مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ

این یک وبلاگ تخصصی صنایع چوب و کاغذ است

2 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل اول

2- 1- استوانه مركزي

 قسمتي از ساقه گياهان چوبي است كه پوست آنرا احاطه كرده است ( از بافت را يا تا مغز ساقه ) ـ در ساقه‏هاي يكساله ـ اين قسمت شامل بافت‏هاي آوندي ـ آبكشي ـ بافت‏هاي پارانشيمي ـ و مغز مي‏باشد .

 2 ـ 2 ـ بررسي ماكروسكپي چوب :

 عبارتست از بررسي چوب از نظر ديد ظاهري يا به وسيله يك ذره‏بين كه بزرگ‏نمايي آن از 10 برابر بزرگتر نباشد .

 2 ـ 3 ـ بررسي ميكروسكپي چوب :

 هرگاه از چوب‏ها به وسايل مختلف برش‏هاي نازك و قابل عبور نور, موقتي يا دائمي تهيه كرده و آن را به وسيله ميكروسكپ مورد مطالعه قرار دهند , اين عمل را بررسي ميكروسكپي چوب مي‏نامند .

 2 ـ 4 ـ برش شعاعي :

 عبارتست از برشي كه در امتداد قطر يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد . برش شعاعي معمولا در ساقه‏هايي كه رويش آنها عادي باشد ـ از مغز ساقه مي‏گذرد .

 2 ـ 5 ـ برش شعاعي نادرست :

 عبارتست از برش شعاعي كه كاملا در امتداد موازي با پره‏چوبي نباشد .

 2 ـ 6 ـ برش عرضي چوب :

 عبارت است از برشي عمود بر محور ساقه درخت .

 2 ـ 7 ـ برش مايل :

 عبارتست از برشي كه امتداد معيني نداشته باشد .

 2 ـ 8 ـ برش مماسي :

 عبارت است از برشي كه عمود بر شعاع برش عرض درخت باشد . اين برش در نزديكي پوست ـ مماس واقعي است و هرچه به طرف مغز ساقه نزديكتر مي‏شويم رفته رفته به برش شعاعي نزديك مي‏شود .

 2 ـ 9 ـ برش‏هاي دائمي چوب :

 به برش‏هايي گفته مي‏شود كه با وسائل دقيق و با روش‏هاي علمي صحيح طوري تهيه مي‏شود كه بتوان تا مدت‏هاي مديدي از آنها در بررسي‏ميكروسكپي استفاده نمود .

 2 ـ 10 ـ برش‏هاي موقتي :

 به برش‏هايي گفته مي‏شود كه با وسائل ساده جهت بررسي‏هاي فوري و موقتي تهيه مي‏شود .

 2 ـ 11 ـ برون چوب ( چوب برون :)

 به قسمتي از لايه‏هاي تازه ساخته شده چوب درخت كه بلافاصله زير پوست قرار گرفته است , گفته مي‏شود . فعاليت فيزيولوژيكي درخت در آن قسمت هنوز ادامه دارد .

 در عده‏اي از چوب‏ها رنگ آن روشن‏تر از رنگ قسمت مركزي ساقه درخت مي‏باشد . مانند چوب گردو و توت .

 2 ـ 12 ـ برون مركزي :

 در بعضي از چوب‏ها به علل مختلف , حلقه‏هاي رويش ساليانه كاملا متحدالمركز نبوده و به‏طور نامنظم مي‏باشد . بدين ترتيب مغز ساقه در وسط قرار نگرفته به يك طرف متمايل مي‏شود اين حالت را برون مركزي مي‏نامند .

 2 ـ 13 ـ بلندي عناصر تشكيل دهنده ( سازه‏ها ) چوب :

 بلندي عناصر معمولا يا در روي برش‏هاي مماسي و شعاعي و يا پس از تجزيه عناصر چوب به وسيله مواد شيميايي در روي هريك از تك تك عناصر بر حسب ميكرون اندازه‏گيري مي‏شوند . عناصر تشكيل دهنده چوب بر حسب بلندي به سه گروه كوتاه ( كوتاه‏تر از 350 ميكرون ) ـ ميانه ( بين 350 تا 800 ميكرون ) و بلندتر از 800 ميكرون تقسيم مي‏شوند .

 2 ـ 14 ـ بوي چوب :

 عده‏اي از چوب‏ها به علت دارا بودن مواد شيميايي مخصوص در تركيب خود , داراي بوي مخصوص هستند كه به شناسائي آنها كمك مي‏كند .

 2 ـ 15 ـ پاره مغز :

 عبارت از چوبي است كه فقط اثري از مغز درخت در برش طولي آن نمايان باشد .

 2 ـ 16 ـ پريسيكل :

 در برش عرضي ساقه و ريشه گياهان چوبي , در سال اول رويش , بين درون پوست ( آندودرم ) و بافت‏هاي آوندي ( چوبي و آبكشي ,) در اولين لايه‏هاي استوانه مركزي چند لايه از ياخته‏هاي پارانشيمي هم‏شكل و نسبتأ منظم وجود دارد كه بافت‏هاي , آوندي را مانند حلقه‏اي احاطه نموده است . اين لايه‏ها را پريسيكل مي‏نامند .

 2 ـ 17 ـ پيلدا مغز :

 عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان باشد .

 2 ـ 18 ـ تشخيص چوب :

 تعيين و نام‏گذاري عادي گونه چوب و برحسب مشخصات ساختماني آن .

 2 ـ 19 ـ تغييرات كيفي چوب :

 با وجود اين‏كه گياهان چوبي را از نظر شباهتي كه نسبت به هم دارند در علم سيستماتيك گياهي به دسته ـ شعبه ـ تيره ـ جنس ـ گونه و واريته‏هاي مختلف طبقه‏بندي مي‏كنند ولي هرگز چوب 2 فرد از يك گونه گياه چوبي از نظر كيفي كاملا مساوي نيستند و حتي كيفيت چوب قسمت‏هاي مختلف يك فرد گياه چوبي نيز از ريشه , ساقه تا شاخه‏ها و از مغز تا پوست با هم اختلاف دارند .

 اين اختلافات را كه ناشي از تأثير عوامل مختلف ژنتيكي و محيط رويش در روي چوب‏ها مي‏باشد تغييرات كيفي چوب مي‏نامند .

 2 ـ 20 ـ جوانه :

 معمولا به برجستگي كوچكي از انتهاي ساقه يا شاخه‏ها ناميده مي‏شود كه از رويش آن ساقه ـ شاخه ـ برگ ـ يا گل و ميوه ظاهر مي‏گردد ( جوانه‏ها را در گياه‏شناسي از چند نظر طبقه‏بندي مي‏كنند ـ از جمله از نظر شكل ظاهري پوشش ـ طرز قرار گرفتن برگ در داخل جوانه ـ از نظر توليد ساقه يا گل و ميوه و بالاخره جوانه‏هاي مخصوص مانند دارد ـ لومبارد و گورمان و غيره ـ ( رجوع شود به دانش گياه شناسي .)

 2 ـ 21 ـ جوش :

 قسمتي از تنه است كه به طور نامنظم و برجسته روئيده باشد , الياف اين چوب به طور نامنظم در اطراف محور درخت قرار گرفته‏اند و در برش جوانه‏ها و شاخه‏هاي كوچك كيسه‏هاي گرد كوچكي به رنگ تيره‏تر ديده مي‏شود .

 2 ـ 22 ـ چوب :

 ماده‏ايست كه در ساقه , ريشه و شاخه گياهان چوبي تشكيل مي‏شود و در علم چوب‏شناسي قسمتي از ساقه درخت را كه از بافت زايا تا مغز ساقه قرار گرفته است , چوب مي‏نامند .

 2 ـ 23 ـ چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي :

 چوب معمولا سخت است و با وسايل معمولي نمي‏توان از آن برش‏هاي نازك ميكروسكپي تهيه نمود براي اين كار چوب را مدتي در آب يا محلول‏هاي مناسب سرد يا گرم نگهداري كرده يا مي‏پزند كه نرم شده و قابل برش برداري با ميكروتوم بشود در اين صورت مي‏گويند چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي است .

 2 ـ 24 ـ چوب جوان :

 در بسياري از گونه‏هاي چوبي بافت چوبي تشكيل شده كه در چند سال اول زندگي گياه از نظر ساختمان به اندازه ابعاد ياخته‏هاي تشكيل دهنده نسبت به چوب تشكيل شده در دوره‏هاي بعد اختلاف دارد و آن را چوب جوان مي‏نامند .

 2 ـ 25 ـ چوب سبز :

 اصطلاحي است كه به چوب تازه بريده شده ناميده مي‏شود .

 2 ـ 26 ـ چوب‏شناسي :

 علمي است كه درباره ساختمان , عناصر تشكيل دهنده , شيوه رويش , خواص فيزيكي , مكانيكي , تكنولژيكي ,شيميايي ، معايب چوب ,  و موارد استعمال آنها گفتگو مي‏كند .

 2 ـ 27 ـ چوب مماسي :

 عبارتست از برش مماسي چوب‏ها .

 2 ـ 28 ـ چشمك چوب :

 در اصطلاح نجاري به برش‏هاي چوبي در روي برش مماسي چوب گفته مي‏شود كه معمولا به شكل دوك‏هاي كشيده است . مانند چشمك در چوب راش ـ و بلند ـ مازو .

 2 ـ 29 ـ خواص ويژه :

 خواصي است كه مربوط به گونه درخت مي‏شود .

 2 ـ 30 ـ دوام طبيعي چوب :

 عبارت از ميزان مقاومتي است كه چوب‏ها در برابر قارچ‏ها و حشرات چوب خوار از خود نشان مي‏دهد . ميزان اين مقاومت با روش‏هاي مخصوص آزمايشگاهي و كشت قارچ‏ها روي چوب انجام مي‏شود .

 2 ـ 31 ـ رگه‏دار :

 در برش طولي چوب‏هايي كه داراي بخش روزنه‏اي هستند , به علت اختلاف درشتي بافت چوب بهاره و تابستانه نوارهاي كم و بيش پهني به نظر مي‏رسد اين چوب‏ها را اصطلاحأ چوب‏هاي رگه‏دار نامند .

 2 ـ 32 ـ رنگ چوب :

 هر يك از چوب‏ها داراي رنگ طبيعي مخصوص به خود مي‏باشد كه معمولا آن را نظرا و يا از روي شماره اطلس رنگ‏ها كه در آزمايشگاه‏هاي چوب‏شناسي وجود دارد تعيين مي‏كنند .

 2 ـ 33 ـ روش برش برداري يخ زده :

 گاهي براي ثابت كردن بافت‏هاي ناهمگن در بعضي چوب‏هاي شل بافت و يا پوست درختان , قبلا به طريقي باعث يخ بستن بافت‏هاي آن مي‏شوند تا بافت نسبتأ يكنواختي به دست آيد كه برش برداري از آن آسان‏تر باشد اين عمل را روش برش برداري يخ‏زده مي‏نامند .

 2 ـ 34 ـ ساختمان چوب :

 مجموعه خصوصيات ساختماني چوب .

 2 ـ 35 ـ شاخه :

 به انشعابات ساقه درختان گفته مي‏شود .

 2 ـ 36 ـ شماره چوب :

 عبارتست از شماره‏اي كه به محض ورود يك قطعه چوب به آزمايشگاه ـ جهت بررسي روي آن زده مي‏شود . اين شماره در تمام مراحل بررسي چوب نامبرده تا بايگاني آن تكرار مي‏شود

 2 ـ 37 ـ عدسي شطرنجي :

 عبارتست از يك عدسي چشمي كه داخل آن شيشه مدرج شطرنجي جهت اندازه‏گيري ميزان درصد بعضي از عناصر قرار داد .

 2 ـ 38 ـ عدسي چشمي مدرج :

 عبارتست از يك عدسي چشمي كه در داخل آن شيشه مدرجي كه داراي درجه‏بندي صفر تا 5 و گاهي صفر تا 10 مي‏باشد قرار دادند .

 يادآوري 1: سابقأ اين درجه‏بندي را روي خود عدسي چشمي انجام مي‏دادند .

 2 ـ 39 ـ عدسي چشمي يا ميزانتگراسيون :

 عبارتست از دستگاهي كه با روش آنتگرال‏گيري ميزان درصد هر يك از ناصر تشكيل دهنده چوب را مي‏توان با آن اندازه گرفت .

 2 ـ 40 ـ عناصر تشكيل دهنده چوب :

 ياخته‏ها و بافت‏هايي را كه چوب را تشكيل مي‏دهد ـ عناصر تشكيل دهنده چوب مي‏نامند .

 2 ـ 41 ـ عناصر ثانويه ( سازه‏هاي دومين :)

 بغير از عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب مانند آوندها , فيبرها , پارانشيم‏هاي چوبي و پره‏هاي چوبي در پهن‏برگان , تراكئيدها , مجاري تراونده , پره‏هاي چوبي و پارانشيم‏هاي چوبي در سوزني برگان جهت شناسايي چوب‏ها , عناصر ديگري مورد استفاده قرار مي‏گيرد كه آنها را عناصر ثانويه ( سازه‏هاي دومين ) مي‏نامند .

 اين عناصر عبارتند از :

 1 ـ 2 ـ 41 ـ فسفر اسانس :

 پديده‏ايست كه در بعضي از چوب‏ها وجود دارد و در اثر آن رويه صيقلي شده چوب طبيعي درخشندگي مخصوصي نشان مي‏دهد .

 2 ـ 42 ـ كهن چوب

 قديمي‏ترين قسمت دروني چوب كه مربوط به لايه‏هاي قديمي بوده و داراي ياخته‏هاي زنده نمي‏باشد .

 2 ـ 43 ـ گونه :

 مجموعه درختاني كه داراي يك طرح چوبي مشابه باشند و معمولا جزئي از يك گونه‏ يا چند گونه نزديك بهم و يا جورهاي يك گونه محسوب مي‏شوند .

 2 ـ 44 ـ مقطع :

 عبارت است از برش عرضي عمود بر محور قطعه چوب و معمولا با تعيين پهنا و ضخامت قطعه چوب مشخص مي‏گردد .

 2 ـ 45 ـ منابع چوب :

 عبارتست از كليه جنگل‏ها اعم از طبيعي و كاشته شده و ساير انواع درختكاري‏ها كه هدف از ايجاد آنها بهره‏برداري از چوب آنها مي‏باشد .

 2 ـ 46 ـ ميدان ميكروسكپي :

 عبارتست از مساحتي كه با هر بزرگ نمايي معين در زير ميكروسكپ ديده مي‏شود .

 2 ـ 47 ـ نماي چوب :

 ديد ظاهري كه مربوط به ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب و مخصوصأ آوندها مي‏باشد .

 2 ـ 48 ـ نام خانوادگي چوب :

 در طبقه‏بندي گياهي ـ هر گياهي را در تيره‏اي طبقه‏بندي مي‏كنند . در علم چوب‏شناسي نيز نام تيره هر گياه را نام خانوادگي آن چوب در نظر مي‏گيرند كه طبق قرارداد بين‏المللي به زبان لاتين نوشته مي‏شود .

 2 ـ 49 ـ نام علمي چوب :

 هر چوب طبق قرارداد بين‏المللي داراي نام لاتيني كه از سه قسمت ( اسم جنس ـ اسم گونه ـ اسم نام‏گذار ) تشكيل مي‏شود .

 مانند سفيدار كه نام علمي آن Populus Alba Linn مي‏باشد .

 كه Populus اسم جنس , alba اسم گونه و Linn اسم نام‏گذار مي‏باشد .

 2 ـ 50 ـ نام فارسي چوب :

 هريك از چوب‏هاي ايران در نقاط مختلف داراي نام‏هاي متعدديست كه متداول‏ترين آنها بعنوان نام فارسي چوب انتخاب شده است ( رجوع شود به استاندارد نامهاي درختان جنگلي و دروس چوبشناسي و درخت‏شناسي .) چوبهاي خارجي نيز كه مصرف آنها در كشور ما متداول شده است رايج‏ترين نام تجارتي آنها را بعنوان نام فارسي آنها مي‏پذيرند .

 2 ـ 52 ـ نقش چوب :

 نقشي است كه در بعضي از چوب‏ها در اثر طرز مخصوص قرار گرفتن عناصر تشكيل دهنده چوب و يا وجود بي‏نظمي و رگه‏هاي رنگين به وجود مي‏آيد همه چوب‏هاي داراي نقش معيني هستند .

  3 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوم ( پوست )

 3 ـ 1 ـ بشره : عبارتست از پوست بيروني ساقه يكساله گياهان چوبي .

 3 ـ 2 ـ پريدرم :

 از آغاز رويش سال دوم , در داخل پوست گياهان چوبي , يك لايه زاينده بنام فلوژن بوجود ميآيد كه از تقسيم ياخته‏هاي آن بطرف بيرون , بافت چوب پنبه‏اي و بطرف داخل بافت پارانشيمي ساخته مي‏شود . مجموعه اين بافت‏ها را پريدرم مي‏نامند .

 3 ـ 3 ـ پوست :

 قسمتي از ساقه‏است كه استوانه مركزي را احاطه كرده و از بيرون به داخل داراي سه قسمت مي‏باشد : پوست , بشره ـ برون پوست ـ و درون .

 در چوب‏شناسي , كليه بافت‏هايي را كه از بافت زايا به طرف خارج قرار گرفته‏اند , جزء پوست به شمار مي‏آورند .

 3 ـ 4 ـ پوست زنده ( ميان پوست :)

 عبارتست از لايه‏اي كه بين لايه‏هاي برون پوست ( با ياخته‏هاي نسبتأ منظم ) و لايه ياخته‏هاي درون پوست , قرار گرفته و ياخته‏هاي آن معمولا زنده و نسبتأ نامنظم مي‏باشد .

 3 ـ 5 ـ پوست مرده :

 به قسمتي از پوست ناميده مي‏شود كه ياخته‏هاي آن در اثر قطع ارتباط آنها با ياخته ديگر و نرسيدن مواد غذايي با آنها پروتوپلاسم و هسته خود را از دست داده و احيانأ چوب پنبه‏اي شده‏اند .

 3 ـ 6 ـ چوب پنبه :

 نوعي از بافت‏هاي گياهي است كه جدار ياخته‏هاي آن به ماده به نام Suberin آغشته شده و كم و بيش ضخيم مي‏باشد .

 3 ـ 7 ـ ريتيدوم :

 پس از آن‏كه ارتباط قسمت‏هايي از برون پوست به علت بشكل بافت‏هاي چوب‏پنبه‏اي با ياخته‏هاي زنده قطع شد , اين قسمت‏ها به شكل بافت‏هاي مرده درآمده و به صورت تكه‏هايي از درخت جدا مي‏شود . اين تكه‏ها را ريتيدوم مي‏نامند .

 3 ـ 8 ـ ميان پوست :

 قسمتي از پوست كه در داخل چوب قرار گرفته است .

 3 ـ 9 ـ ميان پوستي :

 در مواردي كه تنه دو درخت يا شاخه‏هاي نزديك به هم يك درخت فوق‏العاده به هم نزديك شده و به هم مي‏چسبند , قسمتي از بافت زاياي زير پوست چسبيده در اثر فشار , آسيب ديده و از فعاليت باز مي‏ايستد . ولي فعاليت بافت زاياي مجاور در ادامه رويش , روي بافت پوستي را پر كرده و ادامه مي‏يابد . در آن صورت قسمتي از پوست در داخل چوب باقي مي‏ماند كه در برش عرضي چوب ديده مي‏شود . اين پديده را ميان پوستي مي‏نامند . ميان پوستي ممكن است در اثر عوامل ديگري نيز مانند اثر منقار پرندگان يا فرورفتن سنگ در ضوست درخت و غيره به وجود ‏آيد . اين پديده در درختاني كه استعداد پيوند قرابتي دارند زياد ظاهر مي‏شود .

  4 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سوم

 4 ـ 1 ـ بافت چوب :

 عبارتست از طرز قرار گرفتن و ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب .

 4 ـ 2 ـ بافت چوبي :

 عبارت از بافتي است كه مجموعه آوندهاي چوبي و ساير عناصر تشكيل دهنده چوب را دربرداشته و جدار ياخته‏هاي آن به ماده ليگنين پالينيين آغشته شده است .

 4 ـ 3 ـ بافت چوبي ابتدائي (Protoxylon:)

 عبارت از بافتي است كه ياخته‏هاي چوبي آن تازه تشكيل شده و در آغاز مرحله چوبي شدن مي‏باشند .

 يادآوري 2: اين بافت معمولا در انتهاي دوره اول رويش و يا در ابتداي دوره دوم رويش ديده مي‏شود .

 4 ـ 4 ـ بافت‏هاي اوليه چوب :

 اصطلاحي است كه به بافت‏هاي توليد شده در سال اول رويش گفته مي‏شوند .

 4 ـ 5 ـ بافت‏هاي ثانويه چوب :

 اصطلاحي است كه به خصوص در گياهان مناطق معتدله و سرد سيري و به بافت‏هاي توليد شده در دوره دوم رويش ( رويش قطري ثانوي تنه ) گفته مي‏شود .

 4 ـ 6 ـ چوب‏هاي بازبافت :

 رجوع شود به بازبافت ( در مورد رنگ‏آميزي برش چوب‏ها .)

 4 ـ 7 ـ چوب‏هاي ريزبافت :

 چوب‏هايي هستند كه در آنها ابعاد عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها يا تراكئيدها به اندازه‏اي كوچك است كه تشخيص تك تك آنها در برش عرضي صاف چوب , با چشم غير مسلح ميسر نباشد .

 4 ـ 8 ـ چوب‏هاي ميان بافت :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در برش عرضي صاف آنها , عده‏اي از عناصر تشكيل دهنده چوب با چشم غير مسلح تميز داده شود .

 4 ـ 9 ـ چوب‏هاي درشت بافت :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در برش عرضي صاف آنها قسمت اعظم سازه‏هاي تشكيل دهنده چوب با چشم غير مسلح ديده شود . مانند چوب ختمي بالزا و سايبا .

 4 ـ 10 ـ درشت نما :

 به گونه‏هايي از چوب گفته مي‏شود كه در آن ابعاد عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها به اندازه كافي درشت بوده و با چشم غير مسلح ديده مي‏شوند .

 4 ـ 11 ـ ريزنما :

 به گونه چوب گفته مي‏شود كه در آن عناصر تشكيل دهنده به خصوص آوندها داراي ابعاد ريز مي‏باشد به طوري كه ديدن آنها با چشم غير مسلح خالي از اشكال نيست .

 4 ـ 12 ـ سفت بافت :

 به چوب ناهمگني است كه در آن نسبت چوب تابستانه به چوب ساليانه بزرگ باشد .

 4 ـ 13 ـ سست بافت :

 چوب ناهمگني است كه در آن نسبت چوب تابستانه به چوب ساليانه كوچك باشد .

 4 ـ 14 ـ طرح چوب :

 مجموعه مشخصات ساختماني چوب طبيعي كه مربوط به گونه شكل و تجمع ياخته تشكيل دهنده آن است اين مشخصات براي يك گونه چوب معين پيوسته ثابت است .

 4 ـ 15 ـ عناصر تراونده :

 در بسياري از چوب‏هاي سوزني برگان و عده‏اي از چوب‏هاي پهن برگان , عناصري وجود دارد كه مواد مختلفي از ياخته‏هاي گرداگرد آنها تراوش مي‏كند كه آنها را عناصر تراونده مي‏نامند .

 عناصر تراونده ممكن است به صورت‏هاي زير ديده شوند :

 1 ـ 4 ـ 15 ـ كيسه‏هاي صمغي :

 در بعضي از چوب‏ها به خصوص در بسياري از چوب سوزني برگان و بويژه وقتي كه بافت قسمتي از درخت آسيب ديده باشد , كيسه‏هاي پر از صمغ به وجود مي‏آيد كه غالبأ در اطراف بافت آسيب ديده ظاهر مي‏شود اين كيسه‏ها را كيسه‏هاي صمغي مي‏نامند . مانند چوب كاج ـ نراد ـ ( از سوزني برگان ) و آكاميا از پهن برگان .

 2 ـ 4 ـ 15 ـ كيسه‏هاي صمغي ريز : كه طول آن از 50 ميليمتر تجاوز نمي‏كند .

 3 ـ 4 ـ 15 ـ كيسه‏هاي صمغي درشت : كه طول آنها از 50 ميليمتر بيشتر باشد .

 4 ـ 4 ـ 15 ـ كيسه‏هاي تراونده :

 در بعضي از چوب‏ها مخصوص در سوزني برگان بافت‏هاي كيسه‏اي شكل وجود دارد كه ياخته‏هاي اطراف آن مواد شيرابه‏اي ( در پهن برگان ) و صمغي ( در سوزني برگان ) و غيره تراوش مي‏كنند . اين بافت‏ها را كيسه‏هاي تراونده مي‏گويند .

 5 ـ 4 ـ 15 ـ لوله‏هاي شيرابه :

 در بعضي از چوب‏ها به خصوص در چوب پهن برگان لوله‏هاي مخصوصي وجود دارد كه مواد شيرابه‏اي تراوش شده و در آنها جريان پيدا مي‏كند .

 مانند چوب انجيواستبرق .

 6 ـ 4 ـ 16 ـ مجاري تراونده :

 در بعضي از چوب‏ها , علاوه بر عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب , مجاري كم و بيش قطوري به طور پراكنده يا گروهي و يا در رشته‏هايي ديده مي‏شود كه ياخته‏هاي اطراف آنها شيرابه , صمغ و يا مواد ديگر تراوش مي‏كند . اين مجاري را مجاري تراونده مي‏نامند . مجاري تراونده معمولا در چوب سوزني برگان زياد و در چوب پهن برگان كم ديده مي‏شود . مجاري تراونده ممكن است در جهت قائم يا افقي قرار گرفته باشند كه آنها را به ترتيب , مجاري تراونده , قائم , و مجاري تراونده افقي , مي‏نامند .

 مانند چوب كاج‏ها از سوزني برگان ـ چوب آكاميا و عده‏اي مازوها از پهن برگان .

 7 ـ 4 ـ 15 ـ مجاري رزين :

 عبارتست از مجاري نسبتأ كوتاه و بسته‏اي كه به خصوص در چوب سوزني برگان در امتداد موازي الياف يا عمود به الياف چوب و غالبأ در چوب تابستانه ديده مي‏شود .

 4 ـ 16 ـ ميزان درصد ( عناصر ) سازه‏ها تشكيل دهنده چوب :

 عبارتست از ميزان درصد حجمي هر يك از عناصر تشكيل دهنده چوب كه با روش‏هاي مختلف اندازه‏گيري مي‏شود .

  5 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل چهارم ( بافت آبكش )

 5 ـ 1 ـ آبكش ( بافت آبكش :)

 بافتي است كه توسط ياخته‏هاي زاياي كامبيوم توليد مي‏شود و از ياخته‏هاي كسيده غربالي تشكيل شده كه عهده‏دار رسانيدن شيره پرورده گياهان به ساير اندام‏ها مي‏باشد .

 5 ـ 2 ـ بافت آبكشي :

 بافتي است كه از ياخته‏هاي منشوري شكل نرم و جدار نازك تشكيل شده و شيره پرورده گياهي را جهت تغذيه بافت‏ها از برگ‏ها پايين مي‏آورد .

 5 ـ 3 ـ پره‏هاي آبكش :

 ادامه پره‏هاي چوبي در داخل بافت آبكشي كه نسبتأ گسترده مي‏باشد پره‏هاي آبكش مي‏نامند .

 5 ـ 4 ـ دسته آبكش اوليه :

 بافت آبكشي ابتدائي كه از فعاليت بافت زاياي ابتدائي ( پروكامبيوم ) به وجود مي‏آيد به نام دسته‏هاي آبكشي اوليه ناميده مي‏شود .

 5 ـ 5 ـ ياخته‏هاي همراه :

 در كنار ياخته‏هاي بافت آبكشي ياخته‏هاي ديگري كه نسبتأ طويل و باريك مي‏باشند ملاحظه مي‏شود كه شكل غربالي ندارند آنها را ياخته‏هاي همراه مي‏نامند .

  6 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل پنجم ( ياخته‏ها )

 6 ـ 1 ـ ياخته :

 عبارتست از كوچكترين واحد زنده ( در اين‏جا منظور از واحد زنده گياهي مي‏باشد ) كه مي‏تواند اعمال خود را كاملا انجام بدهد .

