X
تبلیغات
مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ

مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ

این یک وبلاگ تخصصی صنایع چوب و کاغذ است

استاندارد آغشتگي تيرهاي چوبي

  1 ـ هدف

 هدف از تدوين اين استاندارد بيان روش‏هاي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي در مقابل فساد و آتش مي‏باشد .

 يادآوري : در اين استاندارد منظور از فساد عبارتست از پوسيدگي چوب ـ كرم خوردگي چوب و از بين رفتن چوب به وسيله موجودات دريائي مي‏باشد .

  2 ـ دامنه كاربرد

 اين استاندارد در مورد روش‏ها و مواد آغشتگي و اشباع براي انواع تيرهاي چوبي معادن ـ ساختمان ـ اسكله و غيره قابل اجراء مي‏باشد .

  3 ـ مواد آغشتگي و اشباع

 اين مواد كه براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي جهت محافظت در مقابل فساد و آتش مي‏باشد به قرار زير مي‏باشد:

 3 ـ 1 ـ مواد اشباع و آغشتگي و تيرهاي چوبي در مقابل فساد

 3 ـ 1 ـ 1 ـ كرئوزوت

 كرئوزوت آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي بايد از تقطير زغال سنگ به دست آمده باشد ( چون كرئوزوت از تقطير چوب و لنين نيز به دست مي‏آيد ) و از مواد زير تشكيل يافته است :

 ـ اسيدهاي قطراني ( مخلوطي از اسيد فنوليك ـ كسيلول ـ كرزول )

 ـ بازهاي قطراني ( مخلوطي پيريدين ـ اكريدين ـ كينملين )

 ـ مواد خنثي ( مخلوطي از آنترانسين ـ فلوئورن ـ نفتالين ـ مناترين )

 در عمل گاهي مي‏توان كرئوزوت را به طور خالص مصرف نمود ولي به علت داشتن خاصيت گندزدائي فوق العاده زياد آن را مخلوط با مواد ديگر به كار مي‏برند چنانچه گاهي آن را در قطران زغال سنگ و گاهي در   حل كرده و مصرف مي‏كنند .

 در مورد محلول كرئوزوت و قطران زغال سنگ فرمول‏هاي زير به كار برده مي‏شود .

 عيب بزرگ كرئوزوت اينست كه تيرهاي چوبي پس از آغشتگي سياه‏رنگ , بد بود و چسبنده مي‏شوند كه در اين صورت رنگ كردن آنها مشكل مي‏باشد ولي مي‏توان با الكلي‏هاي فلزي تيرهاي چوبي را پس از آغشتگي با كرئوزوت رنگ نمود كرئوزوت بر دو نوع است .

 3 ـ 1 ـ 1 ـ 1 ـ كرئوزوت سيال ( نوع T.T.D)

 كرئوزوت سيال منحصرا از روغن‏هاي سنگين تقطير و قطران زغال سنگ به دست مي‏آيد .

 وزن مخصوص

 وزن مخصوص كرئوزوت سيال در 15 درجه سانتي گراد بايد بن 1/020 ـ 1/100 باشد .

 حلاليت در بنزين

 هنگامي كه كرئوزوت سيال در بنزين كريستاليزه حل گردد وزن باقيمانده حل نشده نبايد بيش از 0/2 درصد باشد . براي اين كار دو عدد كاغذ صافي را با هم در اتو تا ثابت ماندن وزن قرار دهيد و 100 گرم كرئوزوت را با 100 گرم بنزين كريستاليزه در حرارت 15 درجه سانتي گراد مخلوط نموده و از صافي دوگانه توزين شده نامبرده صاف كرده و صافي‏ها را به طور جداگانه در اتو 40 درجه سانتي گراد خشك نموده و توزين نماييد اختلاف وزن دو صافي نبايد بيش از 0/2 گرم باشد .

 تعيين آب كرئوزوت

 اندازه‏گيري آب موجود در كرئوزوت به كمك كشش بخار كسيلول در دستگاه وينكروژاكه انجام مي‏گيرد اين دستگاه عبارت است از يك بالن گردن كوتاه به ظرفيت 500 ميلي ليتر كه به آن يك لوله دريافت كننده مدرج وصل شده و روي آن هم يك مبرد قرار دارد 100 ميلي ليتر كرئوزوت سيال و 100 ميلي ليتر كسيلول را خوب مخلوط كرده و در داخل بالن ريخته و چند عدد ساچمه سربي در ته بالن قرار دهيد تا عمل تقطير به طور منظم صورت گيرد . جريان آب را به داخل مبرد برقرار نموده و به سرعت مخلوط را بجوشانيد بعد از نيم ساعت جوشش و زماني كه ديگر هيچ قطره آبي در قسمت بالائي بالن ديده نشده عمل جوشش را متوقف نماييد آب موجود در كرئوزوت كه به كمك كشش بخارات كسيلول خارج و در پايه لوله مدرج جمع شده نشان دهنده ميزان درصد آب موجود در كرئوزوت مي‏باشد كه نبايد بيش از يك ميلي متر باشد .

 تقطير جزء به جزء كرئوزوت :

 كرئوزوت را اگر تقطير نمايند ماد زير حاصل مي‏گردد :

 

تا 170 درجه سانتيگراد

%1 وزني

تا 230 درجه سانتيگراد

%30 وزني

تا 315 درجه سانتيگراد

%65 وزني

تا 360 درجه سانتيگراد

%85 وزني

 

 3 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ كرئوزوت سنگين ( نوع F.C.N.S)

 از تقطير قطران زغال سنگ در كوره‏ها و ديگ‏هاي كارخانجات گاز و كوره تهيه كمك ذوب آهن به دست مي‏آيد كه نبايد مواد زير به آن اضافه نمود .

 ـ پس مانده‏هاي استخراج يا تصفيه مواد تشكيل دهنده قطران توسط عمليات شيميائي يا احتراق مانند پس مانده عمليات شيميائي انجام شده بر روي نفتالين يا آنتراسين

 ـ روغن‏هاي حاصله از بنزين گيري

 ـ روغن‏هاي نفتي يا مشابه

 آب موجود در كرئوزوت حداكثر يك درصد مي‏باشد ولي تا %3 را نيز مي‏توان پذيرفت .

 

 3 ـ 1 ـ 2 ـ روغن‏هاي آلي قابل حل در حلال‏هاي نفتي

 اين روغن‏ها در آب قابل حل نبوده ولي در حلال‏هاي نفتي به خوبي حل مي‏گردند و اين مواد سمي هم بر روي قارچ‏ها و هم بر روي حشرات چوب خوار تأثير مي‏كند و پس از آغشته كردن تيرهاي چوبي حلال‏ها بدون حرارت دادن تبخير شده و مواد سمي در داخل چوب باقي مي‏ماند كه در آن تغييري به وجود نمي‏آورد و در اين صورت مي‏توان اين قبيل تيرهاي چوبي را پس از آغشته شدن رنگ كرد و شامل :

 3 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ پنتاكلرورفنل (C6HCl5)

 اين ماده بيشتر براي مبارزه با قارچ‏هاي رنگ كننده چوب به كار برده مي‏شود ولي در روي قارچ‏هاي نابود كننده چوب نيز بي‏اثر نيست .

 3 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ نفتانات مس

 چون اين ماده بر روي گياهان تأثير نمي‏كند آن را براي آغشته كردن چوب‏هاي گلخانه و ساير تأسيسات كشاورزي به كار مي‏برند .

 3 ـ 1 ـ 3 ـ مواد معدني محلول در آب

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 1 ـ سولفات مس

 سولفات مس را به صورت محلول  وزني تهيه كرده و مصرف مي‏نمايند سولفات مس به كار رفته بايد از نوع متبلور بوده و نبايد بيش از يك درصد سولفات آهن داشته باشد و حداقل مقدار مس آن 24/9 درصد است و آبي كه جهت محلول مصرفي مي‏شود بايد حتي الامكان از مواد آهكي عاري باشد .

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 2 ـ بي كلرور جيوه

 بي كلرور جيوه را به نسبت يك كيلوگرم در 150 ليتر آب حل كرده و مصرف مي‏كنند . آب به كار برده شده بايد تا حتي الامكان فاقد مواد آهكي باشد .

 بي كلرور جيوه به كار برده شده بايد از درجه خلوص تجارتي خوبي برخوردار باشد به طوري كه  اگر در پنج برابر وزن خود در الكل اتيليك 90 درجه حل شود بيش از 0/1 درصد باقيمانده از خود به جا نگذارد . همچنين اگر در حرارت 400±50 درجه سانتي گراد قرار داده شود نبايد بيش از 0/2 درصد وزني باقيمانده داشته باشد .

 رطوبت موجود در بي كلرور جيوه نبايد بيش از 0/2 درصد باشد براي تعيين رطوبت آن 100 گرم بي كلرور جيوه را در دسيكاتور محتوي كلرور كلسيم تا وزن ثابت خشك مي‏كنند كسر وزن نبايد بيش از 200 ميلي گرم باشد .

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 3 ـ كلرور دو رنگ

 اين ماده سال‏ها به عنوان نمونه واقعي ماده حفاظت چوب قابل حل در آب مورد استفاده قرار گرفته است ولي عيب آن قابل شستشو بودن مي‏باشد كه براي جلوگيري از آن فرمول زير توصيه شده است .

 

 اين تركيب خشك را در هموزن خود در آب حل نموده و مصرف مي‏كند و ميزان استعمال آن براي هر متر مكعب چوب 18 كيلوگرم مي‏باشد .

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 4 ـ نمك ولعان

 

 هرچند اين تركيب براي آغشتگي تراور هم به كار مي‏رود ولي اغلب در مورد چوب‏هائي كه با خاك يا آب تماس ندارند نتيجه بهتري مي‏دهد .

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 5 ـ نك بوليدن1

 اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود

 يك قسمت از مخلوط بالا را با سه قسمت وزني سولفات دو رنگ متبلور در آب حل نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند.

 3 ـ 1 ـ 3 ـ 6 ـ سلكور2

 

 3 ـ 1 ـ 3 ـ نمك سبز3

 اين نمك از تركيبات زير تشكيل مي‏شود .

 

 3 ـ 2 ـ مواد آغشتگي تيرهاي چوبي در مقابل آتس

 مسئله جلوگيري از احتراق تيرهاي چوبي ساختماني و غيره از مدت‏ها پيش مورد توجه قرار گرفته است و مواد مختلفي را براي حفاظت چوب در برابر آتش بذار مي‏برند كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :

 3 ـ 2 ـ 1 ـ نمك‏هاي معدني

 

 3 ـ 2 ـ 1 ـ رنگ‏هاي كند كننده آتش :

 اين رنگ‏ها عبارتند از رنگ‏هاي روغني كه با روغن بي رنگ تهيه مي‏شوند كه در آن به جاي قسمتي از بيگمان‏هاي رنگي براكس به آنها اضافه مي‏نمايند . رنگ‏هاي كند كننده آتش داراي فرمول‏هاي مختلف هستند كه مهم‏ترين آنها به شرح زير است .

 

 بعضي اوقات در رنگ‏هاي كند كننده آن موادي از قبيل تركيب او را افرالديد و فسفات آمونيوم نيز به كار مي‏روند .

  4 ـ روشهاي آغشتگي و اشباع

 روش‏هاي مختلفي براي آغشتگي و اشباع تيرهاي چوبي وجود دارد كه مهم‏ترين آنها به قرار زير است :

 4 ـ 1 ـ روش آغشتگي سطحي تيرها

 در اين روش به وسيله قلم مو يا پاشيدن يا فروبردن چوب در محلول , سطح چوب را با مواد ضد عفوني آغشته مي‏نمايند و اغلب سموم حشره كش يا كرئوزوت بدين روش مورد استعمال قرار مي‏گيرند . در عمل فرو بردن تيرهاي چوبي را در مخازن پر از كرئوزوت نتيجه بهتري به دست مي‏آورند به خصوص اگر كرئوزوت داراي حرارتي در حدود 82 درجه سانتي گراد باشد .

 وزن در اين روش فقط سطح تيرهاي چوبي آغشته مي‏گردند لذا براي تيرهاي چوبي كه با خاك در تماس هستند زياد مناسب نمي‏باشد ولي در ساير موارد روش ارزان و ساده‏اي به شمار مي‏رود مشروط بر اين‏كه چوب‏ها قبلا تا اندازه‏اي خشك شده و داراي رطوبت سطحي زياد نباشد .

 4 ـ 2 ـ روش غوطه‏ور كردن تيرها

 در اين روش در بشكه‏هاي محتوي مواد آغشتگي تيرها را به طور عمود قرار مي‏دهند پس از آغشتگي تيرها را به طور معكوس مجددا در بشكه مي‏گذارند تا قسمت ديگر آغشته شود گاهي نيز براي چوب‏هاي بلندتر ظروف بزرگتري به كار مي‏برند و چوب‏ها را به طور افقي در محلول قرار مي‏دهند و با وسائلي چوب را در ظرف غوطه ور نگاه مي‏دارند كه در اين روش چوب يكنواخت‏تر آغشته مي‏شود .

 در اين روش از پنتاكلرورفنل ـ نفتانات مسر و كرئوزوت استفاده مي‏گردد اگر چنانچه كرئوزوت از نوع غليظ باشد آن را در تمام مدت آغشتگي گرم نگاه مي‏دارند با اين روش مي‏توان تيره‏اي چوبي پايه ـ تيرهاي كوچك مانند تيرهاي پرچين و نرده را آغشته نمود .

 4 ـ 2 ـ روش بوشري

 در اين روش ماده ضد عفوني را در تنه درختان    مي‏نمايند به طوري كه ماده ضد عفوني جانشين    گردد . عمل تزريق به اين ترتيب است كه تيرها را به طور افقي طوري قرار مي‏دهند كه مقطع كوچك آنها به اندازه 40 ـ 50 سانتي متر پايي تراز مقطع بزرگ آنها باشد .

 در اين موقع يك سر لوله لاستيكي را به مقطع بزرگ تيره سر ديگر لوله به مخزن وصل مي‏نمايند اين مخزن در بلندي قرار دارد و ارتفاع آن قسمت به طور تيرها به طول تيرها متفاوت است .

   يادآوري 1 ـ هميشه بايد حداقل  مخزن از محلول آغشتگي پر باشد .

 يادآوري 2 ـ دوباره به كار بردن موادي كه از انتهاي تيرها خارج مي‏گردد مجاز نمي‏باشد .

 با اين روش كليه تيرهاي چوبي تازه بريده شده را كه پوست آنها گرفته نشده  است مي‏توان تحت عمل آغشتگي قرار داد و محلول آغشتگي سولفات مس مي‏باشد .

 4 ـ 4 ـ روش ظروف سرباز

 4 ـ 4 ـ 1 ـ روش فرو بردن چوب در محلول سرد و گرم

 اصول كار ـ در اين روش ابتداء تيرها را در محلول گرم فرو مي‏برند . در اين حال هواي داخل حفره‏هاي چوب منبسط شده و قسمتي از آن از چوب خارج مي‏گردد . اگر در اين حال تيرها را وارد محلول سرد نمايند فشار داخلي تيرها پايين آمده و محلول يا عمق زيادي در چوب نفوذ مي‏كند .

 اين روش بسيار ساده بوده و فقط به دو حوضچه فلزي و يك گرم كننده و يك دستگاه بالا برنده نياز است .

 مواد آغشتگي در اين روش در درجه اول كرئوزوت و در درجه دوم ساير سموم محلول در آب است . اگر كرئوزوت به كار رود حرارت متوسط حوضچه گرم 100 درجه سانتي گراد و حوضچه سرد 65 درجه سانتي گراد مي‏باشد و در مورد سموم محلول حرارت حوضچه سرد همان حرارت محيط مي‏باشد . مدت براي حوضچه گرم حداقل 6 ساعت و براي حوضچه سرد 2 ساعت مي‏باشد .

 4 ـ 4 ـ 2 ـ روش كيان

 در اين روش تيرها را در محلول سرد بي كلرور جيوه فرو مي‏برند و روش تيرها بايد از تجرايت خشك باشد و محلول ضد عفوني شده عبارتست از يك محلول بي كلرور جيوه به نسبت يك كيلوگرم بي كلرور جيوه در 150 ليتر آب .

 4 ـ 5 ـ روش ظروف سر بسته

 در اين روش تيرها را در يك مخزن سربسته غير قابل نفوذ قرار داده و مايع آغشتگي را تحت فشار وارد مخزن نموده و تيرها را آغشته مي‏نمايند و عمل به دو طريق زير انجام مي‏گيرد . مك

 4 ـ 5 ـ 1 ـ روش تبل

 در اين روش تيرها را در مخازن قرار داده و به مدت 30 دقيقه فشار داخل مخزن را تا 65 ميليمتر جيوه پايين مي‏آورند سپس مايع آغشتگي ( كرئوزوت را به مخزن وارد نموده و فشار را تا 6 آتمسفر مي‏رسانند و 1 ـ 2 ساعت فشار را ثابت نگاه مي‏دارند بعد فشار را قطع مي‏نمايند . براي اين‏كه زيادي كرئوزوت موجود در چوب را خارج نمايند قبل از درآوردن تيرها را مخزن مختصري خلاء ايجاد مي‏كنند .

 در اين روش در تخليه اول هواي داخل حفره‏هاي چوب خارج شده و كرئوزوت تحت 6 اتمسفر فشار به خوبي در داخل چوب نفوذ مي‏كند .

 عيب بزرگ اين روش اينست كه مصرف كرئوزوت زياد بوده و كرئوزوت اضافي داخل چوب بعدا به صورت قطرات بيرون ريخته و سبب كثيف شدن تير مي‏گردد .

 4 ـ 5 ـ 2 ـ روش روپينگ

 در اين روش پس از قرار دادن تيرهاي چوبي در مخزن فشار آن را به مدت 15 دقيقه تا 4 آتمسفر بالا مي‏برند تا هوا كاملا در داخل تير نفوذ كند بعد كرئوزوت را وارد مخزن نموده و مجددا فشار مخزن را به 10 اتمسفر مي‏رسانند و اين فشار را به مدت 1 ـ 2 ساعت ثابت نگاه مي‏دارند تا كرئوزوت وارد خلل و فرج چوب شود و ضمنأ هواي داخل چوب متراكم شود در اين حال دفعتأ فشار مخزن را از بين مي‏برند تا اين عمل هواي متراكم داخل چوب كرئوزوت اضافي را به خارج چوب مي‏راند و با مختصر خلاء مقدار زيادي از كرئوزوت از چوب پس گرفته مي‏شود .

 با اين عمل فقط كرئوزوت ديواره ياخته‏هاي چوب را آغشته مي‏نمايند و در نتيجه از كثيف شدن و مصرف زيادي كرئوزوت جلوگيري مي‏شود .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:54  توسط صالح نظری  | 

كاربرد بيوتكنولوژي در بخش جنگل

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذكر گرديده است:

مقدمه


حدود 30 درصد از سطح كرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است كه 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هكتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از
بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.


به‌كارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها


به‌طور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

1- كشت سلول و بافت



با استفاده از روش‌هاي كشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

2- نشانگرهاي مولكولي

 

2-1- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها



در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌كند. كاربرد روش‌هاي بيوتكنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روش‌هاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌كند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

2-2- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمي و كيفي فرآورده‌هاي جنگلي


مهمترين عواملي كه انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.
بايد توجه داشت كه نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

2-3- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها


سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌كننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.

2-4- ساير كاربردهاي نشانگرها



از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌كارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزم‌هاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت مي‌گيرند.هم‌اكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

3- مهندسي ژنتيك


برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالي كه در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيك‌هاي DNA نوتركيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌كار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

3-1- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها


يكي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي كه اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امكان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماري‌زا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است كه تاكنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌هاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از
Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان مي‌دهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين كشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.

3-2- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشكي، شوري و غيره)


از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روش‌هاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش كم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشكي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.

3-3- افزايش توليد چوب


بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال 2000، بين 6,1 تا 2,2 ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يك صنعت 400 ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌كار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باكيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

3-4- بهبود كيفيت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازي


كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب مي‌شود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راه‌كار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل و افق‌هاي آينده


يكي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است كه احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي
EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

نتيجه‌گيري



در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي مي‌تواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينه‌ها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌هاي كشور بالغ بر 12 ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود 5/1 ميليون هكتار جنگل‌هاي صنعتي خزري، 5,4 ميليون هكتار جنگل‌هاي منطقه زاگرس و بقيه جنگل‌هاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيست‌محيطي نشود و با حداقل سرمايه‌گذاري بتوان به حداكثر بهره‌برداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را به‌وجود مي‌آورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغال‌زايي مناسبي وجود دارد.

مآخذ:


1ـ نادري‌ شهاب‌، محبت‌علي. 1377. تحقيقات‌ بيوتكنولوژي‌ در راستاي‌ افزايش‌ بازده‌ جنگلها و مراتع‌. رهيافت‌، شماره‌ 19.

2-
Campbell, M. M., A. M. Brunner, H. M. Jones, and S. H. Strauss. 2003. Plant Biotechnology Journal (1) 141-154.

3-
Gartland, K. M. A., R. C. Kellison, T. M. Fenning. 2002. Forest Biotechnology and Europe’s Forests of the Future. A Challenge Document for Presentation and Discussion at Forest Biotechnology in Europe: Impending Barriers, Policy, and Implications Edinburgh, Scotland. http://www.forestbiotech.org/pdffiles/europe.pdf.

4-
Globerman, S., I. B. Vertinsky. 1995. Forest Biotechnology in Canada: Analysis of Intellectual Property Rights and Protection of Higher Life forms. http://collection.nlc-bnc.ca/100/200/301/ic/ippd-dppi/forest_biotechnology-e/globeref.pdf.

5-
Kirk, T.K.1994. Technical overview of forest biotechnology research in the U.S. Proceedings of the 6th international Conference on Biotechnology in the Pulp and Paper Industry: Advances in Applied and Fundamental Research. Pp 3-8

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:32  توسط صالح نظری  | 

تلاش شركت هاي خودروساز براي دستيابي به كامپوزيت هاي سبز

حفظ محيط زيست از اولويت­هاي زندگي بشر است و تكنولوژي در آينده موفق خواهد بود كه از آلودگي كمتري برخوردار باشد. در ذيل به چند خبر در مورد فعاليت شركت­هاي خودروساز براي دستيابي به كامپوزيت­هاي سازگار با محيط زيست اشاره شده است

خبر1:

(مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة 1)

شركت تي­آر به عنوان يكي از توليدكنندگان قطعات داخلي خودرو واقع در ساوت­فيلد ايالات ميشيگان در آمريكا به تازگي دو ماده پليمري سازگار با محيط زيست را به بازار عرضه كرده است. بنابر عقيدة مديران شركت، اين دو مادة پليمري, مواد سبز هستند چرا كه بيش از 70 درصد تركيب آنها از الياف گياهي بوده و در عين حال به راحتي قابل نگهداري و بازيافت هستند.

الياف طبيعي پليمر اكريليك در ديوارة درهاي خودرو، سيني و بدنه خودرو كاربرد دارند و همچنين به­عنوان بايندر (نوعي اتصال دهنده) به منظور افزايش استحكام و مقاومت به ضربه در محصولات گوناگون به كار برده مي­شوند
.

