13 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوازدهم
13 ـ 1 ـ چوب آغاز :
به قسمتي از بافت چوب اوايل دوره رويش ( به خصوص در چوبهاي مناطق سردسير و معتدله ) ناميده ميشود كه نسبت به چوب فصول بعد , بافت آن درشتتر است .
13 ـ 2 ـ چوب پايان :
به قسمتي از بافت چوبي اواخر دوره رويش ( لايههاي آخر چوب تابستاني ) ناميده ميشود كه معمولا بافت آن نسبت به قسمتهاي ديگر چوب تشكيل شده در دوره رويش ريزتر است .
13 ـ 3 ـ چوب بهاره
در فصل بهار در مناطق معتدله و سردسر كه رويش درختان سريعتر است چوب نسبتأ شل بافتي تشكيل ميشود كه عناصر آن نسبتأ درشت است . اين قسمت در بعضي از چوبها كاملا مشخص بوده و به رنگ روشنتر از ساير نواحي چوب ديده ميشود و آن را چوب بهاره گويند .
13 ـ 4 ـ چوب تابستانه :
در فصل تابستان كه به تدريج سرعت رشد كمتر ميشود بافت چوبي متراكمتري با عناصر چوبي ريزتر تشكيل ميشود . در بعضي از چوبها اين قسمت كاملا مشخص بوده و رنگ آن از چوب بهاره تيرهتر است . اين قسمت را چوب تابستانه مينامند .
13 ـ 5 ـ نسبت چوب تابستانه
در چوب ناهمگن عبارتست از نسبت پهناي تابستانه به پهناي كل لايه چوب ساليانه .
13 ـ 6 ـ چوب پاييزه
اصطلاحي است كه به چوب تابستانه و قسمت متراكمتر چوب اواخر دوره رويش اطلاق ميشود .
يادآوري : در اصطلاح چوبشناسي گاهي چوب تابستانه خوب پاييزه را اشتباهأ به جاي هم به كار ميبرند .
13 ـ 7 ـ چوبهاي چند دايرهاي :
به چوبهايي گفته ميشود كه در يك دوره رويش كامل ساليانه آنها به علل بيولوژيكي چند حلقه رويش مشخص به وجود آمده باشد .
13 ـ 8 ـ حد چوب بهاره و تابستانه :
در بعضي از چوبها پيشرفت رويش از چوب بهاره تا تابستانه تدريجي است و حد مشخصي ديده نميشود ولي در بعضي ديگر اين چوب بهاره و تابستانه توقف محسوسي به نظر ميرسد كه آن را حد چوب بهاره و تابستانه گويند .
13 ـ 9 ـ حد رويش :
به حد فاصله بين دو حلقه رويش ساليانه ( در چوبهاي مناطق معتدله و سرد ) يا دو ناحيه رويش ( در چوبهاي نواحي گرمسيري ) گفته ميشود .
13 ـ 10 ـ حدود رويش صاف :
حدود رويشي است كه به طور منظم و منحني صاف روئيده است .
13 ـ 11 ـ حدود رويش موجدار :
حدود رويشي است كه به طور نامنظم و موجدار روئيده باشد .
13 ـ 12 ـ حلقه رويشي
13 ـ 13 ـ حلقه رويش بريده ( ناتمام :)
در بعضي از گياهان چوبي كهن سال كه در دوره زندگي آنها احتمالا بعضي از قسمتهاي پوست و كامبيون به علل مختلف آسيبي ميبيند در همان قسمت به علت ضايعه كامبيوم فعاليت رويشي گياه به طور موضعي متوقف ميشود ولي در سالهاي بعد فعاليت بافت كامبيوم مجاور سبب ميشود كه روي قسمت آسيب ديده پوشيده و رويش قطري ساقه گياه به حال عادي برگردد .
در برش عرض چنين گياهان حلقههاي رويش ناتمام يا بريده به نظر ميرسد .
13 ـ 14 ـ حلقههاي رويش ساليانه ( دواير ساليانه :)
در چوبهاي نواحي معتدله و سرد سيري كره زمين چوب هر سال به صورت پوششي در روي پوششهاي قبلي ميرويد . برش عرضي هر يك از اين پوششهاي چوبي را حلقه رويش ساليانه مينامند .