 6 ـ 2 ـ اپوزيسيون :

 نظريه‏ايست در مورد رشد غشا ياخته‏هاي چوبي , طرفداران اين نظريه عقيده دارند كه جدار ياخته هنگام رشد آن ابتدا در اثر فشار داخلي و افزايش پروتوپلاسم متسع شده و به تدريج نازكتر مي‏شود . به موازات اين واكنش‏ها مواد گلوسيدي ديگري كه توسط پروتوپلاسم ساخته و آماده مي‏شود به تدريج روي آن رسوب نموده و بر ضخامت آن مي‏افزايد .

 6 ـ 3 ـ پرده زگيلي :

 عبارتست از رويه دروني غشا ياخته‏هاي چوبي كه در بررسي‏هاي چوب با ميكروسكوپ الكتروني , برجستگي‏هاي به شكل زگيل در سطح آن ديده مي‏شود .

 6 ـ 4 ـ ترابكول :

 گاهي در بعضي از چوب‏ها در فضاي بين ياخته‏اي جدارهاي عرضي به وجود مي‏آيد كه آنها را ترابكول نامند .

 6 ـ 5 ـ توروس :

 عبارتست از جدار بينابيني دو پونكتواسيون روبه‏روي هم در جدار ياخته‏هاي مجاور كه گاهي از يك يا دو طرف ضخيم مي‏شود .

 توروس غالبأ در پونكتواسيون‏هاي هاله‏اي چوب‏هاي سوزني برگان ديده مي‏شود .

 6 ـ 6 ـ روزنه استوماتي :

 عبارتست از سوراخ‏هايي كه بشره اندام‏هاي گياهي به خصوص ساقه‏هاي جوان و برگ‏ها از اين را با محيط مجاور ارتباط برقرار مي‏كند .

 6 ـ 7 ـ ساختمان فيبريلي چوب :

 در بررسي‏هاي چوب به وسيله ميكروسكپ الكتروني ملاحظه مي‏شود كه جدار ياخته‏هاي چوبي از لايه‏هاي مختلفي ساخته شده كه هر يك از آنها بنوبه خود از رشته‏هاي بسيار ظريفي به نام ميكروفيبريل از به هم پيوستن مولكول‏هاي سلولز به وجود آمده‏اند ساخته شده است اين نوع ساختمان ريزبيني ياخته‏هاي چوبي را ساختمان فيبريلي چوب مي‏نامند .

 6 ـ 8 ـ سوپوزيسيون :

 نظريه‏اي است درباره تشكيل و رشد غشا ياخته كه به موجب آن پس از تشكيل غشأ اوليه ياخته ـ به تدريج غشأهاي نازكي كه از ذرات ريز از ته‏نشين شدن پروتوپلاسم به وجود آماده است بر روي غشأ اوليه به وجود مي‏آيد .

 6 ـ 9 ـ سيتوپلاسم :

 به شيره ياخته اطلاق مي‏شود .

 6 ـ 10 ـ شيره خام :

 اصطلاحي كه معمولا به مواد محلول جذب شده به وسيله ريشه گياهان قبل از تبديل آنها به شيره پرورده ( مواد قابل مصرف گياهي ) اطلاق مي‏شود .

 6 ـ 11 ـ فضاي بين ياخته‏اي :

 چون جدار ياخته‏اي چوبي كاملا گوشه‏دار نمي‏باشد در محلول به هم رسيدن ياخته‏ها معمولا فضاي كم و بيش بزرگي باقي مي‏ماند كه آن را فضاي بين ياخته‏اي مي‏نامند .

 فضاي بين ياخته‏اي بيشتر در چوب‏هاي سوزني برگان ديده مي‏شود .

 6 ـ 12 ـ ياخته‏هاي تراونده :

 در بعضي از چوب‏ها عده‏اي ياخته وجود دارند كه قادرند مواد شيرابه‏اي ـ صمغي ـ و غيره تراوش كنند ـ اين ياخته‏ها را ياخته‏هاي تراونده گويند .

 مانند : چوب انجير ـ گشيدر ـ استبرق :

 6 ـ 13 ـ ياخته‏هاي چوبي :

 در بعضي از چوب‏ها ياخته‏هاي مخصوصي وجود دارد كه در آنها چربي شفاف و درخشاني ذخيره مي‏شود . اين ياخته‏ها را كه به وسيله ذره‏بين دستي ديده مي‏شود , ياخته‏هاي چربي مي‏نامند ياخته‏هاي چربي را در برش‏هاي طولي ( شعاعي و مماسي ) بهتر مي‏توان ملاحظه كرد .

 مانند : چوب برگ بو جل .

 6 ـ 14 ـ ياخته‏هاي دوكي شكل كامبيوم :

 بعضي از ياخته‏هاي بافت زاياي كامبيوم در انتهاي خود به شكل دوكي در مي‏آيند كه آنها را ياخته‏هاي دوكي شكل كامبيوم مي‏نامند .

 6 ـ 15 ـ ياخته‏هاي دوكي شكل مادري :

 عده‏اي از ياخته‏هاي دوكي شكل كامبيون گفته مي‏شود كه در حال فعاليت زايايي بوده و با تقسيم طولي خود ياخته‏هاي مشابه‏اي را به وجود مي‏آورد .

 6 ـ 16 ـ ياخته‏هاي مادري پره :

 به عده‏اي از ياخته‏هاي زاياي بافت كامبيوم اطلاق مي‏شود كه با تقسيم خود ياخته‏اي ابتدائي پره‏هاي چوبي را به وجود مي‏آورد .

  7 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل ششم ( آوندها )

 7 ـ 1 ـ آوندها :

 ياخته‏هايي ( سازه‏ها يا عناصري ) هستند كه تقريبأ به شكل لوله‏اي يا تنبوشه‏اي مي‏باشند و در چوب پهن‏برگان قطر آنها نسبت به ساير عناصر تشكيل دهنده چوب بيشتر است و وظيفه آنها بالا بردن مواد غذايي محلول در آب و خاك مي‏باشد .

 7 ـ 2 ـ بافت آوندي ( بافت هادي :)

 بافتي است كه از ياخته‏هاي لوله‏اي شكل تشكيل شده و مواد غذايي محلول در آب را از ساقه درخت بالا مي‏برد .

 7 ـ 3 ـ شكل آوندها :

 برش عرضي آوندها ممكن است گرد ( مانند آوندهاي چوب بسته ) يا بيضي ( مانند آوندهاي تسوسكا ) و نامنظم ( مانند آوندهاي انجيلي ) باشد .

 7 ـ 4 ـ اندازه آوندها :

 قطر و بلندي آوندها بر حسب ميكرون ( هزارم ميليمتر ) اندازه‏گيري مي‏شود . آوندها از نظر قطر , به سه قسمت تقسيم مي‏شوند .

 1 ـ 7 ـ 4 ـ آوندهاي برابر :

 آوندهايي هستند كه قطر آنها با هم اختلاف زيادي نداشته و از نظر ديد ظاهري و بزرگ نمايي‏هاي كوچك قطر آنها يكسان به نظر مي‏رسد . مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .

 3 ـ 7 ـ 4 ـ آوندهاي نابرابر :

 عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها كاملا نابرابر است مانند چوب كهورو و انجير .

 3 ـ 7 ـ 4 ـ آونده‏هاي همسان :

 در عده‏اي از چوب‏ها قطر آوندها تقريبأ مشابه يا مساوي به نظر مي‏رسد و از چوب بهاره تا تابستانه قطر آوندها تغيير زيادي پيدا نمي‏كند . اين قبيل آوندها را آوندهاي همسان گويند . مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .

 7 ـ 8 ـ آوندهاي ناهمسان :

 در بسياري از چوب‏ها قطر آوندها از چوب بهاره تا تابستانه بسيار متغير است گاهي به تدريج واهي به طور نامنظم كاهش مي‏يابد . اين نوع آوندها را آوندهاي ناهمسان مي‏نامند . مانند آوندهاي چوب زبان گنجشك و بلوطها .

 7 ـ 9 ـ آوندهاي تقريبأ ثابت :

 عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها محسوسأ ثابت است مانند آوندهاي چوب شمشاد و گلابي .

 7 ـ 10 ـ آوندهاي متغير :

 عبارتند از آوندهايي كه قطر آنها بين حد معيني تغيير مي‏كند .

 مانند آوندهاي چوب انجيلي و تبريزي .

 7 ـ 11 ـ گروه بندي آوندها :

 به جدا بودن يا نحوه چسبيده بودن آوندها اطلاق مي‏شود .

 7 ـ 12 ـ آوند پراكنده :

 آوندهايي را گويند كه در دوره رويش ساليانه پراكنده مي‏باشند . مانند آوندهاي چوب تبريزي و بيد .

 7 ـ 13 ـ آوندهاي جدا :

 آوندهايي را گويند كه به طور تك‏تك قرار گرفته‏اند . مانند آوندهاي چوب گلابي و شمشاد .

 7 ـ 14 ـ آوندهاي چسبيده :

 عده از آوندها را گوينده كه در جهات مختلف شعاعي , مماسي , مايل , نامنظم به هم چسبيده‏اند . مانند آوندهاي چوب توسكا , فندق , ممرز .

 7 ـ 15 ـ آوندهاي چسبيده در جهت شعاعي :

 آوندهايي را گويند كه در جهت شعاعي برش عرضي چوب تنه به هم چسبيده‏اند . مانند آوندهاي چوب توسكا و ممرز .

 7 ـ 16 ـ آونده‏هاي چسبيده در جهت مايل :

 آوندهايي را گويند كه در جهت مايل به هم چسبيده‏اند . مانند آوندهاي چوب نم‏دار .

 7 ـ 17 ـ آوندهاي چسبيده در جهت مماسي :

 آوندهايي را گويند كه در جهت مماس به حلقه‏هاي رويش ساليانه و عمود بر پره‏هاي چوبي به هم چسبيده‏اند مانند آوندهاي پائيزه چوب ـ ملج ـ اوجا ـ آزاد .

 7 ـ 18 ـ آوندهاي چسبيده در گروه‏هاي نامنظم :

 آوندهايي را گوينه كه در گروه‏هاي نامنظم به هم چسبيده‏اند مانند آوندهاي چوب پائيزه , اقاقيا .

 7 ـ 19 ـ آوندها در بخش روزنه‏اي :

 در بعضي از چوب‏ها , چند رديف آوند بهاره خيلي درشت در ابتداي دوره رويش قرار گرفته‏اند كه غالبأ با چشم غير مسلح نيز ديده مي‏شوند و پس از آن بلافاصله قطر آوندها خيلي كاهش مي‏يابد اين قبيل آوندها را آوندهاي در بخش روزنه‏اي نامند . مانند آوندهاي بهاره بلند مازو , زبان گنجشك , توت و غيره .

 7 ـ 20 ـ آوندها در سنجش نيمه روزنه‏اي :

 در بعضي از چوب‏ها تعداد رديف آوندهاي درشت بهاره زياد است و قطر آوندها از چوب بهاره تا تابستانه به تدريج كم مي‏شود . به‏طوري‏كه نمي‏توان حد معيني را بين چوب بهاره و تابستانه معلوم نمود . اين قبيل آوندها را آوند در بخش نيمه روزنه‏اي مي‏نامند .

 مانند : آوندهاي چوب گردو و لوگ .

 7 ـ 21 ـ جدار آوندها :

 آوندها را از نظر كلفتي جدار آنها به چند دسته تقسيم مي‏كنند :

 7 ـ 22 ـ آوندهاي جدار نازك :

 آوندهايي را گويند كه در چوب‏هاي آن جدار آوندها نسبتأ نازك است . مانند چوب نم‏دار .

 7 ـ 23 ـ آوندهاي با جدار نيمه ضخيم :

 آوندهايي را گويند كه در چوب‏هاي آن جدار آوندها متوسط باشد مانند آوندهاي چوب تبريزي و توسكا .

 7 ـ 24 ـ آوندهاي جدار ضخيم :

 آوندهايي را گويند كه جدار آنها نسبتأ ضخيم باشد مانند چوب راش و بلوط .

 7 ـ 25 ـ ضخامت مارپيچي آوندها و تراكئيدهاي :

 در جدار آوندهاي بعضي از پهن برگان و همچنين در جدار تراكئيدهاي بعضي از سوزني برگان , برجستگي‏هاي مارپيچي يك طرفه يا دو طرفه به نظر مي‏رسد كه آنها را ضخامت مارپيچي آوندها يا تراكئيدها مي‏نامند .

 در چوب پهن برگان مانند چوب آزاد , در چوب سوزني برگان مانند چوب سرخ‏دار .

 7 ـ 26 ـ ( آوند نقش :) ( بلاژ )

 در بعضي از چوب‏ها مجموعه آوندهاي تابستانه و پارانشيم‏هاي گرداگرد آنها , شكل معيني به وجود مي‏آورند كه از نظر تشخيص بسيار مهم است . آن را پلاژ مي‏نامند .

 مانند : چوب بلند مازو ـ نارون‏ها ـ و آزاد .

 7 ـ 27 ـ تعداد متوسط آوندها در واحد سطح :

 در چوب‏هاي مختلف , تعداد آوندها در ميليمتر مربع بسيار متفاوت است و آنها را از اين لحاظ را به سه گروه : كم آوند ( از 2 تا 10 آوند در ميليمتر مربع ) ميانه ( از 10 تا 20 آوند در ميليمتر مربع ) فراوان آوند ( بيشتر از 20 آوند در ميليمتر مربع ) تقسيم مي‏كنند .

 7 ـ 28 ـ محتويات آوندها :

 عبارتست از مواد مختلفي از قبيل صمغ‏ها , مواد معدني , مواد آلي , تيل و غيره كه ممكن است در داخل آوندها كم و بيش وجود داشته باشد .

 7 ـ 29 ـ آوندهاي خالي :

 در عده‏اي از چوب‏ها , داخل آوندها خالي به نظر مي‏رسد اين گونه آوندها را آوندهاي خالي مي‏نامند . مانند چوب صنوبر .

 7 ـ 30 ـ آوندهاي پر :

 در عده‏اي از چوب‏ها داخل آوندها از مواد مختلف رنگي پر مي‏باشد . اين قبيل آوندها را آوندهاي پر مي‏نامند . مانند بسياري از چوب‏هاي مناطق گرم و مرطوب .

 7 ـ 31 ـ آوندهاي داراي تيل :

 در داخل آوندهاب عده‏اي از چوب‏ها پوسته شفاف و طلائي رنگ زياد و درهمي ديده مي‏شود كه آنها را تيل مي‏نامند . مانند تيل در آوندهاي چوب بلوطها .

 7 ـ 32 ـ تيل :

 تيل عبارتست از پوسته ( جدار ) به عضو از ياخته‏هاي پارانشيمي كه از راه پونكتواسيون وارد سفره داخلي آوند شده و پس از متلاشي شدن ياخته , به صورت تيغه‏هاي رنگين و درخشنده‏اي در داخل آوند باقي مي‏ماند ( به تعريف پونكتواسيون نيز رجوع شود .)

 7 ـ 33 ـ تيغه آوندها (Pesforation)

 عبارتست از جدار عرضي و دو آوند پشت سر هم كه ممكن است با شكل زير باشند .

 7 ـ 34 ـ تيغه ساده يا تك روزنه :

 عبارتست از تيغه‏اي كه جدار آن كاملا از بين رفته باشد و دو آوند پشت سر هم , به وسيله يك راه به هم ارتباط داشته باشد .

 مانند چوب راس .

 7 ـ 35 ـ تيغه چند روزنه :

 در بعضي از چوب‏ها , تيغه كاملا از بين نرفته و داراي سوراخ‏هايي است كه بر حسب شكل سوراخ‏ها را به دو قسمت نردباني و شبكه‏اي ( غربالي ) تقسيم مي‏كنند .

 7 ـ 36 ـ تيغه شبكه‏اي ( غربالي :)

 عبارتست از تيغه‏اي كه سوراخ‏هاي آن به صورت كم و بيش نامنظم درآمده باشد . مانند بعضي از چوب‏هاي تيره .

 7 ـ 37 ـ تيغه نردباني :

 عبارتست از تيغه‏ايست كه سوراخ‏هاي آن به صورت نرده باني درآمده باشد مانند چوب توسكا .

 7 ـ 38 ـ روزنه :

 به برش عرضي آوندهاي چوب گفته مي‏شود .

 7 ـ 39 ـ پلاژ :

 رجوع شود به (( آوند نقش ))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:37  توسط صالح نظری  | 

  8 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل هفتم

 8 ـ 1 ـ تراكئيدها :

 قسمت اعظم چوب سوزني برگان را ياخته‏هاي بلند منشوري شكل با مقطع عرضي چند ضلعي ( معمولا 4 ـ 6 ضلعي ) تشكيل مي‏دهد كه از چوب بهاره تا تابستانه . ابعاد آنها كم و بيش كوچك‏تر شده و شكل آنها منظم‏تر مي‏گردد اين ياخته‏ها را كه وظيفه آوندها و فيبرهاي چوب پهن برگان را در سوزني برگان يك جا انجام مي‏دهد , تراكئيد مي‏نامند . اين ياخته‏ها معمولا راس پونكتواسيون هاله‏اي مي‏باشد .

 8 ـ 2 ـ تراكئيدهاي آوندگرا :

 گرچه در چوب پهن برگان معمولا تراكئيدها وجود ندارد و تراكئيدها با پونكتواسيون هاله‏اي جز و عناصر تشكيل دهنده چوب سوزني برگان مي‏باشد با وجود اين در چوب بعضي از برگان عده‏اي از ياخته كه به شكل فيبرها هستند داراي پونكتواسيون هاله‏اي بوده و به شكل تراكئيد سوزني برگان درمي‏آيد .

 اگر اين قبيل ياخته‏ها نزديك آوندها قرار داشته باشند آنها را تراكئيدهاي آوندگرا مي‏نامند .

 8 ـ 3 ـ تراكئيدهاي آوندي :

 اگر ياخته‏هاي شبه تراكئيد كه شرح آن در بند بالا گذشت در چوب پهن برگان دورتر از آوندها قرار گرفته باشند آنها را تراكئيدهاي آوندي مي‏نامند .

 8 ـ 4 ـ فيبر تراكئيد :

 عبارتست از فيبرهاي نسبتأ بزرگي كه مانند تراكئيد گاهي داراي پونكتواسيون هستند ( براي توضيح به حالات پونكتواسيون‏ها رجوع شود .)

 8 ـ 5 ـ تراكئيدهاي بهاره :

 در بسياري از چوب‏هاي سوزني برگان تراكئيدها آغاز دوره رويش ساليانه درشت‏تر از تراكئيدهاي پايان دوره رويش ساليانه بوده و معمولا جدار آنها نازكتر مي‏باشد . اين تراكئيدها را تراكئيدهاي بهاره مي‏نامند .

 8 ـ 6 ـ تراكئيدهاي پائيزه :

 در بسياري از چوب‏هاي سوزني برگان تراكئيدهاي پايان دوره رويش ساليانه داراي قطر كوچكتر و جدار ضخيم‏تر از تراكئيدهاي بهاره مي‏باشند . اين تراكئيدها را تراكئيدهاي پائيزه مي‏نامند .

 8 ـ 7 ـ بلندي تراكئيدها :

 تراكئيدها را از نظر بلندي به سه گروه تقسيم مي‏كنند . ( كوتاه بين 500, 1000 ميكرون ) ( متوسط بين 1500 ـ 1000 ميكرون ـ بلند از 1500 ميكرون به بالا )

 8 ـ 8 ـ تراكئيدهاي بلند :

 عبارتست از تراكئيدهاي با بلندي بيشتر از 1600 ميكرون .

 8 ـ 9 ـ تراكئيدهاي با بلندي متوسط :

 عبارتست از تراكئيدهايي با بلندي از 1200 تا 1600 ميكرون .

 8 ـ 10 ـ تراكئيدهاي كوتاه :

 عبارتست از تراكئيدهاي با بلندي تا 1200 ميكرون .

 8 ـ 11 ـ درشتي تراكئيدها ( قطر تراكئيدها )

 چون مقطع عرضي تراكئيدها گرد نبوده و به صورت چند ضلعي مي‏باشد . منظور از قطر تراكئيدها ميانگين قطرهاي آن در برش عرضي مي‏باشد .

 در تراكئيدهاي پائينه كه شكل مقطع آنها در برش عرضي چوب نسبتأ منظم‏تر مي‏باشد . معمولا پهناي مماسي و شعاعي ياخته‏ها به طور جداگانه اندازه‏گيري مي‏شود .

 تراكئيدهاي از نظر قطر به سه گروه تقسيم مي‏شوند :

 8 ـ 12 ـ تراكئيدهاي درشت :

 عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها بيشتر از 60 ميكرون باشد به تعداد پونكتواسيون در ياخته چهارگوش ( محل تلافي تراكئيدها با پره‏هاي چوبي .)

 در چوب سوزني برگان تعداد پونكتواسيون را در محل برخورد ياخته‏هاي پره چوبي با تراكئيدها تعيين مي‏نمايد .

 2 ـ 8 ـ 11 ـ تراكئيدهاي با درشتي متوسط :

 عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها از 40 تا 60 ميكرون باشد .

 3 ـ 8 ـ 11 ـ تراكئيدهاي ريز :

 عبارتست از تراكئيدهايي كه ميانگين قطر آنها تا 40 ميكرون باشد .

  9 ـ تعاريف اصطلاحات فصل هشتم( پونكتواسيون )

 

 

 9 ـ 1 ـ پونكتواسيون :

 عبارتست از مجاري باشكال و اندازه‏هاي مختلف در جدار ياخته‏هاي چوبي كه وسيله مبادله مواد غذايي بين ياخته مي‏باشد . آنها را مي‏توان به وسيله ميكروسكپ در برش‏هاي عرضي شعاعي , مماسي چوب‏ها ملاحظه نمود .

 پونكتواسيون‏ها از نظر اندازه ـ آرايش ـ حالت ـ دوره و دريچه به ترتيب زير طبقه‏بندي مي‏شوند .

 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون‏ها از نظر حالت :

 پونكتواسيون‏ها از نظر حالت ممكن است به شش حالت زير ملاحظه شوند :

 1 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون ساده :

 عبارتست از مجراي ساده استوانه‏اي شكلي كه در جدار ياخته‏هاي چوبي آوندها و فيبرها در پهن برگان قرار گرفته است . اين مبرا در جدار ياخته‏هاي مجاور به طور يكنواخت امتداد مي‏يابد .

 مقطع اين پونكتواسيون‏ها در جدار عرضي چوب به شكل مجراي ساده و در برش طولي چوب به شكل سوراخ‏هاي ريزگرد يا بيضي شكل است .

 2 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون‏هاي متقابل :

 عبارتست از پونكتواسيون‏هايي هستند كه در برش‏هاي طولي چوب ( برش مماسي و شعاعي ) به خصوص در روي جدار آوندها در مقابل هم قرار گرفته باشند .

 

 

 3 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون‏هاي متناوب :

 عبارتست از پونكتواسيون‏هايي هستند كه در برش‏هاي طولي چوب به خصوص در جدار آوندها ( به طور يك در ميان ) قرار گرفته باشند .

 4 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون منقش :

 عبارتست از پونكتواسيوني كه در آن مجرا به شكل استوانه نيست و مدار ياخته در محل پونكتواسيون به شكل نامنظمي باريك مي‏ماند اين حالت سبب مي‏شود كه پونكتواسيون در جدار طولي ياخته‏ها به صورت منقش ظاهر شود .

 

 

 5 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون هاله‏اي :

 عبارتست از پونكتواسيون‏هايي كه در آنها جدار ياخته به صورت استوانه‏اي نبوده و تقريبأ به صورت مخروط ناقص باقي مي‏ماند . اين حالت بيشتر در تراكئيدهاي سوزني برگان ديده مي‏شود و در اين صورت مقطع پونكتواسيون در برش طولي چوب ها به صورت دو دايره داخل هم به نظر مي‏رسد .

 

 

 6 ـ 9 ـ 2 ـ پونكتواسيون يك طرفه ( پونكتواسيون كور :)

 در اين نوع پونكتواسيون جدار يكي از ياخته‏هاي مجاور در بعضي از نقاط خود نازك مانده ولي در مقابل آن جدار ياخته مجاور ضخيم مي‏شود بطوريكه امتداد دالان پونكتواسيون‏هاي مجاور با هم تطبيق نمي‏كند .

 

 

 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون از نظر آرايش .

 1 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون يك رديفه :

 در جدار تراكئيدهاي سوزني برگان معمولا يك رديف تراكئيد در جهت قائم قرار گرفته است . آنها را تراكئيد يك رديفه مي‏نامند .

 

  2 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون چند رديفه :

 در جدار آوندهاي پهن برگان معمولا چند رديف پونكتواسيون قرار گرفته است كه آنها را پونكتواسيون‏هاي چند رديفه مي‏نامند .

 

  3 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون‏هاي نرده‏باني :

 عبارتست از پونكتواسيون‏هايي هستند كه در برش‏هاي طولي چوب ( برش مماسي و شعاعي ) به خصوص در جدار آوندها در رديف‏هاي موازي هم قرار گرفته باشند .

 

  4 ـ 9 ـ 3 ـ پونكتواسيون از نظر اندازه :

 پونكتواسيون‏ها از نظر اندازه به سه قسمت زير تقسيم مي‏شوند .

 پونكتواسيون‏هاي ريز ( قطر تا 7 ميكرون .)

 پونكتواسيون‏هاي ميانه ( با قطر از 7 تا 10 ميكرون )

 پونكتواسيون‏هاي درشت ( با قطر بيشتر از 10 ميكرون )

 9 ـ 4 ـ ديگر واژه‏هاي مربوط به پونكتواسيون :

 عبارتست از فضائي كه بين دو دريچه پونكتواسيون قرار گرفته است .

 9 ـ 5 ـ دريچه پونكتواسيون :

 هر مجراي پونكتواسيون داراي دو طرف مي‏باشد . يكي به طرف درون ياخته و ديگري به طرف بيرون ياخته كه آنها را دريچه پونكتواسيون مي‏نامند .

 ممكن است دريچه پونكتواسيون برحسب وضع قرار گرفتن در جدار ياخت در برش‏هاي طولي چوب به صورت گرد ـ بيضي يا شكافته ديده شود .

 9 ـ 6 ـ دريچه بيروني پونكتواسيون :

 عبارتست از دريچه‏اي كه به طرف بيرون ياخته باز مي‏شود .

 9 ـ 7 ـ دريچه دروني پونكتواسيون :

 عبارتست از دريچه‏اي كه به طرف داخل ياخته باز مي‏شود .

 9 ـ 8 ـ دوره پونكتواسيون :

 عبارتست از نماي پونكتواسيون در برش طولي كه ممكن است به سه صورت زير ديده شود .

 گرد و بيضي در چوب پهن برگان ـ و هاله‏اي در چوب سوزني برگان .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:35  توسط صالح نظری  | 

  10 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل نهم

 الياف چوب " فيبرها "

 10 ـ 1 ـ ميزان درصد فيبرها :

 عبارتست از ميزان درصد حجمي فيبرها , نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده چوب . ميزان درصد فيبرها در چوب‏هاي مختلف متغيير است .

 10 ـ 2 ـ حالات فيبر :

 عبارتست از چگونگي وضع فيبرها از نظر ساختمان .

 10 ـ 3 ـ فيبر ساده :

 عبارتست از فيبرهاي معمولي كه از ياخته كشيده و دوكي شكل تشكيل شده‏اند .

 10 ـ 4 ـ فيبر چوبي با پونكتواسيون ساده :

 در بسياري از چوب‏هاي پهن برگان , فيبرها معمولا داراي پونكتواسيون ساده هستند . ( به حالات پونكتواسيون‏ها رجوع شود .)

 10 ـ 5 ـ فيبر جداري :

 عبارتست از فيبرهاي كه در بعضي نقاط برش طولي آنها جدارهاي عرضي ديده مي‏شود .

 

  10 ـ 6 ـ فيبر مستقيم :

 عبارتست از فيبرهايي كه كم و بيش كشيده و راست بوده و راستاي آنها به موازات هم و به موازات محور درخت باشد . مانند فيبر بلند مار .

 10 ـ 7 ـ الياف چوب .