اين شركت ادعا مي­كند كه با استفاده از اين­گونه مواد، جرمي معادل 1300 گرم بر مترمربع به دست مي­آيد كه كاهشي معادل 40 درصد در مقايسه با صفحات تهيه شده به روش تزريقي را نشان مي­دهد. الياف طبيعي از جنس پلي پروپيلن، به

دليل خاصيت ارتجاعي ذاتي­شان داراي مقاومت به ضربه بيشتري بوده و خطرات كمتري دارند.

خبر2:

(مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة 2)

توليد در كارگاه بيوكامپوزيت­هاي "كافوس" واقع در ايالت اينديانا در آمريكا طي چند ماه اخير به سرعت افزايش يافته است. اين شركت امروزه محصولات كامپوزيت با الياف طبيعي را براي شركت­هايي چون جانسون، فيندلي و مجتمع ويزدم توليد كرده و مي­فرستد تا در بسياري از خودروهاي توليد شده در سال 2001 به كار گرفته شوند.

محصولات توليدي توسط شركت كافوس كه الياف طبيعي گرمانرم بوده و به روش قالب­گيري فشاري شكل داده مي­شوند، هم اكنون افزون بر چندين مدل كاميون، در بدنه­هاي خودروهاي ديگري مانند ساتر (محصول شركت جنرال موتورز)، سبرينگ (محصول شركت دايملركرايسلر)، استارتوس و وايپر، مركوري و كاديلاك سويل نيز به كار مي­روند.

هر شركت بسته به كاربرد مورد نظر از الياف كنف يا تركيبي از الياف كنف و شاهدانه استفاده مي­كند. در پاسخ به درخواست­ها و نيازهاي روزافزون مشتريان، اين شركت در نظر دارد توليدات خود را گسترش دهد و در اين راستا مشغول پژوهش و بررسي الياف ديگري مانند كتان، در آزمايشگاه­هاي تحقيق و توسعه خود است.

گاه­نامة فناوري كامپوزيت­ها گزارشي از مشكلات و مسايل مالي شركت صنايع كافوس را در شمارة سپتامبر/اكتبر 2000 خود آورده است. با اين حال اين مسايل مربوط به توليدات بيوكامپوزيت­هاي شركت كافوس نمي­شوند.

چنين به نظر مي­رسد كه الياف طبيعي رو به سوي پيشرفت دارند. برخي از دست­اندركاران صنايع وابسته به خودرو انتظار دارند كه استفاة آنها از اين مواد در سال، بين 20-30 درصد افزايش داشته باشد.

خبر3

: (مأخذ: مجلة كامپوزيت, شمارة 2)

شركت دايملركرايسلر به تازگي از آغاز يك فرايند توليد و استفاده از الياف سيسل (يك نوع الياف طبيعي) در آفريقاي جنوبي خبر داده است. در آنجا از پارچة بدون بافت سيسل و كتان براي قفسه عقبي خودروهاي سواري مرسدس رده
c استفاده مي­شود.

تحليل

:

با توجه به اهميت حفظ محيط زيست، اخباري از اين دست، چشم­انداز روشن­تري از آيندة كامپوزيت­ها به دست مي­دهد. زيرا با توجه به رشد جمعيت جهان و افزايش مصرف، تكنولوژي­هايي باقي خواهند ماند كه آلودگي كمتري براي محيط زيست داشته باشند.

كامپوزيت­هاي زمينه پليمري امروزه گسترش قابل ملاحظه­اي در صنايع، خصوصاً صنعت خودرو يافته­اند. اما يكي از مشكلاتي كه ممكن است آنها را تهديد كند، بحث عدم سازگاري آنها با محيط زيست است. البته پليمرهاي گرمانرم مشكل كمتري دارند، چون قابل بازيافت مي­باشند؛ ولي اين پليمرها نيز بعد از چند بار بازيافت دچار افت خواص مي­گردند.

با توجه به آنچه گفته شد، ضرورت توجه به كامپوزيت­هاي سازگار با محيط­زيست غير قابل انكار است. هر چند صنعت كامپوزيت در كشور ما هنوز جوان است و توليدكنندگان محدودي دارد، اما بايد اين امر محور توجه توليدكنندگان فعلي و كساني كه در آينده مي­خواهند وارد اين صنعت شوند قرار گيرد. زيرا روز به روز فشار بر كارخانجات آلاينده محيط زيست بيشتر مي­شود و قوانين محدود كننده و جريمه­هاي سنگين در اين صنايع وضع مي­شود. نه تنها كساني كه در زمينة كامپوزيت­ها فعاليت دارند، بايد به اين پيشرفت­ها توجه داشته باشند، توليدكنندگان كالاهاي پلاستيكي و لاستيكي نيز بايد به اين مقوله توجه نمايند. دولت نيز بايد در جهت هدايت اين صنايع به سمت مواد غيرآلاينده برنامه­ريزي نمايد. چنانچه دولت آمريكا بعد از افزايش توليدكنندگان مواد كامپوزيتي در كشورش، مالياتي بر اين شركت­ها وضع نموده است كه درآمد حاصل از آن، صرف تحقيق در مورد مواد سازگار با محيط زيست مي­گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:34  توسط صالح نظری  | 

تجربه چند كشور در استفاده از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي

امروزه استفاده از كامپوزيت­هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان و صنعت خودرو مورد توجه بسياري از كشورهاي توسعه­يافته و در حال توسعه قرار گرفته است. اين الياف به راحتي به چرخه طبيعت بر مي‌گردند و از قيمت بسيار پايين‌تري برخوردار هستند. متن زير به معرفي تجربه چند كشور از جمله ايران در بهره‌گيري از كامپوزيت‌هاي طبيعي مي‌پردازد:

هندوستان

طي دهه گذشته، كشور هند گام‌هاي بلندي را در تدوين و گسترش دانش فني استفاده از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي برداشته است. اين كشور تحقيقات فراواني جهت توليد يك محصول بادوام و ارزان‌قيمت جهت پاسخگويي به نياز اقشار كم‌درآمد جامعه خود انجام داده است. اين كشور از منابع غني الياف طبيعي برخوردار است و با توجه به مشكل مسكن و جمعيت، فعاليت‌هاي خود را در راستاي كاربرد كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان متمركز كرده است.

اين كشور پروژه‌هاي بزرگي را جهت توليد پروفيل‌هاي پالتروژني از الياف طبيعي، تهيه تخته‌هاي كامپوزيتي و پانل‌هاي ساختماني از جنس الياف كنف، درب‌هاي كامپوزيتي ساخته شده از الياف چتايي و قاب‌ها و پنجره‌هاي ساختماني از جنس الياف نارگيل، در دست اجرا دارد. البته محصولات توليدشده منحصراً در صنعت ساختمان اين كشور مصرف نمي‌شود و حجم بالايي از اين محصولات در ساخت قطارها و واگن‌هاي خط آهن مورد استفاده قرار گرفته است.

بنابر اظهارات هيئت ارزيابي و پيش‌بيني تكنولوژي هند (
TIFAC)، با روي آوردن به سمت الياف طبيعي علاوه بر حفظ منابع ارزشمند چوب اين كشور، زمينه حضور هند در بازارهاي بين‌المللي نيز فراهم شده است.

اين كشور جهت صدور تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي به كشورهاي آفريقايي و آسياي جنوبي شرقي كه از ذخاير الياف طبيعي فراواني برخوردارند، برنامه‌هاي بلندمدتي را در دستور كار خود قرار داده است. كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي امروزه در هند به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند و به دليل قيمت مناسب و خواص مطلوبشان به عنوان رقباي قدرتمند محصولات چوبي مطرح شده‌اند.

بنابر گزارش هيات مذكور، گام بعدي اين كشور گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي از عرصه ساختمان به عرصه‌هاي ديگر از قبيل راه آهن، كشتيراني، خودروسازي و غيره است.

اروپا و آمريكا

در سال‌هاي اخير استفاده از الياف طبيعي در ساخت كامپوزيت‌ها در اروپا و آمريكا به شدت مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر الياف طبيعي، گزارشاتي مبني بر استفاده از رزين‌هاي طبيعي در ساخت تراكتورهاي شركت ژان‌دي ‌ير نيز وجود دارد كه بيانگر توجه صنعت كامپوزيت اروپا به استفاده از منابع طبيعي و سازگار با محيط زيست مي‌باشد.

خودروسازان اروپا و آمريكا طي سال‌هاي اخير اتومبيل‌هايي را كه در آنها از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي استفاده شده است به بازار عرضه كرده‌اند. طي گزارشي شركت‌هاي بزرگي همچون جانسون، فيندلي و ويزيدوم از كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در خودروهاي سال 2001 خود بهره جسته‌اند. قطعات كامپوزيتي مورد استفاده اين شركت‌ها توسط يكي از شركت‌هاي واقع در ايالت ايندياناي آمريكا تهيه مي‌شود و به روش قالب‌گيري پرس گرم شكل مي‌گيرند.

شركت دايملر كرايسلر نيز به تازگي به سمت استفاده از يك نوع كامپوزيت الياف طبيعي كه در آفريقاي جنوبي توليد مي‌شود روي آورده است. اين شركت در ساخت قفسه‌هاي عقبي داخل خودروهاي سواري مرسدس رده
C از اين نوع كامپوزيت‌ها كمك گرفته است. اين شركت همچنين تمايل دارد از اين كامپوزيت‌ها در ساخت كاروان‌هاي مسافرتي خود نيز استفاده كند.

شركت مشهور جنرال موتورز نيز يكي از شركت‌هايي است كه استفاده از الياف طبيعي را در دستور كار خود قرار داده اشت. علاوه بر چندين مدل كاميون، در بدنه خودروهاي مشهور اين كمپاني نيز قطعاتي از جنس كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي را مي‌توان مشاهده نمود.

به غير از اين غول‌هاي بزرگ خودروسازي، شركت‌هاي كوچك‌تر خودروساز نيز از الياف طبيعي به عنوان پركننده‌هاي قطعات پليمري خودرو بهره فراواني مي‌گيرند. در اين قبيل قطعات درصد استفاده از الياف طبيعي بسيار كمتر است.

به نظر مي‌رسد كه الياف طبيعي بازار رو به رشدي دارند و برخي از دست اندركاران صنايع خودروسازي نرخ رشد اين كامپوزيت‌ها طي سال‌هاي آينده را تا 30 درصد نيز پيش‌بيني كرده‌اند
.

ايران

در ايران نيز به تازگي تلاش‌هايي جهت به‌كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنايع خودرو و ساختمان گزارش مي‌شود.

در محور ساختمان، پژوهشگاه پليمر ايران به انجام مطالعات و تحقيقاتي در زمينه توليد نوارهاي تزئيني از جنس الياف طبيعي توسط فرايند پالتروژن اقدام نموده است. اين نوارها به كمك الياف طبيعي كنف و رزين پلي‌استر ساخته مي‌شوند و در ساخت نماهاي داخلي بنا قابل استفاده هستند. همچنين پروفيل‌هاي ديگري نيز به اين روش توليد شده‌اند كه مي‌تواند موارد كاربرد خاص خود را در بازار بيابد. به غير از اين طرح تحقيقاتي، مورد ديگري از به كارگيري كامپوزيت‌هاي الياف طبيعي در صنعت ساختمان كشور گزارش نشده است.

در محور خودرو فعاليت‌هاي انجام شده پررنگ‌تر است. در حال حاضر در ايران براي ساخت قطعات تزئيني خودرو عموماً از كامپوزيت‌هاي پرشده با آرد چوب و يا فيبرهاي تهيه شده از تركيب رزين و تراشه‌هاي چوب كمك مي‌گيرند. كامپوزيت‌هاي پر شده با آرد چوب در حقيقت تركيبي از يك رزين گرمانرم همچون پلي‌پروپيلن با آرد چوب بازيافت شده است كه به نسبت حجمي مناسب با هم آميخته شده‌اند. بر طبق بعضي از گزارشات، مواد اوليه لازم براي توليد اين قطعات از خارج مرزها وارد مي‌شود و ارزبري بسيار زيادي دارد
.

كشور ما در حال حاضر از منابع غني الياف طبيعي همچون كنف برخوردار است. گسترش تكنولوژي كامپوزيت‌هاي طبيعي از سوي كشورهاي در حال توسعه همچون هند و تايلند مي‌تواند به عنوان الگويي براي بخش‌هاي تحقيقاتي داخلي در غنيمت شمردن فرصت‌هاي موجود در عرصه توليد مواد جديد محسوب شود.

مآخذ:

مجلة كامپوزيت، شماره‌هاي 2و 7

2- سايت:
www.TIFAC.Org.in

3- مجموعه مقالات هفتمين كنگره ملي مهندسي شيمي ايران
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:24  توسط صالح نظری  | 

مقدمه:
كربوكسي متيل سلولز كه ابتدا در آلمان كشف و سپس در آمريكا و بعد در ساير كشورهاي غربي گسترش يافته، در دو گريد صنعتي و غذايي به صورت فراگير مورد استفاده قرار مي‌گيرد.كربوكسي متيل سلولز يا C.M.C عبارت است از يك گرد سفيد رنگ، بي بو، بدون رنگ، قابل تعليق در آب و تحت شرايط نرمال غير قابل تخمير مي‌باشد. از نظر خواص شيميايي و فيزيكي مورد لزوم در محيط استفاده معمولاً از آن به جاي نشاسته و مواد طبيعي محلول در آب كه نسبتاً گران‌قيمت هستند مانند آلژينات سديم،حنزه ايرلندي، صمغ تراگاكانت و ژلاتين استفاده مي‌گردد. به دليل جهات اقتصادي آن در سالهاي اخير مورد توجه خاص قرار گرفته است و پيشرفت‌هاي عمده‌اي در تكنولوژي و كيفيت و كاربري اين محصول صورت گرفته است. اين پيشرفت‌ها امكاناتي را فراهم آورده است تا بتوان از كربوكسي متيل سلولز در كاربردهاي بسياري نظير خوراكي، دارويي، صنايع شوينده، رنگ و رزين و رونماي ساختمان، چسب‌ها، نساجي، چاپ و تكميل پارچه، كاشي و سراميك، سفال و چيني، كاغذ، الكترود جوشكاري، فرش و موكت، گل حفاري چاه‌هاي نفت، تخته‌هاي چند لايه، چرم مصنوعي و مواد‌آرايشي، سموم و آفت كشها و غيره استفاده كرد.
 ويژگي‌هاي كاربردي  C.M.C
علاوه بر غلظت بخشي، چسبندگي و ايجاد استحكام، عامل انتشار، عامل نگهدارنده آب،حفظ حالت كلوييدي، تثبيت كننده، عامل تعليق‌ساز، امولسيون‌ساز و عامل تشكيل لايه است. به دليل ويژگيهاي متنوع، C.M.C در طيف گسترده‌اي استفاده مي‌شود.
اين ماده به سرعت در آب سرد و گرم حل مي‌شود و اساساً در مواردي كه كنترل ويسكوزيته هدف ‌باشد از اين ماده استفاده مي‌گردد زيرا حتي در حضور يون كلسيم نيز ژل تشكيل نمي‌دهد. اينكه اين ماده عامل كنترل ويسكوزيته است باعث شده تا از آن به عنوان غلظت‌دهنده ،تثبيت‌كننده، امولسيون‌ساز (مانند پروتئين شير) و عامل تعليق ساز بهره جست.
خواص فيزيكي:
1-
حلاليت 2-ويسكوزيته در محلول 3-فعاليت سطحي 4-خواص ترموپلاستيكي 5-پايداري(در مقابل تخريبات بيولوژيكي، گرما، هيدروليز و اكسيداسيون)
دلايل تكنولوژيكي براي استفاده از آن:
1-. غلظت بسيار اندكي لازم است.
2-. انواع گريدهاي آن با ويژگي‌هاي سازگاريافته براي مصارف گوناگون قابل توليد مي‌باشد.
3-. بدون مزه و بو و بي رنگ مي‌باشد.
4- نسبت به محصولات طبيعي اصلاح نيافته مقاومت بيشتري در مقابل ميكروب‌ها دارد.
5-. توانايي حفظ ويژگي‌ها در شرايط متغير را داراست.
6-حلاليت بالا حتي در آب سرد دارد.
7- عامل نارواني و غليظ‌كننده مي‌باشد.
8- توانايي ايجاد تعليق پايدار دارد.
9- امولسيفاير،
10- تشكيل لايه محافظ،
11-. بهبود ويژگي هاي رئولوژي(تغيير شكل ماده)،
12- جلوگيري از رشد كريستال‌ها،
13- جلوگيري از انعقاد محصولات داراي نشاسته،
14- جلوگيري از نرم و سفت شدن،
15- اصلاح ساختار و بافت،
16- حجيم‌كننده،
كاربردهاي  C.M.C
فقط كافيست شما نيازهاي خود را با ويژگي‌هاي C.M.C ارتباط دهيد و گريد مناسب جهت مصرف مورد نياز خود را انتخاب كنيد.
در صنايع مختلف به شرح ذيل مي‌باشد
1- مصارف خوراكي:
ويژگي‌هاي كاربردي اين گريد غلظت‌دهندگي، امولسيون كننده، نگهدارنده و جذب كننده آب، نگهدارنده و تثبيت‌كننده، عامل حفظ شكل و ظاهر(رئولوژي) مي‌باشد، كه با داشتن اين ويژگي‌ها مي‌تواند به جاي ژلاتين و مواد ديگر استفاده شود كه نه تنها از لحاظ اقتصادي به صرفه است بلكه باعث حفظ طعم واقعي و تازگي غذا است و مدت زمان قابل مصرف بودن ماده غذايي را بالا مي‌برد و يكي از ضروري‌ترين افزودني‌هاي خوراكي محسوب مي‌شود كه هم اكنون به طور گسترده‌اي در بستني با كيفيت بالا جهت مقاومت در برابر ذوب شدن، در توليد انواع شيريني، بيسكويت و كيك، كلوچه، آب‌نبات، انواع آبميوه و نوشيدني‌هاي مايع، محصولات لبني و گوشتي، غذاهاي منجمد، ماكاروني فوري، كنسروها و كمپوتهاي ميوه استفاده مي‌گردد و همچنين C.M.C مي‌تواند براي پايداركردن و محافظت از پروتئين‌ها به وي‍ژه پروتئين سبوس مصرف شود.

2- مصارف در مواد دارويي، آرايشي و شيميايي
تعليق‌ساز ذرات، ابقاء رنگ، محافظ پوست، پراكندگي يكدست، زداينده چرك و لكه، غلظت‌بخش و تثبيت كننده، روان‌ساز، يكدست‌كننده، اين مواد همچنين در توليد خميردندان به دليل مزه و طعم و جلا دهنده بودن آن، كرم‌هاي دست، شامپوها، خمير ريش‌تراش مايع، و به دليل آب دوستي و عمل متورم كردن كاربرد وسيعي در قرص‌هاي دارويي دارد.

3- مصارف در صنعت نساجي
هماهنگ كننده تار و پود، نگهدارنده و جذب كننده آب، غلظت دهنده در خميرهاي چاپ و ماده اوليه در فرايندهاي مختلف تكميل ، چسب مناسب براي الياف و تشكيل دهنده لايه، عامل استحكام و هماهنگي به جاي گرين (دانه) هماهنگ كننده تار و پود و مقاوم كننده در برابر فرسودگي بوده و پارچه‌هايي كه با الياف نخي و كتان هستند را از لحاظ وزني سبك مي‌كند و مانع از بين رفتن و فساد آنها مي‌شود. اين ماده به عنوان ماده اوليه در خلال فرايند چاپ، مخصوصاً به روي پارچه‌هاي ابريشمي به كار مي‌رود. نيز در آهار زني نخ‌هاي مصنوعي كاربرد دارد.
4- مصارف در رنگ و رزين
اين ماده به عنوان عامل كنترل ويسكوزيته در رنگهاي امولسيون قابل استفاده است و نيز در حركت قلم‌مو اثر مطلوبي دارد. در رنگ‌هاي محلول به عنوان ماده‌اي براي پر كردن منافذ در سطوح منفذدار سطح ديوار گچي و غيره قبل از استعمال رنگ و روغن به كار مي‌رود. اين ماده عامل حجم‌دهنده خوبي براي مواد پركننده مي‌باشد. نگهدارنده و جذب كننده آب، تشكيل دهنده لايه، تعليق‌ساز ذرات، نگهدارنده رنگ، غلظت‌دهنده، تثبيت‌كننده و يكدست‌كننده مي‌باشد.
5- مصارف در صنعت شوينده‌ها و صابون‌ها
 افزايش مقدار كمي از آن به شوينده‌ها موجب معلق ماندن چرك جدا شده مي‌گردد و داراي حداكثر قدرت حل كردن چرك و چربي مي‌باشدپود پارچه را پر مي‌كند و اجازه نمي‌دهد چرك در لابه‌لاي آن جا گيرد و به اصطلاح ازچرك مردگي جلوگيري مي‌كند و از همه مهمتر اينكه مي‌تواند امولسيون صابون و يا محلول را غلظت داده و ساختار آن را تثبيت ‌بخشد و نيز تعليق‌ساز ذرات و خاك بوده و به پوست آسيبي نمي‌رساند.
6- مصارف در صنعت كاغذ‌سازي و مقوا
اين ماده در پروسه كاغذسازي، مقاومت در برابر ساييدگي و يكنواختي سطح و ويژگي ضد شكنندگي، قدرت كشش و سختي كاغذ را بالا مي‌برد. تشكيل دهنده لايه چسبنده، غلظت‌بخش، باعث افزايش استحكام، عامل بهبودي سطح و جلاي آن بوده و نيز انعطاف سطح در برابر تاشدگي را بهبود مي‌بخشد. در ساخت مقواي چين‌دار به عنوان عامل كنترل كننده ويسكوزيته، و تثبيت كننده براي خميرهاي نشاسته‌اي و چسب آن قابل استفاده مي‌باشد.

7- مصارف در صنعت كاشي و سراميك
اين ماده در صنايع كاشي‌سازي و سراميك نوعي تثبيت‌كننده ، نگهدارنده و جذب كننده آب، تشكيل دهنده لايه، غلظت دهنده و تثبيت كننده و براي جلاها جهت بهسازي استحكام قطعه قالب شده مي‌باشد و مي‌تواند به عنوان غلظت‌دهنده در قالب‌هاي كوزه‌گري استفاده و محصولات را زيبا و بدون هيچگونه ترك و حباب و عيب مي‌گرداند و قدرت چسبندگي را افزايش دهد و باعث شكل‌پذيري آسان و افزايش استحكام آن تا 2 يا 3 برابر مي‌شود. افزودن اين ماده قدرت پخش‌شوندگي لعاب را بهبود مي‌بخشد و نيز باعث استحكام چسبندگي بين لعاب و سراميك مي‌گردد.

8- مصارف در حفاري چاه‌هاي نفت
اين ماده به عنوان عامل مهمي در بهبودكيفيت گل حفاري عمل مي‌كند. نوع با ويسكوزيته بالاي آن براي ايجاد غلظت و نوع با ويسكوزيته پايين به عنوان عاملي در كاهش ضايعات فيلتراسيون محلول حاصل حفاري نفت است. كنترل كننده اتلاف مايع، جاذب و نگهدارنده آب، عامل درزگيري ديواره چاه ، تعليق ساز خاك و نيز غلظت‌دهنده رواني مي‌باشد.
9-  مصارف در تخته‌هاي چند لايه
اين ماده تعليق‌ساز ذرات، باعث افزايش استحكام، غلظت‌دهنده، تثبيت‌كننده، مقاوم در برابر گرما، روان‌ساز و يكدست‌كننده مي‌باشد.