13 ـ 15 ـ حلقه رويش نادرست ( دايره نادرست :)
در بعضي از گياهان چوبي كه در يك دوره رويش به علل مختلف مانند كمبود آب , آتش سوزي ناگهاني , اثر بادهاي گرم , حمله شديد آفات و غيره رشد گياه براي مدتي متوقف شده و دو مرتبه پس از برطرف شدن آن علت رشد گياه از سر گرفته ميشود ممكن است در يك دوره رويش دو يا چند حلقه رويش مشخص به وجود آيد كه آنها حلقه رويش نادرست مينامند .
13 ـ 16 ـ پهناي حلقه رويش ساليانه :
به پهناي برش عرضي پوشش چوبي يك ساله در بين دو حد رويش اطلاق ميشود كه معمولا در چهار جهت اصلي شمال , جنوب , مشرق و مغرب اندازهگيري شده و ميانگين آنها به حساب ميآيد .
13 ـ 17 ـ دايره ساليانه :
رجوع شود به حلقه رويش ساليانه
13 ـ 18 ـ دايره نادرست :
رجوع شود به حلقه نادرست .
13 ـ 19 ـ دواير بريده ( حلقه رويش بريده :)
در بعضي از چوبها به علل مختلف از قبيل يك طرفه بودن تاج درخت ـ يك طرفه بودن ريشه درخت ـ و يا ديگر شرايط نامساعد رويش ممكن است بعضي از حلقههاي رويش به طور كامل ساخته نشود اين قبيل حلقه رويش كه به خصوص در روي برش عرضي چوب به وسيله ميكروسكپ به خوبي نمايان ميشوند دايره بريده يا حلقه رويش بريده مينامند .
13 ـ 20 ـ دوره رويش :
به عمر درخت از آغاز رويش تا روز آزمايش دوره رويش گفته ميشود .
13 ـ 21 ـ دوره رويش ساليانه :
به قسمتي از چوب درخت كه در ظرف يك دوره يك ساله رويش تشكيل شده است : اطلاق ميشود .
13 ـ 22 ـ دوره كلي رويش :
در گياهان چوبي اصطلاحأ به كليه پوششهاي چوبي كه در دوره زندگي گياه از زمان تنديدن ( جوانه زدن ) دانه تا زمان افكندن درخت تشكيل شده است اطلاق ميشود .
13 ـ 23 ـ رويش اوليه چوب :
به بافتهايي اطلاق ميشود كه در سال اول رويش گياه به وسيله ياختههايي مريستمي ساخته ميشود .
13 ـ 24 ـ رويش ساليانه چوب :
به بافت چوبي اطلاق ميشود كه به خصوص در گياهان سرد سيري و معتدله در ظرف يك دوره رويش كه معمولا يك سال طول ميكشد به وجود ميآيد .
13 ـ 25 ـ لايه رويش ( ناحيه رويشي :)
مقدار چوبي است كه در يك دوره رويش تشكيل شده است .
13 ـ 26 ـ لايه رويشي ساليانه :
لايه رويشي در چوبهاي مناطق معتدله .
13 ـ 27 ـ درهم روئي ( لوپ :)
رويش نامنظم تنه به شكل گرد و رويه صافي كه چوب درهم تار را تشكيل ميدهد .
13 ـ 28 ـ ناحيه رويش :
در چوبهاي مناطق گرمسيري كه رويش تقريبأ مداوم بوده و استراحت درختان غالبأ مربوط به تغيير فصول بارندگي است هر سال يك حلقه رويش معيني تشكيل نميشود بلكه در فواصل زمانهاي مشخص يك حلقه رويش تشكيل ميشود و آن را به اصطلاح ناحيه رويش مينامند .
13 ـ 29 ـ يك دوره رويش :
عبارت از پوشش چوبي است كه از فصل آغاز فعاليت كامبيوم پس از استراحت كافي , تا آغاز دوره استراحت بعدي گياه توليد ميشود .
يادآوري 1: دوره رويش در بسياري از گياهان مناطق سردسيري و معتدله ساليانه ميباشد ولي در اغلب گياهان مناطق گرمسيري به پديدههاي ديگرجوي از جمله بارندگي مربوط ميباشد .
13 ـ 30 ـ بافت التيامي :
عبارتست از قسمتي از چوب و پوست با هم روئيده كه در اثر رويش لبههاي پوست روي محل زخم را ميپوشاند .