 عبارتند از تارهاي چوب ( يكي از عناصر يا سازه‏هاي اصلي تشكيل دهنده چوب ) كه قطر آنها بين 120 ـ 360 ميكرون (0/12 تا 0/36 ميليمتر و در ازاي آنها بين 600 ـ 1200 ميكرون (0/6 ـ 1/2 ميليمتر تغيير مي‏كند .)

 يادآوري 3:

 اصطلاحأ الياف چوب به كليه عناصر تشكيل دهنده چوب كه در امتداي موازي محور دوخت نيز قرار گرفته‏اند , نيز اطلاق مي‏شود .

 10 ـ 8 ـ فيبرها :

 قسمت اعظم ساختمان بسياري از چوب‏ها پهن برگان را ياخته‏هاي بلند دوكي شكل با جدار نسبتأ كلفت تشكيل داده است كه جقره داخلي آن‏ها باريك مي‏باشند . برش عرضي اين ياخته‏ها به شكل چند ضلعي و غالبأ به شكل 4 ـ 5 ضلعي ديده مي‏شود و برش طول آنها كشيده و باريك است كه به دو انتهاي صاف يا كمي دندانه‏دار منتهي مي‏گردد اين ياخته‏ها را تار يا فيبر مي‏نامند .

 

  يادآوري 4:

 واژه ( ليف ,) به جاي تار يا فيبر مصطلح نشده است ولي مجموع تارها يا فيبرهاي چوبي را الياف چوبي هم مي‏نامند .

 10 ـ 9 ـ فيبر معوج ( موج دار )

 عبارتست از فيبرهايي است كه راستاي آنها مستقيم نبوده و داراي خميدگي باشد مانند فيبر ممرز .

 10 ـ 10 ـ الياف ژلاتيني ( فيبر ژلاتيني )

 عبارتست از الياف چوبي كه جدار آنها در اثر پديده‏هاي مختلف ژلاتيني شده باشد .

 10 ـ 11 ـ تار چوب :

 در اصطلاح چوب‏شناسي عبارتست از طرز قرار گرفتن و راستاي الياف چوب , نسبت به همديگر و محور قطعه چوب .

 10 ـ 12 ـ به بوم :

 رجوع شود به ( كج تار ) و ( لاپيچيده تار )

 10 ـ 13 ـ پيچيده تار :

 چوبي است كه الياف آن نسبت به محور در خست پيچيدگي داشته ولي نسبت به هم موازي باشد .

 10 ـ 14 ـ خوش بوم :

 رجوع شود به ( راست تار .)

 10 ـ 15 ـ راستاي چوب :

 عبارتست جهت كلي الياف چوب .

 10 ـ 16 ـ راستاي فيبرها :

 عبارتست از امتداد مجموعه فيبرها .

 10 ـ 17 ـ درهم تار :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در آنها راستاي الياف نسبت به محوره قطعه چوب و نسبت به هم , وضع مشخصي نداشته و به طور درهم قرار گرفته باشند .

 10 ـ 18 ـ راست تار ( خوش بوم :)

 چوب‏هايي هستند كه در آنها راستاي الياف عناصر تشكيل دهنده چوب كم و بيش موازي محور قطعه چوب مي‏باشد .

 10 ـ 19 ـ كج تار ( بند بوم :)

 چوب‏هايي هستند كه در آنها راستاي الياف چوب با محور قطعه چوب , زاويه معيني تشكيل دهند .

 10 ـ 20 ـ كماني تار :

 عبارتست از تغيير شكلي كه در چوب‏هاي بريده شده , انحناني به شكل كمان به وجود مي‏آورد و معمولا منظم بوده و تمام يا قسمتي از دو رويه چوب به شكل استوانه‏اي درمي‏آيد .

 10 ـ 21 ـ مارپيچ تار :

 چوب‏هايي را گوينه كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به محور قطعه چوب , وضع مارپيچي داشته باشد .

 10 ـ 22 ـ مارپيچ تار متناوب :

 به چوب‏هايي اطلاق مي‏شود كه در آنها راستاي دسته‏اي از الياف يك طبقه ( پوشش ) چوب , نسبت به محور , از سمت معيني پيچيده و در پوشش قبلي و بعدي آن در جهت عكس آن پيچيده باشد .

 اينگونه چوب‏ها در برش طولي خود , معمولا نقش نواري گروه چوب‏هاي به اصطلاح آگاژورا ظاهر مي‏سازد .

 10 ـ 23 ـ مايل تار :

 چوب بريده شده‏اي است كه در يك يا دو سطح روبه‏روي هم راستاي الياف نسبت به سطوح آنها به طور مايل قرار گرفته باشد .

 10 ـ 24 ـ متناوب تار :

 چوبي است كه راستاي الياف آن يك در ميان نسبت به دو سطح غير روبه‏روي و به طور مايل قرار گرفته باشد .

 10 ـ 25 ـ موجي تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب در جهت طولي قطعه چوب ( جهت محور چوب ) موج‏هاي سينوسي نشان دهنده مانند چوب بعضي از افراها .

 10 ـ 26 ـ همگن تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها راستاي الياف چوب نسبت به همديگر كم و بيش موازي باشند .

 10 ـ 27 ـ ناهمگن تار :

 چوب‏هايي را گويند كه در آنها جهت الياف چوب نسبت به هم موازي نبوده و زاويه‏هاي مختلفي را نشان مي‏دهد .

 10 ـ 28 ـ پراكندگي فيبرها :

 عبارتست از طرز قرار گرفتن فيبرها در زمينه برش عرضي چوب .

 10 ـ 29 ـ طرز قرار گرفتن فيبرها :

 عبارتست از نماي برش عرضي فيبرها در زير ميكروسكپ .

 10 ـ 29 ـ 1 ـ فيبرها به شكل گروه‏هاي پراكنده :

 در بعضي از چوب‏ها , طرز قرار گرفتن فيبرها طوريست كه رشته يا نوار مشخصي را به وجود نمي‏آورد و فيبرها در گروه‏هاي مختلف نامنظم قرار گرفته‏اند .

 10 ـ 29 ـ 2 ـ فيبرهاي با پراكنده منظم :

 عبارتست از پراكندگي فيبرها در برش عرضي چوب كه تقريبأ يكنواخت باشد .

 10 ـ 29 ـ 3 ـ فيبرها در رشته‏ها يا نوارهاي شعاعي :

 در بعضي از چوب‏ها , عده زيادي از فيبرها به طور منظم در رشته‏هاي شعاعي قرار گرفته‏اند .

 10 ـ 29 ـ 4 ـ فيبر درهم :

 عبارت از فيبرهايي است كه داراي راستاي مشخصي نيستند و به طور درهم ديده مي‏شوند . مانند فيبر چوب انجيلي .

 10 ـ 30 ـ اندازه فيبرها .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ بلندي فيبرها :

 عبارتست از فاصله طولي بين دو انتهاي فيبر كه معمولا بر حسب ميكرون اندازه‏گيري مي‏شوند .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ 1 ـ فيبر بلند :

 عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 1600 ميكرون بيشتر است .

 10 ـ 30 ـ 1 ـ 2 ـ فيبر با بلندي ميانه :

 عبارتست از فيبرهايي است كه بلندي آنها از 600 ميكرون مي‏باشد .

 10 ـ 31 ـ كلفتي ديواره فيبرها :

 عبارتست از جداري كه محتويات داخل ياخته فيبرها را در برگرفته است اين ديواره , از خارج به داخل خود از چند لايه متمايز ساخته شده است كه مجموعه اين لايه‏ها با ميكروسكپ‏هاي معمولي به صورت يك ديواره ديده مي‏شود .

 10 ـ 31 ـ 1 ـ فيبرهاي با ديواره نازك :

 عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها در برش عرضي چوب كوچك‏تر از  قطر خود فيبر باشد .

 مانند فيبر چوب‏هاي نم‏دار و توسكا :

10 ـ 31 ـ 2 ـفيبرهاي با ديواره ميانه :

 عبارتست از فيبرهايي كه يا پهناي ديواره آنها تقريبأ برابر  فيبر در برش عرضي باشد .

 مانند فيبر چوب‏هاي شب خسب و افرا .

 10 ـ 31 ـ 3 ـ فيبرهاي با ديواره كلفت :

 عبارتست از فيبرهايي كه پهناي ديواره آنها كلفت‏تر از  مقطع فيبر در برش عرضي باشد . مانند بلند مازو ـ و اقاقيا .

 10 ـ 32 ـ فراواني فيبرها :

 عبارتست از ميزان نسبي فراواني فيبرها نسبت به عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب كه آن را به سه صورت بشرح زير مشخص مي‏كنند .

 10 ـ 33 ـ فيبر فراوان :

 هنگامي كه در چوبي , فيبرها بيشتر از مجموع ساير عناصر باشد .

 10 ـ 34 ـ فيبر ميانه :

 هنگامي كه در چوبي مجموع فيبرها تقريبأ برابر ساير عناصر دهنده چوب باشد .

 10 ـ 35 ـ فيبر كمياب :

 هنگامي در چوبي ميزان فيبرها كمتر از مجموع ساير عناصر تشكيل دهنده چوب باشد .

 10 ـ 36 ـ الياف آبكشي :

 عبارتست از اليافي با جدار ضخيم كه به طور گروهي ( در گروه‏هاي كوچك ) در داخل بافي آبكشي بعضي از چوب‏ها ظاهر مي‏شود . جدار اين فيبرها نيز معمولا چوبي مي‏شود .

  11 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دهم

 11 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي :

 بافتي است كه از يك يا چند رديف ياخته‏هاي پارانشيمي افقي ساخته شده و جهت آن عمود به محور درخت مي‏باشد اين بافت به شكل اشعه كم و بيش پهني در برش عرضي تنه درخت ديده مي‏شود .

 11 ـ 2 ـ اشعه وسطي ـ ( اشعه مغزي ) ( پره‏هاي چوبي )

 گروهي از پارانشيم‏هاي استوانه مركزي ساقه را كه در امتداد اشعه برشي عرضي ساقه و ريشه , بين بافت‏هاي چوبي آبكش ( هادروم و لپتوم ) قرار گرفته‏اند . اصطلاح چوب‏شناسي پره‏هاي چوبي و در اصطلاح گياه‏شناسي اشعه وسطي يا اشعه مغزي مي‏نامند .

 11 ـ 3 ـ پارانشيم‏هاي پره‏هاي چوبي :

 به ياخته‏هاي پارانشيمي كم و بيش افقي كه پره‏هاي چوبي را تشكيل مي‏دهند , پارانشيم‏هاي پره چوبي مي‏گويند .

 11 ـ 4 ـ پر مگس‏ها ( مايورها :)

 برش طولي پره‏هاي چوبي در برش شعاعي چوب كه ( غالبأ در اين برگان ) به صورت لكه‏هاي كم و بيش درشت و كشيده ديده مي‏شود در بعضي از چوب‏ها نقش زيبايي را به وجود مي‏آورد . چوب‏شناسي و نجاري ايران اين لكه‏ها را به اصطلاح پر مگس مي‏نامند .

 11 ـ 5 ـ پر مگس جناغي :

 در بعضي از گونه‏هاي چوب مانند چوب چنار و راش , نماي پر مگس‏ها در برش شعاعي چوب به شكلي است كه اگر آنها را به طور قرينه كنار هم بچسبانند شكل جناغ ايجاد مي‏كند اين نوع پر مگس‏ها را پر مگس جناغي مي‏نامند .

 11 ـ 6 ـ پر مگس نقره‏اي :

 در بعضي از چوب‏ها , پر مگس‏ها به صورت معيني درخشنده مي‏باشند كه آنها را در اصطلاح نجاري ايراني , پر مگس نقره‏اي مي‏نامند .

 مانند پرمگس چوب راش رافرا .

 11 ـ 7 ـ پره‏هاي چوبي نخستين :

 به عده‏اي از پره‏هاي چوبي كه از ابتداي رويش درخت تشكيل شده و از مغز ساقه آغاز مي‏شود , پره چوبي نخستين گويند .

 11 ـ 8 ـ پره‏هاي چوبي ثانوي :

 به تدريج كه قطر ساقه درخت زيادتر مي‏شود , ضمن رويش بافت‏هاي ديگر , پره‏هاي چوبي تازه‏اي نيز بين پره‏هاي نخستين به وجود مي‏آيد كه آنها را پره‏هاي چوبي ثانوي مي‏نامند .

 

 

 11 ـ 9 ـ پره‏هاي چوبي چند رديفه :

 در بعضي از چوب‏ها پره‏هاي چوبي از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پره‏هاي چوبي چند رديفه مي‏نامند پره‏هاي چوبي چند رديفه را معمولا به پره‏هاي چوبي باريك ـ متوسط ـ و پهن تقسيم مي‏كنند و تشخيص آنها از نظر ماكروسكپي به طور نظلي صورت مي‏گيرد .

 يادآوري 5:

 در اين قبيل پره‏هاي چوبي چند رديفه , بين ياخته‏هاي پارانشيمي پره‏هاي چوبي از عناصر ديگر تشكيل دهنده چوب ديده نمي‏شود . مانند پره‏هاي چوبي چند رديفه راش , و بلند مازو .

 11 ـ 10 ـ پره‏هاي چوبي يك رديفه :

 در بعضي از چوب‏ها پره‏هاي چوبي فقط از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده است كه آنها را پره‏هاي چوبي يك رديفه مي‏نامند . مانند پره‏هاي چوبي سندبرها و بيد و توسكا و ممرز .

 11 ـ 11 ـ پره‏هاي چوبي در برش مماسي :

 پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب , به شكل دوكي كم و بيش درست و با كمي اختلاف رنگ با متن چوب ديده مي‏شود كه آنها را پره‏هاي چوبي در برش مماسي نامند .

 11 ـ 12 ـ آرايش ( طرز قرار گرفتن ) پره‏هاي چوبي :

 طرز قرار گرفتن پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب تعيين مي‏شود و به صورت زير ملاحظه مي‏گردد .

 11 ـ 13 ـ پره‏هاي چوبي درهم :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه طرز قرار گرفتن آنها نظم و ترتيب معيني نداشته باشد . مانند چوب راش .

 11 ـ 14 ـ پره‏هاي چوبي مطبق :

 پره‏هايي چوبي را مطبق گويند كه در برش مماسي در رديف‏هاي تقريبأ موازي كم و بيش انبوده قرار گرفته باشند . مانند چوب و خرمندي .

 11 ـ 15 ـ پهناي پره‏هاي چوبي :

 در برش عرضي چوب پهن‏ترين قسمت پره‏هاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازه‏گيري مي‏شوند . معمولا پهناي پره‏هاي چوبي به سه صورت زير بيان مي‏گردند .

 11 ـ 15 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي باريك ( از 25 تا 50 ميكرون .)

 11 ـ 15 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با پهناي ميانه ( از 50 تا 100 ميكرون )

 11 ـ 15 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي پهن ( داراي پهناي بيشتر از 100 ميكرون )

 11 ـ 16 ـ پره‏هاي چوبي پهن :

 هرگاه تعداد رديف ياخته در پره‏هاي چوبي چند رديفه به قدري زياد باشد كه پره‏هاي چوبي با چشم غير مسلح در برش‏هاي چوب ديده شود آنها را پره‏هاي چوبي پهن نامند .

 11 ـ 17 ـ تعداد ياخته در طول پره‏هاي چوبي يك رديفه :

 معمولا تعداد ياخته‏ها در بلندي پره‏هاي چوبي مماسي چوب مشخص مي‏شود . تعداد ياخته در بلندي پره‏هاي چوبي يك رديفه به سه صورت زير بيان مي‏گردد .

 11 ـ 17 ـ 1 ـ پره‏هاي يك رديفه كوتاه ( داراي تا 5 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 17 ـ 2 ـ پره‏هاي يك رديفه ميانه ( داراي 5 تا 10 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 7 ـ 3 ـ پره‏هاي يك رديفه بلند ( داراي بيشتر از 10 ياخته در بلندي خود )

 11 ـ 18 ـ اندازه پره‏هاي چوبي :

 تعداد رديف ياخته‏هاي پارانشيمي سازنده پره‏هاي چوبي را گويند . اندازه پره‏هاي چوبي به سه صورت زير ملاحظه مي‏شود .

 11 ـ 19 ـ پره‏هاي چوبي برابر :

 هرگاه پهناي پره‏هاي چوبي در برش عرضي چوب محسوسأ برابر باشد , آنها از پره‏هاي چوبي برابر مي‏نامند :

 11 ـ 20 ـ پره‏هاي چوبي يك در ميان :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه در برش مماسي چوب هريك از پره‏هاي چوبي در بين دو پره رديف بالاتر و رديف پايين‏تر قرار گرفته باشد .

 مانند چوب تبريزي .

 11 ـ 21 ـ انبوهي پره‏هاي چوبي :

 تعداد پره‏هاي چوبي در بر ميليمتر مماسي برش عرضي هر چوب , انبوه پره‏هاي چوبي آن را مشخص مي‏كند انبوهي پره‏هاي چوبي در چوب‏هاي مختلف ممكن است به سه حالت زير ديده شود .

 11 ـ 21 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي كم : ( كمتر از 4 عدد در هر ميليمتر )

 11 ـ 21 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي ميانه ( بين 4 تا 12 عدد پره در هر ميليمتر )

 11 ـ 21 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي با انبوهي فراوان ( بيشتر از 14 عدد پره در هر ميليمتر .)

 11 ـ 22 ـ ميزان درصد پره‏هاي چوبي :

 عبارتست از ميزان پره‏هاي چوبي نسبت به مجموعه كليه عناصر تشكيل دهنده ديگر چوب بر حسب درصد .

 11 ـ 23 ـ بلندي پره‏هاي چوبي :

 بلندي پره‏هاي چوبي معمولا در برش مماسي چوب , بين دو انتهاي پره‏هاي چوبي دوكي شكل با وسائل ميكروسكپي اندازه‏گيري مي‏شود . بلندي پره‏هاي چوبي را از نظر بلندي به سه گروه زير تقسيم مي‏كنند .

 11 ـ 23 ـ 1 ـ پره‏هاي چوبي كوتاه : ( از 500 تا 1000 ميكرون .)

 11 ـ 23 ـ 2 ـ پره‏هاي چوبي با بلندي ميانه ( از 1000 تا 3000 ميكرون )

 11 ـ 23 ـ 3 ـ پره‏هاي چوبي بلند ( بيشتر از 3000 ميكرون )

 11 ـ 24 ـ پره‏هاي چوبي متغير :

 به پره‏هاي چوبي گفته مي‏شود كه تعداد رديف ياخته‏اي پارانشيمي سازنده آنها بين تعداد معيني متغير باشد . مانند ملچ كه پره‏هاي چوبي آن معمولا داراي 4 الي 6 رديف ياخته هستند .

 11 ـ 25 ـ پره‏هاي چوبي نابرابر :

 در بسياري از چوب‏ها , پهناي پره‏هاي چوبي در همه جا يكسان نيست و ممكن است پره‏هاي يك رديفه پره‏هاي باريك و پره‏هاي پهن در آن چوب با هم وجود داشته باشد . اين قبيل پره‏هاي چوبي را پره‏هاي نابرابر مي‏نامند .

 11 ـ 26 ـ پراكندگي پره‏هاي چوبي :

 طرز قرار گرفتن و فاصله پره‏هاي چوبي از هم ديگر در برش عرضي چوب را پراكندگي پره‏هاي چوبي مي‏نامند ممكن است پراكندگي پره‏هاي چوبي به دو صورت زير ديده شود :

 11 ـ 27 ـ چگونگي پره‏هاي چوبي :

 عبارتست از يك نواخت بودن نسبي ياخته‏هاي پره‏هاي چوبي در برش مماسي چوب , چگونگي پره‏هاي چوبي به سه صورت زير بيان مي‏شود :

 11 ـ 28 ـ پره‏هاي چوبي با ياخته‏هاي كناري پره :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه ياخته‏هاي جانبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده هستند . مانند چوب توت و انجير .

 

 

 11 ـ 29 ـ پره‏هاي چوبي با ياخته‏هاي نرده‏باني پره :

 در بعضي از چوب‏ها ياخته‏هاي قسمت بالا و پايين پره‏هاي چوبي به جاي افقي بودن به صورت ايستاده قرار گرفته‏اند كه شكل آنها در برش شعاعي و مماسي چوب مطابق شكل زير است . مانند چوب انجير .

 

 

 11 ـ 30 ـ پره‏هاي چوبي منظم :

 به پره‏هايي گفته مي‏شود كه فاصله آنها از هم در برش عرضه كم و بيش مساوي باشد مانند چوب افرا پلت و ملح .

 11 ـ 31 ـ پره‏هاي چوبي نامنظم :

 به پره‏هايي گفته مي‏شود كه فاصله آنها از هم در برش عرضي , ترتيب و نظم معيني نداشته باشند . مانند چوب بلند مازو ـ و راش .

 11 ـ 32 ـ پره‏هاي چوبي نادرست :

 در بعضي از چوب‏ها اصولا همه پره‏اي چوبي يك رديفه هستند ولي در بعضي از قسمت‏ها چوب طرز قرار گرفتن پره‏هاي چوبي يك رديفه به قدري انبوه است كه مجموعه آنها با وجود اين‏كه عناصر ديگري بين آنها قرار دارد , از نظر ماكروسكپي به صورت پره‏هاي پهن ديده مي‏شوند . اين پره‏هاي چوبي را پره‏هاي چوبي نادرست مي‏نامند .

 

 11 ـ 33 ـ پره‏هاي چوبي همگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه مقطع ياخته‏هاي آن در برش مماسي چوب محسوس مساوي باشند .

 11 ـ 34 ـ پره‏هاي چوبي ميان همگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه فقط مقطع ياخته‏هاي بالا و پايين آنها در برش مماسي چوب بزرگتر از مقطع ساير ياخته باشد .

 11 ـ 35 ـ پرده‏هاي چوبي ناهمگن :

 به پره‏هايي چوبي گفته مي‏شود كه مقطع ياخته‏هاي آنها در اندازه خود در برش مماسي چوب با هم اختلاف كلي داشته باشد .

 11 ـ 36 ـ پره‏هاي چوبي خالي :

 پرهايي چوبي داراي كريستال‏هاي ( بلورهاي ) ممتاز پره‏هاي چوبي داراي مواد مختلف .

 11 ـ 37 ـ محتويات پره‏هاي چوبي :

 ياخته‏هاي پره‏هاي چوبي معمولا داراي مواد ذخيره‏اي گياهي و مواد رنگي هستند . پره‏هاي چوبي را مي‏توان از نظر محتويات به صورت زير طبقه‏بندي مي‏گردد .

  12 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل يازدهم

 12 ـ 1 ـ پارانشيم‏هاي چوبي :

 ياخته‏هاي منشوري شكلي هستند كه داراي جدار نازك بوده و انبار مواد ذخيره گياهي به شمار مي‏رود . امتداد آنها كم و بيش موازي محور درخت مي‏باشد .

 12 ـ 2 ـ بافت پارانشيمي :

 از ياخته‏هاي منشوري شكل چند وجهي ـ جدار نازك و نسبتأ كوتاهي تشكيل شده است كه معمولا انبار مواد غذايي گياهي به شمار مي‏آيد .

 عده‏اي از ياخته‏هاي پارانشيمي در امتداد محور درخت و عده‏اي در جهت عمود به آن قرار گرفته‏اند .

 12 ـ 3 ـ پارانشيم آبكشي :

 عبارتست از ياخته‏هاي پارانشيمي است كه داخل بافت آبكشي وجود دارد .

 12 ـ 4 ـ چگونگي پارانشيم‏هاي چوبي :

 معمولا پارانشيم‏هاي چوبي به سه صورت زير مشاهده مي‏شود .

 12 ـ 5 ـ پارانشيم‏هاي چوبي معمولي .

 12 ـ 6 ـ پارانشيم‏هاي چوبي دوكي شكل .

 12 ـ 7 ـ پارانشيم‏هاي چوبي به صورت رشته‏هاي ياخته‏هاي پارانشيمي

 12 ـ 8 ـ پارانشيم‏هاي دوكي شكل :

 پارانشيم‏هايي هستند كه يك و يا دو يك انتهاي آنها باريكتر شده و به صورت دوكي درآمده است ( كه بايد آنها را با ميكروسكپ مشاهده نمود .)

 12 ـ 9 ـ آرايش پارانشيم‏ها :

 12 ـ 9 ـ 1 ـ پارانشيم پراكنده :

 در بعضي از چوب‏ها ياخته‏هاي پارانشيم‏هاي چوبي در دوره رويش به طور نامنظم پراكنده هستند . آنها را پارانشيم پراكنده مي‏نامند . در اين چوب‏ها پارانشيم‏هاي چوبي از نظر ماكروسكپي ديده نمي‏شود .

 12 ـ 9 ـ 2 ـ پارانشيم‏هاي نامنظم

 در بعضي از چوب‏هاي پارانشيم‏هاي چوبي در لكه‏ها يا نوارهاي بريده نامنظم قرار گرفته‏اند و آنها را پارانشيم‏هاي نامنظم مي‏نامند .

 12 ـ 9 ـ 3 ـ پارانشيم‏هاي چوبي منظم :

 پارانشيم‏هايي را گويند كه طرز قرار گرفتن آنها در برش عرضي منظم بوده و شكل معيني را به وجود مي‏آورد .

 12 ـ 10 ـ رشته‏هاي پارانشيم چوبي :

 در بعضي از چوب‏ها پارانشيم‏هاي چوب‏ها به صورت رشته‏هاي كوتاه يا بلند كه از يك رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده‏اند مي‏باشند . اين قبيل پارانشيم‏ها را رشته‏هاي پارانشيم چوبي مي‏نامند .

 12 ـ 11 ـ رشته‏هاي پارانشيمي پاره ( بريده :)

 در بعضي از چوب‏ها رشته‏هاي پارانشيمي چوبي كوتاه و بريده مي‏باشد . اين قبيل پارانشيم‏ها را رشته‏هاي پارانشيمي پاره ( بريده ) مي‏نامند .

 12 ـ 12 ـ رشته‏هاي پارانشيمي پيوسته :

 در بعضي از چوب‏ها رشته‏هاي پارانشيم چوبي طولاني و مداوم به نظر مي‏رسد ـ آن‏ها را رشته‏هاي پارانشيمي پيوسته مي‏نامند .

 12 ـ 13 ـ نوارهاي پارانشيمي :

 در بعضي از چوب‏ها پرانشيم‏هاي چوبي در نوارهاي كم و بيش پهن كه از چند رديف ياخته پارانشيمي ساخته شده‏اند ديده مي‏شود . اين پارانشيم‏ها را نوارهاي پارانشيمي مي‏نامند .

 12 ـ 14 ـ پارانشيم‏هاي آوندگرا :

 در بعضي از چوب‏ها ـ ياخته‏هاي پارانشيمي يا قسمت اعظم آنها در نزديكي و كناره آوندها قرار گرفته است . اين قبيل پارانشيم‏ها را پارانشيم‏هاي آوندگرا مي‏نامند .

 12 ـ 15 ـ پارانشيم‏هاي گرد آوندي :

 در بعضي از چوب‏ها ـ ياخته‏هاي پارانشيمي دور آوندهاي بهاره و تابستانه را فراگرفته است اين قبيل پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي مي‏نامند .

 12 ـ 16 ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي و بال دار :

 در بعضي از چوب‏ها ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي به صورت كشيده و بال دار به نظر مي‏رسند اين پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي بال دار مي‏نامند . ممكن است پارانشيم‏هاي گردآوندي از يك طرف يا از هر دو طرف امتداد يافته ( كشيده شده ) و به شكل بال درآيند .

 12 ـ 17 ـ پارانشيم گردآوندي بال دار چشمي :

 در بعضي از چوب‏ها ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي بال‏دار كاملا به شكل چشم درمي‏آيند آنها را پارانشيم گردآوندي بال‏دار چشمي مي‏نامند .

 12 ـ 18 ـ پارانشيم‏هاي گردآوندي بال‏دار پيوسته :

 در بعضي از چوب‏ها پارانشيم‏هاي گردآوندي كاملا كشيده شده و به هم مي‏پيوندند و گاهي به صورت نوارهاي نامنظمي كه آوندها را در برگرفته ديده مي‏شوند . اين پارانشيم‏ها را پارانشيم گردآوندي بال دار پيوسته مي‏نامند .