10- مصارف در الكترودهاي جوشكاري
اين ماده تشكيل دهنده لايه، استحكام‌بخش، غلظت‌دهنده، روان‌‌ساز و يكدست‌كننده مي‌باشند.

11- مصارف در صنايع چرم
اين مواد پرپشت كننده، بهبود دهنده سطح و جلا، محافظ بافت چرم‌هاي مصنوعي مي‌باشد.

12- مصارف در فرش و موكت
اين مواد همچنين جهت آهارزني در صنعت فرش و موكت به كار مي‌رود.

13- مصارف در چسب
اين ماده به علت خاصيت تشكيل فيلم و كشش سطحي خوب، به‌عنوان يك چسب در چسب كاغذ ديواري، چسب خميركاغذ، چسب كاغذ سنباده،چسب چرم و غيره به كار مي‌رود.

14- مصارف در سموم و آفت‌كشها
اين ماده در سموم و آفت‌كشها به عنوان عامل تعليق‌ساز استفاده مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:11  توسط صالح نظری  | 

صنعت فورميكا

 

فورميكا ورقه‌اي است متشكل از كاغذ‌هاي كرافت بعلاوه‌ يك ورقه كاغذ دكوركه تحت تأثير عمل آغشته‌سازي به چسب ، خشك كردن و پرس به هم چسبانده شده اند. ورقه حاصله ممكن است در ضخامت‌هاي mm 5/2 ـ 1 و يا بيشتر باشد. كاغذ دكور رويه در نقش‌ها و رنگ‌هاي زيبا جذابيت خاصي را به اين محصول مي‌دهد.

ورقه‌هاي فورميكا در صنعت خودرو‌سازي ، تجهيزات مدارس ، ادارات ، منازل وكاربرد دارد.

مراحل توليد خط فورميكا

1.       مراحل آغشته‌كني

2.       مرحله كاغذ چيني

3.       مرحله پرس

4.       مرحله كناربُري

5.       سنباده‌زني

6.       پرس فورميكا روي اوراق فشرده چوبي

الف ـ خط آغشته‌كني دكوراتيو و كرافت فلوتينگ و لاينر :

در خط آغشته‌كني ، آغشته‌سازي كاغذهاي دكوراتيو و كرافت به مواد چسبي صورت مي‌گيرد. كاغذهاي دكوراتيو در انواع رنگ‌ها و نقش‌هاي الوان و در گراماژهاي مختلف ، توسط رزين ملامين آغشته مي‌شود.براي آغشته‌سازي كاغذ كرافت از رزين فنوليك استفاده مي‌شود. كاغذهاي دكور از كشورهاي خارجي و كاغذ كرافت فلوتينگ از صنايع چوب مازندران و كاغذ كرافت لاينر از چوكاي تالش تأمين مي‌شود. در موقع مصرف رزين فنوليك ، براي افزايش خاصيت جذب ، آن را توسط متانول رقيق مي‌كنند. ابتداي رول كاغذي توسط درنفر از بين غلطك‌هاي در حال چرخش عبور داده مي‌شود. از دستگاه رول گردان تا تونل خشك‌كني مجموعاً تعداد 15 غلطك براي هدايت كاغذ مستقر هستند . غلطك‌ها كاغذ را از تشك حاوي مايع چسب عبور مي‌دهند. البته كاغذ به طور كامل در داخل تشك غوطه‌ور مي‌شود. در مورد سرعت چرخش غلطك‌ها ذكز اين نكته ضروري است كه كليه آن‌ها توسط يك الكتروموتور و با سرعت يكسان حركت مي‌نمايند ، زيرا ناهماهنگي در سرعت باعث پارگي كاغذ خواهد شد. كاغذ پس از عبور از تشك ، از بين دو غلطك آبگيري عبور نموده و مايع اضافي از آن خارج مي‌شود و به پايين ريزش كرده از طريق كانال مخصوص به تشك باز مي‌گردد. بعد از غلطك‌هاي آبگيري ، دو عدد غلطك ديگر كار تنظيم كاغذ و صاف نگه‌داشتن آن را انجام مي‌دهند. ميزان جذب مايع چسب ، به نوع كاغذ و سرعت عبور كاغذ از داخل مايع و همچنين نوع فرمولاسيون و تركيب شيميايي چسب بستگي دارد . كاغذ بعد از آغشته شدن ، براي تكميل مراحل ياد شده وارد دستگاه خشك‌كن مي‌شود.

ـ خشك‌كن خط آغشتگي

1ـ طول خشك‌كن 12 متر و ارتفاع آن 3 متر مي‌باشد كه جهت خشك كردن كاغذ آغشته شده تا حد مجاز از آن استفاده مي‌شود. سيستم حرارتي آن به صورت فن و كوئل مي‌باشد. تعداد 2 جفت فن و كوئل در بالاي خشك‌كن و 2 جفت ديگر در پايين واقع است. بخار 130‌ـ120. درجه از طريق لوله‌هاي مقاوم به حرارت و دماي بالا به كويل‌ها منتقل مي‌گردد. در كنار هر كويل يك فن دهنده انرژي گرمايي تشعشعي از آن‌ها را به فضاي داخل خشك‌كن هدايت مي‌كند.

2ـ حركت زنجير كاغذ را از درون تونل عبور مي‌دهد.

ـ دستگاه‌هاي جانبي بعد از خشك‌كن

الف ـ فن خنك كننده

ب ـ غلطك‌هاي سرد كننده

ج ـ دستگاه Cutting ( تيغه قطع كننده )

الف ـ فن خنك كننده

كاغذ آغشته شده بعد از خشك شدن و به محض خروج از خشك‌كن توسط غلطك‌هاي نگهدارنده و تنظيم كننده از بالاي يك فن دمنده پر قدرت عبور مي‌كنند . بدين ترتيب كاغذ تا حدي خنك مي‌شود.

ب ـ غلطك‌هاي سرد كننده

در اين قسمت تعداد 4 علطك وجود دارد. 3 تاي آن‌ها هم قطر و بزرگتر و غلطك پاييني قطر كمتري دارد.غلطك‌هاي بزرك تو خالي بوده و آب سرد در داخل آن‌ها جريان دارد كه كاغذ در حين عبور از بين آن‌ها تا حد دماي محيط انرژي حرارتي و گرماي خود را از دست مي‌دهد.

ج ـ دستگاه كاتينگ Cutting

اين دستگاه داراي 2 غلطك انتقال كاغذ و يك تيغه قطع كننده مي‌باشد. كاغذ بعد از مرحله خشك شدن ، توسط غلطك‌هاي اين دستگاه دريافت مي‌شود. در بالاي غلطك و در تماس با آن يك ديسكت فلزي در حال چرخش مي‌باشد. فشار باد به پيستون‌هاي حامل تيغه منتقل شده و در عرض چند دهم ثانيه باعث ضربه زدن تيغه به كاغذ مي‌شود. طول كاغذي كه در هر قطع حاصل مي‌شود cm 250 و عرض آن cm 128 مي‌باشد. براي كاغذهاي دكور طول cm 252 در نظر گرفته مي‌شود.

ب ـ مرحله كـاغـذ چـيـنـي

اين مرحله بعد از آغشته‌سازي كاغذ صورت مي‌گيرد . در قسمت كاغذ چيني تعداد 5 عدد ميز به طور رديفي قرار دارند كه عمليات روي آن‌ها صورت مي‌گيرد‌ .

 

تعريف رليس پي‌پر

ورقه‌هاي نازكي از جنس كاغذ آغشته شده به ماده شيميايي (( رليس اي جنت )) يا عامل جدا كننده هستند كه در مرحله پرس ، مانع از چسبيدن كاغذ‌هاي كرافت به هم مي‌گردند. ابتدا يك ورق كاغذ دكور به صورت برگردان و روي آن كاغذ‌هاي چيده شده قرار مي‌گيرد. بر روي يك دكور برگردان تعداد 8 عدد كاغذ كرافت بعلاوه يك ورق رليس پي‌پر در وسط آن قرار مي‌گيرد و روي اين مجموعه يك ركور رويي واقع شده و در ادامه كار با قرار دادن يك يك دكور برگردان دنبال مي‌شود و تكرار اين ترتيب ياد شده و مراحل آن ، اصطلاحاً به كاغذچيني و دكورچيني معروف است. مجموعه آماده توسط ليفتراك به بخش پرس منتقل مي‌شود.

 

ج ـ مرحله پــرس

در واحد پرس سه قسمت مجزا از هم در عمليات همكاري مي‌كنند :

الف ـ خود دستگاه پرس

ب ـ دستگاه جابجايي صفحات فلزي جهت لايه چيني

ج ـ دستگاه تخليه و بارگيري و رابطه بين دو دستگاه فوق‌الذكر

هنگامي كه دهانه پرس بسته شود ، عمليات شروع مي‌گردد. اين دستگاه با نام SiemPelkamp ساخت آلمان ( آلمان‌غربي سابق ) و داراي 10 طبقه مي‌باشد.

در پرس فورميكاي 1 ميليمتري و 5/2 ميليمتري فاكتورهاي فشار و دما يكسان بوده ، ولي فاكتور زمان متغير است و در 5/2 ميليمتري اندكي بيشتر است. در هر مرحله از پرس تعداد 100 ورق فورميكا 1 يا 5/2 ميليمتري توليد مي‌شود.

د ـ مرحله كناره بري

از آنجايي كه فورميكاي خارج شده از پرس از لحاظ ظاهري داراي كناره‌هاي نامنظم و ريش‌ريش است لذا جهت حذف اين قسمت‌ها و دستيابي به فورميكايي با كناره صاف و منظم ، از دستگاه كناره بري استفاده مي‌شود. در روي اين بخش 2 عدد اره گرد كوچك وجود دارد كه كار برش را انجام مي‌دهند.

و ـ مرحله سنباده‌زني

در اين دستگاه تعداد 4 عدد غلطك فورميكا را از روي سنباده عبور مي‌دهند . غلطك‌هاي طرف كارده فورميكا را دريافت كرده و به غلطك‌هاي طرف كارگير هدايت مي‌نمايد . در اينجا سنباده از پايين قسمت زيرين ، فورميكا را سنباده مي‌كند. دليل اين‌كار اين است كه با ايجاد خراش‌هاي ريز زياد ، باعث افزايش سطح چسب خوري مي‌شود. افزايش سطح چسب خوري باعث چسبيدن مناسب فورميكا روي تخته‌هاي فشرده مي‌گردد. توسط يك پمپ دستي كه بوسيله فشار باد كار مي‌كند سطح رويي فورميكاي زيرين پاك مي‌شود. در غير اين‌صورت و در صورت وجود يك شيئ اضافي روي فورميكا ، در موقع عبور از بين غلطك‌ها باعث ايجاد ضايعات زيادي روي سطح ورقه خواهد شد

هـ ـ خط پرس فورميكا روي سطح اوراق فشرده چوبي

در اين خط ، انواع طرح‌هاي الوان فورميكا بر اساس سفارشات مصرف كنندگان ، در ابعاد و اندازه‌هاي متفاوتي روي سطوح تخته‌چندلايه يا تخته‌خرده‌چوب پرس مي‌شود. تخته‌خرده‌چوب مورد نياز از توليد داخل كارخانه و تخته چند لايه عمدتاً از ايران چوب قزوين و ساير واحد‌هاي توليد تخته‌لايه تأمين مي‌گردد.

مراحل كلي و عمومي خط پرس :

1.       اندازه‌بُري

2.       چسب‌زني

3.       لايه‌چيني

4.       پرس

5.       كناره‌بري ( توسط دستگاه چلسكي )

6.       لبه‌چسباني ( // // ايدم )

 

1ـ انداره‌بري

اندازه بري تخته‌خرده‌چوب و تخته‌چندلايه توسط دستگاه اندازه‌بُر صورت مي‌گيرد.

2ـ چسب‌زني قطعات

دستگاه چسب‌زني از نوع غلطكي بوده و براي آغشته‌سازي سطوح تخته‌ها استفاده مي‌شود. طول دستگاه 5/2 ـ 2 متر و تعداد غلطك‌ها 4 عدد بوده كه قطر آن‌ها در حدود 20 ـ 15 سانتي‌متر مي‌باشد.

3ـ لايه‌چيني

عمليات لايه چيني در روي صفحات فلزي صورت مي‌گيرد كه در يك انتها داراي يك زائده مخصوص جابجايي مي‌باشند . در روي صفحه فلزي بسته به اندازه و ابعاد ، تعدادي فورميكا به‌صورت برگردان و سپس روي آن‌ها قطعات تخته‌چندلايه و باز روي آن يك ورقه فورميكا قرار مي‌گيرد. در سيستم مربوط به لايه‌چيني نئوپان هم ، همين مراحل رعايت مي‌گردد. البته ممكن است طرح و رنگ فورميكاي رويي و زيرين متفاوت يا يكسان باشد. صفحات پس از بارگيري در قفسه مخصوص قرار گرفته و به طرف پرس هدايت مي‌شود.

4ـ مرحله پرس

صفحات بارگيري شده به داخل طبقات پرس هدايت مي‌شود. اين كار به‌واسطه وجود زائده‌هاي انتهاي صفحات و وجود بازوي متحرك ، كِشنده هيدروليكي مستقر از در مجاورت پرس امكان‌پذير است. تعداد طبقات پرس 5 طبقه مي‌باشد و اين دستگاه ساخت كشور ايتاليا است.

فاكتورهاي مؤثر در پرس :

>> پرس فورميكا روي تخته‌چندلايه <<

2kg/cm 400 ـ 240 = ميزان فشار لازم

‌‌c ’ 180 ـ 110 = ميزان دماي لازم

دقيقه 25 = ميزان زمان لازم

>> پرس فورميكا روي تخته‌خرده‌چوب <<

kg/cm 2 200 فشار

c ‘ 100 ـ 90 حرارت

دقيقه 25 ـ 20 زمان

5 ـ مرحله كناره‌بُري

دستگاه كناره‌بر يا چلسكي ، دستگاهي است به‌طول 6 متر داراي يا كانال تغذيه كه در كف كانال نوار نقاله دوّار وجود دارد. قطعه مورد نظر در مسير كانال قرار گرفته و توسط نوار نقاله پيش مي‌رود.

6 ـ مرحله لبه‌چسباني ( دستگاه ايدم )

ايدم دستگاهي است به‌طول 8 متر كه كار چسباندن لبه‌هاي قطعات روكش شده را انجام مي‌دهد. براي اين‌كار از رول‌هاي نواري الوان استفاده مي‌گردد كه رنگ نوار براي هر قطعه با رنگ روكش فورميكايي يكسان است. چسبي كه براي چسب زدن لبه‌هاي قطعات استفاده مي‌گردد هاتـمِلت ( Hotmelt ) يا گرانول حرارتي نام دارد.

-------------------------------------------------------------

مطالب اين قسمت از خط توليد فورميكا سازي آذربنياد (تبريز) است كه توسط يكي از دانشجويان رشته صنايع چوب گردآوري شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 14:3  توسط صالح نظری  | 

 

 قسمت‌ اول‌ - تعريف‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ چوب‌ بري‌

 اره‌ تسمه‌اي‌:

 اره‌ تسمه‌اي‌ عبارت‌ از يك‌ نوع‌ ماشين‌ چوب‌ بري‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند تسمه‌ فولادي‌ بي‌ انتها بوده‌ و روي‌ يك‌ يا هر دو لبه‌ آنها يك‌ رشته‌ دندانه‌ وجود دارد. اين‌ تسمه‌ فولادي‌ روي‌ دو فلكه‌ سوار شده‌ محور اين‌ فلكه‌ها در يك‌ صفحه‌ افقي‌ يا در يك‌ صفحه‌ قائم‌ و در دو طرف‌ ميز كار قرار گرفته‌ است‌.

 اره‌هاي‌ گرد:

 1- ماشين‌ اره‌ گرد عبارت‌ از يك‌ يا چند صفحه‌ نازك‌ فولادي‌ گرد كه‌ محيط‌ آنها به‌صورت‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ درآمده‌ و اين‌ صفحات‌ روي‌ محورهاي‌ افقي‌ يا عمودي‌ نصب‌ شده‌ و با گردش‌ محور عمل‌ برش‌ چوب‌ انجام‌ مي‌گيرد. طرز قرار گرفتن‌ اين‌ محورها مي‌تواند به‌ترتيب‌ زير باشد:

 الف‌ - محور زير ميز كار قرار گيرد و صفحات‌ اره‌ از شيارهايي‌ كه‌ در سطح‌ ميز و در مقابل‌ آنها تعبيه‌ شده‌ بيرون‌ آمده‌ باشد.

 ب‌ - بالاي‌ ميز كار قرار گرفته‌ باشد (در هر حال‌ فاصله‌ بين‌ صفحه‌ اره‌ و ميز كار قابل‌ تنظيم‌ است‌).

 ج‌ - محور اره‌ كه‌ حركت‌ دوراني‌ خود را از محور ناقل‌ نيرو اخذ مي‌كند روي‌ بازويي‌ كه‌ داراي‌ حركت‎ نوساني ‎است‌ قرار گرفته‌ و عمل‌ برش‎چوب‌ به‌ وسيله‎ نوسان‌ اين‌ بازو انجام‌ مي‌گيرد.

 2- اره‌ گرد مضاعف‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ دو صفحه‌ اره‌ گرد بوده‌ و براي‌ بريدن‌ چوب‌ بطور معين‌ بكار مي‌رود.

 3- اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ چوب‌ به‌ طول‌هاي‌ معين‌ بكار مي‌رود.

 فاصله‌ تيغه‌هاي‌ اين‌ اره‌ روي‌ محور به‌وسيله‌ حلقه‌هاي‌ كشويي‌ كه‌ زير ميز قرار گرفته‌ تنظيم‌ شده‌ و بار دادن‌ به‌وسيله‌ اهرم‌ها - پدالها يا هواي‌ فشرده‌ (كه‌ سبب‌ بالا آمدن‌ محور اره‌ مي‌گردد) انجام‌ مي‌شود. البته‌ شيارهاي‌ صفحه‌ روي‌ ميز نيز از نظر مطابقت‌ با فواصل‌ صفحات‌ اره‌ قابل‌ تنظيم‌ مي‌باشد.

 4- ماشين‌ اره‌ گرد (توفال‌بر) ماشيني‌ است‌ براي‌ برش‌ دسته‌هاي‌ توفال‌ به‌طول‌هاي‌ مشخص‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا دو اره‌ گرد مي‌باشد همچنين‌ شامل‌ بازوهايي‌ است‌ كه‌ با حركت‌ نوساني‌ خود دسته‌هاي‌ توفال‌ را گرفته‌ و عمل‌ بار دادن‌ را انجام‌ مي‌دهند.

 5- ماشين‌ اره‌ چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تنظيم‌ دو انتهاي‌ قطعات‌ اره‌ شده‌ و برش‌ آنها به‌طولهاي‌ مشخص‌ بكار مي‌رود اين‌ دستگاه‌ داراي‌ دو يا چند صفحه‌ اره‌ گرد سربري‌ است‌ كه‌ محور آنها روي‌ بازويي‌كه‌ داراي‌ حركت‌ نوساني‌ است‌ نصب‌ گرديده‌ و با حركت‌ نوساني‌ اين‌ بازو كه‌ به‌محور انتقال‌ نيرو تكيه‌ كرده‌ است‌ عمل‌ باردادن‌ را انجام‌ مي‌دهد.

6- ماشين اره گرد چند تيغه‎اي راپودبر يا محور معلق دستگاهي است كه داراي دو يا چند صفحه اره گرد مي‎باشد اين صفحات روي محورهاي افقي نصب گرديده و خود اين محورها روي ستون‎هاي معلق و در يك سطح افقي بالاي ميز كار سوار شده‎اند و ميز دستگاه به وسيله زنجيرهاي مخصوص حمل بار دادن را انجام مي‎دهد.

 از اين‌ ماشين‌ در موارد زير استفاده‌ مي‌شود:

الف- براي‌ برش‌ پوست‌ درخت‌ و قطعات‌ چوب‌ به‌ طول‌هاي‌ مناسب‌ براي‌ مصارف‌ مختلف‌.

 ب‌ - براي‌ خرد كردن‌ چوب‌.

 7- اره‌ گرد ارابه‌اي‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ راپودبر كه‌ در موقع‌ برش‌ در طول‌ ميز ثابت‌ دستگاه‌ حركت‌ مي‌كند.

 8- اره‌ گرد هيزم‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تكه‌ كردن‌ مازاد چوبهاي‌ بريده‌ شده‌ و پوست‌ درخت‌ به‌ اندازه‌هاي‌ لازم‌ براي‌ مصرف‌ سوخت‌ بكار رفته‌ و داراي‌ دو يا چند اره‌ گرد مي‌باشد كه‌ بالاي‌ ميز دستگاه‌ روي‌ محور نصب‌ شده‌ است‌.

 9- اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ كه‌ بدنه‌ ماشين‌ اره‌ در قسمت‌ بالاي‌ ميز به‌ محور ناقل‌ حركت‌ آويزان‌ است‌ و داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ مي‌باشد. براي‌ عمل‌ برش‌ اين‌ بدنه‌ را به‌طرف‌ جلو مي‌كشند در اين‌ حال‌ صفحه‌ اره‌ در شياري‌ كه‌ روي‌ ميز تعبيه‌ شده‌ حركت‌ كرده‌ و پس‌ از انجام‌ عمل‌ برش‌ با رها كردن‌ دستگاه‌ مجدداً اره‌گرد در شيار بريده‌ شده‌ چوب‌ به‌ محل‌ اوليه‌ خود برمي‌گردد.

10- اره‎گردراپودبر با محور مايل‌شونده‌ ماشيني‎است‌ كه‌ زاويه‌ محور اره‌ نسبت‌ به‌ صفحه‌ ميز قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‎و پخ‎كردن‌ يا درآوردن‌ شيار درعرض‌ چوب‌ بكارمي‌رود.

11- اره‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌ شونده‌ مخصوص‌ راپودبري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ صفحه‌ ميزان‌ نسبت‌ به‌ محور اره‌ قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در عرض‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

12- اره‌ گرد با محور مايل‌ شونده‌ راست‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ محور اره‌ نسبت‌ به‌ صفحه‌ ميز قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ مورب‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در جهت‌ الياف‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

13- اره‌ گرد با ميز مايل‌ شونده‌ مخصوص‌ راست‌ بري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ زاويه‌ ميز آن‌ نسبت‌ به‌ محور اره‌ قابل‌ تغيير بوده‌ و براي‌ برشهاي‌ كج‌ و پخ‌ كردن‌ يا در آوردن‌ شيار در جهت‌ الياف‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

14- اره‌ گرد راست‌ بر ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند اره‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ مي‌باشد طرز كار اين‌ دستگاه‌ بدين‌ ترتيب‌ است‌ كه‌ چوبها را روي‌ يك‌ ميز ثابت‌ شكاف‌ دار يا روي‌ يك‌ شاسي‌ متحرك‌ نصب‌ مي‌كنند و تخته‌هاي‌ صندوق‌، توفال، تخته‌ چليك‌ و چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ يا محصولات‌ مشابه‌ را به‌ طول‌ و ضخامت‌ مناسب‌ به‌وسيله‌ آن‌ برش‌ مي‌دهند.

 15- اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ در آوردن‌ شيار به‌ ابعاد مختلف‌ بكار رفته‌ و داراي‌ دو صفحه‌ اره‌ گرد است‌ كه‌ تيغه‌هاي‌ مخصوص‌ متناسب‌ با عرض‌ شيار مورد نظر بين‌ اين‌ دو صفحه‌ نصب‌ شده‌ و عمل‌ آن‌ برداشتن‌ قسمت‌ اضافي‌ مابين‌ دو شيار حاصل‌ از برش‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ مي‌باشد.

