفن: ۰۹۱۳۲۴۷۹۴۵۳
با وجود آنكه محدوده وسيعي از كامپوزيتهاي چوبي و كاربردهاي بسياري براي اين محصولات وجود دارد، به منظور برآورده ساختن اهداف اين فصل، كامپوزيتهاي چوبي به سه دسته كلي تقسيم ميشوند: تختههاي چند لا، كامپوزيتهاي نئوپان و فيبر و كامپوزيتهاي چوبي - غير چوبي. كتابهاي زيادي در زمينه هر يك از اين دسته بنديها نوشته شده است ولي با توجه به محدوديت اين فصل لازم است تا مباحث بصورت كلي و خلاصه مطرح گردند. بر اين اساس مراجع براي دسترسي به اطلاعات بيشتر مشخص شده است. اطلاعات در زمينه محصولات لايهاي چوبي – چسبنده (الوار، كامپوزيتهاي سازهاي شامل روكشهاي لايهاي) و الوار پيوندي – چسبنده محصولات چوبي و پانلي در فصل 11 ارائه گرديده است. بسياري از مواد كامپوزيت، نظير تختههاي فيبري، MDF و نئوپان را ميتوان از چوب يا تركيبي از الياف كشاورزي به دست آورد ...
انواع مواد كامپوزيت متعارف
مواد كامپوزيت چوبي متعارف بر مبناي پيكر بندي فيزيكي چوبي بكار گرفته شده در ساخت محصولات به 5 دسته اصلي تقسيم ميگردند: تخته چند لا، تختههاي ليفي جهتدار، نئوپان، تختههاي سخت و تختههاي فيبري سلولزي. در چارچوب اين محدودهها، عملكرد يك كامپوزيت نوع متعارف را ميتوان بر مبناي كاربري نهايي محصول خاص فرم داد...
ملاحظات مرتبط با مواد چسبنده
محصولات كامپوزيت چوبي متعارف مورد بحث قرار گرفته شده در اين فصل معمولاً با مواد ترموستينگ يا رزينهاي بعمل آوري گرمايي و يا با چسبهاي ساخته شدهاند الياف ليگنوسلولز چوب را بهم نگه ميدارند. خصيصههاي فيزيكي و مكانيكي روكشهاي چوبي، الياف و مواد پانلي بوسيله استاندارد جامعه آمريكايي تست و روشهاي تست مواد (ASTM) تعيين ميگردد....
مواد افزودني
يكسري از مواد افزودني در توليد محصولات كامپوزيت متعارف بكار گرفته ميشوند. يكي از مهمترين مواد افزودني موم ميباشد كه باعث ميشود تا محصولات نهايي در مقابل نفوذ مواد آبي مقاوم گردند. در محصولات نئوپان و تختههاي فيبري، امولسيون موم مقاومت بسيار مناسبي را در برابر آب و ثبات ابعادي بهنگامي كه تخته مرطوب ميشود نشان خواهند داد. حتي ميزان اندكي از اين مواد (5/0% تا 1%) باعث ميشود تا ميزان آب موجود در الوار بخوبي گرفته شود....
مسائل كلي توليد
توليد موفقيت آميز هر يك از محصولات چوبي كامپوزيت اعمال كنترل بر روي مواد خام را طلب مينمايد. بطور مساوي، مواد خام،يكنواخت، پايدار و قابل پيش بيني ميباشند. چوب چنين كيفيتهايي را عرضه نميدارد اما اين موارد در بين گونههاي مختلف متفاوت ميباشند...
استانداردهاي پانلهاي چوبي
انواع كلي استانداردهاي محصولات پانلي شامل استانداردهاي محصول و استانداردهاي عملكرد ميباشند. جدول 2-10 نسبت به ليست استانداردهاي محصولات كامپوزيت متعارف و معمولي اقدام نموده است. عبارت مواد چسبنده، در موارد تشريح شده ذيل در زمينه محصولات و استانداردهاي عملكرد مترادف با چسب ميباشد....
استانداردهاي محصول
استانداردهاي محصول را ميتوان بر اساس استانداردهاي روش توليد و استانداردهاي تست آزمايشگاهي طبقهبندي نمود. بطور احتمالي بهترين نمونه استاندارد روش توليد استاندارد محصول اختياري PS1-95 براي ساخت و ساز صنعتي تختههاي چند لا ميباشد (NIST 1995). ...
استانداردهاي عملكرد
استانداردهاي عملكرد براي پانلهايي كه داراي مصارف نهايي خاصي ميباشند طراحي و نوشته شده است. اين استانداردهاي بر روي عملكرد پانل براساس تستهاي آزمايشگاهي تمركز دارند كه هدف از آنها مشخص نمودن عملكرد اين پانلها براي مصارف نهايي خاص ميباشد....
تخته چند لا
تشريح كلي
تخته چند لا يك پانل مسطح ميباشد كه از ورقهاي روكش بنام كپهها ساخته شده است كه از طريق بكارگيري پرس بوسيله مواد چسبنده يكنواخت گرديده و بدين وسيله يك پانل را از طريق پيوند مواد چسبنده بين اين كپهها بوجود ميآورد. تختههاي چند لا را ميتوان از چوبهاي نرم يا سخت بوجود آورد. اين موارد معمولاً از طريق بكارگيري تعدادي از لايهها بصورت فرد با داشتن حالت مسير رگهاي لايههاي مجاور عمود بر يكديگر درست ميشوند...
انواع تخته چند لا
بطوركلي، دو كلاس تخته چند لا موجود ميباشد كه به وسيله استانداردهاي مجزا تحت پوشش قرار گرفتهاند: (الف) تخته چند لا ساختماني و صنعتي و (ب) تخته چند لا چوب سخت و دكوري. تختههاي چند لاي ساختماني وصنعتي بصورت سنتي از چوبهاي نرم نظير صنوبر دوگلاس، كاج جنوبي، صنوبر سفيد، كاج اروپايي، شوكران غربي و چوب قرمز ساخته ميشود...
ملاحظات فرآوري
پس از آن كه درختان قطع شده و بصورت طولي درآمدند، الوارها رتبهبندي گرديده و جهت مشخص نمودن مهمترين موارد كاربرد مربوط به الياف چوبي دسته بندي ميشوند. براي تختههاي چند لاي چوب نرم، در گذشته، الوار بعنوان الوار «پوست كن» رتبهبندي شده و به كارخانههاي روكشسازي يا كارخانجات سازنده تخته چند لا ارسال شده و الوار اره شده نيز به كارخانههاي الوار سازي انتقال داده ميشد...
رتبه بندي و طبقهبندي
تخته چند لا هم دركلاس چوبهاي داراي دوام و هم در كلاس چوبهاي رتبه دار طبقه بندي ميگردد. كلاس چوبهاي داراي دوام به قابليت پانل در مقاومت در برابر تاثيرات صدمه ديدگي و شرايط آب و هوايي يا رطوبت اشاره دارد. كلاس رتبه نيز جزء نام ديگر براي تشريح استفاده خاص از اين پانل ميباشد كه شامل استفاده درنواحي كف ميباشد ...
پانلهاي ويژه
برخي از پانلهاي تخته چندلا براي كاربردهاي خاصي طراحي شده است، شامل موارد دكوري و كفپوشها كه در مصارف خارجي كاربرد دارند. فرآوري تخته چندلا با استفاده از مواد محافظت كننده و ضد آتش به وسيله توليد كنندگان خارج از صنعت توليد تخته چندلا انجام ميپذيرد. تخته چندلا براحتي با استفاده از فرآوريهاي آببرد و ضد حريق تحت فرآيند فشار قرار گرفته و بر اين اساس تخته چندلاي فرآوري شده براحتي براي استفاده در جايي كه موارد آن مد نظر ميباشد فراهم است...
ذرات و كامپوزيتهاي الياف
بسياري از مواد كامپوزيت چوبي بعنوان مواد معروف درآمدند. اين كامپوزيتها معمولاً بصورت پانل موجود بوده و به صورت گسترده در امر خانه سازي و مبلمان بكار گرفته ميشوند. كامپوزيتهاي متعارف به صورت معمول از مواد چسبنده فرآوري گرمايي ساخته شده كه باعث ميشود تا اجزاي الياف چوب به هم بچسبند. خصيصههاي فيزيكي و مكانيكي الياف چوبي و ذرات مواد پانل به وسيله استاندارد روشهاي تست ASTM مشخص ميگردند....
تشكيل خمير
دستگاه تشكيل دهنده خمير داراي پيكربنديهاي زيادي ميباشد كه از ادوات الكترونيك تا ادوات مكانيكي را شامل شده و متشكل از ديسكهاي چرخشي جهت يكپارچه سازي طول رشتهها و هماهنگي آنها ميباشد و همچنين از سيستمهاي منطبق كننده جهت مشخص قرار دادن رشتهها در امتداد عرض پانل بهرهمند ميباشد...
پرس گرم
در پرس گرم، خمير لايه شده سست يا رشتههاي جهتدار تحت شرايط گرمايي به وسيله پرس فشرده شده تا آنكه رزين بخوبي بعمل آورده شود. در اين سيستمها 16 نوع از محصولات 7/3 در 3/7 متر (12 در 24 فوت) را ميتوان بصورت همزمان در پرسهاي باز چندگانه تحت روال فرم دهي قرار داد. يك توسعه اخير پرس پيوسته براي OSB ميباشد. ...
تخته نئوپان
صنعت تخته چندلا جهت مرتفع نمودن نيازها در رابطه با خلاص شدن از مقدار زيادي از خاكهاي اره، خرده چوبهاي رنده و تا اندازه كمتري پسماندهاي كارخانهاي و ديگر ضايعات مواد مشابه كه به وسيله ديگر صنايع چوب توليد ميگردد، بوجود آمد. به طور ساده، تخته نئوپان از طريق كاهش مكانيكي مواد و تبديل آنها به ذرات كوچك و پس از آن اضافه كردن مواد چسبنده بدانها و توليد نمودن ملاطي خميري از اين ذرات همراه با انجام روالهاي گرمايي و پرس كاري توليد ميگردد...
تختههاي فيبر
واژه فيبر شامل تخته سخت، تخته فيبري داراي تراكم متوسط (MDF) و تخته عايق ميباشد. چندين مورد وجه تمايز بين تخته فيبري و تخته نئوپان را بيان ميدارد كه مهمترين آنها وجه تمايز فيزيكي اين مواد تشكيل شده از خرده چوبها ميباشد (شكل 9-10). از آنجايي كه چوب به صورت ذاتي فيبروزي ميباشد، تخته فيبري نيز قدرت ذاتي چوب را بيش از تخته نئوپان دارا ميباشد....
تخته عايق I
تختههاي عايق داراي تراكم اندك ميباشند و محصولات پانلي مرطوب براي مواردي نظير عايق، كاهش صدا، كف پوش فرش و كاربردهاي مشابه بكار برده ميشوند. در توليد تخته عايق، نياز به پالايش و كنترل به واسطه مواد خام موجود در نظر گرفته ميشود و بر مبناي ادوات استفاده شده، و همچنين نوع محصول مورد نياز اين موارد انجام ميپذيرد. ...
كامپوزيتهاي خاص
كامپوزيتهاي خاص به منظور تحصيل خصيصههاي مطلوب نظير مقاومت در برابر آب، قدرت مكانيكي،كنترل اسيديته و پوسيدگي و همچنين مقاومت در برابر حشرات ساخته ميشوند. چوبهاي روي هم قرار گرفته يا روكشها را نيز ميتوان بدين كامپوزيتها اضافه نمود تا با باعث ارتقاي خصيصههاي ساختاري و ظاهري شوند (شكل 14 -10)....
كامپوزيتهاي مقاوم در برابر رطوبت
موادي همچون آهار، موم و قير را ميتوان جهت به وجود آوردن حالت مقاومت در برابر رطوبت به كامپوزيتها اضافه نمود. مواد آهار باعث پوشش سطح الياف شده و انرژي سطحي را كاهش داده و باعث ميشوند تا الياف نسبتاً آب گريز شوند. مواد آهار را ميتوان به دو روش به كار گرفت....
كامپوزيتهاي ضد آتش
دو روش كلي براي ارتقاي عملكرد ضد آتش كامپوزيتها با توجه به خصيصههاي شيميايي موجود ميباشد. يكي از اين روشها اشباع فشار چوب بوسيله مواد شيميايي آبزي و يا مواد محلول در آب آلي ميباشد. روش دوم شامل بكار گيري مواد شيميايي ضد آتش و پوشاندن سطح چوب با آنها ميباشد...
كامپوزيتهاي فرآوري محافظتي
چوب به ميزان زيادي در برابر حملات قارچها و حشرات آسيب پذير ميباشد. بنابر اين، انجام روالهاي محافظت يا فرآوري براي تحصيل حداكثر دوام و استحكام در شرايط ناهنجار لازم ميباشد....
كامپوزيتهاي چوبي و غير چوبي
روالهايي در زمينه علاقه به تركيب مواد چوبي با ديگر مواد خام نظير پلاستيك، گچ و بتون و بوجود آوردن محصولات كامپوزيت همراه با خصيصههاي منحصر به فرد و هزينههاي پايين ديده شده است. دليل اوليه روي آوردن به چنين پديدهاي مبتني بر تحقيقات و اهداف توسعه ذيل ميباشد:...
كامپوزيتهاي پيوندي غير آلي
كامپوزيتهاي چوبي غير آلي داراي يك تاريخچه دراز ومتغير بوده كه از توليد تجاري در آسيا در سال 1914 آغاز ميشود. مواد ساختماني زيادي را ميتوان از طريق پيوند دهندههاي غير آلي و ليگنوسلولزي بوجود آورد كه شامل محصولات پانلي معمولي، روكش، پوششهاي سخت و اجزاي ساختماني پيش ساخته ميباشد ...
كامپوزيتهاي پيوند – گچي
گچ را ميتوان از طريق معادن طبيعي يا محصولات جانبي گاز خنثي به دست آورد. گچ توليدي اين گاز هم اكنون بصورت مقادير زياد در ايالات متحده توليد ميشود چرا كه قواعد مرتبط با هواي پاك اكيداً رعايت گردد، كه خود ناشي از پخش آهك در فرآيند احتراق بوده و جهت كاهش انتشار سولفور دي اكسيد اين قانون وضع گرديده است...
كامپوزيتهاي پيوند- سيمان منيزي
تختههاي كمتري كه داراي پيوند سيمان- منيزيم ميباشند در مقايسه با پانلهاي پيوند سيماني يا گچي توليد ميشوند كه علت عمده آن قيمت ميباشد. با اين وجود، سيمان منيزيم داراي برخي از مزيتهاي توليدي در مقايسه با سيمان پورتلند نميباشد. در ابتدا وجود مقادير مختلف شكر در ليگنوسلولز به ظاهر داراي تاثير زيادي بر روي عمل پخت و پيوند اتصال دهندهها نميباشد....
كامپوزيتهاي پيوندي- سيمان- پورتلند
يكي از كامپوزيتهاي پيوند غير آلي كه داراي استفاده گستردهاي ميباشند كامپوزيتهايي هستند كه از پيوند با سيمان پورتلند برخوردار ميباشند. سيمان پورتلند، به هنگامي كه با آب تركيب شد، بطور فوري در فرآيندي كه به نام هيدراته شدن خوانده ميشود واكنش پذيرفته و نهايتا به شكل يك توده سنگ مانند محكم در ميآيد. بطور موفقيتآميزي كامپوزيتهاي داراي پيوند با سيمان پورتلند بازاري شامل هر دو نوع محصولات داراي دانسيته پايين ساخته شده با خردههاي چوب و همچنين محصولات داراي تراكم بالا ساخته شده با ذرات يا الياف ميباشند...
كامپوزيتهاي ترموپلاستيك – الياف چوبي
همانگونه كه در جاي ديگري تشريح شده است، استفاده از مواد ليگنوسلولزي همراه با مواد پليمري ترموپلاستيك همانند فنول يا اوره فورمالدئيد، در توليد كامپوزيتها داراي تاريخ طولاني ميباشند. با اين وجود، استفاده از ليگنوسلولز همراه با ترموپلاستيك نوآوري جديدتري بشمار ميآمد. بطور كلي، ترموپلاستيك به هنگام گرم شدن نرم گشته و به هنگام سرد شدن سخت ميگردد...
كامپوزيتهاي نوع – منسوج غير بافتي
در مقابل كامپوزيتهايي كه از ميزان بالا يا اندكي ترموپلاستيك برخوردار ميباشند، كامپوزيتهاي نوع – منسوج غير بافتي معمولا نيازمند مواد فيبروزي دراز براي توليد ميباشند. اين الياف ممكن است جوت يا كنف هندي بعمل آورده شده باشند، اما معمولا آنها مواد ترموپلاستيك سنتزي ميباشند. فرآيندههاي غير بافتي اجازه تحمل يا بكارگيري محدوده گستردهاي از مواد ليگنوسلولزي و الياف سنتزي را ميدهند، كه البته منوط به كاربردهاي محصول ميباشد...
نويسنده: محمد رضا آباديان
عدم امكان بازيافت و قيمت بالا، همواره به عنوان دو معضل عمده گسترش كامپوزيتهاي پليمري در دنيا مطرح بوده است. اما امروزه استفاده از الياف طبيعي در ساخت كامپوزيتها نويدبخش افق روشني براي صنعت كامپوزيت است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت برميگردند و از قيمت بسيار پايينتري برخوردار هستند. متن زير به معرفي مزاياي كاربرد اين نوع الياف در صنايع ساختمان و خودرو ميپردازد:
يك قطعه كامپوزيتي ساختهشده از جنس الياف شيشه پس از اتمام عمر خود در طبيعت باقي ميماند و مانند مواد آلي، نميتواند توسط باكتريها تجزيه شود. اين مشكل حتي با سوزاندن قطعه كامپوزيتي به قوت خود باقي است؛ چراكه سوزاندن تنها قسمت پليمري قطعه را به طبيعت برگشت ميدهد و الياف شيشه در حين حرارت ديدن همچنان بدون تغيير باقي ميمانند. حتي اگر بخواهيم اين الياف را مجدداً مورد استفاده قرار دهيم، خواهيم ديد كه بعد از چند بار بازيافت كردن، الياف مقاومت مكانيكي خود را از دست ميدهند و به صورت ضايعات بلااستفاده در خواهند آمد.
از سويي الياف شيشه نسبت به آهن معمولي گرانتر است و همين عامل قيمت بالا باعث شده است كه در بسياري موارد، استفاده از آهن بهصرفهتر از الياف شيشه (فايبرگلاس) باشد. علاوه بر آهن، آلومينيوم نيز به دلايل قابليتهاي بالايي كه در فرايندهاي شكلدهي از خود نشان ميدهد و همچنين مقاومت در برابر خوردگي، از رقباي كامپوزيتها محسوب ميشود.
اين دو معضل باعث كند شدن ميزان استفاده از كامپوزيتها در صنايع ساختمان و خودرو گرديده است.
كامپوزيتهاي الياف طبيعي
براي مقابله با اين دو نقيصه، فعاليتهاي گستردهاي جهت استفاده از الياف طبيعي همچون كنف و چتايي در ساخت قطعات كامپوزيتي صورت گرفته است. اين فعاليتها طي دهه گذشته به نحو چشمگيري افزايش يافته است و از سوي كشورهاي مختلف توسعه يافته و در حال توسعه همچون آمريكا، هند و غيره دنبال ميشود.
الياف طبيعي بسيار سبك بوده و فوقالعاده ارزانتر از الياف شيشه هستند. اين الياف خواص مكانيكي بسيار خوبي از خود نشان ميدهند و به سادگي در انواع فرايندهاي شكلدهي كامپوزيتها از قبيل پالتروژن يا قالبگيري فشاري قابل استفاده هستند. برخلاف آنچه كه از الياف طبيعي انتظار ميرود سرعت اشتعال كامپوزيتهاي الياف طبيعي بسيار پايينتر از حد تصور است.
اين الياف از نظر مقاومت و قيمت، حد واسط پلاستيكها و كامپوزيتهاي الياف شيشه (فايبرگلاس) محسوب ميگردند. بنابراين در ساخت قطعات تزئيني و ساير مواردي كه نيازمند مقاومت فوقالعاده نيست (اصطلاحاً سازههاي غيرباربر) رقباي مناسبي براي پلاستيكها، فايبرگلاس و حتي چوب و آهن به شمار ميآيند. در مقام مقايسه نيز كامپوزيتهاي الياف طبيعي نسبت به بهترين پلاستيكها تا سي درصد مقاومتر هستند.
مجموع اين عوامل باعث گرديده است كه صنايع ساختمان و خودرو به عنوان بزرگترين صنايع مصرفكننده كامپوزيتها، استقبال مناسبي از كامپوزيتهاي الياف طبيعي بنمايند.
صنعت خودرو
كامپوزيتهاي الياف طبيعي مورد استفاده در خودروسازي را ميتوان به دو دسته تقسيمبندي نمود:
۱- نخست آنهايي كه صرفاً در ساخت قطعات تزئيني به كار ميروند و نياز به مقاومت چندان بالايي ندارند.
۲- دسته ديگر آنهايي كه كاربرد نيمه باربر دارند و لازم است تا مقاومت مكانيكي نسبتاً بالايي از خود نشان دهند .
دسته اول بيشتر در ساخت قطعات داخل اتاق خودرو همچون رودري، طاقچه عقب و داشبورد كاربرد دارند. دسته دوم در ساخت پوشش سقف و صندوق عقب مورد استفاده قرار ميگيرند و لازم است تا در برابر ضربه و بار اعمالي استحكام لازم را داشته باشند.
كامپوزيتهاي الياف طبيعي مصرفي در قطعات خودروها علاوه بر داشتن حداقل خواص مكانيكي، از رفتار شكست بسيار خوبي برخوردار هستند. اين كامپوزيتها به صورت غيرناگهاني و تدريجي ميشكنند و همچنين در حين تصادفات، كمتر لبههاي تيز و برنده كه سرنشين خودرو را زخمي كند توليد ميكنند.
اين كامپوزيتها به طور خلاصه نسبت به مواد متداول از خواصي مناسب زير برخوردارند:
۱) سطح نهايي بسيار صاف و نرمي دارند.
۲) ظاهر آنها بسيار بهتر از پلاستيكهاي ارزانقيمت است.
۳) ازنظر حرارتي در برابر شعله بسيار مقاومتر از پلاستيكها هستند.
۴) جاذب اصوات بيروني هستند.
۵) به مرور زمان تغيير شكل نميدهند.
۶) نسبت به تغييرات جوي همچون رطوبت مقاوم هستند.
۷) هزينه پاييني دارند.
صنعت ساختمان
صنعت ساختمان يكي از بزرگترين بازارهاي كامپوزيتهاي الياف طبيعي به شمار ميآيد. استفاده از كامپوزيتهاي الياف طبيعي به عنوان جانشينهاي مناسب چوب و آهن در ساختوساز به شدت در حال گسترش است. در ساخت پارتيشنها، سقفهاي كاذب، حصارها نردهها، كفها و نماي ديوارها به خوبي ميتوان از اين نوع كامپوزيتها استفاده كرد. در كشورهاي آسيايي ساخت كيوسكها، خانههاي پيشساخته، خوابگاهها، سايبانها و پناهگاهها به كمك اين كامپوزيتها مورد استقبال فراوان واقع شده است .
اين كامپوزيتها در مقايسه با فايبرگلاس و آهن بسيار ارزانتر بوده و بسيار سبكتر است. كامپوزيتهاي الياف طبيعي مصرفشده در ساختمان را با انواع فرايندهاي شكلدهي ميتوان به سهولت توليد نمود. اين الياف به راحتي ميتوانند به صورت پروفيلهاي پالتروژني كه در ساخت قابها به كار ميروند شكل داده شوند. همچنين پانلهاي توليدشده به روش تزريق رزين ميتوانند به عنوان جانشينهاي مناسبي براي فيبرهاي چوبي و صفحات MDF مطرح شوند. به كمك فرايند پرس گرم نيز ميتوان تختههاي بسيار نازك با ضخامتهاي گوناگون را تهيه نمود كه در ساخت روكشهاي تزئيني كاربرد دارد. سطوح اين كامپوزيتها نيز مشابه چوب بوده و به كمك يك لايه جلادهنده براقي ويژهاي پيدا ميكنند.
امروزه استفاده از كامپوزيتهاي الياف طبيعي به عنوان روكشهاي تزئيني شكيل در بسياري از كشورها دنبال ميشود. در جدول زير يك مقايسه تطبيقي بين كامپوزيت الياف شيشه و كامپوزيتهاي الياف طبيعي متداول آورده شده است :
الياف نارگيل الياف چتايي الياف كنف الياف شيشه
وزن مخصوص (g/cm۳) ۲۵/۱ ۴۶/۱ ۴۸/۱ ۵۵/۲
استحكام كششي(MPA) ۲۲۰ ۸۰۰-۴۰۰ ۹۰۰-۵۵۰ ۲۴۰۰
جذب رطوبت كامپوزيت نهايي (%) ۱۱ ۱۷-۱۲ ۱۲ ۷
قيمت (/kg $) ۵/۰ –۲۵/۰ ۳۵/۰ ۸/۱-۶/۰ ۳/۱
مأخذ:
سايت www.TIFAC.Org.in
مجموعه مقالات هفتمين كنگره ملي مهندسي شيمي ايران
|
|
2 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل اول
2- 1- استوانه مركزي
قسمتي از ساقه گياهان چوبي است كه پوست آنرا احاطه كرده است ( از بافت را يا تا مغز ساقه ) ـ در ساقههاي يكساله ـ اين قسمت شامل بافتهاي آوندي ـ آبكشي ـ بافتهاي پارانشيمي ـ و مغز ميباشد .
2 ـ 2 ـ بررسي ماكروسكپي چوب :
عبارتست از بررسي چوب از نظر ديد ظاهري يا به وسيله يك ذرهبين كه بزرگنمايي آن از 10 برابر بزرگتر نباشد .
2 ـ 3 ـ بررسي ميكروسكپي چوب :
هرگاه از چوبها به وسايل مختلف برشهاي نازك و قابل عبور نور, موقتي يا دائمي تهيه كرده و آن را به وسيله ميكروسكپ مورد مطالعه قرار دهند , اين عمل را بررسي ميكروسكپي چوب مينامند .
2 ـ 4 ـ برش شعاعي :
عبارتست از برشي كه در امتداد قطر يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد . برش شعاعي معمولا در ساقههايي كه رويش آنها عادي باشد ـ از مغز ساقه ميگذرد .
2 ـ 5 ـ برش شعاعي نادرست :
عبارتست از برش شعاعي كه كاملا در امتداد موازي با پرهچوبي نباشد .
2 ـ 6 ـ برش عرضي چوب :
عبارت است از برشي عمود بر محور ساقه درخت .
2 ـ 7 ـ برش مايل :
عبارتست از برشي كه امتداد معيني نداشته باشد .
2 ـ 8 ـ برش مماسي :
عبارت است از برشي كه عمود بر شعاع برش عرض درخت باشد . اين برش در نزديكي پوست ـ مماس واقعي است و هرچه به طرف مغز ساقه نزديكتر ميشويم رفته رفته به برش شعاعي نزديك ميشود .
2 ـ 9 ـ برشهاي دائمي چوب :
به برشهايي گفته ميشود كه با وسائل دقيق و با روشهاي علمي صحيح طوري تهيه ميشود كه بتوان تا مدتهاي مديدي از آنها در بررسيميكروسكپي استفاده نمود .
2 ـ 10 ـ برشهاي موقتي :
به برشهايي گفته ميشود كه با وسائل ساده جهت بررسيهاي فوري و موقتي تهيه ميشود .
2 ـ 11 ـ برون چوب ( چوب برون :)
به قسمتي از لايههاي تازه ساخته شده چوب درخت كه بلافاصله زير پوست قرار گرفته است , گفته ميشود . فعاليت فيزيولوژيكي درخت در آن قسمت هنوز ادامه دارد .
در عدهاي از چوبها رنگ آن روشنتر از رنگ قسمت مركزي ساقه درخت ميباشد . مانند چوب گردو و توت .
2 ـ 12 ـ برون مركزي :
در بعضي از چوبها به علل مختلف , حلقههاي رويش ساليانه كاملا متحدالمركز نبوده و بهطور نامنظم ميباشد . بدين ترتيب مغز ساقه در وسط قرار نگرفته به يك طرف متمايل ميشود اين حالت را برون مركزي مينامند .
2 ـ 13 ـ بلندي عناصر تشكيل دهنده ( سازهها ) چوب :
بلندي عناصر معمولا يا در روي برشهاي مماسي و شعاعي و يا پس از تجزيه عناصر چوب به وسيله مواد شيميايي در روي هريك از تك تك عناصر بر حسب ميكرون اندازهگيري ميشوند . عناصر تشكيل دهنده چوب بر حسب بلندي به سه گروه كوتاه ( كوتاهتر از 350 ميكرون ) ـ ميانه ( بين 350 تا 800 ميكرون ) و بلندتر از 800 ميكرون تقسيم ميشوند .
2 ـ 14 ـ بوي چوب :
عدهاي از چوبها به علت دارا بودن مواد شيميايي مخصوص در تركيب خود , داراي بوي مخصوص هستند كه به شناسائي آنها كمك ميكند .
2 ـ 15 ـ پاره مغز :
عبارت از چوبي است كه فقط اثري از مغز درخت در برش طولي آن نمايان باشد .
2 ـ 16 ـ پريسيكل :
در برش عرضي ساقه و ريشه گياهان چوبي , در سال اول رويش , بين درون پوست ( آندودرم ) و بافتهاي آوندي ( چوبي و آبكشي ,) در اولين لايههاي استوانه مركزي چند لايه از ياختههاي پارانشيمي همشكل و نسبتأ منظم وجود دارد كه بافتهاي , آوندي را مانند حلقهاي احاطه نموده است . اين لايهها را پريسيكل مينامند .
2 ـ 17 ـ پيلدا مغز :
عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان باشد .
2 ـ 18 ـ تشخيص چوب :
تعيين و نامگذاري عادي گونه چوب و برحسب مشخصات ساختماني آن .
2 ـ 19 ـ تغييرات كيفي چوب :
با وجود اينكه گياهان چوبي را از نظر شباهتي كه نسبت به هم دارند در علم سيستماتيك گياهي به دسته ـ شعبه ـ تيره ـ جنس ـ گونه و واريتههاي مختلف طبقهبندي ميكنند ولي هرگز چوب 2 فرد از يك گونه گياه چوبي از نظر كيفي كاملا مساوي نيستند و حتي كيفيت چوب قسمتهاي مختلف يك فرد گياه چوبي نيز از ريشه , ساقه تا شاخهها و از مغز تا پوست با هم اختلاف دارند .
اين اختلافات را كه ناشي از تأثير عوامل مختلف ژنتيكي و محيط رويش در روي چوبها ميباشد تغييرات كيفي چوب مينامند .
2 ـ 20 ـ جوانه :
معمولا به برجستگي كوچكي از انتهاي ساقه يا شاخهها ناميده ميشود كه از رويش آن ساقه ـ شاخه ـ برگ ـ يا گل و ميوه ظاهر ميگردد ( جوانهها را در گياهشناسي از چند نظر طبقهبندي ميكنند ـ از جمله از نظر شكل ظاهري پوشش ـ طرز قرار گرفتن برگ در داخل جوانه ـ از نظر توليد ساقه يا گل و ميوه و بالاخره جوانههاي مخصوص مانند دارد ـ لومبارد و گورمان و غيره ـ ( رجوع شود به دانش گياه شناسي .)
2 ـ 21 ـ جوش :
قسمتي از تنه است كه به طور نامنظم و برجسته روئيده باشد , الياف اين چوب به طور نامنظم در اطراف محور درخت قرار گرفتهاند و در برش جوانهها و شاخههاي كوچك كيسههاي گرد كوچكي به رنگ تيرهتر ديده ميشود .
2 ـ 22 ـ چوب :
مادهايست كه در ساقه , ريشه و شاخه گياهان چوبي تشكيل ميشود و در علم چوبشناسي قسمتي از ساقه درخت را كه از بافت زايا تا مغز ساقه قرار گرفته است , چوب مينامند .