13 ـ 31 ـ بافت زايا ـ ( كامبيوم :)
بافتي است كه در گياهان چوبي از سال دوم رويش در بين بافتهاي آوندي و آبكشي به وجود ميآيد و به تدريج به طرف داخل ساقه , بافت چوبي و به طرف خارج ساقه , بافت آبكشي را ميسازد .
13 ـ 32 ـ چوبي بيبرون چوب :
چوبي است كه پوست و برون چوب آن جدا شده باشد .
13 ـ 33 ـ چوبدل :
قسمت مركزي تنه كه شامل مغز و شاخهها و لايههاي رويشي مجاور آن ميباشد .
13 ـ 34 ـ درون پوست :
به چوب قسمت مركزي ساقه و شاخههاي درخت گفته ميشود كه فعاليت فيزيولژيكي آن تقريبأ از بين رفته است و رنگ و خواص اين قسمت در عدهاي چوبها با رنگ و خواص برون تفاوت دارد .
13 ـ 35 ـ درون چوبي بروني :
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب برون ملاحظه ميشود .
13 ـ 36 ـ درون چوب سرخ :
درون چوب نادرست به رنگ قرمز كدر ميباشد كه به خصوص در چوب راش به وجود ميآيد و خواص آن با چوب سالم راش بسيار تفاوت پيدا ميكند .
13 ـ 37 ـ درون چوب مشخص :
هرگاه رنگ درون چوب با برون چوب اختلاف داشته باشد ـ آن را درون چوب مشخص مينامند .
13 ـ 38 ـ درون چوب نادرست :
در عدهاي از چوبها كه ذاتأ درون چوب مشخص تشكيل نميشود گاهي در اثر عوامل مختلف رنگ و خواص قسمت مركزي ساقه درخت با برون چوب اختلاف پيدا ميكند ولي حدود اين قبيل درون چوب معمولا نامنظم است اينگونه درون چوب را درون چوب نادرست مينامند .
13 ـ 39 ـ لايه مولده داخلي :
اصطلاحي است براي طبقه زاياي كامبيوم كه در استوانه مركزي بين دستههاي چوبي و آبكشي به وجود ميآيد .
13 ـ 40 ـ ماهدرون
حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب درون ملاحظه ميشود .
13 ـ 41 ـ مغز :
قسمت محوري ساقه و شاخهها با قطر كم كه داراي بافت ويژهايست كه با ساختمان چوب اختلاف دارد .
13 ـ 42 ـ نهان مغز :
عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان نباشد .
13 ـ 43 ـ مغز ساقه :
به قسمت دروني ساقه گفته ميشود كه معمولا از ياختههاي پارانشيمي نامنظم و جدار نازك تشكيل شده است و در بسياري از گياهان چوبي به تدريج از بين رفته و جاي آن را بافت چوبي فراميگيرد .
13 ـ 44 ـ چوب فشاري :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت دروني محل انحناي ساقه , شاخهها يا ريشه سوزني برگان به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا ( از نظر ماكروسكپي ) بدون گوشه يا گرد بودن برش عرضي جدار تراكئيدها وجود مئا ( يا فضاي بين ياختهاي ) در بين تراكئيدها , بزرگي زاويه بين فيبريلهاس و جهت محور طولي ياخته , وجود گيسختگيهاي مارپيچي موازي با جهت ميكروفيبريلها , كوتاه بودن نسبي تراكئيدها ( از نظر ميكروسكپي ) و افزوني مقدار لينگين در جدار تراكئيدها نسبت به تراكئيدهاي سالم ( از نظر شيميايي ) مقاومت چوب فشاري كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 45 ـ چوب كششي :
عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت بيروني محل انحناي ساقه , شاخه يا ريشه پهن برگلن به وجود ميآيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا پديدار شدن نوعي درخشندگي نقرهاي در چوبهايي كه داراي درون چوب مشخص هستند به خصوص در برشهاي طولي ( از نظر ماكروسكپي .)
ژلاتيني شدن جدار فيبرها و پيدايش خطوط مارپيچي در جدار بعضي از فيبرهاش ( از نظر ميكروسكپي ) ـ كمبود ليگنين و افزايش نسبي سلولز در جدار ياختهها . مقاومت چوب كششي در برابر خمش استاتيك كمتر از چوب معمولي است .