 16- اره‌ گرد با تيغه‌ مايل‌ نسبت‌ به‌ محور ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ كوچك‌ و ساده‌ راست‌ بري‌ كه‌ با قراردادن‌ گاوه‌اي‌ بين‌ صفحه‌ اره‌ و تكيه‌ گاه‌ آن‌ روي‌ محور بطور مايل‌ نسبت‌ به‌ محور نصب‌ مي‌شود.

 17- اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ صندوق‌ سازي‌ و برش‌ طولي‌ الوارهاي‌ 4 سو و چوب‌هاي‌ خرپا مورد استفاده‌ قرا مي‌گيرد و داراي‌ دو يا چند صفحه‌ اره‌ گرد براي‌ برش‌ طولي‌ مي‌باشد كه‌ فاصله‌ تيغه‌هاي‌ آن‌ نسبت‌ بهم‌ قابل‌ تنظيم‌ بوده‌ و عمل‌ بار دادن‌ در آن‌ بطور مكانيكي‌ انجام‌ مي‌گيرد.

 18-اره‌ گرد براي‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ تيغه‌ اره‌ ساده‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ بوده‌ وبراي‌ بريدن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

 بدين‌ طريق‌ كه‌ قطعات‌ چوب‌ را بطور عمودي‌ روي‌ ميز متحرك‌ دستگاه‌ قرار داده‌ و براي‌ انجام‌ عمل‌ برش‌ آنرا به‌طرف‌ صفحه‌ اره‌ مي‌رانند.

 19- اره‌ گرد كه‌ ارابه‌ يا ميز آن‌ توسط‌ زانو تغيير مكان‌ مي‌دهد ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ صفحه‌ اره‌ گرد ساده‌ براي‌ برش‌ طولي‌ كه‌ به‌منظور تراشيدن‌ و برداشتن‌ قسمت‌ آسيب‌ ديده چوبهاي‌ مخصوص‌ پوشش‌ سقف‌ يا 4 تراش‌ كردن‌ چوب‌ بكار مي‌رود.

 قطعات‌ چوب‌ را بطور قائم‌ روي‌ شاسي‌ كوچك‌ و متحركي‌ قرار مي‌دهند حركت‌ پيشروي‌ شاسي‌ به‌وسيله‌ زانو و حركت‌ گردش‌ به‌وسيله‌ دست‌ كارگر انجام‌ مي‌گيرد.

 20- اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ يا چند صفحه‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ كه‌ براي‌ تكه‌ كردن‌ مازاد برش‌ الوارها به‌ عرض‌ و ضخامت‌ مناسب‌ بكار مي‌رود اين‌ چوبها بعداً به‌وسيله‌ دستگاه‌هاي‌ ديگر تبديل‌ به‌ توفال‌ مي‌گردد.

 21- ماشين‌ اره‌ توفال‌بري‌ ماشيني‌ است‌ داراي‌ تعداد صفحه‌ اره‌ گرد كوچك‌ با فواصل‌ منظم‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ توفال‌ به‌ ضخامتهاي‌ مشخص‌ بكار مي‌رود.

 22- (اره‌ روكش‌ بري‌) ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ برش‌ ورقه‌هاي‌ نازك‌ روكش‌ چوب‌ كه‌ قبلاً تهيه‌ شده‌ بكار مي‌رود.

 محور اره‌ داراي‌ حركت‌ رفت‌ و آمد بوده‌ و در هر پيشروي‌ يك‌ ورقه‌ از روكش‌ را جدا مي‌كند دستگاه‌ اره‌ شامل‌ يك‌ صفحه‌ مدور فلزي‌ مي‌باشد كه‌ روي‌ آن‌ حداقل‌ 10 قطعه‌ تيغه‌ اره‌ قوسي‌ شكل‌ نازك‌ نصب‌ شده‌ و محكم‌ كردن‌ اين‌ قطعات‌ بروي‌ صفحه‌ مزبور به‌وسيله‌ پيچ‌هايي‌ عملي‌ مي‌شود كه‌ سر آنها خزينه‌ شده‌ و ايجاد برآمدگي‌ نمي‌كند.

 23- (ماشين‌ اره‌ گرد لبه‌بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ قطعات‌ توفال‌) ماشيني‌ است‌ داراي‌ يك‌ يا دو اره‌گرد كه‌ براي‌ تنظيم‌ لبه‌هاي‌ توفال‌ و هم‌ عرض‌ كردن‌ آنها بكار مي‌رود.

 24- (اره‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ يكنواخت‌ كردن‌ طول‌ توفال‌ها) ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند صفحه‌ اره‌ گرد مي‌باشد.

 اين‌ اره‌ها از يك‌ طرف‌ به‌وسيله‌ صفحه‌ سپري‌ مخصوص‌ تقويت‌ شده‌ و روي‌ محورهاي‌ قائم‌ قرار گرفته‌اند قطعات‌ چوبي‌ كه‌ براي‌ تهيه‌ توفال‌ حاضر شده‌ روي‌ شاسي‌هاي‌ چند طبقه‌ كه‌ داراي‌ حركت‌ رفت‌ و آمد طولي‌ يا دوراني‌ مي‌باشد قرار گرفته‌ و قسمت‌ زير چوب‌ از روي‌ اره‌ها عبور مي‌كند.

 25- (اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ يكنواخت‌ كردن‌ طول‌ توفال‌ها) ماشيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ يك‌ تيغه‌ اره‌ گرد ساده‌ مي‌باشد اين‌ تيغه‌ روي‌ محور افقي‌ نصب‌ شده‌ و طول‌ چوبهاي‌ توفال‌ را كه‌ به‌وسيله‌ ميز متحرك‌ هدايت‌ مي‌شود تنظيم‌ مي‌كند.

26- (اره‌ استوانه‌اي‌) ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ برش‌ تخته‌هاي‌ چليك‌ بشكه‌ طشتك‌ و سطلهاي‌ چوبي‌ بكار رفته‌ و عمل‌ برش‌ در آن‌ به‌وسيله‌ يك‌ اره‌ چوب‌ بري‌ ساده‌ استوانه‌اي‌ شكل‌ انجام‌ مي‌گيرد كه‌ داراي‌ طول‌ كافي‌ براي‌ بريدن‌ چوبهاي‌ به‌ ابعاد لازم‌ بوده‌ و قاعده‌ انتهايي‌ آن‌ مسدوداست‌ و جبهه‎جلوي‌ آن‌ داراي‌ دندانه‌هايي‎است‌ كه‌ عمل‌ برش‌ چوب‌ را انجام‌ مي‌دهد.

 چوب‌ به‌وسيله‌ ميز كار به‌ دهانه‌ اره‌ مذكور رانده‌ مي‌شود و مسير حركت‌ آن‌ بدم‌ اره‌ ممكنست‌ از خارج‌ استوانه‌ يا داخل‌ آن‌ باشد.

27- اره‌ پيش‌ تراش‌ تيغه‌ اره‌ گرد كوچكي‌ است‌ با دندانه‌هاي‌ درشت‌ كه‌ جلوي‌ قرص‌ اره‌ اصلي‌ قرار گرفته‌ و به‌وسيله‌ بازوهاي‌ قابل‌ تنظيمي‌ هدايت‌ مي‌گردد اين‌ تيغه‌ ضمن‌ ايجاد شيار عريض‌ در پوست‌ رويي‌ الوار شن‌ و اجسام‌ خارجي‌ را از پوست‌ خارج‌ كرده‌ و عمل‌ حفاظت‌ اره‌ اصلي‌ را انجام‌ مي‌دهد.

28- اره‌ قابدار (رام‌) ماشيني‌است‌ مخصوص‌ برش‌ چوب‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند تيغه‌ اره‌ بوده‌ و عمل‌ برش‌ با حركت‌ رفت‌ و آمد قابي‌ كه‌ تيغه‌ها روي‌ آن‌ نصب‌ شده‌ است‌ انجام‌ مي‌گيرد.

 اين‌ تيغه‌ها بطور قائم‌ روي‌ يك‌ قاب‌ كشيده‌ شده‌ و بطور محكم‌ نصب‌ گرديده‌ است‌ قاب‌ دستگاه‌ در امتداد قائم‌ بدنه‌ ماشين‌ در يك‌ قسمت‌ كشويي‌ رفت‌ و آمد مي‌كند و عمل‌ برش‌ را ضمن‌ پايين‌ رفتن‌ قاب‌ انجام‌ مي‌دهد.

 اين‌ دستگاه‌ براي‌ برش‌ طولي‌ تخته‌ يا براي‌ دو نيم‌ كردن‌ چوبهاي‌ چهار سو و چوبهاي‌ ديگر بكار مي‌رود.

 29- اره‌ راپودبر قابدار با حركت‌ رفت‌ و آمد ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ تنه‌ درخت‌ به‌ قطعات‌ كوتاه‌ بكار رفته‌ و داراي‌ يك‌ تيغه‌ راست‌ راپودبر به‌ طول‌ 80/1 متر يا بيشتر و عرض‌ 25 تا 30 سانتيمتر است‌ و حركت‌ رفت‌ و آمد آن‌ بطور مكانيكي‌ انجام‌ مي‌شود.

 ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌:

 30- ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌ ماشيني‌ است‌ كه‌ براي‌ درآوردن‌ (كام‌) در قطعات‌ چوب‌ بكار رفته‌ و داراي‌ يك‌ سري‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ مجزا مي‌باشد كه‌ يكي‌ روي‌ ديگري‌ لولا شده‌ و تشكيل‌ يك‌ حلقه‌ زنجير را مي‌دهد حركت‌ زنجير به‌وسيله‌ چرخ‌ دنده‌ اي‌ كه‌ با زنجير اره‌ درگير است‌ عملي‌ مي‌شود.

 

قسمت‌ دوم‌ - مقررات‌ عمومي‌

ماده‌ 1: گودال‌ها و شيارهايي‌ كه‌ در كف‌ كارگاه‌ و نزديك‌ به‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ جهت‌ قرار دادن‌ وسايل‌ انتقال‌ چوب‌ (ترانسپورتر) يا براي‌ آب‌ روها احداث‌ شده‌ باشد بايد به‌وسيله‌ نرده‌ يا دست‌ انداز محفوظ‌ شود.

ماده‌ 2: ماشين‌هاي‌ محرك‌ دستگاه‌ اره‌ چوب‌ بري‌ بايد داراي‌ قدرت‌ كافي‌ باشد تا خطر گير كردن‌ تيغه‌ اره‌ پيش‌ نيايد.

ماده‌ 3: ماشين‌هاي‌ اره‌ بايد داراي‌ دستگاهي‌ باشد كه‌ به‌وسيله‌ آن‌ سرعت‌ برش‌ به‌ تناسب‌ سختي‌ يا نرمي‌ چوب‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد.

ماده‌ 4: دندانه‌هاي‌ اره‌ بايد متناسب‌ با جنس‌ چوب‌ و نوع‌ برش‌ باشد.

ماده‌ 5: تيغه‌ اره‌ بايد بدون‌ ترك‌ بوده‌ به‌ بهترين‌ وضعي‌ نگهداري‌ شود و چپ‌ و راست‌ كردن‌ و تيز كردن‌ آن‌ دقيقاً انجام‌ گردد.

نظافت‌ و برداشتن‌ تراشه‌ و خاك‌ اره‌

ماده‌ 6: كف‌ سالن‌ها يا ساختمان‌هايي‌ كه‌ در آن‌ اره‌ چوب‌ بري‌ نصب‌ مي‌شود بايد هميشه‌ تميز بوده‌ و حتي‌ الامكان‌ تراشه‌هاي‌ چوب‌ و خاك‌ اره‌ را از محل‌ كار دور كنند همچنين‌ بهتر است‌ كه‌ دستگاه‌هاي‌ ماشين‌ اره‌ به‌ دستگاه‌ مكنده‌ مربوط‌ باشد تا از انتشار گرد و تراكم‌ خاك‌ اره‌ در محل‌ كار جلوگيري‌ شود.

سكوي‌ محل‌ كار مخصوص‌ كارگراني‌ كه‌ با ماشين‌ اره‌ كار مي‌كنند

ماده‌ 7: اطراف‌ سكوهاي‌ محل‌ كار براي‌ كارگراني‌ كه‌ با دستگاه‌ اره‌ تسمه‌ يا راه‌ گرد (سربر) كار مي‌كنند بايد به‌وسيله‌ صفحه‌اي‌ از آهن‌ با حداقل‌ ضخامت‌ 6 ميليمتر يا الوار به‌ ضخامت‌ 5 سانتيمتر يا بتون‌ آرمه‌ به‌ ضخامت‌ 20 سانتيمتر حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ 8: سكوهاي‌ فوق‌ الذكر بايد مجهز به‌ اهرم‌هاي‌ فرمان، شستي‌هاي‌ فشاري‌، كليدهاي‌ قطع‌كننده‌، كشوها يا وسايل‌ ديگري‌ باشد كه‌ در مواقع‌ فوري‌ و ضروري‌ متصدي‌ ماشين‌ اره‌ بتواند بدون‌ ترك‌ كردن‌ محل‌ كار دستگاه‌ را متوقف‌ كند و بايد ترتيبي‌ اتخاذ شود كه‌ هنگام‌ توقف‌ ماشين‌ دستگاه‌هاي‌ فرمان‌ قفل‌ شود.

ارابه‌ حمل‌ تنه‌ در ماشين‌هاي‌ چوب‌ بري‌

ماده‌ 9: بدنه‌ ارابه‌ مخصوص‌ هدايت‌ چوب‌ در تاسيسات‌ اره‌ تسمه‌اي‌ يا اره‌ گرد بايد از آهن‌ يا فولاد يا الوارهايي‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ به‌وسيله‌ كام‌ و زبانه‌ دم‌ چلچله‌اي‌ يا پيچ‌ و مهره‌ بهم‌ متصل‏شده‌ و از تخته‌هاي‌ پرپوشيده‌ شده‎‏باشد تا مانع‌ عبور كارگر از زير بدنه‌ ارابه‌ گردد.

ماده‌ 10: كف‌ سكوهاي‌ محل‌ كار در تاسيسات‌ اره‌ چوب‌ بري‌ نبايد لغزنده‌ باشد.

ماده‌ 11: فاصله‌ بين‌ ديوار و ميز كار نبايد از 45 سانتيمتر كمتر باشد و در صورتي‌ كه‌ اين‌ فاصله‌ را براي‌ عبور كارگر در نظر گرفته‌ باشند از 90 سانتيمتر كمتر نباشد.

ماده‌ 12: فاصله‌ بين‌ سطح‌ ميز كار و سقف‌ كارگاه‌ يا اشياء و وسائلي‌ كه‌ به‌ سقف‌ نصب‌ شده‌ نبايد كمتر از 2 متر باشد.

ماده‌ 13: فلكه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ طناب‌ يا كابل‌ يا زنجير مخصوص‌ كشش‌ ارابه‌هاي‌ حمل‌ چوب‌ بايد به‌وسيله‌ جعبه‌هاي‌ محكمي‌ كه‌ به‌زمين‌ نصب‌ شده‌ باشد حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ 14: چرخ‌ دنده‌هاي‌ راست‌ يا مخروطي‌ و تسمه‌ها يا فلكه‌هاي‌ اصطكاكي‌ فرمان‌ ارابه‌ حمل‌ چوب‌ را بايد به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ محكمي‌ محصور كرد.

ماده‌ 15: چرخ‌هاي‌ ارابه‌ها بايد داراي‌ حفاظ‌هايي‌ باشد كه‌ فاصله‌ آنها از سطح‌ ريل‌ها حداكثر 6 ميليمتر باشد.

ماده‌ 16: در انتهاي‌ مسير ارابه‌ها بايد مانع‌ محكمي‌ كه‌ داراي‌ تامپون‌ فنري‌ يا تامپون‌ با هواي‌ فشرده‌ باشد نصب‌ گردد. اين‌ تامپون‌ها بايد قدرت‌ متوقف‌ كردن‌ ارابه‌ها را با حداكثر سرعت‌ بدون‌ ايجاد عكس‌ العمل‌ شديد و خطرناك‌ داشته‌ باشد.

ماده‌ 17: در تمام‌ طول‌ مسير ارابه‌ها بايد نرده‌هايي‌ از لوله‌ آهني‌ 1 اينچ‌ 32 ميليمتر) يا چهار تراشهايي‌ به‌ ابعاد 10*5 سانتيمتر به‌ ارتفاع‌ سكوي‌ بارگيري‌ نصب‌ گردد.

ماده‌ 18: مقابل‌ درهايي‌ كه‌ در طرفين‌ مسير عبور ارابه‌ حمل‌ چوب‌ قرار دارند بايد نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ به‌ فاصله‌ حداقل‌ 45 سانتيمتر از ارابه‌ نصب‌ گردد.

ماده‌ 19: در مواردي‌ كه‌ قوه‌ محرك‌ اره‌ها با ماشين‌ بخار تامين‌ مي‌شود بايد لوله‌هاي‌ مخصوص‌ رساندن‌ بخار در نزديكترين‌ نقطه‌ به‌ ماشين‌ مجهز به‌ شير قطع‌ كننده‌اي‌ باشد كه‌ عمل‌ آن‌ سريع‌ بوده‌ و موقعي‌ كه‌ متصدي‌ اره‌ از دستگاه‌ دور مي‌شود بطور خودكار بخاررا ببندد.

 غلطك‌ها و ميزهاي‌ ناقل‌ چوب‌ در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌

ماده‌ 20: فضاي‌ آزاد بين‌ غلطك‌هاي‌ دستگاه‌ انتقال‌ چوب‌ يا خميدگي‌ آخر دستگاه‌ در تاسيسات‌ فوق‌ بايد به‌وسيله‌ روپوشهايي‌ از ورق‌هاي‌ فلزي‌ پر به‌ قطر 6 ميليمتر يا الوارهايي‌ به‌ ضخامت‌ 5 سانتيمتر محفوظ‌ گردد و به‌قسمي‌ روي‌ دستگاه‌ نقاله‌ نصب‌ شود كه‌ در موقع‌ حركت‌ دستگاه‌ تغيير مكان‌ ندهد.

ماده‌ 21: چرخ‌ دنده‌ و زنجيرهاي‌ غلطك‌هاي‌ محرك‌ دستگاه‌ يا ميز نقاله‌ و تسمه‌ها و فلكه‌ها و صفحات‌ اصطكاكي‌ (كلاچ‌) محرك‌ محور غلطك‌هاي‌ دستگاه‌ نقاله‌ بايد از هر طرف‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ يا قطعات‌ الوار محفوظ‌ شده‌ و اين‌ حفاظ‌ها داراي‌ درهايي‌ باشند كه‌ در مواقع‌ ضروري‌ دسترسي‌ به‌ نقاط‌ لازم‌ را مقدور سازد.

ماده‌ 22: جبهه‌هاي‌ قائم‌ ميز مخصوص‌ باردادن‌ چوب‌ بدم‌ تيغه‌ اره‌ در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌ بايد طبق‌ ماده‌ 21 حفاظ‌ گذاري‌ شود مگر اينكه‌ وضع‌ قرار گرفتن‌ غلطك‌هاي‌ نقاله‌ يا بدنه‌ ماشين‌ حفاظت‌ لازم‌ را تامين‌ كند.

ماده‌ 23: در محل‌هايي‌كه‌ عبور از روي‌ غلطك‌ها و ميزهاي‌ نقاله‌ ضروري‌ باشد بايد پله‌ها يا پلهايي‌ تعبيه‌ گردد كه‌ مجهز به‌ نرده‌ حفاظتي‌ باشد.

ماده‌ 24: در تاسيسات‌ چوب‌ بري‌ استفاده‌ از غلطك‌هاي‌ نقاله‌ كه‌ داراي‌ گوشه‌هاي‌ تيز باشد ممنوع است‌.

 

 قسمت‌ سوم‌ - دستورهاي‌ حفاظتي

 فصل‌ اول‌ - حفاظ‌ اره‌هاي‌ تسمه‌اي‌

ماده‌ 25:  فلكه‌ها و شاخه‌ بالا رونده‌ اره‌ تسمه‌اي‌ در فاصله‌ دو فلكه‌ بايد به‌وسيله‌ محفظه‌ لوله‌‌داري‌ از آهن‌ ورق‌ به‌ ضخامت‌ حداقل‌ يك‌ ميليمتر يا مصالحي‌ با مقاومت‌ مشابه‌ آن‌ حفاظ‌‌گذاري‌ شود.

ماده‌ 26: حفاظ‌ فلكه‌ بالائي اره‌ تسمه‌اي‌ بايد حداقل‌ 10 سانتيمتر بالاتر از طوقه‌ فلكه‌ آن‌ شروع‌ شده‌ و تا پايين‌ترين‌ نقطه‌ طوقه‌ فلكه‌ ادامه‌ يابد.

ماده‌ 27: حفاظ‌ فلكه‌ پاييني‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد تا سطح‌ زمين‌ ادامه‌ داشته‌ و طوري‌ ساخته‌ شود تا از ورود اجسام‌ خارجي‌ به‌ زير فلكه‌ جلوگيري‌ گردد و در صورت‌ لزوم‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكنده‌ خاك‌ اره‌ نيز از آن‌ استفاده‌ شود.

ماده‌ 28: شاخه‌ پايين‌ رونده‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد بين‌ غلطك‌ها يا وسايل‌ هدايت‌ كننده‌ قرار گرفته‌ و در فاصله‌ بين‌ اين‌ غلطك‌ها تا حفاظ‌ فلكه‌ بالايي‌ بايد حفاظ‌ قابل‌ تنظيمي‌ وجود داشته‌ باشد.

ماده‌ 29: اره‌هاي‌ تسمه‌اي‌ بايد داراي‌ وسيله‌ تنظيم‌ كننده‌ خودكاري‌ باشد تا كشش‌ تيغه‌ اره‌ را تنظيم‌ كرده‌ و از شل‌ و سفت‌ شدن‌ غير عادي‌ آن‌ در حين‌ كار جلوگيري‌ كند.

ماده‌ 30: اگر وضع‌ كار طوري‌ باشد كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ اره‌ چوب‌ بري‌ در حين‌ كار در فاصله‌اي‌ كمتر از 75 سانتيمتر از غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ چوب‌ قرار گيرد بايد اين‌ غلطك‌ها را با حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ ضخيم‌ نيم‌ استوانه‌اي‌ پوشاند اين‌ حفاظ‌ها بايد بر حسب‌ ابعاد قطعات‌ كار قابل‌ تنظيم‌ بوده‌ بعلاوه‌ به‌ بدنه‌ ماشين‌ متصل‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 31: سرعت‌ دوراني‌ فلكه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ تسمه‌ اره‌ نبايد از حد مجاز تجاوز كند.

ماده‌ 32: در موقع‌ سوار كردن‌ يا برداشتن تسمه‌ اره‌ بايد آن‌ را دقيقاً مورد معاينه‌ قرار داد تا ترك‌ يا عيب‌ ديگري‌ نداشته‌ باشد.

ماده33: از بكاربردن‌ تسمه‌هاي‌ معيوب‌ يا ترك‎دار قبل‌ از مرمت‌ كامل‌ بايد خودداري‌ كرد.

ماده‌ 34: برداشتن‌ تسمه‌ از روي‌ فلكه‌ و همچنين‌ جمع‌ كردن‌ قطعات‌ شكسته‌ تسمه‌ قبل‌ از توقف‌ كامل‌ ماشين‌ ممنوعست‌.