2 ـ 23 ـ چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي :
چوب معمولا سخت است و با وسايل معمولي نميتوان از آن برشهاي نازك ميكروسكپي تهيه نمود براي اين كار چوب را مدتي در آب يا محلولهاي مناسب سرد يا گرم نگهداري كرده يا ميپزند كه نرم شده و قابل برش برداري با ميكروتوم بشود در اين صورت ميگويند چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي است .
2 ـ 24 ـ چوب جوان :
در بسياري از گونههاي چوبي بافت چوبي تشكيل شده كه در چند سال اول زندگي گياه از نظر ساختمان به اندازه ابعاد ياختههاي تشكيل دهنده نسبت به چوب تشكيل شده در دورههاي بعد اختلاف دارد و آن را چوب جوان مينامند .
2 ـ 25 ـ چوب سبز :
اصطلاحي است كه به چوب تازه بريده شده ناميده ميشود .
2 ـ 26 ـ چوبشناسي :
علمي است كه درباره ساختمان , عناصر تشكيل دهنده , شيوه رويش , خواص فيزيكي , مكانيكي , تكنولژيكي ,شيميايي ، معايب چوب , و موارد استعمال آنها گفتگو ميكند .
2 ـ 27 ـ چوب مماسي :
عبارتست از برش مماسي چوبها .
2 ـ 28 ـ چشمك چوب :
در اصطلاح نجاري به برشهاي چوبي در روي برش مماسي چوب گفته ميشود كه معمولا به شكل دوكهاي كشيده است . مانند چشمك در چوب راش ـ و بلند ـ مازو .
2 ـ 29 ـ خواص ويژه :
خواصي است كه مربوط به گونه درخت ميشود .
2 ـ 30 ـ دوام طبيعي چوب :
عبارت از ميزان مقاومتي است كه چوبها در برابر قارچها و حشرات چوب خوار از خود نشان ميدهد . ميزان اين مقاومت با روشهاي مخصوص آزمايشگاهي و كشت قارچها روي چوب انجام ميشود .
2 ـ 31 ـ رگهدار :
در برش طولي چوبهايي كه داراي بخش روزنهاي هستند , به علت اختلاف درشتي بافت چوب بهاره و تابستانه نوارهاي كم و بيش پهني به نظر ميرسد اين چوبها را اصطلاحأ چوبهاي رگهدار نامند .
2 ـ 32 ـ رنگ چوب :
هر يك از چوبها داراي رنگ طبيعي مخصوص به خود ميباشد كه معمولا آن را نظرا و يا از روي شماره اطلس رنگها كه در آزمايشگاههاي چوبشناسي وجود دارد تعيين ميكنند .
2 ـ 33 ـ روش برش برداري يخ زده :
گاهي براي ثابت كردن بافتهاي ناهمگن در بعضي چوبهاي شل بافت و يا پوست درختان , قبلا به طريقي باعث يخ بستن بافتهاي آن ميشوند تا بافت نسبتأ يكنواختي به دست آيد كه برش برداري از آن آسانتر باشد اين عمل را روش برش برداري يخزده مينامند .
2 ـ 34 ـ ساختمان چوب :
مجموعه خصوصيات ساختماني چوب .
2 ـ 35 ـ شاخه :
به انشعابات ساقه درختان گفته ميشود .
2 ـ 36 ـ شماره چوب :
عبارتست از شمارهاي كه به محض ورود يك قطعه چوب به آزمايشگاه ـ جهت بررسي روي آن زده ميشود . اين شماره در تمام مراحل بررسي چوب نامبرده تا بايگاني آن تكرار ميشود
2 ـ 37 ـ عدسي شطرنجي :
عبارتست از يك عدسي چشمي كه داخل آن شيشه مدرج شطرنجي جهت اندازهگيري ميزان درصد بعضي از عناصر قرار داد .
2 ـ 38 ـ عدسي چشمي مدرج :
عبارتست از يك عدسي چشمي كه در داخل آن شيشه مدرجي كه داراي درجهبندي صفر تا 5 و گاهي صفر تا 10 ميباشد قرار دادند .
يادآوري 1: سابقأ اين درجهبندي را روي خود عدسي چشمي انجام ميدادند .
2 ـ 39 ـ عدسي چشمي يا ميزانتگراسيون :
عبارتست از دستگاهي كه با روش آنتگرالگيري ميزان درصد هر يك از ناصر تشكيل دهنده چوب را ميتوان با آن اندازه گرفت .
2 ـ 40 ـ عناصر تشكيل دهنده چوب :
ياختهها و بافتهايي را كه چوب را تشكيل ميدهد ـ عناصر تشكيل دهنده چوب مينامند .
2 ـ 41 ـ عناصر ثانويه ( سازههاي دومين :)
بغير از عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب مانند آوندها , فيبرها , پارانشيمهاي چوبي و پرههاي چوبي در پهنبرگان , تراكئيدها , مجاري تراونده , پرههاي چوبي و پارانشيمهاي چوبي در سوزني برگان جهت شناسايي چوبها , عناصر ديگري مورد استفاده قرار ميگيرد كه آنها را عناصر ثانويه ( سازههاي دومين ) مينامند .
اين عناصر عبارتند از :
1 ـ 2 ـ 41 ـ فسفر اسانس :
پديدهايست كه در بعضي از چوبها وجود دارد و در اثر آن رويه صيقلي شده چوب طبيعي درخشندگي مخصوصي نشان ميدهد .
2 ـ 42 ـ كهن چوب
قديميترين قسمت دروني چوب كه مربوط به لايههاي قديمي بوده و داراي ياختههاي زنده نميباشد .
2 ـ 43 ـ گونه :
مجموعه درختاني كه داراي يك طرح چوبي مشابه باشند و معمولا جزئي از يك گونه يا چند گونه نزديك بهم و يا جورهاي يك گونه محسوب ميشوند .
2 ـ 44 ـ مقطع :
عبارت است از برش عرضي عمود بر محور قطعه چوب و معمولا با تعيين پهنا و ضخامت قطعه چوب مشخص ميگردد .
2 ـ 45 ـ منابع چوب :
عبارتست از كليه جنگلها اعم از طبيعي و كاشته شده و ساير انواع درختكاريها كه هدف از ايجاد آنها بهرهبرداري از چوب آنها ميباشد .
2 ـ 46 ـ ميدان ميكروسكپي :
عبارتست از مساحتي كه با هر بزرگ نمايي معين در زير ميكروسكپ ديده ميشود .
2 ـ 47 ـ نماي چوب :
ديد ظاهري كه مربوط به ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب و مخصوصأ آوندها ميباشد .
2 ـ 48 ـ نام خانوادگي چوب :
در طبقهبندي گياهي ـ هر گياهي را در تيرهاي طبقهبندي ميكنند . در علم چوبشناسي نيز نام تيره هر گياه را نام خانوادگي آن چوب در نظر ميگيرند كه طبق قرارداد بينالمللي به زبان لاتين نوشته ميشود .
2 ـ 49 ـ نام علمي چوب :
هر چوب طبق قرارداد بينالمللي داراي نام لاتيني كه از سه قسمت ( اسم جنس ـ اسم گونه ـ اسم نامگذار ) تشكيل ميشود .
مانند سفيدار كه نام علمي آن Populus Alba Linn ميباشد .
كه Populus اسم جنس , alba اسم گونه و Linn اسم نامگذار ميباشد .
2 ـ 50 ـ نام فارسي چوب :
هريك از چوبهاي ايران در نقاط مختلف داراي نامهاي متعدديست كه متداولترين آنها بعنوان نام فارسي چوب انتخاب شده است ( رجوع شود به استاندارد نامهاي درختان جنگلي و دروس چوبشناسي و درختشناسي .) چوبهاي خارجي نيز كه مصرف آنها در كشور ما متداول شده است رايجترين نام تجارتي آنها را بعنوان نام فارسي آنها ميپذيرند .
2 ـ 52 ـ نقش چوب :
نقشي است كه در بعضي از چوبها در اثر طرز مخصوص قرار گرفتن عناصر تشكيل دهنده چوب و يا وجود بينظمي و رگههاي رنگين به وجود ميآيد همه چوبهاي داراي نقش معيني هستند .
3 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوم ( پوست )
3 ـ 1 ـ بشره : عبارتست از پوست بيروني ساقه يكساله گياهان چوبي .
3 ـ 2 ـ پريدرم :
از آغاز رويش سال دوم , در داخل پوست گياهان چوبي , يك لايه زاينده بنام فلوژن بوجود ميآيد كه از تقسيم ياختههاي آن بطرف بيرون , بافت چوب پنبهاي و بطرف داخل بافت پارانشيمي ساخته ميشود . مجموعه اين بافتها را پريدرم مينامند .
3 ـ 3 ـ پوست :
قسمتي از ساقهاست كه استوانه مركزي را احاطه كرده و از بيرون به داخل داراي سه قسمت ميباشد : پوست , بشره ـ برون پوست ـ و درون .
در چوبشناسي , كليه بافتهايي را كه از بافت زايا به طرف خارج قرار گرفتهاند , جزء پوست به شمار ميآورند .
3 ـ 4 ـ پوست زنده ( ميان پوست :)
عبارتست از لايهاي كه بين لايههاي برون پوست ( با ياختههاي نسبتأ منظم ) و لايه ياختههاي درون پوست , قرار گرفته و ياختههاي آن معمولا زنده و نسبتأ نامنظم ميباشد .
3 ـ 5 ـ پوست مرده :
به قسمتي از پوست ناميده ميشود كه ياختههاي آن در اثر قطع ارتباط آنها با ياخته ديگر و نرسيدن مواد غذايي با آنها پروتوپلاسم و هسته خود را از دست داده و احيانأ چوب پنبهاي شدهاند .
3 ـ 6 ـ چوب پنبه :
نوعي از بافتهاي گياهي است كه جدار ياختههاي آن به ماده به نام Suberin آغشته شده و كم و بيش ضخيم ميباشد .
3 ـ 7 ـ ريتيدوم :
پس از آنكه ارتباط قسمتهايي از برون پوست به علت بشكل بافتهاي چوبپنبهاي با ياختههاي زنده قطع شد , اين قسمتها به شكل بافتهاي مرده درآمده و به صورت تكههايي از درخت جدا ميشود . اين تكهها را ريتيدوم مينامند .
3 ـ 8 ـ ميان پوست :
قسمتي از پوست كه در داخل چوب قرار گرفته است .
3 ـ 9 ـ ميان پوستي :
در مواردي كه تنه دو درخت يا شاخههاي نزديك به هم يك درخت فوقالعاده به هم نزديك شده و به هم ميچسبند , قسمتي از بافت زاياي زير پوست چسبيده در اثر فشار , آسيب ديده و از فعاليت باز ميايستد . ولي فعاليت بافت زاياي مجاور در ادامه رويش , روي بافت پوستي را پر كرده و ادامه مييابد . در آن صورت قسمتي از پوست در داخل چوب باقي ميماند كه در برش عرضي چوب ديده ميشود . اين پديده را ميان پوستي مينامند . ميان پوستي ممكن است در اثر عوامل ديگري نيز مانند اثر منقار پرندگان يا فرورفتن سنگ در ضوست درخت و غيره به وجود آيد . اين پديده در درختاني كه استعداد پيوند قرابتي دارند زياد ظاهر ميشود .
4 ـ 1 ـ بافت چوب :
عبارتست از طرز قرار گرفتن و ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب .
4 ـ 2 ـ بافت چوبي :
عبارت از بافتي است كه مجموعه آوندهاي چوبي و ساير عناصر تشكيل دهنده چوب را دربرداشته و جدار ياختههاي آن به ماده ليگنين پالينيين آغشته شده است .
4 ـ 3 ـ بافت چوبي ابتدائي (Protoxylon:)
عبارت از بافتي است كه ياختههاي چوبي آن تازه تشكيل شده و در آغاز مرحله چوبي شدن ميباشند .
يادآوري 2: اين بافت معمولا در انتهاي دوره اول رويش و يا در ابتداي دوره دوم رويش ديده ميشود .
4 ـ 4 ـ بافتهاي اوليه چوب :
اصطلاحي است كه به بافتهاي توليد شده در سال اول رويش گفته ميشوند .
4 ـ 5 ـ بافتهاي ثانويه چوب :
اصطلاحي است كه به خصوص در گياهان مناطق معتدله و سرد سيري و به بافتهاي توليد شده در دوره دوم رويش ( رويش قطري ثانوي تنه ) گفته ميشود .
4 ـ 6 ـ چوبهاي بازبافت :
رجوع شود به بازبافت ( در مورد رنگآميزي برش چوبها .)
4 ـ 7 ـ چوبهاي ريزبافت :
چوبهايي هستند كه در آنها ابعاد عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها يا تراكئيدها به اندازهاي كوچك است كه تشخيص تك تك آنها در برش عرضي صاف چوب , با چشم غير مسلح ميسر نباشد .
4 ـ 8 ـ چوبهاي ميان بافت :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در برش عرضي صاف آنها , عدهاي از عناصر تشكيل دهنده چوب با چشم غير مسلح تميز داده شود .
4 ـ 9 ـ چوبهاي درشت بافت :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در برش عرضي صاف آنها قسمت اعظم سازههاي تشكيل دهنده چوب با چشم غير مسلح ديده شود . مانند چوب ختمي بالزا و سايبا .
4 ـ 10 ـ درشت نما :
به گونههايي از چوب گفته ميشود كه در آن ابعاد عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها به اندازه كافي درشت بوده و با چشم غير مسلح ديده ميشوند .
4 ـ 11 ـ ريزنما :
به گونه چوب گفته ميشود كه در آن عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها داراي ابعاد ريز ميباشد به طوري كه ديدن آنها با چشم غير مسلح خالي از اشكال نيست .
4 ـ 12 ـ سفت بافت :
به چوب ناهمگني است كه در آن نسبت چوب تابستانه به چوب ساليانه بزرگ باشد .
4 ـ 13 ـ سست بافت :
چوب ناهمگني است كه در آن نسبت چوب تابستانه به چوب ساليانه كوچك باشد .
4 ـ 14 ـ طرح چوب :
مجموعه مشخصات ساختماني چوب طبيعي كه مربوط به گونه شكل و تجمع ياخته تشكيل دهنده آن است اين مشخصات براي يك گونه چوب معين پيوسته ثابت است .
4 ـ 15 ـ عناصر تراونده :
در بسياري از چوبهاي سوزني برگان و عدهاي از چوبهاي پهن برگان , عناصري وجود دارد كه مواد مختلفي از ياختههاي گرداگرد آنها تراوش ميكند كه آنها را عناصر تراونده مينامند .
عناصر تراونده ممكن است به صورتهاي زير ديده شوند :
1 ـ 4 ـ 15 ـ كيسههاي صمغي :
در بعضي از چوبها به خصوص در بسياري از چوب سوزني برگان و بويژه وقتي كه بافت قسمتي از درخت آسيب ديده باشد , كيسههاي پر از صمغ به وجود ميآيد كه غالبأ در اطراف بافت آسيب ديده ظاهر ميشود اين كيسهها را كيسههاي صمغي مينامند . مانند چوب كاج ـ نراد ـ ( از سوزني برگان ) و آكاميا از پهن برگان .
2 ـ 4 ـ 15 ـ كيسههاي صمغي ريز : كه طول آن از 50 ميليمتر تجاوز نميكند .
3 ـ 4 ـ 15 ـ كيسههاي صمغي درشت : كه طول آنها از 50 ميليمتر بيشتر باشد .
4 ـ 4 ـ 15 ـ كيسههاي تراونده :
در بعضي از چوبها مخصوص در سوزني برگان بافتهاي كيسهاي شكل وجود دارد كه ياختههاي اطراف آن مواد شيرابهاي ( در پهن برگان ) و صمغي ( در سوزني برگان ) و غيره تراوش ميكنند . اين بافتها را كيسههاي تراونده ميگويند .
5 ـ 4 ـ 15 ـ لولههاي شيرابه :
در بعضي از چوبها به خصوص در چوب پهن برگان لولههاي مخصوصي وجود دارد كه مواد شيرابهاي تراوش شده و در آنها جريان پيدا ميكند .
مانند چوب انجيواستبرق .
6 ـ 4 ـ 16 ـ مجاري تراونده :
در بعضي از چوبها , علاوه بر عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب , مجاري كم و بيش قطوري به طور پراكنده يا گروهي و يا در رشتههايي ديده ميشود كه ياختههاي اطراف آنها شيرابه , صمغ و يا مواد ديگر تراوش ميكند . اين مجاري را مجاري تراونده مينامند . مجاري تراونده معمولا در چوب سوزني برگان زياد و در چوب پهن برگان كم ديده ميشود . مجاري تراونده ممكن است در جهت قائم يا افقي قرار گرفته باشند كه آنها را به ترتيب , مجاري تراونده , قائم , و مجاري تراونده افقي , مينامند .
مانند چوب كاجها از سوزني برگان ـ چوب آكاميا و عدهاي مازوها از پهن برگان .
7 ـ 4 ـ 15 ـ مجاري رزين :
عبارتست از مجاري نسبتأ كوتاه و بستهاي كه به خصوص در چوب سوزني برگان در امتداد موازي الياف يا عمود به الياف چوب و غالبأ در چوب تابستانه ديده ميشود .
4 ـ 16 ـ ميزان درصد ( عناصر ) سازهها تشكيل دهنده چوب :
عبارتست از ميزان درصد حجمي هر يك از عناصر تشكيل دهنده چوب كه با روشهاي مختلف اندازهگيري ميشود .
5 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل چهارم ( بافت آبكش )
5 ـ 1 ـ آبكش ( بافت آبكش :)
بافتي است كه توسط ياختههاي زاياي كامبيوم توليد ميشود و از ياختههاي كسيده غربالي تشكيل شده كه عهدهدار رسانيدن شيره پرورده گياهان به ساير اندامها ميباشد .
5 ـ 2 ـ بافت آبكشي :
بافتي است كه از ياختههاي منشوري شكل نرم و جدار نازك تشكيل شده و شيره پرورده گياهي را جهت تغذيه بافتها از برگها پايين ميآورد .
5 ـ 3 ـ پرههاي آبكش :
ادامه پرههاي چوبي در داخل بافت آبكشي كه نسبتأ گسترده ميباشد پرههاي آبكش مينامند .
5 ـ 4 ـ دسته آبكش اوليه :
بافت آبكشي ابتدائي كه از فعاليت بافت زاياي ابتدائي ( پروكامبيوم ) به وجود ميآيد به نام دستههاي آبكشي اوليه ناميده ميشود .
5 ـ 5 ـ ياختههاي همراه :
در كنار ياختههاي بافت آبكشي ياختههاي ديگري كه نسبتأ طويل و باريك ميباشند ملاحظه ميشود كه شكل غربالي ندارند آنها را ياختههاي همراه مينامند .
6 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل پنجم ( ياختهها )
6 ـ 1 ـ ياخته :
عبارتست از كوچكترين واحد زنده ( در اينجا منظور از واحد زنده گياهي ميباشد ) كه ميتواند اعمال خود را كاملا انجام بدهد .
6 ـ 2 ـ اپوزيسيون :
نظريهايست در مورد رشد غشا ياختههاي چوبي , طرفداران اين نظريه عقيده دارند كه جدار ياخته هنگام رشد آن ابتدا در اثر فشار داخلي و افزايش پروتوپلاسم متسع شده و به تدريج نازكتر ميشود . به موازات اين واكنشها مواد گلوسيدي ديگري كه توسط پروتوپلاسم ساخته و آماده ميشود به تدريج روي آن رسوب نموده و بر ضخامت آن ميافزايد .
6 ـ 3 ـ پرده زگيلي :
عبارتست از رويه دروني غشا ياختههاي چوبي كه در بررسيهاي چوب با ميكروسكوپ الكتروني , برجستگيهاي به شكل زگيل در سطح آن ديده ميشود .
6 ـ 4 ـ ترابكول :
گاهي در بعضي از چوبها در فضاي بين ياختهاي جدارهاي عرضي به وجود ميآيد كه آنها را ترابكول نامند .
6 ـ 5 ـ توروس :
عبارتست از جدار بينابيني دو پونكتواسيون روبهروي هم در جدار ياختههاي مجاور كه گاهي از يك يا دو طرف ضخيم ميشود .
توروس غالبأ در پونكتواسيونهاي هالهاي چوبهاي سوزني برگان ديده ميشود .
6 ـ 6 ـ روزنه استوماتي :
عبارتست از سوراخهايي كه بشره اندامهاي گياهي به خصوص ساقههاي جوان و برگها از اين را با محيط مجاور ارتباط برقرار ميكند .
6 ـ 7 ـ ساختمان فيبريلي چوب :
در بررسيهاي چوب به وسيله ميكروسكپ الكتروني ملاحظه ميشود كه جدار ياختههاي چوبي از لايههاي مختلفي ساخته شده كه هر يك از آنها بنوبه خود از رشتههاي بسيار ظريفي به نام ميكروفيبريل از به هم پيوستن مولكولهاي سلولز به وجود آمدهاند ساخته شده است اين نوع ساختمان ريزبيني ياختههاي چوبي را ساختمان فيبريلي چوب مينامند .
6 ـ 8 ـ سوپوزيسيون :
نظريهاي است درباره تشكيل و رشد غشا ياخته كه به موجب آن پس از تشكيل غشأ اوليه ياخته ـ به تدريج غشأهاي نازكي كه از ذرات ريز از تهنشين شدن پروتوپلاسم به وجود آماده است بر روي غشأ اوليه به وجود ميآيد .
6 ـ 9 ـ سيتوپلاسم :
به شيره ياخته اطلاق ميشود .
6 ـ 10 ـ شيره خام :
اصطلاحي كه معمولا به مواد محلول جذب شده به وسيله ريشه گياهان قبل از تبديل آنها به شيره پرورده ( مواد قابل مصرف گياهي ) اطلاق ميشود .
6 ـ 11 ـ فضاي بين ياختهاي :
چون جدار ياختهاي چوبي كاملا گوشهدار نميباشد در محلول به هم رسيدن ياختهها معمولا فضاي كم و بيش بزرگي باقي ميماند كه آن را فضاي بين ياختهاي مينامند .
فضاي بين ياختهاي بيشتر در چوبهاي سوزني برگان ديده ميشود .
6 ـ 12 ـ ياختههاي تراونده :
در بعضي از چوبها عدهاي ياخته وجود دارند كه قادرند مواد شيرابهاي ـ صمغي ـ و غيره تراوش كنند ـ اين ياختهها را ياختههاي تراونده گويند .
مانند : چوب انجير ـ گشيدر ـ استبرق :
6 ـ 13 ـ ياختههاي چوبي :
در بعضي از چوبها ياختههاي مخصوصي وجود دارد كه در آنها چربي شفاف و درخشاني ذخيره ميشود . اين ياختهها را كه به وسيله ذرهبين دستي ديده ميشود , ياختههاي چربي مينامند ياختههاي چربي را در برشهاي طولي ( شعاعي و مماسي ) بهتر ميتوان ملاحظه كرد .
مانند : چوب برگ بو جل .
6 ـ 14 ـ ياختههاي دوكي شكل كامبيوم :
بعضي از ياختههاي بافت زاياي كامبيوم در انتهاي خود به شكل دوكي در ميآيند كه آنها را ياختههاي دوكي شكل كامبيوم مينامند .
6 ـ 15 ـ ياختههاي دوكي شكل مادري :
عدهاي از ياختههاي دوكي شكل كامبيون گفته ميشود كه در حال فعاليت زايايي بوده و با تقسيم طولي خود ياختههاي مشابهاي را به وجود ميآورد .
6 ـ 16 ـ ياختههاي مادري پره :
به عدهاي از ياختههاي زاياي بافت كامبيوم اطلاق ميشود كه با تقسيم خود ياختهاي ابتدائي پرههاي چوبي را به وجود ميآورد .
7 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل ششم ( آوندها )
7 ـ 1 ـ آوندها :
ياختههايي ( سازهها يا عناصري ) هستند كه تقريبأ به شكل لولهاي يا تنبوشهاي ميباشند و در چوب پهنبرگان قطر آنها نسبت به ساير عناصر تشكيل دهنده چوب بيشتر است و وظيفه آنها بالا بردن مواد غذايي محلول در آب و خاك ميباشد .
7 ـ 2 ـ بافت آوندي ( بافت هادي :)
بافتي است كه از ياختههاي لولهاي شكل تشكيل شده و مواد غذايي محلول در آب را از ساقه درخت بالا ميبرد .
7 ـ 3 ـ شكل آوندها :
برش عرضي آوندها ممكن است گرد ( مانند آوندهاي چوب بسته ) يا بيضي ( مانند آوندهاي تسوسكا ) و نامنظم ( مانند آوندهاي انجيلي ) باشد .
7 ـ 4 ـ اندازه آوندها :
قطر و بلندي آوندها بر حسب ميكرون ( هزارم ميليمتر ) اندازهگيري ميشود . آوندها از نظر قطر , به سه قسمت تقسيم ميشوند .
1 ـ 7 ـ 4 ـ آوندهاي برابر :
آوندهايي هستند كه قطر آنها با هم اختلاف زيادي نداشته و از نظر ديد ظاهري و بزرگ نماييهاي كوچك قطر آنها يكسان به نظر ميرسد . مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .
3 ـ 7 ـ 4 ـ آوندهاي نابرابر :
عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها كاملا نابرابر است مانند چوب كهورو و انجير .
3 ـ 7 ـ 4 ـ آوندههاي همسان :
در عدهاي از چوبها قطر آوندها تقريبأ مشابه يا مساوي به نظر ميرسد و از چوب بهاره تا تابستانه قطر آوندها تغيير زيادي پيدا نميكند . اين قبيل آوندها را آوندهاي همسان گويند . مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .
7 ـ 8 ـ آوندهاي ناهمسان :
در بسياري از چوبها قطر آوندها از چوب بهاره تا تابستانه بسيار متغير است گاهي به تدريج واهي به طور نامنظم كاهش مييابد . اين نوع آوندها را آوندهاي ناهمسان مينامند . مانند آوندهاي چوب زبان گنجشك و بلوطها .
7 ـ 9 ـ آوندهاي تقريبأ ثابت :
عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها محسوسأ ثابت است مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .
7 ـ 10 ـ آوندهاي متغير :
عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها بين حد معيني تغيير ميكند .
مانند آوندهاي چوب انجيلي و تبريزي .
7 ـ 11 ـ گروه بندي آوندها :
به جدا بودن يا نحوه چسبيده بودن آوندها اطلاق ميشود .
7 ـ 12 ـ آوند پراكنده :
آوندهايي را گويند كه در دوره رويش ساليانه پراكنده ميباشند . مانند آوندهاي چوب تبريزي و بيد .
7 ـ 13 ـ آوندهاي جدا :
آوندهايي را گويند كه به طور تكتك قرار گرفتهاند . مانند آوندهاي چوب گلابي و شمشاد .
7 ـ 14 ـ آوندهاي چسبيده :
عده از آوندها را گوينده كه در جهات مختلف شعاعي , مماسي , مايل , نامنظم به هم چسبيدهاند . مانند آوندهاي چوب توسكا , فندق , ممرز .
7 ـ 15 ـ آوندهاي چسبيده در جهت شعاعي :
آوندهايي را گويند كه در جهت شعاعي برش عرضي چوب تنه به هم چسبيدهاند . مانند آوندهاي چوب توسكا و ممرز .
7 ـ 16 ـ آوندههاي چسبيده در جهت مايل :
آوندهايي را گويند كه در جهت مايل به هم چسبيدهاند . مانند آوندهاي چوب نمدار .
7 ـ 17 ـ آوندهاي چسبيده در جهت مماسي :
آوندهايي را گويند كه در جهت مماس به حلقههاي رويش ساليانه و عمود بر پرههاي چوبي به هم چسبيدهاند مانند آوندهاي پائيزه چوب ـ ملج ـ اوجا ـ آزاد .
7 ـ 18 ـ آوندهاي چسبيده در گروههاي نامنظم :
آوندهايي را گوينه كه در گروههاي نامنظم به هم چسبيدهاند مانند آوندهاي چوب پائيزه , اقاقيا .
7 ـ 19 ـ آوندها در بخش روزنهاي :
در بعضي از چوبها , چند رديف آوند بهاره خيلي درشت در ابتداي دوره رويش قرار گرفتهاند كه غالبأ با چشم غير مسلح نيز ديده ميشوند و پس از آن بلافاصله قطر آوندها خيلي كاهش مييابد اين قبيل آوندها را آوندهاي در بخش روزنهاي نامند . مانند آوندهاي بهاره بلند مازو , زبان گنجشك , توت و غيره .
7 ـ 20 ـ آوندها در سنجش نيمه روزنهاي :
در بعضي از چوبها تعداد رديف آوندهاي درشت بهاره زياد است و قطر آوندها از چوب بهاره تا تابستانه به تدريج كم ميشود . بهطوريكه نميتوان حد معيني را بين چوب بهاره و تابستانه معلوم نمود . اين قبيل آوندها را آوند در بخش نيمه روزنهاي مينامند .
مانند : آوندهاي چوب گردو و لوگ .
7 ـ 21 ـ جدار آوندها :
آوندها را از نظر كلفتي جدار آنها به چند دسته تقسيم ميكنند :
7 ـ 22 ـ آوندهاي جدار نازك :
آوندهايي را گويند كه در چوبهاي آن جدار آوندها نسبتأ نازك است . مانند چوب نمدار .
7 ـ 23 ـ آوندهاي با جدار نيمه ضخيم :
آوندهايي را گويند كه در چوبهاي آن جدار آوندها متوسط باشد مانند آوندهاي چوب تبريزي و توسكا .
7 ـ 24 ـ آوندهاي جدار ضخيم :
آوندهايي را گويند كه جدار آنها نسبتأ ضخيم باشد مانند چوب راش و بلوط .
7 ـ 25 ـ ضخامت مارپيچي آوندها و تراكئيدهاي :
در جدار آوندهاي بعضي از پهن برگان و همچنين در جدار تراكئيدهاي بعضي از سوزني برگان , برجستگيهاي مارپيچي يك طرفه يا دو طرفه به نظر ميرسد كه آنها را ضخامت مارپيچي آوندها يا تراكئيدها مينامند .
در چوب پهن برگان مانند چوب آزاد , در چوب سوزني برگان مانند چوب سرخدار .
7 ـ 26 ـ ( آوند نقش :) ( بلاژ )
در بعضي از چوبها مجموعه آوندهاي تابستانه و پارانشيمهاي گرداگرد آنها , شكل معيني به وجود ميآورند كه از نظر تشخيص بسيار مهم است . آن را پلاژ مينامند .
مانند : چوب بلند مازو ـ نارونها ـ و آزاد .
7 ـ 27 ـ تعداد متوسط آوندها در واحد سطح :
در چوبهاي مختلف , تعداد آوندها در ميليمتر مربع بسيار متفاوت است و آنها را از اين لحاظ را به سه گروه : كم آوند ( از 2 تا 10 آوند در ميليمتر مربع ) ميانه ( از 10 تا 20 آوند در ميليمتر مربع ) فراوان آوند ( بيشتر از 20 آوند در ميليمتر مربع ) تقسيم ميكنند .
7 ـ 28 ـ محتويات آوندها :
عبارتست از مواد مختلفي از قبيل صمغها , مواد معدني , مواد آلي , تيل و غيره كه ممكن است در داخل آوندها كم و بيش وجود داشته باشد .
7 ـ 29 ـ آوندهاي خالي :
در عدهاي از چوبها , داخل آوندها خالي به نظر ميرسد اين گونه آوندها را آوندهاي خالي مينامند . مانند چوب صنوبر .
7 ـ 30 ـ آوندهاي پر :
در عدهاي از چوبها داخل آوندها از مواد مختلف رنگي پر ميباشد . اين قبيل آوندها را آوندهاي پر مينامند . مانند بسياري از چوبهاي مناطق گرم و مرطوب .
7 ـ 31 ـ آوندهاي داراي تيل :
در داخل آوندهاب عدهاي از چوبها پوسته شفاف و طلائي رنگ زياد و درهمي ديده ميشود كه آنها را تيل مينامند . مانند تيل در آوندهاي چوب بلوطها .