 12 ـ 19 ـ فراواني پارانشيم‏ها :

 در همه چوب‏ها فراواني پارانشيم‏ها يكسان نيست و معمولا به سه حالت زير تقسيم مي‏شوند :

 1 ـ پارانشيم كمياب : ( از 5 تا 10 درصد حجم چوب )

 2 ـ پارانشيم ميانه : ( از 0 تا 20 درصد حجم چوب )

 3 ـ پارانشيم فراوان : ( بيشتر از 20 درصد حجم چوب )

 12 ـ 20 ـ ميزان درصد پارانشيم‏هاي چوبي :

 پارانشيم‏هاي چوبي از نظر محتويات داخلي به سه صورت زير ملاحظه مي‏شوند :

 12 ـ 22 ـ پارانشيم‏هاي خالي :

 داراي كريستال‏هاي مختلف و غالبأ اواكسالات كلسيم .

 پارانشيم‏هاي داراي مواد مختلف

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:34  توسط صالح نظری  | 

  13 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوازدهم

 13 ـ 1 ـ چوب آغاز :

 به قسمتي از بافت چوب اوايل دوره رويش ( به خصوص در چوب‏هاي مناطق سردسير و معتدله ) ناميده مي‏شود كه نسبت به چوب فصول بعد , بافت آن درشت‏تر است .

 13 ـ 2 ـ چوب پايان :

 به قسمتي از بافت چوبي اواخر دوره رويش ( لايه‏هاي آخر چوب تابستاني ) ناميده مي‏شود كه معمولا بافت آن نسبت به قسمت‏هاي ديگر چوب تشكيل شده در دوره رويش ريزتر است .

 13 ـ 3 ـ چوب بهاره

 در فصل بهار در مناطق معتدله و سردسر كه رويش درختان سريع‏تر است چوب نسبتأ شل بافتي تشكيل مي‏شود كه عناصر آن نسبتأ درشت است . اين قسمت در بعضي از چوب‏ها كاملا مشخص بوده و به رنگ روشن‏تر از ساير نواحي چوب ديده مي‏شود و آن را چوب بهاره گويند .

 13 ـ 4 ـ چوب تابستانه :

 در فصل تابستان كه به تدريج سرعت رشد كمتر مي‏شود بافت چوبي متراكم‏تري با عناصر چوبي ريزتر تشكيل مي‏شود . در بعضي از چوب‏ها اين قسمت كاملا مشخص بوده و رنگ آن از چوب بهاره تيره‏تر است . اين قسمت را چوب تابستانه مي‏نامند .

 13 ـ 5 ـ نسبت چوب تابستانه

 در چوب ناهمگن عبارتست از نسبت پهناي تابستانه به پهناي كل لايه چوب ساليانه .

 13 ـ 6 ـ چوب پاييزه

 اصطلاحي است كه به چوب تابستانه و قسمت متراكم‏تر چوب اواخر دوره رويش اطلاق مي‏شود .

 يادآوري : در اصطلاح چوب‏شناسي گاهي چوب تابستانه خوب پاييزه را اشتباهأ به جاي هم به كار مي‏برند .

 13 ـ 7 ـ چوب‏هاي چند دايره‏اي :

 به چوب‏هايي گفته مي‏شود كه در يك دوره رويش كامل ساليانه آنها به علل بيولوژيكي چند حلقه رويش مشخص به وجود آمده باشد .

 13 ـ 8 ـ حد چوب بهاره و تابستانه :

 در بعضي از چوب‏ها پيشرفت رويش از چوب بهاره تا تابستانه تدريجي است و حد مشخصي ديده نمي‏شود ولي در بعضي ديگر اين چوب بهاره و تابستانه توقف محسوسي به نظر مي‏رسد كه آن را حد چوب بهاره و تابستانه گويند .

 13 ـ 9 ـ حد رويش :

 به حد فاصله بين دو حلقه رويش ساليانه ( در چوب‏هاي مناطق معتدله و سرد ) يا دو ناحيه رويش ( در چوب‏هاي نواحي گرمسيري ) گفته مي‏شود .

 13 ـ 10 ـ حدود رويش صاف :

 حدود رويشي است كه به طور منظم و منحني صاف روئيده است .

 13 ـ 11 ـ حدود رويش موج‏دار :

 حدود رويشي است كه به طور نامنظم و موج‏دار روئيده باشد .

 13 ـ 12 ـ حلقه رويشي

 13 ـ 13 ـ حلقه رويش بريده ( ناتمام :)

 در بعضي از گياهان چوبي كهن سال كه در دوره زندگي آنها احتمالا بعضي از قسمت‏هاي پوست و كامبيون به علل مختلف آسيبي مي‏بيند در همان قسمت به علت ضايعه كامبيوم فعاليت رويشي گياه به طور موضعي متوقف مي‏شود ولي در سال‏هاي بعد فعاليت بافت كامبيوم مجاور سبب مي‏شود كه روي قسمت آسيب ديده پوشيده و رويش قطري ساقه گياه به حال عادي برگردد .

 در برش عرض چنين گياهان حلقه‏هاي رويش ناتمام يا بريده به نظر مي‏رسد .

 13 ـ 14 ـ حلقه‏هاي رويش ساليانه ( دواير ساليانه :)

 در چوب‏هاي نواحي معتدله و  سرد سيري كره زمين چوب هر سال به صورت پوششي در روي پوشش‏هاي قبلي مي‏رويد . برش عرضي هر يك از اين پوشش‏هاي چوبي را حلقه رويش ساليانه مي‏نامند .

 13 ـ 15 ـ حلقه رويش نادرست ( دايره نادرست :)

 در بعضي از گياهان چوبي كه در يك دوره رويش به علل مختلف مانند كمبود آب , آتش سوزي ناگهاني , اثر بادهاي گرم , حمله شديد آفات و غيره رشد گياه براي مدتي متوقف شده و دو مرتبه پس از برطرف شدن آن علت رشد گياه از سر گرفته مي‏شود ممكن است در يك دوره رويش دو يا چند حلقه رويش مشخص به وجود آيد كه آنها حلقه رويش نادرست مي‏نامند .

 13 ـ 16 ـ پهناي حلقه رويش ساليانه :

 به پهناي برش عرضي پوشش چوبي يك ساله در بين دو حد رويش اطلاق مي‏شود كه معمولا در چهار جهت اصلي شمال , جنوب , مشرق و مغرب اندازه‏گيري شده و ميانگين آنها به حساب مي‏آيد .

 13 ـ 17 ـ دايره ساليانه :

 رجوع شود به حلقه رويش ساليانه

 13 ـ 18 ـ دايره نادرست :

 رجوع شود به حلقه نادرست .

 13 ـ 19 ـ دواير بريده ( حلقه رويش بريده :)

 در بعضي از چوب‏ها به علل مختلف از قبيل يك طرفه بودن تاج درخت ـ يك طرفه بودن ريشه درخت ـ و يا ديگر شرايط نامساعد رويش ممكن است بعضي از حلقه‏هاي رويش به طور كامل ساخته نشود اين قبيل حلقه رويش كه به خصوص در روي برش عرضي چوب به وسيله ميكروسكپ به خوبي نمايان مي‏شوند دايره بريده يا حلقه رويش بريده مي‏نامند .

 13 ـ 20 ـ دوره رويش :

 به عمر درخت از آغاز رويش تا روز آزمايش دوره رويش گفته مي‏شود .

 13 ـ 21 ـ دوره رويش ساليانه :

 به قسمتي از چوب درخت كه در ظرف يك دوره يك ساله رويش تشكيل شده است : اطلاق مي‏شود .

 13 ـ 22 ـ دوره كلي رويش :

 در گياهان چوبي اصطلاحأ به كليه پوشش‏هاي چوبي كه در دوره زندگي گياه از زمان تنديدن ( جوانه زدن ) دانه تا زمان افكندن درخت تشكيل شده است اطلاق مي‏شود .

 13 ـ 23 ـ رويش اوليه چوب :

 به بافت‏هايي اطلاق مي‏شود كه در سال اول رويش گياه به وسيله ياخته‏هايي مريستمي ساخته مي‏شود .

 13 ـ 24 ـ رويش ساليانه چوب :

 به بافت چوبي اطلاق مي‏شود كه به خصوص در گياهان سرد سيري و معتدله در ظرف يك دوره رويش كه معمولا يك سال طول مي‏كشد به وجود مي‏آيد .

 13 ـ 25 ـ لايه رويش ( ناحيه رويشي :)

 مقدار چوبي است كه در يك دوره رويش تشكيل شده است .

 13 ـ 26 ـ لايه رويشي ساليانه :

 لايه رويشي در چوب‏هاي مناطق معتدله .

 13 ـ 27 ـ درهم روئي ( لوپ :)

 رويش نامنظم تنه به شكل گرد و رويه صافي كه چوب درهم تار را تشكيل مي‏دهد .

 13 ـ 28 ـ ناحيه رويش :

 در چوب‏هاي مناطق گرم‏سيري كه رويش تقريبأ مداوم بوده و استراحت درختان غالبأ مربوط به تغيير فصول بارندگي است هر سال يك حلقه رويش معيني تشكيل نمي‏شود بلكه در فواصل زمان‏هاي مشخص يك حلقه رويش تشكيل مي‏شود و آن را به اصطلاح ناحيه رويش مي‏نامند .

 13 ـ 29 ـ يك دوره رويش :

 عبارت از پوشش چوبي است كه از فصل آغاز فعاليت كامبيوم پس از استراحت كافي , تا آغاز دوره استراحت بعدي گياه توليد مي‏شود .

 يادآوري 1: دوره رويش در بسياري از گياهان مناطق سردسيري و معتدله ساليانه مي‏باشد ولي در اغلب گياهان مناطق گرم‏سيري به پديده‏هاي ديگرجوي از جمله بارندگي مربوط مي‏باشد .

 13 ـ 30 ـ بافت التيامي :

 عبارتست از قسمتي از چوب و پوست با هم روئيده كه در اثر رويش لبه‏هاي پوست روي محل زخم را مي‏پوشاند .

 13 ـ 31 ـ بافت زايا ـ ( كامبيوم :)

 بافتي است كه در گياهان چوبي از سال دوم رويش در بين بافت‏هاي آوندي و آبكشي به وجود مي‏آيد و به تدريج به طرف داخل ساقه , بافت چوبي و به طرف خارج ساقه , بافت آبكشي را مي‏سازد .

 13 ـ 32 ـ چوبي بي‏برون چوب :

 چوبي است كه پوست و برون چوب آن جدا شده باشد .

 13 ـ 33 ـ چوبدل :

 قسمت مركزي تنه كه شامل مغز و شاخه‏ها و لايه‏هاي رويشي مجاور آن مي‏باشد .

 13 ـ 34 ـ درون پوست :

 به چوب قسمت مركزي ساقه و شاخه‏هاي درخت گفته مي‏شود كه فعاليت فيزيولژيكي آن تقريبأ از بين رفته است و رنگ و خواص اين قسمت در عده‏اي چوب‏ها با رنگ و خواص برون تفاوت دارد .

 13 ـ 35 ـ درون چوبي بروني :

 حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب برون ملاحظه مي‏شود .

 13 ـ 36 ـ درون چوب سرخ :

 درون چوب نادرست به رنگ قرمز كدر مي‏باشد كه به خصوص در چوب راش به وجود مي‏آيد و خواص آن با چوب سالم راش بسيار تفاوت پيدا مي‏كند .

 13 ـ 37 ـ درون چوب مشخص :

 هرگاه رنگ درون چوب با برون چوب اختلاف داشته باشد ـ آن را درون چوب مشخص مي‏نامند .

 13 ـ 38 ـ درون چوب نادرست :

 در عده‏اي از چوب‏ها كه ذاتأ درون چوب مشخص تشكيل نمي‏شود گاهي در اثر عوامل مختلف رنگ و خواص قسمت مركزي ساقه درخت با برون چوب اختلاف پيدا مي‏كند ولي حدود اين قبيل درون چوب معمولا نامنظم است اينگونه درون چوب را درون چوب نادرست مي‏نامند .

 13 ـ 39 ـ لايه مولده داخلي :

 اصطلاحي است براي طبقه زاياي كامبيوم كه در استوانه مركزي بين دسته‏هاي چوبي و آبكشي به وجود مي‏آيد .

 13 ـ 40 ـ ماهدرون

 حالت غير طبيعي است كه در داخل چوب درون يك حلقه رويش ساليانه كامل يا ناقص با رنگ و خواص چوب درون ملاحظه مي‏شود .

 13 ـ 41 ـ مغز :

 قسمت محوري ساقه و شاخه‏ها با قطر كم كه داراي بافت ويژه‏ايست كه با ساختمان چوب اختلاف دارد .

 13 ـ 42 ـ نهان مغز :

 عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان نباشد .

 13 ـ 43 ـ مغز ساقه :

 به قسمت دروني ساقه گفته مي‏شود كه معمولا از ياخته‏هاي پارانشيمي نامنظم و جدار نازك تشكيل شده است و در بسياري از گياهان چوبي به تدريج از بين رفته و جاي آن را بافت چوبي فرامي‏گيرد .

 13 ـ 44 ـ چوب فشاري :

 عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت دروني محل انحناي ساقه , شاخه‏ها يا ريشه سوزني برگان به وجود مي‏آيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا ( از نظر ماكروسكپي ) بدون گوشه يا گرد بودن برش عرضي جدار تراكئيدها وجود مئا ( يا فضاي بين ياخته‏اي ) در بين تراكئيدها , بزرگي زاويه بين فيبريلهاس و جهت محور طولي ياخته , وجود گيسختگي‏هاي مارپيچي موازي با جهت ميكروفيبريل‏ها , كوتاه بودن نسبي تراكئيدها ( از نظر ميكروسكپي ) و افزوني مقدار لينگين در جدار تراكئيدها نسبت به تراكئيدهاي سالم ( از نظر شيميايي ) مقاومت چوب فشاري كمتر از چوب معمولي است .

 13 ـ 45 ـ چوب كششي :

 عبارتست از حالت غير طبيعي چوب كه معمولا در قسمت بيروني محل انحناي ساقه , شاخه يا ريشه پهن برگلن به وجود مي‏آيد . از مشخصات آن وجود برون مركزي در محل انحنا پديدار شدن نوعي درخشندگي نقره‏اي در چوب‏هايي كه داراي درون چوب مشخص هستند به خصوص در برش‏هاي طولي ( از نظر ماكروسكپي .)

 ژلاتيني شدن جدار فيبرها و پيدايش خطوط مارپيچي در جدار بعضي از فيبرهاش ( از نظر ميكروسكپي ) ـ كمبود ليگنين و افزايش نسبي سلولز در جدار ياخته‏ها . مقاومت چوب كششي در برابر خمش استاتيك كمتر از چوب معمولي است .

 13 ـ 46 ـ چوب واكنشي :

 در اصطلاح چوب‏شناسي به يك نوع ساختمان غيرطبيعي چوب اطلاق مي‏شود كه در اثر عاملي در محل‏هاي خم شده ريشه ـ ساقه يا شاخه‏ها به وجود آمده باشد ( چوب واكنشي در سوزني برگان چوب فشاري و در پهن برگان چوب كششي مي‏نامند .)

 13 ـ 47 ـ چوب همگن :

 عبارت از چوبي است كه در آن ساختمان و خواص چوب بهاره و تابستانه با يكديگر اختلاف زيادي ندارند و لايه‏هاي رويش آن خوب مشخص نيستند .

 13 ـ 48 ـ چوب ناهمگن :

 چوبي است كه ساختمان و خواص چوب بهاره آن با چوب تابستانه اختلاف زيادي دارد و اين امر سبب مشخص شدن حد لايه‏هاي رويش مي‏باشد .

  14 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل سيزدهم

 14 ـ 1 ـ رنگ‏ها :

 عبارتست از نام‏هاي تجارتي و آزمايشگاهي رنگ‏هايي كه در برش‏هاي ميكروسكپي چوب‏شناسي معمولا به كار برده مي‏شوند .

 14 ـ 2 ـ رنگ‏آميزي :

 عبارتست از رنگ كردن برش‏هاي ميكروسكپي چوبي و گياهي جهت بهتر نمايان شدن بافت‏هاي آن .

 14 ـ 3 ـ باز بافت :

 اين اصطلاح را كساني كه به رنگ كردن چوب مي‏پردازند به كار مي‏برند . در بعضي از چوب‏ها كه داراي آوندهاي درشت و يا داراي بخش روزنه‏اي هستند , به‏طوري‏كه آوندهاي آنها ( به ويژه آوندهاي بهاره ) با چشم غير مسلح ديده مي‏شود ( مانند چوب‏هاي بلند مازو ـ ملج ـ گردو ـ زبان گنجشك و غيره ) بايستي خلل و فرج آن قبل از رنگ كردن , توسط ماده‏اي ( بتونه ) پر شود اين اصطلاح را بازبافت گويند .

 14 ـ 4 ـ رنگ‏هاي آبي :

 عبارتند از : آبي آسترا (Astrblue) آبي آني لين (Anilinblue) آبي راين (Rosorcinblue) آبي سودان (Sudan Blue) آبي رزورسين (Rine Blue) آبي متيلين (Metylenblue)

 14 ـ 5 ـ رنگ‏هاي بنفش :

 عبارتند از : بنفش بلوري (Kitidysllviolet) بنفش ژان سيان (Gen cian vilet)

 14 ـ 6 ـ رنگ‏هاي زرد :

 عبارتند از : اورامين (Auramin) پيكرين (piktin) زرد مارتيوس (martiusyellow) اسيد پيكريك (pikrik acid)

 14 ـ 7 ـ رنگ‏هاي قرمز :

 عبارتند از :

 14 ـ 8 ـ رنگ‏هاي قرمز :

 عبارتند از :

 فوكسين (Fuksin) قرمز كنگو (Con Gort) هماتوكسيلين (Hematxylin) كارمن (Carmin) زافرائين (Safurin.)

 14 ـ 9 ـ رنگ‏هاي نارنجي :

 عبارتند از :

 كروسئين براق (Brillout crocien) تغنين (Thion) باري تاچ (Buri tuoch) اورسئين (Orcein) آيزن آلوم (Eisen aluem)

 14 ـ 10 ـ رنگ‏هاي سبز :

 عبارتند از :

 سبزمالا خيت (Mslsvhiy gun) سبز روشن (Richturm) سبز متيل0() سبز براق (Brillout Gun)

 14 ـ 11 ـ مواد ثابت كننده ( فيكساتورها )

 14 ـ 12 ـ ثابت كردن بافت‏هاي چوب :

 چون قسمتي از چوب از ياخته‏هاي زنده تشكيل شده است و ممكن است در حين بررسي‏هاي ميكروسكپي تغييراتي پيدا كند . قبل از انجام بررسي برش‏هاي چوب را به وسيله محلول‏هاي ثابت كننده درحالتي كه هست ثابت مي‏كند و اين عمل را ثابت كردن ( فيكساسيون ) چوب مي‏نامند .

 14 ـ 13 ـ پارافين :

 پارافين ماده‏ايست كه بيشتر در برش برداري‏هاي سري و مداوم به كار برده مي‏شود .

 14 ـ 14 ـ محلول‏هاي فيكاسيون ( محلول ثبوت )

 محلول‏هاي بسيار مختلفي هستند كه بسته پرورش كار آزمايشگاه‏هاي   و تجربه دانشمندان از آنها براي ثابت كردن بافت‏هاي چوبي استفاده مي‏شود مهم‏ترين انواع محلول‏هاي فيكاسيون عبارتند از :

 14 ـ 15 ـ پولي انيلين گليگل (Polyethlen Glycole)

 اين ماده در امريكا به نام Carbova در انگلستان به نام Aauax و در آلمان به نام خيستوواكس Histowchs ناميده مي‏شود .

 اين ماده با سختي‏هاي مختلف تهيه مي‏شود و بيشتر براي برش برداري  از بافت‏هاي ناهمگن مانند پوست درختان و غيره مورد استفاده قرار مي‏گيرد . استفاده از اين ماده روش مخصوصي دارد ( براي توضيح به دروش چوب‏شناسي رجوع شود .)

 14 ـ 16 ـ سلوئيدين (Celloidin:)

 سلوئيدن‏در چوب‏شناسي خيلي كم مورد استفاده قرار مي‏گيرد .

 14 ـ 17 ـ گليسرين :

 گليسرين ماده‏ايست كه براي تهيه برش‏هاي ميكروسكپي از آن استفاده مي‏شود .

 14 ـ 18 ـ محلول استيو (Stieve:)

 محلول استيو تشكيل شده از :

 سوبليمات محلول در آب 76 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين 40 درصد 20 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 11 سانتي‏متر مكعب

 محلول با مخلوط هايدن‏هاين وسوزا (susa ,Heidenhain) تشكيل شده از :

 سوبليمات 4/5 گرم

 نمك طعام 0/6 گرم

 اسيد استيك 4 سانتي‏متر مكعب

 آب مقطر 80 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين %40   20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 19 ـ محلول بويين (Bouin:)

 اين محلول تشكيل شده از :

 محلول اسيد پيكريت %1 در آب 15 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين %4   5 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 1 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 20 ـ محلول رلي (Relly:)

 محلول رلي تشكيل شده از :

 بي‏كربنات پتاسيم 200 گرم

 آب مقطر 100 گرم

 فرمالين%4 5 گرم

 14 ـ 21 ـ محلول ريگادو (Regaud)

 محلول ريگادو تشكيل شده از :

 محلول بي‏كربنات پتاسيم %3   80 سانتي‏متر مكعب

 محلول فرمالين %4 خنثي 20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 22 ـ محلول فرمالين (Formalin:)

 محلول فرمالين تشكيل شده از :

 فرمالين %4   10 سانتي‏متر مكعب

 آب مقطر 100 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 23 ـ محلول زنكن (Zenken:)

 محلول زنكن تشكيل شده از :

 سوبليمات 5 گرم

 بيكرمات پتاسيم 2/5 گرم

 كريستال سولفات سديم 1 گرم

 آب مقطر 100 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 5 سانتي‏متر مكعب ( كه بلافاصله قبل از استعمال اضافه مي‏شود )

 14 ـ 24 ـ محلول فرمالين و الكل (Formalin alkoleh:)

 محلول فرمالين و الكل تشكيل شده از :

 فرمالين %4    10  سانتي‏متر مكعب

 الكل %4   20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 25 ـ محلول فرمالين و سوبليمات (Soblimat - Formalin:)

 محلول فرمالين و سوبليمات تشكيل شده از :

 سوبليمات 4/5 گرم

 كلرات پتاسيم 5 گرم

 آب مقطر 80 سانتي‏متر مكعب

 فرمالين 20 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 26 ـ محلول فلمينگ (Flemining:)

 سه نوع از محلول فلمينگ به شرح زير ساخته و به كار برده مي‏شود .

 3 ـ 1 ـ محلول غليظ

 اسيد كرميك %1   15  سانتي‏متر مكعب

 اسيد اسميموم  %2   4 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك %1

 14 ـ 27 ـ محلول قوي كه خود از دو قسمت تشكيل شده :

 قسمت اول :

 اسيد كرميك  %1   40 گرم

 آب مقطر  40 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 10 گرم

 قسمت دوم :

 اسيد استيك 2 گرم

 محلول اسيد كرميك %2   100 گرم

 قسمت دوم را بايد در شيشه قهوه‏اي رنگ نگهداري كرد و هنگام استعمال هر دو قسمت را به نسبت مساوي با هم مخلوط نمود .

 14 ـ 28 ـ محلول كارنوي (Carnoy:)

 اين محلول تشكيل شده از :

 الكل مطلق 60 سانتي‏متر مكعب

 كلرو فرم 30 سانتي‏متر مكعب

 اسيد استيك 10 سانتي‏متر مكعب

 14 ـ 29 ـ محلول مولر (Muller:)

 محلول مولر تشكيل شده از :

 بي‏كربنات دوپتاس 2/5 گرم

 كريستال سولفات سديم 1 گرم

 آب مقطر 100 گرم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:33  توسط صالح نظری  | 

2 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل اول

2- 1- استوانه مركزي

 قسمتي از ساقه گياهان چوبي است كه پوست آنرا احاطه كرده است ( از بافت را يا تا مغز ساقه ) ـ در ساقه‏هاي يكساله ـ اين قسمت شامل بافت‏هاي آوندي ـ آبكشي ـ بافت‏هاي پارانشيمي ـ و مغز مي‏باشد .

 2 ـ 2 ـ بررسي ماكروسكپي چوب :

 عبارتست از بررسي چوب از نظر ديد ظاهري يا به وسيله يك ذره‏بين كه بزرگ‏نمايي آن از 10 برابر بزرگتر نباشد .

 2 ـ 3 ـ بررسي ميكروسكپي چوب :

 هرگاه از چوب‏ها به وسايل مختلف برش‏هاي نازك و قابل عبور نور, موقتي يا دائمي تهيه كرده و آن را به وسيله ميكروسكپ مورد مطالعه قرار دهند , اين عمل را بررسي ميكروسكپي چوب مي‏نامند .

 2 ـ 4 ـ برش شعاعي :

 عبارتست از برشي كه در امتداد قطر يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد . برش شعاعي معمولا در ساقه‏هايي كه رويش آنها عادي باشد ـ از مغز ساقه مي‏گذرد .

 2 ـ 5 ـ برش شعاعي نادرست :

 عبارتست از برش شعاعي كه كاملا در امتداد موازي با پره‏چوبي نباشد .

 2 ـ 6 ـ برش عرضي چوب :

 عبارت است از برشي عمود بر محور ساقه درخت .

 2 ـ 7 ـ برش مايل :

 عبارتست از برشي كه امتداد معيني نداشته باشد .

 2 ـ 8 ـ برش مماسي :

 عبارت است از برشي كه عمود بر شعاع برش عرض درخت باشد . اين برش در نزديكي پوست ـ مماس واقعي است و هرچه به طرف مغز ساقه نزديكتر مي‏شويم رفته رفته به برش شعاعي نزديك مي‏شود .

 2 ـ 9 ـ برش‏هاي دائمي چوب :

 به برش‏هايي گفته مي‏شود كه با وسائل دقيق و با روش‏هاي علمي صحيح طوري تهيه مي‏شود كه بتوان تا مدت‏هاي مديدي از آنها در بررسي‏ميكروسكپي استفاده نمود .

 2 ـ 10 ـ برش‏هاي موقتي :

 به برش‏هايي گفته مي‏شود كه با وسائل ساده جهت بررسي‏هاي فوري و موقتي تهيه مي‏شود .

 2 ـ 11 ـ برون چوب ( چوب برون :)

 به قسمتي از لايه‏هاي تازه ساخته شده چوب درخت كه بلافاصله زير پوست قرار گرفته است , گفته مي‏شود . فعاليت فيزيولوژيكي درخت در آن قسمت هنوز ادامه دارد .

 در عده‏اي از چوب‏ها رنگ آن روشن‏تر از رنگ قسمت مركزي ساقه درخت مي‏باشد . مانند چوب گردو و توت .

 2 ـ 12 ـ برون مركزي :

 در بعضي از چوب‏ها به علل مختلف , حلقه‏هاي رويش ساليانه كاملا متحدالمركز نبوده و به‏طور نامنظم مي‏باشد . بدين ترتيب مغز ساقه در وسط قرار نگرفته به يك طرف متمايل مي‏شود اين حالت را برون مركزي مي‏نامند .

 2 ـ 13 ـ بلندي عناصر تشكيل دهنده ( سازه‏ها ) چوب :

 بلندي عناصر معمولا يا در روي برش‏هاي مماسي و شعاعي و يا پس از تجزيه عناصر چوب به وسيله مواد شيميايي در روي هريك از تك تك عناصر بر حسب ميكرون اندازه‏گيري مي‏شوند . عناصر تشكيل دهنده چوب بر حسب بلندي به سه گروه كوتاه ( كوتاه‏تر از 350 ميكرون ) ـ ميانه ( بين 350 تا 800 ميكرون ) و بلندتر از 800 ميكرون تقسيم مي‏شوند .

 2 ـ 14 ـ بوي چوب :

 عده‏اي از چوب‏ها به علت دارا بودن مواد شيميايي مخصوص در تركيب خود , داراي بوي مخصوص هستند كه به شناسائي آنها كمك مي‏كند .

 2 ـ 15 ـ پاره مغز :

 عبارت از چوبي است كه فقط اثري از مغز درخت در برش طولي آن نمايان باشد .