ماده‌ 35: ضخامت‌ طوقه‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ تسمه‌اي‌ در قسمتي‌ كه‌ فشار نوار اره‌ موثر است‌ بايد حداقل‌ 16 ميليمتر باشد.

ماده‌ 36: سرعت‌ خطي‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌ اره‌ تسمه‌اي‌ نبايد از 45 متر در ثانيه‌ تجاوز كند. مگر در صورتي‌ كه‌:

الف- فلكه‌ها براي‌ سرعت‌ معين‌ و يا ضريب‌ اطمينان‌ لااقل10 محاسبه‌ و ساخته‌ شده‌ باشد.

ب‌ - فلكه‌ها براي‌ سرعت‌ معيني‌ دقيقاً متعادل‌ شده‌ باشد.

ج‌ - حداكثر سرعت‌ مجاز آن‌ توسط‌ سازنده‌ روي‌ فلكه‌ و بدنه‌ دستگاه‌ ثبت‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 37: وزنه‌هاي‌ تعادل‌ تلسكوپي‌ در دستگاه‌هاي‌ اره‌ تسمه‌اي‌ بايد در تمام‌ مسير خود حفاظ‌گذاري‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 38: ناف‌ و بازوها و طوقه‌ فلكه‌هاي‌ دستگاه‌ اره‌ تسمه‌اي‌ همچنين‌ پيچه‌ها و پرچهاي‌ آن‌ بايد حداقل‌ ماهي‌ يك‌ مرتبه‌ بازرسي‌ شده‌ و با زدن‌ ضربه‌ فلكه‌هاي‌ ترك‌ دار و معيوب‌ مشخص‌ و از كار خارج‌ شوند.

 

 فصل‌ دوم‌ - حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد

ماده‌ 39: دستگاه‌ اره‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ در حين‌ كار تغيير محل‌ نداده‌ و ايجاد لرزش‌ نكند.

ماده‌ 40: ارتفاع‌ ميز اره‌هاي‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد بين‌ 85 تا 90 سانتيمتر باشد.

ماده‌ 41: اره‌هاي‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هايي‌ طبق‌ شرايط‌ زير باشد مگر در موارد خاص‌ كه‌ اصولاً احتياج‌ به‌ حفاظ‌ نباشد.

 الف‌ - حفاظ‌ تيغه‌ اره‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد و طوري‌ تيغه‌ را بپوشاند كه‌ هنگام‌ كار دندانه‌هاي‌ آن‌ در دسترس‌ نباشد.

 ب‌ - سطوح‌ جانبي‌ حفاظ‌ تا حد امكان‌ به‌ صفحه‌ اره‌ نزديك‌ باشد.

 ج‌ - حتي‌ المقدور نزديك‌ به‌ محل‌ برش‌ سوار شود.

 د - روي‌ سطح‌ جانبي‌ حفاظ‌ علامتي‌ رسم‌ شود كه‌ وضع‌ تيغه‌ اره‌ را در زير محفظه‌ آن‌ مشخص‌ كند.

هـ- جنس‌ حفاظ‌ بايد از مصالح‌ نرم‌ انتخاب‌ شود يا پوشش‌ داخل‌ آن‌ از فلز نرم‌ باشد تا اگر به‌ صفحه‌ اره‌ برخورد كند باعث‌ شكستن‌ دندانه‌ آن‌ نشود.

 و - حفاظ‌ بايد اصولاً طوري‌ ساخته‌ شود كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ از خطر تماس‌ با دندانه‌هاي‌ اره‌ و پرتاب‌ شدن‌ خرده‌ چوب‌ يا دندانه‌هاي‌ شكسته‌ اره‌ محفوظ‌ بماند.

ماده‌ 42: قسمتي‌ از صفحه‌ اره‌ گرد كه‌ زير ميز دستگاه‌ قرار دارد بايد حفاظ‌ گذاري‌ شود ممكنست‌ اين‌ حفاظ‌ قسمتي‌ از دستگاه‌ مكنده‌ خاك‌ اره‌ را نيز تشكيل‌ دهد.

ماده‌ 43: تيغه‌ جدا كننده‌ كه‌ در قسمت‌ عقب‌ صفحه‌ اره‌ گرد قرار مي‌گيرد بايد داراي‌ شرايط‌ زير باشد:

الف- از شياري‌ كه‌ اره‌ درچوب‌ ايجادمي‌كند كمي‎نازك‌تر و از صفحه‎اره‌ كمي‌ ضخيم‌تر باشد.

 ب‌ - پهناي‌ آن‌ در سطح‌ ميز كمتر از 15 سانتيمتر نباشد.

 ج‌ - ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ ميز بايد به‌ قدر 2 تا 5 ميليمتر كمتر از ارتفاع‌ صفحه‌ باشد.

 د - بطور محكم‌ در قسمت‌ عقب‌ و در يك‌ سطح‌ با صفحه‌ اره‌ نصب‌ شود و فاصله‌ آن‌ با دندانه‌هاي‌ اره‌ حتي‌ المقدور كم‌ بوده‌ و در هيچ‌ حالتي‌ از 3 ميليمتر تجاوز نكند.

ماده‌ 44: انحناي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ بايد به‌ موازات‌ انحناي‌ صفحه‌ اره‌ گرد باشد.

ماده‌ 45: در اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوارهاي‌ نازك‌ مي‌توان‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ را ضخيم‌تر از مورد مذكور در ماده‌ 43 انتخاب‌ كرد.

ماده‌ 46: حداكثر سرعت‌ اره‌هاي‌ گرد نبايد از ميزاني‌ كه‌ سازنده‌ آن‌ تعيين‌ كرده‌ تجاوز كند.

ماده47: وزنه‌هاي‎تعادلي‌ مخصوص‎باردادن‌ در اره‌هاي‌گرد بايد درمحفظه‌هاي‎ثابتي‎قرار گيرد.

ماده‌ 48: تنظيم‌ حفاظ‌ها يا وسايل‌ هدايت‌ كننده‌ چوب‌ هنگام‌ كار كردن‌ اره‌ ممنوعست‌.

ماده‌ 49: صفحه‌ اره‌ گرد چوب‌ بري‌ بايد كاملاً تيز بوده‌ و سوار كردن‌ روي‌ دستگاه‌ و نگهداري‌ آن‌ به‌ خوبي‌ و با دقت‌ انجام‌ شود. همچنين‌ در فواصل‌ معين‌ مورد بازديد و آزمايش‌ قرار گيرد و در صورت‌ مشاهده‌ عيب‌ و نقص‌ اقدام‌ به‌ پياده‌ كردن‌ و اصلاح‌ يا تعويض‌ آن‌ بشود.

ماده‌ 50: انتهاي‌ تركهاي‌ صفحه‌ اره‌ گرد را براي‌ جلوگيري‌ از ادامه‌ ترك‌ نبايد سوراخ‌ كرد همچنين‌ صفحات‌ ترك‌ دار را در موردي‌ كه‌ تعمير صحيح‌ و دقيق‌ نشده‌ باشد نبايد مورد استفاده‌ قرار داد.

ماده‌ 51: متصدي‌ دستگاه‌ اره‌ گرد در موقع‌ كار نبايد مقابل‌ تيغه‌ اره‌ قرار گيرد.

ماده‌ 52: دستگاه‌ اره‌ گرد كه‌ براي‌ راپودي بري‌ و راست‌ بري‌ بكار مي‌رود بايد طبق‌ مقررات‌ مواد 92 تا 99 آيين‌نامه‌ مربوط‌ باره‌هاي‌ مخصوص‌ راست‌ بر حفاظ‌ گذاري‌ شود.

ماده‌ 53: صفحه‌ اره‌هاي‌ گرد ساده‌ و قسمت‌ فوقاني‌ صفحات‌ اره‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ مضاعف‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ قابل‌ تنظيم‌ باشد.

ماده‌ 54: اره‌ گرد مضاعف‌ بايد داراي‌ صفحه‌ فلزي‌ مشبك‌ يا وسيله‌ ديگري‌ باشد كه‌ متصدي‌ دستگاه‌ را از خطر اصابت‌ خرده‌ چوب‌هاي‌ حاصل‌ از كار اره‌ محفوظ‌ نگاهدارد.

ماده‌ 55: فاصله‌ افقي‌ بين‌ نوك‌ دندانه‌هاي‌ تيغه‌ اره‌ گرد مضاعف‌ و نزديك‌ترين‌ ستون‌ روي‌ ميز دستگاه‌ بايد به‌ قدر 25 ميليمتر بيشتر از فاصله‌ عمودي‌ بين‌ آهن‌هاي‌ سپري‌ صفحات‌ بالا و پايين‌ اره‌ باشد تا مكان‌ سقوط‌ يا گير كردن‌ قطعه‌ چوب‌ بين‌ صفحات‌ و مانع‌ ديگري‌ را از بين‌ ببرد.

ماده‌ 56: روي‌ ميز دستگاه‌ اره‌ گرد بايد گونيا يا تكيه‌ گاهي‌ براي‌ هدايت‌ الوار نصب‌ شود.

ماده‌ 57: براي‌ تنظيم‌ قسمت‌ هدايت‌ كننده‌ الوار در اره‌هاي‌ گرد نبايد از آچار يا ابزار ديگري‌ استفاده‌ كرد و اين‌ تنظيم‌ بايد به‌وسيله‌ دست‌ انجام‌ گيرد.

ماده‌ 58: تيغه‌ جداكننده‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌گرد بايد به‌نحوي‌ باشد كه‌بطور موثر عمل‌خود را انجام‌ دهد.

 حفاظ‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوار

ماده‌ 59: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ الوار بايد طبق‌ مواد 53 و 56 تا 58 (مربوط‌ به‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد) ساخته‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 60: غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ كه‌ در اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ چوب‌ را به‌ دم‌ تيغه‌ مي‌رسانده‌ بايد طبق‌ مواد 20 تا 24 حفاظ‌ گذاري‌ شود.

 

 حفاظ‌ دستگاه‌ پيش‌ تراش‌ براي‌ پاك‌ كردن‌ مسير راه‌

ماده‌ 61: دستگاه‌ پيش‌ تراش‌ بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - يك‌ محفظه‌ كه‌ بطور كامل‌ صفحه‌ دستگاه‌ را بپوشاند و متصدي‌ اره‌ را در مقابل‌ پرتاب‌ خرده‌ چوب‌ يا سنگريزه‌ محافظت‌ كند. ضمناً ممكن‌ است‌ از اين‌ محفظه‌ براي‌ مكيدن‌ ذرات‌ غبار نيز استفاده‌ كرد.

 ب‌ - يك‌ وزنه‌ تعادلي‌ براي‌ بالا بردن‌ دستگاه‌ فوق‌ در پايان‌ كار.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر

ماده‌ 62: اره‌هاي‌ گرد راپودبر (به‌ استثناء اره‌هاي‌ گردي‌ كه‌ تيغه‌ آنها در قسمت‌ بالاي‌ ميز نصب‌ شده‌ و اره‌هاي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌) بايد طبق‌ مواد 43 و 44 و 45 داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ باشد.

ماده‌ 63: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد راپودبر كه‌ ميزان‌ با فشار دست‌ به‌طرف‌ تيغه‌ اره‌ رانده‌ مي‌شود بايد داراي‌ ميز كشويي‌ باشد كه‌ در حين‌ عمل‌ برش‌ چوب‌ را محكم‌ نگهداشته‌ و با رعايت‌ حفاظت‌ كامل‌ آنرا به‌ قطعات‌ كوچك‌ تقسيم‌ كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ راپودبر براي‌ برش به‌ طولهاي‌ مساوي‌

ماده‌ 64: صفحات‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ براي‌ برش‌ چوب‌ به‌ طولهاي‌ مساوي‌ بايد حتي‌الامكان‌ در قسمت‌ بالا و عقب‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ و در مواردي‌ كه‌ محور اره‌ فقط‌ داراي‌ يك‌ ياتاقان‌ باشد بايد به‌ همين‌ طريق‌ قسمت‌ خارجي‌ آن‌ تا پايين‌ترين‌ نقطه‌ در محفظه‌اي‌ قرار گيرد.

ماده‌ 65: ميز بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ براي‌ برش‌ به‌ طول‌هاي‌ مساوي‌ بايد داراي‌ فنرها يا وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ باشد تا موقع‌ اتمام‌ برش‌ چوب‌ به‌ حالت‌ اوليه‌ خود يعني‌ دور از تيغه‌ بر گردد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌

ماده‌ 66: اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ محكمي‌ باشد كه‌ از شبكه‌ سيمي‌ ضخيم‌ يا تخته‌هايي‌ با حداقل‌ ضخامت‌ 5 سانتيمتر ساخته‌ شده‌ باشد همچنين‌ بايد داراي‌ حفاظ‌ مخصوص‌ باشد تا پايين‌ ميز را بپوشاند و در قسمت‌هاي‌ مختلف‌ دريچه‌هاي‌ لولا داري‌ داشته‌ باشد تا دسترسي‌ براي‌ روغنكاري‌ و ميزان‌ كردن‌ قسمت‌هاي‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ را ميسر سازد.

ماده67: تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد راپودر بر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد از سمت‌ پهلو و پايين‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ با چوبي‌ كه‌ محكم‌ به‎كف‌كارگاه‌ نصب‎شده‎محصور شود.

ماده‌ 68: اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ موانعي‌ باشد كه‌ از بيرون‌ آمدن‌ بيش‌ از حد ضخامت‌ اره‌ از سطح‌ ميز جلوگيري‌ كند.

ماده‌ 69: پدال‌ فرمان‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد داراي‌ حفاظ‌ ركابي‌ فلزي‌ يا چوبي‌ بوده‌ و محكم‌ به‌ كف‌ كارگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 70: در موقع‌ تعمير يا تنظيم‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گردراپودبر با تيغه‌هاي‌ بار دهنده‌ بايد نكات‌ زير را مراعات‌ شود:

 الف‌ - اگر فرمان‌ دستگاه‌ به‌وسيله‌ يك‌ يا چند پدال‌ انجام‌ گيرد بايد گاوه‌هاي‌ حفاظتي‌ زير كليه‌ پدالها قرار داده‌ شود.

 ب‌ - چنانچه‌ فرمان‌ به‌وسيله‌ اهرم‌هاي‌ دستي‌ انجام‌ گيرد اين‌ اهرم‌ها بايد به‌وسيله‌ مهارهاي‌ مخصوصي‌ محكم‌ شود تا در موقع‌ تعمير و تنظيم‌ دستگاه‌ حركت‌ فرمان‌ ممكن‌ نباشد.

 حفاظ‌ (اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ دسته‌هاي‌ توفال‌)

ماده‌ 71: اره‌هاي‌ گرد ساده‌ يا مضاعف‌ مخصوص‌ برش‌ دسته‌ توفال‌ بايد در قسمت‌ تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ و عقب‌ به‌وسيله‌ محفظه‌ فلزي‌ يا چوبي‌ پوشيده‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 72: در مواردي‌ كه‌ عمل‌ برش‌ با قسمت‌ زير صفحه‌ اره‌ انجام‌ گيرد بدنه‌ دستگاه‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ دسته‌ توفال‌ بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ راس‌ صفحات‌ اره‌ پوشانده‌ و تا حد امكان‌ از قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ به‌پايين‌ ادامه‌ داشته‌ باشد. در مواردي‌ كه‌ برش‌ با قسمت‌ بالاي‌ اره‌ انجام‌ گيرد حفاظ‌ بايد تا حد امكان‌ به‌طرف‌ راس‌ و قسمت‌ بالاي‌ اره‌ و تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ و عقب‌ تيغه‌ها ادامه‌ داشته‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌

ماده‌ 73: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ بايد در قسمت‌ بالاي‌ صفحات‌ اره‌ داراي‌ روپوشهاي‌ حفاظتي‌ باشد تا بتوان‌ از آنها به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكنده‌ نيز استفاده‌ كرد.

 اين‌ حفاظ‌ها بايد تا حد امكان‌ به‌ سمت‌ پايين‌ ادامه‌ داشته‌ باشد و در ضمن‌ مانع‌ عبور چوب‌ از زير صفحه‌ اره‌ نگردد.

ماده‌ 74: چنانچه‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ داراي‌ روپوشهاي‌ فوق‌ الذكر نباشد بايد از قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ داراي‌ حفاظ‌هايي‌ با مشخصات‌ زير باشد:

 الف‌ - جنس‌ حفاظ‌ از تخته‌ به‌ ضخامت‌ 75 ميليمتر يا بيشتر بوده‌ و به‌ چوبهاي‌ چهار تراش‌ به‌ ابعاد 10*10 سانتيمتر به‌وسيله‌ پيچ‌ و مهره‌ محكم‌ شده‌ باشد.

ب- به‌ كابل‌ها يا زنجيره‌هايي‌ آويزان‌ بوده‌ يا به‎بدنه‌ دستگاه‌ اره‌ بطور ثابت‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 75: تيغه‌هاي‌ انتهايي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد از اطراف‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌هاي‌ مخصوص‌ يا نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محفوظ‌ شود.

ماده‌ 76: در جلوي‌ هر تيغه‌ اره‌ در دستگاه‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد يك‌ نرده‌ كوچك‌ يا يك‌ ميله‌ قرار داده‌ شود كه‌ حداقل‌ در حدود 60 سانتيمتر از جبهه‌ تيغه‌ اره‌ فاصله‌ داشته‌ و حداكثر 30 سانتيمتر بالاي‌ ميز قرار گرفته‌ و طوري‌ به‌ سيستم‌ فرمان‌ ترانسپورتر مربوط‌ باشد كه‌ اگر فشاري‌ به‌ آن‌ وارد شود بطور خودكار باعث‌ متوقف‌ شدن‌ ترانسپورتر گردد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر برچند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌

ماده‌ 77: اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ بايد طبق‌ مواد 73 تا 76 اين‌ آيين‌نامه‌ راجع‌ به‌ اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ نوساني‌ با مفصل‌هاي‌ فوقاني‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ 78: اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ كه‌ براي‌ برش‌ به‌منظور تهيه‌ خمير چوب‌ از طريق‌ مكانيكي‌ و خمير كاغذ بكار مي‌رود بايد طبق‌ ماده‌ 74 اين‌ آيين‌نامه‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ 79: ميز برش‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر چند تيغه‌اي‌ با محور معلق‌ مذكور در ماده‌ 78 بايد حداقل‌ در ارتفاع‌ (1) متر بالاي‌ كف‌ كارگاه‌ يا سكوي‌ كار واقع‌ شده‌ و از اطراف‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محفوظ‌ گردد.

حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد ارابه‌اي‌

ماده‌ 80: روپوش‌ حفاظتي‌ اره‌ گرد راپودبر كه‌ موقع‌ برش‌ روي‌ ميز ثابت‌ تغيير مكان‌ مي‌دهد بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - روي‌ محور حامل‌ اره‌ يا ميز برش‌ نصب‌ شده‌.

 ب‌ - در حال‌ كار خلاص‌ كردن‌ صفحه‌ اره‌ را بپوشاند.

 ج‌ - در موقعي‌ كه‌ صفحه‌ اره‌ كاملاً به‌ عقب‌ رفته‌ حداقل‌ تا فاصله‌ 5 سانتيمتر جلوي‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ قرار گرفته‌ باشد.

 د - پهناي‌ آن‌ به‌ اندازه‌اي‌ باشد كه‌ از هر طرف‌ صفحه‌ اره‌ 6 ميليمتر فاصله‌ داشته‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌گرد مخصوص‌ تهيه‌ هيزم‌

ماده‌ 81: اره‌هاي‌ گرد چند تيغه‌اي‌ كه‌ براي‌ تهيه‌ هيزم‌ بكار مي‌رود بايد در قسمت‌ بالاي‌ صفحه‌ اره‌ داراي‌ موانع‌ حفاظتي‌ با رعايت‌ نكات‌ زير باشد:

الف - از ميز برش حداكثر 15 سانتيمتر فاصله داشته باشد.

ب - اگر از ورق آهن ساخته شده ضخامت آن 3 ميليمتر باشد.

ج - اگر از چوب ساخته شده باشد حداقل 4 سانتيمتر ضخامت داشته باشد.

ماده‌ 82: طول‌ ميز بار دهنده‌ زنجيردار در اره‌هاي‌ گرد تهيه‌ هيزم‌ بايد به‌ قدري‌ باشد تا كارگري‌ كه‌ چوبها را روي‌ آن‌ قرار مي‌دهد در موقع‌ مرتب‌ كردن‌ قطعات‌ چوب‌ روي‌ زنجير باردهنده‌ دستش‌ به‌ صفحه‌ اره‌ اصابت‌ نكند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردنوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌

ماده‌ 83: روپوش‌ حفاظتي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد حتي‌ المقدور تا زير محور ادامه‌ داشته‌ و حفاظ‌هاي‌ جانبي‌ آن‌ در قسمت‌ انتهاي‌ محور لولادار ساخته‌ شود تا دسترسي‌ به‌ صفحه‌ اره‌ در مورد لزوم‌ ميسر باشد.

ماده‌ 84: حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ پس‌ از اتمام‌ كار قسمت‌ زير تيغه‌ را بپوشاند.

ماده‌ 85: اره‌هاي‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - زنجيرهاي‌ متوقف‌ كننده‌ يا وسايل‌ موثر ديگري‌ كه‌ از پيشروي‌ لبه‌ صفحه‌ اره‌ از ميز برش‌ ممانعت‌ كند.

 ب‌ - وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ يا وسايل‌ موثر ديگري‌ كه‌ در موقع‌ رها كردن‌ صفحه‌ اره‌ در هر نقطه‌ از مسير برش‌ دستگاه‌ را خودبه‌خود به‌ عقب‌ برگرداند به‌نحويكه‌ جبهه‌ كار اره‌ حداقل‌ تا 25 ميليمتر نقطه‌ شروع‌ برش‌ برگردد.

 ج‌ - ضامن‌ يا وسيله‌ ديگري‌ كه‌ از جهش‌ اره‌ بعد از برگشت‌ آن‌ جلوگيري‌ كند.

ماده‌ 86: در ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد به‌ كمك‌ وسايل‌ زير از سقوط‌ وزنه‌هاي‌ تعادلي‌ جلوگيري‌ كرد:

 الف‌ - پيچ‌هاي‌ بلندي‌ كه‌ در آن‌ واحد از بازو و بدنه‌ وزنه‌ تعادلي‌ عبور كرده‌ باشد.

 ب‌ - ضامني‌ كه‌ در انتهاي‌ بازوي‌ وزنه‌ تعادلي‌ دستگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

 ج‌ - زنجيرهاي‌ حفاظتي‌ كه‌ به‌ سقف‌ يا نقاط‌ اتكاء فوقاني‌ ديگري‌ محكم‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 87: تسمه‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد نوساني‌ با مفصل‌ فوقاني‌ بايد در محفظه‌اي‌ پوشيده‌ شود اين‌ پوشش‌ بايد از طرفي‌ كه‌ متصدي‌ بكار مشغول‌ است‌ در تمام‌ طول‌ محفوظ‌ شده‌ و از سه‌ طرف‌ ديگر اقلاً تا ارتفاع‌ 6/2 متر از كف‌ محل‌ كار نيز پوشيده‌ شده‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با محور مايل‌

ماده‌ 88: روپوش‌ حفاظتي‌ و تيغه‌ جدا كننده‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با محور مايل‌ بايد با صفحات‌ اره‌ متوازي‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌

ماده‌ 89: روپوش‌ حفاظتي‌ اره‌ گرد راپودبر با ميز مايل‌ كه‌ روي‌ تيغه‌ اره‌ سوار مي‌شود بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ دو لبه‌ جانبي‌ آن‌ خود به‌خود روي‌ ميز با چوبي‌ كه‌ بريده‌ مي‌شود تكيه‌ كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر

ماده‌ 90: اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر بايد طبق‌ مواد 43 و 44 اين‌ آيين‌نامه‌ داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ باشد.