7 ـ 32 ـ تيل :
تيل عبارتست از پوسته ( جدار ) به عضو از ياختههاي پارانشيمي كه از راه پونكتواسيون وارد سفره داخلي آوند شده و پس از متلاشي شدن ياخته , به صورت تيغههاي رنگين و درخشندهاي در داخل آوند باقي ميماند ( به تعريف پونكتواسيون نيز رجوع شود .)
7 ـ 33 ـ تيغه آوندها (Pesforation)
عبارتست از جدار عرضي و دو آوند پشت سر هم كه ممكن است با شكل زير باشند .
7 ـ 34 ـ تيغه ساده يا تك روزنه :
عبارتست از تيغهاي كه جدار آن كاملا از بين رفته باشد و دو آوند پشت سر هم , به وسيله يك راه به هم ارتباط داشته باشد .
مانند چوب راس .
7 ـ 35 ـ تيغه چند روزنه :
در بعضي از چوبها , تيغه كاملا از بين نرفته و داراي سوراخهايي است كه بر حسب شكل سوراخها را به دو قسمت نردباني و شبكهاي ( غربالي ) تقسيم ميكنند .
7 ـ 36 ـ تيغه شبكهاي ( غربالي :)
عبارتست از تيغهاي كه سوراخهاي آن به صورت كم و بيش نامنظم درآمده باشد . مانند بعضي از چوبهاي تيره .
7 ـ 37 ـ تيغه نردباني :
عبارتست از تيغهايست كه سوراخهاي آن به صورت نرده باني درآمده باشد مانند چوب توسكا .
7 ـ 38 ـ روزنه :
به برش عرضي آوندهاي چوب گفته ميشود .
7 ـ 39 ـ پلاژ :
رجوع شود به (( آوند نقش ))
8 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل هفتم
8 ـ 1 ـ تراكئيدها :
قسمت اعظم چوب سوزني برگان را ياختههاي بلند منشوري شكل با مقطع عرضي چند ضلعي ( معمولا 4 ـ 6 ضلعي ) تشكيل ميدهد كه از چوب بهاره تا تابستانه . ابعاد آنها كم و بيش كوچكتر شده و شكل آنها منظمتر ميگردد اين ياختهها را كه وظيفه آوندها و فيبرهاي چوب پهن برگان را در سوزني برگان يك جا انجام ميدهد , تراكئيد مينامند . اين ياختهها معمولا راس پونكتواسيون هالهاي ميباشد .
8 ـ 2 ـ تراكئيدهاي آوندگرا :
گرچه در چوب پهن برگان معمولا تراكئيدها وجود ندارد و تراكئيدها با پونكتواسيون هالهاي جز و عناصر تشكيل دهنده چوب سوزني برگان ميباشد با وجود اين در چوب بعضي از برگان عدهاي از ياخته كه به شكل فيبرها هستند داراي پونكتواسيون هالهاي بوده و به شكل تراكئيد سوزني برگان درميآيد .
اگر اين قبيل ياختهها نزديك آوندها قرار داشته باشند آنها را تراكئيدهاي آوندگرا مينامند .
8 ـ 3 ـ تراكئيدهاي آوندي :
اگر ياختههاي شبه تراكئيد كه شرح آن در بند بالا گذشت در چوب پهن برگان دورتر از آوندها قرار گرفته باشند آنها را تراكئيدهاي آوندي مينامند .
8 ـ 4 ـ فيبر تراكئيد :
عبارتست از فيبرهاي نسبتأ بزرگي كه مانند تراكئيد گاهي داراي پونكتواسيون هستند ( براي توضيح به حالات پونكتواسيونها رجوع شود .)
8 ـ 5 ـ تراكئيدهاي بهاره :
در بسياري از چوبهاي سوزني برگان تراكئيدها آغاز دوره رويش ساليانه درشتتر از تراكئيدهاي پايان دوره رويش ساليانه بوده و معمولا جدار آنها نازكتر ميباشد . اين تراكئيدها را تراكئيدهاي بهاره مينامند .
8 ـ 6 ـ تراكئيدهاي پائيزه :
در بسياري از چوبهاي سوزني برگان تراكئيدهاي پايان دوره رويش ساليانه داراي قطر كوچكتر و جدار ضخيمتر از تراكئيدهاي بهاره ميباشند . اين تراكئيدها را تراكئيدهاي پائيزه مينامند .
8 ـ 7 ـ بلندي تراكئيدها :
تراكئيدها را از نظر بلندي به سه گروه تقسيم ميكنند . ( كوتاه بين 500, 1000 ميكرون ) ( متوسط بين 1500 ـ 1000 ميكرون ـ بلند از 1500 ميكرون به بالا )
8 ـ 8 ـ تراكئيدهاي بلند :
عبارتست از تراكئيدهاي با بلندي بيشتر از 1600 ميكرون .
8 ـ 9 ـ تراكئيدهاي با بلندي متوسط :
عبارتست از تراكئيدهايي با بلندي از 1200 تا 1600 ميكرون .
8 ـ 10 ـ تراكئيدهاي كوتاه :
عبارتست از تراكئيدهاي با بلندي تا 1200 ميكرون .
8 ـ 11 ـ درشتي تراكئيدها ( قطر تراكئيدها )
چون مقطع عرضي تراكئيدها گرد نبوده و به صورت چند ضلعي ميباشد . منظور از قطر تراكئيدها ميانگين قطرهاي آن در برش عرضي ميباشد .
در تراكئيدهاي پائينه كه شكل مقطع آنها در برش عرضي چوب نسبتأ منظمتر ميباشد . معمولا پهناي مماسي و شعاعي ياختهها به طور جداگانه اندازهگيري ميشود .
تراكئيدهاي از نظر قطر به سه گروه تقسيم ميشوند :
8 ـ 12 ـ تراكئيدهاي درشت :
عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها بيشتر از 60 ميكرون باشد به تعداد پونكتواسيون در ياخته چهارگوش ( محل تلافي تراكئيدها با پرههاي چوبي .)
در چوب سوزني برگان تعداد پونكتواسيون را در محل برخورد ياختههاي پره چوبي با تراكئيدها تعيين مينمايد .
2 ـ 8 ـ 11 ـ تراكئيدهاي با درشتي متوسط :
عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها از 40 تا 60 ميكرون باشد .
3 ـ 8 ـ 11 ـ تراكئيدهاي ريز :
عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها تا 40 ميكرون باشد .
9 ـ تعاريف اصطلاحات فصل هشتم( پونكتواسيون )
9 ـ 1 ـ پونكتواسيون :
عبارتست از مجاري باشكال و اندازههاي مختلف در جدار ياختههاي چوبي كه وسيله مبادله مواد غذايي بين ياخته ميباشد . آنها را ميتوان به وسيله ميكروسكپ در برشهاي عرضي شعاعي , مماسي چوبها ملاحظه نمود .
پونكتواسيونها از نظر اندازه ـ آرايش ـ حالت ـ دوره و دريچه به ترتيب زير طبقهبندي ميشوند .
9 ـ 2 ـ پونكتواسيونها از نظر حالت :
پونكتواسيونها از نظر حالت ممكن است به شش حالت زير ملاحظه شوند :
1 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون ساده :
عبارتست از مجراي ساده استوانهاي شكلي كه در جدار ياختههاي چوبي آوندها و فيبرها در پهن برگان قرار گرفته است . اين مبرا در جدار ياختههاي مجاور به طور يكنواخت امتداد مييابد .
مقطع اين پونكتواسيونها در جدار عرضي چوب به شكل مجراي ساده و در برش طولي چوب به شكل سوراخهاي ريزگرد يا بيضي شكل است .
2 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيونهاي متقابل :
عبارتست از پونكتواسيونهايي هستند كه در برشهاي طولي چوب ( برش مماسي و شعاعي ) به خصوص در روي جدار آوندها در مقابل هم قرار گرفته باشند .
3 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيونهاي متناوب :
عبارتست از پونكتواسيونهايي هستند كه در برشهاي طولي چوب به خصوص در جدار آوندها ( به طور يك در ميان ) قرار گرفته باشند .
4 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون منقش :
عبارتست از پونكتواسيوني كه در آن مجرا به شكل استوانه نيست و مدار ياخته در محل پونكتواسيون به شكل نامنظمي باريك ميماند اين حالت سبب ميشود كه پونكتواسيون در جدار طولي ياختهها به صورت منقش ظاهر شود .
5 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون هالهاي :
عبارتست از پونكتواسيونهايي كه در آنها جدار ياخته به صورت استوانهاي نبوده و تقريبأ به صورت مخروط ناقص باقي ميماند . اين حالت بيشتر در تراكئيدهاي سوزني برگان ديده ميشود و در اين صورت مقطع پونكتواسيون در برش طولي چوب ها به صورت دو دايره داخل هم به نظر ميرسد .
6 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون يك طرفه ( پونكتواسيون كور :)
در اين نوع پونكتواسيون جدار يكي از ياختههاي مجاور در بعضي از نقاط خود نازك مانده ولي در مقابل آن جدار ياخته مجاور ضخيم ميشود بطوريكه امتداد دالان پونكتواسيونهاي مجاور با هم تطبيق نميكند .
9 ـ 3 ـ پونكتواسيون از نظر آرايش .
1 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون يك رديفه :
در جدار تراكئيدهاي سوزني برگان معمولا يك رديف تراكئيد در جهت قائم قرار گرفته است . آنها را تراكئيد يك رديفه مينامند .
2 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون چند رديفه :
در جدار آوندهاي پهن برگان معمولا چند رديف پونكتواسيون قرار گرفته است كه آنها را پونكتواسيونهاي چند رديفه مينامند .
3 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيونهاي نردهباني :
عبارتست از پونكتواسيونهايي هستند كه در برشهاي طولي چوب ( برش مماسي و شعاعي ) به خصوص در جدار آوندها در رديفهاي موازي هم قرار گرفته باشند .
4 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون از نظر اندازه :
پونكتواسيونها از نظر اندازه به سه قسمت زير تقسيم ميشوند .
پونكتواسيونهاي ريز ( قطر تا 7 ميكرون .)
پونكتواسيونهاي ميانه ( با قطر از 7 تا 10 ميكرون )
پونكتواسيونهاي درشت ( با قطر بيشتر از 10 ميكرون )
9 ـ 4 ـ ديگر واژههاي مربوط به پونكتواسيون :
عبارتست از فضائي كه بين دو دريچه پونكتواسيون قرار گرفته است .
9 ـ 5 ـ دريچه پونكتواسيون :
هر مجراي پونكتواسيون داراي دو طرف ميباشد . يكي به طرف درون ياخته و ديگري به طرف بيرون ياخته كه آنها را دريچه پونكتواسيون مينامند .
ممكن است دريچه پونكتواسيون برحسب وضع قرار گرفتن در جدار ياخت در برشهاي طولي چوب به صورت گرد ـ بيضي يا شكافته ديده شود .
9 ـ 6 ـ دريچه بيروني پونكتواسيون :
عبارتست از دريچهاي كه به طرف بيرون ياخته باز ميشود .
9 ـ 7 ـ دريچه دروني پونكتواسيون :
عبارتست از دريچهاي كه به طرف داخل ياخته باز ميشود .
9 ـ 8 ـ دوره پونكتواسيون :
عبارتست از نماي پونكتواسيون در برش طولي كه ممكن است به سه صورت زير ديده شود .
گرد و بيضي در چوب پهن برگان ـ و هالهاي در چوب سوزني برگان .
10 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل نهم
الياف چوب " فيبرها "
10 ـ 1 ـ ميزان درصد فيبرها :
عبارتست از ميزان درصد حجمي فيبرها , نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده چوب . ميزان درصد فيبرها در چوبهاي مختلف متغيير است .
10 ـ 2 ـ حالات فيبر :
عبارتست از چگونگي وضع فيبرها از نظر ساختمان .
10 ـ 3 ـ فيبر ساده :
عبارتست از فيبرهاي معمولي كه از ياخته كشيده و دوكي شكل تشكيل شدهاند .
10 ـ 4 ـ فيبر چوبي با پونكتواسيون ساده :
در بسياري از چوبهاي پهن برگان , فيبرها معمولا داراي پونكتواسيون ساده هستند . ( به حالات پونكتواسيونها رجوع شود .)
10 ـ 5 ـ فيبر جداري :
عبارتست از فيبرهاي كه در بعضي نقاط برش طولي آنها جدارهاي عرضي ديده ميشود .
10 ـ 6 ـ فيبر مستقيم :
عبارتست از فيبرهايي كه كم و بيش كشيده و راست بوده و راستاي آنها به موازات هم و به موازات محور درخت باشد . مانند فيبر بلند مار .
10 ـ 7 ـ الياف چوب .
عبارتند از تارهاي چوب ( يكي از عناصر يا سازههاي اصلي تشكيل دهنده چوب ) كه قطر آنها بين 120 ـ 360 ميكرون (0/12 تا 0/36 ميليمتر و در ازاي آنها بين 600 ـ 1200 ميكرون (0/6 ـ 1/2 ميليمتر تغيير ميكند .)
يادآوري 3:
اصطلاحأ الياف چوب به كليه عناصر تشكيل دهنده چوب كه در امتداي موازي محور دوخت نيز قرار گرفتهاند , نيز اطلاق ميشود .
10 ـ 8 ـ فيبرها :
قسمت اعظم ساختمان بسياري از چوبها پهن برگان را ياختههاي بلند دوكي شكل با جدار نسبتأ كلفت تشكيل داده است كه جقره داخلي آنها باريك ميباشند . برش عرضي اين ياختهها به شكل چند ضلعي و غالبأ به شكل 4 ـ 5 ضلعي ديده ميشود و برش طول آنها كشيده و باريك است كه به دو انتهاي صاف يا كمي دندانهدار منتهي ميگردد اين ياختهها را تار يا فيبر مينامند .
يادآوري 4:
واژه ( ليف ,) به جاي تار يا فيبر مصطلح نشده است ولي مجموع تارها يا فيبرهاي چوبي را الياف چوبي هم مينامند .
10 ـ 9 ـ فيبر معوج ( موج دار )
عبارتست از فيبرهايي است كه راستاي آنها مستقيم نبوده و داراي خميدگي باشد مانند فيبر ممرز .
10 ـ 10 ـ الياف ژلاتيني ( فيبر ژلاتيني )
عبارتست از الياف چوبي كه جدار آنها در اثر پديدههاي مختلف ژلاتيني شده باشد .
10 ـ 11 ـ تار چوب :
در اصطلاح چوبشناسي عبارتست از طرز قرار گرفتن و راستاي الياف چوب , نسبت به همديگر و محور قطعه چوب .
10 ـ 12 ـ به بوم :
رجوع شود به ( كج تار ) و ( لاپيچيده تار )
10 ـ 13 ـ پيچيده تار :
چوبي است كه الياف آن نسبت به محور در خست پيچيدگي داشته ولي نسبت به هم موازي باشد .
10 ـ 14 ـ خوش بوم :
رجوع شود به ( راست تار .)
10 ـ 15 ـ راستاي چوب :
عبارتست جهت كلي الياف چوب .
10 ـ 16 ـ راستاي فيبرها :
عبارتست از امتداد مجموعه فيبرها .
10 ـ 17 ـ درهم تار :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در آنها راستاي الياف نسبت به محوره قطعه چوب و نسبت به هم , وضع مشخصي نداشته و به طور درهم قرار گرفته باشند .
10 ـ 18 ـ راست تار ( خوش بوم :)
چوبهايي هستند كه در آنها راستاي الياف عناصر تشكيل دهنده چوب كم و بيش موازي محور قطعه چوب ميباشد .
10 ـ 19 ـ كج تار ( بند بوم :)
چوبهايي هستند كه در آنها راستاي الياف چوب با محور قطعه چوب , زاويه معيني تشكيل دهند .
10 ـ 20 ـ كماني تار :
عبارتست از تغيير شكلي كه در چوبهاي بريده شده , انحناني به شكل كمان به وجود ميآورد و معمولا منظم بوده و تمام يا قسمتي از دو رويه چوب به شكل استوانهاي درميآيد .
10 ـ 21 ـ مارپيچ تار :
چوبهايي را گوينه كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به محور قطعه چوب , وضع مارپيچي داشته باشد .
10 ـ 22 ـ مارپيچ تار متناوب :
به چوبهايي اطلاق ميشود كه در آنها راستاي دستهاي از الياف يك طبقه ( پوشش ) چوب , نسبت به محور , از سمت معيني پيچيده و در پوشش قبلي و بعدي آن در جهت عكس آن پيچيده باشد .
اينگونه چوبها در برش طولي خود , معمولا نقش نواري گروه چوبهاي به اصطلاح آگاژورا ظاهر ميسازد .
10 ـ 23 ـ مايل تار :
چوب بريده شدهاي است كه در يك يا دو سطح روبهروي هم راستاي الياف نسبت به سطوح آنها به طور مايل قرار گرفته باشد .
10 ـ 24 ـ متناوب تار :
چوبي است كه راستاي الياف آن يك در ميان نسبت به دو سطح غير روبهروي و به طور مايل قرار گرفته باشد .
10 ـ 25 ـ موجي تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب در جهت طولي قطعه چوب ( جهت محور چوب ) موجهاي سينوسي نشان دهنده مانند چوب بعضي از افراها .
10 ـ 26 ـ همگن تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به همديگر كم و بيش موازي باشند .
10 ـ 27 ـ ناهمگن تار :
چوبهايي را گويند كه در آنها جهت الياف چوب نسبت به هم موازي نبوده و زاويههاي مختلفي را نشان ميدهد .
10 ـ 28 ـ پراكندگي فيبرها :
عبارتست از طرز قرار گرفتن فيبرها در زمينه برش عرضي چوب .
10 ـ 29 ـ طرز قرار گرفتن فيبرها :
عبارتست از نماي برش عرضي فيبرها در زير ميكروسكپ .
10 ـ 29 ـ 1 ـ فيبرها به شكل گروههاي پراكنده :
در بعضي از چوبها , طرز قرار گرفتن فيبرها طوريست كه رشته يا نوار مشخصي را به وجود نميآورد و فيبرها در گروههاي مختلف نامنظم قرار گرفتهاند .
10 ـ 29 ـ 2 ـ فيبرهاي با پراكنده منظم :
عبارتست از پراكندگي فيبرها در برش عرضي چوب كه تقريبأ يكنواخت باشد .
10 ـ 29 ـ 3 ـ فيبرها در رشتهها يا نوارهاي شعاعي :
در بعضي از چوبها , عده زيادي از فيبرها به طور منظم در رشتههاي شعاعي قرار گرفتهاند .
10 ـ 29 ـ 4 ـ فيبر درهم :
عبارت از فيبرهايي است كه داراي راستاي مشخصي نيستند و به طور درهم ديده ميشوند . مانند فيبر چوب انجيلي .
10 ـ 30 ـ اندازه فيبرها .
10 ـ 30 ـ 1 ـ بلندي فيبرها :
عبارتست از فاصله طولي بين دو انتهاي فيبر كه معمولا بر حسب ميكرون اندازهگيري ميشوند .
10 ـ 30 ـ 1 ـ 1 ـ فيبر بلند :
عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 1600 ميكرون بيشتر است .
10 ـ 30 ـ 1 ـ 2 ـ فيبر با بلندي ميانه :
عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 600 ميكرون ميباشد .
10 ـ 31 ـ كلفتي ديواره فيبرها :
عبارتست از جداري كه محتويات داخل ياخته فيبرها را در برگرفته است اين ديواره , از خارج به داخل خود از چند لايه متمايز ساخته شده است كه مجموعه اين لايهها با ميكروسكپهاي معمولي به صورت يك ديواره ديده ميشود .
10 ـ 31 ـ 1 ـ فيبرهاي با ديواره نازك :
عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها در برش عرضي چوب كوچكتر از قطر خود فيبر باشد .
مانند فيبر چوبهاي نمدار و توسكا :
10 ـ 31 ـ 2 ـفيبرهاي با ديواره ميانه :
عبارتست از فيبرهايي كه يا پهناي ديواره آنها تقريبأ برابر فيبر در برش عرضي باشد .
مانند فيبر چوبهاي شب خسب و افرا .
10 ـ 31 ـ 3 ـ فيبرهاي با ديواره كلفت :
عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها كلفتتر از مقطع فيبر در برش عرضي باشد . مانند بلند مازو ـ و اقاقيا .
10 ـ 32 ـ فراواني فيبرها :
عبارتست از ميزان نسبي فراواني فيبرها نسبت به عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب كه آن را به سه صورت بشرح زير مشخص ميكنند .
10 ـ 33 ـ فيبر فراوان :
هنگامي كه در چوبي , فيبرها بيشتر از مجموع ساير عناصر باشد .
10 ـ 34 ـ فيبر ميانه :
هنگامي كه در چوبي مجموع فيبرها تقريبأ برابر ساير عناصر دهنده چوب باشد .
10 ـ 35 ـ فيبر كمياب :
هنگامي در چوبي ميزان فيبرها كمتر از مجموع ساير عناصر تشكيل دهنده چوب باشد .
10 ـ 36 ـ الياف آبكشي :
عبارتست از اليافي با جدار ضخيم كه به طور گروهي ( در گروههاي كوچك ) در داخل بافي آبكشي بعضي از چوبها ظاهر ميشود . جدار اين فيبرها نيز معمولا چوبي ميشود .
11 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دهم
11 ـ 1 ـ پرههاي چوبي :
بافتي است كه از يك يا چند رديف ياختههاي پارانشيمي افقي ساخته شده و جهت آن عمود به محور درخت ميباشد اين بافت به شكل اشعه كم و بيش پهني در برش عرضي تنه درخت ديده ميشود .
11 ـ 2 ـ اشعه وسطي ـ ( اشعه مغزي ) ( پرههاي چوبي )
گروهي از پارانشيمهاي استوانه مركزي ساقه را كه در امتداد اشعه برشي عرضي ساقه و ريشه , بين بافتهاي چوبي آبكش ( هادروم و لپتوم ) قرار گرفتهاند . اصطلاح چوبشناسي پرههاي چوبي و در اصطلاح گياهشناسي اشعه وسطي يا اشعه مغزي مينامند .
11 ـ 3 ـ پارانشيمهاي پرههاي چوبي :
به ياختههاي پارانشيمي كم و بيش افقي كه پرههاي چوبي را تشكيل ميدهند , پارانشيمهاي پره چوبي ميگويند .
11 ـ 4 ـ پر مگسها ( مايورها :)
برش طولي پرههاي چوبي در برش شعاعي چوب كه ( غالبأ در اين برگان ) به صورت لكههاي كم و بيش درشت و كشيده ديده ميشود در بعضي از چوبها نقش زيبايي را به وجود ميآورد . چوبشناسي و نجاري ايران اين لكهها را به اصطلاح پر مگس مينامند .
11 ـ 5 ـ پر مگس جناغي :
در بعضي از گونههاي چوب مانند چوب چنار و راش , نماي پر مگسها در برش شعاعي چوب به شكلي است كه اگر آنها را به طور قرينه كنار هم بچسبانند شكل جناغ ايجاد ميكند اين نوع پر مگسها را پر مگس جناغي مينامند .
11 ـ 6 ـ پر مگس نقرهاي :
در بعضي از چوبها , پر مگسها به صورت معيني درخشنده ميباشند كه آنها را در اصطلاح نجاري ايراني , پر مگس نقرهاي مينامند .
مانند پرمگس چوب راش رافرا .
11 ـ 7 ـ پرههاي چوبي نخستين :
به عدهاي از پرههاي چوبي كه از ابتداي رويش درخت تشكيل شده و از مغز ساقه آغاز ميشود , پره چوبي نخستين گويند .
11 ـ 8 ـ پرههاي چوبي ثانوي :
به تدريج كه قطر ساقه درخت زيادتر ميشود , ضمن رويش بافتهاي ديگر , پرههاي چوبي تازهاي نيز بين پرههاي نخستين به وجود ميآيد كه آنها را پرههاي چوبي ثانوي مينامند .
11 ـ 9 ـ پرههاي چوبي چند رديفه :
در بعضي از چوبها پرههاي چوبي از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پرههاي چوبي چند رديفه مينامند پرههاي چوبي چند رديفه را معمولا به پرههاي چوبي باريك ـ متوسط ـ و پهن تقسيم ميكنند و تشخيص آنها از نظر ماكروسكپي به طور نظلي صورت ميگيرد .
يادآوري 5:
در اين قبيل پرههاي چوبي چند رديفه , بين ياختههاي پارانشيمي پرههاي چوبي از عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب ديده نميشود . مانند پرههاي چوبي چند رديفه راش , و بلند مازو .
11 ـ 10 ـ پرههاي چوبي يك رديفه :
در بعضي از چوبها پرههاي چوبي فقط از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پرههاي چوبي يك رديفه مينامند . مانند پرههاي چوبي سندبرها و بيد و توسكا و ممرز .
11 ـ 11 ـ پرههاي چوبي در برش مماسي :
پرههاي چوبي در برش مماسي چوب , به شكل دوكي كم و بيش درست و با كمي اختلاف رنگ با متن چوب ديده ميشود كه آنها را پرههاي چوبي در برش مماسي نامند .
11 ـ 12 ـ آرايش ( طرز قرار گرفتن ) پرههاي چوبي :
طرز قرار گرفتن پرههاي چوبي در برش مماسي چوب تعيين ميشود و به صورت زير ملاحظه ميگردد .
11 ـ 13 ـ پرههاي چوبي درهم :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه طرز قرار گرفتن آنها نظم و ترتيب معيني نداشته باشد . مانند چوب راش .
11 ـ 14 ـ پرههاي چوبي مطبق :
پرههايي چوبي را مطبق گويند كه در برش مماسي در رديفهاي تقريبأ موازي كم و بيش انبوده قرار گرفته باشند . مانند چوب و خرمندي .
11 ـ 15 ـ پهناي پرههاي چوبي :
در برش عرضي چوب پهنترين قسمت پرههاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازهگيري ميشوند . معمولا پهناي پرههاي چوبي به سه صورت زير بيان ميگردند .
11 ـ 15 ـ 1 ـ پرههاي چوبي باريك ( از 25 تا 50 ميكرون .)
11 ـ 15 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با پهناي ميانه ( از 50 تا 100 ميكرون )
11 ـ 15 ـ 3 ـ پرههاي چوبي پهن ( داراي پهناي بيشتر از 100 ميكرون )
11 ـ 16 ـ پرههاي چوبي پهن :
هرگاه تعداد رديف ياخته در پرههاي چوبي چند رديفه به قدري زياد باشد كه پرههاي چوبي با چشم غير مسلح در برشهاي چوب ديده شود آنها را پرههاي چوبي پهن نامند .
11 ـ 17 ـ تعداد ياخته در طول پرههاي چوبي يك رديفه :
معمولا تعداد ياختهها در بلندي پرههاي چوبي مماسي چوب مشخص ميشود . تعداد ياخته در بلندي پرههاي چوبي يك رديفه به سه صورت زير بيان ميگردد .
11 ـ 17 ـ 1 ـ پرههاي يك رديفه كوتاه ( داراي تا 5 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 17 ـ 2 ـ پرههاي يك رديفه ميانه ( داراي 5 تا 10 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 7 ـ 3 ـ پرههاي يك رديفه بلند ( داراي بيشتر از 10 ياخته در بلندي خود )
11 ـ 18 ـ اندازه پرههاي چوبي :
تعداد رديف ياختههاي پارانشيمي سازنده پرههاي چوبي را گويند . اندازه پرههاي چوبي به سه صورت زير ملاحظه ميشود .
11 ـ 19 ـ پرههاي چوبي برابر :
هرگاه پهناي پرههاي چوبي در برش عرضي چوب محسوسأ برابر باشد , آنها از پرههاي چوبي برابر مينامند :
11 ـ 20 ـ پرههاي چوبي يك در ميان :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه در برش مماسي چوب هريك از پرههاي چوبي در بين دو پره رديف بالاتر و رديف پايينتر قرار گرفته باشد .
مانند چوب تبريزي .
11 ـ 21 ـ انبوهي پرههاي چوبي :
تعداد پرههاي چوبي در بر ميليمتر مماسي برش عرضي هر چوب , انبوه پرههاي چوبي آن را مشخص ميكند انبوهي پرههاي چوبي در چوبهاي مختلف ممكن است به سه حالت زير ديده شود .
11 ـ 21 ـ 1 ـ پرههاي چوبي با انبوهي كم : ( كمتر از 4 عدد در هر ميليمتر )
11 ـ 21 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با انبوهي ميانه ( بين 4 تا 12 عدد پره در هر ميليمتر )
11 ـ 21 ـ 3 ـ پرههاي چوبي با انبوهي فراوان ( بيشتر از 14 عدد پره در هر ميليمتر .)
11 ـ 22 ـ ميزان درصد پرههاي چوبي :
عبارتست از ميزان پرههاي چوبي نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده ديگر چوب بر حسب درصد .
11 ـ 23 ـ بلندي پرههاي چوبي :
بلندي پرههاي چوبي معمولا در برش مماسي چوب , بين دو انتهاي پرههاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازهگيري ميشود . بلندي پرههاي چوبي را از نظر بلندي به سه گروه زير تقسيم ميكنند .
11 ـ 23 ـ 1 ـ پرههاي چوبي كوتاه : ( از 500 تا 1000 ميكرون .)
11 ـ 23 ـ 2 ـ پرههاي چوبي با بلندي ميانه ( از 1000 تا 3000 ميكرون )
11 ـ 23 ـ 3 ـ پرههاي چوبي بلند ( بيشتر از 3000 ميكرون )
11 ـ 24 ـ پرههاي چوبي متغير :
به پرههاي چوبي گفته ميشود كه تعداد رديف ياختهاي پارانشيمي سازنده آنها بين تعداد معيني متغير باشد . مانند ملچ كه پرههاي چوبي آن معمولا داراي 4 الي 6 رديف ياخته هستند .
11 ـ 25 ـ پرههاي چوبي نابرابر :
در بسياري از چوبها , پهناي پرههاي چوبي در همه جا يكسان نيست و ممكن است پرههاي يك رديفه پرههاي باريك و پرههاي پهن در آن چوب با هم وجود داشته باشد . اين قبيل پرههاي چوبي را پرههاي نابرابر مينامند .
11 ـ 26 ـ پراكندگي پرههاي چوبي :
طرز قرار گرفتن و فاصله پرههاي چوبي از هم ديگر در برش عرضي چوب را پراكندگي پرههاي چوبي مينامند ممكن است پراكندگي پرههاي چوبي به دو صورت زير ديده شود :
11 ـ 27 ـ چگونگي پرههاي چوبي :
عبارتست از يك نواخت بودن نسبي ياختههاي پرههاي چوبي در برش مماسي چوب , چگونگي پرههاي چوبي به سه صورت زير بيان ميشود :
11 ـ 28 ـ پرههاي چوبي با ياختههاي كناري پره :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه ياختههاي جانبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده هستند . مانند چوب توت و انجير .
11 ـ 29 ـ پرههاي چوبي با ياختههاي نردهباني پره :
در بعضي از چوبها ياختههاي قسمت بالا و پايين پرههاي چوبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده قرار گرفتهاند كه شكل آنها در برش شعاعي و مماسي چوب مطابق شكل زير است . مانند چوب انجير .
11 ـ 30 ـ پرههاي چوبي منظم :
به پرههايي گفته ميشود كه فاصله آنها از هم در برش عرضه كم و بيش مساوي باشد مانند چوب افرا پلت و ملح .
11 ـ 31 ـ پرههاي چوبي نامنظم :
به پرههايي گفته ميشود كه فاصله آنها از هم در برش عرضي , ترتيب و نظم معيني نداشته باشند . مانند چوب بلند مازو ـ و راش .
11 ـ 32 ـ پرههاي چوبي نادرست :
در بعضي از چوبها اصولا همه پرهاي چوبي يك رديفه هستند ولي در بعضي از قسمتها چوب طرز قرار گرفتن پرههاي چوبي يك رديفه به قدري انبوه است كه مجموعه آنها با وجود اينكه عناصر ديگري بين آنها قرار دارد , از نظر ماكروسكپي به صورت پرههاي پهن ديده ميشوند . اين پرههاي چوبي را پرههاي چوبي نادرست مينامند .