13 ـ 46 ـ چوب واكنشي :
در اصطلاح چوبشناسي به يك نوع ساختمان غيرطبيعي چوب اطلاق ميشود كه در اثر عاملي در محلهاي خم شده ريشه ـ ساقه يا شاخهها به وجود آمده باشد ( چوب واكنشي در سوزني برگان چوب فشاري و در پهن برگان چوب كششي مينامند .)
13 ـ 47 ـ چوب همگن :
عبارت از چوبي است كه در آن ساختمان و خواص چوب بهاره و تابستانه با يكديگر اختلاف زيادي ندارند و لايههاي رويش آن خوب مشخص نيستند .
13 ـ 48 ـ چوب ناهمگن :
چوبي است كه ساختمان و خواص چوب بهاره آن با چوب تابستانه اختلاف زيادي دارد و اين امر سبب مشخص شدن حد لايههاي رويش ميباشد .
14 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سيزدهم
14 ـ 1 ـ رنگها :
عبارتست از نامهاي تجارتي و آزمايشگاهي رنگهايي كه در برشهاي ميكروسكپي چوبشناسي معمولا به كار برده ميشوند .
14 ـ 2 ـ رنگآميزي :
عبارتست از رنگ كردن برشهاي ميكروسكپي چوبي و گياهي جهت بهتر نمايان شدن بافتهاي آن .
14 ـ 3 ـ باز بافت :
اين اصطلاح را كساني كه به رنگ كردن چوب ميپردازند به كار ميبرند . در بعضي از چوبها كه داراي آوندهاي درشت و يا داراي بخش روزنهاي هستند , بهطوريكه آوندهاي آنها ( به ويژه آوندهاي بهاره ) با چشم غير مسلح ديده ميشود ( مانند چوبهاي بلند مازو ـ ملج ـ گردو ـ زبان گنجشك و غيره ) بايستي خلل و فرج آن قبل از رنگ كردن , توسط مادهاي ( بتونه ) پر شود اين اصطلاح را بازبافت گويند .
14 ـ 4 ـ رنگهاي آبي :
عبارتند از : آبي آسترا (Astrblue) آبي آني لين (Anilinblue) آبي راين (Rosorcinblue) آبي سودان (Sudan Blue) آبي رزورسين (Rine Blue) آبي متيلين (Metylenblue)
14 ـ 5 ـ رنگهاي بنفش :
عبارتند از : بنفش بلوري (Kitidysllviolet) بنفش ژان سيان (Gen cian vilet)
14 ـ 6 ـ رنگهاي زرد :
عبارتند از : اورامين (Auramin) پيكرين (piktin) زرد مارتيوس (martiusyellow) اسيد پيكريك (pikrik acid)
14 ـ 7 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
14 ـ 8 ـ رنگهاي قرمز :
عبارتند از :
فوكسين (Fuksin) قرمز كنگو (Con Gort) هماتوكسيلين (Hematxylin) كارمن (Carmin) زافرائين (Safurin.)
14 ـ 9 ـ رنگهاي نارنجي :
عبارتند از :
كروسئين براق (Brillout crocien) تغنين (Thion) باري تاچ (Buri tuoch) اورسئين (Orcein) آيزن آلوم (Eisen aluem)
14 ـ 10 ـ رنگهاي سبز :
عبارتند از :
سبزمالا خيت (Mslsvhiy gun) سبز روشن (Richturm) سبز متيل0() سبز براق (Brillout Gun)
14 ـ 11 ـ مواد ثابت كننده ( فيكساتورها )
14 ـ 12 ـ ثابت كردن بافتهاي چوب :
چون قسمتي از چوب از ياختههاي زنده تشكيل شده است و ممكن است در حين بررسيهاي ميكروسكپي تغييراتي پيدا كند . قبل از انجام بررسي برشهاي چوب را به وسيله محلولهاي ثابت كننده درحالتي كه هست ثابت ميكند و اين عمل را ثابت كردن ( فيكساسيون ) چوب مينامند .
14 ـ 13 ـ پارافين :
پارافين مادهايست كه بيشتر در برش برداريهاي سري و مداوم به كار برده ميشود .