ماده‌ 91: در مواردي‌ كه‌ استفاده‌ از تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر غير مقدور باشد روي‌ دستگاه‌ بايد دماغه‌ يا ضامن‌هايي‌ فلزي‌ نصب‌ شود كه‌ مانع‌ پس‌ زدن‌ چوب‌ گردد دماغه‌ يا ضامن‌هاي‌ مزبور بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد.

 الف‌ - ضخامت‌ آنها در جهت‌ عمود به‌ صفحه‌ اره‌ كمتر از 3 ميليمتر نباشد.

 ب‌ - در هنگامي‌ كه‌ ضامن‌ روي‌ قطعه‌ مورد برش‌ قرار گرفته‌ چوب‌ بتواند در زير آن‌ حركت‌ كند.

 ج‌ - طوري‌ ساخته‌ و نصب‌ شود تا چوب‌ به‌ هر ضخامتي‌ كه‌ باشد به‌ محض‌ پس‌ زدن‌ به‌ آن‌ گير كرده‌ و متوقف‌ شود.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ دستي‌

ماده‌ 92: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گردرا راست‌ بر با باردادن‌ دستي‌ كه‌ براي‌ برش‌ قطعات‌ كوتاه‌ چوب‌ به‌ كار مي‌رود بايد داراي‌ ميزهاي‌ بار دهنده‌ كشويي‌ باشد كه‌ قطعه‌ چوب‌ يا گيره‌ به‌ آن‌ بسته‌ شود.

ماده‌ 93: براي‌ بار دادن‌ اره‌ گردرا راست‌ بر مذكور در ماده‌ 92 بايد دستگيره‌هاي‌ مخصوص‌ روي‌ ميز نصب‌ شود و كارگر مربوطه‌ موظف‌ به‌ استفاده‌ از آن‌ مي‌باشد.

ماده‌ 94: روپوشهاي‌ حفاظتي‌ و تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ دستي‌ كه‌ روي‌ محور مايل‌ سوارشده‌ بايد با صفحات‌ اره‌موازي‌ و در يك‌ سطح‌ نصب‌شده‌باشد.

ماده‌ 95: دستگاه‌ هدايت‌ كننده‌ كه‌ روي‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گردرا راست‌بر يا محور مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌ قرار دارد نبايد تا خارج‌ از منطقه‌ عمل‌ برش‌ ادامه‌ پيدا كند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با ميز مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌

ماده‌ 96: روپوش‌ حفاظتي‌ كه‌ روي‌ (اره را‌ راست‌بر با ميز مايل‌ و بار دادن‌ دستي‌) قرار مي‌گيرد بايد طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ دو لبه‌ جانبي‌ آن‌ روي‌ ميز يا قطعه‌ كاربنشيند.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با بار دادن‌ خودكار

ماده‌ 97: روپوش‌ حفاظتي‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌بر با بار دادن‌ خودكار كه‌ بايد روي‌ قطعه‌ يا ميز بنشيند بايستي‌ داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - حداكثر 12 ميليمتر با سطح‌ افقي‌ كه‌ بر مولد زيرين‌ استوانه‌ غلطك‌ بار دهنده‌ بالا مماس‌ مي‌باشد فاصله‌ داشته‌ باشد.

 ب‌ - طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ صفحات‌ اره‌ و قسمت‌ بار دهنده‌ را در آن‌ واحد بپوشاند.

ماده‌ 98: غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر با بار دادن‌ خودكار بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ نيمه‌ استوانه‌اي‌ بوده‌ و طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ مانع‌ تماس‌ دست‌ كارگران‌ با غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ يا قسمت‌ بار دهنده‌ زنجيردار گردد. اين‌ حفاظ‌ها بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - از مصالح‌ محكم‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

ب‌ - تكيه‌ گاه‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ بطور محكم‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 99: اگر وسايل‌ بار دهنده‌ خودكار زنجير دار در اره‌هاي‌ گردرا راست‌ بر بعد از تيغه‌ اره‌ نيز ادامه‌ داشته‌ بايد طوري‌ حفاظ‌ گذاري‌ شود كه‌ دست‌ كارگر بين‌ زايده‌ وسيله‌ بار دهنده‌ و ميز قرار نگيرد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد بزرگ‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ تنه‌ درخت‌

ماده100:تيغه‌ اره‌هاي‎گرد بزرگ‌ مخصوص‌ برش‌ طولي‌ تنه‎درخت‌ بايدداراي‎شرائط‌ زير‎باشد:

 الف‌ - از سمت‌ عقب‌ و اطراف‌ در محفظه‌اي‌ قرار داده‌ شود تا تماس‌ كارگران‌ با تيغه‌ اره‌ غير مقدور باشد.

ب- بالاي‌ تيغه‌ به‌وسيله‌ نوارهاي‌ فلزي‌ يا چوب‌هاي‌ باريك‌ و محكم‌ حفاظ‌گذاري‌ شده‌ باشد.

ج‌ - داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ موثر و قابل‌ تنظيم‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد مضاعف‌ مخصوص‌ (كام‌ شكاف‌ زدن‌) كنشكاف‌

ماده‌ 101: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكاف‌زني‌ بايد داراي‌ ميزهاي‌ كشويي‌ باشد كه‌ وسايل‌ مطمئن‌ براي‌ محكم‌ نگهداشتن‌ قطعات‌ كوچك‌ چوب‌ را داشته‌ باشد.

ماده‌ 102: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ كه‌ كار آنها به‌وسيله‌ قسمت‌ زيري‌ صفحات‌ اره‌ انجام‌ مي‌گيرد بايد كليه‌ قسمت‌هاي‌ اره‌ به‌جز قسمتي‌ كه‌ عمل‌ برش‌ را انجام‌ مي‌دهد در حفاظ‌ قرار گرفته‌ باشد.

ماده‌ 103: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مضاعف‌ كنشكافزني‌ كه‌ كار آنها به‌وسيله‌ قسمت‌ رويي‌ اره‌ انجام‌ مي‌گيرد بايد:

 الف‌ - قسمت‌ روي‌ اره‌ كه‌ كار انجام‌ مي‌دهد به‌ قدر امكان‌ در حفاظ‌ باشد.

 ب‌ - قسمتي‌ از اره‌ كه‌ زير ميز كار قرار گرفته‌ به‌وسيله‌ حفاظ‌ بسته‌اي‌ پوشيده‌ شده‌ باشد به‌طوري‌كه‌ بتوان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ نيز استفاده‌ كرد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌

ماده‌ 104: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد در قسمت‌ بالاي‌ تيغه‌اي‌ اره‌ داراي‌ حفاظ‌هايي‌ با شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - از يك‌ شبكه‌ با استقامت‌ كافي‌ و از تسمه‌ آهن‌ با ميله‌هاي‌ گرد آهني‌ كه‌ به‌ موازات‌ هم‌ قرار گرفته‌اند ساخته‌ شده‌ و فاصله‌ آنها از 50 ميليمتر تجاوز نكند. روي‌ اين‌ شبكه‌ بايد پوششي‌ از ورق‌ آهن‌ نصب‌ شده‌ باشد بطريقي‌ كه‌ از پرتاب‌ شدن‌ چوب‌ به‌ عقب‌ يا كله‌ شدن‌ آن‌ از بالاي‌ استوانه‌ كشتي‌ بار دهنده‌ ممانعت‌ به‌ عمل‌ آورد.

ب- شبكه‌ و پوشش‌ فلزي‌ به‌وسيله‌ لولاهايي‌ به‎دو سر مقابل‌‎روي‌ بدنه‎ماشين‌ نصب‎شده‌ باشد.

ماده‌ 105: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد در قسمت‌ جلو و عقب‌ تيغه‌ها داراي‌ غلطك‌هايي‌ باشد كه‌ بتواند چوب‌ را با فشار كافي‌ به‌ دام‌ اره‌ بدهد.

 ممكنست‌ حفاظ‌ فوق‌ را از آهن‌ نبشي‌ ساخته‌ و آنرا با زاويه‌ 90 درجه‌ با تيغه‌ اره‌ روي‌ آن‌ قرار داده‌ به‌ قسمي‌ كه‌ از پرتاب‌ شدن‌ به‌ عقب‌ يا كله‌ شدن‌ چوب‌ ممانعت‌ كرده‌ و در ضمن‌ امكان‌ پاك‌ كردن‌ تيغه‌ اره‌ را نيز بدهد.

ماده‌ 106: در مواردي‌ كه‌ غلطك‌هاي‌ فشاري‌ با دهنده‌ جلوي‌ دستگاه‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ به‌ فاصله‌ 75 سانتيمتر يا كمتر از جبهه‌ تيغه‌ اره‌ها قرار گرفته‌ باشد حفاظ‌ بايد تا جلوي‌ غلطك‌هاي‌ فوق‌ الذكر ادامه‌ پيدا كند.

ماده‌ 107: اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد:

 الف‌ - در پيشاني‌ غلطك‌هاي‌ فشار دهنده‌ جلويي‌ داراي‌ حفاظ‌ باشد.

 ب‌ - در عقب‌ غلطك‌هاي‌ فشار دهنده‌ جلويي‌ شيطانك‌هاي‌ حفاظتي‌ داشته‌ باشد غلطك‌هايي‌ كه‌ يك‌ تكه‌ ساخته‌ نشده‌ و طول‌ قطعات‌ متشكله‌ آنها از 15 سانتيمتر كمتر و يا داراي‌ وسايل‌ بار دهنده‌ معلق‌ باشد از دستور فوق‌ مستثني‌ است‌.

ماده‌ 108: طرفين‌ دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد چند تيغه‌اي‌ با برش‌ موازي‌ بايد با صفحات‌ مشبك‌ يا صفحات‌ چوبي‌ مانع‌ گذاري‌ و پوشيده‌ شود اين‌ مانع‌ بايد لولا دار بوده‌ طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ امكان‌ روغنكاري‌ يا بازديد را بدهد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد براي‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌

ماده‌ 109: تيغه‌ اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ تكه‌ كردن‌ چوبهاي‌ ته‌ بشكه‌ كه‌ داراي‌ ارابه‌ با حركت‌ رفت‌ و آمد مي‌باشد بايد از قسمت‌ عقب‌ و پهلوها تا حدي‌ كه‌ مانع‌ كار نشود داراي‌ حفاظ‌ كامل‌ باشد همچنين‌ ارابه‌هاي‌ آنها بايد از خارج‌ و از قسمت‌ عقب‌ داراي‌ حفاظ‌ باشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد كه‌ فرمان‌ ارابه‌ آنها توسط‌ زانو انجام‌ مي‌گردد

ماده‌ 110: دستگاه‌هاي‌ اره‌ گرد كه‌ فرمان‌ ارابه‌ آنها توسط‌ زانو انجام‌ مي‌شود و در تاسيسات‌ توفال‌بري‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ زير باشد:

 الف‌ - سرپوش‌ يا حفاظ‌ ديگري‌ كه‌ بطور كامل‌ قسمت‌ عقب‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ را بپوشاند.

 ب‌ - صفحاتي‌ كه‌ محكم‌ در پايين‌ترين‌ قسمت‌ و در جلوي‌ دندانه‌هاي‌ تيغه‌ اره‌ نصب‌ شده‌ و كارگر مربوط‌ را در مقابل‌ پرتاب‌ گره‌ و تكه‌هاي‌ چوب‌ محافظت‌ كند.

 ج‌ - ضامن‌ موثري‌ در انتهاي‌ مسير حركت‌ براي‌ اينكه‌ ارابه‌ بيش‌ از حد به‌ عقب‌ نرود و يا از روي‌ ريل‌ خارج‌ نشود.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد براي‌ برش‌ طولي‌ توفال‌

ماده‌ 111: اره‌هاي‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ كه‌ داراي‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ هستند بايد داراي‌ سرپوش‌هاي‌ قابل‌ تنظيم‌ فلزي‌ يا چوبي‌ كه‌ يكپارچه‌ باشد به‌ قسمي‌ كه‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ و تيغه‌هاي‌ اره‌ و چرخ‌ دنده‌ و زنجيرهاي‌ محرك‌ را بپوشاند.

ماده‌ 112: روپوش‌ حفاظتي‌ صفحات‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ بايد يا از ورق‌هاي‌ فلزي‌ باحداقل‌ ضخامت3ميليمتر و يا از چوب‌ باحداقل‌ ضخامت‌4سانتيمتر ساخته‌شده‌ باشد.

ماده‌ 113: ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد مخصوص‌ برش‌ طولي‌ توفال‌ بايد براي‌ جلوگيري‌ از پس‌ زدن‌ يا پرتاب‌ چوب‌ داراي‌ تيغه‌هاي‌ جدا كننده‌ و وسايل‌ موثر ديگري‌ باشد.

 تامين‌ حفاظت‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ روكش‌ بري‌

ماده‌ 114: صفحات‌ اره‌ روكش‌ بري‌ بايد زود به‌ زود مورد بازديد و آزمايش‌ قرار گيرد تا اطمينان‌ حاصل‌ شود تا قطعات‌ تيغه‌ اره‌ به‌ قرص‌ حامل‌ تيغه‌ها بطور محكم‌ نصب‌ شده‌ است‌.

 

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ گرد لبه‌ بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ قطعات‌ توفال‌

ماده‌ 115: اره‌هاي‌ گرد لبه‌بر براي‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ توفالها بايد داراي‌ وسايل‌ زير باشد:

 الف‌ - حفاظ‌ فلزي‌ به‌ پهناي‌ حداقل‌ 5 سانتيمتر كه‌ تا حدود 10 سانتيمتر در بالاي‌ صفحه‌ قرار گرفته‌ و داراي‌ استحكام‌ كافي‌ باشد تا اگر كارگر در اثر لغزيدن‌ روي‌ آن‌ بيافتد حفاظ‌ قادر به‌ تحمل‌ وزن‌ او باشد.

 ب‌ - قسمت‌ زير اره‌ بايد به‌وسيله‌ محفظه‌هايي‌ از آهن‌ ورق‌ يا از چوب‌ به‌ قسمي‌ حفاظ‌گذاري‌ شود كه‌ در آن‌ واحد بتوان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ نيز استفاده‌ كرد همچنين‌ بايد ترتيبي‌ اتخاذ شود كه‌ اين‌ حفاظ‌ تا زير ميز ادامه‌ داشته‌ و در مقابل‌ پيشخوان‌ ماشين‌ مانع‌ ايجاد نكند.

ماده‌ 116: پيش‌ خوان‌ اره‌هاي‌ گرد لبه‌بر مخصوص‌ هم‌ عرض‌ كردن‌ توفالها بايد در زير لبه‌ جلويي‌ داراي‌ حفاظ‌هاي‌ فلزي‌ براي‌ انگشت‌ها باشد ضخامت‌ اين‌ حفاظ‌ها 1 تا 5/1 ميليمتر و طولشان‌ 5/12 سانتيمتر و پهنايشان‌ 3 سانتيمتر باشد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌

ماده‌ 117: اره‌هاي‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ در دستگاه‌هايي‌كه‌ يك‌ يا 2 دسته‌ توفال‌ را در آن‌ واحد قد مي‌كند يا داراي‌ شاسي‌هاي‌ گردنده‌ يا خانه‌هاي‌ متعدد حامل‌ چند دسته‌ توفال‌ است‌ بايد داراي‌ حفاظي‌ باشد كه‌ دور شاسي‌ ثابت‌ اره‌ها را بپوشاند.

ماده‌ 118: ارابه‌هاي‌ بار دهنده‌ در اره‌هاي‌ گرد موتور دار كه‌ در آن‌ واحد براي‌ قد كردن‌ يك‌ يا دو دسته‌ توفال‌ بكار مي‌رود بايد داراي‌ حفاظ‌ خميده‌ و منحني‌ شكل‌ باشد تا در موقعي‌ كه‌ ارابه‌ كشويي‌ بار دهنده‌ مقابل‌ تيغه‌ اره‌ قرار مي‌گيرد دست‌ كارگر را در فاصله‌ چند سانتيمتري‌ صفحه‌ اره‌ متوقف‌ كند و از برخورد آن‌ با تيغه‌ جلوگيري‌ بعمل‌ آورد.

ماده‌ 119: اره‌هاي‌ گرد افقي‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ بايد داراي‌ وسايلي‌ باشد تا وقتي‌ روي‌ پدال‌ فرمان‌ فكهاي‌ نگهدارنده‌ چوب‌ فشار دهنده‌ دستگاه‌ را متوقف‌ سازد و تا موقعي‌ كه‌ روي‌ پدال‌ مخصوص‌ راه‌ انداختن‌ ماشين‌ اره‌ فشار نياورده‌اند ماشين‌ بكار نيافتد.

 حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌

ماده‌ 120: دور‌ صفحات‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ بايد طوري‌ از داخل‌ حفاظ‌گذاري‌ شود كه‌ در مقابل‌ پرتاب‌ تكه‌ها و گره‌هاي‌ چوب‌ حائلي‌ ايجاد كند.

ماده‌ 121: حفاظ‌هاي‌ دندانه‌ اره‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ گرد قائم‌ مخصوص‌ قد كردن‌ توفال‌ در مواردي‌ كه‌ پهلوي‌ صفحه‌ اره‌ قرار گرفته‌ باشد بايد:

 الف‌ - تا 4 سانتيمتري‌ خط‌ الراس‌ برنده‌ اره‌ها ادامه‌ يابد.

 ب‌ - فاصله‌ آن‌ از صفحه‌ اره‌ بيش‌ از 6 ميليمتر نباشد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ استوانه‌اي‌

ماده‌ 122: اره‌ استوانه‌اي‌ كه‌ براي‌ برش‌ تخته‌هاي‌ چليك‌ و بشكه‌ بكار مي‌رود بايد داراي‌ حفاظي‌ باشد كه‌ سيلندر و تمام‌ دندانه‌هاي‌ اره‌ را به‌استثناي‌ قسمت‌ برش‌ دهنده‌ كه‌ در مجاور اره‌ قرار گرفته‌ بپوشاند.

 

 فصل‌ سوم‌ - حفاظ‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ قاب‌ دار

ماده‌ 123: كليه‌ قطعات‌ خطرناك‌ اره‌هاي‌ قاب‌ دار از قبيل‌ - قاب‌ها اكسانتريك‌ها، قرقره‌هاي‌ اكسانتريك‌، چرخ‌هاي‌ طيار، ميله‌هاي‌ اتصال‌، وزنه‌هاي‌ تعادلي،‌ غلطك‌هاي‌ بار دهنده‌ و اجزاء محركه‌، زنجيرها و چرخ‌ دنده‌ها بايد بطور مناسب‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ باشد مگر در موردي‌ كه‌ ساختمان‌ خود ماشين‌ و وضع‌ قرار گرفتن‌ آن‌ در محل‌ كار به‌خودي‌ خود حفاظت‌ كامل‌ را تامين‌ كند.

ماده‌ 124: در مواردي‌ كه‌ روي‌ اره‌هاي‌ قابدار اقدام‌ به‌ بازرسي، تعمير يا كارهاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ مونتاژ، تغيير دادن‌ وضع‌ ماشين‌ يا تيز كردن‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ مي‌شود بايد طوري‌ عمل‌ گردد كه‌ قاب‌ دستگاه‌ اره‌ غفلتاً پايين‌ نيافتاده‌ يا غلطك‌هاي‌ فشاري‌ فوقاني‌ سقوط‌ نكند يا ماشين‌ بطور ناگهاني‌ بكار نيافتد.

ماده‌ 125: چون‌ در هواي‌ سرد امكان‌ انقباض‌ و پاره‌ شدن‌ تيغه‌هاي‌ اره‌ موجود است‌ كارفرما مكلف‌ است‌ تدابيري‌ اتخاذ نمايد تا از شكستن‌ تيغه‌ اره‌ در هواي‌ سرد و آسيب‌ رساندن‌ به‌ اشخاص‌ جلوگيري‌ بعمل‌ آيد.

ماده‌ 126: سكوي‌ كار مخصوص‌ متصدي‌ ماشين‌ ارابه‌ حمل‌ تنه‌ در اره‌هاي‌ قابدار بايد تا حد امكان‌ واجد شرائط‌ حفاظتي‌ بوده‌ و وضع‌ آن‌ با مواد 7 تا 18 اين‌ آيين‌نامه‌ وفق‌ دهد.

ماده‌ 127: در موردي‌ كه‌ بار دادن‌ يا پيشروي‌ تنه‌ درخت‌ يا قطعات‌ چوب‌ در ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار به‌وسيله‌ غلطك‌ انجام‌ مي‌شود اين‌ غلطك‌ها بايد طبق‌ مواد 20 تا 24 اين‌ آيين‌نامه‌ حفاظ‌گذاري‌ شود.

ماده‌ 128: ارابه‌ ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار چند تيغه‌اي‌ كه‌ بطور مكانيكي‌ حركت‌ مي‌كند و براي‌ همراه‌ بردن‌ درخت‌ به‌دم‌ تيغه‌ اره‌ مورد استفاده‌ قرارمي‌گيرد بايد داراي‌ وسايل‌ زير باشد:

 الف‌ - وسائلي‌ كه‌ تنه‌ درخت‌ يا قطعات‌ مازاد برش‌ چوب‌ را در موقع‌ عبور از دم‌ تيغه‌ اره‌ بطور محكم‌ نگاهدارد.

ب‌- نرده‌هاي‌ حفاظتي‌كه‌ درمقابل‌ مسيرحركت‌دستگاه‌ ودرتمام‌ طول‌ آن‌ نصب‌ شده‌ باشد.

 ج‌ - حفاظ‌ مناسب‌ در قسمت‌ جلوي‌ چرخ‌هاي‌ ارابه‌

ماده‌ 129: در ماشين‌هاي‌ اره‌ قابدار چند تيغه‌اي‌ غلطك‌هاي‌ مخصوص‌ همراه‌ بردن‌ تنه‌ درخت‌ يا چوبهاي‌ چهارسو به‌ دم‌ تيغه‌ها بايد بطور موثري‌ حفاظ‌ گذاري‌ شده‌ و وضع‌ آنها با مواد 20 و 21 اين‌ آيين‌نامه‌ راجع‌ به‌غلطك‌هاي‌ نقاله‌ وفق‌ بدهد.

 حفاظ‌ اره‌هاي‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد

ماده‌ 130: ماشين‌هاي‌ اره‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد داراي‌ شرائط‌ زير باشد:

 الف‌ - طوري‌ نصب‌ شده‌ باشد كه‌ تيغه‌ اره‌ در انتهاي‌ دو طرف‌ مسير رفت‌ و آمد داراي‌ معبر آزادي‌ در حدود 20/1 متر باشد.

 ب‌ - به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ حفاظتي‌ محصور شده‌ باشد.

ماده‌ 131: بازوي‌ لنگ، دنده‌ها، فلكه‌هاي‌ اصطكاكي‌ و دستگاه‌ توازني‌ اره‌هاي راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ مناسب‌ باشد.