11 ـ 33 ـ پرههاي چوبي همگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه مقطع ياختههاي آن در برش مماسي چوب محسوس مساوي باشند .
11 ـ 34 ـ پرههاي چوبي ميان همگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه فقط مقطع ياختههاي بالا و پايين آنها در برش مماسي چوب بزرگتر از مقطع ساير ياخته باشد .
11 ـ 35 ـ پردههاي چوبي ناهمگن :
به پرههايي چوبي گفته ميشود كه مقطع ياختههاي آنها در اندازه خود در برش مماسي چوب با هم اختلاف كلي داشته باشد .
11 ـ 36 ـ پرههاي چوبي خالي :
پرهايي چوبي داراي كريستالهاي ( بلورهاي ) ممتاز پرههاي چوبي داراي مواد مختلف .
11 ـ 37 ـ محتويات پرههاي چوبي :
ياختههاي پرههاي چوبي معمولا داراي مواد ذخيرهاي گياهي و مواد رنگي هستند . پرههاي چوبي را ميتوان از نظر محتويات به صورت زير طبقهبندي ميگردد .
12 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل يازدهم
12 ـ 1 ـ پارانشيمهاي چوبي :
ياختههاي منشوري شكلي هستند كه داراي جدار نازك بوده و انبار مواد ذخيره گياهي به شمار ميرود . امتداد آنها كم و بيش موازي محور درخت ميباشد .
12 ـ 2 ـ بافت پارانشيمي :
از ياختههاي منشوري شكل چند وجهي ـ جدار نازك و نسبتأ كوتاهي تشكيل شده است كه معمولا انبار مواد غذايي گياهي به شمار ميآيد .
عدهاي از ياختههاي پارانشيمي در امتداد محور درخت و عدهاي در جهت عمود به آن قرار گرفتهاند .
12 ـ 3 ـ پارانشيم آبكشي :
عبارتست از ياختههاي پارانشيمي است كه داخل بافت آبكشي وجود دارد .
12 ـ 4 ـ چگونگي پارانشيمهاي چوبي :
معمولا پارانشيمهاي چوبي به سه صورت زير مشاهده ميشود .
12 ـ 5 ـ پارانشيمهاي چوبي معمولي .
12 ـ 6 ـ پارانشيمهاي چوبي دوكي شكل .
12 ـ 7 ـ پارانشيمهاي چوبي به صورت رشتههاي ياختههاي پارانشيمي
12 ـ 8 ـ پارانشيمهاي دوكي شكل :
پارانشيمهايي هستند كه يك و يا دو يك انتهاي آنها باريكتر شده و به صورت دوكي درآمده است ( كه بايد آنها را با ميكروسكپ مشاهده نمود .)
12 ـ 9 ـ آرايش پارانشيمها :
12 ـ 9 ـ 1 ـ پارانشيم پراكنده :
در بعضي از چوبها ياختههاي پارانشيمهاي چوبي در دوره رويش به طور نامنظم پراكنده هستند . آنها را پارانشيم پراكنده مينامند . در اين چوبها پارانشيمهاي چوبي از نظر ماكروسكپي ديده نميشود .
12 ـ 9 ـ 2 ـ پارانشيمهاي نامنظم
در بعضي از چوبهاي پارانشيمهاي چوبي در لكهها يا نوارهاي بريده نامنظم قرار گرفتهاند و آنها را پارانشيمهاي نامنظم مينامند .
12 ـ 9 ـ 3 ـ پارانشيمهاي چوبي منظم :
پارانشيمهايي را گويند كه طرز قرار گرفتن آنها در برش عرضي منظم بوده و شكل معيني را به وجود ميآورد .
12 ـ 10 ـ رشتههاي پارانشيم چوبي :
در بعضي از چوبها پارانشيمهاي چوبها به صورت رشتههاي كوتاه يا بلند كه از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شدهاند ميباشند . اين قبيل پارانشيمها را رشتههاي پارانشيم چوبي مينامند .
12 ـ 11 ـ رشتههاي پارانشيمي پاره ( بريده :)
در بعضي از چوبها رشتههاي پارانشيمي چوبي كوتاه و بريده ميباشد . اين قبيل پارانشيمها را رشتههاي پارانشيمي پاره ( بريده ) مينامند .
12 ـ 12 ـ رشتههاي پارانشيمي پيوسته :
در بعضي از چوبها رشتههاي پارانشيم چوبي طولاني و مداوم به نظر ميرسد ـ آنها را رشتههاي پارانشيمي پيوسته مينامند .
12 ـ 13 ـ نوارهاي پارانشيمي :
در بعضي از چوبها پرانشيمهاي چوبي در نوارهاي كم و بيش پهن كه از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شدهاند ديده ميشود . اين پارانشيمها را نوارهاي پارانشيمي مينامند .
12 ـ 14 ـ پارانشيمهاي آوندگرا :
در بعضي از چوبها ـ ياختههاي پارانشيمي يا قسمت اعظم آنها در نزديكي و كناره آوندها قرار گرفته است . اين قبيل پارانشيمها را پارانشيمهاي آوندگرا مينامند .
12 ـ 15 ـ پارانشيمهاي گرد آوندي :
در بعضي از چوبها ـ ياختههاي پارانشيمي دور آوندهاي بهاره و تابستانه را فراگرفته است اين قبيل پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي مينامند .
12 ـ 16 ـ پارانشيمهاي گردآوندي و بال دار :
در بعضي از چوبها ـ پارانشيمهاي گردآوندي به صورت كشيده و بال دار به نظر ميرسند اين پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي بال دار مينامند . ممكن است پارانشيمهاي گردآوندي از يك طرف يا از هر دو طرف امتداد يافته ( كشيده شده ) و به شكل بال درآيند .
12 ـ 17 ـ پارانشيم گردآوندي بال دار چشمي :
در بعضي از چوبها ـ پارانشيمهاي گردآوندي بالدار كاملا به شكل چشم درميآيند آنها را پارانشيم گردآوندي بالدار چشمي مينامند .
12 ـ 18 ـ پارانشيمهاي گردآوندي بالدار پيوسته :
در بعضي از چوبها پارانشيمهاي گردآوندي كاملا كشيده شده و به هم ميپيوندند و گاهي به صورت نوارهاي نامنظمي كه آوندها را در برگرفته ديده ميشوند . اين پارانشيمها را پارانشيم گردآوندي بال دار پيوسته مينامند .
12 ـ 19 ـ فراواني پارانشيمها :
در همه چوبها فراواني پارانشيمها يكسان نيست و معمولا به سه حالت زير تقسيم ميشوند :
1 ـ پارانشيم كمياب : ( از 5 تا 10 درصد حجم چوب )
2 ـ پارانشيم ميانه : ( از 0 تا 20 درصد حجم چوب )
3 ـ پارانشيم فراوان : ( بيشتر از 20 درصد حجم چوب )
12 ـ 20 ـ ميزان درصد پارانشيمهاي چوبي :
پارانشيمهاي چوبي از نظر محتويات داخلي به سه صورت زير ملاحظه ميشوند :
12 ـ 22 ـ پارانشيمهاي خالي :
داراي كريستالهاي مختلف و غالبأ اواكسالات كلسيم .
پارانشيمهاي داراي مواد مختلف
13 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوازدهم
13 ـ 1 ـ چوب آغاز :
به قسمتي از بافت چوب اوايل دوره رويش ( به خصوص در چوبهاي مناطق سردسير و معتدله ) ناميده ميشود كه نسبت به چوب فصول بعد , بافت آن درشتتر است .
13 ـ 2 ـ چوب پايان :
به قسمتي از بافت چوبي اواخر دوره رويش ( لايههاي آخر چوب تابستاني ) ناميده ميشود كه معمولا بافت آن نسبت به قسمتهاي ديگر چوب تشكيل شده در دوره رويش ريزتر است .
13 ـ 3 ـ چوب بهاره
در فصل بهار در مناطق معتدله و سردسر كه رويش درختان سريعتر است چوب نسبتأ شل بافتي تشكيل ميشود كه عناصر آن نسبتأ درشت است . اين قسمت در بعضي از چوبها كاملا مشخص بوده و به رنگ روشنتر از ساير نواحي چوب ديده ميشود و آن را چوب بهاره گويند .
13 ـ 4 ـ چوب تابستانه :
در فصل تابستان كه به تدريج سرعت رشد كمتر ميشود بافت چوبي متراكمتري با عناصر چوبي ريزتر تشكيل ميشود . در بعضي از چوبها اين قسمت كاملا مشخص بوده و رنگ آن از چوب بهاره تيرهتر است . اين قسمت را چوب تابستانه مينامند .
13 ـ 5 ـ نسبت چوب تابستانه
در چوب ناهمگن عبارتست از نسبت پهناي تابستانه به پهناي كل لايه چوب ساليانه .
13 ـ 6 ـ چوب پاييزه
اصطلاحي است كه به چوب تابستانه و قسمت متراكمتر چوب اواخر دوره رويش اطلاق ميشود .
يادآوري : در اصطلاح چوبشناسي گاهي چوب تابستانه خوب پاييزه را اشتباهأ به جاي هم به كار ميبرند .
13 ـ 7 ـ چوبهاي چند دايرهاي :
به چوبهايي گفته ميشود كه در يك دوره رويش كامل ساليانه آنها به علل بيولوژيكي چند حلقه رويش مشخص به وجود آمده باشد .
13 ـ 8 ـ حد چوب بهاره و تابستانه :
در بعضي از چوبها پيشرفت رويش از چوب بهاره تا تابستانه تدريجي است و حد مشخصي ديده نميشود ولي در بعضي ديگر اين چوب بهاره و تابستانه توقف محسوسي به نظر ميرسد كه آن را حد چوب بهاره و تابستانه گويند .
13 ـ 9 ـ حد رويش :
به حد فاصله بين دو حلقه رويش ساليانه ( در چوبهاي مناطق معتدله و سرد ) يا دو ناحيه رويش ( در چوبهاي نواحي گرمسيري ) گفته ميشود .
13 ـ 10 ـ حدود رويش صاف :
حدود رويشي است كه به طور منظم و منحني صاف روئيده است .
13 ـ 11 ـ حدود رويش موجدار :
حدود رويشي است كه به طور نامنظم و موجدار روئيده باشد .
13 ـ 12 ـ حلقه رويشي
13 ـ 13 ـ حلقه رويش بريده ( ناتمام :)
در بعضي از گياهان چوبي كهن سال كه در دوره زندگي آنها احتمالا بعضي از قسمتهاي پوست و كامبيون به علل مختلف آسيبي ميبيند در همان قسمت به علت ضايعه كامبيوم فعاليت رويشي گياه به طور موضعي متوقف ميشود ولي در سالهاي بعد فعاليت بافت كامبيوم مجاور سبب ميشود كه روي قسمت آسيب ديده پوشيده و رويش قطري ساقه گياه به حال عادي برگردد .
در برش عرض چنين گياهان حلقههاي رويش ناتمام يا بريده به نظر ميرسد .
13 ـ 14 ـ حلقههاي رويش ساليانه ( دواير ساليانه :)
در چوبهاي نواحي معتدله و سرد سيري كره زمين چوب هر سال به صورت پوششي در روي پوششهاي قبلي ميرويد . برش عرضي هر يك از اين پوششهاي چوبي را حلقه رويش ساليانه مينامند .
13 ـ 15 ـ حلقه رويش نادرست ( دايره نادرست :)
در بعضي از گياهان چوبي كه در يك دوره رويش به علل مختلف مانند كمبود آب , آتش سوزي ناگهاني , اثر بادهاي گرم , حمله شديد آفات و غيره رشد گياه براي مدتي متوقف شده و دو مرتبه پس از برطرف شدن آن علت رشد گياه از سر گرفته ميشود ممكن است در يك دوره رويش دو يا چند حلقه رويش مشخص به وجود آيد كه آنها حلقه رويش نادرست مينامند .
13 ـ 16 ـ پهناي حلقه رويش ساليانه :
به پهناي برش عرضي پوشش چوبي يك ساله در بين دو حد رويش اطلاق ميشود كه معمولا در چهار جهت اصلي شمال , جنوب , مشرق و مغرب اندازهگيري شده و ميانگين آنها به حساب ميآيد .
13 ـ 17 ـ دايره ساليانه :
رجوع شود به حلقه رويش ساليانه
13 ـ 18 ـ دايره نادرست :
رجوع شود به حلقه نادرست .
13 ـ 19 ـ دواير بريده ( حلقه رويش بريده :)
در بعضي از چوبها به علل مختلف از قبيل يك طرفه بودن تاج درخت ـ يك طرفه بودن ريشه درخت ـ و يا ديگر شرايط نامساعد رويش ممكن است بعضي از حلقههاي رويش به طور كامل ساخته نشود اين قبيل حلقه رويش كه به خصوص در روي برش عرضي چوب به وسيله ميكروسكپ به خوبي نمايان ميشوند دايره بريده يا حلقه رويش بريده مينامند .
13 ـ 20 ـ دوره رويش :
به عمر درخت از آغاز رويش تا روز آزمايش دوره رويش گفته ميشود .
13 ـ 21 ـ دوره رويش ساليانه :
به قسمتي از چوب درخت كه در ظرف يك دوره يك ساله رويش تشكيل شده است : اطلاق ميشود .
13 ـ 22 ـ دوره كلي رويش :
در گياهان چوبي اصطلاحأ به كليه پوششهاي چوبي كه در دوره زندگي گياه از زمان تنديدن ( جوانه زدن ) دانه تا زمان افكندن درخت تشكيل شده است اطلاق ميشود .
13 ـ 23 ـ رويش اوليه چوب :
به بافتهايي اطلاق ميشود كه در سال اول رويش گياه به وسيله ياختههايي مريستمي ساخته ميشود .
13 ـ 24 ـ رويش ساليانه چوب :
به بافت چوبي اطلاق ميشود كه به خصوص در گياهان سرد سيري و معتدله در ظرف يك دوره رويش كه معمولا يك سال طول ميكشد به وجود ميآيد .
13 ـ 25 ـ لايه رويش ( ناحيه رويشي :)
مقدار چوبي است كه در يك دوره رويش تشكيل شده است .
13 ـ 26 ـ لايه رويشي ساليانه :
لايه رويشي در چوبهاي مناطق معتدله .
13 ـ 27 ـ درهم روئي ( لوپ :)
رويش نامنظم تنه به شكل گرد و رويه صافي كه چوب درهم تار را تشكيل ميدهد .
13 ـ 28 ـ ناحيه رويش :
در چوبهاي مناطق گرمسيري كه رويش تقريبأ مداوم بوده و استراحت درختان غالبأ مربوط به تغيير فصول بارندگي است هر سال يك حلقه رويش معيني تشكيل نميشود بلكه در فواصل زمانهاي مشخص يك حلقه رويش تشكيل ميشود و آن را به اصطلاح ناحيه رويش مينامند .
13 ـ 29 ـ يك دوره رويش :
عبارت از پوشش چوبي است كه از فصل آغاز فعاليت كامبيوم پس از استراحت كافي , تا آغاز دوره استراحت بعدي گياه توليد ميشود .
يادآوري 1: دوره رويش در بسياري از گياهان مناطق سردسيري و معتدله ساليانه ميباشد ولي در اغلب گياهان مناطق گرمسيري به پديدههاي ديگرجوي از جمله بارندگي مربوط ميباشد .
13 ـ 30 ـ بافت التيامي :
عبارتست از قسمتي از چوب و پوست با هم روئيده كه در اثر رويش لبههاي پوست روي محل زخم را ميپوشاند .
13 ـ 31 ـ بافت زايا ـ ( كامبيوم :)
بافتي است كه در گياهان چوبي از سال دوم رويش در بين بافتهاي آوندي و آبكشي به وجود ميآيد و به تدريج به طرف داخل ساقه , بافت چوبي و به طرف خارج ساقه , بافت آبكشي را ميسازد .
13 ـ 32 ـ چوبي بيبرون چوب :
چوبي است كه پوست و برون چوب آن جدا شده باشد .
13 ـ 33 ـ چوبدل :
قسمت مركزي تنه كه شامل مغز و شاخهها و لايههاي رويشي مجاور آن ميباشد .
13 ـ 34 ـ درون پوست :
به چوب قسمت مركزي ساقه و شاخههاي درخت گفته ميشود كه فعاليت فيزيولژيكي آن تقريبأ از بين رفته است و رنگ و خواص اين قسمت در عدهاي چوبها با رنگ و خواص برون تفاوت دارد .
13 ـ 35 ـ درون چوبي بروني :
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب برون ملاحظه ميشود .
13 ـ 36 ـ درون چوب سرخ :
درون چوب نادرست به رنگ قرمز كدر ميباشد كه به خصوص در چوب راش به وجود ميآيد و خواص آن با چوب سالم راش بسيار تفاوت پيدا ميكند .
13 ـ 37 ـ درون چوب مشخص :
هرگاه رنگ درون چوب با برون چوب اختلاف داشته باشد ـ آن را درون چوب مشخص مينامند .
13 ـ 38 ـ درون چوب نادرست :
در عدهاي از چوبها كه ذاتأ درون چوب مشخص تشكيل نميشود گاهي در اثر عوامل مختلف رنگ و خواص قسمت مركزي ساقه درخت با برون چوب اختلاف پيدا ميكند ولي حدود اين قبيل درون چوب معمولا نامنظم است اينگونه درون چوب را درون چوب نادرست مينامند .
13 ـ 39 ـ لايه مولده داخلي :
اصطلاحي است براي طبقه زاياي كامبيوم كه در استوانه مركزي بين دستههاي چوبي و آبكشي به وجود ميآيد .
13 ـ 40 ـ ماهدرون
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب درون ملاحظه ميشود .
13 ـ 41 ـ مغز :
قسمت محوري ساقه و شاخهها با قطر كم كه داراي بافت ويژهايست كه با ساختمان چوب اختلاف دارد .
13 ـ 42 ـ نهان مغز :
عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان نباشد .
13 ـ 43 ـ مغز ساقه :
به قسمت دروني ساقه گفته ميشود كه معمولا از ياختههاي پارانشيمي نامنظم و جدار نازك تشكيل شده است و در بسياري از گياهان چوبي به تدريج از بين رفته و جاي آن را بافت چوبي فراميگيرد .
13 ـ 44 ـ چوب فشاري :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت دروني محل انحناي ساقه , شاخهها يا ريشه سوزني برگان به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا ( از نظر ماكروسكپي ) بدون گوشه يا گرد بودن برش عرضي جدار تراكئيدها وجود مئا ( يا فضاي بين ياختهاي ) در بين تراكئيدها , بزرگي زاويه بين فيبريلهاس و جهت محور طولي ياخته , وجود گيسختگيهاي مارپيچي موازي با جهت ميكروفيبريلها , كوتاه بودن نسبي تراكئيدها ( از نظر ميكروسكپي ) و افزوني مقدار لينگين در جدار تراكئيدها نسبت به تراكئيدهاي سالم ( از نظر شيميايي ) مقاومت چوب فشاري كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 45 ـ چوب كششي :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت بيروني محل انحناي ساقه , شاخه يا ريشه پهن برگلن به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا پديدار شدن نوعي درخشندگي نقرهاي در چوبهايي كه داراي درون چوب مشخص هستند به خصوص در برشهاي طولي ( از نظر ماكروسكپي .)
ژلاتيني شدن جدار فيبرها و پيدايش خطوط مارپيچي در جدار بعضي از فيبرهاش ( از نظر ميكروسكپي ) ـ كمبود ليگنين و افزايش نسبي سلولز در جدار ياختهها . مقاومت چوب كششي در برابر خمش استاتيك كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 46 ـ چوب واكنشي :
در اصطلاح چوبشناسي به يك نوع ساختمان غيرطبيعي چوب اطلاق ميشود كه در اثر عاملي در محلهاي خم شده ريشه ـ ساقه يا شاخهها به وجود آمده باشد ( چوب واكنشي در سوزني برگان چوب فشاري و در پهن برگان چوب كششي مينامند .)
13 ـ 47 ـ چوب همگن :
عبارت از چوبي است كه در آن ساختمان و خواص چوب بهاره و تابستانه با يكديگر اختلاف زيادي ندارند و لايههاي رويش آن خوب مشخص نيستند .
13 ـ 48 ـ چوب ناهمگن :
چوبي است كه ساختمان و خواص چوب بهاره آن با چوب تابستانه اختلاف زيادي دارد و اين امر سبب مشخص شدن حد لايههاي رويش ميباشد .
14 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سيزدهم
14 ـ 1 ـ رنگها :
عبارتست از نامهاي تجارتي و آزمايشگاهي رنگهايي كه در برشهاي ميكروسكپي چوبشناسي معمولا به كار برده ميشوند .
14 ـ 2 ـ رنگآميزي :
عبارتست از رنگ كردن برشهاي ميكروسكپي چوبي و گياهي جهت بهتر نمايان شدن بافتهاي آن .
14 ـ 3 ـ باز بافت :
اين اصطلاح را كساني كه به رنگ كردن چوب ميپردازند به كار ميبرند . در بعضي از چوبها كه داراي آوندهاي درشت و يا داراي بخش روزنهاي هستند , بهطوريكه آوندهاي آنها ( به ويژه آوندهاي بهاره ) با چشم غير مسلح ديده ميشود ( مانند چوبهاي بلند مازو ـ ملج ـ گردو ـ زبان گنجشك و غيره ) بايستي خلل و فرج آن قبل از رنگ كردن , توسط مادهاي ( بتونه ) پر شود اين اصطلاح را بازبافت گويند .
14 ـ 4 ـ رنگهاي آبي :
عبارتند از : آبي آسترا (Astrblue) آبي آني لين (Anilinblue) آبي راين (Rosorcinblue) آبي سودان (Sudan Blue) آبي رزورسين (Rine Blue) آبي متيلين (Metylenblue)
14 ـ 5 ـ رنگهاي بنفش :
عبارتند از : بنفش بلوري (Kitidysllviolet) بنفش ژان سيان (Gen cian vilet)
14 ـ 6 ـ رنگهاي زرد :
عبارتند از : اورامين (Auramin) پيكرين (piktin) زرد مارتيوس (martiusyellow) اسيد پيكريك (pikrik acid)
14 ـ 7 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
14 ـ 8 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
فوكسين (Fuksin) قرمز كنگو (Con Gort) هماتوكسيلين (Hematxylin) كارمن (Carmin) زافرائين (Safurin.)
14 ـ 9 ـ رنگهاي نارنجي :
عبارتند از :
كروسئين براق (Brillout crocien) تغنين (Thion) باري تاچ (Buri tuoch) اورسئين (Orcein) آيزن آلوم (Eisen aluem)
14 ـ 10 ـ رنگهاي سبز :
عبارتند از :
سبزمالا خيت (Mslsvhiy gun) سبز روشن (Richturm) سبز متيل0() سبز براق (Brillout Gun)
14 ـ 11 ـ مواد ثابت كننده ( فيكساتورها )
14 ـ 12 ـ ثابت كردن بافتهاي چوب :
چون قسمتي از چوب از ياختههاي زنده تشكيل شده است و ممكن است در حين بررسيهاي ميكروسكپي تغييراتي پيدا كند . قبل از انجام بررسي برشهاي چوب را به وسيله محلولهاي ثابت كننده درحالتي كه هست ثابت ميكند و اين عمل را ثابت كردن ( فيكساسيون ) چوب مينامند .
14 ـ 13 ـ پارافين :
پارافين مادهايست كه بيشتر در برش برداريهاي سري و مداوم به كار برده ميشود .
14 ـ 14 ـ محلولهاي فيكاسيون ( محلول ثبوت )
محلولهاي بسيار مختلفي هستند كه بسته پرورش كار آزمايشگاههاي و تجربه دانشمندان از آنها براي ثابت كردن بافتهاي چوبي استفاده ميشود مهمترين انواع محلولهاي فيكاسيون عبارتند از :
14 ـ 15 ـ پولي انيلين گليگل (Polyethlen Glycole)
اين ماده در امريكا به نام Carbova در انگلستان به نام Aauax و در آلمان به نام خيستوواكس Histowchs ناميده ميشود .
اين ماده با سختيهاي مختلف تهيه ميشود و بيشتر براي برش برداري از بافتهاي ناهمگن مانند پوست درختان و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد . استفاده از اين ماده روش مخصوصي دارد ( براي توضيح به دروش چوبشناسي رجوع شود .)
14 ـ 16 ـ سلوئيدين (Celloidin:)
سلوئيدندر چوبشناسي خيلي كم مورد استفاده قرار ميگيرد .
14 ـ 17 ـ گليسرين :
گليسرين مادهايست كه براي تهيه برشهاي ميكروسكپي از آن استفاده ميشود .
14 ـ 18 ـ محلول استيو (Stieve:)
محلول استيو تشكيل شده از :
سوبليمات محلول در آب 76 سانتيمتر مكعب
فرمالين 40 درصد 20 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 11 سانتيمتر مكعب
محلول با مخلوط هايدنهاين وسوزا (susa ,Heidenhain) تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
نمك طعام 0/6 گرم
اسيد استيك 4 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين %40 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 19 ـ محلول بويين (Bouin:)
اين محلول تشكيل شده از :
محلول اسيد پيكريت %1 در آب 15 سانتيمتر مكعب
فرمالين %4 5 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 1 سانتيمتر مكعب
14 ـ 20 ـ محلول رلي (Relly:)
محلول رلي تشكيل شده از :
بيكربنات پتاسيم 200 گرم
آب مقطر 100 گرم
فرمالين%4 5 گرم
14 ـ 21 ـ محلول ريگادو (Regaud)
محلول ريگادو تشكيل شده از :
محلول بيكربنات پتاسيم %3 80 سانتيمتر مكعب
محلول فرمالين %4 خنثي 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 22 ـ محلول فرمالين (Formalin:)
محلول فرمالين تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
14 ـ 23 ـ محلول زنكن (Zenken:)
محلول زنكن تشكيل شده از :
سوبليمات 5 گرم
بيكرمات پتاسيم 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 5 سانتيمتر مكعب ( كه بلافاصله قبل از استعمال اضافه ميشود )
14 ـ 24 ـ محلول فرمالين و الكل (Formalin alkoleh:)
محلول فرمالين و الكل تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
الكل %4 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 25 ـ محلول فرمالين و سوبليمات (Soblimat - Formalin:)
محلول فرمالين و سوبليمات تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
كلرات پتاسيم 5 گرم
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 26 ـ محلول فلمينگ (Flemining:)
سه نوع از محلول فلمينگ به شرح زير ساخته و به كار برده ميشود .
3 ـ 1 ـ محلول غليظ
اسيد كرميك %1 15 سانتيمتر مكعب
اسيد اسميموم %2 4 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك %1
14 ـ 27 ـ محلول قوي كه خود از دو قسمت تشكيل شده :
قسمت اول :
اسيد كرميك %1 40 گرم
آب مقطر 40 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 گرم
قسمت دوم :
اسيد استيك 2 گرم
محلول اسيد كرميك %2 100 گرم
قسمت دوم را بايد در شيشه قهوهاي رنگ نگهداري كرد و هنگام استعمال هر دو قسمت را به نسبت مساوي با هم مخلوط نمود .
14 ـ 28 ـ محلول كارنوي (Carnoy:)
اين محلول تشكيل شده از :
الكل مطلق 60 سانتيمتر مكعب
كلرو فرم 30 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 سانتيمتر مكعب
14 ـ 29 ـ محلول مولر (Muller:)
محلول مولر تشكيل شده از :
بيكربنات دوپتاس 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 گرم .
2 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل اول
2- 1- استوانه مركزي
قسمتي از ساقه گياهان چوبي است كه پوست آنرا احاطه كرده است ( از بافت را يا تا مغز ساقه ) ـ در ساقههاي يكساله ـ اين قسمت شامل بافتهاي آوندي ـ آبكشي ـ بافتهاي پارانشيمي ـ و مغز ميباشد .
2 ـ 2 ـ بررسي ماكروسكپي چوب :
عبارتست از بررسي چوب از نظر ديد ظاهري يا به وسيله يك ذرهبين كه بزرگنمايي آن از 10 برابر بزرگتر نباشد .
2 ـ 3 ـ بررسي ميكروسكپي چوب :
هرگاه از چوبها به وسايل مختلف برشهاي نازك و قابل عبور نور, موقتي يا دائمي تهيه كرده و آن را به وسيله ميكروسكپ مورد مطالعه قرار دهند , اين عمل را بررسي ميكروسكپي چوب مينامند .
2 ـ 4 ـ برش شعاعي :
عبارتست از برشي كه در امتداد قطر يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد . برش شعاعي معمولا در ساقههايي كه رويش آنها عادي باشد ـ از مغز ساقه ميگذرد .
2 ـ 5 ـ برش شعاعي نادرست :
عبارتست از برش شعاعي كه كاملا در امتداد موازي با پرهچوبي نباشد .
2 ـ 6 ـ برش عرضي چوب :
عبارت است از برشي عمود بر محور ساقه درخت .
2 ـ 7 ـ برش مايل :
عبارتست از برشي كه امتداد معيني نداشته باشد .
2 ـ 8 ـ برش مماسي :
عبارت است از برشي كه عمود بر شعاع برش عرض درخت باشد . اين برش در نزديكي پوست ـ مماس واقعي است و هرچه به طرف مغز ساقه نزديكتر ميشويم رفته رفته به برش شعاعي نزديك ميشود .
2 ـ 9 ـ برشهاي دائمي چوب :
به برشهايي گفته ميشود كه با وسائل دقيق و با روشهاي علمي صحيح طوري تهيه ميشود كه بتوان تا مدتهاي مديدي از آنها در بررسيميكروسكپي استفاده نمود .
2 ـ 10 ـ برشهاي موقتي :
به برشهايي گفته ميشود كه با وسائل ساده جهت بررسيهاي فوري و موقتي تهيه ميشود .
2 ـ 11 ـ برون چوب ( چوب برون :)
به قسمتي از لايههاي تازه ساخته شده چوب درخت كه بلافاصله زير پوست قرار گرفته است , گفته ميشود . فعاليت فيزيولوژيكي درخت در آن قسمت هنوز ادامه دارد .
در عدهاي از چوبها رنگ آن روشنتر از رنگ قسمت مركزي ساقه درخت ميباشد . مانند چوب گردو و توت .
2 ـ 12 ـ برون مركزي :
در بعضي از چوبها به علل مختلف , حلقههاي رويش ساليانه كاملا متحدالمركز نبوده و بهطور نامنظم ميباشد . بدين ترتيب مغز ساقه در وسط قرار نگرفته به يك طرف متمايل ميشود اين حالت را برون مركزي مينامند .
2 ـ 13 ـ بلندي عناصر تشكيل دهنده ( سازهها ) چوب :
بلندي عناصر معمولا يا در روي برشهاي مماسي و شعاعي و يا پس از تجزيه عناصر چوب به وسيله مواد شيميايي در روي هريك از تك تك عناصر بر حسب ميكرون اندازهگيري ميشوند . عناصر تشكيل دهنده چوب بر حسب بلندي به سه گروه كوتاه ( كوتاهتر از 350 ميكرون ) ـ ميانه ( بين 350 تا 800 ميكرون ) و بلندتر از 800 ميكرون تقسيم ميشوند .
2 ـ 14 ـ بوي چوب :
عدهاي از چوبها به علت دارا بودن مواد شيميايي مخصوص در تركيب خود , داراي بوي مخصوص هستند كه به شناسائي آنها كمك ميكند .
2 ـ 15 ـ پاره مغز :
عبارت از چوبي است كه فقط اثري از مغز درخت در برش طولي آن نمايان باشد .
2 ـ 16 ـ پريسيكل :
در برش عرضي ساقه و ريشه گياهان چوبي , در سال اول رويش , بين درون پوست ( آندودرم ) و بافتهاي آوندي ( چوبي و آبكشي ,) در اولين لايههاي استوانه مركزي چند لايه از ياختههاي پارانشيمي همشكل و نسبتأ منظم وجود دارد كه بافتهاي , آوندي را مانند حلقهاي احاطه نموده است . اين لايهها را پريسيكل مينامند .