 2 ـ 16 ـ پريسيكل :

 در برش عرضي ساقه و ريشه گياهان چوبي , در سال اول رويش , بين درون پوست ( آندودرم ) و بافت‏هاي آوندي ( چوبي و آبكشي ,) در اولين لايه‏هاي استوانه مركزي چند لايه از ياخته‏هاي پارانشيمي هم‏شكل و نسبتأ منظم وجود دارد كه بافت‏هاي , آوندي را مانند حلقه‏اي احاطه نموده است . اين لايه‏ها را پريسيكل مي‏نامند .

 2 ـ 17 ـ پيلدا مغز :

 عبارت از قطعه چوبي است كه در تمام يا قسمتي از برش طول آن مغز درخت نمايان باشد .

 2 ـ 18 ـ تشخيص چوب :

 تعيين و نام‏گذاري عادي گونه چوب و برحسب مشخصات ساختماني آن .

 2 ـ 19 ـ تغييرات كيفي چوب :

 با وجود اين‏كه گياهان چوبي را از نظر شباهتي كه نسبت به هم دارند در علم سيستماتيك گياهي به دسته ـ شعبه ـ تيره ـ جنس ـ گونه و واريته‏هاي مختلف طبقه‏بندي مي‏كنند ولي هرگز چوب 2 فرد از يك گونه گياه چوبي از نظر كيفي كاملا مساوي نيستند و حتي كيفيت چوب قسمت‏هاي مختلف يك فرد گياه چوبي نيز از ريشه , ساقه تا شاخه‏ها و از مغز تا پوست با هم اختلاف دارند .

 اين اختلافات را كه ناشي از تأثير عوامل مختلف ژنتيكي و محيط رويش در روي چوب‏ها مي‏باشد تغييرات كيفي چوب مي‏نامند .

 2 ـ 20 ـ جوانه :

 معمولا به برجستگي كوچكي از انتهاي ساقه يا شاخه‏ها ناميده مي‏شود كه از رويش آن ساقه ـ شاخه ـ برگ ـ يا گل و ميوه ظاهر مي‏گردد ( جوانه‏ها را در گياه‏شناسي از چند نظر طبقه‏بندي مي‏كنند ـ از جمله از نظر شكل ظاهري پوشش ـ طرز قرار گرفتن برگ در داخل جوانه ـ از نظر توليد ساقه يا گل و ميوه و بالاخره جوانه‏هاي مخصوص مانند دارد ـ لومبارد و گورمان و غيره ـ ( رجوع شود به دانش گياه شناسي .)

 2 ـ 21 ـ جوش :

 قسمتي از تنه است كه به طور نامنظم و برجسته روئيده باشد , الياف اين چوب به طور نامنظم در اطراف محور درخت قرار گرفته‏اند و در برش جوانه‏ها و شاخه‏هاي كوچك كيسه‏هاي گرد كوچكي به رنگ تيره‏تر ديده مي‏شود .

 2 ـ 22 ـ چوب :

 ماده‏ايست كه در ساقه , ريشه و شاخه گياهان چوبي تشكيل مي‏شود و در علم چوب‏شناسي قسمتي از ساقه درخت را كه از بافت زايا تا مغز ساقه قرار گرفته است , چوب مي‏نامند .

 2 ـ 23 ـ چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي :

 چوب معمولا سخت است و با وسايل معمولي نمي‏توان از آن برش‏هاي نازك ميكروسكپي تهيه نمود براي اين كار چوب را مدتي در آب يا محلول‏هاي مناسب سرد يا گرم نگهداري كرده يا مي‏پزند كه نرم شده و قابل برش برداري با ميكروتوم بشود در اين صورت مي‏گويند چوب آماده براي بررسي ميكروسكپي است .

 2 ـ 24 ـ چوب جوان :

 در بسياري از گونه‏هاي چوبي بافت چوبي تشكيل شده كه در چند سال اول زندگي گياه از نظر ساختمان به اندازه ابعاد ياخته‏هاي تشكيل دهنده نسبت به چوب تشكيل شده در دوره‏هاي بعد اختلاف دارد و آن را چوب جوان مي‏نامند .

 2 ـ 25 ـ چوب سبز :

 اصطلاحي است كه به چوب تازه بريده شده ناميده مي‏شود .

 2 ـ 26 ـ چوب‏شناسي :

 علمي است كه درباره ساختمان , عناصر تشكيل دهنده , شيوه رويش , خواص فيزيكي , مكانيكي , تكنولژيكي ,شيميايي ، معايب چوب ,  و موارد استعمال آنها گفتگو مي‏كند .

 2 ـ 27 ـ چوب مماسي :

 عبارتست از برش مماسي چوب‏ها .

 2 ـ 28 ـ چشمك چوب :

 در اصطلاح نجاري به برش‏هاي چوبي در روي برش مماسي چوب گفته مي‏شود كه معمولا به شكل دوك‏هاي كشيده است . مانند چشمك در چوب راش ـ و بلند ـ مازو .

 2 ـ 29 ـ خواص ويژه :

 خواصي است كه مربوط به گونه درخت مي‏شود .

 2 ـ 30 ـ دوام طبيعي چوب :

 عبارت از ميزان مقاومتي است كه چوب‏ها در برابر قارچ‏ها و حشرات چوب خوار از خود نشان مي‏دهد . ميزان اين مقاومت با روش‏هاي مخصوص آزمايشگاهي و كشت قارچ‏ها روي چوب انجام مي‏شود .

 2 ـ 31 ـ رگه‏دار :

 در برش طولي چوب‏هايي كه داراي بخش روزنه‏اي هستند , به علت اختلاف درشتي بافت چوب بهاره و تابستانه نوارهاي كم و بيش پهني به نظر مي‏رسد اين چوب‏ها را اصطلاحأ چوب‏هاي رگه‏دار نامند .

 2 ـ 32 ـ رنگ چوب :

 هر يك از چوب‏ها داراي رنگ طبيعي مخصوص به خود مي‏باشد كه معمولا آن را نظرا و يا از روي شماره اطلس رنگ‏ها كه در آزمايشگاه‏هاي چوب‏شناسي وجود دارد تعيين مي‏كنند .

 2 ـ 33 ـ روش برش برداري يخ زده :

 گاهي براي ثابت كردن بافت‏هاي ناهمگن در بعضي چوب‏هاي شل بافت و يا پوست درختان , قبلا به طريقي باعث يخ بستن بافت‏هاي آن مي‏شوند تا بافت نسبتأ يكنواختي به دست آيد كه برش برداري از آن آسان‏تر باشد اين عمل را روش برش برداري يخ‏زده مي‏نامند .

 2 ـ 34 ـ ساختمان چوب :

 مجموعه خصوصيات ساختماني چوب .

 2 ـ 35 ـ شاخه :

 به انشعابات ساقه درختان گفته مي‏شود .

 2 ـ 36 ـ شماره چوب :

 عبارتست از شماره‏اي كه به محض ورود يك قطعه چوب به آزمايشگاه ـ جهت بررسي روي آن زده مي‏شود . اين شماره در تمام مراحل بررسي چوب نامبرده تا بايگاني آن تكرار مي‏شود

 2 ـ 37 ـ عدسي شطرنجي :

 عبارتست از يك عدسي چشمي كه داخل آن شيشه مدرج شطرنجي جهت اندازه‏گيري ميزان درصد بعضي از عناصر قرار داد .

 2 ـ 38 ـ عدسي چشمي مدرج :

 عبارتست از يك عدسي چشمي كه در داخل آن شيشه مدرجي كه داراي درجه‏بندي صفر تا 5 و گاهي صفر تا 10 مي‏باشد قرار دادند .

 يادآوري 1: سابقأ اين درجه‏بندي را روي خود عدسي چشمي انجام مي‏دادند .

 2 ـ 39 ـ عدسي چشمي يا ميزانتگراسيون :

 عبارتست از دستگاهي كه با روش آنتگرال‏گيري ميزان درصد هر يك از ناصر تشكيل دهنده چوب را مي‏توان با آن اندازه گرفت .

 2 ـ 40 ـ عناصر تشكيل دهنده چوب :

 ياخته‏ها و بافت‏هايي را كه چوب را تشكيل مي‏دهد ـ عناصر تشكيل دهنده چوب مي‏نامند .

 2 ـ 41 ـ عناصر ثانويه ( سازه‏هاي دومين :)

 بغير از عناصر اصلي تشكيل دهنده چوب مانند آوندها , فيبرها , پارانشيم‏هاي چوبي و پره‏هاي چوبي در پهن‏برگان , تراكئيدها , مجاري تراونده , پره‏هاي چوبي و پارانشيم‏هاي چوبي در سوزني برگان جهت شناسايي چوب‏ها , عناصر ديگري مورد استفاده قرار مي‏گيرد كه آنها را عناصر ثانويه ( سازه‏هاي دومين ) مي‏نامند .

 اين عناصر عبارتند از :

 1 ـ 2 ـ 41 ـ فسفر اسانس :

 پديده‏ايست كه در بعضي از چوب‏ها وجود دارد و در اثر آن رويه صيقلي شده چوب طبيعي درخشندگي مخصوصي نشان مي‏دهد .

 2 ـ 42 ـ كهن چوب

 قديمي‏ترين قسمت دروني چوب كه مربوط به لايه‏هاي قديمي بوده و داراي ياخته‏هاي زنده نمي‏باشد .

 2 ـ 43 ـ گونه :

 مجموعه درختاني كه داراي يك طرح چوبي مشابه باشند و معمولا جزئي از يك گونه‏ يا چند گونه نزديك بهم و يا جورهاي يك گونه محسوب مي‏شوند .

 2 ـ 44 ـ مقطع :

 عبارت است از برش عرضي عمود بر محور قطعه چوب و معمولا با تعيين پهنا و ضخامت قطعه چوب مشخص مي‏گردد .

 2 ـ 45 ـ منابع چوب :

 عبارتست از كليه جنگل‏ها اعم از طبيعي و كاشته شده و ساير انواع درختكاري‏ها كه هدف از ايجاد آنها بهره‏برداري از چوب آنها مي‏باشد .

 2 ـ 46 ـ ميدان ميكروسكپي :

 عبارتست از مساحتي كه با هر بزرگ نمايي معين در زير ميكروسكپ ديده مي‏شود .

 2 ـ 47 ـ نماي چوب :

 ديد ظاهري كه مربوط به ابعاد عناصر تشكيل دهنده چوب و مخصوصأ آوندها مي‏باشد .

 2 ـ 48 ـ نام خانوادگي چوب :

 در طبقه‏بندي گياهي ـ هر گياهي را در تيره‏اي طبقه‏بندي مي‏كنند . در علم چوب‏شناسي نيز نام تيره هر گياه را نام خانوادگي آن چوب در نظر مي‏گيرند كه طبق قرارداد بين‏المللي به زبان لاتين نوشته مي‏شود .

 2 ـ 49 ـ نام علمي چوب :

 هر چوب طبق قرارداد بين‏المللي داراي نام لاتيني كه از سه قسمت ( اسم جنس ـ اسم گونه ـ اسم نام‏گذار ) تشكيل مي‏شود .

 مانند سفيدار كه نام علمي آن Populus Alba Linn مي‏باشد .

 كه Populus اسم جنس , alba اسم گونه و Linn اسم نام‏گذار مي‏باشد .

 2 ـ 50 ـ نام فارسي چوب :

 هريك از چوب‏هاي ايران در نقاط مختلف داراي نام‏هاي متعدديست كه متداول‏ترين آنها بعنوان نام فارسي چوب انتخاب شده است ( رجوع شود به استاندارد نامهاي درختان جنگلي و دروس چوبشناسي و درخت‏شناسي .) چوبهاي خارجي نيز كه مصرف آنها در كشور ما متداول شده است رايج‏ترين نام تجارتي آنها را بعنوان نام فارسي آنها مي‏پذيرند .

 2 ـ 52 ـ نقش چوب :

 نقشي است كه در بعضي از چوب‏ها در اثر طرز مخصوص قرار گرفتن عناصر تشكيل دهنده چوب و يا وجود بي‏نظمي و رگه‏هاي رنگين به وجود مي‏آيد همه چوب‏هاي داراي نقش معيني هستند .

  3 ـ تعاريف و اصطلاحات فصل دوم ( پوست )

 3 ـ 1 ـ بشره : عبارتست از پوست بيروني ساقه يكساله گياهان چوبي .

 3 ـ 2 ـ پريدرم :

 از آغاز رويش سال دوم , در داخل پوست گياهان چوبي , يك لايه زاينده بنام فلوژن بوجود ميآيد كه از تقسيم ياخته‏هاي آن بطرف بيرون , بافت چوب پنبه‏اي و بطرف داخل بافت پارانشيمي ساخته مي‏شود . مجموعه اين بافت‏ها را پريدرم مي‏نامند .

 3 ـ 3 ـ پوست :

 قسمتي از ساقه‏است كه استوانه مركزي را احاطه كرده و از بيرون به داخل داراي سه قسمت مي‏باشد : پوست , بشره ـ برون پوست ـ و درون .

 در چوب‏شناسي , كليه بافت‏هايي را كه از بافت زايا به طرف خارج قرار گرفته‏اند , جزء پوست به شمار مي‏آورند .

 3 ـ 4 ـ پوست زنده ( ميان پوست :)

 عبارتست از لايه‏اي كه بين لايه‏هاي برون پوست ( با ياخته‏هاي نسبتأ منظم ) و لايه ياخته‏هاي درون پوست , قرار گرفته و ياخته‏هاي آن معمولا زنده و نسبتأ نامنظم مي‏باشد .

 3 ـ 5 ـ پوست مرده :

 به قسمتي از پوست ناميده مي‏شود كه ياخته‏هاي آن در اثر قطع ارتباط آنها با ياخته ديگر و نرسيدن مواد غذايي با آنها پروتوپلاسم و هسته خود را از دست داده و احيانأ چوب پنبه‏اي شده‏اند .

 3 ـ 6 ـ چوب پنبه :

 نوعي از بافت‏هاي گياهي است كه جدار ياخته‏هاي آن به ماده به نام Suberin آغشته شده و كم و بيش ضخيم مي‏باشد .

 3 ـ 7 ـ ريتيدوم :

 پس از آن‏كه ارتباط قسمت‏هايي از برون پوست به علت بشكل بافت‏هاي چوب‏پنبه‏اي با ياخته‏هاي زنده قطع شد , اين قسمت‏ها به شكل بافت‏هاي مرده درآمده و به صورت تكه‏هايي از درخت جدا مي‏شود . اين تكه‏ها را ريتيدوم مي‏نامند .

 3 ـ 8 ـ ميان پوست :

 قسمتي از پوست كه در داخل چوب قرار گرفته است .

 3 ـ 9 ـ ميان پوستي :

 در مواردي كه تنه دو درخت يا شاخه‏هاي نزديك به هم يك درخت فوق‏العاده به هم نزديك شده و به هم مي‏چسبند , قسمتي از بافت زاياي زير پوست چسبيده در اثر فشار , آسيب ديده و از فعاليت باز مي‏ايستد . ولي فعاليت بافت زاياي مجاور در ادامه رويش , روي بافت پوستي را پر كرده و ادامه مي‏يابد . در آن صورت قسمتي از پوست در داخل چوب باقي مي‏ماند كه در برش عرضي چوب ديده مي‏شود . اين پديده را ميان پوستي مي‏نامند . ميان پوستي ممكن است در اثر عوامل ديگري نيز مانند اثر منقار پرندگان يا فرورفتن سنگ در ضوست درخت و غيره به وجود ‏آيد . اين پديده در درختاني كه استعداد پيوند قرابتي دارند زياد ظاهر مي‏شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:31  توسط صالح نظری  | 

با سلام خدمت تمامی فعالان و دست اندرکاران صنعت چوب و کاغذ خسته نباشید، امیدوارم روزی فرا برسد که دست در دست هم شاهد ارتقای این صنعت باشیم و راه رسیدن به چنین روزی تعامل و همفکری با یکدیگر و دوری از دشمنی و کینه با یکدیگر است برای پیشرفت و پیشبرد اهداف نیاز به یکدل شدن می باشد و من میخواهم نقش کوچکی به عنوان یکی از اعضای خانواده صنایع چوب داشته باشم و از تمامی دوستان و تلاشگران این عرصه خواهشمندم نظرات خود را برای رسیدن به این هدف و ایجاد آینده ای روشن بیان کنند تا با پیدا کردن راهی مناسب برای همکاری با یکدیگر بتوانیم شاهد شکوفایی این صنعت باشیم لذا خواهشمندم که یاریم کنید به امید حق
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:18  توسط صالح نظری  | 

نگارش : صالح نظری

رنگبری خمیر کاغذ

جذب نور توسط خمیر کاغذ و رنگ آن عمدتاً از لیگنین موجود در آن است . برای رسیدن به میزان قابل قبولی از سفیدی ، بایستی لیگنین باقیمانده را از خمیر خارج کرد یا گوههای رنگساز آن را تا آنجا که ممکن است از بین برد . بنابراین ، برای سفید کردن خمیر کاغذ دو راه وجود دارد :

1-   خارج ساختن لیگنین ( حذف لیگنین )

2-   تغییر دادن لیگنین

رنگبری از طریق لیگنین زدایی که سبب سفید شدن دائمی کاغذ می شود را می توان در مورد خمیرهای شیمیایی انجام داد . این فرایند در چند مرحله و معمولاً به وسیله کلر ، دیوکسیدکلر ، اکسیژن و سایر ترکیب های رنگبر عملی می شود . به دلیل مشکلات زیست محیطی ، در طی چند سال آینده ، احتمالاً استفاده از گاز کلر برای رنگبری منسوخ خواهد شد و استفاده از دیوکسید کلر رونق خواهد یافت . اما در دراز مدت ، مواد شیمیایی فاقد کلر ( اکسیژن ، هیدروژن پروکسید و اوزون ) جای دیوکسید کلر را خواهد گرفت .

در عملیات رنگبری ، بر اثر انحلال و خروج مواد استخراجی چوب و نحذف آلودگی هایی از قبیل گردوغبار و ته مانده های پست درخت ، تمیزی خمیر کاغذ حاصل به مقدار زیادی افزایش می یابد . در مورد خمیرهای حل شونده ، هدف از رنگبری ، علاوه بر خارج ساختن لیگنین ، خرج ساختن همی سلولوزها نیز هست . در حالی که در مورد خمیرهای مورد استفاده برای کاغذ سازی ، بایستی از حل و از بین رفتن همی سلولوزها جلوگیری شود .

رنگبری با حفظ لیگنین ، معمولاً سفیدی متوسطی به کاغذ می دهد و در مورد خمیرهای مکانیکی و شیمیایی با بازده زیاد مناسب است . معمولی ترین مواد شیمیایی مورد استفاده در رنگبری با حفظ لیگنین عبارت است از دی تیونات سدیم و پروکسید هیدروژن .

 

رنگ بری با حذف لیگنین

سابقه تاریخی

کلر در سال 1774 توسط شیل کشف شد و خواص رنگبری آن در سال 1784 توسط بوتوله اعلام گردید . اما حدود یک قرن پس از این تاریخ تولید صنعتی کلر از طریق تجزیه الکترولیتی کلرید سدیم میسر شد و پس از آن ، مصرف کلر در صناایع مختلف رواج یافت . حدود پنجاه سال پس از این تاریخ ، مصرف کلر به عنوان رنگبر و سفید کننده در صنعت خمیر کاغذ آغاز شد . البته مصرف هیپوکلریت کلسیم و هیپوکلریت سدیم در سایر صنایع ، پیش از این تاریخ آز شد بود حدود بیست سال پس از کشف شیل ، تنانت دریافت که کلر با آهک خشک ترکیب می شود و گرد رنگبر تولید می کند . این بافته بیشتر از این نظر مهم بود که در مقایسه با گاز کلر ، حمل و نقل هیپوکلریت در کار با آن آسانتر بود . البته بعداً فناوری پیشرفت کرد و استفاده مستقیم از گاز کلر در صنایع نیز مسیر شد .

در اوایل دهه 1930 ، با پیشرفت در فناوری رنگبری ، رنگبری های چند مرحله ای شامل کلر ، استخراج قلیایی و سپس هیپوکلریت مسیر شد . روش رنگبری چند مرحله ای در مورد خمیر سولفیت نسبتاً موفقیت آمیز بود اما در مورد خمیر کرافت همراه با کاهش درجه بسپارش سلولوز و افت خواص مقاومتی خمیر بود .

با استفاده از دیوکسید کلر در رنگبری خمیر کرافت پس از سال 1940 ، تحول دیگری در رنگبری خمیر کاغذ رخ داد اگر چه توانایی دیوکسید کلر به عنوان یک عامل رنگبر سال ها قبل مشخص شده بود ف اما برای طراحی فرایندهای تولید صنعتی این ماده و کار با این گاز قابل انفجار و خورنده در کارخانه های خمیر و کاغذ به صورت ایمن و بی خطر به سال هاوقت نیاز بود . این نقطه آغاز رشد فراینده تولید خمیر کرافت رنگبری شده و کاهش تولید خمیر سولفیت بود .

نوآوری در فناوری ، سبب طراحی انواع جدید سیستم های رنگبری شد ؛ از قبیل رنگبری جابه جایی و رنگبری در فازگازی مزیت فرایندهای جدید این است که مواد شیمیایی رنگبر در خمیر نفوذ می کند که نتیجه آن ، زمان رنگبری کوتاه تر و غلظت بیشتر مواد جامد در مایعات مصرف شده رنگبری است . البته این موفقیت ها به اندازه موفقیت ها در پخت پیوسته نبوده و تعداد کارخانه های رنگبری نصب شده با استفاه از فناوری جدید اندک است .

در آغاز دهه 1970 ، فناوری رنگبری در آستانه تحول جدیدی قرار گرفت . بررسی ها نشان داده بود که در مایع مصرف شده واحدهای رنگبری ، ترکیب های آلی کلردار بسیار سمی وجود دارد .. در همین فاصله کشف شد که با استفاده از سیستم اکسیژن و قلیا می توان مقدار لیگنین خمیر را تا حد زیادی کاهش داد . پس از بررسی های آزمایشگاهی ، این فناوری به زودی در مقیاس صنعتی به کار رفت . امروزه معمولاً خمیر سفید نشده را از یک واکنشگاه اکسیژن عبور می دهند . پس از این مرحله لیگنین زدایی مقدماتی ( رنگبری با اکسیژن ) ، خمیر را وارد یک توالی رنگبری مناسب می کنند . اما مصرف کلر و سایر ترکیب های کلر دار رنگبر کمتر است . با پیشرفت و اصلاح روش های تجزیه ، تشخیص غلظت های بسار اندک مواد سمی کلردار در پاپ های رنگبری مسیر شد . پس از سال روش های تجزیه ، تشخیص غلظت های بسیار اندک مواد سمی کلردار در پاب های رنگبری مسیر شد . پس از سال 1980 ، با استفاده از این روش های حساس ، ترکیب های سمی کلردار از قبیل دیوکسین ها در سطح قسمت در میلیارد (ppb) حتی در کاغذد های تولید شده از خمیر رنگبری شده نیز کشف شد .

به دلیل نگرانی های زیست محیطی ، میزان مجاز تخلیه پاب های عملیات رنگبری و مقدار مجاز مواد آلی سمی موجود در آنها روز به روز کمتر می شود و در آینده ضوابط مربوط دشوارتر خواهد شد . با این وجود ، هنوز مصرف کلر و سایر ترکیب های کلردار رنگبر ادامه دارد و روش های رنگبری بدون مصرف کلر عنصری (ECF) یا بدون مصرف رنگبری های کلردار (TCF) هنوز نتوانسته اند جایگزین روشهای رنگبری فعلی شوند . در پاپ های رنگبری صدها ترکیب شناسایی شده است .

حتی اگر بعضی مواد از قبیل پروکسی استیک اسید و کلریک سدیم در مقیاس آزمایشگاهی به عنوان رنگبر و لیگنین زدا مصرف شوند ، در رنگبری صنعتی قابل مصرف نیستند . علاوه بر عوامل شیمیایی ، امکان استفاده از آنزیم ها و سایر کانالیزورهای بیولوژیکی از قبیل لیگنیازها نیز در رنگبری خمیر کاغذ مورد توجه قرار گرفته اند . از جمله موانعی که در مورد آنزیم ها وجود دارد ، دسترسی پذیری کم آنها و تمایل آنها به جذب در سطح الیاف است . بازیابی آنزیم ها نیز دشوار است و کار با آنها هزینه بیشتری دارد .

نگاه دیگری به رنگبری ، استفاده از آنزیم هایی است که پیوند بین لیگنین و پلی ساکاریدها را می شکنند . اگر یپوند بین لیگنین و کربوهیدرات ها در خمیر کاغذ سهم زیادی در رنگ خیمر داشته باشد ، این روش روشی ایده آل خوادهد بود . ثارت شده است که تیمار خمیر پهن برگان با مخلوط همی سلولازهای غنی از –B زایلاناز ، رنگبری خمیر را آسانتر می کند . اما معلوم نیست علت این امر شکستن پیوند لیگنین زایلان است یا عوامل دیگری در کار است . یک عیب این روش ، کاهش همی سلولوزها از جمله زایلان در خمیر است .

به جای آنزیم ها ، استفاده از کاتالیزورهای به اصطلاح بایومی متیک نیز در رنگبری پیشنهاد شده است . در این راستا ، با استفاده از هموگلوبین به عنوان یک حامل اکسیژن آزمایش هایی انجام شده است . اما در مقایسه با آنزیم ها ، این نوع روش ها جنبه کاربردی نخواهند یافت .

 

جنبه های عمومی رنگبری

اگرچه خارج ساختن لیگنین باقیمانده از خمیر با عوامل رنگبر به صورت گزیننده تر و مؤثرتر از پخت مسیر است ، اما عوامل رنگبر گران قیمت هستند و حذف عوامل آلوده کننده محیط زیست حاصل از رنگبری بسیار دشوار است . در نتیجه ضروری است لیگنین زدایی در مرحله پخت را تا آنجا که ممکن است ادامه داد اگر چه در این مورد نیز محدودیت هایی وجود دارد در مورد پخت کرافت سوزنی برگان ، نقطه قطع پخت مربوط به زمانی است که لیگنین باقیمانده در خمیر حدود 5% است . هنگامی که این خمیر در توالی عادی شامل رنگبری با کلر در اولین مرحله رنگبری می شود ، براساس یافته های گرانروی سنجی ، صرفاً اندکی وبسپارس سلولوز روی می دهد .

افت کربوهیدرات ها نیز متوسط است اما هنگامی که از مخلوط اکسیژن قلیا برای اولین مرحله لیگنین زدایی استفاده می شود ، در همان ابتدای کار افت شدید گرانروی روی می دهد در این مورد ، هم وابسپارش سلولوز و هم افت کربوهیدرات ها شدید است . به همین دلیل ، لیگنین زدایی با اکسیژن را نمی توان خیلی طولانی کرد . در مرحله لیگنین زدایی با اکسیژن ، حدود 50% لیگنین باقیمانده در خمیر رنگبری نشده را می توان خارج کرد . بقیه لیگنین را با سایر ترکیب های رنگبری باید از خمیر زدود .

مکانیسم عمل عوامل رنگبری تا حدی معلوم شده است . علاوه بر اکنش های شیمیایی ، فاکتورهای فیزیکی و مورفولوژیکی نیز نقش مهمی بر عهده دارند . بخش عمده دانش موجود درباره واکنش های شیمیایی ، به ویژه مکانیسم آنها ، مرهون کار با سیستم های ساده شده و ترکیب های مدل است . عقیده بر این است که ساختار ترکیب های مدل شبیه ساختار لیگنین باقیمانده در خمیر است . البته گاهی نتایج حاصل از این نوع مدل ها با مشاهدات تجربی در فرایندهای رنگبری تفاوت فاحش دارد .

به عنوان مثال ، بیشتر آزمایش های مدل در حالال های آلی انجام می شود ، در حالی که این آزمایش ها در محیط آبی ( شرایط واقعی رنگبری ) نتایج دیگری به دست می دهند . در سال های اخیر توجه زیادی به تعیین ساختار لیگنین باقیمانده شده است . بدون تردید ، آگاهی از ساختار تفصیلی لیگنین باقیمانده و ماهیت پیوند لیگنین کربوهیدرات ، به درک مکانیسم لیگنین زدایی و در نتیجه ، انتخاب بهترین شرایط رنگبری کمک می کند .