ماده‌ 132: در موقع‌ بريدن‌ قطعات‌ كوتاه‌ (مثل‌ تكه‌هاي‌ توفال‌) به‌وسيله‌ دستگاه‌ اره‌ راپودبر با حركت‌ رفت‌ و آمد بايد قطعات‌ فوق‌ الذكر به‌وسيله‌ اهرم‌هاي‌ طويلي‌ نگهداري‌ شده‌ يا به‌وسيله‌ بست‌هايي‌ روي‌ ارابه‌ محكم‌ شود.

 

 فصل‌ چهارم‌ - حفاظ‌ ماشين‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌

ماده‌ 133: ماشين‌هاي‌ كام‌ بري‌ زنجيري‌ بايد داراي‌ حفاظ‌هاي‌ كشويي‌ (تلسكوپي‌) اتوماتيك‌ باشد - اين‌ حفاظ‌ها بايد اطراف‌ چرخ‌ زنجير و دندانه‌هاي‌ آنرا تا روي‌ قطعه‌ كار بپوشاند و طوري‌ ساخته‌ شده‌ باشد كه‌ بتوان‌ به‌ عنوان‌ محفظه‌ مكش‌ براي‌ گرفتن‌ ذرات‌ چوب‌ و خاك‌ اره‌ حاصل‌ از كار دستگاه‌ از آن‌ استفاده‌ كرد به‌علاوه‌ بايد شستي‌هايي‌ در طرفين‌ زنجير دستگاه‌ نصب‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 134: اين‌ آيين‌نامه‌ كه‌ مشتمل‌ بر 3 قسمت‌ و 4 فصل‌ و 134 ماده‌ است‌ به‌ استناد ماده‌ 47 قانون‌ كار در يكصد و چهل‌ و پنجمين‌ جلسه‌ مورخه‌ 22/7/42 شورايعالي‌ حفاظت‌ فني‌ به‌ تصويب‌ نهايي‌ رسيده‌ و قابل‌ اجرا است‌.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:6  توسط صالح نظری  | 

آيا مي دانيد «باگاس» چيست؟ باگاس باقي مانده فيبري ساقه نيشکر پس از عصاره گيري آن است که به صورت قطعات ريز تراشه چوب و زرد رنگ است.
فيبر باگاس به علت دارابودن هيدرات کربن بالا مي تواند به عنوان ماده خام اوليه مناسب در فرآيندهاي بيولوژيکي براي توليد الکل اتانول محسوب شود.
بخصوص از آنجايي که باگاس به طور معمول از ضايعات کارخانه توليد قند از نيشکر به حساب مي آيد، استفاده از آن نه تنها مي تواند به کاربرد مفيد اين ضايعات کمک کند، بلکه آلودگي هاي سوختي را نيز با جايگزيني مصرف اتانول به عنوان سوخت به طور قابل ملاحظه اي کاهش خواهد داد.
اين مزيت ها مهندس عاطفه محمدي - يکي از محققان و کارشناسان ارشد دانشگاه صنعتي اميرکبير- را بر آن داشته است تا طي تحقيقات خود موفق به توليد الکل اتانول از ضايعات نيشکر شود.


مراحل توليد اتانول از طريق چه روشهايي انجام مي گيرد؟ اين روشها بر چه مبنايي استوار است؟
اتانول را مي توان به روشهاي شيميايي و نيز روشهاي بيولوژيکي توليد کرد. در روشهاي شيميايي از هيدراسيون مستقيم و در روشهاي بيولوژيکي از تخمير نشاسته ، سلولز و همي سلولز توسط ميکروارگانيسم اتانول توليد مي شود.

الکل به دست آمده از چه نوع است؟ در روشهاي بيولوژيکي براساس چه روشهاي تبديل زيستي و با استفاده ازچه مواد طبيعي اتانول توليد مي شود؟
براي توليد اتانول از باگاس نيشکر از روش بيولوژيکي استفاده شد.
اصولا اين روشها 3مرحله اصلي دارند: ساخت محلولي از قندهاي قابل تخمير، تخمير اين قندها به اتانول ، جداسازي و تلخيص اتانول که معمولا با تقطير انجام مي شود.
منابع توليد اتانول تخميري (بيواتانول) را مي توان در 3گروه دسته بندي کرد:
- قندهاي ساده: نيشکر، چغندر و ملاس
- مواد نشاسته اي: سيب زميني و حبوبات
- مواد ليگنوسلولزي: چوب ، ضايعات کشاورزي (کاه گندم و برنج ، ساقه ذرت ، باگاس نيشکر)، کاغذهاي باطله ، ضايعات چوبي و...

توليد بيواتانول از اين مواد چگونه صورت مي گيرد؟
باگاس نيشکر با داشتن چه خواصي در توليد اتانول استفاده مي شود؟
تنها 70درصد اتانول توليدي در سطح جهان از روش شيميايي توليد مي شود، بقيه اتانول مورد نياز از طريق تخمير محصولات کشاورزي تامين مي شود.
60درصد محصولات کشاورزي نيشکر و چغندر قند و مابقي مواد نشاسته اي هستند که با روشهاي تخميري اتانول توليد مي کنند.
اين مواد چون در چرخه غذايي وجود دارند گران هستند. هزينه سوبسترات (مواد خام اوليه اي که براي فرآيندهاي بيولوژيکي از آن استفاده مي شود) نشاسته اي براي توليد فعلي بيواتانول ، 40درصد هزينه توليد برآورد شده است.استفاده از محصولات کشاورزي نظير نيشکر و چغندر نيازمند مقدار زيادي از زمينهاي قابل کشت با حاصلخيزي و تامين آب مناسب است.
اين مورد يعني تهيه مستقيم از اصل محصولات کشاورزي به سختي مي تواند به عنوان راه حل مناسب توليد بيواتانول براي تامين سوخت الکلي در کشور مطرح باشند.استفاده از مواد ليگنوسلولزي به عنوان سوبسترات ارزان قيمت تر مي تواند بيواتانول را رقابت آميز با سوختهاي فسيلي کند.
اگر سوخت الکلي با استفاده از مواد زايد و دورريختني بخش کشاورزي نظير باگاس نيشکر يا کاه گندم و برنج ساخته شود نياز به زمين کشاورزي اضافي براي زيرکشت بردن نخواهد بود.
اين مواد از يک طرف آلودگي زيست محيطي ايجاد مي کنند، از طرف ديگر به خاطر تجديدپذيري ، وفور و دسترسي آسان مي توانند به عنوان سوبسترات مناسب براي توليد انرژي (اتانول) و حتي مواد شيميايي (زايليتول ، اسيد سيتريک ، فورفورلل ، آنزيم...) به کارروند.
باگاس باقي مانده فيبري ساقه نيشکر پس از عصاره گيري آن است که به صورت قطعات ريز تراشه چوب و زرد رنگ است. فيبر باگاس در آب نامحلول است و بيشتر از سلولز، همي سلولز وليگنين تشکيل شده است ، محتواي هيدرات کربني بالاي باگاس و ميزان خاکستر کمتر آن نسبت به کاه برنج و گندم باعث شده است که به عنوان سوبستراتي مناسب در فرآيندهاي ميکربي مطرح باشد.
آمارهاي موجود نشان مي دهد سالانه مقدار زيادي باگاس در ايران توليد مي شود. به عنوان مثال در سال 79-80، 160هزار تن باگاس در ايران توليد شد که قسمت عمده اش به علت مشکلات و هزينه نگهداري سوخته شد، قسمتي در صنايع نئوپان سازي و نيز در خود واحد به عنوان منبع توليد انرژي و نيرو به کار رفت.

محصول به دست آمده چه مزيتهايي نسبت به الکل توليد شده به روش شيميايي دارد؟
در روشهاي شيميايي توليد محصولات جانبي نظير دي اتيل اتر از کيفيت نهايي اتانول مي کاهد.همان طورکه اشاره شد، باگاس ضايعات کارخانه توليد قند از نيشکر محسوب مي شود که تنها قسمت کمي از آن استفاده مي شود. مابقي آن بايد به دليل مشکلات دفع بي دليل در کوره ها سوزانده شوند.
استفاده از اين ماده به عنوان ماده اوليه اي براي اتانول سوختي مي تواند مشکل دفع آن را حل کند و به اقتصاد توليد اتانول خصوصا از محصولات کشاورزي کمک کند. در ضمن مصرف اتانول به عنوان سوخت نيز مزاياي زيادي دارد و بي نهايت مقرون به صرفه است.
امروزه استفاده اصلي بيواتانول به عنوان افزاينده سوختي اکسيژن ده است. تمام ماشين ها مي توانند به کمک کاتاليست با مخلوطي از 90درصد بنزين و 10درصد اتانول بدون تنظيم موتور کار کنند.
ماشين هاي جديد حتي مي توانند مخلوطي با بيش از 20درصد اتانول استفاده کنند. ماشين هاي جديدتر حتي مي توانند با اتانول خالص يا مخلوط داراي 85درصد اتانول کار کنند.
اتانول مي تواند جايگزين سوخت ديزلي در موتورهاي احتراق تراکمي شود؛ اما براي استفاده در حالت مخلوط با سوخت ديزلي به امولسيفاير نياز است.عدد اکتان اتانول از بنزين بيشتر است و در نتيجه موتور احتراقي مي تواند با نسبت تراکم بالاتر، عملکرد بهتري داشته باشد. فشار بخار و گرماي تبخير اتانول بيشتر است ، در نتيجه قدرت خروجي موتور افزايش و حداکثر دماي احتراق موتور کاهش پيدا مي کند.
مزيت ديگر استفاده از اتانول اين است که براحتي با آب مخلوط مي شود، بنابراين از يخ زدن آن در هواي سرد و نيز تجمع آن در تانک گاز جلوگيري مي کند.احتراق ناقص سوختهاي فسيلي گازهايي را منتشر مي کند که باعث توليد دود مي شوند، استخراج ، فرآيند و احتراق اين سوختها باعث آلودگي خاک ، آب و هوا مي شود و بنابراين براي محيط و سلامت ملي خطرناک اند.اتانول باعث کاهش گازهاي گلخانه اي ، دود و ساير مواد مضر مي شود.
جدا از انتشار خيلي کم دي اکسيدکربن ، به علت وجود اکسيژن در اتانول و در نتيجه احتراق کامل ، مقادير کمتري هيدرات هاي کربن محترق نشده (مونواکسيدکربن)، اکسيد نيتروژن و نيز ترکيبات آلي فرار منتشر مي شوند. اين مواد منتشر شده در برابر نور خورشيد نسبت به مواد منتشر شده از سوخت بنزين فعاليت کمتري داشته و در نتيجه امکان ساخته شدن ازن سطح زميني کمتر است.

استفاده از اتانول به عنوان سوخت از چه زماني در دنيا آغاز شده است؟
ايده استفاده از اتانول به عنوان سوخت به اوايل قرن بيستم برمي گردد. در سال 1908هنري فورد مدل ماشيني طراحي نمود که با اتانول کار مي کرد، اما تا سال 1673اتانول به عنوان سوخت مورد توجه نبود.
در اين سال قسمت نفت خام افزايش يافت و باعث توجه زياد به عمليات تخميري جهت توليد اتانول شد.برخي کشورها شروع به مطالعه و توليد سوخت با روشهاي اقتصادي از مواد خام کردند.
با کاهش قيمت نفت اين توجه کاهش يافت تا اين که در سال 1979بحران نفت ديگري به وجود آمد. از سال 1980، اتانول به عنوان سوخت جايگزين ممکن در کشورهاي زيادي مورد توجه قرار گرفت.

توليد الکل از نيشکر از چه زماني شروع شد؟
فرآيند تخميري توليد الکل از نيشکر به صورت مستقيم از قديمي ترين فرآيندهاي تخميري است که انسان ها به طور تصادفي از آن آگاه شده و مورد استفاده قرار دادند، بدون آن که از سازوکار آن و حتي حضور ميکروارگانيسم ها اطلاعي داشته باشند.
اما توليد کنترل شده اتانول و ساير محصولات تخميري از آن به اوايل قرن بيستم برمي گردد. البته توليد اتانول از بخش سلولزي باگاس قدمت بيشتري دارد، در کشورهايي نظير کانادا و برزيل در اشل صنعتي توليد مي شود و به عنوان سوخت استفاده مي شود.
استفاده از قندهاي سلولزي بحث جديدتري است که مي تواند به اقتصاد توليد اتانول از سلولز کمک کند، همچنين از پساب کارخانجات خمير و کاغذ که محتوي همي سلولز است استفاده مجدد مي شود. در اين مطالعه بخش همي سلولزي بررسي شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:2  توسط صالح نظری  | 

ويژگيهاي چوبهاي مختلف مورد مصرف در مبل سازي

 

نام

حالت ظاهري

خواص مكانيكي

خواص فني

مورد مصرف

راش

_سفيد مايل به صورتي

_قابليت تورق كم
_
قابليت خمش كم 

_كار با آن آسان
_
مقاومت در برابر قارچها كم

_كنده كاري و مبل سازي،روكش و تخته چند لا

ون

_سفيد صدفي مايل به صورتي

_قابليت تورق متوسط _قابليت ارتجاع خوب

_كار با آن آسان
_
خوب برق ميشود

_مبل سازي
_
اربابه سازي

نارون

_چوب جوان، سفيد و زرد رنگ
_
چوب پير قهوه اي مايل به قرمز

_قابليت تورق كم
_
قابليت خمش زياد

_كار با آن آسان
_
چوب پير مقاوم در برابر عوامل مخرب

_مبل سازي و خراطي _نجاري ساختمان

بلوط

_قهوه اي
_
قسمت مركزي منظم
_
لكه هاي بزرگ

_قابليت تورق متوسط

_كاربا آن نسبتاً
_
مقاوم در برابر عوامل مخرب 

_مبل سازي
_
پاركت
_
بشكه سازي

شاه بلوط

_ قهوه اي مايل به زرد
_
رشته مركزي نامنظم

_قابليت تورق زياد

_كار با آن آسان
_
مقاوم در برابر قارچها و حشرات

_مبل سازي
_
پاركت
_
بشكه سازي

نمدار يا زيزفون

_زرد كم رنگ يا صورتي

_قابليت تورق كم
_
قابليت خمش و الاستيكي چوب

_كار با آن آسان
_
ميخ كاري آسان

_منبت كاري و مبل سازي
_
اسباب بازي سازي و خراطي

گردو

_خاكستري كم رنگ يا قهوه اي

_قابليت تورق كم
_
قابليت ارتجاع كم
_
مقاومت در برابر ضربه متوسط

_كار با آن آسان حساسيت در مقابل كرم چوب خوار

_مبل ساي
 _
خراطي
_
مدل سازي

افرا

_سفيد مايل به زرد يا صورتي

_ قابليت تورق كم
_
قابليت ارتجا ع كم

_كار با آن آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي

_مبل ساي
 _
خراطي
_
مدل سازي

چنار

_سرخ مايل به قهوه اي

_قابليت تورق كم
_
مقاوت در برابر ضربه كم
_
مقاومت در برابر فشار زياد

_كار با آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي

_ارابه سازي
_
ملزومات چوبي

كاج ايراني

_سفيد تا زرد يا قرمز و قهوه اي روشن

_قابليت تورق زياد

_كار با آن خيلي آسان
_
مقاومت در مقابل عوامل مخرب 

_كلاف مبل سازي و آشپزخانه
كاغذ سازي

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:58  توسط صالح نظری  | 

سلولز دارای فرمول عمومی است. سلولز ساختار اولیه دیواره سلولی گیاهان را تشکیل می‌دهد. دستگاه گوارشی انسان قادر به هضم سلولز نیست و آن را بدون تغییر دفع می‌کند اما برخی جانوران مثل نشخوارکننده‌ها و موریانه‌ها می‌توانند سلولز را به کمک میکروارگانیسمهایی که در دستگاه گوارش آنها زندگی می‌کنند، هضم کنند. این میکروارگانیسمها با آزادکردن آنزیمهایی به هضم سلولز کمک می‌کنند.

 

  ساختمان سلولز
ساختمان شیمیایی سلولز
در مولکول سلولز مولکولهای
β - گلوکز نسبت به یکدیگر چرخش 180 درجه‌ای دارند. ضمن برقراری اتصال بین دو مولکول β - گلوکز از OH متصل به کربن 4 یک مولکول و OH کربن شماره 1 مولکول بعدی یک مولکول آب جدا می‌شود و پل اکسیژنی برقرار می‌شود. از سوی دیگر در مولکول سلولز امکان برقراری پیوندهای هیدروژنی نیز وجود دارد. پیوستن دو مولکول β - گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز می‌شود.

هر 5 مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل ، بلور سلولز را بوجود می‌آورند و از مجموعه بلورهای سلولز ، رشته ابتدایی یا میسل سلولز تشکیل می‌شود. مجموعه میسلها ، میکروفیبریل سلولزی را بوجود می‌آورند که قطری حدود 25 نانومتر دارد.از مجموع حدود 20 میکروفیبریل ، ماکروفیبریل سلولزی تشکیل می‌شود.
 

ابعاد سلولز
سلولز از واحدهای دارای قطر 35 آنگستروم تشکیل شده که آنها را رشته‌های ابتدایی می‌نامند. این قطر اغلب درست است اما حتمی نیست. مثلا در برخی نمونه‌ها مثل سلولز جلبک والونیا 300 آنگستروم و در ترکیبات موسیلاژی برخی میوه‌ها تنها 1 آنگستروم است. به این ترتیب تصور حالت همگن برای رشته‌های ابتدایی سلولز کنار گذاشته شد و اشکال مختلف (استوانه‌ای - منشوری با قاعده مربعی - روبان کم و بیش پهن) منظور گردید.
دو عامل در محدودیت ابعاد این واحدها دخالت دارد: یکی همی سلولزها که همانند پوششی رشد جانبی رشته‌های سلولزی را محدود می‌کنند و دیگری آرایش یا سازمان یافتگی حاصل از مجموعه سلولز سنتتازی (آنزیم تولید کننده سلولز) غشای سلولی که رشته‌های اولیه سلولزی را می‌سازد. سلولز در برابر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بسیار مقاوم است.

تولید سلولز
مجموعه پژوهشهایی که در مورد بیوسنتز سلولز انجام شده است نشان می‌دهد که پیش ساز سلولز یوریدین دی فسفو گلوکز است که بوسیله حفره‌های گلژی به مجموعه‌های آنزیمی سلولز سنتتازی موجود در غشای سلولی می‌رسد. با دخالت این مجموعه‌های آنزیمی از پلیمریزاسیون مولکولهای پیش ساز مولکولهای سلولز تشکیل می‌شود. پس از تشکیل مولکولهای سلولز تجمع آنها به صورت بلورهای سلولز و رسیدن به حد میکروفیبرلها و ماکروفیبریلهای سلولزی بر بنای پدیده خود آرایی با برقراری پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی است. این تجمع نیاز به آنزیم ندارد.
 

تجزیه سلولز
تجزیه سلولز بوسیله سلولازها انجام می‌شود. سلولازها را به دو گروه اگزو سلولازها و آندو سلولازها تقسیم بندی می‌کنند. اگزوسلولازها قدرت عمل بیشتری دارند و بر انواع مختلف سلولز چه سلولز بلوری و چه سلولز غیر بلوری که در نتیجه زخم یا تخریب بخشهای سلولزی بلوری ایجاد می‌شود اثر می‌کنند و در مرحله اول عمل خود موجب گسستن پیوندهای بین مولکولی می‌شوند. آندو سلولازها بر محصول عمل اگزو سلولازها اثر می‌کنند و موجب گسستن پیوندهای درون مولکولی می‌گردند بنابراین سلولازها اشتراک یا تعاون عمل دارند.
 

فرمهای سلولز و شناسایی آنها
α - سلولز: این فرم از سلولز در محلول 17.5 درصد از هیدروکسید سدیم در 20 درجه سانتیگراد حل نمی‌شود.
β - سلولز: β - سلولز در این محلول حل شده اما به محض اسیدی کردن محلول ته‌نشین می‌شود.
γ - سلولز: در محلول 17.5 درصد هیدروکسیدسدیم حل می‌شود اما با اسیدی شدن محلول ته‌نشین نمی‌شود.

کاربرد سلولز
سلولز ماده تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان است. این ترکیب اولین بار در سال 1838 مورد توجه قرار گرفت. در آن سالها با اعمال تغییراتی در آن مانند نیتروژندار کردن در تولید نیترو سلولز مورد بهره برداری قرار گرفت. سلولز بصورت تقریبا خالص در رشته‌های پنبه وجود دارد. این رشته‌ها در تولید نخ و پارچه بافی و تولید پوشاک اهمیت فراوانی دارند.

همچنین الیاف پنبه استرلیزه شده در پزشکی کاربرد زیادی دارد. سلولز بصورت ترکیب با لیگنین (ماده چوب) و سلولز در تمام مواد گیاهی وجود دارد. سلولز در گذشته در ساخت باروت بدون دود مورد استفاده قرار می‌گرفت. امروزه از آن برای تولید نیترو سلولز که در ساخت مواد منفجره ، پلاستیک‌سازی ، رنگسازی و
کاربرد دارد، استفاده می‌کنند. سلولز همچنین در آزمایشگاه به عنوان جزء عمل کننده فاز جامد در کروماتوگرافی لایه نازک استفاده می‌شود.

 

 

برخلاف این تصور که تولید کاغذ اساسا یک فرآیند مکانیکی است، در این فرآیند ، پدیده‌های شیمیایی نقش برجسته‌ای دارند. از تبدیل چوب به خمیر کاغذ گرفته تا تشکیل کاغذ ، اصول شیمیایی دخالت آشکاری دارند. لیگنین زدایی از یک منبع گیاهی مناسب ، معمولا چوب ، یک فرآیند شیمیایی ناهمگن است که در دما و فشار زیاد انجام می‌شود.

دامنه شیمی کاغذ ، وسیع و جالب است شامل مباحثی از قبیل شیمی کربوهیدراتها ، رنگدانه‌های معدنی ، رزینهای آلی طبیعی و سنتزی و افزودنیهای پلیمری متعدد می‌باشد. در فرآیند تشکیل نیز تا حد زیادی شیمی کلوئید و شیمی سطح دخالت دارد. نقش پلیمر ، شیمی محیط زیست و شیمی تجزیه را نیز نباید فراموش کرد.
 

ترکیب شیمیایی کاغذ
از آنجا که کاغذ از الیافی ساخته می‌شود که قبلا تحت تاثیر تیمارهای فیزیکی و شیمیایی قرار گرفته‌اند، سلولهای گیاهی حاصل از ترکیب شیمیایی ثابتی نسبت به ساختار منابع گیاهی اولیه برخوردار نیستند. سلولهای گیاهی عمدتا از پلیمرهای کربوهیدراتی آغشته شده به مقادیر مختلف لیگنین (یک ترکیب پلیمری آروماتیک که میزان آن با افزایش سن گیاه افزایش می‌یابد و در حین فرآیند لیگنینی شدن تولید می‌گردد) تشکیل شده‌اند. بخش کربو هیدراتی سلول بطور عمده از پلی ساکارید سلولز تشکیل شده است. بخشی از این ترکیبات شامل پلی ساکاریدهای غیر ساختمانی با وزن مولکولی کم به نام همی سلولز هستند، که نقش بسیار مهمی در خصوصیات خمیر و کاغذ دارند.