2 ـ 17 ـ پيلدا مغز :
عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان باشد .
2 ـ 18 ـ تشخيص چوب :
تعيين و نامگذاري عادي گونه چوب و برحسب مشخصات ساختماني آن .
2 ـ 19 ـ تغييرات كيفي چوب :
با وجود اينكه گياهان چوبي را از نظر شباهتي كه نسبت به هم دارند در علم سيستماتيك گياهي به دسته ـ شعبه ـ تيره ـ جنس ـ گونه و واريتههاي مختلف طبقهبندي ميكنند ولي هرگز چوب 2 فرد از يك گونه گياه چوبي از نظر كيفي كاملا مساوي نيستند و حتي كيفيت چوب قسمتهاي مختلف يك فرد گياه چوبي نيز از ريشه , ساقه تا شاخهها و از مغز تا پوست با هم اختلاف دارند .
اين اختلافات را كه ناشي از تأثير عوامل مختلف ژنتيكي و محيط رويش در روي چوبها ميباشد تغييرات كيفي چوب مينامند .
2 ـ 20 ـ جوانه :
معمولا به برجستگي كوچكي از انتهاي ساقه يا شاخهها ناميده ميشود كه از رويش آن ساقه ـ شاخه ـ برگ ـ يا گل و ميوه ظاهر ميگردد ( جوانهها را در گياهشناسي از چند نظر طبقهبندي ميكنند ـ از جمله از نظر شكل ظاهري پوشش ـ طرز قرار گرفتن برگ در داخل جوانه ـ از نظر توليد ساقه يا گل و ميوه و بالاخره جوانههاي مخصوص مانند دارد ـ لومبارد و گورمان و غيره ـ ( رجوع شود به دانش گياه شناسي .)
2 ـ 21 ـ جوش :
قسمتي از تنه است كه به طور نامنظم و برجسته روئيده باشد , الياف اين چوب به طور نامنظم در اطراف محور درخت قرار گرفتهاند و در برش جوانهها و شاخههاي كوچك كيسههاي گرد كوچكي به رنگ تيرهتر ديده ميشود .
2 ـ 22 ـ چوب :
مادهايست كه در ساقه , ريشه و شاخه گياهان چوبي تشكيل ميشود و در علم چوبشناسي قسمتي از ساقه درخت را كه از بافت زايا تا مغز ساقه قرار گرفته است , چوب مينامند .
2 ـ 23 ـ چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي :
چوب معمولا سخت است و با وسايل معمولي نميتوان از آن برشهاي نازك ميكروسكپي تهيه نمود براي اين كار چوب را مدتي در آب يا محلولهاي مناسب سرد يا گرم نگهداري كرده يا ميپزند كه نرم شده و قابل برش برداري با ميكروتوم بشود در اين صورت ميگويند چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي است .
2 ـ 24 ـ چوب جوان :
در بسياري از گونههاي چوبي بافت چوبي تشكيل شده كه در چند سال اول زندگي گياه از نظر ساختمان به اندازه ابعاد ياختههاي تشكيل دهنده نسبت به چوب تشكيل شده در دورههاي بعد اختلاف دارد و آن را چوب جوان مينامند .
2 ـ 25 ـ چوب سبز :
اصطلاحي است كه به چوب تازه بريده شده ناميده ميشود .
2 ـ 26 ـ چوبشناسي :
علمي است كه درباره ساختمان , عناصر تشكيل دهنده , شيوه رويش , خواص فيزيكي , مكانيكي , تكنولژيكي ,شيميايي ، معايب چوب , و موارد استعمال آنها گفتگو ميكند .
2 ـ 27 ـ چوب مماسي :
عبارتست از برش مماسي چوبها .
2 ـ 28 ـ چشمك چوب :
در اصطلاح نجاري به برشهاي چوبي در روي برش مماسي چوب گفته ميشود كه معمولا به شكل دوكهاي كشيده است . مانند چشمك در چوب راش ـ و بلند ـ مازو .
2 ـ 29 ـ خواص ويژه :
خواصي است كه مربوط به گونه درخت ميشود .
2 ـ 30 ـ دوام طبيعي چوب :
عبارت از ميزان مقاومتي است كه چوبها در برابر قارچها و حشرات چوب خوار از خود نشان ميدهد . ميزان اين مقاومت با روشهاي مخصوص آزمايشگاهي و كشت قارچها روي چوب انجام ميشود .
2 ـ 31 ـ رگهدار :
در برش طولي چوبهايي كه داراي بخش روزنهاي هستند , به علت اختلاف درشتي بافت چوب بهاره و تابستانه نوارهاي كم و بيش پهني به نظر ميرسد اين چوبها را اصطلاحأ چوبهاي رگهدار نامند .
2 ـ 32 ـ رنگ چوب :
هر يك از چوبها داراي رنگ طبيعي مخصوص به خود ميباشد كه معمولا آن را نظرا و يا از روي شماره اطلس رنگها كه در آزمايشگاههاي چوبشناسي وجود دارد تعيين ميكنند .
2 ـ 33 ـ روش برش برداري يخ زده :
گاهي براي ثابت كردن بافتهاي ناهمگن در بعضي چوبهاي شل بافت و يا پوست درختان , قبلا به طريقي باعث يخ بستن بافتهاي آن ميشوند تا بافت نسبتأ يكنواختي به دست آيد كه برش برداري از آن آسانتر باشد اين عمل را روش برش برداري يخزده مينامند .
2 ـ 34 ـ ساختمان چوب :
مجموعه خصوصيات ساختماني چوب .
2 ـ 35 ـ شاخه :
به انشعابات ساقه درختان گفته ميشود .
2 ـ 36 ـ شماره چوب :
عبارتست از شمارهاي كه به محض ورود يك قطعه چوب به آزمايشگاه ـ جهت بررسي روي آن زده ميشود . اين شماره در تمام مراحل بررسي چوب نامبرده تا بايگاني آن تكرار ميشود
2 ـ 37 ـ عدسي شطرنجي :
عبارتست از يك عدسي چشمي كه داخل آن شيشه مدرج شطرنجي جهت اندازهگيري ميزان درصد بعضي از عناصر قرار داد .
2 ـ 38 ـ عدسي چشمي مدرج :
عبارتست از يك عدسي چشمي كه در داخل آن شيشه مدرجي كه داراي درجهبندي صفر تا 5 و گاهي صفر تا 10 ميباشد قرار دادند .
يادآوري 1: سابقأ اين درجهبندي را روي خود عدسي چشمي انجام ميدادند .
2 ـ 39 ـ عدسي چشمي يا ميزانتگراسيون :
عبارتست از دستگاهي كه با روش آنتگرالگيري ميزان درصد هر يك از ناصر تشكيل دهنده چوب را ميتوان با آن اندازه گرفت .
2 ـ 40 ـ عناصر تشكيل دهنده چوب :
ياختهها و بافتهايي را كه چوب را تشكيل ميدهد ـ عناصر تشكيل دهنده چوب مينامند .
2 ـ 41 ـ عناصر ثانويه ( سازههاي دومين :)
بغير از عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب مانند آوندها , فيبرها , پارانشيمهاي چوبي و پرههاي چوبي در پهنبرگان , تراكئيدها , مجاري تراونده , پرههاي چوبي و پارانشيمهاي چوبي در سوزني برگان جهت شناسايي چوبها , عناصر ديگري مورد استفاده قرار ميگيرد كه آنها را عناصر ثانويه ( سازههاي دومين ) مينامند .
اين عناصر عبارتند از :
1 ـ 2 ـ 41 ـ فسفر اسانس :
پديدهايست كه در بعضي از چوبها وجود دارد و در اثر آن رويه صيقلي شده چوب طبيعي درخشندگي مخصوصي نشان ميدهد .
2 ـ 42 ـ كهن چوب
قديميترين قسمت دروني چوب كه مربوط به لايههاي قديمي بوده و داراي ياختههاي زنده نميباشد .
2 ـ 43 ـ گونه :
مجموعه درختاني كه داراي يك طرح چوبي مشابه باشند و معمولا جزئي از يك گونه يا چند گونه نزديك بهم و يا جورهاي يك گونه محسوب ميشوند .
2 ـ 44 ـ مقطع :
عبارت است از برش عرضي عمود بر محور قطعه چوب و معمولا با تعيين پهنا و ضخامت قطعه چوب مشخص ميگردد .
2 ـ 45 ـ منابع چوب :
عبارتست از كليه جنگلها اعم از طبيعي و كاشته شده و ساير انواع درختكاريها كه هدف از ايجاد آنها بهرهبرداري از چوب آنها ميباشد .
2 ـ 46 ـ ميدان ميكروسكپي :
عبارتست از مساحتي كه با هر بزرگ نمايي معين در زير ميكروسكپ ديده ميشود .
2 ـ 47 ـ نماي چوب :
ديد ظاهري كه مربوط به ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب و مخصوصأ آوندها ميباشد .
2 ـ 48 ـ نام خانوادگي چوب :
در طبقهبندي گياهي ـ هر گياهي را در تيرهاي طبقهبندي ميكنند . در علم چوبشناسي نيز نام تيره هر گياه را نام خانوادگي آن چوب در نظر ميگيرند كه طبق قرارداد بينالمللي به زبان لاتين نوشته ميشود .
2 ـ 49 ـ نام علمي چوب :
هر چوب طبق قرارداد بينالمللي داراي نام لاتيني كه از سه قسمت ( اسم جنس ـ اسم گونه ـ اسم نامگذار ) تشكيل ميشود .
مانند سفيدار كه نام علمي آن Populus Alba Linn ميباشد .
كه Populus اسم جنس , alba اسم گونه و Linn اسم نامگذار ميباشد .
2 ـ 50 ـ نام فارسي چوب :
هريك از چوبهاي ايران در نقاط مختلف داراي نامهاي متعدديست كه متداولترين آنها بعنوان نام فارسي چوب انتخاب شده است ( رجوع شود به استاندارد نامهاي درختان جنگلي و دروس چوبشناسي و درختشناسي .) چوبهاي خارجي نيز كه مصرف آنها در كشور ما متداول شده است رايجترين نام تجارتي آنها را بعنوان نام فارسي آنها ميپذيرند .
2 ـ 52 ـ نقش چوب :
نقشي است كه در بعضي از چوبها در اثر طرز مخصوص قرار گرفتن عناصر تشكيل دهنده چوب و يا وجود بينظمي و رگههاي رنگين به وجود ميآيد همه چوبهاي داراي نقش معيني هستند .
3 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوم ( پوست )
3 ـ 1 ـ بشره : عبارتست از پوست بيروني ساقه يكساله گياهان چوبي .
3 ـ 2 ـ پريدرم :
از آغاز رويش سال دوم , در داخل پوست گياهان چوبي , يك لايه زاينده بنام فلوژن بوجود ميآيد كه از تقسيم ياختههاي آن بطرف بيرون , بافت چوب پنبهاي و بطرف داخل بافت پارانشيمي ساخته ميشود . مجموعه اين بافتها را پريدرم مينامند .
3 ـ 3 ـ پوست :
قسمتي از ساقهاست كه استوانه مركزي را احاطه كرده و از بيرون به داخل داراي سه قسمت ميباشد : پوست , بشره ـ برون پوست ـ و درون .
در چوبشناسي , كليه بافتهايي را كه از بافت زايا به طرف خارج قرار گرفتهاند , جزء پوست به شمار ميآورند .
3 ـ 4 ـ پوست زنده ( ميان پوست :)
عبارتست از لايهاي كه بين لايههاي برون پوست ( با ياختههاي نسبتأ منظم ) و لايه ياختههاي درون پوست , قرار گرفته و ياختههاي آن معمولا زنده و نسبتأ نامنظم ميباشد .
3 ـ 5 ـ پوست مرده :
به قسمتي از پوست ناميده ميشود كه ياختههاي آن در اثر قطع ارتباط آنها با ياخته ديگر و نرسيدن مواد غذايي با آنها پروتوپلاسم و هسته خود را از دست داده و احيانأ چوب پنبهاي شدهاند .
3 ـ 6 ـ چوب پنبه :
نوعي از بافتهاي گياهي است كه جدار ياختههاي آن به ماده به نام Suberin آغشته شده و كم و بيش ضخيم ميباشد .
3 ـ 7 ـ ريتيدوم :
پس از آنكه ارتباط قسمتهايي از برون پوست به علت بشكل بافتهاي چوبپنبهاي با ياختههاي زنده قطع شد , اين قسمتها به شكل بافتهاي مرده درآمده و به صورت تكههايي از درخت جدا ميشود . اين تكهها را ريتيدوم مينامند .
3 ـ 8 ـ ميان پوست :
قسمتي از پوست كه در داخل چوب قرار گرفته است .
3 ـ 9 ـ ميان پوستي :
در مواردي كه تنه دو درخت يا شاخههاي نزديك به هم يك درخت فوقالعاده به هم نزديك شده و به هم ميچسبند , قسمتي از بافت زاياي زير پوست چسبيده در اثر فشار , آسيب ديده و از فعاليت باز ميايستد . ولي فعاليت بافت زاياي مجاور در ادامه رويش , روي بافت پوستي را پر كرده و ادامه مييابد . در آن صورت قسمتي از پوست در داخل چوب باقي ميماند كه در برش عرضي چوب ديده ميشود . اين پديده را ميان پوستي مينامند . ميان پوستي ممكن است در اثر عوامل ديگري نيز مانند اثر منقار پرندگان يا فرورفتن سنگ در ضوست درخت و غيره به وجود آيد . اين پديده در درختاني كه استعداد پيوند قرابتي دارند زياد ظاهر ميشود .
نگارش : صالح نظری
رنگبری خمیر کاغذ
جذب نور توسط خمیر کاغذ و رنگ آن عمدتاً از لیگنین موجود در آن است . برای رسیدن به میزان قابل قبولی از سفیدی ، بایستی لیگنین باقیمانده را از خمیر خارج کرد یا گوههای رنگساز آن را تا آنجا که ممکن است از بین برد . بنابراین ، برای سفید کردن خمیر کاغذ دو راه وجود دارد :
1- خارج ساختن لیگنین ( حذف لیگنین )
2- تغییر دادن لیگنین
رنگبری از طریق لیگنین زدایی که سبب سفید شدن دائمی کاغذ می شود را می توان در مورد خمیرهای شیمیایی انجام داد . این فرایند در چند مرحله و معمولاً به وسیله کلر ، دیوکسیدکلر ، اکسیژن و سایر ترکیب های رنگبر عملی می شود . به دلیل مشکلات زیست محیطی ، در طی چند سال آینده ، احتمالاً استفاده از گاز کلر برای رنگبری منسوخ خواهد شد و استفاده از دیوکسید کلر رونق خواهد یافت . اما در دراز مدت ، مواد شیمیایی فاقد کلر ( اکسیژن ، هیدروژن پروکسید و اوزون ) جای دیوکسید کلر را خواهد گرفت .
در عملیات رنگبری ، بر اثر انحلال و خروج مواد استخراجی چوب و نحذف آلودگی هایی از قبیل گردوغبار و ته مانده های پست درخت ، تمیزی خمیر کاغذ حاصل به مقدار زیادی افزایش می یابد . در مورد خمیرهای حل شونده ، هدف از رنگبری ، علاوه بر خارج ساختن لیگنین ، خرج ساختن همی سلولوزها نیز هست . در حالی که در مورد خمیرهای مورد استفاده برای کاغذ سازی ، بایستی از حل و از بین رفتن همی سلولوزها جلوگیری شود .
رنگبری با حفظ لیگنین ، معمولاً سفیدی متوسطی به کاغذ می دهد و در مورد خمیرهای مکانیکی و شیمیایی با بازده زیاد مناسب است . معمولی ترین مواد شیمیایی مورد استفاده در رنگبری با حفظ لیگنین عبارت است از دی تیونات سدیم و پروکسید هیدروژن .
رنگ بری با حذف لیگنین
سابقه تاریخی
کلر در سال 1774 توسط شیل کشف شد و خواص رنگبری آن در سال 1784 توسط بوتوله اعلام گردید . اما حدود یک قرن پس از این تاریخ تولید صنعتی کلر از طریق تجزیه الکترولیتی کلرید سدیم میسر شد و پس از آن ، مصرف کلر در صناایع مختلف رواج یافت . حدود پنجاه سال پس از این تاریخ ، مصرف کلر به عنوان رنگبر و سفید کننده در صنعت خمیر کاغذ آغاز شد . البته مصرف هیپوکلریت کلسیم و هیپوکلریت سدیم در سایر صنایع ، پیش از این تاریخ آز شد بود حدود بیست سال پس از کشف شیل ، تنانت دریافت که کلر با آهک خشک ترکیب می شود و گرد رنگبر تولید می کند . این بافته بیشتر از این نظر مهم بود که در مقایسه با گاز کلر ، حمل و نقل هیپوکلریت در کار با آن آسانتر بود . البته بعداً فناوری پیشرفت کرد و استفاده مستقیم از گاز کلر در صنایع نیز مسیر شد .
در اوایل دهه 1930 ، با پیشرفت در فناوری رنگبری ، رنگبری های چند مرحله ای شامل کلر ، استخراج قلیایی و سپس هیپوکلریت مسیر شد . روش رنگبری چند مرحله ای در مورد خمیر سولفیت نسبتاً موفقیت آمیز بود اما در مورد خمیر کرافت همراه با کاهش درجه بسپارش سلولوز و افت خواص مقاومتی خمیر بود .
با استفاده از دیوکسید کلر در رنگبری خمیر کرافت پس از سال 1940 ، تحول دیگری در رنگبری خمیر کاغذ رخ داد اگر چه توانایی دیوکسید کلر به عنوان یک عامل رنگبر سال ها قبل مشخص شده بود ف اما برای طراحی فرایندهای تولید صنعتی این ماده و کار با این گاز قابل انفجار و خورنده در کارخانه های خمیر و کاغذ به صورت ایمن و بی خطر به سال هاوقت نیاز بود . این نقطه آغاز رشد فراینده تولید خمیر کرافت رنگبری شده و کاهش تولید خمیر سولفیت بود .
نوآوری در فناوری ، سبب طراحی انواع جدید سیستم های رنگبری شد ؛ از قبیل رنگبری جابه جایی و رنگبری در فازگازی مزیت فرایندهای جدید این است که مواد شیمیایی رنگبر در خمیر نفوذ می کند که نتیجه آن ، زمان رنگبری کوتاه تر و غلظت بیشتر مواد جامد در مایعات مصرف شده رنگبری است . البته این موفقیت ها به اندازه موفقیت ها در پخت پیوسته نبوده و تعداد کارخانه های رنگبری نصب شده با استفاه از فناوری جدید اندک است .
در آغاز دهه 1970 ، فناوری رنگبری در آستانه تحول جدیدی قرار گرفت . بررسی ها نشان داده بود که در مایع مصرف شده واحدهای رنگبری ، ترکیب های آلی کلردار بسیار سمی وجود دارد .. در همین فاصله کشف شد که با استفاده از سیستم اکسیژن و قلیا می توان مقدار لیگنین خمیر را تا حد زیادی کاهش داد . پس از بررسی های آزمایشگاهی ، این فناوری به زودی در مقیاس صنعتی به کار رفت . امروزه معمولاً خمیر سفید نشده را از یک واکنشگاه اکسیژن عبور می دهند . پس از این مرحله لیگنین زدایی مقدماتی ( رنگبری با اکسیژن ) ، خمیر را وارد یک توالی رنگبری مناسب می کنند . اما مصرف کلر و سایر ترکیب های کلر دار رنگبر کمتر است . با پیشرفت و اصلاح روش های تجزیه ، تشخیص غلظت های بسار اندک مواد سمی کلردار در پاپ های رنگبری مسیر شد . پس از سال روش های تجزیه ، تشخیص غلظت های بسیار اندک مواد سمی کلردار در پاب های رنگبری مسیر شد . پس از سال 1980 ، با استفاده از این روش های حساس ، ترکیب های سمی کلردار از قبیل دیوکسین ها در سطح قسمت در میلیارد (ppb) حتی در کاغذد های تولید شده از خمیر رنگبری شده نیز کشف شد .
به دلیل نگرانی های زیست محیطی ، میزان مجاز تخلیه پاب های عملیات رنگبری و مقدار مجاز مواد آلی سمی موجود در آنها روز به روز کمتر می شود و در آینده ضوابط مربوط دشوارتر خواهد شد . با این وجود ، هنوز مصرف کلر و سایر ترکیب های کلردار رنگبر ادامه دارد و روش های رنگبری بدون مصرف کلر عنصری (ECF) یا بدون مصرف رنگبری های کلردار (TCF) هنوز نتوانسته اند جایگزین روشهای رنگبری فعلی شوند . در پاپ های رنگبری صدها ترکیب شناسایی شده است .
حتی اگر بعضی مواد از قبیل پروکسی استیک اسید و کلریک سدیم در مقیاس آزمایشگاهی به عنوان رنگبر و لیگنین زدا مصرف شوند ، در رنگبری صنعتی قابل مصرف نیستند . علاوه بر عوامل شیمیایی ، امکان استفاده از آنزیم ها و سایر کانالیزورهای بیولوژیکی از قبیل لیگنیازها نیز در رنگبری خمیر کاغذ مورد توجه قرار گرفته اند . از جمله موانعی که در مورد آنزیم ها وجود دارد ، دسترسی پذیری کم آنها و تمایل آنها به جذب در سطح الیاف است . بازیابی آنزیم ها نیز دشوار است و کار با آنها هزینه بیشتری دارد .
نگاه دیگری به رنگبری ، استفاده از آنزیم هایی است که پیوند بین لیگنین و پلی ساکاریدها را می شکنند . اگر یپوند بین لیگنین و کربوهیدرات ها در خمیر کاغذ سهم زیادی در رنگ خیمر داشته باشد ، این روش روشی ایده آل خوادهد بود . ثارت شده است که تیمار خمیر پهن برگان با مخلوط همی سلولازهای غنی از –B زایلاناز ، رنگبری خمیر را آسانتر می کند . اما معلوم نیست علت این امر شکستن پیوند لیگنین – زایلان است یا عوامل دیگری در کار است . یک عیب این روش ، کاهش همی سلولوزها از جمله زایلان در خمیر است .
به جای آنزیم ها ، استفاده از کاتالیزورهای به اصطلاح بایومی متیک نیز در رنگبری پیشنهاد شده است . در این راستا ، با استفاده از هموگلوبین به عنوان یک حامل اکسیژن آزمایش هایی انجام شده است . اما در مقایسه با آنزیم ها ، این نوع روش ها جنبه کاربردی نخواهند یافت .
جنبه های عمومی رنگبری
اگرچه خارج ساختن لیگنین باقیمانده از خمیر با عوامل رنگبر به صورت گزیننده تر و مؤثرتر از پخت مسیر است ، اما عوامل رنگبر گران قیمت هستند و حذف عوامل آلوده کننده محیط زیست حاصل از رنگبری بسیار دشوار است . در نتیجه ضروری است لیگنین زدایی در مرحله پخت را تا آنجا که ممکن است ادامه داد اگر چه در این مورد نیز محدودیت هایی وجود دارد در مورد پخت کرافت سوزنی برگان ، نقطه قطع پخت مربوط به زمانی است که لیگنین باقیمانده در خمیر حدود 5% است . هنگامی که این خمیر در توالی عادی شامل رنگبری با کلر در اولین مرحله رنگبری می شود ، براساس یافته های گرانروی سنجی ، صرفاً اندکی وبسپارس سلولوز روی می دهد .
افت کربوهیدرات ها نیز متوسط است اما هنگامی که از مخلوط اکسیژن – قلیا برای اولین مرحله لیگنین زدایی استفاده می شود ، در همان ابتدای کار افت شدید گرانروی روی می دهد در این مورد ، هم وابسپارش سلولوز و هم افت کربوهیدرات ها شدید است . به همین دلیل ، لیگنین زدایی با اکسیژن را نمی توان خیلی طولانی کرد . در مرحله لیگنین زدایی با اکسیژن ، حدود 50% لیگنین باقیمانده در خمیر رنگبری نشده را می توان خارج کرد . بقیه لیگنین را با سایر ترکیب های رنگبری باید از خمیر زدود .
مکانیسم عمل عوامل رنگبری تا حدی معلوم شده است . علاوه بر اکنش های شیمیایی ، فاکتورهای فیزیکی و مورفولوژیکی نیز نقش مهمی بر عهده دارند . بخش عمده دانش موجود درباره واکنش های شیمیایی ، به ویژه مکانیسم آنها ، مرهون کار با سیستم های ساده شده و ترکیب های مدل است . عقیده بر این است که ساختار ترکیب های مدل شبیه ساختار لیگنین باقیمانده در خمیر است . البته گاهی نتایج حاصل از این نوع مدل ها با مشاهدات تجربی در فرایندهای رنگبری تفاوت فاحش دارد .
به عنوان مثال ، بیشتر آزمایش های مدل در حالال های آلی انجام می شود ، در حالی که این آزمایش ها در محیط آبی ( شرایط واقعی رنگبری ) نتایج دیگری به دست می دهند . در سال های اخیر توجه زیادی به تعیین ساختار لیگنین باقیمانده شده است . بدون تردید ، آگاهی از ساختار تفصیلی لیگنین باقیمانده و ماهیت پیوند لیگنین کربوهیدرات ، به درک مکانیسم لیگنین زدایی و در نتیجه ، انتخاب بهترین شرایط رنگبری کمک می کند .
یک نمونه از تفاوت پاسخ عوامل رنگبر به خمیرهای سولفیت و کرافت نشان داده شده است .
همانگونه که مشاهده می شود ، خارج ساختن لیگنین باقیماندهاز خمیر سولفیت آسان تر از خمیر کرافت است . این تفاوت پاسخ ، به ویژه در اولین مرحله رنگبری ( مرحله کلردار کردن ) آشکارتر است .
در حال حاضر ، این تفاوت ها را نمی توان به دقت توضیح داد . همین قدر می توان گفت که ساختار متراکم لیگنین کرافت و پیوند های عرضی آن با کربوهیدرات ها ، یک عامل مهم در این تفاوت به شمار می آید . در جریان خمیر سازی سولفیت ، ساختار لیگنین کمتر تغییر می کند و گروه های اسیدی قوی سولفونیک اسیدی وارد این ساختار می شود این گروه ها که در لیگنین باقیمانده خمیر رنگبری نشده نیز وجود دارند ، در همه گستره PH تفکیک می شوند و به آبدوستی خمیر در مرحله اسیدی کلردار کردن کمک می کنند . اما در خمیر گرافت ، تنها گروه های اسیدی ، گروه های هیدروکسیل فنولی و تعدادی گروه های کربوکسیل است که فقط در مرحله قلیایی تفکیک شده یونی می شوند و به این ترتیب به انحلال پذیری لیگنین کمک می کنند .
واکنش های لیگنین
کلروقلیا : واکنش های کلر با یک سوبسترای آلی از نوع یونی یا رادیکالی است . واکنش های لیگنین با ساختارهای آرماتیکی لیگنین عمدتاً از نوع استخلافی و اکسایشی و نیز تا حدی افزایشی به پیوندهای دوگانه شاخه های جانبی است . کلر و اجزای واکنش پذیر حاصل از آن الکتروندوست هستند و ترجیحاً به موضع های منفی حمله می کنند . چنین موضع های باردار بر اثر استخلاف ها به وجود می آیند . به عنوان مثال ، گروه های متوکسیل و نیز گروه های هیدروکسیل آزاد و اتری شده ، موقعیت های اورتو و پارای هسته آرماتیکی را فعال می کنند . به همین ترتیب ، پیوندهای دوگانه زنجیرهای جانبی که با حلقه آرماتیک مزدوج هستند ، مانند ساختارهای استیلبنی ، در معرض حمله های الکتروندوستی هستند .
کلردار شدن سبب استخلاف تعدادی از اتم های هیدروژن در هسته آرماتیکی و به طور همزمان ، تشکیل هیدروژن کلرید می شود . نتیجه دیگر حمله الکتروندوستی ، جابه جا شدن شاخه جانبی و تا حدی وابسپارش لیگنین است . در شرایط کلردار کردن (رنگبری) معمولی ، دست کم منصف کلر به کار رفته به سرعت در واکنش های استخلافی مصرف می شود . نیم دیگر کلر یا کمتر ، در واکنش های اکسایشی مصرف می شود که آنها نیز واکنش های سریعی هستند و در همان فاز اولیه رنگبری رخ می دهند . نتیجه اکسایش با کلر ، گسست وسیع حلقه های آروماتیکی و تولید دی کربوکسیلیک اسیدهای اشباع نشده کلردار شده از نوع موکونیک اسیدر در پلیمر لیگنین و متیل زدایی و تشکیل متانول است . حتی ساختارهای کینوبیدی و کاتکولی کلردار شده نیز تشکیل می شود ه دومی به آسانی اکسید می شود .
حتی اگر مکانیسم گسست اکسایشی پیوندهای اتری متحمل باشد ، ممکن است مکانیسم دیگری که شامل گسست هیدرولیتیک اولیه این پیوندها و سپس اکسایش کاتکول حاصل باشد نیز مکانیسم محتملی است .
عمل اکسایشی کلر از نوعی که بیان شد ، در مورد گروه های هیدروکسیل فنولی آزاد و اتری شده روی می دهد اما ، اگر چه ساختارهای آروماتیکی به شدت تخریب می شوند ، اتصال های بین واحدهای مونومری ، فقط تا حدی می شکنند و بخش عمده فراورده های واکنش در حالت پلیمری هستند .
واکنش های مواد استخراجی
مواد استخراجی باقیمانده در خمیر ، به ویژه اگر آنها کلردار شده باشند ، به کیفیت خمیر آسیب می رسانند . در نتیجه ، ضروری است رنگبری را ر شرایطی انجام داد که مقدار مواد استخراجی در حداقل ممکن باشد . همچنین ، بسیار مهم است که از واکنش های تولید کننده مواد سمی یا مواد رزینی مضر جلوگیری شود . با این وجود ، به دلیل تنوع ترکیب های موجود و گاهی مضر حتی به مقدار بسیار کم ، سیستم بسیار پیچیده بوده کنترل آن دشوار است .
کلر معمولاً با ترکیب های اشباع نشده نظیر استرهای پایدار اسیدهای چرب موجود در خمیر پهن برگان واکنش های افزایشی می دهد به ویژه ، مواد عصاره ای باقیمانده درخمیر پهن برگان ، پس از کلردار شدن ( رنگبری با کلر ) ، به ترکیب های دو کلردار شده تبدیل می شوند . زدودن این نوع ترکیب ها از خمیر در مراحل بعدی رنگبری بسیار دشوار است . برخلاف کلر ، دیوکسید کلر در واکنش های افزایشی شرکت نمی کند به جای آن ، عمل اکسایش را انجام می دهد . با اینجاد گروه های کربوکسیل در خمیر ، آبدوستی آن بهتر می شود و فراورده های واکنش بیشتر در آب حل می شوند . به همین دلیل است که اگر در اولین مرحله رنگبری به جای کلر از دیوکسید کلر استفاده شود ، مقدار مواد استخرای در خمیر رنگبری شده کاهش می یابد . مقدار کلر مواد عصاره ای باقیمانده نیز کم است .
رنگبری با اکسیژن پیش از مرحله کلردار کردن نیز مفید است زیرا این مرحله ، از تشکیل مواد عصاره ای کلردار شده جلوگیری می کند .
مایعات مصرف شده پس از رنگبری
رها کردن پساب های رنگبری خمیر کاغذ در طبیعت یک مشکل زیست محیطی جدی است که اخیراً مورد توجه واقع شده است . کاهش پساب های صنایع تولید خمیر رنگبری نشده ، یا انتخاب و رعایت بعضی معیارها ، از جمله سیستم های شستشوی بسته خمیر ، آسان است . اگر چه حجم پساب های کارخانه های رنگبری خمیر کاغذ رها شده است در طبیعت در دهه های اخیر به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است ، اما معلوم شده است که هنوز هم بهش عمده آلودگی محیط زیست ناشی از همین پساب هاست .