یک نمونه از تفاوت پاسخ عوامل رنگبر به خمیرهای سولفیت و کرافت      نشان داده شده است .

همانگونه که مشاهده می شود ، خارج ساختن لیگنین باقیماندهاز خمیر سولفیت آسان تر از خمیر کرافت است . این تفاوت پاسخ ، به ویژه در اولین مرحله رنگبری ( مرحله کلردار کردن ) آشکارتر است .

در حال حاضر ، این تفاوت ها را نمی توان به دقت توضیح داد . همین قدر می توان گفت که ساختار متراکم لیگنین کرافت و پیوند های عرضی آن با کربوهیدرات ها ، یک عامل مهم در این تفاوت به شمار می آید . در جریان خمیر سازی سولفیت ، ساختار لیگنین کمتر تغییر می کند و گروه های اسیدی قوی سولفونیک اسیدی وارد این ساختار می شود این گروه ها که در لیگنین باقیمانده خمیر رنگبری نشده نیز وجود دارند ، در همه گستره PH تفکیک می شوند و به آبدوستی خمیر در مرحله اسیدی کلردار کردن کمک می کنند . اما در خمیر گرافت ، تنها گروه های اسیدی ، گروه های هیدروکسیل فنولی و تعدادی گروه های کربوکسیل است که فقط در مرحله قلیایی تفکیک شده یونی می شوند و به این ترتیب به انحلال پذیری لیگنین کمک می کنند .

 

واکنش های لیگنین

کلروقلیا : واکنش های کلر با یک سوبسترای آلی از نوع یونی یا رادیکالی است . واکنش های لیگنین با ساختارهای آرماتیکی لیگنین عمدتاً از نوع استخلافی و اکسایشی و نیز تا حدی افزایشی به پیوندهای دوگانه شاخه های جانبی است . کلر و اجزای واکنش پذیر حاصل از آن الکتروندوست هستند و ترجیحاً به موضع های منفی حمله می کنند . چنین موضع های باردار بر اثر استخلاف ها به وجود می آیند . به عنوان مثال ، گروه های متوکسیل و نیز گروه های هیدروکسیل آزاد و اتری شده ، موقعیت های اورتو و پارای هسته آرماتیکی را فعال می کنند . به همین ترتیب ، پیوندهای دوگانه زنجیرهای جانبی که با حلقه آرماتیک مزدوج هستند ، مانند ساختارهای استیلبنی ، در معرض حمله های الکتروندوستی هستند .

کلردار شدن سبب استخلاف تعدادی از اتم های هیدروژن در هسته آرماتیکی و به طور همزمان ، تشکیل هیدروژن کلرید می شود . نتیجه دیگر حمله الکتروندوستی ، جابه جا شدن شاخه جانبی و تا حدی وابسپارش لیگنین است . در شرایط کلردار کردن (رنگبری) معمولی ، دست کم منصف کلر به کار رفته به سرعت در واکنش های استخلافی مصرف می شود . نیم دیگر کلر یا کمتر ، در واکنش های اکسایشی مصرف می شود که آنها نیز واکنش های سریعی هستند و در همان فاز اولیه رنگبری رخ می دهند . نتیجه اکسایش با کلر ، گسست وسیع حلقه های آروماتیکی و تولید دی کربوکسیلیک اسیدهای اشباع نشده کلردار شده از نوع موکونیک اسیدر در پلیمر لیگنین و متیل زدایی و تشکیل متانول است . حتی ساختارهای کینوبیدی و کاتکولی کلردار شده نیز تشکیل می شود ه دومی به آسانی اکسید می شود .

حتی اگر مکانیسم گسست اکسایشی پیوندهای اتری متحمل باشد ، ممکن است مکانیسم دیگری که شامل گسست هیدرولیتیک اولیه این پیوندها و سپس اکسایش کاتکول حاصل باشد نیز مکانیسم محتملی است .

عمل اکسایشی کلر از نوعی که بیان شد ، در مورد گروه های هیدروکسیل فنولی آزاد و اتری شده روی می دهد اما ، اگر چه ساختارهای آروماتیکی به شدت تخریب می شوند ، اتصال های بین واحدهای مونومری ، فقط تا حدی می شکنند و  بخش عمده فراورده های واکنش در حالت پلیمری هستند .

 

واکنش های مواد استخراجی

مواد استخراجی باقیمانده در خمیر ، به ویژه اگر آنها کلردار شده باشند ، به کیفیت خمیر آسیب می رسانند . در نتیجه ، ضروری است رنگبری را ر شرایطی انجام داد که مقدار مواد استخراجی در حداقل ممکن باشد . همچنین ، بسیار مهم است که از واکنش های تولید کننده مواد سمی یا مواد رزینی مضر جلوگیری شود . با این وجود ، به دلیل تنوع ترکیب های موجود و گاهی مضر حتی به مقدار بسیار کم ، سیستم بسیار پیچیده بوده کنترل آن دشوار است .

کلر معمولاً با ترکیب های اشباع نشده نظیر استرهای پایدار اسیدهای چرب موجود در خمیر پهن برگان واکنش های  افزایشی می دهد به ویژه ، مواد عصاره ای باقیمانده درخمیر پهن برگان ، پس از کلردار شدن ( رنگبری با کلر ) ، به ترکیب های دو کلردار شده تبدیل می شوند . زدودن این نوع ترکیب ها از خمیر در مراحل بعدی رنگبری بسیار دشوار است . برخلاف کلر ، دیوکسید کلر در واکنش های افزایشی شرکت نمی کند به جای آن ، عمل اکسایش را انجام می دهد . با اینجاد گروه های کربوکسیل در خمیر ، آبدوستی آن بهتر می شود و فراورده های واکنش بیشتر در آب حل می شوند . به همین دلیل است که اگر در اولین مرحله رنگبری به جای کلر از دیوکسید کلر استفاده شود ، مقدار مواد استخرای در خمیر رنگبری شده کاهش می یابد . مقدار کلر مواد عصاره ای باقیمانده نیز کم است .

رنگبری با اکسیژن پیش از مرحله کلردار کردن نیز مفید است زیرا این مرحله ، از تشکیل مواد عصاره ای کلردار شده جلوگیری می کند .

 

مایعات مصرف شده پس از رنگبری

رها کردن پساب های رنگبری خمیر کاغذ در طبیعت یک مشکل زیست محیطی جدی است که اخیراً مورد توجه واقع شده است . کاهش پساب های صنایع تولید خمیر رنگبری نشده ، یا انتخاب و رعایت بعضی معیارها ، از جمله سیستم های شستشوی بسته خمیر ، آسان است . اگر چه حجم پساب های کارخانه های رنگبری خمیر کاغذ رها شده است در طبیعت در دهه های اخیر به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است ، اما معلوم شده است که هنوز هم بهش عمده آلودگی محیط زیست ناشی از همین پساب هاست .

با رعایت معیارهای زیر ، می توان از حجم پساب های رنگبری خمیر کاغذ کاست .

1- لیگنین زدایی بیشتر مثلاً از طریق بهبود گردش مایع پخت در دایجستر .

2- رنگبری با اکسیژن که امکان استفاده از پساب حاصل در تهیه مایع پخت و در نتیجه بازسازی مواد شیمیایی را به وجود آورد .

3- سیستم های جریان ناهمسو که سبب کاهش حجم پساب ها و افزایش درصد مواد جامد آنها می شود .

4- جایگزین کردن کلر با دیوکسیدکلر

5- بهبود مراحل رنگبریی نهایی با استفاده از مراحل اکسیژن ، هیدروژن پروکسید و اوزون .

6- بهبود فرایندهای جانبی برای تخلیص و تصفیه پساب های رنگبری و نیز به کارگیری سیستم های کارآمدتر برای خنثی سازی لجن های فعال شده .

بیشتر این معیارها هم اکنون در کارخانه های خمیر و کاغذ جدید رعایت می شوند اما اقدام های انجام شده کافی نیست. به ویژه ضروری است راه هایی برای بهبود گزینندگی لیگنین زدایی با اکسیژن پیدا شود.

برای ارزیابی دقیق اثرات زیست محیطی ناشی از رها کردن پساب های رنگبری در طبیعت و نهرها و رودخانه ها ، تعیین دقیق ترکیب شیمیایی پساب ها و عوارض بیولوژیکی آنها بسیار ضروری است . پارامترهای رایج و سنتی برای ارزیابی این خطرات ، عبارتند از اکسیژن خواهی بیولوژیکی (BOD ) ، اکسیژن خواهی شیمیایی (COD) ، مواد جامد معلق کل (TSS) ، رنگ و سمیت حاد BOD معیار ساده ای است از مقدار مواد آلی تجزیه پذیر .

با اندازه گیری TSS , BOD پساب های کارخانه های خمیر کاغذ آمریکایی شمالی و اسکاندیناوی در طی دو دهه اخیر ، مشخص شده است که با وجود تقریباً دو برابر دشن تولید ، مقدار مواد سمی و مضر در پساب این کارخانه ها به حدود نصف کاهش یافته است .

از سال 1980 ، صرفاً با انجام آزمایش های مسمومیت حاد ماهیان ، بی مهرگان و جلبک ها ، جواز ادامه فعالیت کارخانه های خمیر و کاغذ تمدید می شود . در سال های گذشته ، بیشتر بر گازها و مواد مضر انباشته شوند در محیط زیست با غلظت های کم و با اثرهای قابل ظهور در دراز مدت تأکید می شد . پارامتر جدیدی که معرفی دشه است TOCI ( کلر آلی کل ) که بعداً با AOX ( هالوژن پیوند دار آلی قابل جذب ) جایگزین شد . AOX شامل همه مواد آلی کلردار بدون ملاحظه اثرهای خاص هر کدام است . اما خطرناکترین ترکیب ها با اثرهای زیست محیطی جدی ، مربوط به ترکیب های سبک مولکول و چربی دوست با غلظت کم در AOX است . علاوه بر مواد آلی ، یون های کلرات تولید شده از دیوکسیدکلر در واکنش های رنگبری نیز اثرات مخربی بر جلبک های قهوه ای دارد . همچنین ، از آنجا که بود یا نبود ترکیب های خطرناک در پساب های عملیات رنگبری ، بسته به شرایط و مراحل رنگبری ، به شدت متفاوت است ، نمی توان سمیت این پساب ها را صرفاً با تعدادی پارامتر اندازه گیری کرد . به همین دلیل است که تأکید بر AOX به عنوان یک پارامتر جامع و جهانی مورد انتقاد واقع شده است .

 

زرد شدن خمیرهای پربازده

خمیرهای پربازده را می توان تا حد زیاد اما به طور موقت سفید کرد . افت سفیدی یا پدیده « زرد شدن » ، یک خاصیت ذاتی خمیرهای لیگنین دار است و برای پایدار کردن سفیدی این نوع خمیرها ، پژوهش های زیادی انجام شده است . اما تا کنون ، روش عملی ، مناسب و اقتصادی برای رفع این مشکل پیدا نشده است و ناپایداری سفیدی ، همچنان نقطه ضعف خمیرهای پربازده نظیر CTMP , TMP , GW  است .

اگرچه کربوهیدرات ها و ماد عصاره ای نیز در رنگین شدن خمیرهای پربازده سهیم هستند ، اما علت اصلی این پدیده نامطلوب لیگنین است . رنگی شدن خمیر در فقدان نور هم روی می دهد ، اما در حضور نور و امواج UV نزدیک با طول موج زیر 400mn شدت بیشتری می یابد . همانند رنگی شدن خمیر پربازده در تاریکی ، رنگی شدن در حضور نور نیز بر اثر اکسیژن شتاب بیشتری می یابد و رطوبت هوا تأثیر زیادی بر آن ندارد .

دانش ما درباره پدیده پیچیده رنگی شدن کاغذ و خمیر کاغذ پربازده ناقص است ، اما واضح است که آن دسته از ساختارهای لیگنین که در طول موج های 300-400nm جذب دارند ، در این پدیده نامطلوب سهم بیشتری دارند . طبق اولین واکنش ( مورد A ) ، در حضور اکسیژن و نور ، یک هیدروژن از ساختارهای مزدوج حامل گروه های هیدروکسیل فنولی آزاد (1) گرفته میش ود . ادامه واکنش رادیکال های فنوکسی (2) و پروکسی ، سبب تشکیل هیدروپروکسیدها و رادیکال های هیدروکسیل می شود که نتیجه آن ، تشکیل ساختارهای کینوییدی و سایر رنگسازها با مکانیسمی شبیه مکانیسم بیان شده .

گفته شده است که گروه های –a کربونیل در زنجیر جانبی لیگنین نقش کلیدی در پدیده رنگی شدن خمیر بر عهده دارد . طبق مورد B ، یک گروه –a کربونیل در ساختار فنولی یا غیر فنولی لیگنین (1) ، بر اثر تابش ، به حالت برانگیخته (2) تبدیل یم شود . سپس ، این جزء با یک ساختار دارای گروه هیدروکسیل فنولی آزاد (3) ترکبی می شود که نتیجه آن ، رادیال بنزیل الکل (4) و رادیکال فنوکسی (5) است . سرانجام ، رادیکال (4) بر اثر اکسیژن دوباره اکسید شده به ساختار کربونیلی اولیه تبدیل میشود . در نتیجه ، طبق این مکانیسم ، ساختارهای حامل گروه کربونیل به عنوان اجزای حساس کننده نوری عمل می کنند . سرانجام مورد C یک مسیر تغییر یافته است طبق آن ، گروه کربونیل تحریک شده ، انرژی خود را به یک مولکول اکسیژن در حالت پایه ( تریپلت ) منتقل می کند . سپس ، اکسیژن سینگلت حاصل ، یک اتم هیدروژن از یک گروه هیدروکسیل فنولی (1) می گیرد . سپس ، واکنش های رادیکال فنوکسی (2) که سبب رنگی شدن خمیر می شوند ، در حضور اکسیژن تریپلت ادامه می یابد .

پایداری سفیدی خمیرهای پربازده ، بر اثر احیای گروه های کربونیل لیگنین به گروه های الکلی به اتری کردن یا استری کردن گروه های هیدروکسیل فنولی ، به طور قابل ملاحظه ای بیشتر می شود . اما این نگرش کاربرد صنعتی ندارد . سایر روش ها از قبیل استفاده از انواع مواد پایدار کننده که مانع اثر ور و اکسیژن می شوند ، یعنی جاذب های UV و عوامل ضداکسایش ، هنوز در مرحله آزمایشگاهی و بررسی هستند . اگر چه تأثیر مثبت این روش ها و مواد بر پایداری سفیدی خمیر های پربازده ثابت شد است ، اما به دلایل اقتصادی و فنی ،؟ تاکنون هیچکدام از آنها کاربرد صنعتی پیدا نکرده اند .

 

جداسازی لیگنین

پس از خارج ساختن پلی ساکاریدها به وسیله آبکافت از چوب عاری از مواد استخراجی و عصاره ای ، لیگنین به صورت توده نامحلولی باقی می ماند . همچنین می توان لیگنین را آبکافت کرد و از چوب خارج نمود ، یا می توان آن را به مشتقات محلول تبدیل کرد . آنچه که به عنوان لیگنین کلازون شناخته شده است ، از طریق خارج ساختن پلی ساکاریدها به وسیله آبکافت با اسید سولفوریک 72% از چوب عاری از مواد عصاره ای و رزین ها به دست می آید .

به این منظور ، سایر اسیدها را نیز می توان به کاربرد به طور کلی یان روش نقطه ضعف مهمی دارد و آن این است که در جریان عمل آبکافت ، ساختار لیگنین به شدت تغییر می کند . پلی ساکاریدها را به وسیله آنزیم ها نیز می توان از چوب کاملاً نرم شده خارج کرد . این روش خسته کننده است ، اما « لیگنین آنزیمی سلولولیتیک » ( CEL) ساختار اولیه خود را تا حدود زیادی به صورت تغییر نیافته حفظ می کند . همچنین لیگنین را می توان با استفاده از دیوکسان محتوی آب و هیدروکلریک اسید استخراج کرد ، اما در این مورد نیز تغییرات قابل ملاحظه ای در ساختار لیگنین روی می دهد .

علاوه بر لیگنین آنزیمی سلولولیتیک ، لیگنین بیورکمن که « لیگنین چوب آسیاب شده » ( MWL ) نیز نامیده می شود ، بهترین لیگنین شناخته شده است و در مطالعات مربوط به ساختار لیگنین غالباً این نوع لیگنین مورد استفاده قرار می گیرد . هگامی که چوب در یک آسیاب توپی به صورت خشک یا در حضور حلال های غیر متورم کننده ( از قبیل تولوئن ) آسیاب می شود ، ساختار سلولی چوب در هم شکسته می شود و از تعلیق حاصل ، قسمتی از لیگنین ( که معمولاً بیشتر از 50% نسبت ) به وسیله استخراج با مخلوط آب و دیوکسان جدا می شود . لیگنین چوب آسیاب شده همیشه دارای مقدای کربوهیدرات است .

با هیدروژن گیری از کانیفریل الکل به وسیله هیدروژن پروکسید در حضور آنزیم پروکسید از ، لیگنین سنتزی به نام « پلیمر هیدروژن گیری » ( CHP) به دست می آید . به علاوه ، اخیراً لیگنین جدیدی به نام « لیگنین کشتی در حالت تعلق ( RSCL ) از سلول های چوب سرو تهیه شده است . RSCL یک لیگنین کانیفریلی عاری از کربوهیدرات است .

مشتقات انحلال پذیر لیگنین ( لیگنو سولفونات ها ) بر اثر ترکیب کردن وب با محلول دیوکسیدگوگرد و یون هیدروژن سولفیت در دمای بالا تشکیل می شود . همچنین وقتی چوب در دمای بالا ( 1700c ) با سدیم هیدروکسید با ، بهتر از آن ، با مخلوطی از سدیم هیدروکسید و سدیم سولفید ترکیب می شود . لیگنین به صورت لیگنین قلیایی یا لیگنین کرافت ( لیگنین سولفات ) به دست می آید . لیگنین بر اثر محلولی از هیدروکلریک اسید و تیوگلیکولیک اسید در 1000c به مشتقات انحلال پذیر در محلول های قلیایی تبدیل می شود .

لیگنین سوزنی برگان را به وسیله روش کلازون و به طریق وزن سنجی می توان تعیین کرد . چوب نرمال سوزنی برگان در حدود 26 تا 32% لیگنین دارد ، در حالی که مقدار لیگنین چوب فشاری 35 تا 40%
( به ضمیمه رجوع شود ) لیگنین موجود در پهن برگان تا حدودی در ضمن آبکافت اسیدی حل می شود . بنابراین ، ارقام حاصل از روش وزن سنجی باید با احتساب « لیگنین حل شده در اسید » و با استفاده از طیف بینی
UV تصحیح شود .. روش های مستقیم طیف بینی UV برای تعیین مقدار لیگنین در چوب و خمیر کاغذ نیز توسعه یافته است . چوب نرمال پهن برگان در حدود 20 تا 28% لیگنین دارد ، اگر چه در پهن برگ های استوایی مقدار لیگنین به بیش از 30% نیز می رسد . چوب کششی دارای 20 تا 23% لیگنین است .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 20:18  توسط صالح نظری  | 

بعضی از دوستان خواسته بودن در مورد من بیشتر بدانند پس این هم اطلاعات در مورد خودم

مشخصات فردی :                                                                             

نام و نام خانوادگی: صالح نظری

 

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس

 

محل سکونت: تهران و کرمان

E-mail: saleh_nazari@yahoo.com

تلفن ثابت: 03412820774

 

تلفن همراه:    09132479453

سوابق تحصیلی                                                                     

-         فارق التحصیل مهندسی منابع طبیعی صنایع چوب و کاغذ مقطع کارشناسی از دانشگاه سراسری گرگان

-         فارق التحصیل مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ در گرایش کامپوزیتهای چوب- پلیمر مقطع کارشناسی ارشد  از دانشگاه تهران

-         معدل تحصیلی در دوره کارشناسی: 16

-         معدل تحصیلی در دوره کارشناسی ارشد: 08/18

-         عنوان پروژه کارشناسی: بررسی خط تولید و مشکلات فنی کارخانه بازیافت کاغذ شهرکرد

-         عنوان سمینار کارشناسی: بررسی خط تولید کارخانه کاغذ سازی شاهرود سلولز

-         عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد: بررسی اثر لیگنین زدایی الیاف ممرز بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن 

-         عنوان سمینار کارشناسی ارشد: تحقیق و بررسی روشهای تولید کامپوزیتهای الیاف طبیعی  پلیمر

 

فعالیتهای علمی، تحصیلی و فرهنگی:

-        عضویت در انجمن علمی صنایع چوب و کاغذ و فعالیت در آن

-        برگزاری نمایشگاههای تخصصی و دانشگاهی صنایع چوب

-        برگزاری اولین دوره کارگاهی کامپوزیتهای الیاف طبیعی و پلیمر در دانشگاه تهران با همکاری دکتر تجویدی و سایر دانشجویان

-        پذیرش و ارائه مقاله در همایش سراسری علوم و تکنولوژی پلیمر در دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک)

-        بازدید از اکثر کارخانجات مادر در زمینه صنایع چوب

-        تدریس دروس دانشگاهی

-        فعالیت به عنوان مدیر گروه بخش صنایع چوب و کاغذ در آموزشکده فنی شماره 2 کرمان

-        انتقال و ترویج فن آوری صنایع چوب از طریق طراحی و نگارش در وبلاگ تخصصی صنایع چوب و کاغذ با عنوان        www.indian-rose.blogfa.com   

 

مقالات، طرحها و پروژه ها:

-        پروژه پایان نامه کارشناسی با عنوان " بررسی مشکلات فنی کارخانه بازیافت کاغذ شهرکرد ". (تاریخ دفاعیه 20/4/81، استاد راهنما: دکتر  سید ضیاء الدین حسینی )

-        پروژه پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان " بررسی اثر لیگنین زدایی الیاف ممرز بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن  (تاریخ دفاعیه 26/11/83استاد راهنما :دکتر علینقی کریمی)

-              پذیرش و ارائه مقاله با عنوان " تاثیر لیگنین بر روی خواص مکانیکی کامپوزیتهای الیاف طبیعی- پلی پروپیلن  " در همایش سراسری علوم و تکنولوژی پلیمر  در دانشگاه امیرکبیر (مهر 84)

-              تهیه و چاپ مقاله با عنوان

"Effect of the Delignification of Wood Fibers on the Mechanical Properties of Wood Fiber–Polypropylene Composites"

در نشریه آمریکایی با امتیاز ISI                              

Journal of Applied Polymer Science, Vol. 102, 4759–4763 (2006)

انتشار یافته در

Published online in Wiley Inter Science (  www.interscience.wiley.com ).

-        تدوین و گرد آوری طرح جامع تجاری تولید کامپوزیتهای الیاف طبیعی پلی پروپیلن با همکاری شرکت باوران کیمیای کویر

-        بررسی فنی طرح اکالیپتوس کاری و تولید خمیر ویسکوز شرکت کشت و صنعت پارس جازموریان با همکاری  اداره منابع طبیعی کرمان

 

-        تدوین طرح الگو در مناطق مختلف استان کرمان در قالب صنوبر کاری ، اکالیپتوس کاری و گز کاری

 

سوابق کاری:

-        کار آموزی در شرکت چوب بری و اشباع چوب گرگان تابستان 80

-        فعالیت در شرکت متال کابین (خیابان سهروردی- تولید کننده کابینت چوبی آشپزخانه) به عنوان مسئول کنترل کیفی و تحقیق و توسعه در دی ماه 82

-        تدریس دروس شیمی آلی، رسم فنی، استاتیک، مقاومت مصالح، کنترل کیفیت، خواص فیزیکی و مکانیکی چوب، تبدیلات مکانیکی چوب، بهداشت وایمنی در کارخانجات صنایع چوب، زبان فنی، تکنولوژی ساختمانهای چوبی، تکنولوژی فراورده های صفحه ای، شیمی و تکنولوژی چسب و رنگ، ماشینهای پیشرفته cnc  و غیره در آموزشکده فنی شهید دادبین کرمان  در مقطع کاردانی از بهمن 82 تا کنون

-        تدریس درس ساختمانهای چوبی رشته کاردانی عمران در دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند

-        فعالیت در واحد جنگلکاری اداره منابع طبیعی استان کرمان و کارشناس ناظر در طرحهای جنگلکاری استان از دی 84 تا تیر 86

-        مسئول طرحهای زراعت چوب در استان کرمان

-        همکاری در طراحی واحد تولیدورقهای  کامپوزیتهای چوب پلاستیک با یک کار گروه کرمانی

   

تواناییها و آموزشها:

-        مسلط به ترجمه متون عمومی و تخصصی انگلیسی و مکالمه انگلیسی در حد متوسط

-        آشنا با استانداردهای تضمین کیفیت و دارای مدرک دوره ممیزی داخلی ISO 9001-2000 از موسسه  TOV REINLAND  آلمان

-        توانایی کار با دستگاه های برش، فرز، رنده، گندگی، اره فلکه و غیره  

-        آشنا با علوم نوین مانند نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی در صنایع چوب

-        مسلط به انجام و تحلیل آزمایشات مکانیکی چوب مانند برش، خمش، کشش و ...

-        آشنایی به اصول طراحی کارخانه

-        توانایی کار با دستگاههای صنایع پلاستیک مانند اکسترودر، بلندر و قالبگیری تزریقی

-        آشنا به برنامه نویسی ماشینهای   CNC با برنامه box 250 و کدکم

-        آشنا با مواد و فرآیندهای شیمیایی و وسایل آزمایشگاهی آن

-        آشنا با اصول مدیریت و اقتصاد صنعتی و مدیریت پروژه

 

نرم افزارها و  زبانهای برنامه نویسی:                          

.

-         تسلط به نرم افزارهای طراحی، آمار و کنترل کیفیت Auto CAD، SPSS،        SAS

-         تسلط به نرم افزارهای  (Word، Power point، Excel )

-         آشنا به نرم افزارهای تخصصی صنایع چوب مانندWIN WOOD وطراحی 3DMAX

-         مسلط به کار با نرم افزار های عمومی کامپیوتر، اینترنت و اپراتوری کامپیوتر

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:41  توسط صالح نظری  | 

صنعت تخته خورده چوب يكي از صنايع جديد است و در مقايسه با صنايع تخته فيبر وتخته چند لايه قدمت چنداني ندارد. اين صنعت در حال حاضر به علت استفاده از هر گونه ضايعات چوبي اعم از سه ريال شاخه ها، و مازاد مزارع پنبه وغلات، كتان و كنف و ديگر گياهان چوبي در رديف مهمترين صنايع وابسته به چوب قرار دارد. تعدادي از واحدهاي توليدي تخته خرده چوب در ايران عبارتند از : نكا چوب، شموشك و شهيد باهنر گرگان، نئوپان گنبد، و ........