به نظر می‌رسید که با توجه به نام همی سلولزها ، این ترکیبات با سلولز ارتباط داشته باشند و به روش مشابهی با سلولز بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر بخوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز شده باشند. اما در حال حاضر به خوبی مشخص شده است که این پلی ساکاریدها به روش متفاوتی بیوسنتز می‌شوند و نقش ویژه‌ای در دیواره سلول گیاهان ایفا می‌کنند. علاوه بر این ترکیبات مهم ، مقادیر کمی از مواد آلی قابل استخراج و مقادر بسیار کمی از مواد معدنی نیز در دیواره سلولی الیاف وجود دارد.
 

 مواد عصاره‌ای و اندک (%)

 لیگنین(%)

 همی سلولزها (%)

 سلولز (%)

 

10>

25 تا 35

20

40 تا 45

 سوزنی برگان

10>

17 تا 25

15 تا 35

40 تا 45

 پهن برگان

 

ترکیب کلی استخراج الیاف گیاهی از نظر درصد کربن ، هیدروژن و اکسیژن بسته به درجه لیگنین شدن متغیر است. میزان این عناصر برای چوب حدود 50% کربن ، 6% هیدروژن و 44% اکسیژن است. از آنجایی که ترکیب عنصری کربوهیدراتها کم و بیش به صورت CH2O)n) است، میزان کربن موجود تقریبا حدود 40% است. لیگنین یک ترکیب آروماتیک با فرمول تقریبی C10H11O4 می‌باشد. بنابراین ، میزان کربن آن بطور متوسط حدود 65 - 60% است.
 

سلولز
سلولز مهمترین ترکیب ساختاری دیواره‌های سلول است و بعد از حذف لیگنین و انواع دیگر مواد استخراجی نیز مهمترین ترکیب ساختاری کاغذ محسوب می‌شود. از نظر شیمیایی ، سلولز یک پلیمر دارای ساختمان میکرو فیبریلی شبه بلوری متشکل از واحدهای D-β گلوکوپیرانوزی با اتصالات (4 <---- 1) گلیکوزیدی است. همچون بسیاری از پلی ساکاریدها ، سلولز پلیمری بسپاشیده با وزن مولکولی زیاد است. بسته به نوع منبع سلولزی، درجه پلیمریزاسیون سلولز از 10000 تا 15000 متفاوت است.

سلولز 100% بلوری شناخته نشده است، اما ساختمان سلولز دارای یک بخش بلوری و یک بخش غیر بلوری یا بی‌شکل است. درجه بلورینگی بستگی به منشاء سلولز دارد. سلولز پنبه و انواع جلبکها مانند والونیا درجه بلورینگی بسیار بالایی است. در حالیکه سلولز چوب درجه بلورینگی پایینی دارد. سلولز بوسیله باکتریها نیز تولید می‌گردد که البته به عنوان منابع سلولزی برای کاغذ کاربردی ندارند.
 

همی سلولزها
همی سلولزها گروهی از پلی ساکاریدهای غیر ساختاری با وزن مولکولی کم و اغلب ناهمگن هستند که ارتباطی با سلولز نداشته و از راه بیوسنتز متفاوتی تولید می‌شوند. نام همی سلولزها نشان دهنده ارتباط یا نزدیکی آنها با سلولز نیست. نقش همی سلولزها در دیوراه سلول بخوبی شناخته شده نیست، اما وزن مولکولی خیلی کم آنها نمی‌تواند همی سلولزها را به عنوان یک پلیمر ساختاری مطرح کند (درجه پلیمریزاسیون آنها بین 150 - 200 است).

تحقیقات نظری در این زمینه نشان می‌دهد که همی سلولزها ممکن است نقشی در انتقال آب داشته باشند. همی سلولزها معمولا از واحدهای مونومری هگزوزی مثل
D- گلوکوپیرانوز ، D- مانوپیرانوز و D- گالاکتوپیرانوز و واحدهای پنتوزی مثل D- زایلو پیرانوز و L آرابینوفورانوز تشکیل شده‌اند. بخش قابل توجهی از همی سلولزها حتی بعد از لیگنین زدایی شیمیایی ، در خمیر کاغذ باقی می‌مانند. مهمترین همی سلولز موجود در سوزنی برگان گالاکتو گلوکومانان است که حدود 20% از وزن خشک چوب را تشکیل می‌دهد.
 

لیگنین
لیگنین ، پلیمری آروماتیک با ساختاری بسیار پیچیده است. تقریبا کلیه خصویات لیگنین در کاربردهای کاغذ سازی نقش منفی دارند و کاغذهای با کیفیت خوب از الیافی ساخته می‌شود که تقریبا عاری از لیگنین هستند. لیگنین سبب شکننده شدن کاغذ می‌شود و به دلیل اکسایش نوری و تشکیل گروههای رنگی سبب افزایش زردی و تیرگی کاغذ می‌شود. کاغذ روزنامه مثال خوبی در این زمینه است و بطور کلی کلیه خمیرهای مکانیکی که در آنها مقدار زیادی لیگنین وجود دارد، چنین اثرهایی را نشان می‌دهد.
 

رزینها و مواد استخراجی
چوب حاوی مقدار کمی (کمتر از 5%) از ترکیباتی است که توسط حلالهای آلی مثل اتانول یا دی کلرومتان قابل استخراج هستند. میزان این ترکیبات در پهن برگان و سوزنی برگان و در بین گونه‌های مختلف چوبی متفاوت است. اگر چه این ترکیبات ممکن است در حین فرآیندهای شیمیایی تهیه خمیر کاغذ حذف شوند، اما همیشه مقداری از آنها در کاغذ باقی می‌ماند. ترکیب شیمیایی این مواد بسیار متغیر است و شامل آلکانها ، آلکنها ، اسیدهای چرب (اشباع یا غیز اشباع) ، استرهای گلیسرول ، مومها ، اسیدهای رزینی ، ترپنها و ترکیبات فنولی هستند.

میزان باقیمانده این ترکیبات این ترکیبات در خمیر و کاغذ بستگی به فرآیند تهیه خمیر مورد استفاده دارد. در مجموع ، ترکیبات اسیدی مثل اسیدهای چرب و رزینی در محیط قلیایی براحتی از طریق تبدیل شدن به نمکهای محلول حل می‌گردند، اما در خمیر سازی اسیدی ، این ترکیبات براحتی قابل حل و خارج سازی نیستند. چندین محصول فرعی مفید در عملیات خمیر سازی از مواد استخراجی قابل استحصال است که مهمترین آنها شامل تربانتین و روغن تال است. تربانتین مخلوطی از هیدروکربنهای دو حلقه‌ای با فرمول
C10H16 است که ترکیبات عمده آن α و β- پنن است.

این ترکیبها به صورت محصولات فرعی فرار با بازده 5-4 لیتر به ازای هر تن چوب (کاج) قابل استحصال بوده و به عنوان حلال مور استفاده اند. روغن تال عمدتا از اسیدهای رزینی به همراه حدود 10% ترکیبات خنثی تشکیل شده است. این اسیدها از نظر ساختمانی ایزومرهای اسید آبیتیک هستند و به عنوان مواد افزودنی شیمیایی و مواد آهارزنی در تهیه کاغذ مصرف می‌شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط صالح نظری  | 

 

توليد سوخت و قند با استفاده از ضايعات گياهي حاوي سلولز

 

محمد هادي اسكندري، شهرام شكرفروش

 

 

چكيده

ذخاير انرژي فسيلي جهان، با روند فزاينده مصرف كنوني، تا چندين سال ديگر به اتمام خواهد رسيد و هر كشوري كه به فكر تامين منابع انرژي خود نباشد، با مشكلات فراوان روبرو خواهد شد. اما منابع گياهي و سلولزي موجود در دنيا، جايگزيني تجديد شونده، براي منابع نفتي مي‌باشند (2).

فراوانترين ماده آلي بر روي كره زمين سلولز و پلي ساكاريدهاي مشابه آن مي باشند كه در ساختار گياهان به كار رفته‌اند (5). سلولز از واحدهاي ساختماني به نام گلوكز تشكيل شده است كه يك قند ساده و قابل استفاده براي بيشتر موجودات زنده است، اما تجزيه سلولز و تبديل آن به گلوكز تنها توسط ميكروارگانيسمهايي كه داراي آنزيم سلولاز (Cellulase) مي‌باشند انجام پذير است (9). اگر با فرايندي مناسب و اقتصادي سلولز گياهان به قندهاي ساده و قابل تخمير تبديل شود، تحولي شگرف در صنايع غذايي و همچنين توليد سوختهاي طبيعي روي خواهد داد (1، 2، 5، 6، 10).

پس از توليد گلوكز مي توان با استفاده از ميكروبهاي ديگري و با استفاده از عمل تخمير از قندهاي موجود، اتانول توليد كرد كه جانشيني مناسب براي سوختهاي فسيلي مي‌باشد (2، 4، 10).

هم اكنون پژوهشگران زيادي بر روي جنبه هاي سلولي و مولكولي توليد مقرون به صرفه آنزيم سلولاز كار مي كنند و در اين زمينه به توفيقاتي نيز رسيده‌اند. اما كماكان توليد و پرورش ميكروارگانيسمهايي كه با سرعت بيشتر و هزينه كمتري قادر به توليد آنزيم فوق باشند مد نظر بسياري از محققين است (1، 2، 3، 4).

در كشور ايران نيز از ضايعات گياهي و كشاورزي سلولزي استفادة مطلوبي نمي‌شود و در صورت استفادة مناسب از اين منابع مقادير بسيار زيادي سوختهاي طبيعي و قندهاي ساده قابل توليد مي‌باشد.

مقدمه

استفاده از ضايعات گياهي و سلولزي سبب كاهش آلودگيهاي زيست محيطي و بهبود وضعيت بهداشتي جامعه مي‌گردد (2). يكي از مهمترين مشكلات زيست محيطي، گرم شدن كرة زمين بدليل مصرف زياد سوختهاي فسيلي مي‌باشد، استفاده از سوختهاي جايگزين سوختهاي فسيلي در توقف اين پديدة نامطلوب مؤثر مي‌باشد (2).

ميزان انرژي جذب شده بوسيلة عمل فتوسنتز بر روي كرة زمين چيزي در حدود 10 برابر مصرف ساليانة انرژي جهان مي‌باشد، كه از اين ميزان حدود 3/2 آن بوسيلة گياهان و بقيه بوسيله فيتوپلانكتونهاي آبزي جذب مي‌شود (2).

سلولز فراوانترين ماده آلي موجود بر روي كرة زمين مي‌باشد (5). تودة زيستي گياهي بيشتر از سه تركيب سلولز (40%)، همي سلولز (33%) و ليگنين (23%) تشكيل شده است. تخمين زده مي‌شود كه در حدود 1010 ×4 تن سلولز در سال بوسيلة گياهان آلي توليد مي‌شود. يا به عبارتي به ازاي هر نفر در هر روز 70 كيلوگرم سلولز سنتز مي‌شود. بنابراين كاربرد آنزيمهايي كه توانايي تغيير و تبديل در سلولز را داشته باشند مورد توجه قرار گرفته است (9).

سلولز از واحدهاي ساختماني گلوكز كه بوسيلة پيوندهاي (6     1 β) به هم متصل شده‌اند، ساخته شده است. اما تجزيه سلولز و تبديل آن به گلوكز تنها توسط ميكروارگانيسم‌هايي كه حاوي آنزيم سلولاز مي‌باشند انجام پذير است (9). اگر بتوان با فرايندي كارآمد و اقتصادي سلولز موجود در ضايعات گياهي و كشاورزي را به قندهاي ساده و قابل تخمير همچون گلوكز تبديل كرد، تحولي بزرگ در صنايع غذايي و توليد سوختهاي طبيعي جايگزين شونده نظير اتانول روي خواهد داد (1، 2، 4، 9).

در زمينة توليد اتانول از مواد سلولزي پيشرفتهاي بسياري حاصل شده است (1، 2، 3، 4، 10، 11). اما جهت پيشرفت و توسعه اين فرايند، پژوهش و مطالعات بيشتري مورد نياز است. در كشور ايران نيز از بيشتر ضايعات سلولزي و كشاورزي همچون كاه گندم و جو، كاه برنج، ضايعات جنگلي، روزنامه‌ها و كاغذهاي باطله، ضايعات كارخانجات كاغذسازي و ... استفادة مطلوبي نمي‌شود.

اگر چه آمار دقيقي از ميزان مواد فوق در دسترس نمي‌باشد اما بي شك حجم بسيار زياد و قابل توجهي مي‌باشند. جهت توليد گلوكز از مواد سلولزي و تبديل آن به اتانول مراحل زير انجام مي‌گيرد.

نمودار شمارة يك نشانگر مراحل انجام اين كار است كه به تفصيل در هر مورد بحث خواهد شد.

 

الف- توليد انبوه آنزيم سلولاز ميكروبي

موفقيت طرح تبديل ضايعات سلولزي به مواد قندي و سوختي در گرو توليد موفقيت آميز و
با صرفه آنزيم سلولاز مي باشد. توليد سلولاز، پر هزينه ترين قسمت اين فرايند مي باشد كه در حدود 40% هزينه كل را شامل مي شود. به همين سبب تحقيقات بسياري جهت كاستن هزينه توليد آنزيم در جريان است.

بايد به اين نكته توجه باشيم كه آنزيم سلولاز يك آنزيم خاص نيست و يك سيستم آنزيمي شامل سه قسمت عمده مي باشد:(5).

1- آنزيم Endo - ß- glucanase كه زنجيره سلولزي را به طور راندوم مي شكند و حاصل عمل آن گلوكز و Cello – oligo Saccharides مي باشد.

2- آنزيم Exo - ß - glucosidase كه به انتهاي غير احيا كننده زنجيره سلولزي حمله كرده و توليد سلوبيوز مي كند.

3- آنزيم ß – glucosidase كه سلوبيوز را به گلوكز تبديل مي كند (5).

ب- جداسازي ميكروارگانيسمهاي توليد كننده سلولاز

در اين مرحله بايد به جستجوي ميكروارگانيسمي پرداخت كه قادر به توليد اين آنزيمها به مقدار مناسب باشد. اگر چه بسياري از ميكروارگانيسمها قادر به توليد سلولاز هستند اما تنها تعداد كمي از آنها مقادير قابل توجهي از اين آنزيم را توليد مي‌كنند (2).

قارچها مهمترين گروه توليد كننده اين آنزيم هستند اگر چه گزارشاتي هم درمورد باكتريها و آكتينوميست‌هاي توليد كننده اين آنزيم وجود دارد. مهمترين قارچهاي توليد كننده اين آنزيم متعلق به جنسهاي Trichoderma و Aspergillus مي‌باشند (2).

براي جداسازي ميكروارگانيسمهاي فوق تكنيكهاي خاصي وجود دارد كه توضيح آن خارج از حوصله اين بحث مي‌باشد (2، 5، 8).

پس از جداسازي ميكروارگانيسم مناسب،  مي‌توان با استفاده از عمل موتان زايي به ميكروبهايي دست پيدا كرد كه توان زياد تري جهت توليد آنزيم سلولاز داشته باشند. جهت موتان زايي مي‌توان از اشعة UV و ماده (NTG) nitrosoguanidine استفاده كرد (2).

بسياري از سويه‌هايي كه امروزه جهت توليد آنزيم سلولاز به كار برده مي‌شوند موتانهاي حاصل از Trichoderma reesei مي‌باشند (2، 5، 9، 10).

امروزه با استفاده از روشهاي مهندسي ژنتيك به سويه‌هايي دست يافته‌اند كه توانايي بيشتري جهت توليد اين آنزيم دارند. همچنين دانشمندان با دستكاري ساختار پروتئيني اين آنزيمها، آنزيمهايي بسيار مقاوم به حرارت كه فعاليتشان در دماهاي بالا متوقف نمي‌شود توليد نموده‌اند (9). پس ا ز انتخاب سوية مناسب بايد آن را در محيط كشت ويژه رشد داد تا در حين رشد به توليد آنزيم بپردازد. جهت اين كار از محيطهايي مثل آب پنير، باگاس و كاه برنج استفاده شده است. محيطهاي نامبرده شده ارزان و در دسترس مي‌باشند. اما جهت اين كار محيطهايي مخلوط از چند سوبسترا تهيه گرديده كه نسبتاً گران ولي كارآمد مي‌باشند.

ج- تغييرات اوليه بر روي تودة زيستي حاوي سلولز:

تودة زيستي (Biomass) ليگنوسلولزي حاوي سلولز، همي سلولز، ليگنين و خاكستر مي‌باشند كه در ساختماني پيچيده با هم ارتباط دارند (9).

اعمال اوليه يا Pre-treatment بر روي اين مواد سبب افزايش سلولز كريستالينه شده و همزمان با آن سبب برداشت عوامل مهاري آنزيم نظير ليگنين مي‌شود.  Pre-treatmentسبب افزايش سطح تماس سلولز با آنزيم و متعاقباً عملكرد بهتر آنزيم مي‌شود (2).

Pre-treatment را مي‌توانيم به دو روش انجام دهيم: استفاده از مواد قليايي و استفاده از بخار فشرده.

Pre-treatment قليايي با استفاده از هيدروكسيد سديم انجام مي‌گيرد. نسبت قليايي مصرفي نسبت به تودة زيستي براي توليد مناسب حدود 1 به 12/ . مي باشد كه در دماي 80 تا 0C100و به مدت بيش از 2 – 5/1 ساعت انجام مي‌پذيرد. استفاده از بخار فشرده جهت تغيير سلولز زماني به كار مي‌رود كه استفاده از قليا پاسخگو نباشد (2، 10).

د- مرحلة ساكاريفيكاسيون (Saccharification):

در اين مرحله مي‌توان آنزيم سلولاز توليد شده را خالص سازي كرد يا بدون خالص سازي محيط كشت حاوي آن را به عنوان محيط حاوي سلولاز به كار برد. تودة زيستي كه از مرحلة قبل بدست آمد را تحت آنزيم سلولاز قرار مي‌دهند. آنزيم سلولاز با فعاليت خود سبب شكسته شدن پيوند بين مولكولهاي گلوكز شده و آنها را آزاد مي‌كند. اين عمل را مي‌توان به صورت توليد غير پيوسته يا پيوسته انجام داد (2).

هر چه زمان تماس و ميزان آنزيم سلولاز بيشتر باشد در نهايت قند بيشتري توليد مي‌گردد.

جهت بازيافت قند توليد شده تكنيكهاي چندي پيشنهاد گرديده است اما هم اكنون بهترين روش استفاده از Reverse osmosis مي‌باشد (2).

كار ديگري كه در اين مرحله مي‌توانيم انجام دهيم بازيافت آنزيم سلولاز موجود در محيط مي‌باشد. از آنجا كه آنزيمها همانند كاتاليزور عمل مي‌كنند و در پايان واكنش دست نخورده باقي مي‌ماند مي‌توانيم آنها را جداسازي نموده و در موارد ديگر آنها را بكار ببريم. تكنيكهاي كروماتوگرافي مهمترين روشها جهت جداسازي آنزيم فوق مي‌باشند (9).

ه- مرحله توليد اتانول:

جهت توليد اتانول بايد قند توليد شده را تخمير نموده و آن را تبديل به الكل اتيليك نماييم. اين تبديل توسط مخمرها انجام مي‌پذيرد. تخمير الكلي فرايندي شناخته شده است كه از ديرباز در سرتاسر جهان به كار مي‌رود (2، 4، 10).

مهمترين متدهايي كه جهت تثبيت مخمر به كار مي‌رود شامل: Collagen casting ، Chitosan  glutar–aldehyde molding، Carrageenan–entrapping method وCaciumalginate gel – entraping method مي‌باشد (2).

در بين روشهاي فوق روش آخر به سبب فعاليتهاي آنزيمي بالاي آن، پايداري و سهولت تهيه آن كاربرد بيشتري دارد.

براي تهيه الكل به غير از روش پيوسته كه در آن نياز به تثبيت سلولهاي مخمر مي‌باشد مي‌توان از توليد به روش Batch fermentation نيز استفاده نمود. اما كارايي آن نسبت به روشهاي ديگر نسبتاً كم مي‌باشد. اما روشي نسبتاً ساده مي‌باشد و پيچيدگيهاي روشهاي Immobilized method و Immobilized Flash method  را ندارد (2).

از آنجا كه الكل توليد شده در فرمانتور يك عامل مهاري جهت عملكرد مخمرها محسوب مي‌شود بايد آن را از محيط خارج سازيم. چرخش محيط كشت از راه يك ستون تقطير به ما اين امكان را مي‌دهد كه الكل توليد شده را جداسازي نموده و محيط را براي عملكرد مخمرها مساعد نماييم          (2، 4).

يكي از مهمترين كاربردهاي سيستمهاي بيولوژيكي انرژي زا، توليد اتانول از تودة زيستي (Biomass) مي‌باشد. در ايالات متحدة آمريكا ساليانه بالغ بر 5 ميليارد ليتر اتانول از طريق تخمير توليد مي‌شود كه مهمترين سوبستراي آنان نشاستة ذرت مي‌باشد. اين تكنولوژي در كشور آمريكا به خاطر توليد انبوه ذرت كه از طرف دولت مورد حمايت قرار مي‌گيرد مي‌تواند اقتصادي باشد. اما در كشورهاي ديگر همانند ايران توليد اين محصول جهت تبديل آن به سوخت طبيعي به صرفه نيست و استفاده از منابع سلولزي مي‌تواند راه حلي مناسب و جايگزين باشد.

تحقيقات بسيار گسترده و مناسبي در سرتاسر جهان جهت تحقق اين امر در حال انجام است و
بي شك در آينده بسيار نزديك شاهد توليد قند و اتانول و ديگر محصولات تخميري از زباله‌هاي مواد غذايي، كاغذهاي باطله، پسمانده‌هاي كشاورزي نظير كاه و ديگر منابع سلولزي خواهيم بود.

 

 

منابع

Aguiar, C. L. 2001. Biode gradarion of the Cellulose from sugarance Bagasse by fungal Cellulase. Sienc. Tecnol. Aliment. Vol.3, no. 2: 117-121.

Kazuhisa Miyamoto. 1997. Rrnewable biological systems for alternative sustainable energy production (FAO Agricultural services Bulletin – 128)

Lark, V. 1999. Production of ethanol from recycled paper sludge using cellulase and yeast, Kluvexomyces marxianus. Fuel and Energy Abstracts. Vol 38, Issue                    6. P: 395 – 396.

Lee J. 1997. Biological conversion of lignocellulosic biomass to ethanol. Jour of Biotechnology. Vol 56. P: 1 – 24.

Lee R. Lynd et al. 2002. Microbial Cellulase Utilization: Fundamentals and Biotechnology. Appl. Environ. Microbiol. 66: 506 577.

Netherwood, T. R. et al. 1999. Gene transfer in the Gastrointestinal tract. Appl. Envion. Microbial. 41: 1337-1343.

Spano, L. et al. 1975. Enzywatic Hydrolysis of Cellulosic waste to Glucose, Pollution Abatement Div, Food Svce. Labs, US. Army Natick, MA. USA.

Sternberg. D. et al. 1977. B-Glucosidase: Microbial production and effect on enzymatic hydrolysis of Cellulose. Can. J. Microbial. 23: 139-147.

Walsh G. 2002. Proteins Biochemistry and Biotechnology John Wiley X Sons, LTD pp: 419 – 471.

Wang. D.I.C, et al. 1983. Ethanol from Cellulosic Biomass. Philos. Trans. R, Soc. Lond. Ser. B3000: 323-333.

Yang X, et al. 2001. Bioconversion of corn straw by coupling ensiling and solid – state fermentation. Bioresource Technology. Vol 76. P: 277 – 280

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:2  توسط صالح نظری  |