با رعایت معیارهای زیر ، می توان از حجم پساب های رنگبری خمیر کاغذ کاست .
1- لیگنین زدایی بیشتر مثلاً از طریق بهبود گردش مایع پخت در دایجستر .
2- رنگبری با اکسیژن که امکان استفاده از پساب حاصل در تهیه مایع پخت و در نتیجه بازسازی مواد شیمیایی را به وجود آورد .
3- سیستم های جریان ناهمسو که سبب کاهش حجم پساب ها و افزایش درصد مواد جامد آنها می شود .
4- جایگزین کردن کلر با دیوکسیدکلر
5- بهبود مراحل رنگبریی نهایی با استفاده از مراحل اکسیژن ، هیدروژن پروکسید و اوزون .
6- بهبود فرایندهای جانبی برای تخلیص و تصفیه پساب های رنگبری و نیز به کارگیری سیستم های کارآمدتر برای خنثی سازی لجن های فعال شده .
بیشتر این معیارها هم اکنون در کارخانه های خمیر و کاغذ جدید رعایت می شوند اما اقدام های انجام شده کافی نیست. به ویژه ضروری است راه هایی برای بهبود گزینندگی لیگنین زدایی با اکسیژن پیدا شود.
برای ارزیابی دقیق اثرات زیست محیطی ناشی از رها کردن پساب های رنگبری در طبیعت و نهرها و رودخانه ها ، تعیین دقیق ترکیب شیمیایی پساب ها و عوارض بیولوژیکی آنها بسیار ضروری است . پارامترهای رایج و سنتی برای ارزیابی این خطرات ، عبارتند از اکسیژن خواهی بیولوژیکی (BOD ) ، اکسیژن خواهی شیمیایی (COD) ، مواد جامد معلق کل (TSS) ، رنگ و سمیت حاد BOD معیار ساده ای است از مقدار مواد آلی تجزیه پذیر .
با اندازه گیری TSS , BOD پساب های کارخانه های خمیر کاغذ آمریکایی شمالی و اسکاندیناوی در طی دو دهه اخیر ، مشخص شده است که با وجود تقریباً دو برابر دشن تولید ، مقدار مواد سمی و مضر در پساب این کارخانه ها به حدود نصف کاهش یافته است .
از سال 1980 ، صرفاً با انجام آزمایش های مسمومیت حاد ماهیان ، بی مهرگان و جلبک ها ، جواز ادامه فعالیت کارخانه های خمیر و کاغذ تمدید می شود . در سال های گذشته ، بیشتر بر گازها و مواد مضر انباشته شوند در محیط زیست با غلظت های کم و با اثرهای قابل ظهور در دراز مدت تأکید می شد . پارامتر جدیدی که معرفی دشه است TOCI ( کلر آلی کل ) که بعداً با AOX ( هالوژن پیوند دار آلی قابل جذب ) جایگزین شد . AOX شامل همه مواد آلی کلردار بدون ملاحظه اثرهای خاص هر کدام است . اما خطرناکترین ترکیب ها با اثرهای زیست محیطی جدی ، مربوط به ترکیب های سبک مولکول و چربی دوست با غلظت کم در AOX است . علاوه بر مواد آلی ، یون های کلرات تولید شده از دیوکسیدکلر در واکنش های رنگبری نیز اثرات مخربی بر جلبک های قهوه ای دارد . همچنین ، از آنجا که بود یا نبود ترکیب های خطرناک در پساب های عملیات رنگبری ، بسته به شرایط و مراحل رنگبری ، به شدت متفاوت است ، نمی توان سمیت این پساب ها را صرفاً با تعدادی پارامتر اندازه گیری کرد . به همین دلیل است که تأکید بر AOX به عنوان یک پارامتر جامع و جهانی مورد انتقاد واقع شده است .
زرد شدن خمیرهای پربازده
خمیرهای پربازده را می توان تا حد زیاد اما به طور موقت سفید کرد . افت سفیدی یا پدیده « زرد شدن » ، یک خاصیت ذاتی خمیرهای لیگنین دار است و برای پایدار کردن سفیدی این نوع خمیرها ، پژوهش های زیادی انجام شده است . اما تا کنون ، روش عملی ، مناسب و اقتصادی برای رفع این مشکل پیدا نشده است و ناپایداری سفیدی ، همچنان نقطه ضعف خمیرهای پربازده نظیر CTMP , TMP , GW است .
اگرچه کربوهیدرات ها و ماد عصاره ای نیز در رنگین شدن خمیرهای پربازده سهیم هستند ، اما علت اصلی این پدیده نامطلوب لیگنین است . رنگی شدن خمیر در فقدان نور هم روی می دهد ، اما در حضور نور و امواج UV نزدیک با طول موج زیر 400mn شدت بیشتری می یابد . همانند رنگی شدن خمیر پربازده در تاریکی ، رنگی شدن در حضور نور نیز بر اثر اکسیژن شتاب بیشتری می یابد و رطوبت هوا تأثیر زیادی بر آن ندارد .
دانش ما درباره پدیده پیچیده رنگی شدن کاغذ و خمیر کاغذ پربازده ناقص است ، اما واضح است که آن دسته از ساختارهای لیگنین که در طول موج های 300-400nm جذب دارند ، در این پدیده نامطلوب سهم بیشتری دارند . طبق اولین واکنش ( مورد A ) ، در حضور اکسیژن و نور ، یک هیدروژن از ساختارهای مزدوج حامل گروه های هیدروکسیل فنولی آزاد (1) گرفته میش ود . ادامه واکنش رادیکال های فنوکسی (2) و پروکسی ، سبب تشکیل هیدروپروکسیدها و رادیکال های هیدروکسیل می شود که نتیجه آن ، تشکیل ساختارهای کینوییدی و سایر رنگسازها با مکانیسمی شبیه مکانیسم بیان شده .
گفته شده است که گروه های –a کربونیل در زنجیر جانبی لیگنین نقش کلیدی در پدیده رنگی شدن خمیر بر عهده دارد . طبق مورد B ، یک گروه –a کربونیل در ساختار فنولی یا غیر فنولی لیگنین (1) ، بر اثر تابش ، به حالت برانگیخته (2) تبدیل یم شود . سپس ، این جزء با یک ساختار دارای گروه هیدروکسیل فنولی آزاد (3) ترکبی می شود که نتیجه آن ، رادیال بنزیل الکل (4) و رادیکال فنوکسی (5) است . سرانجام ، رادیکال (4) بر اثر اکسیژن دوباره اکسید شده به ساختار کربونیلی اولیه تبدیل میشود . در نتیجه ، طبق این مکانیسم ، ساختارهای حامل گروه کربونیل به عنوان اجزای حساس کننده نوری عمل می کنند . سرانجام مورد C یک مسیر تغییر یافته است طبق آن ، گروه کربونیل تحریک شده ، انرژی خود را به یک مولکول اکسیژن در حالت پایه ( تریپلت ) منتقل می کند . سپس ، اکسیژن سینگلت حاصل ، یک اتم هیدروژن از یک گروه هیدروکسیل فنولی (1) می گیرد . سپس ، واکنش های رادیکال فنوکسی (2) که سبب رنگی شدن خمیر می شوند ، در حضور اکسیژن تریپلت ادامه می یابد .
پایداری سفیدی خمیرهای پربازده ، بر اثر احیای گروه های کربونیل لیگنین به گروه های الکلی به اتری کردن یا استری کردن گروه های هیدروکسیل فنولی ، به طور قابل ملاحظه ای بیشتر می شود . اما این نگرش کاربرد صنعتی ندارد . سایر روش ها از قبیل استفاده از انواع مواد پایدار کننده که مانع اثر ور و اکسیژن می شوند ، یعنی جاذب های UV و عوامل ضداکسایش ، هنوز در مرحله آزمایشگاهی و بررسی هستند . اگر چه تأثیر مثبت این روش ها و مواد بر پایداری سفیدی خمیر های پربازده ثابت شد است ، اما به دلایل اقتصادی و فنی ،؟ تاکنون هیچکدام از آنها کاربرد صنعتی پیدا نکرده اند .
جداسازی لیگنین
پس از خارج ساختن پلی ساکاریدها به وسیله آبکافت از چوب عاری از مواد استخراجی و عصاره ای ، لیگنین به صورت توده نامحلولی باقی می ماند . همچنین می توان لیگنین را آبکافت کرد و از چوب خارج نمود ، یا می توان آن را به مشتقات محلول تبدیل کرد . آنچه که به عنوان لیگنین کلازون شناخته شده است ، از طریق خارج ساختن پلی ساکاریدها به وسیله آبکافت با اسید سولفوریک 72% از چوب عاری از مواد عصاره ای و رزین ها به دست می آید .
به این منظور ، سایر اسیدها را نیز می توان به کاربرد به طور کلی یان روش نقطه ضعف مهمی دارد و آن این است که در جریان عمل آبکافت ، ساختار لیگنین به شدت تغییر می کند . پلی ساکاریدها را به وسیله آنزیم ها نیز می توان از چوب کاملاً نرم شده خارج کرد . این روش خسته کننده است ، اما « لیگنین آنزیمی سلولولیتیک » ( CEL) ساختار اولیه خود را تا حدود زیادی به صورت تغییر نیافته حفظ می کند . همچنین لیگنین را می توان با استفاده از دیوکسان محتوی آب و هیدروکلریک اسید استخراج کرد ، اما در این مورد نیز تغییرات قابل ملاحظه ای در ساختار لیگنین روی می دهد .
علاوه بر لیگنین آنزیمی سلولولیتیک ، لیگنین بیورکمن که « لیگنین چوب آسیاب شده » ( MWL ) نیز نامیده می شود ، بهترین لیگنین شناخته شده است و در مطالعات مربوط به ساختار لیگنین غالباً این نوع لیگنین مورد استفاده قرار می گیرد . هگامی که چوب در یک آسیاب توپی به صورت خشک یا در حضور حلال های غیر متورم کننده ( از قبیل تولوئن ) آسیاب می شود ، ساختار سلولی چوب در هم شکسته می شود و از تعلیق حاصل ، قسمتی از لیگنین ( که معمولاً بیشتر از 50% نسبت ) به وسیله استخراج با مخلوط آب و دیوکسان جدا می شود . لیگنین چوب آسیاب شده همیشه دارای مقدای کربوهیدرات است .
با هیدروژن گیری از کانیفریل الکل به وسیله هیدروژن پروکسید در حضور آنزیم پروکسید از ، لیگنین سنتزی به نام « پلیمر هیدروژن گیری » ( CHP) به دست می آید . به علاوه ، اخیراً لیگنین جدیدی به نام « لیگنین کشتی در حالت تعلق ( RSCL ) از سلول های چوب سرو تهیه شده است . RSCL یک لیگنین کانیفریلی عاری از کربوهیدرات است .
مشتقات انحلال پذیر لیگنین ( لیگنو سولفونات ها ) بر اثر ترکیب کردن وب با محلول دیوکسیدگوگرد و یون هیدروژن سولفیت در دمای بالا تشکیل می شود . همچنین وقتی چوب در دمای بالا ( 1700c ) با سدیم هیدروکسید با ، بهتر از آن ، با مخلوطی از سدیم هیدروکسید و سدیم سولفید ترکیب می شود . لیگنین به صورت لیگنین قلیایی یا لیگنین کرافت ( لیگنین سولفات ) به دست می آید . لیگنین بر اثر محلولی از هیدروکلریک اسید و تیوگلیکولیک اسید در 1000c به مشتقات انحلال پذیر در محلول های قلیایی تبدیل می شود .
لیگنین سوزنی برگان را به وسیله روش کلازون و به طریق وزن سنجی می توان تعیین کرد . چوب نرمال سوزنی برگان در حدود 26 تا 32% لیگنین دارد ، در حالی که مقدار لیگنین چوب فشاری 35 تا 40%
( به ضمیمه رجوع شود ) لیگنین موجود در پهن برگان تا حدودی در ضمن آبکافت اسیدی حل می شود . بنابراین ، ارقام حاصل از روش وزن سنجی باید با احتساب « لیگنین حل شده در اسید » و با استفاده از طیف بینی UV تصحیح شود .. روش های مستقیم طیف بینی UV برای تعیین مقدار لیگنین در چوب و خمیر کاغذ نیز توسعه یافته است . چوب نرمال پهن برگان در حدود 20 تا 28% لیگنین دارد ، اگر چه در پهن برگ های استوایی مقدار لیگنین به بیش از 30% نیز می رسد . چوب کششی دارای 20 تا 23% لیگنین است .
مشخصات فردی :
نام و نام خانوادگی: صالح نظری
مدرک تحصیلی: فوق لیسانس
محل سکونت: تهران و کرمان
E-mail: saleh_nazari@yahoo.com
تلفن ثابت: 03412820774
تلفن همراه: 09132479453
- فارق التحصیل مهندسی منابع طبیعی – صنایع چوب و کاغذ مقطع کارشناسی از دانشگاه سراسری گرگان
- فارق التحصیل مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ در گرایش کامپوزیتهای چوب- پلیمر مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران
- معدل تحصیلی در دوره کارشناسی: 16
- معدل تحصیلی در دوره کارشناسی ارشد: 08/18
- عنوان پروژه کارشناسی: بررسی خط تولید و مشکلات فنی کارخانه بازیافت کاغذ شهرکرد
- عنوان سمینار کارشناسی: بررسی خط تولید کارخانه کاغذ سازی شاهرود سلولز
- عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد: بررسی اثر لیگنین زدایی الیاف ممرز بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن
- عنوان سمینار کارشناسی ارشد: تحقیق و بررسی روشهای تولید کامپوزیتهای الیاف طبیعی پلیمر
- عضویت در انجمن علمی صنایع چوب و کاغذ و فعالیت در آن
- برگزاری نمایشگاههای تخصصی و دانشگاهی صنایع چوب
- برگزاری اولین دوره کارگاهی کامپوزیتهای الیاف طبیعی و پلیمر در دانشگاه تهران با همکاری دکتر تجویدی و سایر دانشجویان
- پذیرش و ارائه مقاله در همایش سراسری علوم و تکنولوژی پلیمر در دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک)
- بازدید از اکثر کارخانجات مادر در زمینه صنایع چوب
- تدریس دروس دانشگاهی
- فعالیت به عنوان مدیر گروه بخش صنایع چوب و کاغذ در آموزشکده فنی شماره 2 کرمان
- انتقال و ترویج فن آوری صنایع چوب از طریق طراحی و نگارش در وبلاگ تخصصی صنایع چوب و کاغذ با عنوان www.indian-rose.blogfa.com
- پروژه پایان نامه کارشناسی با عنوان " بررسی مشکلات فنی کارخانه بازیافت کاغذ شهرکرد ". (تاریخ دفاعیه 20/4/81، استاد راهنما: دکتر سید ضیاء الدین حسینی )
- پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان " بررسی اثر لیگنین زدایی الیاف ممرز بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن (تاریخ دفاعیه 26/11/83استاد راهنما :دکتر علینقی کریمی)
- پذیرش و ارائه مقاله با عنوان " تاثیر لیگنین بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن " در همایش سراسری علوم و تکنولوژی پلیمر در دانشگاه امیرکبیر (مهر 84)
- تهیه و چاپ مقاله با عنوان
"Effect of the Delignification of Wood Fibers on the Mechanical Properties of Wood Fiber–Polypropylene Composites"
در نشریه آمریکایی با امتیاز ISI
Journal of Applied Polymer Science, Vol. 102, 4759–4763 (2006)
انتشار یافته در
Published online in Wiley Inter Science ( www.interscience.wiley.com ).
- تدوین و گرد آوری طرح جامع تجاری تولید کامپوزیتهای الیاف طبیعی پلی پروپیلن با همکاری شرکت باوران کیمیای کویر
- بررسی فنی طرح اکالیپتوس کاری و تولید خمیر ویسکوز شرکت کشت و صنعت پارس جازموریان با همکاری اداره منابع طبیعی کرمان
- تدوین طرح الگو در مناطق مختلف استان کرمان در قالب صنوبر کاری ، اکالیپتوس کاری و گز کاری
- فعالیت در شرکت متال کابین (خیابان سهروردی- تولید کننده کابینت چوبی آشپزخانه) به عنوان مسئول کنترل کیفی و تحقیق و توسعه در دی ماه 82
- تدریس دروس شیمی آلی، رسم فنی، استاتیک، مقاومت مصالح، کنترل کیفیت، خواص فیزیکی و مکانیکی چوب، تبدیلات مکانیکی چوب، بهداشت وایمنی در کارخانجات صنایع چوب، زبان فنی، تکنولوژی ساختمانهای چوبی، تکنولوژی فراورده های صفحه ای، شیمی و تکنولوژی چسب و رنگ، ماشینهای پیشرفته cnc و غیره در آموزشکده فنی شهید دادبین کرمان در مقطع کاردانی از بهمن 82 تا کنون
- فعالیت در واحد جنگلکاری اداره منابع طبیعی استان کرمان و کارشناس ناظر در طرحهای جنگلکاری استان از دی 84 تا تیر 86
- مسئول طرحهای زراعت چوب در استان کرمان
- همکاری در طراحی واحد تولیدورقهای کامپوزیتهای چوب پلاستیک با یک کار گروه کرمانی
- مسلط به ترجمه متون عمومی و تخصصی انگلیسی و مکالمه انگلیسی در حد متوسط
- آشنا با استانداردهای تضمین کیفیت و دارای مدرک دوره ممیزی داخلی ISO 9001-2000 از موسسه TOV REINLAND آلمان
- توانایی کار با دستگاه های برش، فرز، رنده، گندگی، اره فلکه و غیره
- آشنا با علوم نوین مانند نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی در صنایع چوب
- مسلط به انجام و تحلیل آزمایشات مکانیکی چوب مانند برش، خمش، کشش و ...
- آشنایی به اصول طراحی کارخانه
- توانایی کار با دستگاههای صنایع پلاستیک مانند اکسترودر، بلندر و قالبگیری تزریقی
- آشنا به برنامه نویسی ماشینهای CNC با برنامه box 250 و کدکم
- آشنا با مواد و فرآیندهای شیمیایی و وسایل آزمایشگاهی آن
- آشنا با اصول مدیریت و اقتصاد صنعتی و مدیریت پروژه
.
- تسلط به نرم افزارهای طراحی، آمار و کنترل کیفیت Auto CAD، SPSS، SAS
- تسلط به نرم افزارهای (Word، Power point، Excel )
- آشنا به نرم افزارهای تخصصی صنایع چوب مانندWIN WOOD وطراحی 3DMAX
- مسلط به کار با نرم افزار های عمومی کامپیوتر، اینترنت و اپراتوری کامپیوتر
صنعت تخته خورده چوب يكي از صنايع جديد است و در مقايسه با صنايع تخته فيبر وتخته چند لايه قدمت چنداني ندارد. اين صنعت در حال حاضر به علت استفاده از هر گونه ضايعات چوبي اعم از سه ريال شاخه ها، و مازاد مزارع پنبه وغلات، كتان و كنف و ديگر گياهان چوبي در رديف مهمترين صنايع وابسته به چوب قرار دارد. تعدادي از واحدهاي توليدي تخته خرده چوب در ايران عبارتند از : نكا چوب، شموشك و شهيد باهنر گرگان، نئوپان گنبد، و ........
تعريف تخته خرده چوب: تخته خرده چوب فرآورده چوبي صفحه اي شكل است كه از مخلوط خرده چوب با ساير
مواد ليگنو سلولزي و مواد چسبنده به كمك فشار و حرارت دادن ساخته مي شود
طبقه بندي تخته خرده چوب بر اساس روش ساخت (نوع پرس كردن )
تخته هاي حاصل از پرس صفحه اي(صاف)
در اين روش جهت طول ذرات تشكيل دهنده كيك تخته خرده چوب به صورت اتفاقي مرتب شده است. اين تخته از نظر شكل مقطع (ساختمان نيمرخ ضخامت تخته) خود به چند دسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از: تخته هاي يكنواخت يا يك لايه، تخته هاي سه لا (شكل_1) تخته هاي ريزش تدريجي(بدون لايه مشخص) (شكل_2) وتخته هاي چند لا (شكل_3
تخته هاي حاصل از پرس غلتكي(پرس بي انتها: در اين روش غلتكهاي پرس ثابت اند و فقط حركت چرخشي دارند، كيك تخته خرده چوبها از بين غلتكها عبور مي كند و به ضخامت تنظيم شده(فاصله بين دو غلتك بالا و پايين) در مي آيد در اين روش مي توان تخته هاي يك لا، سه لا، ريزش تدريجي و چند لايه توليد كرد
طبقه بندي تخته خرده چوب بر اساس چگونگي سطح(رويه): بر اين اساس، تخته خرده جوب به چهار دسته تقسيم مي شوند.
تخته خرده چوب بدون روكش : كه به دو صورت سنباده شده وجود دارد اين تخته بيشتر در مصارف عمومي و جاهايي كه در معرض ديد شديد، مانند: سقف كاذب، طبقات داخلي كمد مورد استفاده قرار مي گيرد
تخته خرده چوب با روكش طبيعي(چوبي): براي تزيين و زيبايي سطوح تخته خرده چوب مي توان از آن روكش هاي چوبي (طبيعي) مانند: گردو، راش، .... استفاده كرد. اين تخته بيشتر در جاهايي كه تزييين سطوح مورد نظر باشد، مورد استفاده قرار مي گيرد، مانند: دكوراسيون داخلي، صفحه ميز و كابينت
تخته خرده چوب با روكش مصنوعي: سطوح اين نوع تخته خرده چوب ها به وسيله روكشهاي مصنوعي (كاغذ آغشته به چسبهاي مصنوعي) پوشيده مي شود. سطح حاصله با توجه به نوع كاغذ مصرفي(ساده، رنگي، نقش دار) يا داراي نقوش مختلفي از چوب باشد. از اين تخته در مكانهايي كه حرارت و رطوبت زياد باشد مي توان مصرف كرد، مانند: ديوار حمام و رختكن، ميز رستورانها، كابينت آشپز خانه
تخته خرده چوب لعاب دار(لاك كاري شده): سطوح اين نوع از تخته ها، توسط يك لايه رنگ آغشته به مواد حفاظتي و ضد رطوبتي پوشيده مي شود و بر حسب مورد مصرف ممكن است يك سطح يا هر دو سطح آن لاك كاري شودر،اين تخته در ديوارهاي آشپزخانه،حمام، سرويسهاي لابراتورها و موارد ديگر مصرف مي شود
تخته لايه
تبديل چوب به لايه هاي نازك و سپس چسب زدن و قرار دادن آنها بر روي يكديگر نه تنها شش هزار و لحاظ اقتصادي و جلوگيري از اسراف و تبذير در مصرف چوب اگر چه ساخت هنري چوبهاي لايه اي در ايران از زمانهاي گذشته معمول است، ولي تهييه صنعتي تخته لايه سابقه خيلي طولاني ندارد و اولين كارخانه توليد روكش و تخته چند لايه در سال 1344(ه. ش ) در رشت آغاز به كار كرد ودر حال حاضر اكثر كارخانجات صنايع چوب اقدام به توليد تخته لايي و روكش كرده اند كه مهمترين اين واحدها عبارتند از:
_نكا چوب و شهيد رجايي(ساري)
_چوكا گيلان (بندر انزلي)
_روكش چوبي ايران (قزوين)
تعريف تخته لايي: تخته لايه عبارت است از چند لايه چوب نازك (روكش) كه پس از چسب زني به طور متقاطع روي همه موارد قرار مي گيرند و از طريق فشار و حرارت دادن به هم مي چسبند
انواع لايه در تخته لايه: هر يك از ورقهاي چوبي يك تخته چند لايه را لايه مي نامند كه ممكن است يك تكه باشد و يا از چند قسمت تشكيل شده باشد وداراي انواع زير است :
لايه خارجي(نمايي): اين لايه دو سطح بيروني تخته را مي پوشاند و معولاً از لايه هاي مرغوب و درجه يك تهيه مي شود.
لايه مركزي(مغز): اين لايه كاملا ًدر وسط لايه هاي ديگر قرار دارد كه از يك يا چند ورقه روكش به هم چسبيده درست شده است و اغلب از لايه هاي كم عرض و درجه دو استفاده مي شود. گاهي لايه مركزي ممكن است از چند قطعه چوب طويل (به طول تخته ) و باريك (به عرضهاي مختلف) كه در كنار همه موارد به وسيله چسب به هم متصل شده باشد كه در اصطلاح تخته لايه رديفي ناميده مي شود. همچنين لايه مركزي ممكن است از تخته خرده چوب، تخته فيبر، چوب پنبه، اسفنج فشرده و غيره تشكيل شده باشد.
لايه مياني: بين لايه مركزي و خارجي قرار دارد و بيشتر نقش مقاومت و توازن نيروها را ايفا مي كند. اين لايه را مي توان در تخته چند لايه هاي بيش از سه لايه يافت
گونه هاي چوبي مورد مصرف در تخته چند لايه: به طور كلي گونه هاي مورد استفاده اين صنعت در ايران و جهان عبارتند از: راش، افرا، توسكا، گردو، نمدار، گونه هاي پهن برگ، و گونه هاي پهن برگ وارداتي مانند: سامبا، آكاژو، آكومه، ماهاگوني،وگونه هاي متداول در جهان عبارتند از: دوگلاس، پيسه آ، ساپن، ملز،و اكاليپتوس
انواع تخته لايه
تخته لايه دراز تار: تخته اي است كه جهت الياف لايه خارجي آن موازي طول (درازي) تخته باشد
تخته لايه پهنا تار: تخته اي است كه جهت الياف لايه هاي خارجي آن موازسي عرض تخته باشد
تخته لايه متغادل: تخته اي است كه در آن لايه هاي قرينه نسبت به لايه مركزي (مغز) دو به دو از يك گونه و با يك ضخامت باشد
تخته لايه مطبق: تخته اي است كه تمام الياف لايه هاي و احتمالاً مغز آن موازي با الياف لايه خارجي است
تخته لايه اختر تار: تخته اي است كه لايه هاي آن چنان روي هم گزارده شده اند كه الياف آن به شكل ستاره درآيد
تخته لايه با مغزي تخته خرده چوب مجوف(سوراخ دار): تخته اي است كه مغز آن داراي سوراخ هاي گوناگوني باشد
تخته لايه مختلط: تخته اي است كه مغز آن يا بعضي از لايه هاي آن از مواد ديگري بجز لايه چوبي و يا چوب يكپارچه باشد. اين تخته چند لايه ها حداقل دو لايه در طرفين مغز دارد و الياف عمود بر يكديگر است
تخته لايه قالبي: تخته لايه اي است كه در اثر فشار به شكل معيني در بيايد و مسطح نباشد
تخته لايه همگن: تخته اي است كه همه لايه هاي آن از يك گونه چوب ساخته شده باشد
تخته لايه ناهمگن: تخته اي است كه همه يا تعدادي از لايه يا مغز آن از گونه هاي مختلف چوب ساخته شده باشد
استاندارد و درجه بندي تخته چند لايه : درجه بندي تخته چند لايه را بر اساس خوبي و بدي سطح درجه بندي مي كنند. كيفيت لايه خارجي به اندازه و فراواني معايبي از قبيل : گره، ترك، و تغييرات رنگ آن بستگي داردكه به اين ترتيب به پنج گروه (درجه)N (با كيفيت عالي)،A(حداكثر داراي 3 عيب و گره)،B(حداكثر داراي 6عيب و گره)،C (حد اكثر داراي 9عيب و گره)و D(با كيفيت پايين)تقسيم مي توان كرد
به طور كلي تخته چند لايه به 3و5و7و12و15و18 لايه وگاهي اوقات 6و8 لايه وجود دارد كه خود به دو دسته سنباده شده و سنباده نشده تقسيم مي شود
موارد مصرف تخته چند لا
كارهاي ساختماني: ديوارها، سقف، پوشش كف، استفاده مي شود
كارهاي صنعتي: از اين محصول به عنوان عايق صوتي،حرارتي و الكتريكي مي توان استفاده كرد مانند: هواپيما سازي، سالنهاي صدا بر داري، واگن سازي
مصارف ديگر: جعبه سازي، ميزو صندلي، سورتمه سازي و موارد ديگر
تخته فيبر
تعريف تخته فيبر: تخته فيبر از فيبرها(عناصر كشيده و باريك چوبي يا ساير الياف غير چوبي) كه به صورت خمير در آمده اند و از طريق فشردن، تداخل و اتصال بين الياف (ليگنين چوب) يا با افزودن چسبهاي مصنوعي به دست مي آيد
انواع تخته فيبر از لحاظ فرايند توليد: تخته فيبر از لحاظ توليد به دو دسته فيبر(S1S)و(S2S) تقسيم بندي مي شود.تخته فيبر S1S داراي يك روي صاف مي باشد.تخته فيبر S2S داراي دو رويه صاف مي باشد
موارد مصرف تخته فيبر
محصولات بيروني: مانند تخته پوششي كه به علت عايق بودن در برابر رطوبت در قسمتهاي بيروني ساختمان استفاده مي شود
محصولات دروني: شامل تخته هاي ساختماني، تخته آجري سقف،تخته صدا گير
محصولات صنعتي: شامل تخته هاي مخصوص ساخت خانه هاي پيش ساخته اتومبيل سازي و صنايع مبلمان
M . D . F
تخته فيبر نيمه سخت(MDF): ام.دي.اف براي اولين بار در در سال 1965 در امريكا ساخته شد هم اكنون به نام تخته بارابورد به بزار عرضه مي شود .ام.دي.اف داراي بافتي بسيار متراكم مي باشد . روكشهايي از چوب و مصنوعات روكشي بر روي اين محصول چسبانده مي شود مانند: روكش آلدر، روكش فرميكا كه نوع فرميكا مقاوم نسبت به آب مي باشد. نوع الدر آن نسبت به آب و ساير عوامل مقاوم نمي باشد
تخته فيبر سخت: در سال 1926 اولين كارخانه توليد اچ.پي.ال در شهر لورل تاسيس شد كه اين واحد در حال حاضر بزرگترين كارخانه توليد كننده اچ پي .ال در دنيا به شمار مي رود دو نوع از اين تخته ها عبارتند از:
روكوب گونيايي: اين صفحات داراي رنگهاي مختلفي مانند: مرمري روشن و تيره هستند و گاهي رنگ آنها را به صورت موج چوب در مي آورند. اين صفحات قابل شستشو با آب سرد و گرم است وبراي پوشش ديوار ها به كار مي رود
روكوب مربعي: گاهي صفحات روكوب را به شكل (مربع يا مستطيل ) در مي آورند و براي پوشش كف آشپزخانه، حمام، و سرويسها استفاده مي شود
H . P . L
فرميكا با اسم اختصاري HPL كه مخفف HIGH PRESSUS LAMINATE مي باشد يك كلمه اسپانيايي و معرف ورقه اي است مركب كه از چندين لايه ساخته شده از الياف (مثل كاغذ)آغشته به رزين هاي عمل كننده در گرما (گرما سخت)كه تحت تاثير حرارت و فشار 5 مگا پاسگال به هم چسبيده باشد. يك يا دو سطح فرميكامي تواند از ورقه هاي رينگي يا تزييني آغشته به رزين ملامين پوشيده شود .در ايران به توليد ورقه هاي فرميكاي ضد حرارت و رطوبت پرداخته مي شود و در حال حاضر از كشورهايي نظير هند، تركيه، سوريه،... نيز وارد مي شود.