14 ـ 14 ـ محلولهاي فيكاسيون ( محلول ثبوت )
محلولهاي بسيار مختلفي هستند كه بسته پرورش كار آزمايشگاههاي و تجربه دانشمندان از آنها براي ثابت كردن بافتهاي چوبي استفاده ميشود مهمترين انواع محلولهاي فيكاسيون عبارتند از :
14 ـ 15 ـ پولي انيلين گليگل (Polyethlen Glycole)
اين ماده در امريكا به نام Carbova در انگلستان به نام Aauax و در آلمان به نام خيستوواكس Histowchs ناميده ميشود .
اين ماده با سختيهاي مختلف تهيه ميشود و بيشتر براي برش برداري از بافتهاي ناهمگن مانند پوست درختان و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد . استفاده از اين ماده روش مخصوصي دارد ( براي توضيح به دروش چوبشناسي رجوع شود .)
14 ـ 16 ـ سلوئيدين (Celloidin:)
سلوئيدندر چوبشناسي خيلي كم مورد استفاده قرار ميگيرد .
14 ـ 17 ـ گليسرين :
گليسرين مادهايست كه براي تهيه برشهاي ميكروسكپي از آن استفاده ميشود .
14 ـ 18 ـ محلول استيو (Stieve:)
محلول استيو تشكيل شده از :
سوبليمات محلول در آب 76 سانتيمتر مكعب
فرمالين 40 درصد 20 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 11 سانتيمتر مكعب
محلول با مخلوط هايدنهاين وسوزا (susa ,Heidenhain) تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
نمك طعام 0/6 گرم
اسيد استيك 4 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين %40 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 19 ـ محلول بويين (Bouin:)
اين محلول تشكيل شده از :
محلول اسيد پيكريت %1 در آب 15 سانتيمتر مكعب
فرمالين %4 5 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 1 سانتيمتر مكعب
14 ـ 20 ـ محلول رلي (Relly:)
محلول رلي تشكيل شده از :
بيكربنات پتاسيم 200 گرم
آب مقطر 100 گرم
فرمالين%4 5 گرم
14 ـ 21 ـ محلول ريگادو (Regaud)
محلول ريگادو تشكيل شده از :
محلول بيكربنات پتاسيم %3 80 سانتيمتر مكعب
محلول فرمالين %4 خنثي 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 22 ـ محلول فرمالين (Formalin:)
محلول فرمالين تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
14 ـ 23 ـ محلول زنكن (Zenken:)
محلول زنكن تشكيل شده از :
سوبليمات 5 گرم
بيكرمات پتاسيم 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 5 سانتيمتر مكعب ( كه بلافاصله قبل از استعمال اضافه ميشود )
14 ـ 24 ـ محلول فرمالين و الكل (Formalin alkoleh:)
محلول فرمالين و الكل تشكيل شده از :
فرمالين %4 10 سانتيمتر مكعب
الكل %4 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 25 ـ محلول فرمالين و سوبليمات (Soblimat - Formalin:)
محلول فرمالين و سوبليمات تشكيل شده از :
سوبليمات 4/5 گرم
كلرات پتاسيم 5 گرم
آب مقطر 80 سانتيمتر مكعب
فرمالين 20 سانتيمتر مكعب
14 ـ 26 ـ محلول فلمينگ (Flemining:)
سه نوع از محلول فلمينگ به شرح زير ساخته و به كار برده ميشود .
3 ـ 1 ـ محلول غليظ
اسيد كرميك %1 15 سانتيمتر مكعب
اسيد اسميموم %2 4 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك %1
14 ـ 27 ـ محلول قوي كه خود از دو قسمت تشكيل شده :
قسمت اول :
اسيد كرميك %1 40 گرم
آب مقطر 40 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 گرم
قسمت دوم :
اسيد استيك 2 گرم
محلول اسيد كرميك %2 100 گرم
قسمت دوم را بايد در شيشه قهوهاي رنگ نگهداري كرد و هنگام استعمال هر دو قسمت را به نسبت مساوي با هم مخلوط نمود .
14 ـ 28 ـ محلول كارنوي (Carnoy:)
اين محلول تشكيل شده از :
الكل مطلق 60 سانتيمتر مكعب
كلرو فرم 30 سانتيمتر مكعب
اسيد استيك 10 سانتيمتر مكعب
14 ـ 29 ـ محلول مولر (Muller:)
محلول مولر تشكيل شده از :
بيكربنات دوپتاس 2/5 گرم
كريستال سولفات سديم 1 گرم
آب مقطر 100 گرم .