 

تعريف تخته خرده چوب: تخته خرده چوب فرآورده چوبي صفحه اي شكل است كه از مخلوط خرده چوب با ساير
مواد ليگنو سلولزي و مواد چسبنده به كمك فشار و حرارت دادن ساخته مي شود

 
 
طبقه بندي تخته خرده چوب بر اساس روش ساخت (نوع پرس كردن )
تخته هاي حاصل از پرس صفحه اي(صاف)

در اين روش جهت طول ذرات تشكيل دهنده كيك تخته خرده چوب به صورت اتفاقي مرتب شده است. اين تخته از نظر شكل مقطع (ساختمان نيمرخ ضخامت تخته) خود به چند دسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از: تخته هاي يكنواخت يا يك لايه، تخته هاي سه لا (شكل_1) تخته هاي ريزش تدريجي(بدون لايه مشخص) (شكل_2) وتخته هاي چند لا (شكل_3

تخته هاي حاصل از پرس غلتكي(پرس بي انتها: در اين روش غلتكهاي پرس ثابت اند و فقط حركت چرخشي دارند، كيك تخته خرده چوبها از بين غلتكها عبور مي كند و به ضخامت تنظيم شده(فاصله بين دو غلتك بالا و پايين) در مي آيد در اين روش مي توان تخته هاي يك لا، سه لا، ريزش تدريجي و چند لايه توليد كرد

 

طبقه بندي تخته خرده چوب بر اساس چگونگي سطح(رويه): بر اين اساس، تخته خرده جوب به چهار دسته تقسيم مي شوند.
تخته خرده چوب بدون روكش : كه به دو صورت سنباده شده وجود دارد اين تخته بيشتر در مصارف عمومي و جاهايي كه در معرض ديد شديد، مانند: سقف كاذب، طبقات داخلي كمد مورد استفاده قرار مي گيرد

 

تخته خرده چوب با روكش طبيعي(چوبي): براي تزيين و زيبايي سطوح تخته خرده چوب مي توان از آن روكش هاي چوبي (طبيعي) مانند: گردو، راش، .... استفاده كرد. اين تخته بيشتر در جاهايي كه تزييين سطوح مورد نظر باشد، مورد استفاده قرار مي گيرد، مانند: دكوراسيون داخلي، صفحه ميز و كابينت

 

تخته خرده چوب با روكش مصنوعي: سطوح اين نوع تخته خرده چوب ها به وسيله روكشهاي مصنوعي (كاغذ آغشته به چسبهاي مصنوعي) پوشيده مي شود. سطح حاصله با توجه به نوع كاغذ مصرفي(ساده، رنگي، نقش دار) يا داراي نقوش مختلفي از چوب باشد. از اين تخته در مكانهايي كه حرارت و رطوبت زياد باشد مي توان مصرف كرد، مانند: ديوار حمام و رختكن، ميز رستورانها، كابينت آشپز خانه

 

تخته خرده چوب لعاب دار(لاك كاري شده): سطوح اين نوع از تخته ها، توسط يك لايه رنگ آغشته به مواد حفاظتي و ضد رطوبتي پوشيده مي شود و بر حسب مورد مصرف ممكن است يك سطح يا هر دو سطح آن لاك كاري شودر،اين تخته در ديوارهاي آشپزخانه،حمام، سرويسهاي لابراتورها و موارد ديگر مصرف مي شود


 
تخته لايه

تبديل چوب به لايه هاي نازك و سپس چسب زدن و قرار دادن آنها بر روي يكديگر نه تنها شش هزار و لحاظ اقتصادي و جلوگيري از اسراف و تبذير در مصرف چوب اگر چه ساخت هنري چوبهاي لايه اي در ايران از زمانهاي گذشته معمول است، ولي تهييه صنعتي تخته لايه سابقه خيلي طولاني ندارد و اولين كارخانه توليد روكش و تخته چند لايه در سال 1344(ه. ش ) در رشت آغاز به كار كرد ودر حال حاضر اكثر كارخانجات صنايع چوب اقدام به توليد تخته لايي و روكش كرده اند كه مهمترين اين واحدها عبارتند از:
_
نكا چوب و شهيد رجايي(ساري)
_
چوكا گيلان (بندر انزلي)
_
روكش چوبي ايران (قزوين)


تعريف تخته لايي: تخته لايه عبارت است از چند لايه چوب نازك (روكش) كه پس از چسب زني به طور متقاطع روي همه موارد قرار مي گيرند و از طريق فشار و حرارت دادن به هم مي چسبند

انواع لايه در تخته لايه: هر يك از ورقهاي چوبي يك تخته چند لايه را لايه مي نامند كه ممكن است يك تكه باشد و يا از چند قسمت تشكيل شده باشد وداراي انواع زير است :

 

لايه خارجي(نمايي): اين لايه دو سطح بيروني تخته را مي پوشاند و معولاً از لايه هاي مرغوب و درجه يك تهيه مي شود.
 
لايه مركزي(مغز): اين لايه كاملا ًدر وسط لايه هاي ديگر قرار دارد كه از يك يا چند ورقه روكش به هم چسبيده درست شده است و اغلب از لايه هاي كم عرض و درجه دو استفاده مي شود. گاهي لايه مركزي ممكن است از چند قطعه چوب طويل (به طول تخته ) و باريك (به عرضهاي مختلف) كه در كنار همه موارد به وسيله چسب به هم متصل شده باشد كه در اصطلاح تخته لايه رديفي ناميده مي شود. همچنين لايه مركزي ممكن است از تخته خرده چوب، تخته فيبر، چوب پنبه، اسفنج فشرده و غيره تشكيل شده باشد.

 

لايه مياني: بين لايه مركزي و خارجي قرار دارد و بيشتر نقش مقاومت و توازن نيروها را ايفا مي كند. اين لايه را مي توان در تخته چند لايه هاي بيش از سه لايه يافت


 
گونه هاي چوبي مورد مصرف در تخته چند لايه: به طور كلي گونه هاي مورد استفاده اين صنعت در ايران و جهان عبارتند از: راش، افرا، توسكا، گردو، نمدار، گونه هاي پهن برگ، و گونه هاي پهن برگ وارداتي مانند: سامبا، آكاژو، آكومه، ماهاگوني،وگونه هاي متداول در جهان عبارتند از: دوگلاس، پيسه آ، ساپن، ملز،و اكاليپتوس
 
انواع تخته لايه
 
تخته لايه دراز تار: تخته اي است كه جهت الياف لايه خارجي آن موازي طول (درازي) تخته باشد
 

تخته لايه پهنا تار: تخته اي است كه جهت الياف لايه هاي خارجي آن موازسي عرض تخته باشد

تخته لايه متغادل: تخته اي است كه در آن لايه هاي قرينه نسبت به لايه مركزي (مغز) دو به دو از يك گونه و با يك ضخامت باشد

تخته لايه مطبق
: تخته اي است كه تمام الياف لايه هاي و احتمالاً مغز آن موازي با الياف لايه خارجي است

تخته لايه اختر تار: تخته اي است كه لايه هاي آن چنان روي هم گزارده شده اند كه الياف آن به شكل ستاره درآيد

تخته لايه با مغزي تخته خرده چوب مجوف(سوراخ دار): تخته اي است كه مغز آن داراي سوراخ هاي گوناگوني باشد

تخته لايه مختلط: تخته اي است كه مغز آن يا بعضي از لايه هاي آن از مواد ديگري بجز لايه چوبي و يا چوب يكپارچه باشد. اين تخته چند لايه ها حداقل دو لايه در طرفين مغز دارد و الياف عمود بر يكديگر است


تخته لايه قالبي: تخته لايه اي است كه در اثر فشار به شكل معيني در بيايد و مسطح نباشد

تخته لايه همگن: تخته اي است كه همه لايه هاي آن از يك گونه چوب ساخته شده باشد

تخته لايه ناهمگن: تخته اي است كه همه يا تعدادي از لايه يا مغز آن از گونه هاي مختلف چوب ساخته شده باشد

استاندارد و درجه بندي تخته چند لايه : درجه بندي تخته چند لايه را بر اساس خوبي و بدي سطح درجه بندي مي كنند. كيفيت لايه خارجي به اندازه و فراواني معايبي از قبيل : گره، ترك، و تغييرات رنگ آن بستگي داردكه به اين ترتيب به پنج گروه (درجه)N (با كيفيت عالي)،A(حداكثر داراي 3 عيب و گره)،B(حداكثر داراي 6عيب و گره)،C (حد اكثر داراي 9عيب و گره)و D(با كيفيت پايين)تقسيم مي توان كرد
به طور كلي تخته چند لايه به 3و5و7و12و15و18 لايه وگاهي اوقات 6و8 لايه وجود دارد كه خود به دو دسته سنباده شده و سنباده نشده تقسيم مي شود


موارد مصرف تخته چند لا


كارهاي ساختماني
: ديوارها، سقف، پوشش كف، استفاده مي شود


 
كارهاي صنعتي: از اين محصول به عنوان عايق صوتي،حرارتي و الكتريكي مي توان استفاده كرد مانند: هواپيما سازي، سالنهاي صدا بر داري، واگن سازي

 
مصارف ديگر: جعبه سازي، ميزو صندلي، سورتمه سازي و موارد ديگر
تخته فيبر

تعريف تخته فيبر: تخته فيبر از فيبرها(عناصر كشيده و باريك چوبي يا ساير الياف غير چوبي) كه به صورت خمير در آمده اند و از طريق فشردن، تداخل و اتصال بين الياف (ليگنين چوب) يا با افزودن چسبهاي مصنوعي به دست مي آيد

انواع تخته فيبر از لحاظ فرايند توليد: تخته فيبر از لحاظ توليد به دو دسته فيبر(S1S)و(S2S) تقسيم بندي مي شود.تخته فيبر S1S داراي يك روي صاف مي باشد.تخته فيبر S2S داراي دو رويه صاف مي باشد

موارد مصرف تخته فيبر

محصولات بيروني: مانند تخته پوششي كه به علت عايق بودن در برابر رطوبت در قسمتهاي بيروني ساختمان استفاده مي شود

محصولات دروني: شامل تخته هاي ساختماني، تخته آجري سقف،تخته صدا گير

محصولات صنعتي: شامل تخته هاي مخصوص ساخت خانه هاي پيش ساخته اتومبيل سازي و صنايع مبلمان

M . D . F

تخته فيبر نيمه سخت(MDF): ام.دي.اف براي اولين بار در در سال 1965 در امريكا ساخته شد هم اكنون به نام تخته بارابورد به بزار عرضه مي شود .ام.دي.اف داراي بافتي بسيار متراكم مي باشد . روكشهايي از چوب و مصنوعات روكشي بر روي اين محصول چسبانده مي شود مانند: روكش آلدر، روكش فرميكا كه نوع فرميكا مقاوم نسبت به آب مي باشد. نوع الدر آن نسبت به آب و ساير عوامل مقاوم نمي باشد

تخته فيبر سخت: در سال 1926 اولين كارخانه توليد اچ.پي.ال در شهر لورل تاسيس شد كه اين واحد در حال حاضر بزرگترين كارخانه توليد كننده اچ پي .ال در دنيا به شمار مي رود دو نوع از اين تخته ها عبارتند از:

روكوب گونيايي: اين صفحات داراي رنگهاي مختلفي مانند: مرمري روشن و تيره هستند و گاهي رنگ آنها را به صورت موج چوب در مي آورند. اين صفحات قابل شستشو با آب سرد و گرم است وبراي پوشش ديوار ها به كار مي رود

روكوب مربعي: گاهي صفحات روكوب را به شكل (مربع يا مستطيل ) در مي آورند و براي پوشش كف آشپزخانه، حمام، و سرويسها استفاده مي شود

H . P . L

فرميكا با اسم اختصاري HPL كه مخفف HIGH PRESSUS LAMINATE مي باشد يك كلمه اسپانيايي و معرف ورقه اي است مركب كه از چندين لايه ساخته شده از الياف (مثل كاغذ)آغشته به رزين هاي عمل كننده در گرما (گرما سخت)كه تحت تاثير حرارت و فشار 5 مگا پاسگال به هم چسبيده باشد. يك يا دو سطح فرميكامي تواند از ورقه هاي رينگي يا تزييني آغشته به رزين ملامين پوشيده شود .در ايران به توليد ورقه هاي فرميكاي ضد حرارت و رطوبت پرداخته مي شود و در حال حاضر از كشورهايي نظير هند، تركيه، سوريه،... نيز وارد مي شود.

مواد اوليه معمولي جهت ساخت فرميكا يا HPL عبارتند از: كاغذ كرافتك، كاغذ دكورتيو ، رزين فنليك ، و رزين ملامين مي باشد
مقاومت هاي رطوبتي :مقاوم در برابر آب و بخار بدون ترك خوردگي و ورقه ورقه شدن . جذب رطوبت در حال غوطه وري در آب كمتر از 6درصد و افزايش ضخامت ناشي از جذب آب آن كمتر از 10درصد مي باشد

مقاومت حرارتي: تحمل دماي خشك و شوك حرارتي تا 180درجه سانتيگراد. مقاومت در برابر حرارت سيگار بدون باقي ماندن اثر آن . تغييرات ابعادي در دماي بالا كمتر از 3درصد مي باشد

ساير مقاومت ها : به دليل استفاده از چسب رزين فنو ليك در توليد فرميكا در مقابل جريان الكتريسيته مقاوم بوده به دليل استفاده از جسب رزين ملامين در سطح لايه باعث مقاومت رويه در برابر اسيدهاي ضعيف شده است
H . D . F

تخته فيبر سخت(HDF): در سال 1962 اولين كارخانه توليد اچ.پي.ال در شهر لورل تاسيس شد كه اين واحد در حال حاضر بزرگترين كارخانه توليد كننده اچ پي .ال در دنيا به شمار مي رود دو نوع از اين تخته ها عبارتند از:

روكوب گونيايي: اين صفحات داراي رنگهاي مختلفي مانند: مرمري روشن و تيره هستند و گاهي رنگ آنها را به صورت موج چوب در مي آورند. اين صفحات قابل شستشو با آب سرد و گرم است وبراي پوشش ديوار ها به كار مي رود

روكوب مربعي: گاهي صفحات روكوب را به شكل (مربع يا مستطيل ) در مي آورند و براي پوشش كف آشپزخانه، حمام، و سرويسها استفاده مي شود

كفپوشهاي hdf

لايه اين پاركتها به صورت زير است :

1_
سطح خارجي از لمينت سخت و مقاوم
2_
ورق فلم طرح چوب
3_
فيبر ضد رطوبت H.D.F
4_
سيستم اتصال تاپ لاك(TOP LOOK )
5_
ورق ملامين ضر رطوبت
ابعاد اين كفپوش توسط شركت هاي مختلف متفاوت است

پنل هاي معدني

پانلهاي چوب و سيمان( CEMENT BOARD (C.B
پانلهاي چوب و گچ (GYPSUM FIBER BORD (G.F.B

پانل هاي چوب و سيمان (C.B) : سابقه توليد صفحات چوب و سيمان به سال 1914 مي رسد كه در اتريش نوعي پانل فشرده چوبي كه در ساخت آن از كربنات منيزيم به عنوان عامل اتصال دهنده به كار رفته بود توليد گرديد . در سال 1982 براي توليد اين پانلها از سيمان پرتلند استفاده شده و در سالهاي پس از آن از كچ به عنوان اتصال دهنده استفاده گرديد. واحد هاي توليد كننده پانل هاي چوب و سيمان در ايالات متحده از سال 1940شروع به كار نمود. در اين فرايند مي توان از الياف ديگري مانند: ماسي، شن، پرليت، را نيز مي توان مورد استفاده قرار داد. از فرايند جديد در توليد اين تخته مي توان تزريق دي اكسيد كربن به داخل آن كه منجر به افزايش مقاومت آن مي شود نام برد

موارد مصرف پانلهاي چوب و سيمان (C.B): اين پانلها در ساختمان به ويژه در پوششهاي داخلي سقف و و ديوار ها و نما

پانلهاي چوب و كچ (G.F.B ) : پانلهاي گچي از تركيب ذرات چوب و گچ هاي مصنوعي كه خود از محصولات جانبي فرآيندهاي توليد كود هاي مصنوعي مي باشند به دست مي آيد. هزينه توليد اين تخته ها به دليل استفاده از اين مواد پايين بوده. ارزش صفحات گچي تقويت شده حدوداً نصف قيمت تخته خرده چوب ساخته شده با رزين اوره فرمالدئيد است به دين ترتيب اين فرآورده داراي قدرت رقابت بالايي مي باشد ي خارجي ساختمان كاربرد گسترده اي دارد

موارد مصرف پانلهاي چوب و گچ (G.F.B) : از صفحات چوب و گچ در داخل ساختمان به عنوان پوشش كف، پوشش داخلي ديوار ها، ديوارهاي جدا كننده(پارتيشن)و غيره استفاده مي شود

پانهاي چوب و لاستيك : در اين فرآيند كه از الياف چوب و تاير فرسوده و رزين استفاده مي شود، با تغيير درصد مواد اوليه،تخته هايي به دست مي آيد كه ويژگيهاي متعددي در برابر رطوبت،كشش،و ضربه از خود نشان مي دهد سالانه 240مليون تاير در ايالات متحده فرسوده مي شود كه اين تعداد تاير فرسوده يك مشكل زيست محيطي جدي محسوب مي شود كه با اين فن آوري تا حدودي از مشكلات مربوط به آن كاسته شده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:26  توسط صالح نظری  | 

     کاغذ لایه خشک شده ای از الیاف سلولز است که هنگام معلق بودن در آب با استفاده از نیروهای کشش سطحی در هم می روند و سپس به وسیله پیوند سازی هیدروژنی در کنار یکدیگر می مانند.

     کاغذ از الیاف به هم آمیخته سلولز تشکیل می شود که عمدتا از چوب به دست می آید. تکه های پارچه ( معمولا پنبه ای ) که از کارخانه های بافندگی و لباس دوزی به دست می آید ، ساقه کتان ، شاهدانه ، کاه گندم و جو ، انواع کاغذ های باطله و الیاف تفاله چغندر  نیز در تهیه کاغذ استفاده می شوند.

     لیگنین چوب که الیاف را به هم می چســــــباند در کاغذ باقی می ماند و سبب زرد رنگ شدن کاغذ در مقابل نور می شود.

      لیگتین یک ترکیب آروماتیک با فرمول  C10 H11 O4  می باشـــــــد. کاغذ های با کیفیت خوب از الیافی ساخته می شوند که تقریبا عاری از لیگنین است. لیگنین سبب شکسته شدن کاغذ می شودو به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروه های رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ می شود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و به طورکلی خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگتین وجود دارد ، چنین اثرهایی را نشان می دهند.

 

                                  مراحل تهیه کاغذ

 

     با استفاده از ماشین پوست کنی و دستگاه تولید تراشه و عبور تراشه ها از  الک مخصوص قطعاتی از چوب به طول حداقل 4 و عرض 2 سانتی متر به دست می آید.

 

     پخت و تولید خمیر : این عمل ممکن است از طریق مکانیکی یعنی، بدون استفاده از از مواد شیمیایی و توسط بخار آب جوش ، تحت فشار صورت گیرد که برای تهیه  کاغذهای ارزان و کاهی ، مانند روزنامه متداول است. در روش شیمیایی از هیدروکسید سدیم ( در روش قلیایی ) ، سولفیت هیدروژن کلسیم Ca( Hso3)2 در محیط اســــیدی ( PH = 2 – 3 ، روش بی سولفیت  ) و یا سولفیت ســــدیم 

( در روش سولفیت ) همراه کمی کربنات ســـــــدیم در دمای بالاتر از 100 درجه سانتی گراد و تحت فشار استفاده می شود. در این مرحله خمیر قهوه ای رنگی حاصل می شود. که از آن در تهیه مقوا ، کارتن و یا کاغذهای کاهی استفاده می شود. 

 

     شستشوی خمیر : شستشوی قلیایی ، که با استفاده از محلول 3 درصد سود در دمای 45 تا 50 درجه سانی گراد به مدت 1تا 2 ساعت صورت می گیرد. این عمل برای جدا کردن لیگنین و کاهش رنگ خمیر انجام می پذیرد.

 

     اعمال شیمیایی ( رنگ زدایی ) : در دو مرحله صورت می گیرد :

 

·   کلر زنی – که PH= 2  تا دمای 25 تا 45 درجه سانتی گراد به مدت تقریبی 1 ساعت صورت می گیرد. در این مرحله لیگنین باقی مانده در خمیربه صورت محلول در می آید که بسته به نوع مواد شیمیایی به کار رفته برای پخت ، بین 3 تا 15 درصد ممکن است تغییر کند.

·   رنگ زدایی  که  توسط هیپو کلریت سدیم ( به صورت محلول 3 درصد) دی اکسید کلر ، پراکسید هیدروژن و غیره در PH = 9 - 10 صورت می گیرد. تا این که فقط لیگنین اکسید شود و سلولز تحت تاثیر قرار نگیرد.

 

     خشک کردن خمیر کاغذ : در این مرحله خمیر کاغذ را از دستگاه تمیز کننده و تورهای ریز بافت عبور می دهند ، تا قسمت عمده آب خود را از دست بدهد ، بعد  آن را از پرس های قوی عبور می دهند ، تا باقی مانده آب آن نیزخارج شود.

   

      پرس کردن ، برش زدن و بسته بتدی : با عبور خمیر خشک شده از میان غلطک های مخصوص ، ان را به صورت صفحات کاغذ در آورده و با هوای گرم خشک کرده و توسط دستگاه برش آن را در اندازه های مورد سفارش و نیاز بازار مصرف برش می دهند و بسه بندی می کنند.        

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 17:49  توسط صالح نظری  | 

سلام به تمام فعالان عرصه صنایع چوب

در صورت داشتن سوالات تخصصی در زمینه چوب و کاغذ آماده ارائه خدمات به صورت رایگان با هدف گسترش علوم  می باشم

تلفن : ۰۹۱۳۲۴۷۹۴۵۳

email: saleh_nazari@yahoo.com.

کارشناس ارشد صنایع چوب از دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:25  توسط صالح نظری  | 

سلولز دارای فرمول عمومی است. سلولز ساختار اولیه دیواره سلولی گیاهان را تشکیل می‌دهد. دستگاه گوارشی انسان قادر به هضم سلولز نیست و آن را بدون تغییر دفع می‌کند اما برخی جانوران مثل نشخوارکننده‌ها و موریانه‌ها می‌توانند سلولز را به کمک میکروارگانیسمهایی که در دستگاه گوارش آنها زندگی می‌کنند، هضم کنند. این میکروارگانیسمها با آزادکردن آنزیمهایی به هضم سلولز کمک می‌کنند.

ساختمان سلولز
ساختمان شیمیایی سلولز
در مولکول سلولز مولکولهای
β - گلوکز نسبت به یکدیگر چرخش 180 درجه‌ای دارند. ضمن برقراری اتصال بین دو مولکول β - گلوکز از OH متصل به کربن 4 یک مولکول و OH کربن شماره 1 مولکول بعدی یک مولکول آب جدا می‌شود و پل اکسیژنی برقرار می‌شود. از سوی دیگر در مولکول سلولز امکان برقراری پیوندهای هیدروژنی نیز وجود دارد. پیوستن دو مولکول β - گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز می‌شود.

هر 5 مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل ، بلور سلولز را بوجود می‌آورند و از مجموعه بلورهای سلولز ، رشته ابتدایی یا میسل سلولز تشکیل می‌شود. مجموعه میسلها ، میکروفیبریل سلولزی را بوجود می‌آورند که قطری حدود 25 نانومتر دارد.از مجموع حدود 20 میکروفیبریل ، ماکروفیبریل سلولزی تشکیل می‌شود.
 

ابعاد سلولز
سلولز از واحدهای دارای قطر 35 آنگستروم تشکیل شده که آنها را رشته‌های ابتدایی می‌نامند. این قطر اغلب درست است اما حتمی نیست. مثلا در برخی نمونه‌ها مثل سلولز جلبک والونیا 300 آنگستروم و در ترکیبات موسیلاژی برخی میوه‌ها تنها 1 آنگستروم است. به این ترتیب تصور حالت همگن برای رشته‌های ابتدایی سلولز کنار گذاشته شد و اشکال مختلف (استوانه‌ای - منشوری با قاعده مربعی - روبان کم و بیش پهن) منظور گردید.
دو عامل در محدودیت ابعاد این واحدها دخالت دارد: یکی همی سلولزها که همانند پوششی رشد جانبی رشته‌های سلولزی را محدود می‌کنند و دیگری آرایش یا سازمان یافتگی حاصل از مجموعه سلولز سنتتازی (آنزیم تولید کننده سلولز) غشای سلولی که رشته‌های اولیه سلولزی را می‌سازد. سلولز در برابر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بسیار مقاوم است.

تولید سلولز
مجموعه پژوهشهایی که در مورد بیوسنتز سلولز انجام شده است نشان می‌دهد که پیش ساز سلولز یوریدین دی فسفو گلوکز است که بوسیله حفره‌های گلژی به مجموعه‌های آنزیمی سلولز سنتتازی موجود در غشای سلولی می‌رسد. با دخالت این مجموعه‌های آنزیمی از پلیمریزاسیون مولکولهای پیش ساز مولکولهای سلولز تشکیل می‌شود. پس از تشکیل مولکولهای سلولز تجمع آنها به صورت بلورهای سلولز و رسیدن به حد میکروفیبرلها و ماکروفیبریلهای سلولزی بر بنای پدیده خود آرایی با برقراری پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی است. این تجمع نیاز به آنزیم ندارد.
 

تجزیه سلولز
تجزیه سلولز بوسیله سلولازها انجام می‌شود. سلولازها را به دو گروه اگزو سلولازها و آندو سلولازها تقسیم بندی می‌کنند. اگزوسلولازها قدرت عمل بیشتری دارند و بر انواع مختلف سلولز چه سلولز بلوری و چه سلولز غیر بلوری که در نتیجه زخم یا تخریب بخشهای سلولزی بلوری ایجاد می‌شود اثر می‌کنند و در مرحله اول عمل خود موجب گسستن پیوندهای بین مولکولی می‌شوند. آندو سلولازها بر محصول عمل اگزو سلولازها اثر می‌کنند و موجب گسستن پیوندهای درون مولکولی می‌گردند بنابراین سلولازها اشتراک یا تعاون عمل دارند
.
 

فرمهای سلولز و شناسایی آنها
α
- سلولز: این فرم از سلولز در محلول 17.5 درصد از هیدروکسید سدیم در 20 درجه سانتیگراد حل نمی‌شود.
β - سلولز: β - سلولز در این محلول حل شده اما به محض اسیدی کردن محلول ته‌نشین می‌شود.
γ - سلولز: در محلول 17.5 درصد هیدروکسیدسدیم حل می‌شود اما با اسیدی شدن محلول ته‌نشین نمی‌شود.

کاربرد سلولز
سلولز ماده تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان است. این ترکیب اولین بار در سال 1838 مورد توجه قرار گرفت. در آن سالها با اعمال تغییراتی در آن مانند نیتروژندار کردن در تولید نیترو سلولز مورد بهره برداری قرار گرفت. سلولز بصورت تقریبا خالص در رشته‌های پنبه وجود دارد. این رشته‌ها در تولید نخ و پارچه بافی و تولید پوشاک اهمیت فراوانی دارن
د.

همچنین الیاف پنبه استرلیزه شده در پزشکی کاربرد زیادی دارد. سلولز بصورت ترکیب با لیگنین (ماده چوب) و سلولز در تمام مواد گیاهی وجود دارد. سلولز در گذشته در ساخت باروت بدون دود مورد استفاده قرار می‌گرفت. امروزه از آن برای تولید نیترو سلولز که در ساخت مواد منفجره ، پلاستیک‌سازی ، رنگسازی و … کاربرد دارد، استفاده می‌کنند. سلولز همچنین در آزمایشگاه به عنوان جزء عمل کننده فاز جامد در کروماتوگرافی لایه نازک استفاده می‌شود.

 

  برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند ، پدیده‌های شیمیایی نقش برجسته‌ای دارند. از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ ، اصول شیمیایی دخالت آشکاری دارند. لیگنین زدایی از یک منبع گیاهی مناسب ، معمولا چوب ، یک فرآیند شیمیایی ناهمگن است که در دما و فشار زیاد انجام می‌شود.

دامنه شیمی کاغذ ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها ، رنگدانه‌های معدنی ، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنیهای پلیمری متعدد می‌باشد. در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد. نقش پلیمر ، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.
 

ترکیب شیمیایی کاغذ
از آنجا که کاغذ از الیافی ساخته می‌شود که قبلا تحت تاثیر تیمارهای فیزیکی و شیمیایی قرار گرفته‌اند، سلولهای گیاهی حاصل از ترکیب شیمیایی ثابتی نسبت به ساختار منابع گیاهی اولیه برخوردار نیستند. سلولهای گیاهی عمدتا از پلیمرهای کربوهیدراتی آغشته شده به مقادیر مختلف لیگنین (یک ترکیب پلیمری آروماتیک که میزان آن با افزایش سن گیاه افزایش می‌یابد و در حین فرآیند لیگنینی شدن تولید می‌گردد) تشکیل شده‌اند. بخش کربو هیدراتی سلول بطور عمده از پلی ساکارید سلولز تشکیل شده است. بخشی از این ترکیبات شامل پلی ساکاریدهای غیر ساختمانی با وزن مولکولی کم به نام همی سلولز هستند، که نقش بسیار مهمی در خصوصیات خمیر و کاغذ دارند.