مواد اوليه معمولي جهت ساخت فرميكا يا HPL عبارتند از: كاغذ كرافتك، كاغذ دكورتيو ، رزين فنليك ، و رزين ملامين مي باشد
مقاومت هاي رطوبتي :مقاوم در برابر آب و بخار بدون ترك خوردگي و ورقه ورقه شدن . جذب رطوبت در حال غوطه وري در آب كمتر از 6درصد و افزايش ضخامت ناشي از جذب آب آن كمتر از 10درصد مي باشد
مقاومت حرارتي: تحمل دماي خشك و شوك حرارتي تا 180درجه سانتيگراد. مقاومت در برابر حرارت سيگار بدون باقي ماندن اثر آن . تغييرات ابعادي در دماي بالا كمتر از 3درصد مي باشد
ساير مقاومت ها : به دليل استفاده از چسب رزين فنو ليك در توليد فرميكا در مقابل جريان الكتريسيته مقاوم بوده به دليل استفاده از جسب رزين ملامين در سطح لايه باعث مقاومت رويه در برابر اسيدهاي ضعيف شده است
H . D . F
تخته فيبر سخت(HDF): در سال 1962 اولين كارخانه توليد اچ.پي.ال در شهر لورل تاسيس شد كه اين واحد در حال حاضر بزرگترين كارخانه توليد كننده اچ پي .ال در دنيا به شمار مي رود دو نوع از اين تخته ها عبارتند از:
روكوب گونيايي: اين صفحات داراي رنگهاي مختلفي مانند: مرمري روشن و تيره هستند و گاهي رنگ آنها را به صورت موج چوب در مي آورند. اين صفحات قابل شستشو با آب سرد و گرم است وبراي پوشش ديوار ها به كار مي رود
روكوب مربعي: گاهي صفحات روكوب را به شكل (مربع يا مستطيل ) در مي آورند و براي پوشش كف آشپزخانه، حمام، و سرويسها استفاده مي شود
كفپوشهاي hdf
لايه اين پاركتها به صورت زير است :
1_ سطح خارجي از لمينت سخت و مقاوم
2_ ورق فلم طرح چوب
3_ فيبر ضد رطوبت H.D.F
4_ سيستم اتصال تاپ لاك(TOP LOOK )
5_ ورق ملامين ضر رطوبت
ابعاد اين كفپوش توسط شركت هاي مختلف متفاوت است
پنل هاي معدني
پانلهاي چوب و سيمان( CEMENT BOARD (C.B
پانلهاي چوب و گچ (GYPSUM FIBER BORD (G.F.B
پانل هاي چوب و سيمان (C.B) : سابقه توليد صفحات چوب و سيمان به سال 1914 مي رسد كه در اتريش نوعي پانل فشرده چوبي كه در ساخت آن از كربنات منيزيم به عنوان عامل اتصال دهنده به كار رفته بود توليد گرديد . در سال 1982 براي توليد اين پانلها از سيمان پرتلند استفاده شده و در سالهاي پس از آن از كچ به عنوان اتصال دهنده استفاده گرديد. واحد هاي توليد كننده پانل هاي چوب و سيمان در ايالات متحده از سال 1940شروع به كار نمود. در اين فرايند مي توان از الياف ديگري مانند: ماسي، شن، پرليت، را نيز مي توان مورد استفاده قرار داد. از فرايند جديد در توليد اين تخته مي توان تزريق دي اكسيد كربن به داخل آن كه منجر به افزايش مقاومت آن مي شود نام برد
موارد مصرف پانلهاي چوب و سيمان (C.B): اين پانلها در ساختمان به ويژه در پوششهاي داخلي سقف و و ديوار ها و نما
پانلهاي چوب و كچ (G.F.B ) : پانلهاي گچي از تركيب ذرات چوب و گچ هاي مصنوعي كه خود از محصولات جانبي فرآيندهاي توليد كود هاي مصنوعي مي باشند به دست مي آيد. هزينه توليد اين تخته ها به دليل استفاده از اين مواد پايين بوده. ارزش صفحات گچي تقويت شده حدوداً نصف قيمت تخته خرده چوب ساخته شده با رزين اوره فرمالدئيد است به دين ترتيب اين فرآورده داراي قدرت رقابت بالايي مي باشد ي خارجي ساختمان كاربرد گسترده اي دارد
موارد مصرف پانلهاي چوب و گچ (G.F.B) : از صفحات چوب و گچ در داخل ساختمان به عنوان پوشش كف، پوشش داخلي ديوار ها، ديوارهاي جدا كننده(پارتيشن)و غيره استفاده مي شود
پانهاي چوب و لاستيك : در اين فرآيند كه از الياف چوب و تاير فرسوده و رزين استفاده مي شود، با تغيير درصد مواد اوليه،تخته هايي به دست مي آيد كه ويژگيهاي متعددي در برابر رطوبت،كشش،و ضربه از خود نشان مي دهد سالانه 240مليون تاير در ايالات متحده فرسوده مي شود كه اين تعداد تاير فرسوده يك مشكل زيست محيطي جدي محسوب مي شود كه با اين فن آوري تا حدودي از مشكلات مربوط به آن كاسته شده است
کاغذ لایه خشک شده ای از الیاف سلولز است که هنگام معلق بودن در آب با استفاده از نیروهای کشش سطحی در هم می روند و سپس به وسیله پیوند سازی هیدروژنی در کنار یکدیگر می مانند.
کاغذ از الیاف به هم آمیخته سلولز تشکیل می شود که عمدتا از چوب به دست می آید. تکه های پارچه ( معمولا پنبه ای ) که از کارخانه های بافندگی و لباس دوزی به دست می آید ، ساقه کتان ، شاهدانه ، کاه گندم و جو ، انواع کاغذ های باطله و الیاف تفاله چغندر نیز در تهیه کاغذ استفاده می شوند.
لیگنین چوب که الیاف را به هم می چســــــباند در کاغذ باقی می ماند و سبب زرد رنگ شدن کاغذ در مقابل نور می شود.
لیگتین یک ترکیب آروماتیک با فرمول C10 H11 O4 می باشـــــــد. کاغذ های با کیفیت خوب از الیافی ساخته می شوند که تقریبا عاری از لیگنین است. لیگنین سبب شکسته شدن کاغذ می شودو به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروه های رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ می شود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و به طورکلی خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگتین وجود دارد ، چنین اثرهایی را نشان می دهند.
مراحل تهیه کاغذ
با استفاده از ماشین پوست کنی و دستگاه تولید تراشه و عبور تراشه ها از الک مخصوص قطعاتی از چوب به طول حداقل 4 و عرض 2 سانتی متر به دست می آید.
پخت و تولید خمیر : این عمل ممکن است از طریق مکانیکی یعنی، بدون استفاده از از مواد شیمیایی و توسط بخار آب جوش ، تحت فشار صورت گیرد که برای تهیه کاغذهای ارزان و کاهی ، مانند روزنامه متداول است. در روش شیمیایی از هیدروکسید سدیم ( در روش قلیایی ) ، سولفیت هیدروژن کلسیم Ca( Hso3)2 در محیط اســــیدی ( PH = 2 – 3 ، روش بی سولفیت ) و یا سولفیت ســــدیم
( در روش سولفیت ) همراه کمی کربنات ســـــــدیم در دمای بالاتر از 100 درجه سانتی گراد و تحت فشار استفاده می شود. در این مرحله خمیر قهوه ای رنگی حاصل می شود. که از آن در تهیه مقوا ، کارتن و یا کاغذهای کاهی استفاده می شود.
شستشوی خمیر : شستشوی قلیایی ، که با استفاده از محلول 3 درصد سود در دمای 45 تا 50 درجه سانی گراد به مدت 1تا 2 ساعت صورت می گیرد. این عمل برای جدا کردن لیگنین و کاهش رنگ خمیر انجام می پذیرد.
اعمال شیمیایی ( رنگ زدایی ) : در دو مرحله صورت می گیرد :
· کلر زنی – که PH= 2 تا دمای 25 تا 45 درجه سانتی گراد به مدت تقریبی 1 ساعت صورت می گیرد. در این مرحله لیگنین باقی مانده در خمیربه صورت محلول در می آید که بسته به نوع مواد شیمیایی به کار رفته برای پخت ، بین 3 تا 15 درصد ممکن است تغییر کند.
· رنگ زدایی که توسط هیپو کلریت سدیم ( به صورت محلول 3 درصد) دی اکسید کلر ، پراکسید هیدروژن و غیره در PH = 9 - 10 صورت می گیرد. تا این که فقط لیگنین اکسید شود و سلولز تحت تاثیر قرار نگیرد.
خشک کردن خمیر کاغذ : در این مرحله خمیر کاغذ را از دستگاه تمیز کننده و تورهای ریز بافت عبور می دهند ، تا قسمت عمده آب خود را از دست بدهد ، بعد آن را از پرس های قوی عبور می دهند ، تا باقی مانده آب آن نیزخارج شود.
پرس کردن ، برش زدن و بسته بتدی : با عبور خمیر خشک شده از میان غلطک های مخصوص ، ان را به صورت صفحات کاغذ در آورده و با هوای گرم خشک کرده و توسط دستگاه برش آن را در اندازه های مورد سفارش و نیاز بازار مصرف برش می دهند و بسه بندی می کنند.
در صورت داشتن سوالات تخصصی در زمینه چوب و کاغذ آماده ارائه خدمات به صورت رایگان با هدف گسترش علوم می باشم
تلفن : ۰۹۱۳۲۴۷۹۴۵۳
email: saleh_nazari@yahoo.com.
کارشناس ارشد صنایع چوب از دانشگاه تهران
سلولز دارای فرمول عمومی است. سلولز ساختار اولیه دیواره سلولی گیاهان را تشکیل میدهد. دستگاه گوارشی انسان قادر به هضم سلولز نیست و آن را بدون تغییر دفع میکند اما برخی جانوران مثل نشخوارکنندهها و موریانهها میتوانند سلولز را به کمک میکروارگانیسمهایی که در دستگاه گوارش آنها زندگی میکنند، هضم کنند. این میکروارگانیسمها با آزادکردن آنزیمهایی به هضم سلولز کمک میکنند.
ساختمان سلولز
ساختمان شیمیایی سلولز
در مولکول سلولز مولکولهای β - گلوکز نسبت به یکدیگر چرخش 180 درجهای دارند. ضمن برقراری اتصال بین دو مولکول β - گلوکز از OH متصل به کربن 4 یک مولکول و OH کربن شماره 1 مولکول بعدی یک مولکول آب جدا میشود و پل اکسیژنی برقرار میشود. از سوی دیگر در مولکول سلولز امکان برقراری پیوندهای هیدروژنی نیز وجود دارد. پیوستن دو مولکول β - گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز میشود.
هر 5 مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل ، بلور سلولز را بوجود میآورند و از مجموعه بلورهای سلولز ، رشته ابتدایی یا میسل سلولز تشکیل میشود. مجموعه میسلها ، میکروفیبریل سلولزی را بوجود میآورند که قطری حدود 25 نانومتر دارد.از مجموع حدود 20 میکروفیبریل ، ماکروفیبریل سلولزی تشکیل میشود.
ابعاد سلولز
سلولز از واحدهای دارای قطر 35 آنگستروم تشکیل شده که آنها را رشتههای ابتدایی مینامند. این قطر اغلب درست است اما حتمی نیست. مثلا در برخی نمونهها مثل سلولز جلبک والونیا 300 آنگستروم و در ترکیبات موسیلاژی برخی میوهها تنها 1 آنگستروم است. به این ترتیب تصور حالت همگن برای رشتههای ابتدایی سلولز کنار گذاشته شد و اشکال مختلف (استوانهای - منشوری با قاعده مربعی - روبان کم و بیش پهن) منظور گردید.
دو عامل در محدودیت ابعاد این واحدها دخالت دارد: یکی همی سلولزها که همانند پوششی رشد جانبی رشتههای سلولزی را محدود میکنند و دیگری آرایش یا سازمان یافتگی حاصل از مجموعه سلولز سنتتازی (آنزیم تولید کننده سلولز) غشای سلولی که رشتههای اولیه سلولزی را میسازد. سلولز در برابر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بسیار مقاوم است.
تولید سلولز
مجموعه پژوهشهایی که در مورد بیوسنتز سلولز انجام شده است نشان میدهد که پیش ساز سلولز یوریدین دی فسفو گلوکز است که بوسیله حفرههای گلژی به مجموعههای آنزیمی سلولز سنتتازی موجود در غشای سلولی میرسد. با دخالت این مجموعههای آنزیمی از پلیمریزاسیون مولکولهای پیش ساز مولکولهای سلولز تشکیل میشود. پس از تشکیل مولکولهای سلولز تجمع آنها به صورت بلورهای سلولز و رسیدن به حد میکروفیبرلها و ماکروفیبریلهای سلولزی بر بنای پدیده خود آرایی با برقراری پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی است. این تجمع نیاز به آنزیم ندارد.
تجزیه سلولز
تجزیه سلولز بوسیله سلولازها انجام میشود. سلولازها را به دو گروه اگزو سلولازها و آندو سلولازها تقسیم بندی میکنند. اگزوسلولازها قدرت عمل بیشتری دارند و بر انواع مختلف سلولز چه سلولز بلوری و چه سلولز غیر بلوری که در نتیجه زخم یا تخریب بخشهای سلولزی بلوری ایجاد میشود اثر میکنند و در مرحله اول عمل خود موجب گسستن پیوندهای بین مولکولی میشوند. آندو سلولازها بر محصول عمل اگزو سلولازها اثر میکنند و موجب گسستن پیوندهای درون مولکولی میگردند بنابراین سلولازها اشتراک یا تعاون عمل دارند.
فرمهای سلولز و شناسایی آنها
• α - سلولز: این فرم از سلولز در محلول 17.5 درصد از هیدروکسید سدیم در 20 درجه سانتیگراد حل نمیشود.
• β - سلولز: β - سلولز در این محلول حل شده اما به محض اسیدی کردن محلول تهنشین میشود.
• γ - سلولز: در محلول 17.5 درصد هیدروکسیدسدیم حل میشود اما با اسیدی شدن محلول تهنشین نمیشود.
کاربرد سلولز
سلولز ماده تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان است. این ترکیب اولین بار در سال 1838 مورد توجه قرار گرفت. در آن سالها با اعمال تغییراتی در آن مانند نیتروژندار کردن در تولید نیترو سلولز مورد بهره برداری قرار گرفت. سلولز بصورت تقریبا خالص در رشتههای پنبه وجود دارد. این رشتهها در تولید نخ و پارچه بافی و تولید پوشاک اهمیت فراوانی دارند.
همچنین الیاف پنبه استرلیزه شده در پزشکی کاربرد زیادی دارد. سلولز بصورت ترکیب با لیگنین (ماده چوب) و سلولز در تمام مواد گیاهی وجود دارد. سلولز در گذشته در ساخت باروت بدون دود مورد استفاده قرار میگرفت. امروزه از آن برای تولید نیترو سلولز که در ساخت مواد منفجره ، پلاستیکسازی ، رنگسازی و … کاربرد دارد، استفاده میکنند. سلولز همچنین در آزمایشگاه به عنوان جزء عمل کننده فاز جامد در کروماتوگرافی لایه نازک استفاده میشود.
دامنه شیمی کاغذ ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها ، رنگدانههای معدنی ، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنیهای پلیمری متعدد میباشد. در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد. نقش پلیمر ، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.
ترکیب شیمیایی کاغذ
از آنجا که کاغذ از الیافی ساخته میشود که قبلا تحت تاثیر تیمارهای فیزیکی و شیمیایی قرار گرفتهاند، سلولهای گیاهی حاصل از ترکیب شیمیایی ثابتی نسبت به ساختار منابع گیاهی اولیه برخوردار نیستند. سلولهای گیاهی عمدتا از پلیمرهای کربوهیدراتی آغشته شده به مقادیر مختلف لیگنین (یک ترکیب پلیمری آروماتیک که میزان آن با افزایش سن گیاه افزایش مییابد و در حین فرآیند لیگنینی شدن تولید میگردد) تشکیل شدهاند. بخش کربو هیدراتی سلول بطور عمده از پلی ساکارید سلولز تشکیل شده است. بخشی از این ترکیبات شامل پلی ساکاریدهای غیر ساختمانی با وزن مولکولی کم به نام همی سلولز هستند، که نقش بسیار مهمی در خصوصیات خمیر و کاغذ دارند.
به نظر میرسید که با توجه به نام همی سلولزها ، این ترکیبات با سلولز ارتباط داشته باشند و به روش مشابهی با سلولز بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر بخوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر به خوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز میشوند و نقش ویژهای در دیواره سلول گیاهان ایفا میکنند. علاوه بر این ترکیبات مهم ، مقادیر کمی از مواد آلی قابل استخراج و مقادر بسیار کمی از مواد معدنی نیز در دیواره سلولی الیاف وجود دارد.
|
مواد عصارهای و اندک (%) |
لیگنین(%) |
همی سلولزها (%) |
سلولز (%) |
|
|
10> |
25 تا 35 |
20 |
40 تا 45 |
سوزنی برگان |
|
10> |
17 تا 25 |
15 تا 35 |
40 تا 45 |
پهن برگان |
ترکیب کلی استخراج الیاف گیاهی از نظر درصد کربن ، هیدروژن و اکسیژن بسته به درجه لیگنین شدن متغیر است. میزان این عناصر برای چوب حدود 50% کربن ، 6% هیدروژن و 44% اکسیژن است. از آنجایی که ترکیب عنصری کربوهیدراتها کم و بیش به صورت CH2O)n) است، میزان کربن موجود تقریبا حدود 40% است. لیگنین یک ترکیب آروماتیک با فرمول تقریبی C10H11O4 میباشد. بنابراین ، میزان کربن آن بطور متوسط حدود 65 - 60% است.
سلولز
سلولز مهمترین ترکیب ساختاری دیوارههای سلول است و بعد از حذف لیگنین و انواع دیگر مواد استخراجی نیز مهمترین ترکیب ساختاری کاغذ محسوب میشود. از نظر شیمیایی ، سلولز یک پلیمر دارای ساختمان میکرو فیبریلی شبه بلوری متشکل از واحدهای D-β گلوکوپیرانوزی با اتصالات (4 <---- 1) گلیکوزیدی است. همچون بسیاری از پلی ساکاریدها ، سلولز پلیمری بسپاشیده با وزن مولکولی زیاد است. بسته به نوع منبع سلولزی، درجه پلیمریزاسیون سلولز از 10000 تا 15000 متفاوت است.
سلولز 100% بلوری شناخته نشده است، اما ساختمان سلولز دارای یک بخش بلوری و یک بخش غیر بلوری یا بیشکل است. درجه بلورینگی بستگی به منشاء سلولز دارد. سلولز پنبه و انواع جلبکها مانند والونیا درجه بلورینگی بسیار بالایی است. در حالیکه سلولز چوب درجه بلورینگی پایینی دارد. سلولز بوسیله باکتریها نیز تولید میگردد که البته به عنوان منابع سلولزی برای کاغذ کاربردی ندارند.
همی سلولزها
همی سلولزها گروهی از پلی ساکاریدهای غیر ساختاری با وزن مولکولی کم و اغلب ناهمگن هستند که ارتباطی با سلولز نداشته و از راه بیوسنتز متفاوتی تولید میشوند. نام همی سلولزها نشان دهنده ارتباط یا نزدیکی آنها با سلولز نیست. نقش همی سلولزها در دیوراه سلول بخوبی شناخته شده نیست، اما وزن مولکولی خیلی کم آنها نمیتواند همی سلولزها را به عنوان یک پلیمر ساختاری مطرح کند (درجه پلیمریزاسیون آنها بین 150 - 200 است).
تحقیقات نظری در این زمینه نشان میدهد که همی سلولزها ممکن است نقشی در انتقال آب داشته باشند. همی سلولزها معمولا از واحدهای مونومری هگزوزی مثل D- گلوکوپیرانوز ، D- مانوپیرانوز و D- گالاکتوپیرانوز و واحدهای پنتوزی مثل D- زایلو پیرانوز و –L آرابینوفورانوز تشکیل شدهاند. بخش قابل توجهی از همی سلولزها حتی بعد از لیگنین زدایی شیمیایی ، در خمیر کاغذ باقی میمانند. مهمترین همی سلولز موجود در سوزنی برگان گالاکتو گلوکومانان است که حدود 20% از وزن خشک چوب را تشکیل میدهد.
لیگنین
لیگنین ، پلیمری آروماتیک با ساختاری بسیار پیچیده است. تقریبا کلیه خصویات لیگنین در کاربردهای کاغذ سازی نقش منفی دارند و کاغذهای با کیفیت خوب از الیافی ساخته میشود که تقریبا عاری از لیگنین هستند. لیگنین سبب شکننده شدن کاغذ میشود و به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروههای رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ میشود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و بطور کلی کلیه خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگنین وجود دارد، چنین اثرهایی را نشان میدهد.
رزینها و مواد استخراجی
چوب حاوی مقدار کمی (کمتر از 5%) از ترکیباتی است که توسط حلالهای آلی مثل اتانول یا دی کلرومتان قابل استخراج هستند. میزان این ترکیبات در پهن برگان و سوزنی برگان و در بین گونههای مختلف چوبی متفاوت است. اگر چه این ترکیبات ممکن است در حین فرآیندهای شیمیایی تهیه خمیر کاغذ حذف شوند، اما همیشه مقداری از آنها در کاغذ باقی میماند. ترکیب شیمیایی این مواد بسیار متغیر است و شامل آلکانها ، آلکنها ، اسیدهای چرب (اشباع یا غیز اشباع) ، استرهای گلیسرول ، مومها ، اسیدهای رزینی ، ترپنها و ترکیبات فنولی هستند.
میزان باقیمانده این ترکیبات این ترکیبات در خمیر و کاغذ بستگی به فرآیند تهیه خمیر مورد استفاده دارد. در مجموع ، ترکیبات اسیدی مثل اسیدهای چرب و رزینی در محیط قلیایی براحتی از طریق تبدیل شدن به نمکهای محلول حل میگردند، اما در خمیر سازی اسیدی ، این ترکیبات براحتی قابل حل و خارج سازی نیستند. چندین محصول فرعی مفید در عملیات خمیر سازی از مواد استخراجی قابل استحصال است که مهمترین آنها شامل تربانتین و روغن تال است. تربانتین مخلوطی از هیدروکربنهای دو حلقهای با فرمول C10H16 است که ترکیبات عمده آن α و β- پنن است.
این ترکیبها به صورت محصولات فرعی فرار با بازده 5-4 لیتر به ازای هر تن چوب (کاج) قابل استحصال بوده و به عنوان حلال مور استفاده اند. روغن تال عمدتا از اسیدهای رزینی به همراه حدود 10% ترکیبات خنثی تشکیل شده است. این اسیدها از نظر ساختمانی ایزومرهای اسید آبیتیک هستند و به عنوان مواد افزودنی شیمیایی و مواد آهارزنی در تهیه کاغذ مصرف میشوند.
بسمه تعالي
پيشگفتار
استاندارد فرش چوبي (پاركت) كه بوسيله كميسيون فني استاندارد چوبهاي نيمه ساخته شده زير نظر كميته ملي استاندارد چوب و فرآورده هاي آن وتحت نظارت شورايعالي استاندارد در مؤسسه استاندارد وتحقيقات صنعتي ايران تهيه و تدوين گرديده است به استناد ماده يك ((قانون مواد الحاقي به قانون تاسيس مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب 24 آذر 1349)) بعنوان استاندارد رسمي ايران منتشر مي گردد. براي حفظ همگامي و هماهنگي با پيشرفت هاي ملي و جهاني صنايع وعلوم استانداردهاي ايران در مواقع لزوم و يا در فواصل معين مورد تجديد نظر قرار خواهند گرفت و هرگونه پيشنهادي كه براي اصلاح يا تكميل اين استانداردها برسد در هنگام تجديدنظر در كميسيون فني مربوط مورد توجه واقع خواهد شد. بنابراين براي مراجعه به استانداردهاي ايران بايد همواره از آخرين چاپ وتجديدنظر آنها استفاده نمود. در تهيه اين استاندارد سعي بر آن بوده است كه باتوجه به نيازمنديهاي خاص ايران حتي المقدور ميان روشهاي معمول در اين كشور و استاندارد و روشهاي متداول در كشورهاي ديگر هماهنگي و همگامي ايجاد شود. بنابراين با بررسي امكانات و مهارت هاي موجود و اجراي آزمايش هاي لازم استاندارد حاضر با استفاده از استاندارد زير تهيه گرديد:
ISO /R 631-1967
استاندارد فرش چوبي (پاركت ) 1
1- هدف
منظور از تدوين اين استاندارد تعيين معيارهائي براي ساخت فرش چوبي از گونه هاي مختلف چوب است.
2- دامنه كاربرد
اين استاندارد خصوصيات فرش چوبي و سازه هاي آن و همچنين چگونگي برش و اندازه و شرايط تحويل و بسته بندي آنرا تعيين مي كند اين استاندارد فقط مربوط به فرش چوبي موزائيكي است.
3- تعريف ها و اصطلاحها
3-1- چوب ماسيف (توده چوب) به چوب يكپارچه بصورت فرآورده طبيعي گفته مي شود.
3-2- تيغه چوب – به شكل مكعب مستطيل است كه كوچكترين سازه چوبي بشمار مي آيد.
3-3- مربع كوچك – از پهلوي هم قرار گرفتن تيغه چوبها بوجود مي آيد.
3-4- مربع متوسط از قراردادن چهار مربع كوچك بطور شطرنجي در كنار هم بوجود مي آيد.
يادآوري: تعداد مربع هاي كوچك براي تشكيل مربع متوسط مي تواند با توافق سازنده و خريدار كم يا زياد شود.
3-5- مربع بزرگ- از 4 مربع متوسط و يا 16 مربع كوچك تشكيل مي شود.
3-6- پره هاي چوبي – اصطلاحاَ به برش بافتهاي پارانشيمي كه در جهت اشعه برش عرضي ساقه درخت و عمود بر حلقه هاي رويش ساليانه قرار گرفته است گفته مي شود . كه در برش شعاعي بصورت لكه هاي كم و بيش پهن و در برش مماسي بصورت دوك هاي كم و بيش باريك ديده مي شود.
3-7- برش عرضي- برشي است عمود به محور طولي ساقه درخت.
3-8- برش شعاعي – برشي است كه در امتداد يكي از قطرها يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد.
3-9- برش مماسي- برشي است عمو.د به اشعه و مماس به حلقه هاي رويش ساليانه درخت
3-10- برش بينا بيني(مايل)- برشي است كه امتداد معيني نداشته باشد.
لكه ها- عيوبي هستند كه در بعضي از چوبها به سبب وجود بيماريهاي مختلف و حمله قارچها و يا ناهمگن بودن پراكندگي رنگ , بوجود مي آيد.
3-12- تركها- شكافهاي باريكي هستند كه در اثر از هم كشيدگي , خشك شدن , يخ زدگي و يا گسستگي بعلل مختلف در بافت چوب بوجود مي آيد. تركها بد و صورت سطحي و ژرف ديده ميشود.
3-13- كيسه هاي صمغ- كيسه هائي هستند كه در بعضي از چوبها بويژه در بسياري از چوب سوزني برگان هنگامي كه قسمتي از بافت درخت بعللي آسيب ديده باشد بوجود مي آيد.
3-14- رگه هاي رنگي- تغيير رنگي است كه در قسمت هاي مختلف چوب بعلت ناهمگيني پراكنش مواد شيميائي چوب و يا در اثر حمله عده اي از قارچهاي چوبخوار ظاهر ميشود.
4- ويژگيها
4-1- ويژگيهاي كلي- چوبهاي بكار برده شده بايد بدون هر گونه اثر فساد ايجاد شده توسط حشرات و قارچها كه مقاومت چوب را پائين مي آورد, باشد. عمليات انجام شده در روي فرش چوبي نبايد صدمه اي به نما و يا به چسباندن آن وارد سازد.
4-2- ويژگيهاي تيغه چوب
4-2-1- اندازه- اندازه تيغه چوبها براي ساخت فرش چوبي در ابعاد مختلف به شرح زير ميباشد.
4-2-1-1- درازا: 100 و 120 و 125 ميلي متر
4-2-1-2- پهنا: 20 و 24 و 25 ميلي متر
4-2-1-3- كلفتي: 6 و 8 و 10 ميلي متر
اين اندازه ها با رطوبت 11 درصد در نظر گرفته شده است .
يادآوري: اندازه هاي سفارشي مجاز خواهد بود.
رطوبت- تيغه چوبها بايد داراي 11 درصد رطوبت باشد.
يادآوري: اين رطوبت سازندگان فرش چوبي را راهنمائي مي كند كه نسبت به رطوبت چوب خود در موقع تهيه تيغه چوبها افزايش و يا كاهش ابعاد آنرا پيش بيني نمايند, تا اين ابعاد درحد گذشت بازي چوب در 11 درصد رطوبت قرار گيرد.
4-2-3- كناره و سطوح تيغه چوبها بايد رنده و صاف شده و از هر طرف گونيا باشد.
رواداشت(حد گذشت) روا داشت در مورد اندازه هاي تيغه چوبها در جدول شماره 1 داده شده است.
اگر حداكثر درصد تيغه چوبهاي فرش چوبي دو برابر ارقام داده شده در جدول شماره 1 انحراف داشته باشد قابل قبول است.
5- طبقه بندي
فرش چوبي از نظر كيفيت و مرغوبيت به چهار طبقه بشرح زير تقسيم مي شود:
5-1- ممتاز- اين نوع فرش چوبي از نظر مرغوبيت از سه درجه ديگر بالاتر بوده و كلاَ از چوبهاي بدون عيب ساخته مي شود. ويژگيهاي ديگر آن از نظر شكل ظاهري و شرايط تحويل و بسته بندي منوط به توافق فروشنده و خريدار است.
5-2- درجه (1) – فرش چوبي است كه ميزان برون چوب در رويه نماي آن حداكثر تا 5 درصد مجاز است . وجود برون چوب در رويه زيرين آن در صورتيكه حداقل فاصله آن با سطح نما 5 ميلي متر باشد, مجاز است. در فرش چوبي درجه يك تا 20 درصد از تيغه چوبها مي تواند داراي گره هاي حداكثر به قطر يك ميلي متر باشد و گره اي به قطر 5 ميلي متر و عيوب كوچك در سطح زيرين اين نوع فرش چوبي قابل قبول است. در فرش چوبي درجه يك برش تيغه چوبها ميتواند بطور مماسي شعاعي و يا بينابيني باشد, بشرط آنكه نسبت تيغه چوبهاي شعاعي از 30درصد تجاوز نكند.
5-3- درجه (2) فرش چوبي است كه ميزان برون در رويه نماي آن حداكثر تا 50 درصد مجاز است. در فرش چوبي درجه 2 تا 20 درصد از تيغه چوبها ميتواند داراي گروهاي حداكثر به قطر 2 ميلي متر و گره هاي بقطر 5 ميلي متر و عيوب كوچك ديگر در سطح زيرين اين نوع فرش چوبي قابل قبول است. در فرش چوبي درجه 02) برش تيغه چوبها مي تواند بطور شعاعي, مماسي و يا بينابيني باشد, بشرط آنكه نسبت تيغه چوبهاي شعاعي از 50 درصد تجاوز نكند.
5-4- درجه 3- در فرش چوبي درجه (3) تا 50 درصد از تيغه چوبها ميتواند داراي گره باشد و حداكثر 10 درصد از گره هاي موجود با قطر بيش از 5 ميلي متر قابل قبول است. در رويه نهائي فرش چوبي, عيوب زير فقط در مورد 50 درصد از تيغه چوبهاي بكار برده شده قابل قبول است:
5-4-1- رگه هاي رنگي
5-4-2- تركها
5-4-3- حفره هاي صمغ
5-4-4- لكه ها
5-4-5- در هم پيچيدگي الياف در صورتيكه يكي از عيب هاي نامبرده بالا در هر تيغه چوب وجود داشته باشد بطوريكه در حد جدول شماره 2 قرار گيرد قابل قبول است.
6- شرايط تحويل , بسته بندي و نشانه گذاري
6-1- شرايط تحويل در صورتيكه توافقي در مورد درصد رطوبت بين خريدار و فروشنده وجود نداشته باشد تيغه هاي تشكيل دهنده فرش چوبي بايد در موقع تحويل به خريدار 7 تا 12 درصد رطوبت داشته باشد.
6-2- بسته بندي- فرش هاي چوبي بايد در داخل بسته هاي مناسب قرار داده شود.
يادآوري: در مورد تغيير شرايط محل كاربرد, فرش هاي چوبي بسته به توافق بين خريدار و فروشنده بايد طوري بسته بندي شود تا ميزان درصد رطوبت ذكر شده در بالا را در شرايط معمولي حمل و نقل و انبار حفظ نمايد.
6-3- نشانه گذاري- در روي هر بسته بايد مطالب زير به فارسي و در صورت صدور به انگليسي يا زبان كشور خريدار نوشته شود.
6-3-1- نام و نشانه سازنده فرش چوبي
6-3-2- عبارت “ ساخت ايران “
6-3-3- ويژگيهاي ديگر به شرح زير:
6-3-3-1- عبارت “ فرش چوبي“
6-3-3-2- درجه مرغوبيت
6-3-3-3- درازا و پهناي مربع بزرگ به ميلي متر
6-3-3-4- نوع چوب
بعنوان مثال: فرش چوبي درجه يك 400*400 بلوط
|
|
1 – Parquet
امروزه استفاده از كامپوزيتهاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان و صنعت خودرو مورد توجه بسياري از كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه قرار گرفته است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت بر ميگردند و از قيمت بسيار پايينتري برخوردار هستند. متن زير به معرفي تجربه چند كشور از جمله ايران در بهرهگيري از كامپوزيتهاي طبيعي ميپردازد:
هندوستان
طي دهه گذشته، كشور هند گامهاي بلندي را در تدوين و گسترش دانش فني استفاده از كامپوزيتهاي
اين كشور پروژههاي بزرگي را جهت توليد پروفيلهاي پالتروژني از الياف طبيعي، تهيه تختههاي كامپوزيتي و پانلهاي ساختماني از جنس الياف كنف، دربهاي كامپوزيتي ساخته شده از الياف چتايي و قابها و پنجرههاي ساختماني از جنس الياف نارگيل، در دست اجرا دارد. البته محصولات توليدشده منحصراً در صنعت ساختمان اين كشور مصرف نميشود و حجم بالايي از اين محصولات در ساخت قطارها و واگنهاي خط آهن مورد استفاده قرار گرفته است.
بنابر اظهارات هيئت ارزيابي و پيشبيني تكنولوژي هند (TIFAC)، با روي آوردن به سمت الياف طبيعي علاوه بر حفظ منابع ارزشمند چوب اين كشور، زمينه حضور هند در بازارهاي بينالمللي نيز فراهم شده است.
اين كشور جهت صدور تكنولوژي كامپوزيتهاي الياف طبيعي به كشورهاي آفريقايي و آسياي جنوبي شرقي كه از ذخاير الياف طبيعي فراواني برخوردارند، برنامههاي بلندمدتي را در دستور كار خود قرار داده است. كامپوزيتهاي الياف طبيعي امروزه در هند به شدت مورد توجه قرار گرفتهاند و به دليل قيمت مناسب و خواص مطلوبشان به عنوان رقباي قدرتمند محصولات چوبي مطرح شدهاند.
بنابر گزارش هيات مذكور، گام بعدي اين كشور گسترش تكنولوژي كامپوزيتهاي الياف طبيعي از عرصه ساختمان به عرصههاي ديگر از قبيل راه آهن، كشتيراني، خودروسازي و غيره است.
اروپا و آمريكا
در سالهاي اخير استفاده از الياف طبيعي در ساخت كامپوزيتها در اروپا و آمريكا به شدت مورد توجه قرار
خودروسازان اروپا و آمريكا طي سالهاي اخير اتومبيلهايي را كه در آنها از كامپوزيتهاي الياف طبيعي استفاده شده است به بازار عرضه كردهاند. طي گزارشي شركتهاي بزرگي همچون جانسون، فيندلي و ويزيدوم از كامپوزيتهاي الياف طبيعي در خودروهاي سال 2001 خود بهره جستهاند. قطعات كامپوزيتي مورد استفاده اين شركتها توسط يكي از شركتهاي واقع در ايالت ايندياناي آمريكا تهيه ميشود و به روش قالبگيري پرس گرم شكل ميگيرند.
شركت دايملر كرايسلر نيز به تازگي به سمت استفاده از يك نوع كامپوزيت الياف طبيعي كه در آفريقاي جنوبي توليد ميشود روي آورده است. اين شركت در ساخت قفسههاي عقبي داخل خودروهاي سواري مرسدس ردهC از اين نوع كامپوزيتها كمك گرفته است. اين شركت همچنين تمايل دارد از اين كامپوزيتها در ساخت كاروانهاي مسافرتي خود نيز استفاده كند.
شركت مشهور جنرال موتورز نيز يكي از شركتهايي است كه استفاده از الياف طبيعي را در دستور كار خود قرار داده اشت. علاوه بر چندين مدل كاميون، در بدنه خودروهاي مشهور اين كمپاني نيز قطعاتي از جنس كامپوزيتهاي الياف طبيعي را ميتوان مشاهده نمود.
به غير از اين غولهاي بزرگ خودروسازي، شركتهاي كوچكتر خودروساز نيز از الياف طبيعي به عنوان پركنندههاي قطعات پليمري خودرو بهره فراواني ميگيرند. در اين قبيل قطعات درصد استفاده از الياف طبيعي بسيار كمتر است.
به نظر ميرسد كه الياف طبيعي بازار رو به رشدي دارند و برخي از دست اندركاران صنايع خودروسازي نرخ رشد اين كامپوزيتها طي سالهاي آينده را تا 30 درصد نيز پيشبيني كردهاند
ايران
در ايران نيز به تازگي تلاشهايي جهت بهكارگيري كامپوزيتهاي الياف طبيعي در صنايع خودرو و ساختمان گزارش ميشود.
در محور ساختمان، پژوهشگاه پليمر ايران به انجام مطالعات و تحقيقاتي در زمينه توليد نوارهاي تزئيني از جنس الياف طبيعي توسط فرايند پالتروژن اقدام نموده است. اين نوارها به كمك الياف طبيعي كنف و رزين پلياستر ساخته ميشوند و در ساخت نماهاي داخلي بنا قابل استفاده هستند. همچنين پروفيلهاي ديگري نيز به اين روش توليد شدهاند كه ميتواند موارد كاربرد خاص خود را در بازار بيابد. به غير از اين طرح تحقيقاتي، مورد ديگري از به كارگيري كامپوزيتهاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان كشور گزارش نشده است.
در محور خودرو فعاليتهاي انجام شده پررنگتر است. در حال حاضر در ايران براي ساخت قطعات تزئيني خودرو عموماً از كامپوزيتهاي پرشده با آرد چوب و يا فيبرهاي تهيه شده از تركيب رزين و تراشههاي چوب كمك ميگيرند. كامپوزيتهاي پر شده با آرد چوب در حقيقت تركيبي از يك رزين گرمانرم همچون پليپروپيلن با آرد چوب بازيافت شده است كه به نسبت حجمي مناسب با هم آميخته شدهاند. بر طبق بعضي از گزارشات، مواد اوليه لازم براي توليد اين قطعات از خارج مرزها وارد ميشود و ارزبري بسيار زيادي دارد
كشور ما در حال حاضر از منابع غني الياف طبيعي همچون كنف برخوردار است. گسترش تكنولوژي كامپوزيتهاي طبيعي از سوي كشورهاي در حال توسعه همچون هند و تايلند ميتواند به عنوان الگويي براي بخشهاي تحقيقاتي داخلي در غنيمت شمردن فرصتهاي موجود در عرصه توليد مواد جديد محسوب شود.
مآخذ:
1- مجلة كامپوزيت، شمارههاي 2و 7
2- سايت: www.TIFAC.Org.in
3- مجموعه مقالات هفتمين كنگره ملي مهندسي شيمي ايران
چندين روش شناخته شده براي توليد پلاستيكهاي تقويت شده با الياف وجود دارد كه بسياري از آنها بر به كارگيري الياف ترد همانند شيشه تمركز دارند.
به نوشته جديدترين شماره نشريه كامپوزيت ،دستگاههاي مورد استفاده براي اين روشهاي ساخت،از چندين عنصر مخلوط كن و ورزدهنده تشكيل شدهاند.
در اين فرايند نوين به جاي الياف شيشه،الياف سلولزي طبيعي به كار گرفته مي شود.اين مواد به عنوان رقيبي براي شيشه قابليت تقويت پلاستيكها را دارند.
استحكام ويژه اين الياف حدود ۵۰تا ۸۰درصد الياف شيشه است و مدول ويژه آنها ميتواند از الياف شيشه بيشتر باشد.از برتريهاي اين مواد بهاي كم،سبكي و قابليت تجزيه در طبيعت است.
اين مواد در تركيب با رزينهاي گرمانرم نسبت به الياف شيشه سايش كمتري ايجاد ميكنند و علاه براين سلامت و ايمني افرادي را كه با آن كار مي كنند به خطر نمياندازد.
در اين فرايند اكستروژن نوين ،گرانولهايي از پليمرهاي گرمانرم تقويت شده با الياف طبيعي توليد ميشوند كه نسبت به پلي پروپيلن معمولي شش مرتبه سفت تر و دو و نيم برابر محكم تر هستند.
اين كامپوزيتهاي الياف طبيعي داراي استحكام و سفتي برابر با پلاستيك هاي تقويت شده با الياف شيشه هستند و در عين حال بسيار ارزان ساخته مي- شوند.
اين كامپوزيتها را ميتوان قالبگيري تزريقي كرد.براي اين كار مي- توان از تجهيزات اكستروژن متداولي كه معمولا داراي ماردون هستند استفاده كرد و نيازي به ساخت ابزار ويژه نيست.
اين فن آوري براي ساخت كامپوزيت از پلاستيكهاي معمولي و مهندسي همانند پلي پروپيلن ،پلي اتيلن و پلي استيرن و الياف طبيعي گوناگون همانند الياف كتان،شاهدانه،كنف و كنف هندي در مقياس كوچك ( ۵تا۱۰كيلوگرم در ساعت)عرضه شده است
در اين فرايند ضايعات فرايند توليد كاغذ و الياف نيز ميتوانند به عنوان پركننده استفاده شوند.
ديگر روشهاي ساخت كامپوزيتهاي گرمانرم تقويت شده با الياف طبيعي از الياف كوتاه تري استفاده ميكنند.
اين فرايند به اكسترودري با حداقل يك عضو مخلوط كن و يك عضو پيچش معكوس نياز دارد،چنين اكسترودري الياف و مذاب پليمر را به صورت همگن مخلوط خواهد كرد.
تمام اكسترودرهايي كه داراي دو دريچه تغذيه و يك دريچه گاززدايي هستند ميتوانند براي ساخت كامپوزيتهاي الياف طبيعي به كار گرفته شوند.
دماي ساخت كامپوزيت بايد كمتر از ۲۰۰در جه سانتيگراد باشد تا بهترين نتايج را به دست دهد.
تخمين زده ميشود هر تن پليمر تقويت شده با الياف طبيعي حدود ۱۵۰ يورو ارزان تر از پلي پروپيلن تقويت شده با الياف شيشه باشد.پركنندههاي طبيعي نيز حدود ۲۵۰تا ۳۰۰يورو در هر تن ارزان تر هستند.
اين مطلب برگرفته از شماره ۱۵نشريه تخصصي كامپوزيت است.
شماره تماس ۰۹۱۳۲۴۷۹۴۵۳
email: saleh_nazari@yahoo.com
لت هاي کاج زرد جنوبي
ظهور و عمليات ساختماني
تكنولوژي چوب ،آزمايشگاه فرآورده هاي جنگلي تگزاس
تخته نيم لت کاج زرد جنوبي مي تواند بهترين انتخاب از نظر دوام باشد و مانند تخته لت سرو قرمز عمل مي کند. اين نوشتار در باره خصوصيات اين حفاظ ها بحث مي کند.
امروزه اين پروژه در سراسر کشور بوسيله کدهاي مختلف ساختماني پذيرفته شده است. همچنين اين نوشته در باره مواد اوليه که مورد احتياج است، توليد و تجهيزات مورد نياز، خشک کردن، اشباع تحت فشار کامل آنها و تکنيک استفاده از آنها (نصب در محل) بحث مي کند.
از قديم تخته نيم لت و لت (توفال) سرو قرمز غربي چيزهاي مناسبي براي پوشاندن و مسقف کردن در خيلي از نواحي مخصوصاً در کالفرنيا، تگزاس و فلوريدا بوده اند که از جمله دلايل معروفيت آنها علت هاي زير مي باشد:
1- سبکي وزن
2- راست تاري
3- عايق حرارتي بالا
4- مقاومت در برابر باد
5- جذابي و زيبايي
6- انطباق با سبک هاي معماري
بسياري از مالکين خانه ها توفال سرو را براي اينکه در برابر پوسيدگي دوام دارند انتخاب مي کنند. در بعضي از نواحي سقف هاي سرو مي تواند بيش از 50 سال يا بيشتر دوام بياورد هر چند که در گرما و رطوبت جنوب عمر مفيد يک سقف چوبي کمتر از 15 سال است ولي از مسايل و مشکلات قابل بحث آنها مي توان به مشکل پوسيدگي، حلقوي شدن (پيچيدن) و شکاف برداشتن آنها اشاره کرد.
قيمت بالاي الوار سرو قرمز و پوسيدن مواد خام و نيز مشکل دست يافتن به مواد شيميايي که بتواند عمر مفيد انها را زياد کند باعث شده که گونه ناي چوبي متفاوت ديگري براي توليد نيم لت مورد احتياج باشد.
آزمايشگاه تحقيقات فرآورده هاي جنگلي تحقيق و ارزيابي در رابطه با گسترش نيم لت و توفال کاج جنوبي که مي توانست تمام مزايا سرو را داشته باشد را شروع نمود. اما علاوه بر اين مزايا استحکام، دوام و زيبايي بسيار و حتي بهتر از آن قدرت خريد که براي مالکين خانه وجود دارد را مي توان برشمرد.
مراحل ساخت و به اجرا در آوردن لت هاي اره شده
در ابتداي کار تمرکز روي ايجاد قوانين درجه بندي براي ساخت وتوليد گذارده شد. در اوايل مطالعه مشخص شد که لت کاج براي هيچکدام از عمليات ساخت و يا اره شدن از نظر اقتصادي امکان پذير نمي باشد. پخش گره ها وکج تاري (الياف نامنظم و در جهت غير عمود) مانع از توليد آنها شد. آنها تصميم گرفتند کار را متمرکز روي اره کردن و برش دادن لت هاي مختلف با طول قدهاي متفاوت و عرض و ضخامت گوناگون بکنند.
به توفال هاي با ضخامت بن بالاي 8/3 اينچ لت هاي باريک شونده مي گويند واين اصطلاحي است که در تمام طول بحث با اين اسم استفاده مي شود.
مطالعات اوليه درجه بندي
هزاران لت باريک شونده کاج در معرض دو آزمايش زير قرار گرفتند:
الف- مدت طولاني درهواي آزاد بدون حفاظ
ب- در شرايط آزمايشگاهي وبا سرعت خشک شدن
نتيجه اين آزمايشات کمکي به توسعه وگسترش توليد است و مشخص مي کند که لت در زماني که نصب مي شوند هم از نظر ديد و هم از نظر استقامت تضمين شده هستند. تا اين زمان سازمان جنگل باني تگزاس 12 دفتر که با لت کاج مسقف شده، داشته است (تقريباً 50000 فوت).
اولين سقف در اکتبر 1979 و آخرين آنها در ژوئن 1987 نصب شد. لتي که بوسيله اين سازمان توليد شده بود از الوارهاي جنگل هاي ايالتي استفاده شده بود. اکثريت لت ها از الوارهاي 4 تراش ( رگهجهاي عمودي و راست تار) بوده اند. هر کدام از عيوب مانند گره، حفره هاي شيرابه اي و کج تاري به ما در فرمول درجه بندي براي توليد و ساخت لت کمک مي کند و درجه بندي براساس اين عيوب انجام مي شود. بعد از 12 ماه از بکار گذاشتن و عرضه سقف ها براي علائمي از قبيل باد کردن، حلقوي شدن و ترک برداشتن بازرسي بعمل آمد. همانطور که انتظار مي رفت در لت چوب هاي برش مماسي شکاف ها قابل توجه و بادرصد بالايي وجود داشت و در چوب مماسي هرچه فاصله از مرکز لت بيشتر بود شکاف زيادتر و بزرگتر بود. با محدود کردن مقدار چوب مماسي و نيز قراردادن دور از مرکز لت حالت شکاف به حداقل مي رسد. بيشترين مشکلات در خصوصيات سقف ها که بوسيله لت انجام مي شد بشرح زير مي باشد:
1- ترکهاي لت پهن (بالاي18 اينچ)
2- حضور زياد گره
3- چوب مماسي بيش از حد
4- بدون شکل و يک فرم نبودن ضخامت بن
5- تراکم کمتر از 4 حلقه در هر اينچ
قاعده درجه بندي
بنا به نتايجي که از آزمايش در هواي آزاد و در شرايط آزمايشگاهي گرفته شد توانستند يک مجموعه از مشخصات ساخت لت کاج با يک ديدگاه کامل و نيز مشخصات ساخت ماشين هايي که از ضمانت بالا و مقاومت خوبي پيروي کنند تنظيم کرد.
به دليل محدوديت هايي کد ساختماني که از سال 1980 تنها لت سرو آزاد براي پوشش سقف استفاده مي شد بيشتر شهرهاي با جمعيت بيشتر از 25000 نفر از يکي از مدلها تبعيت کرده اند:
1- کد ساختماني استاندارد
2- کد ساختمان هاي متحدالشکل
3- کد ساختمان هاي بنياني
در ديگر جاها اخيراً براي توسعه لت کاج مجبور شدند که در اين قانون ها دگرگوني پديد آورند و يک طرح با يک کد جديدي را ارائه دادند که مراحل آن تقريباً بيش از 3 سال طول کشيد.
از سال 1984 فشار بر روي بکار گيري لت کاج قرار دادند و حالا در هر 3 مدل کد اجازه استفاده آنها بجاي لت سرو داده شده است.
درجه بندي لت کاج زرد جنوبي
1- درازا اسمي 24 و 28 اينچ وبه اندازه 2/1- و2+ قابل اغماض است
2- لت بايد ازسطح بهتر درجه بندي شود
3- ضخامت بن تر 16/13 با 8/1- اغماض
4- مينيمم پهنا 4 اينچ و ماکزيمم 8 اينچ
5- گره ها به اندازه 10 و 5/7 اينچ مجاز نيستند. گره هاي مغزي مجاز نيستند. جمع گره هاي سالم متراکم روي نواحي سطوح در معرض هوا در 5% طول لت در هر دسته تا حدود 1- 5/0 مجاز است. ماکزيمم جمع گره هاي نواحي سطحي 2 اينچ پذيرفته مي شود. گره در بعد عرضي شمرده مي شود. گره هاي ميخي کلاً مردود مي باشد
4- حفره هاي شيرابه اي، مغز تيره و سوراخ مجاز نمي باشد.
6- خميدگي لت نبايد 2/1 اينچ نسبت به سطح تراز در طول لت بيشتر باشد.
7- انحراف الياف روي لت نبايد بيش از اندازه تجاوز کند.
8- لت ها ميجتوانند شامل برش مماسي نيز باشند اما نبايد 5/1 اينچ از مرکز لت تجاوز کند.
9- چوب فشاري واضح مجاز نيست.
10- فساد چوب برون در رو ويا پشت آن مجاز نيست.
11- متوسط حلقه هاي سرتاسر روي لت بايد 6 اينچ يا بيشتر باشد.
12- دل باختگي (لکه آبي) خيلي کم مجاز است.
در کارخانه هر دسته از لت ها از لحاظ درجه، سازنده، گونه، علامت تجاري سازمان بازديدکننده بر چسب مي خورند.
مواد حفاظتي(وسايل حفظ و نگهداري)
از زماني که ديگر کاج جنوبي در مقابل عوامل پوسيدگي و حمله حشرات بطور طبيعي مقاومت نکردند به اين نتيجه رسيدند که براي دوام، قدرت و توانايي بيشتر لت کاج به مواد محافظت کننده نياز است.
محافظت بوسيله تحت فشار قرار دادن و آغشته کردن با موادنتايج اوليه از اين آزمايش روي لت اميدوار کننده ولي کاملاً رضايت بخش و مؤثر نبود و اشکال عمده بر سر عدم نفوذپذيري ماده حفاظت کننده بود. با دانستن اينکه در حين نصب سقف تعدادي از لت ها شکافته و يا چوب در معرض فرسايش قرار مي گرفت ونيز بيم آن مي رفت که لت بطور يکنواخت و منظم بريده و نصب نگردد پس بنابراين اين سئوال مطرح شد که سطح نگهدارنده براي اطمينان حاصل نمودن از راندمان پوسيدگي چيست. با در نظر گرفتن اين فکر سعي در يافتن يک خط مشي يا کد تأييد شده انجام شد.
هر سه مدل از روش فشار و آغشته سازي با ماده حفاظتي طبق استاندارد AWPBو استاندارد LP₂ و LP₃ (arsenicals pentachlorophenol)
در محلول روشن.
اکثريت کارخانجات با استاندارد LP₂کار مي کنند در جنوب از آرسينيت مس رنگي استفاده مي نمايند در بيشتر موارد لت هايي که با روش تحت فشار قرار دادن عمل مي کنند توسط افراد متخصص و مجاز که قبلاً در کار و تجارت حفظ توليدات چوب مثل چوب الواري و تخته لايه بوده اند انجام مي شود. وقتي که دسته هاي لت کاج مورد عمل قرار مي گيرند روي آنها طبق ماده استفاده شده براي حفظ و نگهداري مارک زده مي شود. اين نشانگذاري توسط شرکت ها برسميت شناخته شده همچون TP (اداره نظارت بر توليدات چوب) يا SPIB (دفتر نظارت کاج جنوبي) که در سرتاسر کشور مبنايي بر نظارت بر توليدات و کيفيت چوب دارند انجام وظيفه مي کنند.
توفال هاي با برش مماسي
اکثريت توفال ها سرو که در شمال غربي اقيانوس آرام توليد مي شوند بشکل عمودي بريده مي شوند در آنجا توفالهاي عمودي در وضعيت راست تاري قرار مي گيرند.
برش عمودي و مماسي توسط شخصي انجام مي شود که هم اره کرده و هم توفال ها را برش مي دهد.
توفال ها توسط شخص اره کننده درجه بندي شده و توسط شخصي که آنها را جمع آوري مي کند به داخل يا روي ميز روان قرار مي دهد. برش هاي مماسي بشکل گسترده در جنوب در اوايل سالهاي 1900 براي توليد توفال ها (تخنه لت) کاج، بلوط و سرو براي بازارهاي محلي استفاده مي شد. برش مماسي نسبت به ماشيني که بطور راست يا عمودي مي برد فرق مي کند در آن توفال هاي عمودي بشکل عمودي از مقابل اره عبور مي کند.
مطالعات اوليه نشان داده که اگر چه برش مماسي نسبت به ماشيني که بطور راست برش مي دهد امن تر و مطمئن تر است اما کندتر و نياز به افزايش افراد بيشتري براي برش همان لت است
بسته بندي و حمل
لت تازه برش خورده در قالبجهاي استاندارد 18 اينچ همانطورکه در کارخانه هاي توفال سرو وجود دارند بسته بندي مي شوند. لت ها در مسيرهاي پيوسته بسته بندي مي شوند.
16 دسته از لت 24 اينچ با 20 دسته از لت 18 اينچي مي تواند روي پالت با استاندارد 42-48 اينچ براي خشک کردن يا حمل کردن به کارخانه برده شود. اين اندازه پالت باعث حمل راحتجتر ادوات سيلندي به قطر 6 فوت استاندارد است. حمل دسته هاي لت بلافاصله بعد از درجه بندي شدن مشکل شل شدن و لق شدن دسته ها را در خلال خشک شدن و تحويل آن در محل حفظ و نگهداري به حداقل مي رساند.
خشک کردن در يارد در مقابل خشک کردن بوسيله کوره
قبل از استفاده از مواد محافظ بايد لت را تا MC % 19 خشک کنند تا عمليات حفاظت براحتي انجام گيرد.
خشک کردن در يارد:
در خلال ماههاي تابستان مشخص شد که لت هاي برش خورده تا زيرMC %20 در 45 تا 65 روز
مي توانند خشک شوند ود رماههاي زمستان 120 تا 160 روز هم بطول مي انجامد و بخاطر طولاني شدن زمان و مدت خشک شدن که باعث انبار نمودن و مشکلات حمل ونقل و نيز هزينه زياد ذخيره سازي مي شود لزوم به خشک کردن توسط کوره را ايجاب ميجکند.
خشک کردن بوسيله کوره:
پالتجهاي لت را مي توان با استفاده از کوره استاندارد و تنظيم شده براي هر کاج به اندازه 1-2 اينچ بکار برد. نتايج از مراحل تست وآزمايش نشان ميجدهد جريان کافي هوا از طريق دسته هاي چوب را مي توان حاصل نمود و لت ميجتواند بطور يک شکل يا به يک سطح MC % 19 يا کمتر خشک شود
آغشته ساختن توام با فشار
بدنبال خشک کردن توسط حرارت (کوره) لت توسط مواد حفاظت کننده آغشته مي شود که اين به منظور کسب اطمينان در مورد مقاومت در برابر فرسايش و نيز هجوم حشرات انجام مي شود. درست مشابه سرو قرمز، لت کاج به آساني با استفاده از سلول پر محافظت مي شود .
توصيه هاي ساختمان سازي:
لتي که بطور باريک رو به بالا برش خورده و تحت فشار قرار گرفته روي سکوي محکم و بزرگ با استفاده از نمدهاي لايه لايه 15 يا 30 پوندي نصب و سوار می شود اين سيستم نوار لايه لايه بطور استاندارد مي باشد که لت سرو بوسيله آن نصب مي شود.
لت کاج را مي توان با استفاده از بست هاي آهني 2 اينچي (پيچهاي Uشکل ) يا ميخجهاي شماره 6 گالوانيزه معمولي محکم و پيچ کرد.
مهره هاي u شکل براي لت سرو يا توفال آن توصيه نمي شود وعلت آن اين است که از وسط ميل به افتادن مي کند و باعث هرز شدن يا ريزش آن بمرور زمان مي شود.
ميخکوبي
هر لت را با دو ميخ مقاوم (مقاوم در برابر زنگ زدگي که جنس آن آلومينيوم ويا استيل باشد) محکم مي کنند. نفوذ کامل در داخل تخته توسط ميخ لازم و اساسي مي باشد. ميخ 2تا 6 اينچ کفايت مي کند اما ميخ بزرگتر براي لت هاي با ضخامت بيشتر و يا جاهايي که فضاي خالي دارد لازم است. ميخ بايد طوري کوبيده شود که چوب متلاشي نشودپيچ و مهره فلزي uشکل گالوانيزه بعنوان جانشين ميخ نيز ممکن است مورد استفاده قرار گيرد.
فرآورده هاي قالبي چوب ورزاليت
مواد اوليه اي اين فرآورده از همان موادي است که در ساخت تخته خرده چوب استفاده مي شود با اين تفاوت که از تراشه هايي که بلند و نازک است بيشتر استفاده مي شود. در فرايند توليد ورزاليت خرده چوب هاي آغشته به چسب ابتدا در پرس های مقدماتي ودر حالت سرد قالب گيري مي شود و سپس وارد پرس گرم خواهند شد. البته در بعضي موارد نيز مستقيم وارد پرس گرم ميجشوند. چسب مورد مصرف رزين اوره فرمالدئيد است ولي از ساير رزين ها نيز استفاده مي شود.
مواد اوليه پس از پرس سرد به داخل قالب هايي که دماي 130- 175 درجه سانتي گراد دارند منتقل مي شوند. فشار مورد نياز بينMpa 5/1 تا 10 متغير است. عمليات روکش کاري در مرحله پرس گرم است که مي توان ورزاليت را با فيلم پلي استر، کاغذهاي آغشته به رزين فنل يا ملامين، روکش هاي چوبي نازک و يا مواد ديگر مناسب روکش نمود.
زمان پرس بستگي به: 1- ضخامت 2- دانسيته 3- روکش مورد استفاده دارد و بين 1 تا 10 دقيقه متغير است. سپس ورزاليت ها در حالي که دو سطح و لبه آنها فرم نهايي خود را يافته اند از پرس گرم خارج مي گردند بعد از اين مرحله، مرحله کليماتيزه شدن است که قطعات مورد نظر مثل ديوار کوب، صفحه رو ميز، سيني و پانل هاي مورد مصرف در کابينت سازي بايستي نسبت به رطوبت و کاهش تنش ها متعادل شوند.
روش گرم کردن قالبها در فرآيند ورزاليت، روش هدايت گرما از صفحات پرس است. ولي در مورد قالب هاي بسيار بزرگ از گرم کننده هاي مکمل نيز استفاده مي شود.
همانند واحدهاي توليد پانل هاي چوبي با پرس مسطح در فرايند توليد ورزاليت هم بايستي درجه اتوماسيون بالا باشد. در اين پروسه ابتدا خرده چوب ها آماده، خشک و درجه بندي مي شوند سپس در دستگاه مخلوط کن پيوسته قرار گرفته در آنجا عمليات چسب زني آغاز مي گردد و کيک مورد نياز را با توجه به نوع محصول و قالب توليد مي کنند در اين مرحله براحتي مي توان نوع قالب ها را تغيير داد و محصول جديدي با توجه به درخواست بازار توليد نمود پس مي توان گفت در فرايند توليد فرآورده قالبي ورزاليت تنوع طرح و ابعاد فراورده يکي از ويژگي هاي عمده آن بشمار مي رود.
کوتاه وخواندني
اگر دوست داريد پول کمتري را براي چوبي که در مغازه ها بصورت تماشايي جلب توجه مي کنند داشته باشيد و از کار کردن با آن لذت ببريد در اينجا خواهم گفت که چطور اين کار را مي توانيد انجام دهيد در حاليکه داشتم يک تنه درخت را قطع مي کردم ناگهان از اره برقي من جرياني از مايعي به رنگ خون که شلوار مرا پوشاند فوران کرد.
اطرافيان که در کنار من بودند فرياد زدند داري خونريزي ميکني البته خوشبختانه اتفاقي نيافتاده بود در واقع اره برقي به يک رگ غني از دانه هاي قرمز رنگ که در تنه هاي درخت هاي بزرگ وجود دارد اصابت کرده بود.
سردبير باهوش قسمت طراحي نشريه wood از آن چوب کوزه ي زيبايي ساخته است.
اختيارات زياد است مي توانيد يکي از تنه ها را به يکي از کارخانجات محلي برده و آن را به قطعات کوچک تبديل کنيد و يا حتي شما مي توانيد چوب را به يکي از اندازه هاي کوچکي که نياز داريد قطع کنيد البته براي خشک کردن چوب يک سال زمان لازم داريد در اين مدت مي توانيد براي آن تصميم بگيريد و برنامه ريزي کنيد. يک سرمايه گذاري زودتر از موقع و تلاشي براي مطمئن شدن از سود.
مجبور نيستيد براي پيدا کردن يک چوب جالب ميان تمام چوب ها برويد تا يک چوب فوق ارزان بخريد براي مثال يکبار در خانه اي در مرکز شهر يک چوب ضايعاتي به ابعاد 1×4 پيدا کردم قيمت آن بسيار پايين بود با خوشحالي آن را خريدم. چوب پرزداري بود آ نرا خشک کردم به قطعات کوچکتر بريدم از قسمت درازاي آن براي درپوش واز کناره هاي آن يک جعبه هديه ساختم اين تجربه به من نشان داد که براي پيدا کردن چوب مجاني يا خيلي ارزان و قابل استفاده کردن آن راه هاي زيادي وجود دارد. پس پيشنهاد نمي کنيم براي خريد چوب به مغازه هاي گران قيمت برويد بلکه توصيه مي کنيم با خلاقيت و فکر سعي در تهيه چوب بصورت ارزان اقدام کنيد. با استفاده از ضايعات چوب هايي که در خانه ها وجود دارد و قطعاتي از درختاني که بيهود در کناري افتاده اند استفاده کنيم.
فهرست منابع:
1- brian Buchanan لت کاج جنوبي1981 texas forest serv
2- فردوسي زاده حميد 0 سمينار 1370. دانشگاه تهران
3- دوست حسيني .کاظم - صفحات فشرده چوبي.انتشارات دانشگاه تهران.1380
4- مجله wood شماره 155 May 2004