به نظر می‌رسید که با توجه به نام همی سلولزها ، این ترکیبات با سلولز ارتباط داشته باشند و به روش مشابهی با سلولز بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر بخوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر به خوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز می‌شوند و نقش ویژه‌ای در دیواره سلول گیاهان ایفا می‌کنند. علاوه بر این ترکیبات مهم ، مقادیر کمی از مواد آلی قابل استخراج و مقادر بسیار کمی از مواد معدنی نیز در دیواره سلولی الیاف وجود دارد
.
 

 مواد عصاره‌ای و اندک (%)

 لیگنین(%)

 همی سلولزها (%)

 سلولز (%)

 

10>

25 تا 35

20

40 تا 45

 سوزنی برگان

10>

17 تا 25

15 تا 35

40 تا 45

 پهن برگان

 

ترکیب کلی استخراج الیاف گیاهی از نظر درصد کربن ، هیدروژن و اکسیژن بسته به درجه لیگنین شدن متغیر است. میزان این عناصر برای چوب حدود 50% کربن ، 6% هیدروژن و 44% اکسیژن است. از آنجایی که ترکیب عنصری کربوهیدراتها کم و بیش به صورت CH2O)n) است، میزان کربن موجود تقریبا حدود 40% است. لیگنین یک ترکیب آروماتیک با فرمول تقریبی C10H11O4 می‌باشد. بنابراین ، میزان کربن آن بطور متوسط حدود 65 - 60% است.
 

سلولز
سلولز مهمترین ترکیب ساختاری دیواره‌های سلول است و بعد از حذف لیگنین و انواع دیگر مواد استخراجی نیز مهمترین ترکیب ساختاری کاغذ محسوب می‌شود. از نظر شیمیایی ، سلولز یک پلیمر دارای ساختمان میکرو فیبریلی شبه بلوری متشکل از واحدهای
D-β گلوکوپیرانوزی با اتصالات (4 <---- 1) گلیکوزیدی است. همچون بسیاری از پلی ساکاریدها ، سلولز پلیمری بسپاشیده با وزن مولکولی زیاد است. بسته به نوع منبع سلولزی، درجه پلیمریزاسیون سلولز از 10000 تا 15000 متفاوت است.

سلولز 100% بلوری شناخته نشده است، اما ساختمان سلولز دارای یک بخش بلوری و یک بخش غیر بلوری یا بی‌شکل است. درجه بلورینگی بستگی به منشاء سلولز دارد. سلولز پنبه و انواع جلبکها مانند والونیا درجه بلورینگی بسیار بالایی است. در حالیکه سلولز چوب درجه بلورینگی پایینی دارد. سلولز بوسیله باکتریها نیز تولید می‌گردد که البته به عنوان منابع سلولزی برای کاغذ کاربردی ندارند
.
 

همی سلولزها
همی سلولزها گروهی از پلی ساکاریدهای غیر ساختاری با وزن مولکولی کم و اغلب ناهمگن هستند که ارتباطی با سلولز نداشته و از راه بیوسنتز متفاوتی تولید می‌شوند. نام همی سلولزها نشان دهنده ارتباط یا نزدیکی آنها با سلولز نیست. نقش همی سلولزها در دیوراه سلول بخوبی شناخته شده نیست، اما وزن مولکولی خیلی کم آنها نمی‌تواند همی سلولزها را به عنوان یک پلیمر ساختاری مطرح کند (درجه پلیمریزاسیون آنها بین 150 - 200 است).

تحقیقات نظری در این زمینه نشان می‌دهد که همی سلولزها ممکن است نقشی در انتقال آب داشته باشند. همی سلولزها معمولا از واحدهای مونومری هگزوزی مثل
D- گلوکوپیرانوز ، D- مانوپیرانوز و D
- گالاکتوپیرانوز و واحدهای پنتوزی مثل D- زایلو پیرانوز و –
L
آرابینوفورانوز تشکیل شده‌اند. بخش قابل توجهی از همی سلولزها حتی بعد از لیگنین زدایی شیمیایی ، در خمیر کاغذ باقی می‌مانند. مهمترین همی سلولز موجود در سوزنی برگان گالاکتو گلوکومانان است که حدود 20% از وزن خشک چوب را تشکیل می‌دهد.
 

لیگنین
لیگنین ، پلیمری آروماتیک با ساختاری بسیار پیچیده است. تقریبا کلیه خصویات لیگنین در کاربردهای کاغذ سازی نقش منفی دارند و کاغذهای با کیفیت خوب از الیافی ساخته می‌شود که تقریبا عاری از لیگنین هستند. لیگنین سبب شکننده شدن کاغذ می‌شود و به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروههای رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ می‌شود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و بطور کلی کلیه خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگنین وجود دارد، چنین اثرهایی را نشان می‌دهد.
 

رزینها و مواد استخراجی
چوب حاوی مقدار کمی (کمتر از 5%) از ترکیباتی است که توسط حلالهای آلی مثل اتانول یا دی کلرومتان قابل استخراج هستند. میزان این ترکیبات در پهن برگان و سوزنی برگان و در بین گونه‌های مختلف چوبی متفاوت است. اگر چه این ترکیبات ممکن است در حین فرآیندهای شیمیایی تهیه خمیر کاغذ حذف شوند، اما همیشه مقداری از آنها در کاغذ باقی می‌ماند. ترکیب شیمیایی این مواد بسیار متغیر است و شامل آلکانها ، آلکنها ، اسیدهای چرب (اشباع یا غیز اشباع) ، استرهای گلیسرول ، مومها ، اسیدهای رزینی ، ترپنها و ترکیبات فنولی هستند
.

میزان باقیمانده این ترکیبات این ترکیبات در خمیر و کاغذ بستگی به فرآیند تهیه خمیر مورد استفاده دارد. در مجموع ، ترکیبات اسیدی مثل اسیدهای چرب و رزینی در محیط قلیایی براحتی از طریق تبدیل شدن به نمکهای محلول حل می‌گردند، اما در خمیر سازی اسیدی ، این ترکیبات براحتی قابل حل و خارج سازی نیستند. چندین محصول فرعی مفید در عملیات خمیر سازی از مواد استخراجی قابل استحصال است که مهمترین آنها شامل تربانتین و روغن تال است. تربانتین مخلوطی از هیدروکربنهای دو حلقه‌ای با فرمول
C10H16 است که ترکیبات عمده آن α و β- پنن است.

این ترکیبها به صورت محصولات فرعی فرار با بازده 5-4 لیتر به ازای هر تن چوب (کاج) قابل استحصال بوده و به عنوان حلال مور استفاده اند. روغن تال عمدتا از اسیدهای رزینی به همراه حدود 10% ترکیبات خنثی تشکیل شده است. این اسیدها از نظر ساختمانی ایزومرهای اسید آبیتیک هستند و به عنوان مواد افزودنی شیمیایی و مواد آهارزنی در تهیه کاغذ مصرف می‌شوند
.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:20  توسط صالح نظری  | 

 

بسمه تعالي

پيشگفتار

استاندارد فرش چوبي (پاركت) كه بوسيله كميسيون فني استاندارد چوبهاي نيمه ساخته شده زير نظر كميته ملي استاندارد چوب و فرآورده هاي آن وتحت نظارت شورايعالي استاندارد در مؤسسه استاندارد وتحقيقات صنعتي ايران تهيه و تدوين گرديده است به استناد ماده يك ((قانون مواد الحاقي به قانون تاسيس مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب 24 آذر 1349)) بعنوان استاندارد رسمي ايران منتشر مي گردد. براي حفظ همگامي و هماهنگي با پيشرفت هاي ملي و جهاني صنايع وعلوم استانداردهاي ايران در مواقع لزوم و يا در فواصل معين مورد تجديد نظر قرار خواهند گرفت و هرگونه پيشنهادي كه براي اصلاح يا تكميل اين استانداردها برسد در هنگام تجديدنظر در كميسيون فني مربوط مورد توجه واقع خواهد شد. بنابراين براي مراجعه به استانداردهاي ايران بايد همواره از آخرين چاپ وتجديدنظر آنها استفاده نمود. در تهيه اين استاندارد سعي بر آن بوده است كه باتوجه به نيازمنديهاي خاص ايران حتي المقدور ميان روشهاي معمول در اين كشور و استاندارد و روشهاي متداول در كشورهاي ديگر هماهنگي و همگامي ايجاد شود. بنابراين با بررسي امكانات و مهارت هاي موجود و اجراي آزمايش هاي لازم استاندارد حاضر با استفاده از استاندارد زير تهيه گرديد:

 

ISO /R 631-1967

 

  استاندارد فرش چوبي (پاركت ) 1

  1- هدف

منظور از تدوين اين استاندارد تعيين معيارهائي براي ساخت فرش چوبي از گونه هاي مختلف چوب است.

  2- دامنه كاربرد

اين استاندارد خصوصيات فرش چوبي و سازه هاي آن و همچنين چگونگي برش و اندازه و شرايط تحويل و بسته بندي آنرا تعيين مي كند اين استاندارد فقط مربوط به فرش چوبي موزائيكي است.

  3- تعريف ها و اصطلاحها

3-1- چوب ماسيف (توده چوب) به چوب يكپارچه بصورت فرآورده طبيعي گفته مي شود.

3-2- تيغه چوب به شكل مكعب مستطيل است كه كوچكترين سازه چوبي بشمار مي آيد.

3-3- مربع كوچك از پهلوي هم قرار گرفتن تيغه چوبها بوجود مي آيد.

3-4- مربع متوسط از قراردادن چهار مربع كوچك بطور شطرنجي در كنار هم بوجود مي آيد.

يادآوري: تعداد مربع هاي كوچك براي تشكيل مربع متوسط مي تواند با توافق سازنده و خريدار كم يا زياد شود.

3-5- مربع بزرگ- از 4 مربع متوسط و يا 16 مربع كوچك تشكيل مي شود.

3-6- پره هاي چوبي اصطلاحاَ به برش بافتهاي پارانشيمي كه در جهت اشعه برش عرضي ساقه درخت و عمود بر حلقه هاي رويش ساليانه قرار گرفته است گفته مي شود . كه در برش شعاعي بصورت لكه هاي كم و بيش پهن و در برش مماسي بصورت دوك هاي كم و بيش باريك ديده مي شود.

3-7- برش عرضي- برشي است عمود به محور طولي ساقه درخت.

3-8- برش شعاعي برشي است كه در امتداد يكي از قطرها يا شعاع برش عرضي ساقه درخت باشد.

3-9- برش مماسي- برشي است عمو.د به اشعه و مماس به حلقه هاي رويش ساليانه درخت

3-10- برش بينا بيني(مايل)- برشي است كه امتداد معيني نداشته باشد.

لكه ها- عيوبي هستند كه در بعضي از چوبها به سبب وجود بيماريهاي مختلف و حمله قارچها و يا ناهمگن بودن پراكندگي رنگ , بوجود مي آيد.

3-12- تركها- شكافهاي باريكي هستند كه در اثر از هم كشيدگي , خشك شدن , يخ زدگي و يا گسستگي بعلل مختلف در بافت چوب بوجود مي آيد. تركها بد و صورت سطحي و ژرف ديده ميشود.

3-13- كيسه هاي صمغ- كيسه هائي هستند كه در بعضي از چوبها بويژه در بسياري از چوب سوزني برگان هنگامي كه قسمتي از بافت درخت بعللي آسيب ديده باشد بوجود مي آيد.

3-14- رگه هاي رنگي- تغيير رنگي است كه در قسمت هاي مختلف چوب بعلت ناهمگيني پراكنش مواد شيميائي چوب و يا در اثر حمله عده اي از قارچهاي چوبخوار ظاهر ميشود.

  4- ويژگيها

4-1- ويژگيهاي كلي- چوبهاي بكار برده شده بايد بدون هر گونه اثر فساد ايجاد شده توسط حشرات و قارچها كه مقاومت چوب را پائين مي آورد, باشد. عمليات انجام شده در روي فرش چوبي نبايد صدمه اي به نما و يا به چسباندن آن وارد سازد.

4-2- ويژگيهاي تيغه چوب

4-2-1- اندازه- اندازه تيغه چوبها براي ساخت فرش چوبي در ابعاد مختلف به شرح زير ميباشد.

4-2-1-1- درازا: 100 و 120 و 125 ميلي متر

4-2-1-2- پهنا: 20 و 24 و 25 ميلي متر

4-2-1-3- كلفتي: 6 و 8 و 10 ميلي متر

اين اندازه ها با رطوبت 11 درصد در نظر گرفته شده است .

يادآوري: اندازه هاي سفارشي مجاز خواهد بود.

رطوبت- تيغه چوبها بايد داراي 11 درصد رطوبت باشد.

يادآوري: اين رطوبت سازندگان فرش چوبي را راهنمائي مي كند كه نسبت به رطوبت چوب خود در موقع تهيه تيغه چوبها افزايش و يا كاهش ابعاد آنرا پيش بيني نمايند, تا اين ابعاد درحد گذشت بازي چوب در 11 درصد رطوبت قرار گيرد.

4-2-3- كناره و سطوح تيغه چوبها بايد رنده و صاف شده و از هر طرف گونيا باشد.

رواداشت(حد گذشت) روا داشت در مورد اندازه هاي تيغه چوبها در جدول شماره 1 داده شده است.

اگر حداكثر درصد تيغه چوبهاي فرش چوبي دو برابر ارقام داده شده در جدول شماره 1 انحراف داشته باشد قابل قبول است.

  5- طبقه بندي

فرش چوبي از نظر كيفيت و مرغوبيت به چهار طبقه بشرح زير تقسيم مي شود:

5-1- ممتاز- اين نوع فرش چوبي از نظر مرغوبيت از سه درجه ديگر بالاتر بوده و كلاَ از چوبهاي بدون عيب ساخته مي شود. ويژگيهاي ديگر آن از نظر شكل ظاهري و شرايط تحويل و بسته بندي منوط به توافق فروشنده و خريدار است.

5-2- درجه (1) فرش چوبي است كه ميزان برون چوب در رويه نماي آن حداكثر تا 5 درصد مجاز است . وجود برون چوب در رويه زيرين آن در صورتيكه حداقل فاصله آن با سطح نما 5 ميلي متر باشد, مجاز است. در فرش چوبي درجه يك تا 20 درصد از تيغه چوبها مي تواند داراي گره هاي حداكثر به قطر يك ميلي متر باشد و گره اي به قطر 5 ميلي متر و عيوب كوچك در سطح زيرين اين نوع فرش چوبي قابل قبول است. در فرش چوبي درجه يك برش تيغه چوبها ميتواند بطور مماسي شعاعي و يا بينابيني باشد, بشرط آنكه نسبت تيغه چوبهاي شعاعي از 30درصد تجاوز نكند.

5-3- درجه (2) فرش چوبي است كه ميزان برون در رويه نماي آن حداكثر تا 50 درصد مجاز است. در فرش چوبي درجه 2 تا 20 درصد از تيغه چوبها ميتواند داراي گروهاي حداكثر به قطر 2 ميلي متر و گره هاي بقطر 5 ميلي متر و عيوب كوچك ديگر در سطح زيرين اين نوع فرش چوبي قابل قبول است. در فرش چوبي درجه 02) برش تيغه چوبها مي تواند بطور شعاعي, مماسي و يا بينابيني باشد, بشرط آنكه نسبت تيغه چوبهاي شعاعي از 50 درصد تجاوز نكند.

5-4- درجه 3- در فرش چوبي درجه (3) تا 50 درصد از تيغه چوبها ميتواند داراي گره باشد و حداكثر 10 درصد از گره هاي موجود با قطر بيش از 5 ميلي متر قابل قبول است. در رويه نهائي فرش چوبي, عيوب زير فقط در مورد 50 درصد از تيغه چوبهاي بكار برده شده قابل قبول است:

5-4-1- رگه هاي رنگي

5-4-2- تركها

5-4-3- حفره هاي صمغ

5-4-4- لكه ها

5-4-5- در هم پيچيدگي الياف در صورتيكه يكي از عيب هاي نامبرده بالا در هر تيغه چوب وجود داشته باشد بطوريكه در حد جدول شماره 2 قرار گيرد قابل قبول است.

  6- شرايط تحويل , بسته بندي و نشانه گذاري

6-1- شرايط تحويل در صورتيكه توافقي در مورد درصد رطوبت بين خريدار و فروشنده وجود نداشته باشد تيغه هاي تشكيل دهنده فرش چوبي بايد در موقع تحويل به خريدار 7 تا 12 درصد رطوبت داشته باشد.

6-2- بسته بندي- فرش هاي چوبي بايد در داخل بسته هاي مناسب قرار داده شود.

يادآوري: در مورد تغيير شرايط محل كاربرد, فرش هاي چوبي بسته به توافق بين خريدار و فروشنده بايد طوري بسته بندي شود تا ميزان درصد رطوبت ذكر شده در بالا را در شرايط معمولي حمل و نقل و انبار حفظ نمايد.

6-3- نشانه گذاري- در روي هر بسته بايد مطالب زير به فارسي و در صورت صدور به انگليسي يا زبان كشور خريدار نوشته شود.

6-3-1- نام و نشانه سازنده فرش چوبي

6-3-2- عبارت “ ساخت ايران “

6-3-3- ويژگيهاي ديگر به شرح زير:

6-3-3-1- عبارت “ فرش چوبي“

6-3-3-2- درجه مرغوبيت

6-3-3-3- درازا و پهناي مربع بزرگ به ميلي متر

6-3-3-4- نوع چوب

بعنوان مثال: فرش چوبي درجه يك 400*400 بلوط

 

 

 

 

 

1 Parquet

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:58  توسط صالح نظری  | 

امروزه استفاده از كامپوزيت­هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان و صنعت خودرو مورد توجه بسياري از كشورهاي توسعه­يافته و در حال توسعه قرار گرفته است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت بر مي‌گردند و از قيمت بسيار پايين‌تري برخوردار هستند. متن زير به معرفي تجربه چند كشور از جمله ايران در بهره‌گيري از كامپوزيت‌هاي طبيعي مي‌پردازد:

هندوستان

طي دهه گذشته، كشور هند گام‌هاي بلندي را در تدوين و گسترش دانش فني استفاده از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي برداشته است. اين كشور تحقيقات فراواني جهت توليد يك محصول بادوام و ارزان‌قيمت جهت پاسخگويي به نياز اقشار كم‌درآمد جامعه خود انجام داده است. اين كشور از منابع غني الياف طبيعي برخوردار است و با توجه به مشكل مسكن و جمعيت، فعاليت‌هاي خود را در راستاي كاربرد كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان متمركز كرده است.

اين كشور پروژه‌هاي بزرگي را جهت توليد پروفيل‌هاي پالتروژني از الياف طبيعي، تهيه تخته‌هاي كامپوزيتي و پانل‌هاي ساختماني از جنس الياف كنف، درب‌هاي كامپوزيتي ساخته شده از الياف چتايي و قاب‌ها و پنجره‌هاي ساختماني از جنس الياف نارگيل، در دست اجرا دارد. البته محصولات توليدشده منحصراً در صنعت ساختمان اين كشور مصرف نمي‌شود و حجم بالايي از اين محصولات در ساخت قطارها و واگن‌هاي خط آهن مورد استفاده قرار گرفته است.

بنابر اظهارات هيئت ارزيابي و پيش‌بيني تكنولوژي هند (
TIFAC
)، با روي آوردن به سمت الياف طبيعي علاوه بر حفظ منابع ارزشمند چوب اين كشور، زمينه حضور هند در بازارهاي بين‌المللي نيز فراهم شده است.

اين كشور جهت صدور تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي به كشورهاي آفريقايي و آسياي جنوبي شرقي كه از ذخاير الياف طبيعي فراواني برخوردارند، برنامه‌هاي بلندمدتي را در دستور كار خود قرار داده است. كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي امروزه در هند به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند و به دليل قيمت مناسب و خواص مطلوبشان به عنوان رقباي قدرتمند محصولات چوبي مطرح شده‌اند.

بنابر گزارش هيات مذكور، گام بعدي اين كشور گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي از عرصه ساختمان به عرصه‌هاي ديگر از قبيل راه آهن، كشتيراني، خودروسازي و غيره است.

اروپا و آمريكا

در سال‌هاي اخير استفاده از الياف طبيعي در ساخت كامپوزيت‌ها در اروپا و آمريكا به شدت مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر الياف طبيعي، گزارشاتي مبني بر استفاده از رزين‌هاي طبيعي در ساخت تراكتورهاي شركت ژان‌دي ‌ير نيز وجود دارد كه بيانگر توجه صنعت كامپوزيت اروپا به استفاده از منابع طبيعي و سازگار با محيط زيست مي‌باشد.

خودروسازان اروپا و آمريكا طي سال‌هاي اخير اتومبيل‌هايي را كه در آنها از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي استفاده شده است به بازار عرضه كرده‌اند. طي گزارشي شركت‌هاي بزرگي همچون جانسون، فيندلي و ويزيدوم از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در خودروهاي سال 2001 خود بهره جسته‌اند. قطعات كامپوزيتي مورد استفاده اين شركت‌ها توسط يكي از شركت‌هاي واقع در ايالت ايندياناي آمريكا تهيه مي‌شود و به روش قالب‌گيري پرس گرم شكل مي‌گيرند.

شركت دايملر كرايسلر نيز به تازگي به سمت استفاده از يك نوع كامپوزيت الياف طبيعي كه در آفريقاي جنوبي توليد مي‌شود روي آورده است. اين شركت در ساخت قفسه‌هاي عقبي داخل خودروهاي سواري مرسدس
رده
C از اين نوع كامپوزيت‌ها كمك گرفته است. اين شركت همچنين تمايل دارد از اين كامپوزيت‌ها در ساخت كاروان‌هاي مسافرتي خود نيز استفاده كند.

شركت مشهور جنرال موتورز نيز يكي از شركت‌هايي است كه استفاده از الياف طبيعي را در دستور كار خود قرار داده اشت. علاوه بر چندين مدل كاميون، در بدنه خودروهاي مشهور اين كمپاني نيز قطعاتي از جنس كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي را مي‌توان مشاهده نمود.

به غير از اين غول‌هاي بزرگ خودروسازي، شركت‌هاي كوچك‌تر خودروساز نيز از الياف طبيعي به عنوان پركننده‌هاي قطعات پليمري خودرو بهره فراواني مي‌گيرند. در اين قبيل قطعات درصد استفاده از الياف طبيعي بسيار كمتر است.

به نظر مي‌رسد كه الياف طبيعي بازار رو به رشدي دارند و برخي از دست اندركاران صنايع خودروسازي نرخ رشد اين كامپوزيت‌ها طي سال‌هاي آينده را تا 30 درصد نيز پيش‌بيني كرده‌اند
.

ايران

در ايران نيز به تازگي تلاش‌هايي جهت به‌كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنايع خودرو و ساختمان گزارش مي‌شود.

در محور ساختمان، پژوهشگاه پليمر ايران به انجام مطالعات و تحقيقاتي در زمينه توليد نوارهاي تزئيني از جنس الياف طبيعي توسط فرايند پالتروژن اقدام نموده است. اين نوارها به كمك الياف طبيعي كنف و رزين پلي‌استر ساخته مي‌شوند و در ساخت نماهاي داخلي بنا قابل استفاده هستند. همچنين پروفيل‌هاي ديگري نيز به اين روش توليد شده‌اند كه مي‌تواند موارد كاربرد خاص خود را در بازار بيابد. به غير از اين طرح تحقيقاتي، مورد ديگري از به كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان كشور گزارش نشده است.

در محور خودرو فعاليت‌هاي انجام شده پررنگ‌تر است. در حال حاضر در ايران براي ساخت قطعات تزئيني خودرو عموماً از كامپوزيت‌هاي پرشده با آرد چوب و يا فيبرهاي تهيه شده از تركيب رزين و تراشه‌هاي چوب كمك مي‌گيرند. كامپوزيت‌هاي پر شده با آرد چوب در حقيقت تركيبي از يك رزين گرمانرم همچون پلي‌پروپيلن با آرد چوب بازيافت شده است كه به نسبت حجمي مناسب با هم آميخته شده‌اند. بر طبق بعضي از گزارشات، مواد اوليه لازم براي توليد اين قطعات از خارج مرزها وارد مي‌شود و ارزبري بسيار زيادي دارد
.

كشور ما در حال حاضر از منابع غني الياف طبيعي همچون كنف برخوردار است. گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي طبيعي از سوي كشورهاي در حال توسعه همچون هند و تايلند مي‌تواند به عنوان الگويي براي بخش‌هاي تحقيقاتي داخلي در غنيمت شمردن فرصت‌هاي موجود در عرصه توليد مواد جديد محسوب شود.

مآخذ:

1-       مجلة كامپوزيت، شماره‌هاي 2و 7

2- سايت:
www.TIFAC.Org.in


3- مجموعه مقالات هفتمين كنگره ملي مهندسي شيمي ايران

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:8  توسط صالح نظری  | 

چندين روش شناخته شده براي توليد پلاستيك‌هاي تقويت شده با الياف وجود دارد كه بسياري از آنها بر به كارگيري الياف ترد همانند شيشه تمركز دارند.

به نوشته جديدترين شماره نشريه كامپوزيت ،دستگاه‌هاي مورد استفاده براي اين روش‌هاي ساخت،از چندين عنصر مخلوط كن و ورزدهنده تشكيل شده‌اند.

در اين فرايند نوين به جاي الياف شيشه،الياف سلولزي طبيعي به كار گرفته مي شود.اين مواد به عنوان رقيبي براي شيشه قابليت تقويت پلاستيك‌ها را دارند.

استحكام ويژه اين الياف حدود ‪ ۵۰تا ‪ ۸۰درصد الياف شيشه است و مدول ويژه آنها مي‌تواند از الياف شيشه بيشتر باشد.از برتري‌هاي اين مواد بهاي كم،سبكي و قابليت تجزيه در طبيعت است.

اين مواد در تركيب با رزين‌هاي گرمانرم نسبت به الياف شيشه سايش كمتري ايجاد مي‌كنند و علاه براين سلامت و ايمني افرادي را كه با آن كار مي كنند به خطر نمي‌اندازد.

در اين فرايند اكستروژن نوين ،گرانول‌هايي از پليمرهاي گرمانرم تقويت شده با الياف طبيعي توليد مي‌شوند كه نسبت به پلي پروپيلن معمولي شش مرتبه سفت تر و دو و نيم برابر محكم تر هستند.

اين كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي داراي استحكام و سفتي برابر با پلاستيك هاي تقويت شده با الياف شيشه هستند و در عين حال بسيار ارزان ساخته مي- شوند.

اين كامپوزيت‌ها را مي‌توان قالب‌گيري تزريقي كرد.براي اين كار مي- توان از تجهيزات اكستروژن متداولي كه معمولا داراي ماردون هستند استفاده كرد و نيازي به ساخت ابزار ويژه نيست.

اين فن آوري براي ساخت كامپوزيت از پلاستيك‌هاي معمولي و مهندسي همانند پلي پروپيلن ،پلي اتيلن و پلي استيرن و الياف طبيعي گوناگون همانند الياف كتان،شاهدانه،كنف و كنف هندي در مقياس كوچك (‪ ۵تا‪۱۰كيلوگرم در ساعت)عرضه شده است
در اين فرايند ضايعات فرايند توليد كاغذ و الياف نيز مي‌توانند به عنوان پركننده استفاده شوند.

ديگر روش‌هاي ساخت كامپوزيت‌هاي گرمانرم تقويت شده با الياف طبيعي از الياف كوتاه تري استفاده مي‌كنند.

اين فرايند به اكسترودري با حداقل يك عضو مخلوط كن و يك عضو پيچش معكوس نياز دارد،چنين اكسترودري الياف و مذاب پليمر را به صورت همگن مخلوط خواهد كرد.

تمام اكسترودرهايي كه داراي دو دريچه تغذيه و يك دريچه گاززدايي هستند مي‌توانند براي ساخت كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي به كار گرفته شوند.

دماي ساخت كامپوزيت بايد كمتر از ‪ ۲۰۰در جه سانتيگراد باشد تا بهترين نتايج را به دست دهد.

تخمين زده مي‌شود هر تن پليمر تقويت شده با الياف طبيعي حدود ‪۱۵۰ يورو ارزان تر از پلي پروپيلن تقويت شده با الياف شيشه باشد.پركننده‌هاي طبيعي نيز حدود۲۵۰تا ‪ ۳۰۰يورو در هر تن ارزان تر هستند.

اين مطلب برگرفته از شماره ‪ ۱۵نشريه تخصصي كامپوزيت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:2  توسط صالح نظری  |